مطالب مرتبط با کلیدواژه

توسعه مکان محور


۱.

«روستا» به مثابه «مکان توسعه»، تطبیق «منظر زیسته» و «منظر ساخته شده» در منطقه کوهدشت(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: توسعه مکان محور روستا فضا کوهدشت منظر تطبیقی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۲ تعداد دانلود : ۲۰۲
انسان به عنوان محصول روستا، خود نهاده اصلی شکل گیری مکان و مسیر آتی توسعه است. در این میان یکی از دغدغه های مهم حول روستاهای شهرستان کوهدشت، مهاجرت گسترده بومیان است. از این رو در راستای پاسخ به کلان موضوع«نقش مکان در فرایند توسعه روستا» مسئله این پژوهش «مکان توسعه در زندگی روزمره روستاهای منطقه کوهدشت چگونه است؟» قرار گرفت. در واقع با این فرض که «مکان، انسان و روستا را از مسیر مراقبت های دو سویه به هم پیوند می زند»؛ «روستا» به مثابه «مکان توسعه» مجالی به روزمره انسان-روستا معرفی شد، برای تحقق «دستاورد های» حاصل از مواجهه با سختی های منحصربه فرد و پیوسته پیچیده تر، در قالب فضا. هدف پژوهش، «تبیین مدل یکپارچه مکان توسعه زندگی روزمره روستا» با پاسخ به دو سؤال «منظر ساخته شده روستا در منطقه کوهدشت چگونه است؟» و « منظر زیسته روستا در منطقه کوهدشت چگونه است؟» مطرح شده است. برای رسیدن به سازگاری در «واقعیت مشترک دریافت شده» از دو سؤال پژوهش، نیاز به تطبیق دو حوزه معنایی موازی وجود دارد. به این معنا که «توصیفاتی از منطقه که حاصل مشاهده (حاضر) است» با راهبرد تحلیل مضمون؛ و «توصیفاتی از منطقه که حاصل زیست شدن (غیرحاضر) است» با راهبرد پدیدارشناسی هرمنوتیک، احصا شده؛ و دست آوردهای این دو گام با وزنی برابر، با هم جمع بندی می شوند. یافته های پژوهش برای سؤال اول، سه بُعد «عملکرد»، «ایدئولوژی» و «دارایی» را ظاهر کرد. و در سؤال دوم نیز، سه تجربه «زادگاه مشترک»، «عملکرد مشترک» و «دارایی مشترک»، از مصاحبه های پدیدارشناسانه حاصل شد. در نهایت با تطبیق نتایج این دو مرحله، مدلی متشکل از چهار بُعد «مکان»، «دارایی»، «فضای اجتماعی» و «عملکرد» جمع بندی شد.
۲.

واکاوی نقش مکان ساز منظر سبز بومی در توسعه منظر شهری (مطالعه موردی: شهررودخانه های دزفول، شوش و شوشتر)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: منظر سبز توسعه مکان محور شهررودخانه سرزمین خوزستان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۵ تعداد دانلود : ۱۱۷
منظر سبز شهری به عنوان بخشی از منظر شهری دارای تأثیرات فراونی در جنبه های مختلف زندگی شهروندان بوده است و چگونگی توسعه آن اهمیت به سزایی دارد. در برنامه های توسعه معاصر به منظر سبز صرفاً به عنوان پدیده ای تزئینی به منظور تفرج و به مزایای زیست محیطی آن توجه می شود که در رویکرد توسعه پایدار جنبه های اقتصادی و اجتماعی نیز مدنظر است. توسعه فضای سبز معاصر در مجاورت رودخانه های خوزستان موجب تقلیل عملکردهای چندگانه و نقش هویتی رودخانه و منظر سبز به عناصر تفریحی در شهر و در نتیجه جدایی این دو از زندگی روزمره ساکنان شده است. در برنامه های توسعه اخیر نیز اغلب الگویی جامع برای همه شهرها ارائه می شود، این درحالی است که ظرفیت های مکانی و نیازهای ساکنان عاملی تعیین کننده در فرایند توسعه محسوب می شود. شهررودخانه های خوزستان نیز دارای ویژگی ها و ظرفیت های خاص خود هستند که تعیین کننده سبک منظر سبز براساس نیاز ساکنان در این شهرهاست. بنابراین، شناخت این سبک و ویژگی های آن به منظور توسعه مکان محور ضروری است. این پژوهش با خوانش منظرین به شناسایی این ویژگی ها از طریق مشاهدات میدانی با استفاده از روش اکتشافی و در برخی موارد بررسی اسناد تاریخی پرداخت. نتایج مشاهدات نشان دادند سازماندهی منظر سبز در شهرهای دزفول، شوش و شوشتر به صورت واحه ای به منظور سازگاری با اقلیم، مکان یابی در نقاط مکث و عطف شهر به منظور پیوند با فعالیت های روزمره، انتخاب درختان بومی نخل و کُنار (دارای شأن مقدس) به صورت تک کاشت و به طور کلی منظر سبز چندعملکردی است. منظر سبز در پیوند مستمر با زندگی مردم نیازهای ساکنان را برطرف ساخته و براساس ظرفیت های عملکردی، اقلیمی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و هویتی مکان ایجاد شده است. بنابراین، منظر سبز بومی این شهرها با مؤلفه های مکان ساز خود می تواند نقش اساسی در توسعه مکان محور ایفا کند که نیازمند مورد ملاحظه قراردادن آن در فرایند توسعه است.
۳.

غفلت از نقش مکان ساز منظر سبز عامل اصلی ناکارآمدی توسعه در شهر نطنز(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: منظر سبز توسعه مکان محور باغ شهر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۶۸
با گسترش شهرنشینی و توسعه روزافزون شهرها نیاز انسان به ارتباط با طبیعت بیش از پیش احساس شده و فضای سبز شهری همگام با شهر در حال توسعه است. با وجود افزایش توسعه کمی فضای سبز معاصر ناکارآمدی آن و عدم رفع نیازهای مختلف شهروندان مشهود است. شناخت ظرفیت های مکانی و ادراک ساکنان از فضای سبز پیرامون آنان به شناخت مؤلفه های مکان ساز منظر سبز بومی خواهد انجامید. باغ شهر نطنز نیز دارای ظرفیت های مکانی خاص خود است که پژوهش حاضر به واکاوی ویژگی های تیپولوژی های سبز مختلف نطنز به منظور شناخت این مؤلفه ها از طریق اسناد کتابخانه ای و مشاهدات میدانی به واسطه خوانش منظرین پرداخته است. نتایج نشان دادند که تیپولوژی های سبز سنتی نطنز شامل باغ شهر و واحه های سبز با توجه به نیازهای ساکنان و ظرفیت های مکان با ایجاد نظم با تأکید عناصر برگزیده ایجاد شده اند و با دارا بودن پیوند تنگاتنگ با زندگی روزمره و ذهنیات ساکنان نیازهای آنان درجنبه های مختلف اجتماعی، فرهنگی، زیبایی شناختی، اقتصادی و زیست محیطی را برطرف می سازند. در حالی که تیپولوژی های سبز معاصر شامل پارک های شهری و فضاهای سبز عمومی به صورت ناپایدار و ناسازگار با ادراک ساکنان از مکان به عملکرد صرفاً تزئینی و تفرجی تقلیل یافته و جایگاهی در ذهنیت ساکنان ندارند. توجه به مؤلفه های مکان ساز منظر سبز در طرح های توسعه به منظور افزایش کارآمدی فضای سبز و تبدیل آن به منظر سبز امری ضروری است.
۴.

تحلیل تطبیقی نقش زیرساخت های آبی سنتی در توسعۀ مکان محور (موردپژوهی: قمش دزفول و مادی اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: توسعه مکان محور زیرساخت آبی سنتی قمش های دزفول مادی های اصفهان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱ تعداد دانلود : ۲
آب، به عنوان اساسی ترین نیاز بشری و عنصر حیاتی زندگی، همواره نخستین دغدغه انسان در ایجاد سکونتگاه های دائم یا موقت بوده است. شبکه های آبرسانی نیز از نخستین زیرساخت های شهری محسوب می شوند که نقشی اساسی در انتقال حیات به محیط های انسانی ایفا کرده اند. زیرساخت های آبی سنتی در شهرهای تاریخی ایران، فراتر از نقش عملکردی در تأمین آب، در شکل دهی به ساختار فضایی، تقویت هویت مکانی و تسهیل تعاملات اجتماعی مؤثر بوده اند. با این حال، در جریان تحولات کالبدی معاصر و گسست از بسترهای بومی، نقش این نظام ها به حاشیه رفته است. این پژوهش با تمرکز بر بازشناسی ظرفیت های کالبدی، کارکردی و معنایی زیرساخت های آبی سنتی، به بررسی جایگاه این زیرساخت ها به عنوان عناصر هویت بخش در سازمان فضایی شهر پرداخته و از طریق تحلیل تطبیقی دو نمونه برجسته، قمش های دزفول و مادی های اصفهان، تلاش دارد اهمیت آن ها را تقویت توسعه مکان محور شهری تبیین نماید. رویکرد این نوشتار کیفی بوده، پژوهش از طریق تحلیل مضمون داده های میدانی و اسنادی، سه بُعد کالبدی، کارکردی و معنایی را بررسی کرده و یک مدل مفهومی برای تبیین پیوند میان زیرساخت های بومی و توسعه شهری ارائه می دهد. نمونه های مورد مطالعه شامل قمش های زیرزمینی دزفول و مادی های سطحی اصفهان است که در چهار مرحله شامل استخراج مؤلفه های نظری، تحلیل منابع تاریخی، مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ساکنان و متخصصان و مشاهدات میدانی مورد بررسی تطبیقی قرار گرفته اند. در این راستا، یافته ها نشان می دهد که علیرغم تفاوت های کالبدی ناشی از شرایط اقلیمی، هر دو نظام زیرساختی به عنوان ساختارهایی چندمنظوره در سازمان یابی فضا، تولید معنا و حافظه جمعی نقش آفرین بوده اند. پژوهش بر این نکته تأکید دارد که بازآفرینی خلاقانه این زیرساخت ها می تواند نه تنها در تاب آوری اقلیمی و مدیریت پایدار منابع آب مؤثر باشد، بلکه بستر مناسبی برای تقویت حس مکان، انسجام اجتماعی و توسعه پایدار شهری فراهم آورد.