مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۵۰۱ تا ۲٬۵۲۰ مورد از کل ۵۵۲٬۹۱۹ مورد.
منبع:
مطالعات علوم قرآن سال ۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۲۴)
67 - 100
حوزههای تخصصی:
این پژوهش، درصدد تبیین مفهوم حاکمیت سیاسی جاهلیت مدرن، در عرصه سیاست و اجتماع است. فرض مطالعه بر آن است که حاکمیت سیاسی جاهلیت مدرن، در راستای حذف حاکمیتی ارزش های الهی، از عرصه اجتماع و حاکمیت، درصدد بارگذاری و تزریق ارزش های مبتنی بر آموزه های غیرالهی و تحمیل آنها بر اندیشه های مردم و جامعه است. این پژوهش، براساس تحلیل داده های مرتبط با موضوع و بهره مندی از شیوه تفسیر موضوعی، با تأکید بر روش استنطاقی شهید محمدباقر صدر است. آیات که دارای دلالت های روشن، در خصوص مبارزه با جهل دارند، مرجع استناد پژوهش قرار گرفته اند. مهمترین یافته های تحقیق، نفی خدا، معاندت با آموزه های وحیانی و پیروی از هوای نفس، استکبارورزی و فتنه انگیزی، درون مایه اصلی و عصاره ای حاکمیت سیاسی جاهلیت مدرن در ساحت جامعه و سیاست است. در این مطالعه، مبانی، جهان بینی و رفتارهای حاکمیت سیاسی جاهلیت مدرن، در عرصه های بنیادی، بویژه حیات سیاسی، از نگاه قرآن کریم، مورد بررسی و نقد قرار گرفته و ابطال آن تبیین شده است. راهبردهای قرآنی مواجهه با مبانی و رفتارهای حاکمیت سیاسی جاهلیت مدرن، بر مفاهیمی، چون خدامحوری، استکبارستیزی به هم آمیختگی دین و سیاست تکیه می کند و در همه مقدرات، رویکردها و رفتارها، التزام به بایدها و نبایدهای کلام وحی توجه دارد.
هنجاریابی و بررسی ویژگی های روان سنجی مقیاس رهبری فناورانه در بانک ها(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مهندسی مدیریت نوین دوره ۱۱ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴
145 - 164
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی روایی، پایایی و ساختار عاملی پرسشنامه رهبری فناورانه در بانک ها بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کارکنان کلیه شعب بانک صادرات ارومیه در سال 1403 به تعداد 620 (35 شعبه بانکی) بود که تعداد 240 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. جهت محاسبه روایی همگرا و واگرا از پرسشنامه رهبری دیجیتال النعیمی (2022) استفاده شد. روایی سازه از طریق تحلیل عاملی تأییدی مورد بررسی قرار گرفت. پایایی به کمک روش آلفای کرونباخ و بازآزمایی و تجزیه و تحلیل داده ها با نرم افزارهای اس. پی. اس. اس. نسخه 25 و لیزرل نسخه 8/8 انجام شد. نتایج تحلیل عاملی تأییدی همانند فرم اصلی، 2 عامل نوآورانه و حمایتی را مورد تائید قرار داد. همچنین، ضریب آلفای کرونباخ برای کل مقیاس برابر با 86/0 و برای خرده مقیاس های نوآورانه و حمایتی به ترتیب ضریب آلفای کرونباخ برابر با 83/0 و 80/0 به دست آمد. علاوه بر این، ضریب بازآزمایی با فاصله چهار هفته برای کل پرسشنامه 80/0 و برای خرده مقیاس های جنبه های اداری، جنبه های تحصیلی، تصویر، دسترسی، برنامه های ارائه شده و امکانات فیزیکی به ترتیب 77/0 و 84/0 به دست آمد. همچنین ضرایب همبستگی نشان دهنده روایی همگرا و تشخیصی مطلوب پرسشنامه بود (001/0P<). با توجه به نتایج به دست آمده می توان گفت که پرسش نامه رهبری فناورانه ابزاری قابل اعتماد و روا برای اندازه گیری رهبری فناورانه در بانک ها است.
تحلیل قابلیتهای فناورانه در شرکت پتروشیمی با استفاده از مدل ترکیبی تصمیم گیری فازی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مطالعات توسعه و مدیریت منابع دوره ۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
107 - 120
حوزههای تخصصی:
تحول در فناوری و توسعه تکنولوژی های پیشرفته یکی از الزامات اساسی برای بقای سازمان ها به شمار می آید. این پژوهش باهدف شناسایی و رتبه بندی قابلیت های فناورانه در شرکت پتروشیمی شیراز با استفاده از یک مدل ترکیبی انجام شده است. روش تحقیق از نوع توصیفی-تحلیلی بوده و جامعه آماری شامل مدیران و سرپرستان این شرکت می باشد. در این مطالعه، با مرور ادبیات پژوهش، چهار معیار اصلی و 20 زیر معیار شناسایی شدند. سپس با استفاده از تحلیل عاملی تأییدی، داده ها بررسی شده و برای تحلیل نهایی از رویکرد ترکیبی دیمتل فازی و تحلیل شبکه ای فازی بهره گرفته شد. نتایج رتبه بندی معیارهای اصلی نشان داد که "قابلیت بهره برداری از فناوری"با وزن 0.279 در رتبه نخست و "قابلیت شناسایی و گزینش فناوری"با وزن نرمال 0.223 در رتبه چهارم قرار دارند. علاوه بر این، نتایج نهایی رتبه بندی زیر معیارها مشخص کرد که "برنامه ریزی، نظارت و هماهنگی در تولیدات"، "تأمین نیروی انسانی" و "انجام تحقیق و توسعه" در رتبه های اول تا سوم جای گرفته اند. بنابراین ضروری است تا اقداماتی لازم و حیاتی در این زمینه انجام پذیرند؛ از جمله شناسایی و پایش فناوری های نوین، کسب آگاهی جامع از تمامی مباحث مرتبط با حوزه فناوری، اتخاذ تصمیمات مناسب در انتخاب فناوری، تعیین مسیر پیشرفت آن، و ارزیابی و انتخاب بهترین راهکار فناورانه ممکن. این تحقیق می تواند به عنوان نمونه ای کاربردی برای تحلیل و تقویت قابلیت های فناورانه سازمان ها مورد استفاده قرار گیرد.
رابطه علّی خودتخریب گری دختران نوجوان و باورهای غیرمنطقی مادران با نقش میانجی اضطراب والدین و رابطه والد-نوجوان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی سال ۲۹ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۱۵)
538 - 547
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه علی باورهای غیرمنطقی والدین و خودتخریب گری دختران نوجوان با نقش واسطه ای اضطراب والدین و رابطه والد- نوجوان انجام شد. جامعه آماری پژوهش، دختران متوسطه دوم شهر تهران و مادران آنان بودند. نمونه گیری به صورت تصادفی چندمرحله ای (خوشه ای) ابتدا بر اساس مناطق آموزش و پرورش و سپس با همکاری آموزش و پرورش مناطق و مدارس، از مدارس و به تعداد 160 نفر انجام شد. برای گردآوری داده ها پرسشنامه ارزیابی رابطه والد- نوجوان، مقیاس خودتخریب گری مزمن، آزمون باورهای غیرمنطقی و آزمون اضطراب حالت- صفت اسپییلبرگر به کار رفت. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر و با استفاده از نرم افزار آماری SPSS-25 و Amos-25 انجام شد. شاخص های برازش مدل نشانگر برازش مدل با داده ها بود. رابطه علی میان باورهای غیرمنطقی والدین و خودتخریب گری نوجوانان دختر هم به طور مستقیم و هم به طور غیرمستقیم و از طریق متغیرهای میانجی تأیید شد. در نتیجه گیری کلی می توان گفت باورهای غیرمنطقی مادر با افزایش اضطراب مادر و اثرگذاری مخرب بر روابط والد-نوجوان می تواند منجر به بروز خودتخریب گری در نوجوان شود. در نظر گرفتن این یافته ها برای درمان رفتارهای خوتخریب گر نوجوانان سودمند است.
A Educational Analysis of the Quranic Concept of "Ṭalab" within the Framework of Traditional Quranic Hermeneutics and Its Implications for Educational Competencies(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This interdisciplinary study aims to provide a Educational analysis of the Quranic concept of " Ṭalab " (seeking/pursuit) within the framework of traditional Quranic hermeneutics, with a special emphasis on the perspective of Allamah Ṭabāṭabāʼī . The research seeks to deduce key educational competencies to address four challenges in Iran's educational system: "Rote memorization, information overload, learner passivity, and lack of skills." Using a multi-method qualitative approach that includes systematic review, conceptual decomposition, comparative analysis, logical retroductive analysis, and Frankena's practical inference, three core competencies were extracted: "The Competency of Self-Exposure/Placing Oneself in a Position of Exposure (with components of openness and the skill of listening), which fosters active learner engagement and targets the issue of passivity; the Competency of Sensitive and Methodical Seeking of the Original Meaning (emphasizing inquiry, reasoning, foresight, hermeneutical critique, vigilance, and doubt), which serves as an alternative to rote memorization and information overload; the Competency of Seeking the True Meaning (centered on truth-seeking and truth-acceptance, doubt, critical courage, being a reformer, and wise skills), which reduces the lack of skills by nurturing critical thinking and self-correction." The findings indicate that these competencies, by transforming the learning process into an active quest, enable the redesign of curricula based on hermeneutical skills. By linking Quranic hermeneutical theory to practical educational needs, this research offers a novel framework for educational transformation in Iran.
نقش هماهنگی پیام با حب ذات در تأثیرگذاری آن در تغییر رفتار مخاطب بر اساس داده های قرآن
منبع:
مطالعات علوم قرآن سال ۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۲۵)
38 - 62
حوزههای تخصصی:
این پژوهش در پی روشی برای افزایش تأثیر پیام بر مخاطب و در نتیجه تغییر رفتار اوست. گرایش ها و تمایلاتی در انسان وجود دارد که هرکدام انسان را به رفتاری مناسب با خود سوق می دهد؛ مثلاً میل به اکتشاف و کسب علم، او را به فراگیری بیشتر فرا می خواند؛ اما راحت طلبی یا گرایش به ثروت اندوزی او را به رفتار دیگری می کشاند که از علم آموزی باز می دارد؛ بنابراین بسیاری از آیات و روایات و به طورکلی پیام هایی که با هدف اصلاح رفتار بیان می شوند، چه بسا مخاطب آن را مخالف تمایلات و گرایش های درونی خود به حساب آورد؛ ازاین رو آن را نپذیرد. این پژوهش در پی یافتن روشی است که مخاطب چنین پیام هایی را موافق تمایلات خود به حساب آورد و در نتیجه انگیزه انجام آن رفتار را در او ایجاد و یا تقویت کند. به کارگیری این روش به مبلِّغان، گویندگان و نویسندگان و همه مربیان کمک می کند تا پیام های خود را با شناخت گرایش های انسان، با شیوه ای که برای مخاطب جذاب تر و مؤثرتر باشد، بیان کنند. این نوشتار با رویکرد توصیفی- تحلیلی، با بررسی آیات قرآن و روایات، روش های تأثیرگذاری بر مخاطب و تغییر رفتار او را بررسی کرده است. نتایج این پژوهش نشان می دهد: «هماهنگ کردن پیام با حب ذات» بهترین شیوه تغییر گرایش و در نتیجه تغییر رفتار است. بر این پایه، محتوا باید به گونه ای بیان شود که مخاطب با شنیدن پیام نه تنها احساس نکند آنچه از او می خواهند برخلاف میل اوست، بلکه احساس کند محتوای پیام همسو و موافق با تمایلات و گرایش های اوست.
الگوسازی تربیتی سبک زندگی اسلامی سوره نور با رویکرد تمام ساحتی در عصر جدید(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قرآن، فرهنگ و تمدن سال ۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۲۱)
51 - 70
حوزههای تخصصی:
با وجود جامعیت سوره نور، تاکنون الگوی تربیتی تمام ساحتی برای سبک زندگی اسلامی که پاسخ گوی چالش های عصر جدید باشد، استخراج نشده است. هدف از پژوهش حاضر الگوسازی تربیتی سبک زندگی اسلامی سوره نور با رویکرد تمام ساحتی در عصر جدید است. این پژوهش کیفی با روش تحلیل مضمون، به گردآوری مضامین و پیاده سازی آن ها با نرم افزار MAXQDA پرداخته است. نتایج این پژوهش با رویکرد تمام ساحتی جواب گوی بحران معنویت عصر جدید در ساحت اعتقادی و عبادی و اخلاقی (ارتباط با خدا و بهره گیری از هدایت گری او، تلفیق ایمان و عمل در زندگی، آراستگی به ارزش های اخلاقی)، بحران ارتباطات رودررو و فتنه ساز ی های پیچیده در ساحت سیاسی و اجتماعی (سازندگی تعاملات اجتماعی، بهینه سازی عملکرد نظام قضایی و حقوقی)، بحران مادی گرایی در ساحت اقتصادی و حرفه ای (توجه به جنبه الهی در امور اقتصادی، پرهیز از افراط و تفریط و اکتفا به حد تعادل)، بحران کاهش زیبایی گرایی واقعی در ساحت زیبایی شناسی و هنر (زیبایی رفتار جمعی، زیبایی معنوی، زیبایی طبیعت)، بحران انفجار اطلاعات در ساحت علمی و فناورانه (همراهی تفکر علمی و منطقی با بصیرت و حقیقت جویی عالمانه) و بحران ظاهرگرایی افراطی در ساحت زیستی و بدنی (حجاب و پوشش ایمن ساز و اصلاح نگاه) بوده است.
بررسی میزان آشنایی اعضای هیئت علمی دانشگاه صنعتی جندی شاپور دزفول با نقش فراداده (متادیتا) در رؤیت پذیری مقالات در محیط وب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: در میان خروجی های متعدد پژوهشی دانشگاه ها، توجه بیشتری معطوف مقالات منتشر شده است. در دانشگاه های اروپا و آمریکا، تعداد مقالات منتشر شده در یک سال توسط یک عضو هیئت علمی، نشانه موفقیت حرفه ای او به شمار می آید. هدف از این مطالعه، بررسی میزان آشنایی اعضای هیئت علمی دانشگاه صنعتی جندی شاپور دزفول با نقش فراداده (متادیتا) در رؤیت پذیری مقالات در محیط وب است.روش: پژوهش حاضر از نوع کاربردی است که به روش پیمایشی و با رویکرد توصیفی انجام شده است. جامعه مورد مطالعه در این پژوهش، تمامی اعضای هیئت علمی دانشگاه صنعتی جندی شاپور دزفول که 82 عضو می باشند، است که به دلیل حجم کم جامعه، روش سرشماری انجام شد. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه است که شامل اطلاعات جمعیت شناختی و 53 گویه در سه بخش می باشد. بخش نخست، که مربوط به فراداده است، برگرفته از پرسشنامه متادیتا 2020 (کایزر و همکاران، 2021)؛ بخش دوم که مربوط به رؤیت پذیری است و نیز بخش سوم که مربوط به استفاده از فراداده و عناصر فراداده ای در نرم افزار Word است، محقق ساخته است که سؤالاتی را در راستای پاسخ به پرسش های پژوهش دربرمی گیرد. روایی پرسشنامه، با سنجش روایی صوری و محتوایی، مورد تأیید قرار گرفت. نتایج حاصل از آزمون پایایی پرسشنامه، با استفاده از آلفای کرونباخ در هر بخش به ترتیب 86/0، 81/0 و 77/0 به دست آمد و مورد تأیید قرار گرفت. برخی از گویه ها، بر اساس مقیاس پنج گزینه ای لیکرت؛ برخی گویه ها دارای گزینه هایی جهت اولویت دهی؛ و برخی گویه ها دارای پاسخ بله و خیر هستند. داده ها به نرم افزار اکسل منتقل شد و با استفاده از آمار توصیفی، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.یافته ها: یافته ها نشان داد حدوداً نیمی از اعضای هیئت علمی، کلمات فراداده، اَبَرداده و متادیتا را ندیده یا نشنیده اند و مفهوم این کلمات برای بیشتر اعضای هیئت علمی، واضح و روشن نیست. همچنین یافته ها حاکی از این است اکثر اعضای هیئت علمی (حدود 75 درصد)، ذهنیت صحیحی از مفهوم فراداده نداشتند و فقط حدود 25 درصد از آن ها با مفهوم فراداده، آشنایی نسبی داشتند. همچنین نتایج نشان داد مهم ترین فقره های اطلاعاتی از نظر اعضای هیئت علمی جهت دسترس پذیر ساختن مقالات یا به هنگام جستجوی مقالات و یا تصمیم گیری در مورد مطالعه یا دانلود یک مقاله، به ترتیب عنوان، نویسنده، وابستگی سازمانی، چکیده و تاریخ نشر مقاله است. اعضای هیئت علمی قبل از استفاده از یک اثر تحقیقاتی، به منظور درک و پذیرش و یا عدم پذیرش آن اثر، به عنوان، فرمت و اندازه و حجم آن اثر، اهمیت زیادی می دهند و تصمیم به استفاده یا عدم استفاده از آن می گیرند. نتایج نشان می دهد که میزان تمایل و علاقه ی اعضای هیئت علمی نسبت به انتشار مقالات خود و همکاری با محققین داخلی و خارجی در تالیفات خود، در سطح بالایی است و نیز آشنایی بالایی را با پایگاه های اطلاعاتی علمی گوگل اسکالر، ریسرچ گیت و اُرکید اظهار داشتند. همچنین مواردی که استفاده و به کارگیری آن ها منجر به رؤیت پذیری بیشتر می شود توسط نیمی از اعضای هیئت علمی به کار گرفته می شود و نیمی از آن ها با عدم برخورداری از پروفایل کاربری یا شناسه در پایگاه های اطلاعاتی و شبکه های اجتماعی علمی، رؤیت پذیری خود را کاهش می دهند. مشخص شد که بیشتر اعضای هیئت علمی جهت نگارش مقالات خود، به صورت روزانه و متناوب از نرم افزار وُرد استفاده می کنند. همچنین، تعداد زیادی از اعضای هیئت علمی در نگارش مقالات خود با استفاده از نرم افزار وُرد، از انواع مختلف فراداده ها (توصیفی، ساختاری، اجرایی یا مدیریتی)، استفاده نمی کنند یا آن ها را بسیار کم به کار می برند که این منجر به عدم نمایه سازی صحیح مقاله در موتورهای جستجو و پایگاه های اطلاعاتی و در نهایت، کاهش رؤیت پذیری می شود. در پایان مشاهده شد که بیشتر اعضای هیئت علمی، با عناصر اصلی تولید فراداده در این نرم افزار آشنا نیستند و آن ها را به کار نمی برند.نتیجه گیری: آن چه از یافته ها، نتیجه می شود این است که عدم آشنایی اعضای هیئت علمی با مفهوم فراداده و نیز عدم به کارگیری آن در نگارش مقالات خود و انتشار آن در محیط وب منجر به عدم نمایه سازی صحیح مقالات در موتورها و پایگاه های جستجو و در نتیجه کاهش رؤیت پذیری مقاله و پدیدآور آن می شود. پیشنهاد می شود با برگزاری کارگاهی برای اعضای هیئت علمی، در مورد فراداده و مفهوم و انواع آن و نیز تشریح مفهوم فراداده به عنوان یکی از عوامل مهم و تأثیرگذار در افزایش رؤیت پذیری، و همچنین نحوه به کارگیری آن در نرم افزار وُرد، با این واژه و کاربرد آن، بیشتر آشنا شوند.
کاربرد عملیات روانی در مناظره های انتخاباتی؛ مطالعه موردیِ دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مناظره های انتخاباتی، محتوا و شیوه برگزاری آن به واسطه اثرات ماندگاری که بر جامعه دارند همواره مورد توجه و علاقه بخش های مختلف جامعه به ویژه پژوهشگران بوده است. هدف مقاله شناسایی تاکتیک های عملیات روانی و شیوه های به کارگیری آن از سوی نامزدها در مبارزات انتخابات ریاست جمهوری ایران با رهیافتی میان رشته ای است. پرسش اصلی مقاله آن است که نامزدهای دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران، در مناظره ها از کدام تاکتیک و شیوه های عملیات روانی در برابر رقیبان استفاده کرده اند؟ برای گردآوری و تجزیه وتحلیل داده های مناظرات از روش تحلیل محتوای کیفی و کمی استفاده شده است. در این روش داده ها، هدفمند و بر اساس شاخص های برگرفته از مبانی نظری گرداوری، دسته بندی و تجزیه وتحلیل شده اند. با توجه به ماهیت میان رشته ای موضوع، روان شناسی سیاسی چارجوب نظری مقاله است. یافته ها حاکی است نامزدها، از 45 تاکتیک که برخی از آنها عملیات روانی است بهره گرفته اند. این تاکتیک ها، ذیل دو مفهوم قابل ارائه اند: اول تاکتیک های تدافعی – تهاجمی، دوم تاکتیک های تبیینی – اثباتی. از این میان، شناسایی و مفهوم پردازی شیوه ها و تاکتیک های جدید نظیر تاکتیک بگم بگم!، تهدید به پیگیری قضایی! و ارائه گواه یا شاهد!، از وجوه نوآورانه مقاله است. نتایج نیز حاکی است فرایند مناظره ها دو لایه محتوایی دارد. لایه اصلی؛ با هدایت شخصیت های با تجربه تر و با مسئولیت اجرایی مهم تر؛ و لایه فرعی؛ که عموماً توسط چهره های کم تجربه تر و بدون داشتن سابقه اجرایی چشمگیر نمایندگی می شود.
پیش بینی رضایت از تصویر بدن دختران دانشجو بر اساس میزان استفاده از اینستاگرام با نقش واسطه ای حساسیت به طرد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر هم زمان با گسترش استفاده کاربران از تلفن همراه هوشمند و همچنین افزایش عضویت در شبکه های اجتماعی و استفاده زیاد از آن، نارضایتی از تصویر بدنی به خصوص در میان دختران گسترش یافته است. لذا پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی حساسیت به طرد در رابطه بین رضایت از تصویر بدنی و استفاده از اینستاگرام در زنان انجام شد. روش پژوهش حاضر توصیفی- همبستگی مبتنی بر مدل معادلات ساختاری بود. جامعه آماری آن شامل تمامی دختران دانشجویان شاغل به تحصیل اردبیل در سال 1402-1403 بود که از این جامعه 203 دانشجوی دختر با استفاده از روش نمونه گیری سهمیه ای انتخاب شدند. به منظور گرد آوری داده ها از مقیاس اعتیاد به اینستاگرام اندریسن و همکاران (2012)، مقیاس رضایت از تصویر بدن سوئوتو و گارسیا (1989) و پرسش نامه حساسیت بین فردی بایس و پارکر (2000) استفاده شد. داد ه ها با استفاده از روش مدل معادلات ساختاری و به وسیله نرم افزارهای SPSS-26 و AMOS-24 تحلیل شدند که نتایج نشان داد استفاده از اینستاگرام به صورت مستقیم و مثبت با حساسیت به طرد، و به صورت مستقیم و معکوس با رضایت از تصویر بدنی ارتباط دارد. همچنین استفاده از اینستاگرام با میانجی گری حساسیت به طرد بر رضایت از تصویر بدنی تأثیر منفی دارد (01/0≥P)؛ بنابراین با توجه به برازش نهایی مدل، می توان گفت افزایش استفاده از اینستاگرام می تواند در افراد دارای حساسیت به طرد، موجب کاهش رضایت از تصویر بدنی می شود.
نقش ویژگی های شخصیتی مدیران و تمرکز مالکیت بر رابطه بین تصمیمات تامین مالی و عملکرد زیست محیطی، اجتماعی و راهبری: دیدگاه نظریه موازنه ایستا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بر اساس نظریه موازنه ایستا، برای تعیین بهترین ترکیب از بدهی و سرمایه پیش از انتخاب منبع تامین مالی باید هزینه ها و مزایای آن سنجیده شوند. انتخاب نوع تامین مالی ممکن است به برنامه های شرکت در مورد عملکرد زیست محیطی، اجتماعی و راهبری شرکت از جمله میزان پذیرش آنها از چنین تلاش هایی و منافع موردانتظار فعالیت های زیست محیطی، اجتماعی و راهبری شرکت بستگی داشته باشد. فعالیت های تامین مالی شرکت و فعالیت های زیست محیطی، اجتماعی و راهبری شرکت آن متاثر از ویژگی های مدیران و ساختار مالکیت شرکت است. بررسی تجربی این موضوع با تمرکز بر نظریه موازنه ایستا، هدف پژوهش حاضر است. شش فرضیه پژوهش با استفاده از اطلاعات 166 شرکت در بورس اوراق بهادار تهران در دوره زمانی 1392 تا 1401 و بکارگیری رگرسیون، آزمون و تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که تامین مالی از طریق سهام و از طریق بدهی با عملکرد زیست محیطی، اجتماعی و راهبری شرکت رابطه مثبت و معنی دار دارند. خوش بینی مدیریت، رابطه بین تامین مالی از طریق بدهی و عملکرد زیست محیطی، اجتماعی و راهبری را تقویت می کند، اما کوته بینی مدیریت بر این رابطه، نقش تعدیل کنندگی ندارد. خوش بینی مدیریت، بر رابطه بین تامین مالی از طریق سهام و عملکرد زیست محیطی، اجتماعی و راهبری نقش تعدیل کنندگی ندارد اما کوته بینی مدیریت، این رابطه را تضعیف می کند. همچنین، تمرکز مالکیت بر رابطه تامین مالی از طریق بدهی و از طریق سهام با عملکرد زیست محیطی، اجتماعی و راهبری شرکت، نقش تعدیل کنندگی ایفا نمی کند. از آنجایی که تیم مدیریتی، نقشی کلیدی در تمام تصمیمات استراتژیک شرکت ایفا می کنند، انتصاب دقیق و هدفمند آنها با توجه به ویژگی های مناسب، یکی از عوامل اصلی تضمین موفقیت شرکت هاست.
بازشناسی نقش سازمان های واسطه ای تسهیلگر توسعه کارآفرینی؛ از تنوع تا تمایز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گام های نخست شکل گیری سازمان های توسعه کارآفرینی در بوم سازگان نوآوری ایران در قالب «شهرک علمی- تحقیقاتی، پارک های علم و فناوری و مراکز رشد» به عنوان یکی از اولین و مهم ترین بسترهای شکل گیری ارتباط صنعت ، از سال 1379 توسط وزارت علوم، تحقیقات و فناوری در استان های مختلف برداشته شد. طی این سال ها 59 پارک علم و فناوری در قالب پارک منطقه ای، دستگاهی، دانشگاهی و خصوصی و بالغ بر 290 مرکز رشد در سراسر کشور توسعه یافته است. با آغاز فعالیت معاونت علمی، فناوری و اقتصاد دانش بنیان ریاست جمهوری، موج تازه ای از فضاهای توسعه کسب و کار در بوم سازگان نوآوری ایران مطرح گردید، بطوری که از ابتدای دهه 90، «مراکز نوآوری» (ذیل مراکز دانشگاهی، پژوهشی و پارک های علم و فناوری) و «شتاب دهنده ها» با شتاب زیادی توسعه یافتند. در اواخر این دهه، «کارخانه های نوآوری»،«مراکز نوآوری شرکتی» و «خانه های خلاق» به این بوم سازگان اضافه شد. طی این سال ها بالغ بر 350 مرکز نوآوری، 170 شتاب دهنده، 24 کارخانه نوآوری و 87 خانه خلاق به عنوان انواع دیگری از گونه های سازمان های واسطه ای، ایجاد و فعالیت نموده اند. تنوع و تعدد ساختارهای موجود حتی از چارچوب های یاد شده نیز فراتر رفته، بی آنکه مرز مشخصی برای نقش هر یک یا جایگاهشان در زنجیره ارزش نوآوری- بر پایه الگوهای جهانی و اقتضائات بومی- ترسیم شود.بنظر میرسد بوم سازگان نوآوری ایران به بازطراحی ساختاری و کارکردی در این حوزه نیاز دارد. زیرساخت های فیزیکی و سخت طی سال های اخیر رشد کرده اند، اما زیرساخت های نرم، از جمله مهارت مدیریتی و مربیگری، حکمرانی شبکه ای، و مدل های کسب وکار پایدار، کمتر توسعه یافته اند. اکنون زمان آن فرا رسیده که تمرکز از «ساخت فضا» به «ساخت معنا» معطوف شود؛ یعنی بازتعریف نقش، مأموریت و کارکرد هر یک از این سازمان ها بر اساس سطح آمادگی فناوری و نیازهای واقعی بوم سازگان ملی.
پیامدهای تساوی جنسیتی بر خانواده در اعلامیه اینچئون از منظر فقه امامیه(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
مسئله اصلی این پژوهش، بررسی این موضوع که مقصود اعلامیه اینچئون از تساوی جنسیتی چیست؟ و ازنظر فقه امامیه، چه آثاری بر خانواده دارد؟ اعلامیه اینچئون، الگویی آموزشی با رویکرد تساوی جنسیتی است که در سپتامبر 2015م در شهر اینچئون کره جنوبی با عنوان «سند توسعه پایدار»، توسط دولت های جهان به تصویب رسید. هدف پنجم این اعلامیه، تساوی جنسیتی در امور اجتماعی و خانواده است. مقاله حاضر به روش توصیفی- تحلیلی، موضوع تساوی جنسیتی را با رویکرد فقه امامیه و پیامد های آن در خانواده بررسی کرده است. یافته های پژوهش بیانگر آن است که فقه در مقام انسانیت، همه را مساوی می بیند، اما تساویِ مطرح شده در وظایف، نقش ها و حقوق، در برخی موارد، مخالف با قوانین فقه امامیه است و پیامد های نامطلوبی ازجمله عدم تمکین زنان و لغو قوامیت مردان بر خانواده دارد. اسلام بر اساس تفاوت های جنسی، حقوق، وظایف و نقش های متفاوتی با ضوابط فقهی برای زنان و مردان در خانواده تعیین کرده است که تغییر این ساختار، بنیان خانواده را دچار تزلزل می کند. فقه، تعریف روشن و واحدی از خانواده دارد که با تعریف متنوع اعلامیه از خانواده در تعارض است. مهم ترین نتیجه این پژوهش، ضرورت ارائه یک مدل آموزشی مناسب با رویکرد فقه امامیه است که ضمن توجه ویژه به حوزه آموزش عدالت محور، شاهد استحکام، پایداری، روابط عفیفانه و بهره مندی از سلامت روابط جنسی در خانواده و انعکاس آن در جامعه است. هریک از اعضای خانواده، وظایف و نقش معینی دارند و در صورت ضرورت می تواند تغییر محدودی داشته باشد تا با آرامش و امنیت در پرتو قوانین ناب اسلامی زندگی نمایند.
بررسی انتقادی سیاست های مهاجرتی ایران در قبال اتباع افغانستانی: ارائه نمونه بدیل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ایران در یکی مهمترین و فعال ترین گذرگاه های مهاجرتی درجهان موقعیت استراتژیکی دارد چراکه به طور هم زمان کشور مبدا، ترانزیت و مقصد میلیون ها مهاجر است سوال اصلی پژوهشواکاوی انتقادی سیاستگذاری جمهوری اسلامی ایران در قبال اتباع افغانستانی میباشداین پژوهش چندبعدی و در پارادایم کیفی انجام شده است. روش جمع- آوری داده ها و اطلاعات ترکیبی از منابع اسنادی مصاحبه متخصصان، برگزاری پانل خبرگان جلسات کارشناسی و کسب نقطه نظرات دستگاه ها و نهادهای مرتبط با موضوع بوده است.ایران علیرغم مواجه شدن با تحریم های گسترده بین المللی نزدیک به پنج دهه میزبان یکی ازبزرگترین جمعیت های مهاجرتی در جهان است. گام اول در سیاستگذاری، تبیین مسئله است. حکمرانی و سیاست گذاری درحوزه اتباع افغانستانی نیازمند رویکردی پیشدستانه، به گزین هوشمندانه و درازمدت است. حضور بلندمدت اتباع افغانستانی درایران ابعاد مختلفی از زیست جامعه را تحت الشعاع قرار داده و سبب ساز چالش و فرصت های متعددی در حوزه های سیاسیفرهنگی، اجتماعی، امنیتی و اقتصادی شده است که به نظر می رسد فقدان سیاست گذاری منسجم و آینده نگرانه در این حوزه می تواند مخاطرات جدی ایجادنماید. این پژوهش ضمن تبیین وجوه مختلفمهاجرت اتباع افغانستانی به ایران مدل مفهومی 7 مرحله ای حکمرانی مهاجرت را به عنوان شالوده سیاستگذاری در این حوزه ارائه نماید که شامل مرحله پیشامهاجرت، ترانزیت، مدیریت مرز، ورود و شناسایی، ادغام، اخراج و بازادغام می باشد.
رهنمودی برای تحول در پژوهش های کمّی حسابداری ایران: گذر از الگوی محلی به الگوی علمی بین المللی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بررسی های حسابداری و حسابرسی دوره ۳۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
117 - 162
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهشگران ایرانی در رشته حسابداری با چالشی در انتخاب بین الگوی نگارش بین المللی و محلی مواجهند. اگرچه در ۱۵ سال گذشته، تعداد مجله های داخلی و فارغ التحصیلان این رشته، افزایش شایان توجهی یافته است، تعداد انتشار مقاله های اصیل و باکیفیت در مجله های معتبر بین المللی چندان چشمگیر نیست. تلاش ها برای بهبود شیوه های نگارش مقاله ها و انطباق با استانداردهای علمی جهانی، نتایج محدودی را به همراه داشته است و مقاله های محلی، همچنان با مشکلات محتوایی، ساختاری و شکلی روبه رو هستند. این پژوهش با استفاده از مطالعات پیشین و کتب روش شناسی موجود، رهنمودهایی را برای بهبود فرایند نگارش مقاله های کمّی حسابداری ارائه می دهد.روش: این پژوهش از روش تطبیقی بهره می برد که شامل الگوبرداری از مقاله های حسابداری چاپ شده در مجله های معتبر بین المللی و به کارگیری نکات ذکرشده در پژوهش ها و کتاب های روش شناسی معتبر داخلی و خارجی است تا مقاله ای با رویکرد کمّی در سطح استانداردهای علمی جهانی تدوین شود. ابتدا الگویی مناسب که نشان دهنده همه اجزای ضروری یک پژوهش کمّی حسابداری است، معرفی شده است؛ سپس با استفاده از شواهد نظری و تجربی مرتبط، نکته های لازم برای تدوین هر جزء مقاله کمّی حسابداری، در قالب «بایدها» و «نبایدها» ارائه می شود. همچنین، برای دلایل زیربنایی این نکته ها و ارائه نمونه های عینی، به منابع معتبر ارجاع داده شده است.یافته ها: پژوهش حاضر رهنمود های جامعی را برای بسط بخش های مختلف یک مقاله کمّی حسابداری ارائه کرده است. در چکیده، به بیان مسئله یا هدف پژوهش، روش های مورداستفاده، یافته های اصلی، تفسیر نتیجه ها و کاربردهای عملی پرداخته و از مطالب کلیشه ای اجتناب می شود. مقدمه به سه بخش تقسیم می شود: اول، بیان مسئله شامل اهمیت مسئله، مسئله، شکاف دانشی، ضرورت پژوهش و هدف؛ دوم، چگونگی حل مسئله از طریق مرور مبانی نظری، روش پژوهش و یافته های اصلی؛ سوم، دانش افزایی ها که به دستاوردهای علمی و عملی اشاره می کند. مرور پیشینه به صورت تحلیلی انجام شده و به ارائه شواهد تجربی برای توسعه فرضیه ها و همچنین، برجسته سازی شکاف های دانشی موجود می پردازد. در انتخاب مبانی نظری و تئوری پایه پژوهش، باید با توجه به محیط پژوهشی، تئوری ای انتخاب شود که بیشترین قدرت توضیح دهندگی و پیش بینی کنندگی را داشته باشد، نه اینکه فقط از مقاله های خارجی تقلید شود. فرضیه ها باید بر پایه استدلال قیاسی و به صورت جهت دار تنظیم شوند. در بخش نمونه، مهم ترین نکته، ارائه دقیق جدول غربالگری و اجتناب از استفاده نادرست از اصطلاح «نمونه گیری» در پژوهش های آرشیوی است. در تصریح مدل، سه رویکرد اصلی معرفی شده است که از میان آن ها «نمودار علّی» به عنوان بهترین روش پیشنهاد می شود. افزون براین، توجه به خطای اندازه گیری متغیرهای اصلی پژوهش نیز اهمیت دارد. متغیرهای کنترلی به دو دسته «خوب» (هم بسته) و «بد» (برخورددهنده، سازه همسان، با خطای اندازه گیری بالا) تقسیم می شوند. در بخش آماره های توصیفی، نحوه ارائه داده ها، تحلیل های پارامتری و ناپارامتری و هم بستگی ها برجسته شده است. آزمون نتایج فرضیه ها در سه مرحله انجام می شود: پیش آزمون ها که بر حذف آزمون های پایایی تأکید دارند، تفسیر نتایج و مقایسه با پژوهش های قبلی، و پس آزمون ها که راه حل های مرتبط با فروض کلاسیک رگرسیون را ارائه می کنند. همچنین، آزمون های حساسیت برای رد توضیحات جایگزین، مثلث سازی معیارهای تجربی، تصریح مدل ها و منابع داده پیشنهاد شده اند. مقایسه با یافته های پژوهش های قبلی نباید در قسمت نتیجه گیری آورده شود. در نهایت، رعایت اصول نگارش علمی، ارجاع دهی دقیق و تدوین متن، به صورت منسجم و روان مورد تأکید قرار گرفته است.نتیجه گیری: این پژوهش می تواند به عنوان منبعی مهم برای دانشجویان، استادان، نویسندگان، داوران و سردبیران مجله های داخلی، استفاده شود و از این رو، در جهت ارتقای سطح علمی و پژوهشی در این حوزه، گامی مؤثر خواهد بود. این رهنمود با شناسایی و ارائه «بایدها» و «نبایدهای» مؤثر در نگارش مقاله های کمّی حسابداری، زمینه های بهبود فرایند نگارش و افزایش انتشار مقاله های باکیفیت در سطح جهانی را فراهم می سازد. افزون براین، رهنمودهای ارائه شده، نه تنها کیفیت مقاله های داخلی را بهبود می بخشند، بلکه با رعایت آن ها، کیفیت پژوهش های حسابداری در سطح پایان نامه ها و پروپوزال ها و به طورکلی، در روش شناسی پژوهشی نیز ارتقا خواهد یافت.
توانایی مدیریت و لحن بند تأکید بر مطلب خاص گزارش حسابرس: رویکرد پردازش زبان طبیعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بررسی های حسابداری و حسابرسی دوره ۳۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
343 - 371
حوزههای تخصصی:
هدف: با توجه به آزادی عمل نسبی حسابرس در انتخاب عبارت ها و کلمه های به کار رفته در نگارش بندهای تأکید بر مطلب خاص و همچنین، نظر به تعاملات بین حسابرس و مدیران صاحب کار، در تعیین موضوع و جمله بندی به کار رفته در بندهای مذکور، در این پژوهش رابطه بین توانایی مدیریت با لحن بندهای تأکید بر مطلب خاص گزارش حسابرسی بررسی شده است. هدف این پژوهش، فراهم آوردن شواهدی در رابطه با بهره برداری حسابرس از لحن گزارش حسابرسی، برای انتقال پیام و دیدگاه خود درباره اقلام صورت های مالی به استفاده کنندگان از گزارش ها و تأثیر ویژگی های صاحب کار و مدیران آن بر لحن گزاش حسابرس است.روش: در پژوهش حاضر به منظور تحلیل لحن، ۲۱۰۴ بند تأکید بر مطلب خاص گزارش حسابرسی مربوط به ۱۷۹ شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار، طی دوره زمانی ۱۳۹۵ تا ۱۴۰۲، بر مبنای رویکرد NLP، از واسط برنامه نویسی مدل زبانی جی پی تی ۴ (GPT-4 API) با بهره گیری اسکریپت توسعه یافته در زبان برنامه نویسی پایتون استفاده شده است. اسکریپت پایتون و پرامپ جی پی تی، به نحوی تنظیم شده است که خروجی آن، درصدهای مثبت، منفی و خنثی بودن هر بند و طبقه بندی کلی آن بند در یکی از سه گروه مثبت، منفی یا خنثی است. برای سنجش کارایی شرکت و توانایی مدیران از مدل دمرجیان، لو و مک وی (۲۰۱۲) استفاده شده و فرضیه پژوهش با استفاده رگرسیون های توبیت و لجستیک آزمون شده است.یافته ها: نتایج به دست آمده نشان می دهد که لحن بندهای تأکید بر مطلب خاص گزارش حسابرس در ۳۱درصد موارد «منفی» و در ۱۰درصد موارد «مثبت» (در مجموع در ۴۱درصد موارد غیر خنثی) طبقه بندی می شود. نتایج حاصل از برآورد مدل های رگرسیونی نشان می دهد که حسابرسان در رابطه با شرکت های با کارایی بالاتر، از لحن منفی کمتری استفاده می کنند و لحن بند تأکید بر مطلب خاص این دسته از شرکت ها، اغلب جهت گیری خنثی دارد. در مقابل، حسابرسان در مواجهه با مدیران با توانایی بالا، بیشتر از لحن منفی استفاده می کنند و به استفاده از لحن خنثی تمایل کمتری دارند. درنهایت، سازمان حسابرسی و مؤسسه حسابرسی مفید راهبر، در مقایسه با سایر مؤسسه های حسابرسی، از لحن منفی بیشتری در بندهای تأکید بر مطلب خاص استفاده می کنند.نتیجه گیری: رابطه معکوس و معنادار لحن منفی بندهای تأکید بر مطلب خاص با کارایی شرکت، به این معناست که حسابرسان در رابطه با شرکت های با کارایی بالاتر، برآورد خود از ریسک تحریف در گزارشگری مالی را کاهش می دهند و درنتیجه برای پوشش در مقابل ریسک های احتمالی آتی، به استفاده از لحن منفی در بندهای تأکید بر مطلب خاص در گزارش حسابرسی، احساس نیاز کمتری می کنند. در مقابل، حسابرسان در مواجهه با مدیرانی که توانایی بیشتری از خود نشان می دهند، احتمال ریسک بروز رفتار فرصت طلبانه در گزارشگری مالی را افزایش می دهند و درنتیجه با استفاده از لحن منفی بندهای تأکید بر مطلب خاص، ضمن انتقال پیام مدنظر به استفاده کننده از اطلاعات، برای خود پوششی در مقابل ریسک های احتمالی آتی ناشی از رفتار فرصت طلبانه مدیریت فراهم می آورند. به طور کلی، نتایج این پژوهش شواهدی در رابطه با استفاده حسابرس از لحن در بندهای تأکید بر مطلب، به عنوان ابزاری برای انتقال دیدگاه خود درباره اطلاعات مندرج در صورت های مالی، ارزیابی رفتار مدیران شرکت ها در گزارشگری مالی و ایجاد پوشش در مقابل ریسک های گزارشگری مالی صاحب کاران فراهم می آورد.
الگوی نظام مدیریت منابع انسانی متناسب با نسل جدید زِد در سازمان های اجرایی با رویکرد تحلیل مضمون(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت دولتی دوره ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
75 - 121
حوزههای تخصصی:
هدف: هر جامعه ای از طریق فرایند جامعه پذیری که سنت اجتماعی نسل های پیشین را به نسل های جدید انتقال می دهد، استمرار می باید؛ اما نسل های جدید، هرگز به طور دقیق زندگی اجتماعی پیشینیان خود را تکرار نمی کنند؛ بلکه همواره به برخی از جنبه های سنتی انتقاد یا آن ها را رد می کنند و در پی نوآوری هستند. نسل جدیدی که امروزه سازمان ها با آن روبه رو شده اند و باید خودشان را برای ورودشان آماده کنند، نسل زِد است. امروزه نسل های مختلفی از کارکنان در محیط های کاری وجود دارد و هر نسل، ویژگی ها، ارزش ها و رفتارهای خاص خود را دارد و مدیریت مؤثر این نسل ها، چالشی اساسی برای سازمان هاست؛ بنابراین مدیران باید هم ویژگی های فردی این نسل را درک کنند و هم بدانند چگونه آن ها را مدیریت کنند، اگر بستر مناسب سازمانی برای فعالیت و انجام اقدامات نسل زِد وجود نداشته باشد، برنامه های مدیریت منابع انسانی محکوم به شکست هستند. هدف این پژوهش شناسایی شاخص های کلیدی نسل جدید، از طریق رویکرد تحلیل مضمون است.
روش: این تحقیق کیفی و کاربردی است. مشارکت کنندگان آن، متخصصان و خبرگان منابع انسانی دانشگاهی و سازمان های دولتی است که از طریق روش نمونه گیری نظری و گلوله برفی تعیین شدند. برای شناسایی مؤلفه های کلیدی منابع انسانی کارکنان نسل زِد در سازمان های دولتی، از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد و با ۵۰ نفر از خبرگان منابع انسانی دانشگاهی و سازمان های دولتی، مصاحبه های عمیق به عمل آمد. برای تحلیل داده ها، از روش تحلیل مضمون کلارک و براون استفاده شد.
یافته ها: تجزیه وتحلیل داده ها به شکل گیری ۵۰۶ کد اولیه، ۲۹مضمون فرعی و ۹ مضمون اصلی انجامید. مضمون های فرعی شناسایی شده عبارت اند از: ۱. ویژگی های فردی / شخصیتی کاری؛ ۲. ویژگی های روان شناختی بهداشتی؛ ۳. ویژگی های شغل شاغل؛ ۴. ویژگی های محیط داخلی خارجی؛ ۵. هم بستگی تیم سازی؛ ۶. ویژگی های فرهنگی اجتماعی؛ ۷. پرداخت شغل محور؛ ۸. پرداخت شخص محور؛ ۹. پرداخت عدالت محور؛ ۱۰. معیارها برنامه ها؛ ۱۱. ارزیابی عدالت محور؛ ۱۲. مؤلفه های ارزیابی بازخوردی؛ ۱۳. نظارت کنترل راهبردی؛ ۱۴. ویژگی های رفتاری تخصص مدرس؛ ۱۵. نیازسنجی نظرسنجی آموزشی؛ ۱۶. انعطاف پذیری شیوه های آموزشی؛ ۱۷. سبک های آموزشی یادگیری؛ ۱۸. پایگاه داده علمی؛ ۱۹ خدمات IT؛ ۲۰. تجهیزات زیرساخت ها؛ ۲۱. جذب استخدام؛ ۲۲. برنامه ریزی راهبرد محور؛ ۲۳. نگاه سرمایه ای انسانی فنی؛ ۲۴. نگاه خلاقیت نوآوری؛ ۲۵. نیازسنجی / نظرسنجی خواسته های سازمانی کارکنان؛ ۲۶. ویژگی های اخلاقی رفتاری مدیر؛ ۲۷. اهداف ساختاری اجرایی؛ ۲۸. قابلیت های مدیریتی؛ ۲۹. الزامات قانونی اجرایی.
نتیجه گیری: حفظ و نگهداری از نیروی انسانی نسل زِد، یکی از رموز موفقیت بقا و سلامت هر کسب وکاری است. مدیران اثربخش بر این باورند که نگه داشتن کارکنان نسل زِد، رضایت مشتریان، افزایش ماندگاری و رضایت از کسب وکار در سازمان های دولتی را باعث می شود. نسل زِد در سازمان های مختلف، اگر نتوانند انگیزه لازم را از سوی سازمان دریافت کنند، به راحتی جابه جا می شوند. این جابه جایی ها هزینه های چشمگیری را به همراه دارد؛ از جمله هزینه های ناشی از مهاجرت مداوم و مستمر منابع انسانی. همچنین، هزینه های جانبی دیگری مانند آموزش مجدد و کاهش کارایی و اثربخشی نیز باید در نظر گرفته شود. بر اساس نتایج این پژوهش، به کارگیری مدل منابع انسانی برای نسل زِد در سازمان های دولتی، می تواند به مدیران و سازمان های دولتی در توسعه و بهبود نیروی کاری، به ویژه نسل جدید، به عنوان نیروی محرکه سازمان ها، کمک شایانی کند و آن ها را به سازمان های پیشرو در حوزه خود مبدل سازد.
خودشیفتگی شرکای حسابرسی و حق الزحمه حسابرسی: نقش دوره تصدی و تعدد کاری حسابرس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های حسابرسی حرفه ای سال ۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۸
8 - 33
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی ارتباط بین خودشیفتگی شرکای حسابرسی و حق الزحمه حسابرسی با توجه به نقش دوره تصدی و تعدد کاری شریک حسابرسی می باشد. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، هم بستگی و پس رویدادی است. جامعه آماری این پژوهش شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، طی سال های 1394تا ۱۴۰۰ بود که با روش حذف سیستماتیک، داده های مربوط به 82 شرکت انتخاب شد و فرضیه ها با استفاده از رگرسیون چندگانه برای داده های تابلویی، به روش اثرات ثابت، از طریق نرم افزار ایویوز آزمون گردید. نتایج پژوهش نشان داده که خودشیفتگی شریک اول امضا کننده گزارش حسابرسی ارتباط معناداری با حق الزحمه حسابرسی ندارد و دوره تصدی و تعدد کاری این شریک تاثیری بر این رابطه ندارد. اما خودشیفتگی شریک دوم به طور مثبت و معناداری با حق الزحمه حسابرسی مرتبط است. در میان دوره تصدی و تعدد کاری این شریک تنها دوره تصدی دارای یک اثر کاهنده بر این رابطه می باشد. ویژگی های شریک دوم حسابرسی بر قیمت گذاری خدمات حسابرسی تعیین کننده تر از شریک اول است. با این حال موسسه های حسابرسی با آگاهی از میزان خودشیفتگی شرکای خود، علاوه بر کاهش هزینه های صرف شده در یک پروژه حسابرسی شریک خودشیفته و امکان افزودن بر سود خود، می توانند با کاهش قیمت خدمات ارائه شده مزیت رقابتی خود را بالا ببرند.
تحلیل پویایی های نوسانات نرخ ارز بر بازدهی بازار سهام در طی زمان (استفاده از رویکردهای ARIMA-MSEGARCH-TVPVAR)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: مدل سازی های مبتنی بر رگرسیون خطی، به علت فروض رگرسیونی متعدد؛ عمدتا دارای خطای بالا است؛ لذا در سال های اخیر، پژوهش هایی مبتنی بر رویکردهای غیرخطی توسعه یافته اند. بر این اساس هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی تحلیل پویایی های نوسانات نرخ ارز بر بازدهی بازار سهام در طی زمان در بازه های زمانی کوتاه مدت، میان مدت و بلندمدت است.روش شناسی پژوهش: در این پژوهش از 15 رویکرد خانواده های گارچ و نوسان تصادفی جهت استخراج نوسان نرخ ارز در بازه زمانی 1-1391 تا 6-1402 بهره گرفته شد. بر اساس میزان خطای پیش بینی مدل ARIMA-MSEGARCH در حالت توزیع T چوله که بیانگر رفتار نامتقارن در نرخ ارز است، بالاترین دقت را در استخراج نوسانات نرخ ارز داشت.یافته ها: بر این اساس نوسانات نرخ ارز در دو رژیم نوسانات بالا و پایین استخراج گردید و تاثیر این نوسانات در بازه های زمانی مختلف با استفاده از رویکرد TVPVAR بر بازدهی سهام موردبررسی قرار گرفت. بر اساس نتایج، در هر دو رژیم با نوسانات بالا و پایین رابطه بین نوسانات نرخ ارز و بازدهی سهام مثبت است و این تاثیر در زمان نوسانات بالا قوی تر است. درنتیجه فعالان حوزه بازار سرمایه در مباحث مدیریت ریسک و قیمت گذاری دارایی ها و تشکیل پرتفوی سهام به اثر سرریزشوندگی میان این بازارها را لحاظ نمایند. بر اساس نتایج تحقیق در کوتاه مدت مدل های سهام گرا (رابطه منفی بین نرخ ارز و قیمت سهام) و در میان مدت و بلندمدت مدل های جریان گرا (رابطه مثبت بین نرخ ارز و قیمت سهام)، در بازار سهام مشاهده می گردد.اصالت/ارزش افزوده علمی: این مطالعه بینش های ارزشمندی را در مورد رابطه پویا بین نوسانات نرخ ارز و بازده بازار سهام ارایه می کند و تاثیرات متفاوت در افق های زمانی مختلف را برجسته می کند. یافته ها با تاکید بر تاثیر نوسانات بازار، راهنمایی عملی برای سرمایه گذاران و سیاست گذاران در مدیریت ریسک، قیمت گذاری دارایی، و بهینه سازی پرتفوی ارایه می دهد.
مطالعه میزان مشارکت گیمرهای ورزش های الکترونیک در فعالیت های جسمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت و توسعه ورزش دوره ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
23 - 48
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش، بررسی میزان مشارکت گیمرهای ورزش های الکترونیکی در فعالیت های جسمانی و شناسایی عوامل موثر بر رفتار و تمایلات آن ها نسبت به مشارکت در فعالیت های بدنی بود.روش شناسی: پژوهش حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی همبستگی بود. جامعه آماری شامل گیمرهای نسل زد (متولدین سال های 1373 تا 1388) ساکن ایران بودند که در ورزش های الکترونیکی به صورت حرفه ای یا تفریحی فعالیت داشتند و حداقل یک سال تجربه مرتبط در این حوزه را دارا بودند. این افراد به صورت در دسترس از میان سکوهای گیمینگ، انجمن های آنلاین، باشگاه های ورزش های الکترونیکی و سایر اجتماعات مرتبط شناسایی شدند. برای تعیین حجم نمونه، از فرمول کوکران استفاده و تعداد 408 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها شامل دو پرسش نامه استاندارد شامل پرسش نامه تئوری رفتار برنامه ریزی شده (شامل سنجش نگرش، هنجار ذهنی، کنترل رفتاری درک شده و میل رفتاری)، پرسش نامه سودمندی و لذت درک شده (برای ارزیابی برداشت کاربران از ارزش ها و تجربه های خوشایند حاصل از فعالیت بدنی) و پرسشنامه محقق ساخته مشارکت در فعالیت های بدنی بود. به منظور تحلیل داده ها، از مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) با نرم افزار PLS4 استفاده شد.یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که متغیرهای کنترل رفتاری درک شده و هنجار ذهنی، تأثیر مثبت و معناداری بر تمایل بازیکنان ورزش های الکترونیکی برای مشارکت در فعالیت های جسمانی دارند. همچنین نگرش مثبت بازیکنان نسبت به فعالیت های بدنی، به ویژه زمانی که با لذت و سودمندی درک شده همراه است، نقش مهمی در تقویت میل رفتاری آن ها ایفا می کند.نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان می دهد که برای افزایش مشارکت بازیکنان ورزش های الکترونیکی در فعالیت های جسمانی، توجه به عوامل روان شناختی مانند کنترل رفتاری درک شده، نگرش مثبت، و هنجارهای اجتماعی ضروری است. برنامه ریزان حوزه ورزش و سلامت می توانند با طراحی کمپین های آگاهی بخشی جذاب و مبتنی بر فرهنگ بین نسلی، بر لذت و سودمندی فعالیت های بدنی تأکید کرده و نگرش مثبت نسبت به این فعالیت ها را تقویت کنند.









