مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۴۴۱ تا ۲٬۴۶۰ مورد از کل ۵۵۲٬۹۱۹ مورد.
منبع:
نامه معماری و شهرسازی سال ۱۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۴۸
114 - 135
حوزههای تخصصی:
محیط مطلوب در فضاهای بهداشتی و مراقبتی، تأثیر مثبتی بر انواع پیامدهای مرتبط با سلامتی مانند مدت اقامت، مصرف مسکن و استرس دارد. در این راستا پایش ابزارهای ارزیابی محیط داخلی ساخته شده داخلی بر نحوه ارزیابی و بهبود کیفیت این فضاها تاثیرگزار خواهد بود. این مطالعه قصد دارد با تحلیل مطالعات مروری که به بررسی این ابزارها پرداخته اند، مشخص نماید که مطالعات جامع در این حوزه در چه زمینه هایی صورت گرفته است. همچنین حوزه تمرکز و معیارهای دسته بندی ابزارها در این مطالعات بر چه اساسی بوده و درنهایت چه نقصان ها یا پتانسیل هایی در این مطالعات قابل مشاهده است. در این مطالعه با نگاهی جامع نگر از روش چترگونه ادبیات مروری موضوع (بررسی مقالات مروری )، به منظور تحلیل و بررسی متون بهره گرفته شد. این مرور به روش سیستماتیک چترگونه در پایگاه های استنادی Web Of Science، PubMed و Scopus و همچنین کتابخانه کاکرین صورت گرفت. مقالات منتخب با فرا- تحلیل مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج نشان داد که ابزارهای ارزیابی محیط داخلی، بیشتر بر ارزیابی بیمارستان به صورت فضای داخلی یکپارچه تمرکز دارند و کمتر به نیازهای خاص بخش های مختلف توجه می کنند. همچنین نیاز به پژوهش های بیشتر درزمینه توسعه و اعتبارسنجی ابزارهای تخصصی تر و گسترش دامنه موضوعات مطالعات قابل مشاهده است.
بررسی نقش مؤلفۀ زیستی بطن خواهی در شکل گیری اندام های معماری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنر و تمدن شرق سال ۱۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۸
26 - 37
حوزههای تخصصی:
برخی مفاهیم در میراث روان- تنی انسان ریشه عمیقی دارند و خصیصه ای فرازمانی و فرامکانی هستند. فضاها و آثار معماری برخاسته از این مفاهیم، معمولاً مانایی بیشتری نشان می دهند. ازجمله این مفاهیم، «بطن خواهی» است که با ارزش های زیستی و مادرانه در پیوند است. از این رو این پژوهش به بررسی چگونگی تأثیرگذاری مؤلفه بطن خواهی بر اندام های معماری پرداخته است و درپی پاسخ به این پرسش است که تجلی و بروز معمارانه خصیصه بطن خواهی به چه صورت هایی بوده و شواهد عینی آن کدام است؟ این پژوهش ضمن معرفی مؤلفه بطن خواهی به عنوان یکی از کهن ترین خواهش های زیستی و روانی انسان، قصد دارد تأثیر آن بر شکل گیری و ماندگاری میراث معماری و کارایی آن بر گزینش و برپایی اندام های بطن گونه معماری را توضیح دهد. روش پژوهش مبتنی بر استدلال منطقی و تحلیل داده های کتابخانه ای است که براساس هدف پژوهش در سامانه ای منطقی، مفاهیم از حوزه های نظری به معماری انتقال می یابد. یافته ها نشان می دهد، پسند و طلب فضای حفره ای با وجود و پرشماری آثار دست کند در صخره ها و پناهگاه های زیرزمینی سرزمین های گوناگون، چیزی فراتر از ملاحظات سکونتی است و می تواند برخاسته از یک میل بیولوژیکی و زیستی به نام بطن خواهی باشد. با رانش این میل، حفره گزینی برای انسان ها نوعی تقدیر زیستی است. خصیصه ای که به آن خو گرفته و با آن آرام می گیرد. حتی امروزه هم که با پیشرفت فناوری امکان ساخت فضاهای فراخ فراهم شده است، میل به فضاهایی که او را همچون گذشته زیستی اش در بر و درآغوش بگیرند، همچنان پابرجاست.
نقش آئینی گلنار-گل انار در هنر و فرهنگ ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنر و تمدن شرق سال ۱۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۸
50 - 57
حوزههای تخصصی:
گل انار یا گلنار در شعر و ادب فارسی به دلیل رنگ سرخ و درخشان خود نمایانگر زیبایی، باروری، جاودانگی و عشق است. و محبوب ترین گل و پرکاربردترین درهنر ایرانی است. شاعران ایرانی از این نماد برای توصیف احساسات عمیق و مفاهیم مختلف استفاده کرده اند. به عنوان مثال، سرخی دانه های انار به لب های معشوقه تشبیه شده و در بسیاری از اشعار نمادی ازعشق و زیبایی است. در ادبیات فارسی، انار میوه ای بهشتی و ادیان الهی به وجود انار در بهشت اشاره شده است. همچنین، ائمه معصومین به خوردن این میوه مقدس اشاره کرده اند. در شواهد باستان شناسی نقش انار در سفال های هزاره سوم و چهارم پیش از میلاد است. اولین نقش مایه های تزئینی در دوره اشکانی و بنای قلعه یزدگرد و نمونه های دیگر در تزئینات گچ بری ساسانی (کیش، نظام آباد، تیسفون و...) رویت شده است. این نقش در دوران ساسانی و اسلامی نمادی مهم محسوب شده که در کاشی کاری و سایر تزئینات و نقش قالی استفاده شده، به عنوان مثال، در نقش برجسته تخت جمشید، شاهنشاه هخامنشی گلناری با دو غنچه در دست دارد که نماد صلح و دوستی و مظهر اناهیتا ایزد بانوی باروری و برکت است که حاکی اهمیت گلنار در باور ایرانیان باستان است.
La spatiotemporalité bachelardienne à travers L’Emploi du Temps de Michel Butor(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Créant le cadre temporel des souvenirs vécus, l’espace joue un rôle fondamental dans notre vie quotidienne. Michel Butor, essayiste et nouveau romancier du XXe siècle, accorde une place privilégiée aux concepts de l'espace et du temps, deux éléments indispensables à la vie humaine et toujours en interaction. Ces deux facteurs s’influencent mutuellement; en se souvenant d’une période, l’homme se souvient d’un lieu et vice-versa. La problématique de cette recherche est de voir comment dans L'Emploi Du Temps de Michel Butor, le narrateur se familiarise avec un labyrinthe temporel sous l'influence du labyrinthe spatial, et comment les dimensions spatiotemporelles ont été mentionnées à travers cette œuvre et comment un journal intime donne naissance à une véritable exploration poétique et phénoménologique de l’existence. Notre objectif était l’analyse de la spatiotemporalité bachelardienne à travers cet ouvrage. La méthodologie de recherche est basée sur des analyses phénoménologiques et des recherches documentaires relatives à l’application de la théorie des dimensions spatio-temporelles de Gaston Bachelard sur L'Emploi Du Temps de Michel Butor, pour voir comment le narrateur perçoit, ressent et habite l’espace. Ainsi, nous avons pu démontrer à travers cet article que dans ce texte de Butor, le labyrinthe spatiotemporel se manifeste comme une construction à multiples niveaux ou facettes, où le temps et l’espace sont fluides et incertains, donnant naissance à une complication spatiotemporelle.
اوملکی یا ارملکی؟ بررسی تصحیف و تحریفی در «تاریخ گزیده» تصحیحِ عبدالحسین نوایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ ادبیات بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۹۶
28-49
حوزههای تخصصی:
تصحیح عبدالحسین نوائی از تاریخ گزیده ، با وجود اعتبار و ارجاعات فراوان، هنوز شامل ضبط هایی است که به نظر می رسد تصحیف شده و درک صحیح متن را مختل کرده اند. تنوع نام های طوایف و قبایل در این اثر سبب شده است برخی از آن ها به اشتباه خوانده شوند و از نگاه مصححان پنهان بمانند. یکی از موارد مهم، تصحیف واژه «ارملکی» به جای «اوملکی» است که ابهاماتی در شناسایی طایفه «عبدالملکی» ایجاد کرده است. پرسش اصلی این پژوهش آن است که چرا و چگونه نام طایفه عبدالملکی به صورت «ارملکی» در نسخه نوائی ثبت شده و چرا اصلاح آن به «اوملکی» منطقی تر به نظر می رسد. این مطالعه با هدف اثبات ضبط صحیح «اوملکی» و تحلیل تغییرات زبانی نام های طوایف در نسخه های مختلف، به بررسی دلایل احتمالی تصحیف و تأثیر آن بر درک تاریخ فرهنگی و قومی می پردازد. روش تحقیق شامل مطالعات تطبیقی، بررسی متون تاریخی و تحلیل محتوایی است که در آن نسخه های مختلف تاریخ گزیده گردآوری و با یکدیگر مقایسه شده اند. نتایج پژوهش نشان می دهند که تغییر ضبط نام «اوملکی» به «ارملکی» ناشی از خطاهای نسخه برداری است و این اشتباه می تواند به تفاسیر نادرست از هویت های قومی منجر شود. بررسی ها نشان می دهند که ضبط «اوملکی» در نسخه های «ر» و «م» دقیق تر و معتبرتر بوده و این پژوهش بر اهمیت دقت در ضبط نام های طوایف تأکید کرده و پیشنهاداتی برای ثبت صحیح آن ها در متون تاریخی ارائه می دهد.
تحليل رواية "أرني أنظر إليك" لخولة حمدي بناءً علي نظرية علم النفس الوجوديّ لإرفين يالوم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات فی اللغه العربیه و آدابها بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۱
299 - 336
حوزههای تخصصی:
شهدت السنوات الأخیره بروزاً ملحوظاً للاهتمام بالمنظور الوجودیّ فی علم النفس، حیث أصبح أحد أبرز التیارات التی حظیت باهتمام کبیر لیس فقط فی المجال النفسی، بل فی الدراسات المتعدده التخصصات، وخاصه فی مجال الأدب. وقد أولى هذا المنظور اهتماماً عمیقاً للمفاهیم الأساسیه للحیاه الإنسانیه وأکد على ضروره البحث عن المعنى والمواجهه الواعیه للتحدیات الوجودیّه. وتشکل مسائل مثل الموت والحریه والمسؤولیه واللاجدوى والمعنى محاور أساسیه فی علم النفس الوجودیّ، حیث یرى أن طریقه مواجهه الإنسان لهذه الأزمات تحدد نوعیه حیاته النفسیه. وفی هذا المنظور، لا تُعتبر الشخصیات الروائیه مجرد انعکاس للأحداث الخارجیه، بل تمثل تجسیداً للهموم الوجودیّه والسعی لإضفاء معنى على الحیاه فی عالم ملیء بالتحدیات الأساسیه. تهدف هذه الدراسه، باستخدام المنهج الوصفی - التحلیلی، إلى تحلیل شخصیه مالک، فی روایه «أرنی أنظر إلیک» لخوله حمدی اعتماداً على المفاهیم الأساسیه لعلم النفس الوجودیّ لإرفین یالوم. وتشیر نتائج الدراسه إلى أن مالک، بعد بحث طویل، توصل إلى أن معنى الحیاه لیس شیئاً ثابتاً أو محدداً سلفاً، وأن اللاجدوى جزء لا یتجزأ منها. وقد أدى قبوله لهذه الحقیقه إلى نوع من الإیمان الشخصی المباشر بالله یتجاوز المعتقدات التقلیدیه. شعور مالک بالانفصال الجوهری عن الآخرین، وحتى عن نفسه، یتجلى کاغتراب عن المجتمع والدین والعلاقات الإنسانیه، مما یعزز من عزلته النفسیه والروحیه. ومع قبول آلام وتناقضات الحیاه، یسعى مالک إلى خلق معنى شخصی لنفسه بدلاً من الهروب منها. ومن منظور الوجودیّه، فإن هذا البحث یدل على صحته النفسیه؛ لأنه بدلاً من إنکار الأسئله الوجودیّه أو الهروب منها، یسعى بنشاط للعثور على إجابات لها.
کارکرد انتقادی درونمایه در رمان های مهاجرت اولاد الغیتو اسمی آدم از الیاس خوری و همنوایی شبانه ارکستر چوب ها از رضا قاسمی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کاوش نامه ادبیات تطبیقی سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۸
51 - 74
حوزههای تخصصی:
پدیده مهاجرت، یکی از بزرگترین تجربه های بشری از دیرباز بوده است؛ اما نگرش به آن در دوران معاصر، بانگریستن به وضعیت انسان تغییر نموده است و ابعاد معنایی متفاوتی دارد؛ به ویژه نمود آن در ادبیات مهاجرت داستانی، تصویری از تنش و چالش میان شخصیت ها با سنت ها، هنجارها و سیاست های حاکم در دو سرزمین مبدأ و میزبان است. از این رو در آثار داستانی مهاجرت می توان با نگاهی رئالیستی انتقادی، بازتابی از تجربه ای عینی و دقیق از واقعیت را با نگاهی به مسائل و معضلات اجتماعی انسان در عصر جدید یافت. همین امر ضرورت پژوهش های تطبیقی و همسان نگر در حوزه ادبیات مهاجرت را می طلبد تا لایه های پنهان آن را هویدا سازد. این پژوهش با هدف بررسی کارکرد انتقادی درونمایه دو رمان نام آشنای ادبیات عربی و فارسی اولاد الغیتو اسمی آدم از الیاس خوری 1 و همنوایی شبانه ارکستر چوب ها از رضا قاسمی در پی آن است تا درون مایه مطرح شده در دو رمان را که منجر به گفتمانی انتقادی گشته است را با رویکردی رئالیسم انتقادی واکاوی نماید. این جستار با روش توصیفی و تحلیلی و بر بنیان مکتب تطبیقی آمریکایی، کارکرد انتقادی درونمایه را مورد بررسی قرار داده است و دستاوردهای این پژوهش نشان می دهد که موضوعات انتقادی همسان در دو رمان، شامل مسائل سیاسی، سازه های استعماری و نقش روشنفکران است. در رمان اولاد الغیتو این موضوعات با تأکید بر زمینه های تاریخی و بازنمایی واقعیت های اجتماعی مطرح شده اند، در حالی که در رمان همنوایی به شکلی نمادین و تمثیلی به مسأله استعمار پرداخته شده است.از موضوعات اجتماعی مطرح در دو رمان، مسأله گم شدگی و حاشیگی مهاجران است که در رمان اولاد الغیتو، مسأله ای فراتر از گمشدگی مهاجر مطرح شده است و به موضوع فلسطینیانی که در حاشیه تاریخ گم شده اند پرداخته است. در رابطه با مسائل فرهنگی، دو نگاه متفاوت در پیوند با هویت دینی در دو رمان دیده می شود.
زیستن در تعلیق؛ ترمیم هویت جنسیتی در تقاطع بدن، خانواده و حقوق با مطالعه ای بر تراجنسیتی های اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله به تحلیل تجربه های تراجنسیتی های ساکن اصفهان می پردازد و نشان می دهد که بازتطبیق جنسیت نه یک فرایند خطی و کامل، بلکه وضعیتی ناتمام و تعلیقی است که در تقاطع نهادهای خانواده، دین، نظم حقوقی و پزشکی هرآینه در حال ساخته شدن است. یافته ها مبتنی بر بیش از هشتاد ساعت مصاحبهٔ عمیق با پانزده فرد تراجنسیتی و اتنوگرافی مشارکتی در گروه درمانی ها، اردوهای جمعی و موقعیت های روزمره است که در تعامل با دیدگاه های متخصصان حقوقی روان شناختی تحلیل شده تا زمینهٔ نهادی این تجارب روشن شود. روش تحقیق، ترکیبی از تحلیل مضمون و تحلیل روایت است؛ به گونه ای که مضامین پایه از دل روایت ها استخراج و در لایهٔ مفهومی در پیوند با جامعه شناسی حقوق، روان شناسی اجتماعی و مطالعات جنسیت بازخوانی و در رویکردی بازاندیشانه در تعامل چندین ماهه با میدان تحقیق تدقیق شده است مطالعه نشان می دهد که «تعلیق» بیش از آن که به معنای نداشتن هویت باشد، به وضعیت نهادی اجتماعی اشاره دارد که در آن فرد برای بازشناسی هویت تثبیت شدهٔ خود ناگزیر از عبور از فرایندهای پرتناقض است. لذا به نظر می رسد که تجربهٔ بازتطبیق در اصفهان، هم تحت تأثیر زمینهٔ فرهنگی اجتماعی خاص این شهر بوده و هم بخشی از گفتمان ملی پزشکی–قضایی آن محسوب می شود. این مقاله، با ایجاد پیوندی میان رشته ای میان تحلیل های فوکویی از قدرت دانش و رویکرد تفسیری مید از «خود» در تعامل، پروژهٔ نظری پژوهشگرانی چون افسانه نجم آبادی را توسعه داده و نشان می دهد که چگونه سوژه های تراجنسیتی از طریق «سیاست های کوچک بقا» و تدبیرهای روزمره، عاملیت خود را در تقاطع این ساختارهای کنترل گر بازمی یابند و هویت خود را به صورت مداوم بازسازی می کنند .
شناسایی موانع مشارکت و همنوایی تحصیلی دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: با وجود اینکه مشارکت و همنوایی در کلاس می تواند آثار مثبتی در یادگیری دانشجویان به همراه داشته باشد، اغلب بسیاری از آنان انگیزه کمتری برای شرکت در این برنامه ها دارند. هدف از این مقاله، شناسایی عواملی است که مانع مشارکت و همنوایی تحصیلی در میان دانشجویان می شود. روش: پژوهش حاضر با تبعیت از پارادایم تفسیری، دارای رویکرد کیفی جهت دار به روش تحلیل مضمون است. روش انتخاب مشارکت کنندگان برای مصاحبه، به صورت نمونه گیری قضاوتی و نمونه گیری گلوله برفی تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. در نهایت تعداد 12 نفر از دانشجویان به این منظور در نظر گرفته شدند. جمع آوری داده ها با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام شد و تحلیل داده ها به شیوه کدگذاری صورت گرفت. یافته ها: با مرور چندباره و تحلیل مصاحبه های مکتوب شده، موانع مشارکت و همنوایی تحصیلی در 161 واحد معنایی، 65 رمز، 10 طبقه و چهار درونمایه استخراج شدند. نتایج: عوامل متعددی مانند کیفیت روابط استاد- دانشجو، محتوای آموزشی، توانایی در خودتنظیمی، انگیزش عاطفی و روش تدریس اساتید، بر مشارکت و همنوایی تحصیلی دانشجویان تأثیر می گذارند. رفع موانع رفتاری، عاطفی و شناختی و ارتقای محیط آموزشی و انگیزه، می تواند نقش مهمی در بهبود فعالیتهای علمی دانشجویان داشته باشد.
Building Safer Social Spaces: Addressing Body Shaming with LLMs and Explainable AI(مقاله علمی وزارت علوم)
This study tackles body shaming on Reddit using a novel dataset of 8,067 comments from June to November 2024, encompassing external and self-directed harmful discourse. We assess traditional Machine Learning (ML), Deep Learning (DL), and transformer-based Large Language Models (LLMs) for detection, employing accuracy, F1-score, and Area Under the Curve (AUC). Fine-tuned Psycho-Robustly Optimized BERT Pretraining Approach (Psycho-RoBERTa), pre-trained on psychological texts, excels (accuracy: 0.98, F1-score: 0.994, AUC: 0.990), surpassing models like Extreme Gradient Boosting (XG-Boost) (accuracy: 0.972) and Convolutional Neural Network (CNN) (accuracy: 0.979) due to its contextual sensitivity. Local Interpretable Model-agnostic Explanations (LIME) enhance transparency by identifying influential terms like “fat” and “ugly.” A term co-occurrence network graph uncovers semantic links, such as “shame” and “depression,” revealing discourse patterns. Targeting Reddit’s anonymity-driven subreddits, the dataset fills a platform-specific gap. Integrating LLMs, LIME, and graph analysis, we develop scalable tools for real-time moderation to foster inclusive online spaces. Limitations include Reddit-specific data and potential misses of implicit shaming. Future research should explore multi-platform datasets and few-shot learning. These findings advance Natural Language Processing (NLP) for cyberbullying detection, promoting safer social media environments.
Drones as Mobile 5G Base Stations with Expanding Coverage in Remote Areas(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه پردازش و مدیریت اطلاعات دوره ۴۰ تابستان ۱۴۰۴ ویژه نامه انگلیسی ۴ (پیاپی ۱۲۵)
667 - 697
حوزههای تخصصی:
Background: The rapid development of fifth-generation (5G) networks highlights challenges in extending coverage to remote and underserved areas due to infrastructure limitations and cost constraints. UAVs (drones) equipped with 5G base stations emerge as an innovative solution to this problem. Objective: This study aims to analyze the potential of drones as mobile 5G base stations to enhance connectivity in remote regions, addressing challenges like optimal deployment, energy efficiency, and user coverage. Methods: The research utilizes algorithms like Particle Swarm Optimization (PSO) and Grey Wolf Optimization (GWO) for placement and energy management of drone-based 5G stations. Simulation models were employed to test these algorithms, with key metrics including coverage efficiency and energy consumption. Results: The study shows that drone-based stations can significantly improve coverage in remote areas, achieving up to 95% user coverage with optimized algorithms. Tethered drones and advanced energy management strategies were instrumental in enhancing endurance. Conclusion: Drones as mobile 5G base stations present a feasible and scalable approach to bridging the digital divide in remote regions. However, energy and regulatory challenges remain critical areas for future research.
Trends and Challenges of Autonomous Drones in Enabling Resilient Telecommunication Networks(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه پردازش و مدیریت اطلاعات دوره ۴۰ تابستان ۱۴۰۴ ویژه نامه انگلیسی ۴ (پیاپی ۱۲۵)
1403 - 1443
حوزههای تخصصی:
Background: The advances in use of resilient telecommunication networks have shown the possible use of autonomous drones to support connectivity in unpredictable and complex terrains. Current network infrastructures have limitations in delivering optimized service in areas like traffic congestion, area of sparseness, disasters etc., which requires some form of innovation. Objective: The article is meant to propose a framework for using autonomous drones in practical telecommunication systems, with emphasis on the energy consumption, scalability, dependability, and flexibility of the solution for various situations. Methods: The study also uses other state-of-the-art approaches such as trajectory optimization, swarm coordination, dynamic spectrum management, and machine learning based resource allocation. Various slips were used on urban, rural, and disaster-sensitive scenarios to assess performance indices including energy input, network connectivity, signal strength, and lag time. The simulation results were supported by field experiments providing insights into various circumstances. Results: The simulation results of the actually proposed framework show network scalability enhancements, where coverage area involves up to 50 km² and power saving higher than 15%. The performance improvement included near perfect trajectory anticipation at a rate of 98%, while the utilization of resources was also optimized. Dynamic spectrum management was useful in reducing interference and increasing efficiency especially in areas of high density. Conclusion: The article promotes the use of UAV based telecommunication networks where challenging questions on scalability and reliability are raised and solved. Through the work presented, strong theoretical and empirical assumptions are made to foster concepts that will solidify next generation communication network.
مدل سازی انتقال قیمت بین مزرعه و خرده فروشی در بازار محصولات باغی ایران (مطالعه موردی محصول سیب)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مجلس و راهبرد سال ۳۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۲۲
173 - 201
هدف این مقاله، بررسی وجود انتقال نامتقارن عمودی قیمت در زنجیره تأمین (مزرعه، عمده فروشی و خرده فروشی) محصولات باغی (محصول سیب) در ایران است. کشاورزان مخصوصاً در کشورهای درحال توسعه ازجمله ایران از بازار محصولات کشاورزی با نوسان های زیاد قیمتی شکایت دارند که عمدتاً به دلیل دخالت مضر بازیگران این بازار است. آنها محصولاتشان را با قیمت پایین می فروشند و توانایی تعیین قیمت ندارند و مصرف کنندگان نیز گلایه دارند که برای محصولات کشاورزی باید قیمت های بالایی پرداخت کنند که قدرت خرید و رفاه آنها را تحت تأثیر قرار می دهد. دلیل این امر را می توان استفاده عوامل بازاریابی از قدرت بازاری خود برای جلوگیری از انتقال متقارن قیمت ها از تولیدکننده به مصرف کننده دانست. انتقال نامتقارن قیمت، یعنی افزایش یا کاهش قیمت در یک سطح بازار (به عنوان مثال سطح مزرعه) به طور کامل به قیمت سطوح دیگر بازار (به عنوان مثال خرده فروشی) و در نتیجه به مصرف کننده یا تولیدکننده و برعکس منتقل نمی شود که این امر درنهایت باعث شکست بازار می شود. بنابراین در این مطالعه با استفاده از داده های سری زمانی سال های 139۹-139۴ که از مرکز آمار و وزارت جهاد کشاورزی استخراج شده به بررسی انتقال قیمت در زنجیره تأمین محصولات باغی با استفاده از آزمون علیت گرنجر و مدل تصحیح خطا ( ECM ) پرداخته شده است . همان طور که انتظار می رفت نتایج نشان دهنده انتقال نامتقارن قیمت در زنجیره تأمین محصول باغی منتخب است ، به این معنا که افزایش قیمت در سطح مزرعه شدیدتر و سریع تر از کاهش قیمت به عمده فروشان و خرده فروشان و در نتیجه مصرف کنندگان و برعکس منتقل می شود.
The Mediated Construal of Action and Actor in the Representation of Starvation in Gaza: A Cognitive Critical Discourse Inquiry(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This study investigates the representation of starvation in Gaza across two leading Arab media outlets, Al-Jazeera and Al-Arabiya, through the lens of Cognitive Critical Discourse Analysis (Hart, 2014). Focusing on agency attribution, role allocation, and event construal, the analysis reveals how media discourse shapes public perceptions of responsibility and crisis. Findings demonstrate that Al-Jazeera denaturalizes starvation by foregrounding Israel’s agency and situating the crisis within a conflictual space open to contestation and alternative narratives. Conversely, Al-Arabiya depicts the issue by naturalizing starvation as a self-propelling humanitarian catastrophe, thereby suppressing antagonism and foreclosing discursive plurality. These divergent discursive trajectories illustrate how discursive stratifies such as de-naturalization and naturalization are enacted in media discourse and highlight the ideological orientations of representing humanitarian crises. The study contributes to scholarship on mediated representations, and Critical Discourse Studies by foregrounding the role of event construal in mediating political action and public consent.
تحلیل بازنمایی شخصیت های زنانه دینی در اشعار جابر الجابری با تکیه بر نظریه ارتباطی رومن یاکوبسن(مطالعه موردی: حضرت زهرا(س) و حضرت زینب(س) )(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۱۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
287 - 304
حوزههای تخصصی:
شخصیت های زنانه دینی از دیرباز تاکنون پیوسته از نمادهای ارزشمند و الهام بخش در ادبیات و فرهنگ شاعران معاصر عرب بشمار می روند. جابر الجابری(مدین الموسوی) شاعر معاصر عراقی است که با استفاده از میراث دینی در اشعارش بر اصالت و غنای ادبی شعرش افزوده است. بازنمایی شخصیت های زنانه دینی در اشعار جابر الجابری در کشف لایه های معنائی شعر وی کمک کرده و زوایای جدیدی از سبک شعری او را نمایان می سازد. نظریه ارتباطی رومن یاکوبسن؛ زبان شناس برجسته روسی به بررسی نقش های ششگانه زبانی در راستای جهت گیری پیام شاعر (فرستنده)به سمت یکی از عوامل سازنده فرایند ارتباطی می پردازد. بررسی کارکردهای زبانی در متون ادبی بویژه شعر، مخاطب را به درک عمیق تری از هنر کلامی شاعر و ادبیت وی می رساند. این پژوهش بر آن است با رویکردی توصیفی- تحلیلی شخصیت های زنانه دینی را در اشعار جابر الجابری با تکیه بر نظریه ارتباطی رومن یاکوبسن مورد بررسی و تحلیل قرار دهد. یافته های پژوهش بیانگر آن است که پربسامدترین نقش های زبانی در به تصویر کشیدن شخصیت های حضرت زهرا(س) و حضرت زینب(س) در شعر جابری به ترتیب و با توجه به جایگاه متفاوتی که دارند نقش ترغیبی، عاطفی، همدلی و ارجاعی هستند که به شکل جداگانه و یا شکل مکمل یکدیگر بکار رفته اند. در شاعرانگی جابر الجابری شخصیت های برجسته حضرت زهرا(س) و حضرت زینب(س) به عنوان نمادهایی از انسان کامل، صبور و ایثارگر به همراه شاخصه های زنانگی مطرح شده اند تا تأثیر مهمی بر بافت فرهنگی و اجتماعی جامعه داشته و مخاطب را به درک و آشنائی بیشتر از ابعاد فکری و ایدئولوژی جابری برسانند.
مقایسه موج تتا در مراحل مختلف جست وجوی وبی: مقیاسی برای توجه پیوسته(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جست وجوی وبی به منزله ابزار اصلی برای دسترسی به حجم وسیعی از داده ها نقش مهمی در بازیابی اطلاعات ایفا می کند. هدف پژوهش حاضر، مقایسه سطح توجه پیوسته در مراحل مختلف جست وجوی وبی است. این پژوهش به لحاظ هدف، بنیادی و به لحاظ نحوه گردآوری اطلاعات، کمی از نوع شبه آزمایشی است. نمونه پژوهش شامل 12 دانشجوی تحصیلات تکمیلی دانشگاه شیراز، و روش نمونه گیری هدفمند بود؛ زیرا دانشجویان تحصیلات تکمیلی به واسطه انجام پژوهش، فعالیت های جست وجوی بیشتری داشتند. برای محاسبه اندازه نمونه از نرم افزار «جی-پاور» استفاده شد، و حجم نمونه 12 نفر برآورد شد. با این حال، برای اطمینان، داده ها از 14 شرکت کننده جمع آوری شد. متغیر اصلی پژوهش سطح توجه پیوسته بود که از طریق ثبت فعالیت موج تتا با دستگاه الکتروآنسفالوگرافی 21 الکترودی سنجیده شد. به منظور پیش پردازش و تحلیل داده ها از کتابخانه «ام ان ای» در زبان برنامه نویسی «پایتون» استفاده شد. داده های پیش پردازش شده با توجه به بازه های زمانی ای که آزمودنی برای هر یک از مراحل جست وجوی وبی شامل خواندن سؤال، فرمول بندی پرسش جست وجو، بررسی صفحه نتایج موتور جست وجو، و قضاوت ربط صرف کرده بود، کنار هم قرار گرفت. سرانجام، توان نسبی موج تتا، به عنوان مقیاس اندازه گیری سطح توجه پیوسته برای هر مرحله محاسبه شد و از طریق روش تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر این موج در مراحل مختلف جست وجو مقایسه شد. یافته ها نشان داد که توان نسبی موج تتا در مرحله قضاوت ربط به طور معنا داری بالاتر از مرحله بررسی صفحه نتایج موتور جست وجو بود؛ اما در دو مرحله خواندن سؤال و فرمول بندی پرسش جست وجو، تفاوت معنا داری نداشت. این یافته نشان می دهد که توجه پیوسته در مرحله قضاوت ربط از مرحله بررسی صفحه نتایج موتور جست وجو بالاتر است؛ زیرا کاربران هنگامی که در این مرحله قرار دارند، صفحات اطلاعات را با دقت بیشتری می خوانند، ربط آن ها را بررسی می کنند، و پاسخ مورد نظر تکلیف جست وجو را پیدا می کنند. اما در مرحله بررسی صفحه نتایج موتور جست وجو، کاربران نیاز به توجه پیوسته بالایی ندارند. در این مرحله، کاربران اصولاً به مرور اجمالی عناوین می پردازند و بازه های توجه شان کوتاه تر است. از نتایج این پژوهش می توان در طراحی موتورهای جست وجوی شخصی سازی شده با داده های الکتروآنسفالوگرام استفاده کرد. ارزیابی میزان فعالیت موج تتای کاربران در صفحات محتوا می تواند نقش یک شاخص قابل اعتماد در بررسی میزان درگیری کاربران با محتوا و ارزیابی مرتبط بودن مطالب باشد.
بررسی اشعار کودک و نوجوان در دهه نود با رویکرد نوع ادبی غنایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادب غنایی سال ۲۳ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴۵
209 - 230
حوزههای تخصصی:
اشعار غنایی، از آنجا که دربرگیرنده بسیاری از مضامین شاعرانه بوده که با احساسات و عواطف، در پیوند است، یکی از پرمخاطب ترین انواع ادبی به شمار می رود. در این پژوهش، به روش تحلیلی-توصیفی، با مراجعه به اسناد و منابع کتابخانه ای، یک هزار و نهصد و سیزده قطعه شعر کودک و نوجوان که از سال 1390 تا پایان 1399 سروده شده، مورد مطالعه قرار گرفته است. مؤلفه های سازنده، مضامین به کار گرفته شده، روش ها و کارکردهای نوع ادبی غنایی، بررسی شد تا به این پرسش پاسخ داده شود که این نوع ادبی در اشعار کودکان و نوجوانان، آیا می تواند به زیرنوع هایی تقسیم شود؟ نتیجه به دست آمده مبنی بر این است که اشعار کودک و نوجوان دهه نود، این ظرفیت را دارند که با اتخاذ رویکردی جزئی نگرانه، در دسته هایی جزئی تر و با عناوینی جدیدتر رده بندی شوند. به عبارت دیگر، نوع ادبی غنایی می تواند به زیرنوع های دیگری تقسیم شود و در حد یک نوع کلی باقی نماند.
الگوهای روایی خاص در نقل حکایت های سماع در رساله های جامع و تذکره های صوفیان از سده ۴ تا ۶ ق(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نقل حکایت یکی از ابزارهای مهم برای تعلیم در متون صوفیه است. یکی از مهم ترین و متفاوت ترین تعالیم صوفیه که در بسیاری از آثار ایشان از آن سخن به میان آمده، سماع است. با بررسی تعدادی از مهم ترین آثار صوفیانه در بازه زمانی سده چهارم تا ششم هجری، آشکار شد که می توان این حکایت ها را در الگوهای سیزده گانه ای جای داد که در این مقاله هریک عنوانی دارند. الگوهای اول تا ششم بسامد بالایی در متون دارند. در رساله های جامع به دلیل ماهیت تعلیمی بودن آن ها، این حکایت ها با مقاصد تعلیمی روایت شده اند، حال آنکه در تذکره ها، این حکایت ها بیشتر با هدف مشروعیت بخشی به سماع و توجیه عمل مشایخ آورده شده اند. بر این اساس، بررسی بسامد هریک از الگوهای پرتکرار در رساله های جامع و تذکره ها نشان می دهد که صاحبان تذکره ها افزون بر بهره گیری از الگوهای رساله های جامع، به دلیل آنکه بر قدرت و درک و دریافت خاص مشایخ تأکید داشته اند، از الگوهای «دریافت دیگر برحسب احوال درونی» و «عمل خارق العاده» استقبال کرده اند و در میان صاحبان تذکره ها، عطار در نقل حکایت ها نوآوری هایی داشته است. همچنین بررسی حکایت های سماع برمبنای الگوهای روایی آشکار کرد که صوفیان برای نقل حکایت های بعضی از مشایخ مشهور خود از الگوهای روایی خاصی بهره برده اند. سه صوفی معروف که حکایت های سماع آنان در متون صوفیه با شواهد مکرر و مشهوری آمده است، جنید، شبلی و ابوسعید ابوالخیر هستند. الگوهای روایی حکایت ها نشان می دهد که صوفیان گرایش داشته اند برای بیان حکایت های هریک از آنان الگوهای ویژه ای به کار برند.
Looking Awry at Language: A Brief Overview of Paradox from the Perspective of Cognitive Linguistics(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فنون ادبی سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۵۱)
45 - 56
حوزههای تخصصی:
The present study investigates paradox as a cognitive phenomenon within the framework of conceptual metaphor and metonymy, challenging its conventional classification as a rhetorical device. Focusing on Persian mystical literature, the research explores how paradox functions as a dynamic meaning-making mechanism in figurative language. The primary aim is to redefine paradox through cognitive linguistics, demonstrating its integration with metaphor (para-metaphor) and metonymy (para-metonymy) in restructuring perception. The study seeks to: 1) identify the cognitive models underlying paradox, 2) analyze its interaction with other conceptual processes, and 3) illustrate its role in non-linear thinking and knowledge organization. A descriptive-analytical approach is employed, with data purposively sampled from Persian literary texts. Theoretical frameworks include conceptual blending theory (Fauconnier & Turner, 2002) and Ruiz de Mendoza’s cognitive modeling, emphasizing high-level abstraction and mental space networks. Paradox emerges from metaphorical contradictions (e.g., "death is life") and metonymic expansions (e.g., "weeping with laughter"), resolving oppositions through conceptual blending. It operates as a matrix-like strategy, enabling reframing and emergent meanings. Persian mystical texts exemplify this capacity to transcend binary logic and evoke multilayered interpretations.
گره گشایی از ترکیب ها و کنایه های مبهم با مرکزیت «پوستین»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فنون ادبی سال ۱۷ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۵۳)
115 - 134
حوزههای تخصصی:
کنایه ها، عنصر خیالی مشترک بین زبان ادبی و زبان روزمره اند؛ طبیعی است با از میان رفتن زمینه های شکل گیری کنایه و فراموشی فلسفه ساخت آن ها، فهم برخی از کنایه ها دشوار می شود. کنایه هایی که پیرامون پوستین شکل گرفته اند از این دسته اند. در این پژوهش در شیوه ای توصیفی، تحلیلی و انتقادی، برخی کنایه های مبهم شکل گرفته با مرکزیت پوستین در متون ادب فارسی واکاوی شده اند. گره گشایی از این کنایه ها در رفع ابهام برخی متون راهگشاست. نتیجه پژوهش نشان می دهد که بی دقتی در تصحیح متون، خوانش نادرست متون، رونویسی و تقلید فرهنگ ها و شرح ها از یکدیگر، بی دقتی در گزارش این کنایه ها در فرهنگ های لغت و توجه نکردن به حال وهوای متون در گزارش این کنایه ها، موجب ابهام آن ها و دریافت نکردن دقیق معنی متونی شده که از این کنایه ها بهره گرفته اند؛ بنابراین برای رفع این ابهام ها، بازنگری دقیق و علمی شرح ها و فرهنگ های لغت حتی لغت نامه ای چون دهخدا لازم و ضروری است. اکنون با توجه به تصحیح انتقادی بسیاری از متونی که منبع استخراج این کنایه ها هستند بخشی از راه های رفع ابهام از این کنایه ها هموار شده است. در نتیجه بایسته است با تکیه بر این متون، بازنگری جدی در معنای کنایه های موجود در مراجع و فرهنگ های لغت صورت گیرد.









