مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۴۴۱ تا ۲٬۴۶۰ مورد از کل ۵۴۶٬۷۸۲ مورد.
منبع:
آینه معرفت سال ۲۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۸۲)
61 - 84
حوزههای تخصصی:
اینترنت و فراگیرشدن آن در ابعاد مختلف زندگی انسان، تأثیر گسترده ای بر شیوه های فعالیت های اجتماعی داشته و ایده های جدیدی در عملکرد جنبش های اجتماعی، از جمله جنبش زنان ایجاد نموده است. ازاین رو، توسعه ی فناوری های اطلاعات و ارتباطات (ICT) تغییرات گسترده ای بر فعالیت های فمینیستی در دهه های اخیر به همراه داشته است. باوجوداین، به دلیل ویژگی های معرفتی خاص فضای سایبر، فمینیست ها از این ویژگی ها تأثیر پذیرفته و در نتیجه، شیوه های عملکرد متفاوت تری ارائه نموده اند. مواردی چون نسبیت در معرفت، تغییر زبان معرفت و دموکراتیزه بودن را می توان از ویژگی های معرفتی فضای سایبر دانست. این مقاله به شیوه ی توصیفی تحلیلی به تبیین نحوه ی تأثیرپذیری فمینیست های سایبری از یکی از ویژگی های معرفتی شاخص فضای سایبر، یعنی دموکراتیزه بودن معرفت، بر رویکرد سایبرفمینیستی می پردازد. به نظر می رسد به رغم تمام ویژگی های معرفتیِ متمایز فناوری اطلاعات و ارتباطات، دموکراتیزه بودن معرفت در فضای سایبر بی تأثیر از بافت اجتماعی در دنیای واقعی نیست.
علم، دین و نسبت آن دو از منظر ابوالحسن عامری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینه معرفت سال ۲۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۸۲)
103 - 124
حوزههای تخصصی:
مسأله ی موردبحث در این نوشتار، تعریف، ویژگی ها، ماهیت و نسبت علم و دین از منظر ابوالحسن عامری است. عامری علم و دین را دارای ماهیتی عقلی می داند و اندیشه های او در این زمینه در منظومه ی فکری فیلسوفان اسلامی قابل بررسی است. او علم را به دو دسته ی دینی و حکمی تقسیم می کند و برای هر یک اقسامی برمی شمرد. به عقیده ی وی، علم تنها در چارچوب عقل معنا می یابد و ماهیتی عقلی دارد. دین از منظر عامری، مجموعه ای از گزاره های علمی و عملی از منبعِ وحی و دارای ضرورت عقلی است که توسط عقل تامّ و مجرد نبی درک می شود و وحی از نظر او دریافت حقایق مفاض توسط عقل پیامبر از جانب خدا است. براین اساس، هیچ یک از علوم با دین در تعارض نیستند و دین از مرتبه ای بالاتر برخوردار است. عامری در نسبت میان علم و دین، آن ها را تجلی های یک حقیقت واحد می داند و تمامی تحلیل های او باید در این چارچوب کلی درک شوند.
Pathology of Disaster Management Polices Implementation in the Rescue and Relief Operations of the IRCS(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
INTRODUCTION: Iran, a country characterized by diverse geographical and climatic conditions, is constantly exposed to various natural and manmade disasters. Also, Iranian Red Crescent Society (IRCS), as one of the most critical relief organizations, plays a pivotal role in rescue and relief operations. Accordingly, this study attempted to identify the challenges associated with the implementation of disaster management policies in the rescue and relief operations of the IRCS. METHODS: In this mixed method research, qualitative data were collected through field research, with 12 experts and managers from IRCS, selected through non-random purposive sampling using semi-structured interviews following the theoretical saturation and was analyzed with MAXQDA-2022 software; in the quantitative phase, a total of 365 managers and experts were selected across the country using a multi-stage cluster sampling. Then, a 36-item researcher-made questionnaire was developed using a five-point Likert scale and descriptive and inferential statistical methods were employed using SmartPLS software. FINDINGS: The findings indicate that the implementation of disaster management policies in the rescue and relief operations of the IRCS faces numerous challenges. The qualitative analysis identified 8 global themes, 19 organizing themes, and 36 basic themes. In the quantitative phase, the following dimensions were found to have significant positive effects on the implementation of disaster management policies: resources and equipment (0.561), policy (0.868), empowerment and skills (0.921), decision-making (0.859), organizational structure (0.912), information and communication (0.637), public participation (0.610) and economic, political, and social conditions (0.573). among these, human resource empowerment (0.921) and organizational structure (β = 0.912) exerted the greatest influence on the efficiency of relief operations. CONCLUSION: According to the results, lack of adequate resources and organizational structure, shortage of up-to-date equipment, deficiencies in workforce skills, and poor inter-organizational coordination are key challenges in implementing disaster management policies in rescue and relief operations. Furthermore, enhancing human resource management, improving training and empowerment programs for relief teams, devising transparent and actionable policies, and increasing public and NGO participation can significantly enhance the effectiveness of relief operations. The proper implementation of policies in rescue and relief operations can substantially improve the efficiency of the IRCS in the face of disasters and in addition to reducing human casualties and resource wastage, can also direct society towards sustainable development.
National Media Strategies for Audience Persuasion in Crises: COVID-19 Pandemic(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
INTRODUCTION: Since systemic limitations such as managerial weaknesses, lack of specialized skills, flawed policymaking, and inefficient structures have created serious challenges in the persuasion process. This study aims to design a strategic model for audience persuasion by the national media during the COVID-19 pandemic crisis. METHODS: This research uses the grounded theory approach as a qualitative method. Data were collected through open-ended interviews and purposeful sampling of 20 experts and specialists related to the subject. The final model includes 264 codes, 85 concepts, and 78 categories. Data collection and analysis continued until theoretical saturation was achieved. FINDINGS: According to the findings, factors such as flawed policymaking, ineffective interaction between the media and other sectors, lack of efficient managerial structures, and unhealthy competition were among the key barriers to audience persuasion during the COVID-19 pandemic. The final strategic model identifies capacities and suggests solutions to improve the audience persuasion process. CONCLUSION: The results showed that fundamental reforms in structures, strengthening persuasive expertise, clarifying policies, improving interactions, and increasing public trust are necessary for the national media to play a more effective role in future crises. Therefore, paying attention to the values of the audience and utilizing cultural capacities can turn the national media into a powerful tool for crisis management.
دراسة الافتراض المسبق في مسرحية «مسمار جحا» الفكاهية لعلي أحمد باكثير وفقاً لنظرية جورج يول التداولية(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
التداولیه من الفروع الهامه لعلم اللسانیات وهی تدرس المعنی غیر المرئی الموجود فی کلام المتکلّم وهو المعنی الذی یستطیع المتلقی التعرف علیه وتفسیره من خلال السیاق. الافتراض المسبق هو أحد مفاهیم التداولیه الخاصه. إنّ الافتراض المسبق یتناول الخلفیه الذهنیه المشترکه بین المتکلم والمتلقی فی حواراتهما. یشتمل مفهوم هذا الافتراض علی أنّ المتکلم یتحدّث مع المخاطب علی أساس ما هو معلوم و مفترض سلفاً ونحصل من سیاق الکلام علی معلومات أخری. قسّم جورج یول الافتراض المسبق إلی سته أقسام: الوجودی، الواقعی، المعجمی، البنیوی، غیر الواقعی، خلاف الواقع. ترتبط المسرحیات الفکاهیه ارتباطاً وثیقاً بواقع المجتمع بواسطه نقد النظام الحاکم والمسائل الاجتماعیه نقداً فکاهیاً. مسرحیه مسمار جحا النثریه لعلی أحمد باکثیر تعبّر عن مشاکل المجتمع العربی وتشجّع الناس ضدّ عملاء الاستعمار البریطانی وظلمهم بواسطه شخصیه "جحا" وباستخدام الفکاهه اللفظیه. یهدف هذا البحث إلی تبیین أنواع الافتراض المسبق و دورها فی خلق الفکاهه اللفظیه فی مسرحیه مسمار جحا بالمنهج الوصفی-التحلیلی المبنیّ علی التداولیه اللسانیه. تظهر النتائج أنّ الکاتب قام بخلق الفکاهه اللفظیه ونقد أوضاع المجتمع فی هذه المسرحیه أوّلاً باستخدام أنواع الافتراض المسبق السته وثانیاً استفاد من المناهج المتنوعه کنقض الافتراض المسبق للمتکلم والاستخدام الفکاهی للافتراض المسبق وتبدیل نوع من الافتراض المسبق إلی نوع آخر لإنشاء الفکاهه. الافتراض المسبق الوجودی أکثر استخداماً فی هذه المسرحیه فی حین أنّ الافتراض المسبق خلاف الواقع أقلّ استخداماً.
تحليل الخطاب النقدي لرواية "اعترافات كاتم صوت" للكاتب مونس الرزاز استناداً إلى نظرية نورمان فيركلاف(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات فی السردانیة العربیة جلد ۶ الصیف ۱۴۴۶ شماره ۱۷
۱۱۳-۱۳۲
حوزههای تخصصی:
یعتبر الخطاب النقدی فی الواقع مسیره تکوینیه لتحلیل الخطاب، حیث یتم الترکیز على العملیات المؤثره فی تشکیل الخطاب بدلاً من مجرد وصف للبیانات اللغویه. وفی هذا النوع من تحلیل الخطاب، یتم تناول النهجین الاجتماعی واللغوی. فیتم فی النهج الاجتماعی تناول الخطاب والسیاق الموقفی، بینما یتم فی النهج اللغوی وصف السیاق النصی لهدف دراسه هیاکل السلطه، والهیمنه، وعدم المساواه السیاسیه والاجتماعیه والثقافیه الناتجه عنها، من منظور نقدی فی النص. فی هذه الدراسه، سیتم تحلیل روایه "اعترافات کاتم صوت" لمونس الرزاز باستخدام نهج تحلیل الخطاب النقدی لنورمان فیرکلاف على ثلاثه مستویات: الوصف، والتفسیر، والتأویل استنادًا إلى نظریه نورمان فیرکلاف. من خلال التحلیل النقدی للروایه المذکوره، یتضح أن الکاتب فی مستوى الوصف، ومن خلال إبراز الکلمات الرئیسه فی القصه باستخدام تقنیه التکرار والتوافق اللفظی واستخدام کلمات معینه، یسعى إلى التعبیر عن أفکاره السیاسیه الوطنیه، ومن خلال تصویره للقارئ، یمنح فهماً عمیقاً لمضمون القصه الرئیسی. وعلى مستوى التفسیر، یرکز على السیاق والمکونات النصیه للخطاب الروائی، حیث یتضح التناص الموجود فی أسطوره مثل سیزیف، وطرح فکر الحزب الوطنی (البعث) حول قضیه الظلم الداخلی التی أدت إلى تدمیر الأفکار الثوریه والانقطاع عن الجماهیر الشعبیه. وعلى مستوى التوضیح، تم تحلیل النص کجزء من عملیه النضال الاجتماعی فی إطار علاقات القوه، مما یعکس أیدیولوجیه الکاتب، ویعبر عن الأفکار الرجعیه وعدم الواقعیه والأفکار التقلیدیه لدى الناس فی بدایه القصه ونهایتها، ویعتبر رؤیتهم السطحیّته سبباً لفشل الحرکات الشعبیه.
چگونگی نگاره پردازی پیشکش آورندگان شاهی در غارهای کوچا (مطالعه موردی: چگونگی ایستادن پیشکش دهندگان بر روی پنجه پا)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نگارهای موجود در غارهای نامی به «غارهای کوچا» در «شین جیانگ» کشور چین واقع است؛ این نگاره ها به عنوان صحنه «حامیان پادشاهی» خوانده می شود و تاریخ آنان به سده های 6-7م. مربوط است. این نگاره بازتابی از شیوه خاص در پردازش ظاهری و سبک متفاوت ایستادن یعنی «ایستادن بر روی پنجه های پا» را نشان می دهد؛ نگاره ای با شماری از افراد که در کنار هم دیگر، اما بر روی پنجه های پای دیگری ایستاده اند. این پژوهش به چگونگی پیوند این حالت ایستادن و پیوند آن با هنر ایران و آسیای میانه می پردازد. هنر ایرانی و آسیای میانه به شکل مختلف با برپایی هویت شاه گرایانه، آئین های دینی و مفاهیم زیبایی شناختی مردم کوچا درهم تنیده است.
روایی و گسترش فرهنگ ایرانی ساسانی در دوره دودمانی تانگ (با تأکید بر میراث ایران ساسانی در گورگاه های شیان لینگ)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات باستان شناسی پارسه سال ۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳۱
۱۵۴-۱۳۵
حوزههای تخصصی:
پیوندهای ایران و چین با دوره ساسانی به شکوه رسید؛ آنجا که دوره ساسانی را باید دومین شاهنشاهی بزرگ در پیوند با چین ارزیابی کرد. با تازش تازیان، پیوندهای فرهنگی در زیر سایه روابط امپراتوران تانگ و شاهزادگان (چین نشین) ساسانی گسترش یافت. در این موضوع باید به روابط گائوزنگ لیچی و (همسرش) شهبانو وو زوتیان با پیروز (فرزند یزدگرد)، فرزندش نرسی، پس از سکونت شاهزاده در چانگ آن (پایتخت تانگ) اشاره کرد؛ بنابر منابع، پیکره پیروز در شمار شصت و یکمین پیکره نصب شده در آرامگاه گائوزنگ و همسرش وو زتیان در شیان لینگ بوده است. سه گورگاه دیگر نیز در شیان لینگ، درهم آمیختگی با فرهنگ ساسانی دارند. این پژوهش به بررسی روایی فرهنگ ایران ساسانی در دربار شاهان تانگ و چگونگی بومی شدگی این میراث ساسانی خواهد پرداخت؛ منابع مورد مطالعه این جستار به آثار به دست آماده از گورگاه های زیرزمینی شیان لینگ محدود می شود.
نقدی بر آپارتاید در شکل دادرسی های قضایی در حقوق ایران
حوزههای تخصصی:
آپارتاید در نظام دادرسی کیفری به بررسی تبعیض های نژادی و اجتماعی می پردازد که منجر به نابرابری در دسترسی به عدالت می شود. این پدیده، به ویژه در کشورهایی با تاریخچه های خاص، گروه هایی را به دلیل ویژگی های نژادی یا قومی خود با تحقیر و نابرابری مواجه می کند. تحقیق حاضر به تحلیل تاریخچه آپارتاید و تأثیرات آن بر فرآیندهای دادرسی می پردازد و بی عدالتی های قانونی و نژادی را که منجر به سوءاستفاده از قدرت می شود، بررسی می کند. این مطالعه همچنین تأثیر اجتماعی و فرهنگی آپارتاید بر اعتماد عمومی به نظام عدالت را مورد توجه قرار می دهد. با استفاده از روش های تحلیلی، الگوهای آپارتاید در دادرسی های کیفری و نادیده گرفتن حقوق بشر شناسایی می شوند. نتایج شامل پیشنهاداتی برای اصلاح سیستم و ارتقاء عدالت اجتماعی است. اهداف این تحقیق شامل افزایش آگاهی عمومی، تعیین راهکارهای مقابله با تبعیض و بررسی نقش نهادهای بین المللی در حمایت از حقوق بشر در نظام های کیفری است. آپارتاید در نظام قضایی خود را به شکل های مختلفی نشان می دهد: از جمله تبعیض در اعمال قانون و نابرابری در دسترسی به وکلا. این تحقیق همچنین تجارب کشورهای مختلف در مقابله با این پدیده را بررسی کرده و بر ضرورت تغییرات در نظام های قضایی برای رفع نابرابری ها تأکید دارد. هدف نهایی ارتقاء عدالت اجتماعی و حقوق انسانی برای همه افراد جامعه است.
مقایسه تأثیر نوروفیدبک و درمان شناختی-رفتاری بر افزایش تمرکز و توجه در کودکان با اختلال کم توجهی/فزون کنشی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۴ پاییز (آبان) ۱۴۰۴ شماره ۱۵۲
۲۳۹-۲۲۵
حوزههای تخصصی:
زمینه: اختلال کم توجهی/فزون کنشی یکی از شایع ترین اختلالات روانی در کودکان است که می تواند تأثیرات قابل توجهی بر عملکرد تحصیلی و اجتماعی آن ها داشته باشد. بسیاری از تحقیقات به بررسی اثربخشی نوروفیدبک یا درمان شناختی-رفتاری به صورت جداگانه پرداخته اند و مقایسه ای مستقیم بین این دو روش انجام نشده است. بنابراین، نیاز به انجام مطالعاتی وجود دارد که به طور همزمان اثرات این دو روش را بر روی توجه و تمرکز کودکان مبتلا به اختلال کمبود توجه/بیش فعالی مقایسه کنند. هدف: هدف از انجام پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی نورفیدبک و درمان شناختی- رفتاری بر افزایش توجه و تمرکز در کودکان دارای اختلال کم توجهی/فزون کنشی بود. روش: مطالعه حاضر از نظر هدف، کاربردی، و از لحاظ روش شناسی نیمه آزمایشی با پیش آزمون- پس آزمون و دو گروه آزمایش و یک گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی کودکان 7 تا 11 ساله دارای اختلال کم توجهی/ فزون کنشی مراجعه کننده به مراکز مشاوره طلوع، جوانه امید و طنین زندگی در شهرستان گچساران در سال 1403 بودند. شیوه نمونه گیری در این پژوهش به روش نمونه گیری تصادفی ساده بود که با استفاده از روش تصادفی ساده 40 کودک پس از تشخیص اختلال انتخاب و وارد پژوهش شدند. جهت گردآوری اطلاعات از پرسشنامه توجه و تمرکز (استروپ،1935) و آزمون کانرز معلمان (بروک و کلینتون،2007) استفاده شد. جهت تحلیل داده ها، از آزمون تحلیل کوواریانس با استفاده از نرم افزار SPSS-26 بهره برداری شد. یافته ها: نتایج نشان داد که اختلاف میانگین درمان های نوروفیدبک و درمان شناختی رفتاری در متغیر توجه و تمرکز در سطح معناداری قرار دارند به این صورت که درمان نوروفیدبک نسبت به درمان شناختی رفتاری تأثیر بیشتری بر توجه و تمرکز داشته است (001/0). نتیجه گیری: بنابراین می توان نتیجه گرفت درمان های نوروفیدبک و درمان شناختی- رفتاری بر بهبود توجه و تمرکز کودکان دارای اختلال کم توجهی/ فزون کنشی تأثیر معناداری داشته است که می تواند مورد توجه مراکز آموزش و پرورش، مربیان، معلمان و والدین این کودکان قرار گیرد. با توجه به تأثیر مثبت هر دو روش، می توان برنامه های درمانی ترکیبی طراحی کرد که از مزایای نوروفیدبک و درمان شناختی-رفتاری بهره برداری کند.
Investigating the Relationship between Social Skills and Social Acceptance with Academic Performance, Considering the Mediating Role of Ethical Privacy(مقاله علمی وزارت علوم)
Introduction: Academic performance, as one of the most important criteria for evaluating students' ability to complete their studies, can grow under the influence of social skills, social acceptance, and respect for moral privacy. With the understanding of this importance, the present study was conducted with the aim of the relationship between social skills and social acceptance with academic performance, considering the mediating role of ethical privacy. Material and Methods: The research method was descriptive-correlation study. The statistical population consisted of 645 middle school students of Babol province, using Cochran's formula, 347 of them were selected by one-stage cluster random sampling method. Four standard questionnaires of social skills, social acceptance, respect for moral privacy, and academic performance were used for gathering data. The face and content validity of the questionnaire was confirmed by experts and through factor analysis. The reliability of the instrument was confirmed using Cronbach's alpha coefficient. Data analysis was done using Pearson's correlation coefficient and path analysis in SPSS and Lisrel statistical software. Results: The results showed that the relationship between social skills and social acceptance with students' academic performance was positive and significant, and the mediating role of ethical privacy in the relationship between social skills and social acceptance with students' academic performance is positive and significant. Conclusion: Based on the results; in order to increase academic performance, it is possible to increase the social skills and ability of social acceptance of students in the context of respecting moral privacy.
مصادیق اصل حاکمیت اراده در عقد بیع اموال غیرمنقول (با تاکید بر قانون الزام به ثبت رسمی معاملات اموال غیر منقول مصوب 1403)؛ مطالعه ی تطبیقی
حوزههای تخصصی:
اصل حاکمیت اراده، حق طبیعی افراد برای تعیین مناسبات حقوقی خویش است و به انسان ها اجازه می دهد تا آزادانه قرارداد منعقد کنند و شرایط آن را تعیین نمایند. لیکن در چارچوب قوانین ومقررات عمومی محدود می شود. پیش از تصویب قانون الزام به ثبت رسمی معاملات اموال غیرمنقول در سال 1403، این اصل در معاملات اموال غیرمنقول تقریباً بدون محدودیت اجرا می شد. افراد آزادی گسترده ای در تعیین شروط قراردادها، نحوه پرداخت ثمن، تعیین زمان و مکان تسلیم ملک، و حتی ثبت معاملات داشتند. بسیاری از معاملات تنها بر اساس اسناد عادی و بدون ثبت رسمی انجام می شد. پس از تصویب و اجرای قانون، این آزادی ها محدود شد. بر اساس ماده 1 قانون، هر معامله ای که به انتقال مالکیت یا حقوق انتفاع و ارتفاق اموال غیرمنقول بینجامد، باید در سامانه الکترونیکی اسناد رسمی ثبت شود. عدم ثبت چنین معاملاتی موجب می شود که هیچ گونه ادعایی از جمله الزام به تنظیم سند رسمی یا دعاوی مرتبط، در محاکم قابل استماع نباشد. این قانون تقاطع منحصربه فردی بین این اصل و الزامات قانونی دولت برای اطمینان از شفافیت، قانون مداری و نظم عمومی ایجاد می کند.این مقاله با تأکید بر قانون مذکور، به بررسی مصادیق بیع اموال غیرمنقول در سه مرحله اصلی انعقاد قرارداد، اجرای تعهدات، و انحلال قرارداد می پردازد. این پژوهش از روش توصیفی-تحلیلی و بهره گیری از منابع کتابخانه ای استفاده می کند.
رویه قضایی آمریکا در حمایت از شخصیت های ادبی و گرافیکی در نظام کپی رایت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حقوق فناوری های نوین دوره ۶ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۱
23 - 51
حوزههای تخصصی:
در دهه های اخیر، حقوق مالکیت فکری به موازات پیشرفت های فنی و اجتماعی جامعه، با صدور آرای قضایی، مسیر تطور و تکامل خود را پیموده است. حمایت از صنعت سرگرمی که امروزه سهم چشمگیری از گردش اقتصادی را به خود اختصاص داده است، از جمله این پیشرفت ها به شمار می رود. چگونگی مالکیت شخصیت های ادبی و گرافیکی جزء جدایی ناپذیر صنعت سرگرمی است و حمایت از حقوق پدیدآورندگان آن ها از موضوعات چالش برانگیز نظام کپی رایت است. این مقاله می کوشد با روش تحلیلی توصیفی و شیوه ی گردآوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای با بررسی رویه قضایی آمریکا به این پرسش پاسخ دهد که در رویه قضایی این کشور از شخصیت های ادبی و گرافیکی تحت چه شرایطی حمایت می شود و استثنائات این حمایت چیست؟ دستاورد پژوهشگران این است که رویه قضایی آمریکا بین شخصیت های ادبی و گرافیکی تفکیک قائل می شود و از شخصیت های گرافیکی به دلیل تأثیر بصری آن ها در ذهن خوانندگان به نسبت شخصیت های ادبی حمایت بیشتری به عمل می آورد. استفاده منصفانه، دکترین تکرار صحنه های مشابه و فن فیکشن از استثنائات حقوق پدیدآورنده در این خصوص محسوب می شود.
بررسی تأثیر سرمایه انسانی و متنوع سازی درآمد بر عملکرد بانک های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اقتصاد مالی سال ۱۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۷۰)
179 - 202
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی تأثیر سرمایه انسانی و متنوع سازی درآمد بر عملکرد بانک های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می پردازد. همچنین نقش میانی متنوع سازی درآمد بر رابطه بین سرمایه انسانی و عملکرد بانک ها نیز مورد بررسی قرار می گیرد. در این راستا سه فرضیه تدوین شد. جامعه آماری پژوهش شامل بانک های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد. با توجه به اینکه تعداد 23 بانک طی سال های 1390 الی 1399 در بورس اوراق بهادار تهران پذیرفته شده و تعداد 18 بانک طی دوره مذکور در بورس حضور مستمر داشته اند و داده های آنها به صورت کامل در دسترس می باشد جمع آوری شد. داده های مالی پژوهش از بانک اطلاعاتی رهاورد نوین 3، سایت اطلاع رسانی ناشران کدال و سایت مرکز پردازش اطلاعات مالی ایران استخراج شد. داده های پژوهش با رویکرد داده های ترکیبی(مقطعی–سری زمانی) جمع آوری شده و با استفاده از روش رگرسیون چندگانه و به کمک نرم افزار 12 Eviews مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفته است. نتایج پژوهش نشان می دهد که سرمایه انسانی بر عملکرد بانک ها تأثیر مثبت و معنی داری دارد. همچنین، متنوع سازی درآمد بر عملکرد بانک ها تأثیر مثبت و معنی داری دارد. در نهایت، متنوع سازی درآمد بر رابطه بین سرمایه انسانی و عملکرد بانک ها تأثیر منفی و معنی داری دارد.
ارزیابی تاثیر لحن گزارشگری مالی و خوانایی صورتهای مالی بر ارزش آفرینی شرکتها از دیدگاه سهامداران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سهامداران و سایر استفاده کنندگان به منظور اتخاذ تصمیمات مناسب، نیازمند اطلاعات سودمند هستند. در میان اطلاعات سودمند، اطلاعات مربوط به گزارشات مالی از اهمیت ویژه ای برخوردار است؛ زیرا گزارشات مالی در ارزیابی چشم انداز آتی شرکتها نقش مهمی ایفا می نماید؛ بطوریکه بازار سرمایه نسبت به قابلیت اتکای گزارشات مالی کاملاً حساس است در سال های اخیر جنبه های مختلف اطلاعات کیفیِ گزارشهای مالی، مورد توجه قانون گذاران، نهادهای ناظر و نهادهای حرفه ای فعال در بازار سرمایه قرار گرفته است. در این تحقیق سعی گردید از سایر جنبه هایی که از دیدگاه سایر محققین مغفول مانده است مورد بررسی قرار گیرد بنابراین هدف اصلی این تحقیق ارزیابی تاثیر لحن گزارشگری مالی و خوانایی صورتهای مالی بر ارزش آفرینی شرکتها از دیدگاه سهامداران می باشد.برای انجام این تحقیق نمونه ای از شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران با استفاده از روش نمونه گیری انتخاب گردید . این پژوهش، برای دوره 1394 الی 1399 در بورس اوراق بهادار تهران صورت گرفت. روش آماری مورد استفاده در این تحقیق روش رگرسیون چند متغیره به شیوه پانل دیتا می باشد.نتایج حاصل شده از آزمون فرضیه های تحقیق نشان داد که بهبود در لحن گزارشگری مالی و خوانایی صورتهای مالی باعث افزایش در میزان ارزش آفرینی شرکتها از دیدگاه سهامداران شده است.
بررسی رابطه بین آموزش مهارت های ارتباطی بر سلامت روانی و کاهش استرس در دانش آموزان
منبع:
سلامت روان در مدرسه دوره ۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
94 - 101
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی رابطه بین آموزش مهارت های ارتباطی و تأثیر آن بر سلامت روانی و کاهش استرس در دانش آموزان پرداخته است. در دنیای امروز، مهارت های ارتباطی به عنوان یکی از عوامل کلیدی در بهبود کیفیت زندگی و سلامت روانی شناخته می شوند. با توجه به افزایش فشارهای روانی و استرس های ناشی از محیط های آموزشی، آموزش این مهارت ها می تواند به دانش آموزان کمک کند تا به طور مؤثرتری با چالش ها و مشکلات روزمره خود مواجه شوند. این مطالعه با استفاده از یک نمونه آماری شامل 324 دانش آموز از مقاطع مختلف تحصیلی انجام شده است. داده ها از طریق پرسشنامه های استاندارد جمع آوری و با استفاده از روش های آماری توصیفی و استنباطی تحلیل شدند. نتایج نشان داد که آموزش مهارت های ارتباطی به طور معناداری بر سلامت روانی دانش آموزان تأثیر مثبت دارد و همچنین منجر به کاهش سطوح استرس در آن ها می شود. یافته ها حاکی از آن است که دانش آموزانی که مهارت های ارتباطی را فراگرفته اند، توانایی بیشتری در مدیریت احساسات و برقراری ارتباط مؤثر با دیگران دارند که این امر به بهبود سلامت روانی و کاهش استرس کمک می کند. این تحقیق می تواند به عنوان مبنایی برای طراحی برنامه های آموزشی در مدارس مورد استفاده قرار گیرد و به مدیران و معلمان توصیه می شود که به آموزش مهارت های ارتباطی به عنوان یک ابزار مؤثر در ارتقاء سلامت روانی و کاهش استرس دانش آموزان توجه بیشتری داشته باشند. در نهایت، پیشنهاد می شود که پژوهش های بیشتری در این زمینه انجام شود تا به درک عمیق تری از تأثیر مهارت های ارتباطی بر سلامت روانی و استرس در دانش آموزان دست یابیم.
اثربخشی آموزش راهبردهای یادگیری خودتنظیم بر سرزندگی تحصیلی و احساس تعلق به مدرسه دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات روانشناسی تربیتی سال ۲۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۷
275 - 255
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش راهبردهای یادگیری خودتنظیم بر سرزندگی تحصیلی و احساس تعلق به مدرسه دانش آموزان بود. پژوهش حاضر شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش حاضر را همه دانش آموزان پسر پایه پنجم و ششم مقطع ابتدایی روستای اشکستگ شهرستان سرباز در سال تحصیلی 1402-1401 به تعداد 85 نفر تشکیل داد که از بین آن ها تعداد 30 نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) قرار گرفتند. آزمودنی های گروه آزمایش طی 8 جلسه آموزش راهبردهای یادگیری خودتنظیم را دریافت کردند، در حالی که آزمودنی های گروه کنترل هیچ مداخله ای را دریافت نکردند. قبل و پس از آموزش همه آزمودنی ها پرسشنامه سرزندگی تحصیلی و احساس تعلق به مدرسه را تکمیل کردند. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس تک متغیری در SPSS-26 انجام گرفت. نتایج تحلیل داده ها نشان داد که در مرحله پس آزمون آزمودنی های گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل، افزایش نمره معناداری را در سرزندگی تحصیلی (001/0>P) و احساس تعلق به مدرسه (001/0>P) تجربه کردندو بر مبنای نتایج پژوهش حاضر می توان گفت که آموزش راهبردهای یادگیری خودتنظیم در ارتقای سرزندگی تحصیلی و احساس تعلق به مدرسه دانش آموزان دختر با مشکلات تحصیلی تأثیر مثبت دارد و ازطریق آموزش این راهبردها امکان بهبود شرایط تحصیلی این دسته از دانش آموزان وجود دارد.
چالش ها و فرصت های سیاست خارجی ایران در قبال افغانستان (مطالعه موردی: حکومت طالبان)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
اندیشه های نو در علوم جغرافیایی دوره ۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷
53 - 72
حوزههای تخصصی:
سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران و روابط با افغانستان به عنوان همسایه ایران، چه از لحاظ ژئوپلیتیکی و چه از نظر سیاسی، اقتصادی و فرهنگی، دارای اهمیت است و بر این اساس افغانستان کشوری است که باید در سیاست خارجی ایران مورد توجه قرار گیرد. لذا هدف از این مطالعه بررسی چالش ها و فرصت های سیاست خارجی ایران در قبال افغانستان به ویژه با توجه به تحولات اخیر در این کشور است. این مقاله از نوع توصیفی تحلیلی می باشد. روش تحقیق و مواد و داده ها کیفی است و از فیش برداری در گردآوری مطالب استفاده شده است. نتایج نشان می دهد ازجمله چالش های سیاست خارجی ایران در قبال کشور افغانستان می توان به ناامنی و بی ثباتی ناشی از تسلط طالبان، افزایش موج مهاجرت افغان ها، وجود گروه های تروریستی مانند داعش، لزوم مدیریت روابط با سایر بازیگران منطقه ای و مسائل قومی و مذهبی اشاره کرد. در عین حال، فرصت هایی نظیر امکان همکاری های اقتصادی و تجاری، نقش آفرینی مثبت در کاهش تنش ها و فرآیندهای صلح، مدیریت مرزها، گسترش نفوذ سیاسی و تقویت همکاری های منطقه ای در این مسیر وجود دارد؛ بنابراین برای بهره برداری از این فرصت ها و پاسخگویی به چالش ها، ایران نیازمند راهبردی جامع و متوازن در سیاست خارجی خود است. در این بین بایستی بر چالش های مهمی از جمله آینده ی مبهم چگونگی برخورد طالبان با شیعیان افغانستان و تنش بر سر هریرود و همچنین فرصت هایی مانند همکاری جمهوری اسلامی با چین و روسیه در افغانستان و روابط اقتصادی با این کشور تأکید شود. درمجموع می توان گفت پیشینه روابط جمهوری اسلامی با افغانستان می تواند در سیاست خارجی دو کشور با توجه به حاکمیت طالبان در این کشور در روابط دو کشور و سیاست خارجی آن ها تأثیرگذار باشد.
تحلیل عوامل مؤثر بر طرد شدن دانش آموزان از محیط های ورزشی از دیدگاه معلمان آموزش و پرورش شهر بابل عراق(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت ورزشی سال ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۶۸)
193 - 176
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف از این پژوهش، تحلیل عوامل مؤثر بر طرد شدن دانش آموزان از محیط های ورزشی از دیدگاه معلمان آموزش و پرورش شهر بابل عراق بود.روش پژوهش: پژوهش حاضر کمی، از نظر هدف کاربردی و از حیث نوع جزء مطالعات توصیفی– همبستگی مبتنی بر مدلسازی معادلات ساختاری بوده که داده های آن به صورت میدانی جمع آوری شد. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی معلمان تربیت بدنی شهر بابل در عراق بود و نمونه گیری به روش تمام شمار انجام شد (326N=). به منظور جمع آوری داده ها در این پژوهش از پرسشنامه استاندارد طردشدگی از ورزش (زارعی و همکاران، 2020) استفاده شد. روایی ابزار توسط 10 تن از استادان مدیریت ورزشی و پایایی (93/0a=) تأیید شد.یافته ها: نتایج نشان داد که مدل معادلات ساختاری عوامل مؤثر بر طرد شدن از محیط های ورزشی از دیدگاه معلمان آموزش و پرورش شهر بابل، از برازش معناداری برخوردار است و بین آنها اولویت معناداری وجود دارد که بر این اساس، مهم ترین اولویت مربوط به مؤلفه ارتباطات ضعیف بوده و مؤلفه های توجه نکردن به روحیه تیمی، جمع گریزی، تفاوت فرهنگی، عدم حمایت، بی عدالتی، بی توجهی به شایستگی ها و وابستگی در اولویت های دوم تا هشتم قرار دارند.نتیجه گیری: با توجه به نتایج پژوهش مشخص می شود که تا چه اندازه بررسی و رفع دلایل طرد شدن از محیط ورزشی و کار می تواند اهمیت داشته باشد، زیرا تأثیری مستقیم بر عملکرد دانش آموزان در کلاس های تربیت بدنی، بازیکنان، ورزشکاران، کارکنان، محیط تیم یا سازمان دارد و بی توجهی به طردشدگی می تواند نتایج نامناسبی را رقم بزند.
مقایسه اثر رژیم های با و بدون محدودیت کالریک به همراه تمرین تداومی بر بیان ژن های پروتئین پیش ساز آمیلوئید بتا و تائو در بیماری آلزایمر در رت های نر سالمند(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: بیماری آلزایمر به عنوان شایع ترین بیماری تحلیل برنده مغزی وابسته به سن تعریف می شود. لذا، هدف از پژوهش حاضر مقایسه اثر رژیم های با و بدون محدودیت کالریک به همراه تمرین تداومی، بر بیان ژن های منتخب موثر در بیماری آلزایمر در رت های نر سالمند بود. روش تحقیق: 36 سر رت نر سالمند (26 ماهه با میانگین وزن 3/41 ± 8/437 گرم) به طور تصادفی به چهار گروه کنترل، تمرین تداومی، تمرین تداومی با محدودیت کالریک، و محدودیت کالریک تقسیم شدند. تمرینات تداومی به مدت شش هفته و پنج جلسه در هفته (10 الی 40 دقیقه) با رعایت اصل اضافه بار روی نوارگردان انجام شد. همچنین، محدودیت کالریک در ابتدا با کاهش 30 درصدی و سپس 20 درصدی در غذای مصرفی اعمال گردید. بافت برداری از مغز، 24 ساعت پس از آخرین جلسه تمرین و بیان ژن پروتئین پیش ساز آمیلوئید بتا و ژن تائو در بافت در قشر مغز، با روش Real Time-PCR بررسی شد. همچنین، با استفاده از کیت تجاری انسولین خون اندازه گیری شد و توسط مدل هموئوستازی میزان مقاومت انسولینی ارزیابی گردید. به علاوه، جهت تحلیل نتایج از آزمون های آنالیز واریانس یک راهه و تعقیبی توکی در سطح معنی داری 05/0>p استفاده شد. یافته ها: به طور کلی یافته ها حاکی از آن بود که بین اثر تمرین تداومی با و بدون محدودیت کالریک بر سطح مقاومت به انسولین در رت های نر سالمند تفاوت معنی داری وجود ندارد. همچنین، نتایج حاکی از آن بود که تفاوت معنی داری بین چهار گروه مورد بررسی در بیان ژن پیش ساز آمیلوئید بتا و ژن تائو، در بافت مغز رت های نر سالمند وجود نداشت. نتیجه گیری: به طور کلی تمرین تداومی، چه همراه با محدودیت کالریک و چه بدون آن، نمی تواند به تغییر معنی دار در بیان ژن پروتئین پیش ساز آمیلوئید بتا و بیان ژن تائو در بافت مغز رت های نر سالمند منجر شود.









