مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۳۲۱ تا ۲٬۳۴۰ مورد از کل ۵۴۶٬۷۸۲ مورد.
حوزههای تخصصی:
دوران صفوی و گورکانی از درخشان ترین دوره های اسلامی در ایران و هند به شمار آمده که با توجه به فرهنگ و زبان مشترک، تعامل و پیوند عمیقی در ادبیات و هنر داشته اند؛ لذا هنرمندان هندی تحت تأثیر و با اقتباس از هنر ایران دست به مصورسازی نسخ متعددی زده اند. هدف از این پژوهش خوانش روابط بینامتنی و بیش متنی نگاره های مرتبط با روایت ورود زلیخا و عزیز به مصر و استقبال از ایشان از منظومه یوسف و زلیخای هفت اورنگ جامی در دو نسخه صفوی و گورکانی، متعلق به موزه فریر و والترز بوده است. پژوهش حاضر از نوع کیفی و با رویکرد تطبیقی و روش توصیفی- تحلیلی است.داده ها از طریق مطالعات کتابخانه ای و وبگاه های اینترنتی گردآوری شده اند. برای تحلیل داده ها، از رویکرد ترامتنیت ژنت استفاده شده است. نتایج نشان می دهد که روابط بینامتنی میان نگاره ها به صورت صریح، پنهان و ضمنی وجود دارد. همچنین، اقتباس ها عمدتاً به شکل تراگونگی از نوع کاهش، افزایش و جایگزینی در قالب جایگشت نمود یافته اند. نگاره های صفوی و گورکانی، با وجود نظام نشانه ای یکسان، دارای روابط بینانشانه ای هستند که ریشه در پیوندهای عمیق بینافرهنگی و بینازمانی میان دو کشور دارد.
شناسایی مؤلفه های پرورش ذهنیت کارآفرینانه در آموزش دانشجویان طراحی با رویکرد فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای زیبا - هنرهای تجسمی دوره ۳۰ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
71 - 86
حوزههای تخصصی:
ذهنیت کارآفرینی، مجموعه ای از نگرش ها و مهارت هایی است که افراد را قادر می سازد که به طور مداوم فرصت های جدید را شناسایی کرده، ایده های نوآورانه را تولید کنند و کسب وکارهای پایدار را ایجاد نمایند. این نگرش برای موفقیت در عرصه کارآفرینی ضروری بوده و افراد را برای مواجهه با پیچیدگی های آن آماده می سازد. تفکر طراحی و کارآفرینی، فرآیندهای مکمل یکدیگر هستند و ذهنیت کارآفرینی می تواند دانشجویان طراحی را قادر سازد پس از فارغ التحصیلی، فرصت های تجاری را دنبال کنند. پرورش این ذهنیت در محیط های آموزشی، به ویژه برای طراحان از اهمیت بالایی برخوردار است و می تواند فراتر از انتقال دانش فنی، باعث توسعه قابلیت های نرم شود. ازاین رو سؤال اصلی این پژوهش در رابطه با شناسایی مؤلفه های پرورش ذهنیت کارآفرینانه در دانشجویان طراحی است پژوهش حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و به لحاظ روش، از نوع سنتزی است. با استفاده از روش فراترکیب و تحلیل نظام مند مطالعات مرتبط، پنج مؤلفه اصلی برای پرورش این ذهنیت شناسایی شد. این پژوهش با ارائه یک چارچوب مفهومی نشان داد که پرورش ذهنیت کارآفرینانه در طراحان، فرآیندی تک بعدی و محدود به ارائه مهارت های کارآفرینی نیست؛ بلکه تحول در مسیر رشد و تکاملی چندبعدی است. همچنین درک عمیقی از ادبیات موجود درباره عناصر این ذهنیت در دانشجویان طراحی را ارائه می نماید که می تواند راهبردی عملیاتی برای بازنگری در برنامه های درسی و توانمندسازی نسل جدید طراحان کارآفرین در ایران فراهم کند.
بررسی نقش طراحی بسته بندی در حفظ و احیای صنایع دستی گیلان و افزایش ارزش افزوده سوغات سفر
حوزههای تخصصی:
صنایع دستی و سوغات محلی گیلان به عنوان بخشی از میراث فرهنگی و اقتصادی این استان، نیازمند توجه و حمایت هستند. از آنجا که بسته بندی به عنوان یکی از عناصر کلیدی در بازاریابی و فروش محصولات به شمار می رود، طراحی بسته بندی به عنوان یک ابزار قدرتمند، می تواند در حفظ و احیای این صنایع و افزایش ارزش افزوده محصولات نقش به سزایی ایفا کند. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر طراحی بسته بندی بر حفظ صنایع دستی و افزایش جذابیت سوغات گیلان انجام شده است. روش تحقیق از نوع توصیفی تحلیلی و مبتنی بر ترکیب رویکردهای کیفی و کمّی است. داده ها از طریق مطالعات کتابخانه ای و مصاحبه های نیمه ساختاریافته با صنعتگران، فروشندگان و گردشگران جمع آوری شده است. بر اساس تحلیل نظریه بنیانی، چالش های بسته بندی مانند هزینه های بالا و کمبود مواد اولیه، مانع از رقابت پذیری محصولات شده، اما بسته بندی مناسب می تواند ارزش افزوده محصولات را افزایش داده و به احیای صنایع دستی منطقه کمک کند. تحلیل آماری داده های مصاحبه شدگان نشان می دهد که گردشگران بیشترین اهمیت را به بسته بندی می دهند (میانگین امتیاز 4/7 از 5)، درحالی که صنعتگران به دلیل محدودیت های مالی کمتر بر این موضوع تمرکز دارند. مشکلات اصلی بسته بندی شامل هزینه های بالا (۳۵٪)، کمبود مواد اولیه (۲۵٪) و عدم آگاهی از طراحی بهینه (۲۰٪) است. از سوی دیگر، گردشگران، استحکام، زیبایی بصری و اطلاعات محصول را به عنوان مهم ترین ویژگی های بسته بندی ترجیح می دهند. همچنین، ۷۰٪ از فروشندگان افزایش فروش را به بسته بندی جذاب نسبت داده و ۴۸٪ تأثیر آن را بر افزایش قیمت محصول تأیید کرده اند. نتایج نشان می دهد که طراحی بسته بندی با استفاده از نمادهای الهام گرفته از فرهنگ بومی، مواد بوم آورد و فناوری های نوین، نه تنها به حفظ هویت فرهنگی کمک می کند، بلکه می تواند به عنوان یک ابزار بازاریابی مؤثر و تعاملی، ارزش افزوده محصولات را افزایش دهد و این چنین، زنجیره اقتصادی گردشگری گیلان را بیش از پیش شکوفا سازد.
تبیین شاخص های فضاهای شهری رویداد مدار با رویکرد رویدادهای فرهنگی - آیینی (مطالعه ای در بستر ایران، شهر مشهد)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال ۲۲ آبان ۱۴۰۴ شماره ۱۴۹
29 - 40
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: فضاهای شهری در طی سالیان در معرض تغییرات و دگردیسی ناشی از نیروهای متعارض قرار داشته اند. این فضاها درگذشته بستر رویدادهای گوناگون و واجد ارزش های هویتی در خاطره جمعی بوده اند. امروزه توجه به برنامه ریزی برای مدیریت وقوع رویدادها در فضاهای شهری مغفول مانده است. همچنین باتوجه به طرح های توسعه شهری بزرگ مقیاس در کشورهای درحال توسعه و ازبین رفتن بافت در مداخلات گسترده، فضاهای شهری علاوه بر فقدان ساختار مناسب برای جذب پایدار مخاطب، فاقد رویدادهای لازم برای ایجاد تجربه مناسب برای مخاطب و توسعه بستر زندگی اجتماعی در شهر هستند. از این رو غالباً رویدادهای فرهنگی - آیینی مردمی در فضاهایی فاقد مؤلفه های مطلوب فضاهای شهری برگزار می شوند. پرسش اساسی که در این راستا وجود دارد این است که فضاهای شهری مطلوب برای میزبانی رویدادهای فرهنگی و آیینی در ایران باید دارای چه شاخص ها و ویژگی هایی باشند تا بتوانند به عنوان بستری پویا برای افزایش کیفیت زندگی شهری ایفای نقش کند؟ هدف پژوهش: هدف این پژوهش تبیین یک مدل مفهومی برای ارتقا کیفیت فضاهای شهری رویداد مدار مبتنی بر رویدادهای مختلف فرهنگی- آیینی است. روش پژوهش: پژوهش حاضر از نظر روش شناسی از روش کیفی تحلیل مضامین یا تحلیل تماتیک صورت می پذیرد. از مطالعه اسنادی، مشاهده، پرسش نامه، مصاحبه عمیق در بستر شهر فرهنگی - آیینی مشهد و تحلیل های نرم افزاری به عنوان ابزار گردآوری اطلاعات بهره گرفته می شود. نتیجه گیری: پس از تحلیل یافته ها، مدل مفهومی پژوهش در راستا تبیین شاخص های فضاهای شهری رویدادمدار ارائه شده است. فضاهای شهری رویدادمدار با رویکرد فرهنگی-آیینی، زمانی به بلوغ عملکردی و معنایی می رسند که طراحی آنها از سطح کالبدی فراتر رفته و به سطح ادراک، تجربه و مشارکت شهروندان ارتقا یابد و این امر از رهگذر درک عمیق نیازهای فرهنگی-آیینی جامعه، ترجمه آن به شاخص های طراحی، و به کارگیری آن در ساختار فضا ممکن خواهد بود؛ لذا، این پژوهش چارچوبی برای سنجش و هدایت این فرایند در اختیار طراحان شهری، مدیران فرهنگی، و برنامه ریزان قرار می دهد.
خوانش دو قطب استعاره و مجاز در نقاشی های قهوه خانه ای، نگاره های مکتب اصفهان و نقاشی سقاخانه ای با رویکرد نشانه شناسی رومن یاکوبسن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نگره بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۳
185 - 201
حوزههای تخصصی:
نقاشی قهوه خانه ای، نوعی هنر عامیانه است که با گذر از نگارگری مکتب اصفهان و تحت تأثیر شرایط فرهنگی- اجتماعی، در عصر قاجار بروز و ظهور یافته است. در این میان، نقاشان قهوه خانه ای، از استعاره و تمثیل به عنوان ابزاری برای شکل دهی به تصاویر متفاوت از واقعیت استفاده کردند که در عین شباهت به نگاره های مجرد مکتب اصفهان، به گزینش اشکال طبیعت گرایانه در محور جانشینی همت گماشته اند. هدف از این مقاله، تشریح بُعد استعاره و مجاز در نقاشی قهوه خانه ای از منظر رویکرد نشانه شناسی یاکوبسن است. در این مقاله، نقاشی های قهوه خانه ای عصر قاجار با هدف پشت سر گذاشتن پارادایم های غالب نگارگری سنتی به شیوه تحلیل ساختاری متن موردبررسی قرار می گیرند. در پژوهش حاضر، این سؤال پاسخ داده شده که استعاره و مجاز چه تأثیری در شکل گیری و شکوفایی نقاشی های قهوه خانه ای و سقاخانه ای در دوران معاصر داشته است. روش تحقیق پژوهش با رویکرد توصیفی- تحلیلی صورت گرفته و گردآوری اطلاعات موردنیاز برای تحلیل به شیوه کتابخانه ای و با توجه به نوع روابط جانشینی و هم نشینی در ساختار و ترکیب عناصر بصری نقاشی قهوه خانه ای در قیاس با نگاره های مکتب اصفهان و نقاشی سقاخانه ای تحقق یافته است. نتایج این مطالعه نشان داد نقاشی قهوه خانه ای در مقایسه با نگاره های مکتب اصفهان و نقاشی سقاخانه ای به صورت استعاره و مجاز شکل گرفته که به گفته یاکوبسن، مبتنی بر دو محور جانشینی و هم نشینی است و نقش محوری در خلق تصاویر مدرن و نقاشی قهوه خانه ای داشته است.
تحلیل تزیینات و ساختار کتیبه های کوفی برج مقبرۀ چهل دختران دامغان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نگره تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۴
191 - 201
حوزههای تخصصی:
برج مقبره چهل دختران دامغان از نمونه های منحصربه فرد در به کارگیری کتیبه های کوفی است. این برج که به قرن پنجم ه .ق تعلق دارد به فرمان اسفار بن کردویه، سرداری دیلمی ساخته شده است. او از سرداران منوچهر زیاری در اواخر قرن چهارم ه .ق بوده و فرمانروایی دامغان را بر عهده داشته است. این بنای آجری، از نوع مقابر برجی شکل با پلان دایره ای و گنبد پیازی است. بدنه آن با نقوش تزئینی و کتیبه هایی به شیوه گچ بری و آجرکاری تزیین شده است. هدف این پژوهش، بررسی ویژگی های بصری نقوش و تحلیل ساختار کتیبه های این بناست و سؤالات اصلی تحقیق عبارت اند از: 1. نقوش برج مقبره چهل دختران دامغان دارای چه ویژگی های بصری هستند؟ 2. کتیبه های کوفی این بنا از چه ساختاری برای رسیدن به وحدت بصری پیروی می کند؟ روش پژوهش، توصیفی-تحلیلی و میدانی بوده و روش گردآوری اطلاعات، کتابخانه ای و اسنادی است. ابزار جمع آوری اطلاعات شامل فیش برداری و عکاسی است. نتایج مطالعه نشان می دهد که کتیبه گچ بری سردر به خط کوفی معقد و کتیبه اصلی بدنه آجری به خط کوفی هندسی ساده نگاشته شده است. محتوای این کتیبه ها شامل معرفی سازنده بنا و سال ساخت آن است. ویژگی برجسته آن ها هویت مستقل طراحی بوده که هماهنگ با شکل بنا است. با بازسازی مفردات، شاخص های هماهنگی کتیبه ها مشخص شد: استفاده از اجزای نقوش تزئینی در میان نظام نوشتاری به صورت متصل و وابسته و رعایت هم شکلی در فرم نوشتار و نقوش، موجب یکدستی کتیبه ها می شود، یکی از عوامل مهم در ایجاد وحدت بصری، استفاده از نقوش شبه نوشتار است که در این بنا، از رایج ترین نوع آن استفاده شده است. این نوع شبه نوشتار که حرف خاصی نیست، برای رسیدن به تعادل بصری به کاررفته است. از این عناصر در هردو کتیبه به منظور ایجاد پیوستگی و انسجام استفاده شده و نقش مهمی در حفظ تعادل کلی دارند.
مطالعه تصویرآنلاین مقصدگردشگری شهر خلاق رشت با رویکرد متن کاوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش شهرسازی دوره ۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
78 - 101
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: شهر رشت یک مقصد مهم گردشگری شهری در استان گیلان و شمال ایران است. وجود جاذبه های متنوع گردشگری در همجواری این شهر، باعث شده تا شهر رشت اولویت اول گردشگران نباشد. این شهر با سایر مقاصد گردشگری روستایی و شهری هم جوار خود در رقابت برای جذب هرچه بیشتر گردشگران و حفظ آنان است. در این راستا مطالعه و به تصویر کشیدن تصویر مقصد گردشگری شهری از منظر ادراک گردشگران مورد توجه است. هدف: تصویر مقصد گردشگری مقدمه اصلی نیات رفتاری گردشگران است. یکی از جنبه های مهم مدیریت مقصد گردشگرپذیر شهر خلاق رشت، برنامه ریزی و توسعه تصویر آن است. این پژوهش با هدف گسترش و ارتقا گردشگری شهر رشت به مطالعه تصویر آنلاین شهر گردشگرپذیر و خلاق رشت، شناسایی ویژگی های برجسته و ارزیابی کیفیت، از دیدگاه کاربران در اینترنت و رسانه های اجتماعی می باشد. روش: روش مورد استفاده در این پژوهش در دسته ی مطالعات کیفی قرار می گیرد. این پژوهش توصیفی-تحلیلی است و از نظر هدف کاربردی است. در این پژوهش از روش متن کاوی، با استفاده از الگوریتم بدون نظارت «K-means» خوشه بندی شده است و مقدار K بهینه با استفاده از تکنیک های elbow و silhouette بدست آمده است. یافته ها : ویژگی های سازنده تصویر مقصد شهر گردشگر پذیر و خلاق رشت در سه خوشه کلی قرار گرفته است و در عنوان های غذا و خوراک، مجموعه میدان شهرداری، باغ های شهری و پارک ها و خدمات اقامتگاهی و رفاهی دسته بندی شده است. همچنین 88 درصد از محتوای ارائه شده در اینترنت از شهر رشت مثبت، 10 درصد منفی و 2 درصد دیگر خنثی تصور شده است. بنابراین تصویر مقصد گردشگری شهری رشت را مثبت تصور کرده اند. نتیجه گیری: در مجموع نتایج حاصل از این پژوهش نشان دهنده ی یک تصویر نسبتا مثبت درباره گردشگری شهر خلاق رشت است. در کنار بررسی و مطالعه ساختار تصویر مقصد گردشگری شهر خلاق رشت به عنوان نمونه مورد مطالعه، در این پژوهش یک چارچوب روش شناختی تحلیل کلان داده رسانه های اجتماعی در خصوص گردشگری شهری ارائه شده است.
خوانش هستی شناسانۀ سرو و آب در بناهای آیینی- عمومی شهر یزد (نمونه موردی: آتشکده چم، مسجد مهرپادین، میدان وقت الساعه)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گردشگری فرهنگ دوره ۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۱
18 - 23
حوزههای تخصصی:
شهر یزد با سابقه ای تاریخی و فرهنگی، در دل اقلیم خشک کویر شکل گرفته و با کمبود منابع طبیعی، به ویژه آب و پوشش گیاهی مواجه است. این شرایط اقلیمی باعث شده است برخی عناصر طبیعی مانند آب و سرو، نقشی فراتر از کاربرد زیستی داشته و در شکل گیری فضاهای آیینی- عمومی، جایگاهی معنابخش داشته باشند. در این راستا، این پژوهش با هدف واکاوی نقش هستی شناختی آب و سرو در شکل گیری فضاهای آیینی- عمومی شهر یزد، به مطالعه سه نمونه شاخص شامل آتشکده چم، مسجد جامع مهرپادین و میدان وقت الساعه می پردازد. رویکرد پژوهش کیفی و مبتنی بر تحلیل هستی شناسانه است و با بهره گیری از روش هایی چون تحلیل اسنادی، مشاهده میدانی انجام شده است. نتایج حاکی از آن است که آب و سرو نه تنها کارکرد زیستی یا زیبایی شناختی دارند بلکه به مثابه عناصر بنیادین، در ساختار فضایی، حافظه جمعی و تجربه زیسته مردم یزد، نقشی معنابخش ایفا کرده اند. آب با ویژگی های طهارت و حیات بخشی و سرو با نماد جاودانگی و اتصال به عالم بالا، در پدیدارشدن مکان هایی با کیفیت وجودی مؤثر بودند. این عناصر، واسطه هایی برای ظهور معنا و امر قدسی بوده و توانسته اند فضاها را از سطح عملکردی به مرتبه ای وجودی و فرهنگی ارتقا دهند. این پژوهش نشان می دهد بدون فهم این نسبت های هستی شناسانه، درک معنای کامل فضاهای آیینی- عمومی یزد ممکن نیست.
غفلت از نقش مکان ساز منظر سبز عامل اصلی ناکارآمدی توسعه در شهر نطنز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گردشگری فرهنگ دوره ۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۲۲
42 - 49
حوزههای تخصصی:
با گسترش شهرنشینی و توسعه روزافزون شهرها نیاز انسان به ارتباط با طبیعت بیش از پیش احساس شده و فضای سبز شهری همگام با شهر در حال توسعه است. با وجود افزایش توسعه کمی فضای سبز معاصر ناکارآمدی آن و عدم رفع نیازهای مختلف شهروندان مشهود است. شناخت ظرفیت های مکانی و ادراک ساکنان از فضای سبز پیرامون آنان به شناخت مؤلفه های مکان ساز منظر سبز بومی خواهد انجامید. باغ شهر نطنز نیز دارای ظرفیت های مکانی خاص خود است که پژوهش حاضر به واکاوی ویژگی های تیپولوژی های سبز مختلف نطنز به منظور شناخت این مؤلفه ها از طریق اسناد کتابخانه ای و مشاهدات میدانی به واسطه خوانش منظرین پرداخته است. نتایج نشان دادند که تیپولوژی های سبز سنتی نطنز شامل باغ شهر و واحه های سبز با توجه به نیازهای ساکنان و ظرفیت های مکان با ایجاد نظم با تأکید عناصر برگزیده ایجاد شده اند و با دارا بودن پیوند تنگاتنگ با زندگی روزمره و ذهنیات ساکنان نیازهای آنان درجنبه های مختلف اجتماعی، فرهنگی، زیبایی شناختی، اقتصادی و زیست محیطی را برطرف می سازند. در حالی که تیپولوژی های سبز معاصر شامل پارک های شهری و فضاهای سبز عمومی به صورت ناپایدار و ناسازگار با ادراک ساکنان از مکان به عملکرد صرفاً تزئینی و تفرجی تقلیل یافته و جایگاهی در ذهنیت ساکنان ندارند. توجه به مؤلفه های مکان ساز منظر سبز در طرح های توسعه به منظور افزایش کارآمدی فضای سبز و تبدیل آن به منظر سبز امری ضروری است.
نقش روایت های تعاملی در ایجاد پیوند عاطفی کاربر با شخصیت های داستانی در بازی های رایانه ای: مطالعه موردی باران شدید
منبع:
پژوهش های میان رشته ای هنر دوره ۳ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
225 - 244
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی کارکرد روایت های تعاملی در ایجاد پیوند عاطفی میان کاربر و شخصیت های داستانی در بازی های رایانه ای می پردازد. هدف پژوهش، تبیین این نکته است که چگونه انتخاب های فردی و عاملیت کاربر در پیشبرد داستان می تواند منجر به شکل گیری پیوندهای عاطفی قوی و ماندگار با شخصیت های بازی شود. برای دستیابی به این هدف، پژوهش با استفاده از روش تحلیلی تفسیری و از طریق مطالعه موردی بازی رایانه ای باران شدید انجام شده است. داده های پژوهش از طریق تجربه مستقیم بازی، ثبت تصمیمات کاربر و مشاهده واکنش های احساسی شخصیت ها گردآوری شده و با استناد به منابع نظری مرتبط با روایت تعاملی بازی ها مورد بررسی قرار گرفته است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که ساختار غیرخطی روایت و سیستم انتخاب های اخلاقی موجود در باران شدید ، به کاربر این امکان را می دهد تا به طور مستقیم در شکل گیری داستان دخیل شود و با هر تصمیم خود، تأثیر عاطفی قابل توجهی در روابط میان شخصیت های داستانی ایجاد کند. به عنوان مثال، انتخاب های اخلاقی پیچیده ای نظیر نجات یا فدا کردن یک شخصیت، باعث بروز احساساتی مانند گناه، همدلی، پشیمانی یا حتی شادی در کاربر می شود. همچنین، تعامل فیزیکی و خاص با دسته های بازی نیز حس حضور واقعی کاربر در داستان را تقویت کرده و تجربه ای عمیق و شخصی از بازی رایانه ای فراهم می آورد. این مطالعه نشان می دهد که روایت های تعاملی، با فراهم کردن بستری برای درگیر شدن فعال کاربر در روند داستان، می توانند تجربه بازی را از یک سرگرمی ساده به یک تجربه احساسی عمیق تبدیل کنند. یافته ها تأکید دارند که عاملیت کاربر در انتخاب های داستانی، نه تنها مسیر روایت را تغییر می دهد، بلکه زمینه ساز شکل گیری پیوندهای عاطفی ماندگار با شخصیت های بازی می شود؛ امری که درنهایت به توسعه تجربه زیسته کاربر در بستر بازی های رایانه ای منجر می شود.
قواعد فقهی پالایش آثار هنری در حکمرانی فرهنگی
منبع:
مطالعات نظری هنر دوره ۵ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۸
85 - 125
حوزههای تخصصی:
با گسترش روز افزون ابعاد هنری و ابزارهای انتقال آن، و تاثیرات فزاینده آن در ابعاد زندگی فردی و اجتماعی، نظیم گری و حمایت از سوی حکمرانان بیش از پیش مورد نیاز است تا جایی که برای جلوگیری از سست شدن نظام های مبتنی بر حکمرانی و نیز سیاست گزاری ها و تنظیم گری قوانین، نیازمند مبانی و چارچوب های علمی دقیق متناسب با هنجارسازی دینی می باشیم که این مهم بر عهده دانش شریف فقه است. مواجهه حکمرانی با رویدادهای هنری با توجه به نوع حکومت و ارزش های حاکم آن نیازمند پشتیبانی تئوریک است که تلاش این تحقیق با روش توصیفی- تحلیلی و اجتهادی، استخراج قواعد فقهی اعمال حکمرانی و تعیین حدود و ثغور آن بر پالایش آثار هنری است به گونه ای که محدوده حق و تکلیف حاکمیت با حق آزادی بیان و گردش اطلاعات در تعارض نباشد. در این پژوهش قواعدی مانند حرمت اهانت به شعائر و محترمات الهی، قاعده نفی سبیل، قاعده فقهی وجوب حفظ نظام، قاعده ارشاد جاهل و تنبیه غافل، قاعده حرمت تغریر جاهل یا اغراء به جهل، قاعده تقیه، قاعده لزوم دفع ضرر محتمل و قاعده حرمت اضرار به نفس، مورد بررسی قرار گرفته است و با مصادیق امروزی آن تطبیق و انطباق شده است.
استنتاج مؤلفه ها و روش های تربیتی حاصل از حجاب و عفاف در واقعه کربلا
منبع:
پژوهشنامه معارف حسینی سال ۱۰ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴۰
45 - 65
حوزههای تخصصی:
تأکید بر حجاب و عفاف در قیام امام حسین(ع) در واقعه کربلا، بیش از همه جا نمایان است. هدف پژوهش، تجلی حجاب و عفاف در واقعه کربلا و استنتاج مؤلفه ها و روش های تربیتی حاصل از آن است. روش پژوهش حاضر، توصیفی – تحلیلی و ابزار کتابخانه ای و به شیوه فیش نویسی است. نتایج نشان داد که مؤلفه های تربیتی حجاب و عفاف در واقعه کربلا شامل، احیاء، ترویج و دفاع از حجاب و عفاف، تبیین اهمیت، درک فواید و لذت مصونیت آوری زندگانی عفیفانه و با حجاب، رعایت و حفظ حجاب و عفاف در شرایط سخت حتی در میدان جنگ و اسارت، ضرورت هویت یابی حجاب و عفاف، تأکید بر رعایت کامل و واجب بودن حفظ حجاب و عفاف با پوشش برتر اسلامی (چادر)، تلقی حجاب و عفاف به عنوان سدی در برابر گسترش فحشا و منکر و غیرت دینی بود. همچنین روش های ترتیبی شامل، تبشیر و تنذیر، پند و موعظه، تشویق و ترغیب، مشاهده (دقت و توجه)، مراقبه و محاسبه، الگودهی الگوگیری، تعمیق تربیت دینی و عبرت آموزی بود.
مفهوم شناسی علیین در بازشناسی مقام حضرت عباس بن علی علیه السلام
منبع:
پژوهشنامه معارف حسینی سال ۱۰ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴۰
83 - 100
حوزههای تخصصی:
حضرت عباس بن علی(ع) بنابر متن زیارت نامه، شخصیت برجسته ای در علیین دارند. علیین ابعاد مختلفی دارد که شامل، مراتب عالیه، سدره المنتهی، آسمان هفتم، جنت، لوح محفوظ و طینت است. رسیدن به علیین راه هایی دارد؛ از جمله دعای معصوم، معرفت الله، معرفت النبی، معرفت اولیاءالله، معرفت قوام قسط و تصدیق آنان، شناخت شیاطین، قبول اوامر الهی، امانت داری، صدق لسان، وفاداری، تعظیم اهل صفوت، برابری، حیا از معصیت، حسن خلق، یتیم نوازی، توجه به مستمندان، احسان والدین و سخت نگرفتن بر زیردست که حضرت عباس(ع) به تمام آن راه ها به نحو احسن و اکمل نائل شده اند. برخی از مراتب علیین، مختص ائمه معصومین(ع) است؛ از این رو در زیارت نامه حضرت از رفعت ذکر ایشان به جای نفس یاد شده است؛ زیرا با وجود عدم امکان ورود به آن مراتب، یاد و ذکر ایشان در آن مراتب هم رفیع است.
نکته هایی از معارف حسینی
منبع:
پژوهشنامه معارف حسینی سال ۱۰ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴۰
119 - 120
حوزههای تخصصی:
شناسایی عوامل مؤثر بر ارتباط والدین-معلم باهدف اجرای برنامه درسی مقطع ابتدایی: مطالعه پدیدارشناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ارتباط معلم-والدین یکی از انواع ارتباط باهدف اجرای برنامه درسی در نظام تعلیم و تربیت است و عواملی بر این ارتباط مؤثر هستند. این مطالعه باهدف شناسایی عوامل مؤثر بر ارتباط والدین-معلم باهدف اجرای برنامه درسی مقطع ابتدایی از دیدگاه معلمان و والدین انجام شده و با روش تحقیق کیفی از نوع پدیدارشناسی توصیفی به شناسایی این عوامل پرداخته است. مشارکت کنندگان در پژوهش 15 معلم و 10 والدین از دبستا ن های شهر بیرجند بودند که به شیوه هدفمند انتخاب شدند و در مصاحبه های نیمه ساختاریافته شرکت کردند. نمونه گیری تا اشباع داده ها ادامه داشت. برای تجزیه وتحلیل داده های جمع آوری شده از روش تحلیل کلایزی استفاده شد. یافته های حاصل از تجارب زیسته معلمان و والدین در خصوص عوامل مؤثر بر ارتباط والدین- معلم در 7 مضمون اصلی شرایط زمانی و مکانی، سن و جنسیت، وضعیت علمی، اقتصادی و اجتماعی، فقدان روحیه مطالبه گری و انتقادی سازنده، باورها و انگیزه های ارتباطی، محل تحصیل و نوع مدرسه، شایستگی ها و مهارت های ارتباطی طبقه بندی شد. به طورکلی یافته ها که عوامل متعددی مرتبط با معلمان و والدین بر ارتباط بین آن ها تأثیرگذار است که برخی از عوامل مرتبط با ویژ گی های شخصی افراد و همچنین شرایط اقتصادی، اجتماعی و علمی آن ها است.
تبیین نقش میانجی چابکیِ سازمانی بر رابطه بین حاکمیت فناوری اطلاعات و بهره وری دانش در اداره کل راه و شهرسازی جنوب استان سیستان و بلوچستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: استفاده فراگیر و گسترده از فناوری اطلاعات در بسیاری از سازمان ها، مدیریت و راهبری، این پدیده را به موضوع مهمی تبدیل کرده است. کاربرد فناوری اطلاعات در «چابکی» به بهبود عملیات تجاری کمک می کند. هدف این پژوهش بررسی نقش میانجی چابکیِ سازمانی در رابطه ی بین حاکمیت فنّاوریِ اطلاعات و بهرهوری دانش می باشد. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر نحوه ی گردآوری داده ها توصیفی- پیمایشی است. جامعه ی آماری تحقیق، شامل کلیه کارکنان اداره ی کل راه و شهرسازیِ جنوب استان سیستان و بلوچستان به تعداد 632 نفر بود که نمونه ی آماری مطابق فرمول کوکران، 240 نفر تعیین شد. ابزار جمع آوری داده های این تحقیق، پرسشنامه چابکی سازمانی با اقتباس شاخص ها از پرسشنامه شریفی و ژانگ (2001)، حاکمیت فناوری اطلاعات از پرسشنامه حاکمیت فنّاوری اطلاعات ژن و همکاران (2021) و پرسشنامه بهره وری دانش بصورت محقق ساخته و با اقتباس از مولفه های پیتر دراکر (1999) بودند. آلفای کرونباخ برای همه متغیرها مقادیری بالاتر از 7/0 محاسبه گردیدکه در دامنه قابل قبول قرار داشتند. روایی محتوایی پرسشنامه ها به تأیید اساتید خبره رسیده و سپس از طریق تحلیل عاملی تأییدی نیز احراز گردید. یافته ها:پس از تجزیه و تحلیل داده ها، شاخص برازش RMSEA برابر 031/0 به دست آمده است که از مقدار 05/0 کوچکتر است بنابراین مدل ساختاری از برازش مطلوبی برخوردار است.فرضیه های تحقیق با استفاده از تحلیل مسیر در نرم افزار لیزرل آزمون شد. نتیجه گیری: نتایج نشان داد، حاکمیت فنّاوری اطلاعات بر چابکیِ سازمانی تأثیر مثبت داشته و از طریق چابکی، بهره وری دانش کارکنان در سازمان را به طور مثبت تحت تأثیر قرار خواهد داد. لذا پیشنهاد می شود سازمانها با ارتقای مطلوبیت روندهای فنّاوری اطلاعات در سازمان ها، زمینه ارتقای بهره وری دانش سازمانی را فراهم نمایند. در این پژوهش، روابط بین فرضیه ها مثبت ارزیابی شد. شایان ذکر است که بیشترین تأثیر، مربوط به فرضیه چهارم با مقدار 91/0 است که بیانگر رابطه حاکمیت فناوری با بهره وری دانش از طریق چابکی سازمانی است. Purpose: Widespread use of information technology in many organizations, management and leadership, has turned this phenomenon into an important issue. The application of information technology in "agility" helps to improve business operations. The purpose of this research is to investigate the mediating role of organizational agility in the relationship between information technology governance and knowledge productivity. Method: The current research is applied in terms of purpose and descriptive-survey in terms of data collection. The statistical population of the research included all the employees of the General Department of Roads and Urban Development in the south of Sistan and Baluchestan province, numbering 632 people, and the statistical sample was determined as 240 people according to Cochran's formula. The data collection tool of this research is organizational agility questionnaire with indicators adapted from Sharifi and Zhang (2001), information technology governance from information technology governance questionnaire by Zhen et al. (2021) and knowledge productivity questionnaire developed by researcher and adapted They were among the components of Peter Drucker (1999). Cronbach's alpha was calculated for all variables above 0.7, which were in the acceptable range. The content validity of the questionnaires was confirmed by expert professors and then it was verified through confirmatory factor analysis. Findings: After analyzing the data, the RMSEA fit index equal to 0.031 was obtained, which is smaller than the value of 0.05, so the structural model has a good fit. The research hypotheses were tested using path analysis in Lisrel software. Conclusion: The results showed that information technology governance has a positive effect on organizational agility, and through agility, it will positively affect the knowledge productivity of employees in the organization. Therefore, it is suggested that organizations improve the productivity of organizational knowledge by improving the usefulness of information technology trends in organizations. In this research, the relationships between the hypotheses were evaluated positively. It is worth mentioning that the greatest impact is related to the fourth hypothesis with a value of 0.91, which indicates the relationship between technology governance and knowledge productivity through organizational agility.
امکان سنجی معامله دارایی های دیجیتال در بستر متاورس؛ کاوشی در شبهه غرری بودن آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه حقوق اسلامی سال ۲۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۶۹)
957 - 1000
حوزههای تخصصی:
دارایی های دیجیتال نظیر زمین های مجازی، آثار هنری دیجیتال و امثال آن ها با فراگیری روزافزون و با مقاصد مختلف در بستر متاورس مورد دادوستد قرار می گیرند. این پژوهش اولاً به این سوال پاسخ می دهد که آیا دارایی های مجازی می توانند از منظر فقه امامیه و حقوق ایران مورد معامله واقع شوند و ثانیاً، آیا شبهه غرری بودن از ساحت این معاملات قابل زدودن است؟ نگارندگان پس از تبیین مفاهیم اولیه در شرایط صحت معاملات و تطبیق آن ها با معاملات دارایی های متاورسی، در نهایت نشان داده اند که این دارایی ها واجد ویژگی های لازم بوده و می توانند مورد معامله واقع شوند و برای جلوگیری از حدوث غرر، متعاملین باید به گونه ای رفع ابهام از مورد معامله کنند که جزئیات و ابعاد گوناگون آن به وضوح مشخص شود، چرا که ماهیت دیجیتال و انتزاعی دارایی ها پیچیدگی های خاص و نوینی به همراه دارد.
کاربرد سلاح های بیولوژیک از منظر حقوق بشردوستانه بین المللی و اسلام(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سلاح های بیولوژیک، عمدتاً همان سلاح هایی هستند که در عملیات های نظامی کاربرد دارند. تنها فرق این سلاح ها در این است که به جای مواد منفجره از عوامل بیولوژیک استفاده می شود. عوامل بیولوژیک، موجودات زنده و ریزی هستند که زیست موجودات زنده را در معرض خطر قرار می دهند و جدا از شرایط زندگیشان موادی ترشح می کنند که موجب بیماری یا حتی مرگ در انسان ها و حیوانات و گیاهان می گردند. این عوامل، با توجه به ویژگی های منحصربه فردی که دارند کاربردشان تهدید جدی برای سلامت انسان ها و صلح و امنیت جامعه جهانی محسوب می گردد. نتایج این بررسی که با شیوه توصیفی تحلیلی انجام گرفته نشان می دهد با توجه به اینکه سلاح های بیولوژیک در زمان ظهور اسلام به شکل امروزی وجود نداشته، ولی مبنای نظری مورد قبول در منع به کارگیری و استفاده از این گونه سلاح ها مبتنی بر قواعد نسبتاً مشابه در نظام حقوق بشردوستانه بین المللی و شریعت اسلام است و برای ممنوعیت به کارگیری این گونه سلاح ها همچنان که ممکن است به اسناد حقوق بشردوستانه بین المللی استناد کرد می توان به آموزه های اسلامی و احکام شریعت توسل جست. احکام و قواعدی که ناظر بر موازین حقوق بشردوستانه و حقوق بشر و منطبق بر شریعت عقلانی و مصالح جامعه بشری است.
موارد مصرف خمس در آیه 41 سوره انفال: تفسیر تطبیقی طباطبایی و صادقی تهرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در آیه ۴1 سوره انفال، موارد مصرف خمس آمده است که سه سهم ازآنِ خدا، رسول و ذی القربی و سه سهم نیز ازآن فقیران، یتیمان و درراه ماندگان بیان شده است. بررسی تفاسیر متأخر شیعه در بیان منظور از فقیران، یتیمان و درراه ماندگان حکایت از اختلاف نظر بین مفسران دارد، به گونه ای که برخی اختصاص نیمی از خمس به نیازمندان بنی هاشم را برداشتی نادرست از آیه تلقی نموده که افزون بر ایجاد ذهنیت تبعیض نسبت به سایر نیازمندان، با سایر آیات قرآن و برخی از روایات در تضاد است. با توجه به اینکه این اختلاف نظر تفسیری می تواند تأثیر بسزایی در احکام مرتبط با خمس بگذارد، این پژوهش برآن است تا با تطبیق نظرات دو مفسر متأخر، طباطبایی و صادقی تهرانی، استدلال آنان را ارزیابی کند. یافته های پژوهش حاکی از آن است که استدلال های طباطبایی در استناد به آیه ۵ احزاب در اثبات نسب سادات، و روایات «اوساخ» در اثبات اختصاص خمس به سادات برای حفظ کرامت ایشان فاقد استواری لازم بوده و استدلال های صادقی تهرانی در اثبات عدم اختصاص فقیران، یتیمان و در راه ماندگان به سادات از استحکام بیشتری برخوردار است.
بررسی امکان کاربست هرمنوتیک تردید در فهم آیات مربوط به زنان(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
نقد و نظر سال ۲۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۱۷)
180 - 217
حوزههای تخصصی:
چالش های موجود در تفسیر آیات مرتبط با زنان، به ویژه در زمینه عدالت در دوره مدرن، همواره از مسائل پژوهشگران و مفسران دینی بوده است. این مقاله به بررسی این مسئله می پردازد که آیا هرمنوتیک تردید می تواند به مثابه ابزاری برای حل تعارضات موجود در تفسیر این آیات، و ایجاد راه های جدید برای بازخوانی آنها استفاده شود. برای بررسی این مسئله، نخست با استفاده از رویکرد الهیات تطبیقی، و با هدف فهم عمیق تر دین خود، تجربه بهره مندی از هرمنوتیک تردید در بازخوانی آیات مربوط به مسائل زنان در کتاب مقدس مرور شد و سپس با تحلیل شباهت ها و تفاوت های برخی شیوه های تفسیری قرآن، امکان استفاده از هرمنوتیک تردید و ایجاد راه حل های جدید بررسی گردید. نتایج نشان می دهند که هرمنوتیک تردید به دلایل مختلف می تواند در حل چالش های تفسیر آیات زنان و عدالت مؤثر واقع شود. این روش با تأکید بر نقد پیش فرض ها، لایه های معنایی پرشمار متن، تأثیر روابط قدرت بر تفاسیر و نیز شباهت هایی که با برخی سازوکارهای تفسیری اسلامی - مانند قاعده محکم و متشابه، نسخ، اسباب نزول - دارد، می تواند ابزاری مؤثر برای بازاندیشی و ایجاد مسیرهای جدید در تفسیر آیات مرتبط با زنان و عدالت باشد.









