مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۳۴۱ تا ۲٬۳۶۰ مورد از کل ۵۵۲٬۹۱۹ مورد.
منبع:
انگاره های نو در تحقیقات آموزشی سال ۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
70 - 86
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: هدف این پژوهش، تبیین مبانی مسئولیت مدنی ناشران در نظام حقوقی ایران و تحلیل آرای صادره از محاکم حقوقی استان (مورد بررسی) با تأکید بر نحوه استناد دادگاه ها به نظریه های حقوقی مختلف از جمله نظریه تقصیر و نظریه خطر است. روش شناسی پژوهش: . این پژوهش از نوع توصیفی–تحلیلی است و با استفاده از روش های کتابخانه ای و میدانی انجام شده است. داده ها از طریق بررسی قوانین کلیدی از جمله ماده ۱ قانون مسئولیت مدنی مصوب ۱۳۳۹، قانون مطبوعات مصوب ۱۳۶۴، قانون حمایت از حقوق مؤلفان و مصنفان و هنرمندان مصوب ۱۳۴۸ و تحلیل محتوایی آرای صادره از محاکم حقوقی استان (مورد بررسی) گردآوری شده اند. یافته ها: مبنای اصلی مسئولیت مدنی ناشران در آرای قضایی، نظریه تقصیر است و تحقق آن منوط به احراز ارکان سه گانه فعل زیان بار، ضرر و رابطه سببیت می باشد. با این حال، در برخی دعاوی، به ویژه در مواردی چون نقض حریم خصوصی، افترا و لطمه به منافع عمومی، نظریه خطر نیز به صورت ضمنی مورد استناد قرار گرفته است. بررسی آرای محاکم استان (مورد بررسی) بیانگر تمرکز دادگاه ها بر جبران خسارات مادی و معنوی ناشی از تخلفات ناشران از جمله نقض حقوق مالکیت فکری، انتشار محتوای توهین آمیز و بی احتیاطی در انتشار مطالب خلاف واقع است. چالش هایی نظیر خلأهای قانونی در حوزه نشر دیجیتال، نبود معیارهای دقیق برای تعیین خسارت معنوی، و تأثیر عوامل فرهنگی و اجتماعی بر صدور احکام نیز موجب ناهماهنگی در رویه قضایی شده اند. نتیجه گیری: برای بهبود انسجام رویه قضایی و افزایش اعتماد عمومی، تدوین آیین نامه های نظارتی ویژه ناشران، ایجاد بانک جامع آرای قضایی، بازنگری قوانین مرتبط و آموزش تخصصی قضات ضروری است. همچنین انجام مطالعات تطبیقی با نظام های حقوقی پیشرفته می تواند به تدوین چارچوبی منسجم تر برای آینده مسئولیت مدنی ناشران منجر شود.
فرصت های بهره گیری از هوش مصنوعی در آموزش عالی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این تحقیق، مطالعه نظام مند فرصت های بهره گیری از هوش مصنوعی در آموزش عالی است. رویکرد پژوهش از نوع کیفی با استفاده از راهبرد شش مرحله ای سنتزپژوهی روبرتس است. برای یافتن فرصت های بهره گیری از هوش مصنوعی در آموزش عالی، پژوهش های اخیر با روشی نظام مند انتخاب شده اند. جامعه موردمطالعه، تحقیقات انجام شده شامل 659 مطالعه است که طی واکاوی محتوایی، دسته بندی و غربالگری انجام گرفته و در حدود 33 پژوهش واجد شرایط و معیارهای مدنظر، به صورت هدفمند انتخاب شده، کدگذاری و طبقه بندی با استفاده از نرم افزار مکس کیودا 2020، صورت گرفته و مقولات و مضامین اصلی استخراج شدند. با استفاده از تحلیل محتوا، 24 مقوله و 5 مضمون استخراج شدند، که عبارت اند از: بهبود فرآیند یادگیری و آموزش؛ بهره وری و کارایی در آموزش؛ جبران منابع و کمبودهای موجود در سیستم آموزشی؛ دستیار استاد؛ همیار دانشجو. با توجه به یافته ها، هوش مصنوعی قادر به بهبود و تسهیل سیستم آموزش عالی بوده و ضمن ایجاد بهره وری و تسهیلگری برای استادان و دانشجویان، درنهایت منجر به نتایج یادگیری مؤثرتر و کیفیت آموزش عالی خواهد گردید.
The role of artificial intelligence in teachers' classroom effectiveness(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
School Administration, Volume ۱۳, Issue ۱, Spring ۲۰۲۵
20 - 35
حوزههای تخصصی:
In the era of technological developments and the significant growth of artificial intelligence technologies, educational systems are also forced to adapt to these changes. One of the most important components of quality in the educational system is the effectiveness of teachers' classroom management. The aim of this study was to study the role of artificial intelligence in the effectiveness of teachers' classroom management. This study was conducted using a qualitative-content analysis method. The research field included the information domain of artificial intelligence and the method of purposive sampling to the point of data saturation. A number of 38 units of conversation with artificial intelligence were selected for the study using a screening method (search keywords, meaningfulness of information, relevance of information, accuracy of information, quality of information). The method of collecting information was questioning from Chat GPT and Jasper. Data analysis was based on the classification of open concepts, main categories, and comprehensive concepts. To ensure the validity and validation of the data, the reliability, confirmability, and transferability methods were used. In general, the results showed that the role of artificial intelligence in the effectiveness of teachers' classroom management at five levels (cognitive, managerial, educational, motivational-psychological, and evaluation) is significant.
نقش مدرسه و عوامل آن در سلامت روان دانش آموزان
منبع:
سلامت روان در مدرسه دوره ۳ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
33 - 40
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش مدرسه و عوامل آن یعنی معلمان، مشاوران و مربیان بهداشت در سلامت روان دانش آموزان ابتدایی بود که کاربردی و از نظر نوع پژوهش به صورت مروری (کتابخانه ای) انجام شد. برای تهیه ی مبانی نظری، ادبیات و پیشینه ی پژوهش از مقالات موجود در پایگاه های داده علمی معتبر داخلی و خارجی استفاده شد. منابع گردآوری شده مربوط به سال های 2019 تا 2024 که نزدیک ترین ارتباط را با هدف و عنوان پژوهش داشتند، انتخاب و مورد بررسی قرار گرفتند. پژوهشگر پس از انتخاب 34 مقاله، به تجزیه و تحلیل آن ها به روش تحلیلی پرداخت. نتایج نشان داد مدرسه، معلمان، مشاوران و مربیان بهداشت بر سلامت روان دانش آموزان تأثیر فراوانی دارند. به نوعی که مدرسه و هر یک از عوامل آن با حمایت و ارتقا سلامت روان دانش آموزان علاوه بر بهبود و پیشرفت تحصیلی، بر رشد و تکامل روانی_اجتماعی، حس نشاط و پرورش خلاقیت آن ها نیز تأثیرگذار هستند. از طرفی آن ها می توانند موجبات خلل در سلامت روان دانش آموزان باشند.
شناسایی ابعاد سنجش هزینه-اثربخشی آموزش الکترونیکی و آموزش حضوری و عوامل مؤثر بر آن: مرور نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف شناسایی ابعاد سنجش و اندازه گیری هزینه-اثربخشی آموزش الکترونیکی و آموزش حضوری و عوامل مؤثر بر آن انجام شده است. روش پژوهش: این پژوهش به روش مرور نظام مند و با جستجوی منظم پایگاه های داده های علمی انجام شده است. از 670 مطالعه غربال شده، 42 اثر علمی انتخاب و مورد بررسی کامل قرار گرفته اند. کیفیت مقالات انتخاب شده با ابزار CASP ارزیابی گردیده و برای تحلیل محتوای آنها از روش تحلیل مضمون بهره گرفته شده است. یافته ها: در مجموع، ابعاد سنجش هزینه-اثربخشی آموزش الکترونیکی و حضوری از حیث اثربخشی، در دو بخش شامل مؤلفه های اثربخشی (با 32 نشانگر و 11 ملاک) و عوامل اثربخشی (با 52 نشانگر و 8 ملاک) و از حیث هزینه های آموزشی در دو دسته هزینه های جاری و سرمایه ای(با 65 نشانگر و 9 ملاک) شناسایی شده است. همچنین، پنج روش تحلیل هزینه-اثربخشی مشخص گردیده و عوامل مؤثر بر اثربخشی آموزشی با 86 نشانگر و 11 ملاک، در چهار دسته (فردی، آموزشی، بودجه ای-پشتیبانی و فنی-زیرساختی) قرار گرفته اند. در نهایت، با دستاوردهای مذکور، چارچوب مفهومی-تحلیلی برای سنجش هزینه-اثربخشی روش های آموزشی ارائه شده که ابعاد سنجش هزینه-اثربخشی روش های آموزشی را به صورت یکپارچه بازنمایی و چیستی (با تمرکز بر ستانده های آموزشی و دستاوردهای یادگیری) و چراییِ اثربخشی (با تمرکز بر عوامل و فرایندهای آموزشی) را تبیین می کند. نتیجه گیری: روند روبه رشد مقالات منتخب، حاکی از اقبال روز افزون به سنجش هزینه-اثربخشی در عرصه های مختلف علمی-آموزشی است که عمدتاً در کشورهای پیشرفته با کاربست روش های کمّی انجام شده است. با این حال، فقدان چارچوب مفهومی-تحلیلی مناسب در این رابطه بعنوان محدودیت اساسی پیشینه شناسایی شده است؛ پیشینه داخلی بیشتر بر سنجش اثربخشی از دیدگاه استادان و دانشجویان تمرکز داشته و به اندازه گیری اثربخشی به صورت کمّی کمتر توجه شده است. از حیث روش های تلفیق نتایجِ اثربخشی با هزینه ها، عمدتاً روش های ساده بکارگرفته شده و این در حالی است که روش تفصیلی هزینه-اثربخشی قابلیت های لازم را برای انجام تحقیقات تجربی تطبیقی مبتنی بر چارچوب مفهومی-تحلیلی پیشنهادی تحقیق حاضر دارد.
بررسی و تحلیل جلوه های مکتب رمانتیسم فردی در اشعار «بهزاد» و «پرتو کرمانشاهی»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش زبان و ادبیات فارسی تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۷
133 - 162
حوزههای تخصصی:
جنبش رمانتیک، سرآغاز دوره ای تازه در تاریخ تجدّد فکری است. این نهضت که مقدّمات آن از قرن هجدهم میلادی فراهم شد، راه و مسیر تازه ای را گشود تا جویندگان این راه، برای رسیدن به حق و خواسته های خود به دنبال دگرگونی و انقلاب باشند. از سوی دیگر، جنبش رمانتیسم در برابر خردگرایی مکتب کلاسیسیسم، زمینه را برای مکتب های جدید ادبی هموار ساخت. این مکتب، بیشتر متکّی به هیجان، شهود، ذوق و احساسات درونی بود. رمانتیسم در شعر معاصر ایران به عنوان جریان ادبی به بیان احساسات و عواطف فردی در مقابل تحولات سیاسی اجتماعی به کار رفت. «یدالله بهزاد کرمانشاهی» و «علی اشرف نوبتی» (متخلّص به پرتو کرمانشاهی) -دو تن از شاعران کرمانشاه- از جمله شاعران معاصری هستند که مؤلفه ها و اصول مکتب رمانتیسم در اشعار آنان نمود و جلوه قابل توجهی دارد. پژوهش پیشِ رو با روش توصیفی- تحلیلی نشان می دهد که جلوه های رمانتیسم فردی از جمله توجه به طبیعت و عناصر آن، عشق، فردگرایی، نوستالژی ایام کودکی و نوجوانی و روزگار جوانی و پیری، نگاه انتقادی در اشعار این دو شاعر به شیوه هنری و ماهرانه، بازتاب یافته است. شکوه از فقر و تنگدستی و حسرت از دست دادن دوستان در شعر بهزاد و مرگ ستایی در اشعار پرتو از جمله مؤلفه های پربسامد رمانتیسم فردی است.
رابطه مشارکت و حمایت مدیران با کارآمدی جمعی در مدرسه برای پیشگیری از قلدری: نقش میانجی جوّ مدرسه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: قلدری یکی از آسیب های اجتماعی فراگیر در مدارس امروزی است و نیازمند کارآمدی جمعی اعضای مدرسه برای پیشگیری از این معضل است. لذا هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه مشارکت و حمایت مدیران با کارآمدی جمعی در مدرسه برای پیشگیری از قلدری با نقش میانجی جو مدرسه بود. روش ها :پژوهش حاضر توصیفی-همبستگی به شیوه تحلیل مسیر بود. جامعه آماری این پژوهش شامل همه معلمان مدارس ابتدایی شهر بهبهان در سال 1402-1403 بود که تعداد آن ها 1000 نفر بوده و از بین آن ها 300 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. همه افراد نمونه پرسشنامه های کارآمدی جمعی برای جلوگیری از قلدری اسکالویک و اسکالویک (2007)، جو مدرسه رودریگز و همکاران (2021)، مشارکت مدیران رودریگز و همکاران (2021) و حمایت مدیران لیترل و همکاران (1994) را پاسخ دادند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش های همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر به کمک نرم افزارهای SPSSV24 و AMOSV24 استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد متغیرهای مشارکت مدیران (193/0)، حمایت مدیران (233/0) و جو مدرسه (255/0) اثر مستقیم، مثبت و معنی داری بر کارآمدی جمعی برای جلوگیری از قلدری در مدرسه دارند (01/0>P). همچنین نتایج نشان داد مشارکت مدیران (070/0) و حمایت مدیران (074/0) با میانجی گری جو مدرسه اثر غیرمستقیم، مثبت و معنی داری (01/0>P) بر کارآمدی جمعی برای جلوگیری از قلدری در مدرسه دارند. نتیجه گیری: در نهایت می توان گفت مدل مشارکت و حمایت مدیران، کارآمدی جمعی در مدرسه برای جلوگیری از قلدری با نقش میانجی گری جو مدرسه از شاخص های برازش مطلوبی برخوردار است و لذا استفاده از این مدل می تواند به معلمان، مدیران و متخصصان حوزه تعلیم و تربیت در ارتقای کارآمدی جمعی برای جلوگیری از قلدری در مدرسه کمک نماید.
یادگیری معکوس: راهبردی نوین در توسعه توانایی استدلال و تجزیه و تحلیل دانش آموزان در نوشتن مقاله های کوتاه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات آموزشی و آموزشگاهی دوره ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۴۲)
205 - 216
حوزههای تخصصی:
هدف تحقیق حاضر بررسی تاثیر یادگیری معکوس بر قدرت استدلال و تجزیه و تحلیل دانش آموزان در نوشتن مقاله های کوتاه می باشد. نوع پژوهش حاضر بر اساس اهداف، از نوع کاربردی و از نظر نحوه اجرا از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه بوده است. جامعه آماری پژوهش را کلیه دانش آموزان پایه دهم دوره دوم متوسطه شهر تهران در سال تحصیلی 402-1401 تشکیل دادند که از میان آن ها با روش نمونه گیری در دسترس، 80 نفر انتخاب و به طور تصادفی در ﮔﺮوه آزمایش (20 نفر) و گروه کنترل (20 نفر) جایگزین شدند. ابزار گردآوری داده ها مقیاس استدلال تامسون (2005) بود. در ابتدای تحقیق، از شرکت کنندگان در تحقیق خواسته شد تا پرسشنامه استدلال تامسون را تکمیل و سپس گروه آزمایش به مدت 6 جلسه ی 40 دقیقه ای با روش یادگیری معکوس آموزش دیدند. ولی گروه گواه هیچ آموزشی دریافت نکرد. پس از پایان جلسات در دو گروه آزمایش و گواه ، مجددا پس آزمون بر روی هر دو گروه اجرا شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از شاخص های آماری توصیفی (میانگین و انحراف استاندارد) و آمار استنباطی (تحلیل کوواریانس) استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد استفاده از راهبرد یادگیری معکوس بر قدرت استدلال و تجزیه و تحلیل دانش آموزان در نوشتن مقاله های کوتاه تاثیرگذاراست.
The Effectiveness of Positive Parenting Programs on Parenting Stress and Parenting Self-Efficacy of Women as Heads of Households(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Objective: Family risk factors such as ineffective parenting by parents, especially mothers, can affect emotional and behavioral problems in adolescents and increase psychological problems of parents such as stress and parenting self-efficacy. The purpose of this research was to investigate the effectiveness of the positive parenting program on parenting stress and parenting self-efficacy of female heads of households with teenage children. Methods: The current research was Pre-test - post-test with a control group. The research population consisted of all female heads of households under the support of the Yazd Relief Committee in 2020 who had teenage children. The research sample consisted of 20 females as heads of households, who were selected in an available manner and were randomly assigned to two experimental and control groups. In order to measure the research variables, Domka et al.'s parenting self-efficacy questionnaire (1996) and Abdin's parental stress questionnaire (1967) were used. The interventions were conducted during 8 weekly sessions for 90 minutes, and the covariance method was used for data analysis. Results: The findings showed that positive parenting education has an effect on reducing parenting stress and improving parenting self-efficacy of females as heads of households with teenage children (P<0.05). Conclusion: According to the results, mental health professionals can use a positive parenting program to improve females' psychological health and parenting self-efficacy.
Effectiveness of positive psychotherapy on subjective well-being in Women with Veteran Spouses(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Aim: The purpose of this study was to the investigate effectiveness of positive psychotherapy on subjective well-being in women with veteran spouses. Method: The method of this study was quasi-experimental with a pretest-posttest design along with a control and experimental group. The statistical population of the research includes all women with veteran spouses Noorabad Mamasani city (Fars Province) in year of 2023. Using convenience sampling, 30 women with veteran spouses participated in this study and were randomly assigned to the control group (n=15), and experimental group (n=15). Positive and Negative Affect Schedule (PANAS) and Satisfaction with Life Scale (SWLS) were used to collect data. The experimental group received 10 sessions positive psychotherapy training (PPT) and untreated groups underwent no interventions, respectively. Data were analyzed using a multivariate analysis of covariance. Finding: the findings showed positive professionals and counselors’ special attention to intervention based on positive psychotherapy for women with veteran spouses. Psychotherapy training (PPT) effects subjective well-being (p˂0.05). Conclusion: It can be concluded that positive psychotherapy training (PPT) can be considered as a method to improve the subjective well-being in women with veteran spouses. The findings of this study have potentially important implication for
ارائه مدل بازاریابی خیرخواهانه با رویکرد اخلاق و مسئولیت پذیری به روش تحلیل مضمون(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف: در دنیای امروز که رقابت در بازارها به شدت افزایش یافته است، کسب وکارها به دنبال راه های جدیدی برای تمایز خود و جذب مشتریان وفادار هستند. یکی از این راه ها، اتخاذ رویکردی خیرخواهانه و مسئولانه در فعالیت های تجاری است. بازاریابی خیرخواهانه، فراتر از فروش محصولات و خدمات، به دنبال ایجاد ارزش های اجتماعی و محیطی است و به کسب وکارها کمک می کند تا به شهروندان مسئول و سازنده تبدیل شوند. ازاین رو هدف ارائه مدل بازاریابی خیرخواهانه با رویکرد اخلاق و مسئولیت پذیری در صنعت خودرو است. روش: پژوهش حاضر با رویکردی کیفی و از نظر هدف جزو پژوهش های کاربردی و با استفاده از روش تحلیل مضمون انجام شد. خبرگان شامل اساتید هیئت علمی و همچنین مدیران خودروسازان بودند و همچنین مصاحبه شوندگان شامل، 15 نفر که به روش نمونه گیری هدفمند تا رسیدن به سطح اشباع نظری انتخاب شدند. داده ها با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته گردآوری شد. برای اطمینان از روایی و پایایی ، یافته ها به تایید مصاحبه شوندگان رسید. به منظور تحلیل داده ها نیز از روش براون و کلارک با نرم افزار مکس کیودآ انجام گردید. یافته ها: حاصل از تحلیل مصاحبه شامل 46 مضمون اولیه ، 12 مضمون پایه ، 4مضمون سازمان دهنده و 1 مضمون فراگیر شناسایی شدند. که شامل همکاری ها و مشارکت های خیرخواهانه ، مسئولیت اجتماعی شرکت ، استراتژی بازاریابی ، عوامل فرهنگی- اخلاقی است. نتایج: این عوامل میتوانند به توسعه پایدار و ارتقای تصویر عمومی شرکت کمک کند.همچنین این مدل بازاریابی می تواند به افزایش وفاداری مشتریان و بهبود جایگاه اجتماعی شرکت ها منجر شود.
تبیین مدل ساختاری فرسودگی تحصیلی براساس شفقت به خود با نقش میانجی گری جدیت تحصیلی در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات روانشناسی تربیتی سال ۲۱ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۹
151 - 123
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تبیین مدل ساختاری فرسودگی تحصیلی براساس شفقت به خود با نقش میانجی گری جدیت تحصیلی در دانشجویان انجام شد. این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی مبتنی بر روش مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه ی آماری این پژوهش را کلیه دانشجویان دختر دانشگاه طلوع مهر قم در دوره کارشناسی در سال تحصیلی 1403- 1402 به تعداد 300 نفر تشکیل دادند. تعداد 221 دانشجو با روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های فرسودگی تحصیلی برسو و همکاران (1997)، شفقت خود فرم کوتاه ریس و همکاران (2011) و جدیت تحصیلی محقق ساخته استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها از طریق نرم افزارهای spss-19 و Amos-24 صورت گرفت. نتایج نشان داد که شفقت به خود، فرسودگی تحصیلی را به صورت مستقیم (01/0>p) و جدیت تحصیلی، فرسودگی تحصیلی را به صورت مستقیم (01/0>p) و شفقت به خود، جدیت تحصیلی را به صورت مستقیم (05/0>p) و شفقت به خود از طریق میانجی گری جدیت تحصیلی، فرسودگی تحصیلی را پیش بینی می کند (01/0p<). براساس نتایج این پژوهش شفقت به خود و جدیت تحصیلی از عوامل اثرگزار بر کاهش فرسودگی تحصیلی هستند. با تقویت شفقت به خود و جدیت تحصیلی می توان به دانشجویان کمک کرد تا بر فرسودگی تحصیلی خود غلبه کنند. در همین راستا توصیه می شود برای کاهش فرسودگی تحصیلی، ساختار مشارکتی در محیط کلاس برای افزایش تعامل و اظهارنظر در مورد عقاید و افکار و همچنین دسترسی به منابع یادگیری متنوع و غنی تر برای فراگیران فراهم شود و فراگیران تکالیف را به صورت جذاب، معنی دار و بااهمیت درک نمایند تا فرسودگی تحصیلی آنان نیز بهبود پیدا کند.
ارائه مدل پیشگیری از تخلفات اخلاقی در حسابداری با استفاده از تکنولوژی های مدرن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های اخلاقی سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۶۲)
97 - 125
حوزههای تخصصی:
نقض موازین اخلاقی در حسابداری می تواند منجر به فساد اخلاقی منجر شود و اثرات منفی زیادی بر فرآیندهای مالی، شفافیت و اعتبار سازمان ها داشته باشد. تخلفات اخلاقی در این زمینه به معنای رفتارهایی است که با اصول و استانداردهای حرفه ای و اخلاقی حسابداری مغایرت دارند، مانند دستکاری در گزارش های مالی، فرار مالیاتی، فساد در ارائه اطلاعات نادرست به ذینفعان و استفاده از اطلاعات مالی برای منافع شخصی. از اینرو پژوهش حاضر به دنبال ارائه مدلی برای پیشگیری از تخلفات اخلاقی در حسابداری با استفاده از تکنولوژی های مدرن می باشد. روش پژوهش از نوع آمیخته و در دو بخش کمی و کیفی انجام شده است. جامعه آماری این پژوهش در بخش کیفی خبرگان مالی و روانشناسی و حسابداری می باشد که با استفاده از روش نمونه گیری گلوله برفی و نقطه اشباع نظری 11 نفر انتخاب شدند. ابزار جمع آوری بخش کیفی اطلاعات مصاحبه نیمه ساختار یافته برگرفته از مبانی نظری می باشد. شیوه تجزیه و تحلیل این بخش با استفاده از روش تحلیل مضمون می باشد. در بخش کمی پژوهش با استفاده از ابزار پرسش نامه محقق ساخته برگرفته از الگوی کیفی پژوهش بعد از تایید روایی و پایایی در جامعه آماری که شامل مدیران مالی در شرکت های بورسی می باشد، تعداد نمونه آماری براساس نمونه گیری طبقه ای 213 نفر برآورد گردید و پرسشنامه توزیع شد. پیشران ها شامل تحولات فناوری، تقاضای اجتماعی، مقررات قانونی، افزایش رقابت، فشار سازمانی و جهانی سازی می باشد. راهبردها شامل پیاده سازی فناوری بلاکچین، استفاده از تحلیل های پیش بینانه، آموزش مستمر کارکنان، ایجاد سیستم هشداردهنده، طراحی داشبوردهای نظارتی و تشویق فرهنگ اخلاقی می باشد. راهبردهای مدل شامل فقدان نظارت کافی، ضعف در قوانین داخلی، طمع مالی، فشار زمانی، عدم آموزش کافی و ضعف در فناوری های موجود می باشد. پیامدها شامل افزایش اعتماد عمومی، کاهش جرایم مالی، بهبود شهرت سازمان، کاهش هزینه های قانونی، ارتقاء کارایی فرآیندها و افزایش شفافیت مالی می باشد. در بخش کمی مسیرها و روابط علی بین سازه های بیرونی و داخلی در مدل ساختاری با روش تحلیل عاملی تاییدی مورد تایید قرار گرفت.
چالش های پیاده سازی تکافل خرد در کشور و ارائه راه حل جهت اجرایی سازی آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات مالی اسلامی سال ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۳۳)
463 - 502
حوزههای تخصصی:
1. مقدمه و هدف بیمه های خرد به عنوان یکی از ابزارهای تأمین مالی خرد، نقشی مهم در حمایت از اقشار کم درآمد ایفا می کند. امروزه این نوع بیمه به عنوان راهکاری کلیدی برای بهبود شرایط زندگی جمعیت های آسیب پذیر شناخته می شود. در کشورهای اسلامی، نوعی مشارکت مالی به نام تکافل وجود دارد که برگرفته از اصل «کفالت همگانی» است و شکلی از حفاظت مالی بر پایه ی کمک متقابل و توزیع مشترک ریسک به شمار می رود. تکافل، نظامی مبتنی بر تعاون (کمک متقابل) و تبرع (همکاری داوطلبانه) است که در آن، ریسک به صورت داوطلبانه و اشتراکی میان مشارکت کنندگان تقسیم می شود. هدف این پژوهش، توسعه و تعمیق تکافل در ایران و بررسی چالش های پیاده سازی محصولات تکافل خرد در کشور است؛ موضوعی که با توجه به سطح بالای ریسک و تعدد خطرات پیش رو، نیازمند توجه جدی است. 2. مواد و روش ها این پژوهش با رویکردی اکتشافی به بررسی محصولات تکافل خرد و ویژگی های آن در کشورهای مختلف پرداخته است. پس از شناسایی نمونه ها در دیگر کشورها، امکان سنجی پیاده سازی این محصولات در ایران بر پایه قواعد شرعی و اسلامی و از طریق مصاحبه با خبرگان صورت گرفت. داده های گردآوری شده سپس با آزمون های آماری تحلیل شدند و اهداف تحقیق بر اساس نتایج حاصل از مطالعه SWOT مورد بررسی قرار گرفتند. 3. یافته های تحقیق نتایج نشان داد که یکی از مهم ترین چالش ها در ایران، کمبود آگاهی عمومی درباره مفهوم و کارکرد تکافل است. چالش دیگر، فقدان چارچوب قانونی و نظارتی مناسب برای حمایت از این صنعت محسوب می شود. در مقابل، فرصت هایی همچون افزایش توجه به مفاهیم مالی اسلامی و تمایل جامعه به استفاده از خدمات مالی منطبق با اصول شرعی می تواند زمینه ساز رشد این صنعت باشد. برگزاری کارگاه ها و سمینارهای آموزشی برای معرفی مزایا و سازوکار تکافل خرد به جامعه هدف، اقدامی مؤثر در افزایش آگاهی است. این آموزش ها باید شامل توضیحاتی درباره اصول شریعت و چگونگی انطباق تکافل خرد با آن باشد. همچنین طراحی محصولات متناسب با نیازهای جامعه هدف مانند پوشش حوادث طبیعی، بیماری های رایج و سایر خطرات روزمره می تواند نقش مهمی در جذب مشتریان ایفا کند. 4. نتیجه گیری بر پایه نتایج به دست آمده، دولت ها باید چارچوب های قانونی و نظارتی مناسبی برای حمایت از تکافل خرد فراهم آورند. این اقدامات شامل تسهیل فرآیند ثبت نام شرکت ها و ارائه مشوق های مالی برای توسعه این صنعت است. افزون بر این، بهره گیری از فناوری های نوین همچون بانکداری همراه و سامانه های آنلاین می تواند دسترسی به خدمات تکافل خرد را تسهیل کند؛ به گونه ای که فرآیندهایی مانند ثبت نام، پرداخت حق بیمه و دریافت خسارت ساده تر و سریع تر انجام شوند. همچنین همکاری با سازمان های غیردولتی، مؤسسات خیریه و جوامع محلی به گسترش دامنه دسترسی و معرفی خدمات تکافل خرد کمک خواهد کرد. در نهایت، انجام تحقیقات بازار برای شناسایی دقیق نیازها و ترجیحات مشتریان، به شرکت ها این امکان را می دهد که محصولات خود را کارآمدتر طراحی کنند و راهبردهای بازاریابی مؤثرتری را به اجرا بگذارند.
آزمون رویکرد اقتصاد اخلاقی اسلامی در توسعه پایدار: تأثیر بانکداری اسلامی در کشورهای اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات مالی اسلامی سال ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۳۳)
577 - 610
حوزههای تخصصی:
1. مقدمه و هدف توسعه پایدار یکی از اهداف اساسی سیاست گذاری در کشورهای اسلامی است که نیازمند کاهش نابرابری های اقتصادی و اجتماعی می باشد. بانکداری اسلامی با تکیه بر اصول عدالت محور و اخلاقی، می تواند نقش کلیدی در این مسیر ایفا کند. این پژوهش به بررسی تأثیر بانکداری اسلامی بر شاخص های توسعه پایدار در کشورهای اسلامی می پردازد. 2. مواد و روش ها جامعه آماری این پژوهش شامل ۱۲ کشور اسلامی است که بانکداری اسلامی در آن ها فعال و قابل اندازه گیری می باشد. انتخاب این کشورها براساس سه معیار صورت گرفته است: ۱) سهم حداقل ۱۵ درصدی تسهیلات بانک های اسلامی از کل تسهیلات، ۲) تنوع در عقود شرعی مانند قرض الحسنه و مشارکتی و ۳) دسترسی به داده های معتبر. کشورهایی که در دو معیار یا بیشتر عملکرد ضعیفی داشتند، از نمونه حذف شدند؛ ازجمله تونس، الجزایر و مراکش. بازه زمانی مطالعه از ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۳ میلادی انتخاب شده است و تأثیر نسبت اعتبارات بانک های اسلامی بر شاخص های توسعه انسانی و توزیع درآمد بررسی می شود. 3. یافته های تحقیق نتایج نشان داد که افزایش نسبت اعتبارات بانک های اسلامی به کل سیستم بانکی تأثیر مثبتی بر توزیع درآمد در دهک های پایین تر جامعه دارد، در حالی که این اثر در دهک های بالاتر کاهش می یابد. همچنین، مؤلفه هایی مانند سهم بانکداری مشارکتی، اعتبارات قرض الحسنه و تأمین مالی پایدار، هر یک نقش متفاوتی در کاهش نابرابری و ارتقاء شاخص های انسانی ایفا می کنند. نظام بانکداری اسلامی به ویژه در بهبود سلامت، آموزش و درآمد دهک های پایین تر جامعه مؤثر بوده است. 4. نتیجه گیری یافته ها حاکی از آن است که بانکداری اسلامی می تواند با کاهش نابرابری درآمدی و ارتقاء شاخص های انسانی، نقش مهمی در تحقق توسعه پایدار در کشورهای اسلامی ایفا کند.
بررسی رابطه کارایی بانک های توسعه ای و بازارهای مالی و حقیقی کشور در چارچوب اقتصاد مقاومتی (مطالعه موردی بانک توسعه صادرات)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات مالی اسلامی سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۳۴)
831 - 874
حوزههای تخصصی:
1. مقدمه و هدف بانک های توسعه ای به عنوان نهادهای مالی تخصصی، نقش مؤثری در ارتقای کارایی نظام مالی و تقویت بخش واقعی اقتصاد دارند. در چارچوب سیاست های اقتصاد مقاومتی، افزایش کارایی این بانک ها می تواند به ایجاد ثبات اقتصادی و حمایت از تولید داخلی منجر شود. بر همین اساس، هدف این پژوهش بررسی رابطه میان کارایی بانک های توسعه ای و بازارهای مالی و حقیقی کشور با تمرکز بر بانک توسعه صادرات ایران به عنوان تنها بانک اسلامی تخصصی فعال در حوزه صادرات است. 2. مواد و روش ها در این پژوهش از داده های سال های ۱۳۷۲ تا ۱۳۹۳ استفاده شده و سه شاخص منتخب شامل بازده دارایی ها (ROA)، بازده سرمایه (ROCE) و نسبت کل درآمد به کل هزینه (TRTC) به عنوان معیارهای ارزیابی عملکرد و کارایی مالی بانک توسعه صادرات در نظر گرفته شده اند. برای تحلیل اثر متغیرهای کلان اقتصادی نظیر نقدینگی، نرخ سود سپرده های بانکی و شاخص کل بورس بر شاخص های کارایی بانک، از مدل معادلات هم زمان (SEM) با روش حداقل مربعات سه مرحله ای (3SLS) در نرم افزار EViews نسخه 9 استفاده شده است. 3. یافته های تحقیق نتایج برآورد مدل ها نشان می دهد که شاخص بازده دارایی ها (ROA) بهترین معیار برای تبیین رابطه کارایی مالی بانک توسعه صادرات ایران با متغیرهای کلان اقتصادی است. یافته ها حاکی از وجود رابطه ای مستقیم و معنادار بین ROA و شاخص های منتخب بازارهای مالی و حقیقی کشور است. همچنین متغیرهایی نظیر نقدینگی و نرخ ارز تأثیر معنی داری بر بازدهی بانک دارند که نشان دهنده حساسیت عملکرد بانک توسعه صادرات به نوسانات کلان اقتصادی است. 4. بحث و نتیجه گیری بهبود کارایی بانک های توسعه ای، به ویژه بانک توسعه صادرات ایران، می تواند نقش مهمی در تحقق بند نهم سیاست های اقتصاد مقاومتی ایفا کند. یافته های تحقیق بیانگر آن است که تقویت ساختار درونی، افزایش تسهیلات دهی هدفمند و بهبود ارتباط با بازارهای مالی، به ارتقای ثبات و مقاومت نظام بانکی منجر می شود. درنتیجه، تمرکز بر ارتقای کارایی بانک های توسعه ای می تواند زمینه ساز تحقق اهداف کلان اقتصاد مقاومتی و پایداری رشد اقتصادی کشور باشد.
ضرورت پرورش کارآفرینان ترکیبی در بین اعضای هیئت علمی به عنوان رهبران آموزشی نظام آموزش عالی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های رهبری آموزشی سال ۹ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۳۶
263 - 292
حوزههای تخصصی:
کارآفرینی، اهرمی استراتژیک برای توسعه اقتصادی و پرورش کارآفرینان، پیش شرط توسعه اقتصادی جوامع می باشد. کارآفرینان ترکیبی با توجه به بالا بودن احتمال موفقیت شان و شانس بالای کسب وکار آنها برای بقا، در سال های اخیر مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته اند. پژوهش حاضر با هدف بررسی ضرورت پرورش کارآفرینان ترکیبی در بین اعضای هیئت علمی به عنوان رهبران آموزشی نظام آموزش عالی صورت گرفت. این مطالعه با رویکرد کیفی انجام شده و راهبرد آن نظریه پردازی داده بنیاد با رویکرد ظاهرشونده گلیزر است. مصاحبه نیمه ساختاریافته به عنوان ابزار جمع آوری داده ها استفاده شد. به منظور گردآوری داده ها و با به کارگیری روش نمونه گیری هدفمند، با 16 نفر از اعضای هیئت علمی کارآفرین مصاحبه انجام شد. برای بررسی استحکام پژوهش چهار معیار قابلیت اعتبار، انتقال پذیری، قابلیت اطمینان و تأییدپذیری به کار گرفته شد. تجزیه و تحلیل داده ها در دو مرحله کدگذاری حقیقی و نظری صورت گرفت. یافته ها حاکی از ظهور 22 کد در قالب 9 مفهوم (انگیزه های اقتصادی، نیاز روانی، تغییرات جهانی، تغییر در سیاست گذاری اسناد بالادستی، نرخ بالای شکست کارآفرینان تمام وقت، الگوهای موفق کارآفرینان ترکیبی، دسترسی مالی، شبکه های ارتباطی و اجتماعی، موقعیت حامی) و 4 زیرمقوله (عوامل فردی، عوامل فرهنگی- اجتماعی، عوامل اقتصادی، موقعیت شغلی) در 3 سطح خرد، میانی و کلان به عنوان شرایط ضرورت ساز پرورش کارآفرینان ترکیبی در بین اعضای هیئت علمی است. به منظور بهره برداری حداکثری از توان و استعداد استادان به عنوان رهبران آموزشی، لازم است نظام آموزش عالی با بسترسازی و فراهم آوردن امکانات بیشتر برای کارآفرین شدن استادان، سیاست های حمایتی و اجرایی بیشتری در راستای پرورش این نوع کارآفرینان در بین اعضای هیئت علمی مشتاق به کارآفرینی اعمال نماید.
عوامل تأثیرگذار بر رضایتمندی شهروندان از شهرداری ها
حوزههای تخصصی:
این مطالعه مروری به بررسی عوامل مؤثر بر رضایتمندی شهروندان از شهرداری ها می پردازد. رضایت شهروندان یکی از شاخص های کلیدی در ارزیابی کیفیت خدمات عمومی و عملکرد مدیریت شهری است که بر مشارکت اجتماعی و توسعه پایدار شهری تأثیرگذار است. در این پژوهش، عوامل مختلفی همچون کیفیت خدمات شهری، فضای کالبدی و محیطی، شفافیت و پاسخ گویی مدیریت شهری، و مشارکت شهروندان در فرآیندهای تصمیم گیری مورد بررسی قرار گرفته اند. مرور ادبیات نشان می دهد که رضایت شهروندان به طور مستقیم با کیفیت خدمات ارائه شده، از جمله حمل ونقل، فضای سبز، مدیریت ترافیک، و فرآیندهای ارتباطی شهرداری ها مرتبط است. همچنین، شفافیت و پاسخ گویی مسئولان و فراهم آوردن فرصت های مشارکت فعال شهروندان، نقش مهمی در افزایش اعتماد و رضایتمندی دارند. این مطالعه چارچوبی مفهومی برای شناخت بهتر عوامل مؤثر بر رضایتمندی شهروندان فراهم کرده و اهمیت رویکردی جامع و چندبعدی را در مدیریت شهری نشان می دهد که می تواند به بهبود سیاست ها و عملکرد شهرداری ها منجر شود.
واکاوی مضامین مردم سالاری در نظام اداری بر اساس آموزه های اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت دولتی ایران دوره ۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
131 - 151
حوزههای تخصصی:
هدف: مردم سالاری آرمانی است که رهبران کشورها همواره در گفتار و کردار خود بر آن تاکید دارند و جهت نهادینه سازی این آرمان باید نظام اداری کشورها از ظرفیت های اداری، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی لازم برخوردار باشند و در این راستا نقش حاکمان و رهبران کشورها به منظور ظرفیت سازی و نوسازی نظام اداری در چارچوب ارزش های حاکم بر آن جامعه بسیار حائز اهمیت است و از آنجایی که بخش دولتی ایران بر اساس ارزش های دینی استوار گردیده است، هدف اصلی این مطالعه بر بهبود مردم سالاری در نظام اداری ایران در پرتو آموزه های اسلامی متمرکز گردید. روش شناسی: در این مطالعه از شیوه پژوهش کیفی استفاده شد و از آنجایی که بخش دولتی ایران بر مبنای ارزش های اسلامی بنا نهاده شده است جهت تبیین مضامین مردم سالاری در نظام اداری به مراجع دینی همچون قرآن و نهج البلاغه مراجعه گردید و جهت تحلیل داده های مستخرج از متن مراجع از روش تحلیل مضمون بهره گرفته شد و از آنجایی که در این مطالعه در صدد کشف مضامین مردم سالاری در نظام اداری بوده ایم، هدف مطالعه اکتشافی بوده است. یافته های پژوهش: با مطالعه منابع دینی، گزاره های منتخب از متن این اسناد احصاء گردید و جهت درک بهتر، هر یک از گزاره ها در چند مرحله مورد بررسی، پایش و اصلاح قرار گرفتند تا از این طریق پیام مستتر در هر یک از گزاره ها به طور دقیق توسط پژوهشگر درک گردد و پس از انجام کدگذاری ها و تحلیل آنها، تعداد 21 مضمون پایه، 14 مضمون سازمان دهنده و پنج مضمون فراگیر مردم سالاری در نظام اداری ایران تبیین گردید و سپس شبکه مضامین در سه سطح شامل: مفهوم (مردم سالاری)، پنج مضمون فراگیر (وظایف سیاسی حاکم در قبال مردم، وظایف اقتصادی حاکم در قبال مردم، وظایف مدیریتی حاکم در قبال مردم، وظایف اجتماعی حاکم در قبال مردم، وظایف حقوقی و قانونی حاکم در قبال مردم) و سپس انشعاب مضامین فراگیر به 14 مضامین سازمان دهنده (بهبود مشارکت سیاسی آحاد جامعه، حکمرانی مبتنی بر اراده مردم، توجه به نفع عامه از طریق توزیع عادلانه درآمد و ثروت، سالم سازی ابزارهای درآمدی دولت، ایجاد امنیت روانی در جامعه، تهذیب نفس و آراستن روح از رذایل اخلاقی، رعایت حقوق مردم، قانون مداری و عمل بر مبنای قانون، انجام اصلاحات در حکومت از طریق زمینه سازی در انتقادورزی از سوی مردم، زمامداری و ساختن جامعه بر مبنای عقلانیت علمی، بکارگماری افراد شایسته در مصادر امور حکومت، ایجاد شفافیت در عملکرد سازمان های دولتی) طراحی گردید. نتیجه گیری: نظام اداری در هر کشوری می بایست بر اساس ارزش های حاکم بر آن جامعه و بر مبنای خدمت به مردم شکل گرفته و به حرکت در آید که در این صورت می توان شاهد افزایش اعتماد عمومی و مشروعیت در حکومت باشیم. یافته های این مطالعه می تواند رهبران، خط مشی گذاران و مدیران دولتی را در بهبود حکمرانی از طریق نهادینه سازی مضامین مردم سالاری و طراحی نظام اداری و سیاسی کشور بر مبنای این مضامین یاری دهد.
شناسایی گلوگاه های فساد در خریدهای دولت براساس مدل سه شاخگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت دولتی ایران دوره ۸ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
1 - 29
حوزههای تخصصی:
هدف: فساد در خریدهای دولتی یکی از مهم ترین چالش های حکمرانی اقتصادی است که آثار مخربی بر کارایی تخصیص منابع، عدالت اجتماعی و اعتماد عمومی بر جای می گذارد. با توجه به سهم بالای تدارکات عمومی در اقتصاد ایران و پیچیدگی های نهادی این حوزه، شناسایی ریشه ها و نقاط بحرانی شکل گیری فساد از اهمیت راهبردی برخوردار است. هدف اصلی این مقاله، شناسایی و تبیین گلوگاه های اصلی فساد در فرایند خریدهای دولت ایران با بهره گیری از مدل سه شاخگی (3C) است. این مدل با تمرکز هم زمان بر سه بُعد ساختار (عوامل غیرانسانی و نهادی)، رفتار (عوامل انسانی) و زمینه (شرایط محیطی و برون سازمانی)، چارچوبی جامع برای تحلیل فساد ارائه می دهد. پژوهش حاضر در پی آن است که نشان دهد فساد در خریدهای دولتی صرفاً ناشی از تخلفات فردی نیست، بلکه حاصل برهم کنش پیچیده عوامل چندسطحی است. روش شناسی: پژوهش حاضر با رویکرد کیفی، ماهیت اکتشافی و کاربردی و در چارچوب پارادایم تفسیری انجام شده است. راهبرد اصلی پژوهش، تحلیل مضمون (Thematic Analysis) بوده است. داده ها از طریق مطالعات کتابخانه ای و انجام ۱۱ مصاحبه نیمه ساختاریافته با خبرگان حوزه فساد در خریدهای دولتی گردآوری شد. نمونه ها شامل مدیران و بازرسان ارشد نهادهای نظارتی، حسابرسان دیوان محاسبات، کارشناسان اجرایی و اساتید دانشگاه با سابقه پژوهش در حوزه فساد بودند. مصاحبه ها پس از پیاده سازی، در چند مرحله کدگذاری باز و تحلیل شدند. در مجموع، ۱۹۳ جمله کلیدی استخراج و به ۲۹۳ مضمون پایه و نهایتاً ۲۰ مضمون سازمان دهنده (به عنوان گلوگاه های فساد) تقلیل یافت. فرایند تحلیل تا دستیابی به اشباع نظری ادامه یافت. برای افزایش اعتبار و پایایی یافته ها، از تکنیک هایی مانند مقایسه مستمر داده ها، بازبینی اعضا، داوری همتای علمی و معیارهای لینکلن و گوبا استفاده شد. یافته های پژوهش: یافته ها نشان می دهد که فساد در خریدهای دولت پدیده ای نظام مند، چندلایه و بازتولیدشونده است که در نقاط مشخصی از فرایند تدارکات تمرکز می یابد. در بُعد ساختاری، گلوگاه هایی مانند ناکارآمدی و ابهام قوانین، تعارض و تزاحم مقررات، خلأهای قانونی، ضعف نظارت های پیشینی و پسینی، نبود شفافیت اطلاعاتی و فقدان زیرساخت های کامل دولت الکترونیک شناسایی شد. این عوامل امکان اعمال سلیقه، پنهان کاری و دور زدن ضوابط را فراهم می کنند. در بُعد رفتاری، نقش نیروی انسانی ناسالم یا فاقد دانش و مهارت، نبود نظام شایسته سالاری، انگیزه های سودجویانه، تطمیع مأموران، تبانی سازمان یافته و سوءاستفاده از اختیارات قانونی، برجسته است. در سطح زمینه ای نیز، عواملی مانند تعارض منافع، وجود انواع رانت (اطلاعاتی، اداری و قانونی)، انحصار دولتی، اعمال نفوذ افراد ذی نفوذ، خردکردن قراردادهای عمده و شکل گیری حاشیه امن برای متخلفان، به تداوم و پایداری فساد کمک می کنند. نتایج نشان می دهد که این گلوگاه ها به صورت منفرد عمل نمی کنند، بلکه در تعامل با یکدیگر شبکه ای از فساد را شکل می دهند. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش بر ضرورت اتخاذ رویکردی کل نگر و چندسطحی در مقابله با فساد در خریدهای دولتی تأکید دارد. مهار مؤثر فساد، بدون اصلاح هم زمان ساختارهای قانونی و نظارتی، بهبود کیفیت و سلامت نیروی انسانی و اصلاح بسترهای نهادی و زمینه ای امکان پذیر نیست. از منظر عملی، سیاست گذاران باید بر شفاف سازی کامل چرخه خرید، توسعه یکپارچه دولت الکترونیک، تقویت ضمانت های اجرایی قوانین، مدیریت تعارض منافع، کاهش اختیارات بدون نظارت و استقرار نظام شایسته سالاری تمرکز کنند. همچنین، تقویت نهادهای نظارتی مستقل و پاسخ گو، مشارکت رسانه ها و نهادهای مدنی و استفاده از فناوری های هوشمند می تواند نقش مؤثری در کاهش گلوگاه های فساد ایفا کند. این مقاله با ارائه الگویی جامع مبتنی بر مدل سه شاخگی، می تواند مبنایی برای اصلاحات نهادی و طراحی سیاست های ضدفساد در حوزه خریدهای دولتی باشد.









