چشم انداز مدیریت بازرگانی

چشم انداز مدیریت بازرگانی

چشم انداز مدیریت بازرگانی سال 23 تابستان 1404 شماره 62 (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

رهبری خردمندانه در دوران آشوب: رهبری راهبردی و نوآوری برای دستیابی به مزیت پایدار

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۵۶
در تابستان ۲۰۲۵، رهبران راهبردی خود را با چالش ها و فرصت های بی سابقه ای روبرو می بینند که در محیطی  با اختلالات مداوم_از بازآرایی های ژئوپلیتیکی (Bretas & Tippmann, 2025) گرفته تا انقلاب های فناوری و تغییرات  بازار  (Atanassova et al., 2024)_رخ می دهند. برای سازمان های معاصر، پیمایش این محیط ناپایدار برای بقای بلندمدت و مزیت رقابتی ضروری است  (Pregmark & Beer, 2025). پیام این شرایط این است که رهبران باید ذهنیت جدیدی اتخاذ کنند_ذهنیت ای که از مدیریت واکنشی فراتر رود و رهبری را  به معماری سازمان های پویا و مقاومی تبدیل می کند که قادر به رفتار اثر بخش در میان تغییرات مداوم باشند  (Hernes et al., 2025). رهبری راهبردی امروز نیازمند تعادل بین نوآوری جسورانه و تعهد خالصانه به هدف سازمانی، تعامل ذی نفعان، و عملکرد پایدار است (Tessema, 2025). نوآوری دیگر اختیاری نیست، بلکه نیروی محرکه اصلی رشد و تاب آوری است. رهبران باید فرهنگ های سازمانی را پرورش دهند که آزمایش، همکاری، و یادگیری مداوم را ترویج کنند_ و سازمان ها را قادر سازند تا به طور یکپارچه با محیط های سریع التغییر سازگار شوند. در قلب رهبری مؤثر در این دوران، توسعه چابکی سازمانی و هوش جمعی نهفته است  (Mignenan et al., 2024). دامنه و سرعت فزاینده اختلالات، گذار از کنترل سنتی از بالا به پایین به سمت رویکردهای رهبری فراگیر و توانمندساز را الزامی می سازد  (Mohamad et al., 2025). سازمان هایی که محیط های توانمندسازی را فراهم می کنند که تیم ها در تمام سطوح می توانند به سرعت و نوآورانه به چالش ها پاسخ دهند، موقعیت بهتری برای حفظ تعامل، ساخت تاب آوری، و حفظ هم ترازی راهبردی_حتی در زیر سایه عدم قطعیت_دارند (Syamsir et al., 2025). علاوه بر این، تصمیم گیری آینده محور به امر اصلی تبدیل می شود  (Welch, 2025). رهبران باید به طور فعال قابلیت ها را در حوزه هایی مانند تحول دیجیتال، پایداری شرکتی، و مدیریت استعدادها بسازند، و سازمان ها را قادر سازند تا فرصت های نوظهور را پیش بینی و از آن ها بهره برداری کنند  (Chen et al., 2024). رهبری همدلانه، انرژی را به سازمان تزریق می کند تا اختلال را به عنوان محرکی برای تجدید و رشد ببینند، نه صرفاً یک تهدید. برجستگی رهبری راهبردی و نوآوری به عنوان موتورهای تاب آوری سازمانی و مزیت رقابتی آشکار است. شرکت هایی که با هدایت رهبران آینده نگر پیش می روند-رهبرانی که کنش جمعی را برمی انگیزند، انگاره های بنیادین را واکاوی می کنند و فرهنگی از «همیشه آماده بودن» را ترویج می دهند- بیشتر در شکل دادن به آینده نقش خواهند داشت تا اینکه تنها به آن واکنش نشان دهند. برای توسعه درک و کنش در این حوزه سرنوشت ساز، از پژوهندگان دعوت می شود تا دستاوردهای پژوهشی خود را در زمینه هایی مانند تکامل سازمانی، نوآوری فناورانه، رهبری سازگار، راهبردهای رقابتی، پایداری و مدیریت ریسک ارائه دهند. تأکید بر پژوهش های تجربی استوار، نوآوری نظری و بینش های کاربردی، به غنای ادبیات مدیریت راهبردی خواهد انجامید. رویکردهای میان رشته ای که فناوری، علوم رفتاری و اقتصاد را درمی آمیزند، بر رسایی و تأثیر پژوهش های آینده- به ویژه آنگاه که با اصول رهبری اخلاقی و پایدار گره خورده باشند- خواهند افزود. این یادداشت، فراخوانی است به جامعه دانشگاهی برای متمرکز کردن کوشش های پژوهشی در قلمرو رهبری راهبردی و نوآوری در روزگار آشوب. ژرفا بخشیدن به دانش جمعی ما در این زمینه، سازمان ها را با خرد و ابزارهای لازم برای کامیابی در چشم اندازی جهانی- که هر روز پیچیده تر می شود-مجهز خواهد کرد.
۲.

ارائه مدل توسعه صادرات کالاهای صنعتی به بازار عراق با تأکید بر اقلام سرمایه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۵۶
اهداف : هدف اصلی این پژوهش، ارائه ی مدلی بازاریابی برای ورود به بازار عراق در حوزه ی کالاهای صنعتی با تأکید بر اقلام سرمایه ای است تا سیاست های صادراتی کشور و پیامدهای عملی آن ها را تسهیل کند. روش پژوهش: یک طرح کیفی با استفاده از نظریه زمینه ای گلیزری برای استخراج یک مدل خاص زمینه بر اساس تجربیات ذینفعان کلیدی درگیر در صادرات به عراق به کار گرفته شد. داده ها در بهار 2024 (1403 در تقویم فارسی) از طریق مصاحبه های نیمه ساختار یافته با 21 شرکت کننده هدفمند، شامل سیاست گذاران دولتی، صادرکنندگان صنعتی و کارشناسان دانشگاهی جمع آوری شد. مصاحبه ها 60 تا 90 دقیقه طول کشید، با رضایت ضبط صوتی شد و کلمه به کلمه رونویسی شد. یک پروتکل شش سؤالی، بحث ها را هدایت می کرد و از طریق بازخورد متخصصان اصلاح می شد. داده ها با استفاده از روش مقایسه ای مداوم گلیزر تجزیه و تحلیل شدند که منجر به 2983 روایت طبقه بندی شده در 226 مفهوم شد که متعاقباً در 19 زیرمولفه و شش مضمون اصلی گروه بندی شدند. روابط بین مضامین از طریق کدگذاری نظری با استفاده از نرم افزار MAXQDA شناسایی شد. دقت روش شناسی از طریق یادداشت های میدانی، بازاندیشی محقق، بررسی اعضا و پایایی بین کدگذاران (کاپا = 0.81) تضمین شد. یافته ها: تجزیه و تحلیل، توسعه صادرات (ED) را به عنوان پدیده مرکزی شناسایی کرد که حول سه بعد مرتبط ساختار یافته است: رشد صادرات، انطباق صادرات و ارزیابی صادرات. چهار مضمون اصلی بر توسعه صادرات تأثیر می گذارند: نقش دولت، نقش دانشگاه ها و مراکز تحقیقاتی، نقش صنعت و استراتژی ها و اقدامات صادراتی. دولت از طریق حمایت سیاسی، ساده سازی مقررات، اصلاحات مالی و تعامل بین المللی، محیطی توانمندساز را ایجاد می کند. دانشگاه ها و مراکز تحقیقاتی از طریق آموزش، تحقیقات کاربردی، انتقال فناوری و همکاری با صنعت، سرمایه انسانی را افزایش می دهند. شرکت های صنعتی از طریق قابلیت های مدیریتی، بسیج منابع، سرمایه گذاری در تحقیق و توسعه، انطباق محصول و اجرای بازاریابی، رقابت پذیری را تقویت می کنند. استراتژی های صادرات شامل نوآوری در بازاریابی، توسعه بازار و مکانیسم های تسهیل مانند خطوط اعتباری، نمایشگاه های تجاری، بیمه و کاهش بوروکراسی است. توسعه صادرات موفق، نتایج چندبعدی ایجاد می کند. مزایای بازاریابی شامل بهبود اعتبار بین المللی، استراتژی های اصلاح شده، روابط قوی تر با مشتری و برندسازی پیشرفته است. پیامدهای اقتصادی شامل ایجاد شغل، درآمد ارزی، درآمد پایدار، افزایش بهره وری و افزایش تاب آوری در برابر تحریم ها است. پیامدهای اجتماعی-فرهنگی شامل تقویت روابط دوجانبه، تبادل فرهنگی، تصویر ملی مثبت و گسترش سرمایه اجتماعی است. پیامدهای فناوری و منابع انسانی شامل پذیرش سریع تر فناوری، توسعه مهارت های نیروی کار و نوآوری داخلی است. مدل نظری، پیکربندی «مارپیچ سه گانه» را نشان می دهد که در آن دولت، دانشگاه ها و صنعت به صورت پویا با یکدیگر تعامل دارند و استراتژی ها واسطه رابطه بین ورودی ها و نتایج هستند. این چارچوب یکپارچه بر اهمیت تلاش های هماهنگ در حوزه های نهادی برای دستیابی به توسعه پایدار صادرات، به ویژه برای کالاهای سرمایه ای در بازارهای پیچیده ای مانند عراق، تأکید می کند. نتیجه گیری: این مطالعه اولین مدل بازاریابی مبتنی بر تجربه و متناسب با شرایط را برای ورود کالاهای سرمایه ای ایرانی به بازار عراق ارائه می دهد. این مدل با برجسته کردن وابستگی متقابل دولت، دانشگاه ها و صنعت، پیچیدگی های منحصر به فرد نهادی، فرهنگی و بازار عراق را مورد بررسی قرار می دهد و هم به لحاظ نظری و هم به لحاظ عملی، مشارکت می کند. الزامات استراتژیک شامل ساده سازی مقررات، ثبات نرخ ارز و دیپلماسی اقتصادی (دولت) است. آموزش تخصصی صادرات و تحقیق و توسعه مشترک (دانشگاه ها)؛ و بهبود کیفیت، سازگاری محلی، خدمات پس از فروش و حضور پایدار در بازار (صنعت). در مجموع، این اقدامات مزایای اقتصادی، بازاریابی، اجتماعی-فرهنگی و فناوری ایجاد می کنند. محدودیت ها ناشی از ماهیت کیفی و وابسته به زمینه مطالعه است و نشان می دهد که تحقیقات آینده باید مدل را به صورت کمی اعتبارسنجی کنند، کاربردپذیری آن را در بازارهای همسایه ارزیابی کنند و مطالعات طولی را برای ارزیابی اثربخشی بلندمدت انجام دهند.
۳.

ارائه مدل جایگاه یابی برند سنگ استان قم در بازارهای صادراتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۲ تعداد دانلود : ۵۴
اهداف : مشارکت در بازارهای بین المللی مستلزم به کارگیری اصول برندسازی برای برجسته کردن ویژگی های محصول است. استان قم با وجود پتانسیل قابل توجه در صنعت سنگ، هنوز حضور قدرتمندی در بازارهای جهانی ندارد. هدف این مطالعه شناسایی محرک های کلیدی مؤثر بر جایگاه یابی برند و ارائه آنها در قالب یک مدل عملی و عملیاتی است. روش پژوهش: برای دستیابی به اهداف تحقیق، رویکرد کیفی با استفاده از تحلیل مضمون اتخاذ شد. این مطالعه کاربردی شامل انجام مصاحبه های نیمه ساختاریافته و عمیق با ۱۲ مدیر و متخصص صنعت متخصص در بخش های سنگ و برندسازی سنگ بود. داده های جمع آوری شده متعاقباً توسط محقق کدگذاری و مضامین کلی استخراج شدند. از این مضامین برای شناسایی محرک های جایگاه یابی برند و تدوین یک مدل جامع استفاده شد. یافته ها: تحلیل محتوای نتایج کیفی منجر به ۱۰۷ زیرمضمون شد که در ۱۷ مضمون اصلی سازماندهی شده اند. بررسی روابط متقابل بین این مضامین، محرک ها، مؤلفه ها و پیامدهای حیاتی برای جایگاه یابی برند صنعت سنگ قم در بازارهای صادراتی را آشکار کرد. مدل نهایی سه بُعد اصلی را ادغام می کند: •    محرک های جایگاه یابی برند o    مزیت جغرافیایی: دسترسی به معادن سنگ غنی و باکیفیت. o    مزیت هزینه: هزینه های رقابتی تولید و استخراج. o    حمایت نهادی: کمک های نهادهای دولتی و مالی. o    دارایی های دانش محور: تخصص تخصصی و فناوری های پیشرفته فرآوری. o    زیرساخت: شبکه های حمل ونقل و لجستیک کارآمد. •    اجزای جایگاه یابی برند o    بازارهای صادراتی هدف: شناسایی کشورهای با تقاضای بالا مانند چین، عراق و کشورهای اروپایی. o    گزاره ارزش منحصر به فرد: تأکید بر کیفیت محصول، تنوع و طراحی متمایز. o    توسعه محصولات لوکس: تولید محصولات سنگی تزئینی و خاص برای بازارهای ممتاز. o    استراتژی قیمت گذاری لوکس: هم ترازی قیمت با تصویر برند لوکس. o    کانال های توزیع جهانی: مشارکت با توزیع کنندگان معتبر بین المللی. o    کمپین های تبلیغاتی بین المللی: استفاده از ابزارهای دیجیتال و شرکت در نمایشگاه های جهانی. o    نقشه سفر مشتری: بهبود تجربه خرید مشتری بین المللی. o    خدمات پس از فروش جهانی: ارائه پشتیبانی فنی و تضمین کیفیت. •    نتایج جایگاه یابی موفق برند o    سهم بازار گسترده در صادرات جهانی سنگ. o    افزایش شناخت جهانی و اعتبار برند برای سنگ قم. o    جذب سرمایه گذاری خارجی در صنعت سنگ قم. نتیجه گیری : یافته ها نشان می دهد که استان قم می تواند با بهره گیری از مزایای موجود و اجرای مؤلفه های شناسایی شده جایگاه یابی برند، جایگاه رقابتی خود را در بازارهای بین المللی تقویت کند. توصیه می شود که ذینفعان و سیاست گذاران صنعت، برندسازی تخصصی، توسعه استراتژیک بازار و تقویت زیرساخت های صادراتی را در اولویت قرار دهند. علاوه بر این، تشکیل اتحادیه های تخصصی و همکاری با نهادهای بین المللی می تواند ادغام جهانی برند سنگ قم را بیش از پیش تسهیل کند.
۴.

تدوین الگوی رهبری عامل محور: کلید تحول پایدار در کسب و کارهای بین المللی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۴۳
اهداف: پژوهش حاضر با هدف تدوین الگوی رهبری عامل محورّآ به منظور تحول پایدار در کسب وکارهای بین المللی انجام پذیرفت. روش پژوهش: این پژوهش با رویکردی کیفی و در پارادایم استقرایی انجام شد و از نوع توصیفی–پیمایشی و از نظر هدف بنیادی است. جامعه آماری پژوهش را ۱۵ نفر از خبرگان شامل اساتید دانشگاه و مدیران کسب وکارهای بین المللی تشکیل می دهند که بر اساس اصل کفایت نظری و به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه ی نیمه ساختاریافته با رویکرد تحلیل مضمون بود و داده ها از طریق فرآیند کدگذاری و با استفاده از نرم افزار MAXQDA مورد تحلیل قرار گرفتند. به منظور اطمینان از اعتبار و پایایی داده های کیفی، از چارچوب چهارمعیاره ی لینکلن و گوبا (1985) شامل قابلیت اعتماد، انتقال پذیری، تأییدپذیری و صداقت استفاده شد. برای ارتقای قابلیت اعتماد، چندین اقدام صورت گرفت: نخست، پس از تحلیل اولیه داده ها، نتایج با مشارکت کنندگان مرور و تأیید شد تا دقت و صحت برداشت های پژوهشگر ارزیابی شود. همچنین در فواصل زمانی مختلف، داده ها و فرآیند کدگذاری توسط پژوهشگران همکار به صورت مستقل بازبینی و اصلاح شد تا از بروز خطاهای احتمالی و سوگیری های فردی جلوگیری شود. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که از طریق تحلیل داده ها، عوامل علّی، زمینه ای، مداخله گر، راهبردها و پیامدهای رهبری آژنتیک در کسب وکارهای بین المللی شناسایی شد. بر این اساس، الگوی جامع رهبری آژنتیک تدوین گردید که چگونگی ایفای نقش رهبران را در هدایت مؤثر سازمان ها به سوی تحول پایدار در عرصه بین المللی تبیین می کند. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش بر اهمیت رهبری آژنتیک به عنوان عاملی کلیدی در تحول پایدار کسب وکارهای بین المللی تأکید دارد. رهبران آژنتیک با برخورداری از ابتکار عمل، آگاهی زمینه ای و راهبردهای انطباقی می توانند اقدامات سازمانی را با اهداف بلندمدت پایداری همسو سازند. الگوی ارائه شده، مبنایی مفهومی برای درک تعاملات پویای میان عوامل محیطی، راهبردهای رهبری و پیامدهای سازمانی فراهم می آورد و رهنمودهایی کاربردی برای مدیران جهانی در جهت پرورش رفتارهای رهبری نوآورانه، تاب آور و اخلاق مدار ارائه می دهد که در محیط پیچیده ی بین المللی امروز اهمیت ویژه ای دارند. نتایج حکایت از آن دارد که با تحلیل داده ها عوامل علی، زمینه ای، مداخله گر، راهبردها و پیامدهای رهبری آژنتیک در کسب وکارهای بین المللی شناسایی گردید و در نهایت الگوی پژوهش تدوین گردید.
۵.

شناسایی عوامل تحقق قابلیت دوسوتوانی سازمانی از منظر خردبنیان ها با رویکرد فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۵۳
اهداف: دوسوتوانی در شرایط پیچیده و رقابت های جهانی عصر حاضر به عنوان قابلیتی مؤثر برای سازمان ها به شمار می رود. تحقق این قابلیت در گرو شناسایی عوامل و بنیان های آن است. پس از پژوهش های فراوان در حوزه کلان بنیان های دوسوتوانی سازمانی و شناخت اهمیت خردبنیان های آن، پژوهشگران بسیاری با تمرکز بر این حوزه دانشی، به تأثیر بیشتر و اهمیت بالاتر عوامل دوسوتوانی از دیدگاه خرد پی بردند. به همین علت در سال های اخیر، تعداد پژوهش های این حوزه روندی رو به رشد و صعودی داشته است. از طرفی عدم وجود دیدگاهی جامع و کل نگر برای تجمیع داده های موجود در این حوزه، یکی از خلأهای علمی شناخته شد. با توجه به نیاز به دیدگاهی کاربردی و یاری گر برای شناخت و انتخاب خردبنیان های دوسوتوانی مناسب برای سازمان های مورد نظر، ضرورت انجام پژوهشی در این حوزه احساس شد. این مهم با انجام تحقیقی با استفاده از روش فراترکیب صورت گرفت. سعی در جمع آوری جامع و کامل داده ها و ترکیب آن ها در قالب مدلی کاربردی از ویژگی های مهم این تحقیق است.  روش پژوهش: پژوهش حاضر از لحاظ روش، کیفی و بر اساس رویکرد فراترکیب صورت گرفته است. این روش با استفاده از مدل سندلوسکی و باروسو با طی مراحل هفت گانه شامل: تنظیم پرسش پژوهش، بررسی نظام مند متون، جست وجو و انتخاب مقاله های مناسب، استخراج داده از مقالات، تجزیه و تحلیل و ترکیب داده های کیفی، کنترل کیفیت و ارائه یافته ها صورت پذیرفت. تمامی پژوهش های پیشین در حوزه خردبنیان های دوسوتوانی در طی سال های 1990 تا مارس 2025 که در نشریه های معتر علمی چاپ شده بودند، مرور شدند. پس از طی غربال بر اساس ارتباط عنوان، چکیده و محتوا، نهایتاً 87 مقاله به عنوان جامعه مورد پژوهش انتخاب گردید. با استفاده از روش تحلیل مضمون، خردبنیان های دوسوتوانی موجود در این مقالات احصا گشت. در این فرآیند هر پژوهشگر، داده های استخراج شده از مقالات را به صورت مستقل مرور و مفاهیم اولیه را شناسایی نمود. سپس کدهای مشابه در جلسات مشترک بررسی و با اجماع در قالب مضامین پایه ترکیب شدند. تکرار این فرایند منجر به پالایش نهایی کدها و ایجاد مضامین سازمان دهنده و فراگیر شد. پس از کنترل نهایی با استفاده از شاخص کاپا، مدل نهایی شامل مضامین سازمان دهنده و مضامین فراگیر آماده شد. یافته ها: تعداد 124 عدد مضامین پایه که نشان دهنده خردبنیان های دوسوتوانی بودند از پژوهش های منتخب استخراج شد. در مرحله بعدی، با استفاده از این مضامین و قرابت مفاهیم آن ها به یکدیگر، 9 مضمون سازمان دهنده تعریف گردید. در مرحله نهایی نیز 4 مضمون فراگیر که نشان گر 4 بعد از خردبنیان های دوسوتوانی هستند، دسته بندی شدند. این دسته بندی بر اساس ویژگی های جامع و مانع بودن و کاربردی بودن صورت گرفت که شامل موارد زیر هستند: 1. خردبنیان های ابزاری، 2. خردبنیان های بالادستی، 3. خردبنیان های بسترساز و 4. خردبنیان های تعاملی نتیجه گیری: در این پژوهش مؤلفه های خردبنیان دوسوتوانی در دسته هایی شامل مهارت ها، نقش، وظایف، دانش، رهبری سازمان، کارویژه مدیران، ساختار ، فرهنگ و تعاملات بیرونی قرار گرفتند. شناخت و درک این عوامل و زیرمجموعه های آن ها در ایجاد قابلیت دوسوتوانی در سازمان لازم و ضروری است. سازمان ها متناسب با ویژگی ها و شرایط خود باید از خردبنیان هایی که دارای تأثیر لازم برای محیطشان است استفاده نمایند. لذا دسته بندی صورت گرفته نیز با ویژگی کاربردی سازی آن صورت گرفته است. چراکه علاوه بر نیاز به ایجاد تغییراتی در بالادست سازمان و فراهم نمودن عوامل زمینه ساز و تعاملات بیرونی سازمان و افراد آن، ابزارهای ایجاد دوسوتوانی نیز همگی از بنیان ها و عوامل خردی هستند که برای تحقق دوسوتوانی لازم شمرده شده اند.
۶.

محیط خارجی سازمان و تأثیر آن بر رویه های حسابداری مدیریت استراتژیک: یک بررسی تجربی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۴۹
اهداف: رشد اقتصادی در ایران با سایر اقتصاد های نوظهور و توسعه یافته فاصله دارد. پیش بینی های اقتصادی حاکی از کاهش رشد اقتصادی در کشور ایران است. شرکت های سهامی عام بخش مهمی از اقتصاد ایران را شامل می شود، بهبود عملکرد این شرکت ها در فضای متلاطم سیاسی و اقتصادی کنونی، می تواند حرکت کشور به سمت توسعه یافتگی و افزایش رشد اقتصادی را بهبود بخشد. استفاده از روش های حسابداری مدیریت استراتژیک تاثیر قابل توجهی بر عملکرد شرکت ها دارد، پذیرش این تکنیک ها می تواند منجر به تسریع فرایند رشد اقتصاد ایران شود. هدف این پژوهش بررسی تأثیر عدم اطمینان محیطی خارجی بر بکارگیری رویه های حسابداری مدیریت استراتژیک در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران و فرابورس ایران و شرکت های زیر مجموعه آن ها است.  روش پژوهش: این پژوهش از لحاظ فلسفه از نوع اثباتی، از نظر منطق اجراء از نوع قیاسی، از نظر هدف از نوع کاربردی، از نظر فرآیند اجراء از نوع کمی، از نظر زمان انجام از نوع مقطعی- گذشته نگر، از نظر روش گردآوری داده ها پرسشنامه و از نظر شیوه تحلیل داده ها از نوع همبستگی است. در پژوهش حاضر برای جمع آوری داده ها از پرسش نامه استاندارد استفاده شده است. قبل از توزیع پرسش نامه نهایی، پنج پاسخگو (حسابداران مدیریت) که در رده های مدیریتی بالا و میان رده حضور داشتند، برای انجام یک مطالعه مقدماتی جهت اصلاحات لازم در پرسشنامه به منظور قابل فهم تر و عملیاتی تر کردن پرسش نامه انتخاب شدند. بر اساس نظرات پاسخ دهندگان، پرسشنامه اصلاح و سپس به شرکت های هدف ارسال شد. از آنجا که حجم جامعه و واریانس جامعه نامشخص است حجم نمونه 170 نفر تعیین شد. یافته ها: نتایج بدست آمده از تحلیل داده ها نشان داد که عدم قطعیت محیطی بالا با ضریب معنادری 0.001، و آماره T: 7.043-، نوسانات در محیط خارجی با ضریب معناداری 0.001 و آماره T: 4.193-، ابهام اطلاعات محیطی با ضریب معناداری 0.001 و آماره T: 7.939-،  عدم قطعیت بالا در مورد نتایج تصمیمات با ضریب معناداری 0.001 و آماره T: 4.378-، شدت رقابت زیاد یا سطح معنادری 0.001 و آماره T: 6.445-، رهبری بازار توسط شرکت های رقیب با سطح معناداری 0.001 و آماره T: 8.606-، در بکارگیری تکنیک های حسابداری مدیریت استراتژیک موثر هستند. همچنین نتایج به دست آمده از تحلیل نشان داد، غیرقابل پیش بینی بودن محیط با ضریب معناداری 0.213 و آماره T: 1.262-، کمبود اطلاعات در مورد عوامل محیطی با ضریب معناداری 0.446 و آماره T: 0.764- و وجود رقابت تنش زا با ضریب معناداری 0.058 و آماره T: 1.905- تاثیری در بکارگیری تکنیک های حسابداری مدیریت استراتژیک ندارد. نتیجه گیری: این مطالعه به بررسی تأثیر متغیرهای محیطی خارجی و شدت رقابت بر رویه های حسابداری مدیریت استراتژیک در شرکت های بورسی ایران پرداخت. یافته ها نشان داد که عوامل کلیدی محیطی (شامل عدم اطمینان، نوسانات و ابهام) و شدت رقابت (به ویژه از منظر تسلط رقبا) به طور مثبت با بکارگیری رویه های حسابداری مدیریت استراتژیک مرتبط هستند. در مقابل، جنبه هایی مانند غیرقابل پیش بینی بودن محض محیط و رقابت تنش زا، تأثیر معنی داری در این زمینه نداشتند. این نتایج، بر اهمیت تطبیق استراتژی های حسابداری مدیریت با ویژگی های محیطی و رقابتی تأکید کرده و راهنمایی برای مدیران در جهت بهبود عملکرد رقابتی و منافع سهامداران در بازارهای پویا ارائه می دهد.

آرشیو

آرشیو شماره‌ها:
۶۲