مطالعات مدیریت انتظامی (پژوهش های مدیریت انتظامی)

مطالعات مدیریت انتظامی (پژوهش های مدیریت انتظامی)

مطالعات مدیریت انتظامی سال 20 بهار 1404 شماره 1 (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

الگوی مدیریت پیشگیری انتظامی از جرم با رویکرد اطلاعات محور در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۴۸
زمینه و هدف: رویکرد اطلاعات محوری باعث شده است که مدیران، آگاهانه تر به ساماندهی وظایف واحدهای مختلف بپردازند، نظارت و کنترل خود را اثربخش تر کنند و درنهایت هوشمندانه تر به هدایت فعالیت های پیشگیرانه در حوزه های مختلف مأموریتی بپردازند. در حال حاضر در جمهوری اسلامی ایران، الگوی مدون بومی درخصوص موضوعات یادشده وجود ندارد و عمده اقدامات براساس رویه های سنتی و آیین نامه های داخلی انجام می شود؛ بنابراین، پژوهش حاضر با هدف دستیابی به الگوی مدون بومی مدیریت پیشگیری انتظامی از جرم با رویکرد اطلاعات محوری در جمهوری اسلامی ایران انجام شد. روش: روش پژوهش از نظر هدف، توسعه ای کاربردی و از حیث روش و ماهیت، توصیفی است. جامعه مشارکت کنندگان کیفی شامل خبرگان و صاحب نظران حوزه پیشگیری انتظامی و اطلاعات محوری در وزارت کشور، ستادکل نیروهای مسلح، سپاه پاسداران، فرماندهی انتظامی، وزارت دفاع و نمایندگان مجلس شورای اسلامی بودند که براساس اصل اشباع نظری به 22 نفر رسید. در بخش کمّی، جامعه آماری شامل رؤسا و جانشینان پلیس ها و معاونت های تخصصی فرماندهی انتظامی و فرماندهان انتظامی استان ها و جانشینان آن ها به تعداد 89 نفر بودند که براساس جدول مورگان و روش نمونه گیری طبقه ای به صورت تصادفی 73 نفر انتخاب شدند. گردآوری داده ها در بخش کیفی با استفاده از مصاحبه های نیمه ساختاریافته انجام شد و در بخش کمّی نیز از پرسش نامه محقق ساخته استفاده شد. میانگین پایایی پرسش نامه با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ 96/0 به دست آمد، همچنین برای سنجش روایی نیز از روایی محتوا استفاده شد که یافته ها بیانگر پایا و روابودن ابزار اندازه گیری است. تجزیه وتحلیل داده ها در مرحله کیفی با استفاده از تحلیل محتوای کیفی و در بخش کمّی با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی (تحلیل عاملی و تی تک نمونه ای) انجام شد. یافته ها: یافته های پژوهش، نشان گر الگوی مدیریت پیشگیری انتظامی از جرم با رویکرد اطلاعات محوری در هفت بُعد «سیاست گذاری، برنامه ریزی، سازمان دهی، هماهنگی، هدایت و رهبری، اجرا و کنترل و ارزیابی» و همچنین 24 مؤلفه است. همچنین یافته ها نشان می دهد که در همه ابعاد الگوی مدیریت پیشگیری انتظامی از جرم با رویکرد اطلاعات محوری، بین میانگین نظرات پاسخگویان در وضع موجود و مطلوب تفاوت معناداری وجود دارد؛ به نحوی که میانگین نمرات در وضع مطلوب و در افق 1404 بالاتر از حد متوسط است. نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر مؤید این مهم بود که مدیریت پیشگیری انتظامی اطلاعات محور می تواند به عنوان الگوی مدیریت پیشگیری انتظامی در پلیس های تخصصی به کارگیری شود. باتوجه به یافته های تحلیل شکاف، لازم است فرماندهی انتظامی بر همه ابعاد به خصوص بُعد کنترل و ارزیابی و بُعد هماهنگی به دلیل شکاف بیشتر تأکید کند؛ بنابراین، با توجه به اینکه شکاف در وضع موجود و مطلوب این دو بُعد نسبت به بقیه ابعاد بیشتر است لازم است ابتدا شکاف بین وضع موجود و مطلوب این دو بُعد اصلاح شود و سپس با بررسی و پیگیری های لازم، وضعیت سایر ابعاد نیز ارتقاء یابد.
۲.

الگوی انتظام بخشی ترافیک کلان شهر تهران با تأکید برنقش فرماندهی انتظامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۵۵
زمینه و هدف: شناسایی و تعیین عوامل تأثیرگذار بر انتظام بخشی ترافیک کلان شهر تهران از مهم ترین عوامل ایجاد نظم در ترافیک محسوب است و با شناسایی این عوامل، مسائل ترافیکی در شهر تهران را می توان شناسایی کرد. با این رویکرد، پژوهش حاضر با هدف ارائه الگوی انتظام بخشی ترافیک کلان شهر تهران با تأکید بر نقش فرماندهی انتظامی انجام شد. روش: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش شناسی جزو تحقیقات آمیخته (کیفی و کمّی) است. داده های بخش کیفی از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته و داده های بخش کمّی از طریق پرسش نامه (برآمده از یافته های کیفی) به دست آمد. جامعه آماری بخش کیفی، نخبگان و خبرگان و جامعه آماری بخش کمّی، کارشناسان حوزه ترافیک و حمل ونقل (به تعداد 90 نفر) بودند. درنتیجه یافته های بخش کیفی از طریق نرم افزار مکس کیودا و یافته های بخش کمّی از طریق نرم افزارهای آماری «اس پی اس اس» و «پی ال اس» برای اعتبارسنجی الگو مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. یافته ها: به طورکلی یافته های تحقیق ضمن تأیید الگوی نوینی درزمینه انتظام بخشی ترافیک نشان داد که عوامل انتظام بخشی ترافیک کلان شهر تهران در چهار مقوله اصلی «برنامه ریزی، زیرساخت ها، فرایند کار و دانش محوری» و 26 مقوله فرعی و درنهایت 86 شاخص دسته بندی می شود. نتیجه گیری: با در نظرگرفتن نقش برنامه ریزی، نقش زیرساخت ها و اهمیت دادن به فرایند کار و نقش دانش محوری، با ریشه یابی مسائل ترافیکی و توزیع مناسب کاربران در مدیریت عرضه و تقاضای سفرها درکنار نقش تعاملات سازمان های شهری و ارائه راهکارهای مدیریتی، جهت کاهش عوامل اخلال گر و رونق عوامل تسهیل گر ترافیکی انتظام بخشی ترافیک در کلان شهر تهران را می توان نهادینه کرد
۳.

تأمین امنیّت یکپارچه مبتنی بر رویکرد حکمروایی خوب شهری در کلان شهر اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۶۲
زمینه و هدف: با آشکارشدن ناکارآمدی شیوه های سنتی مدیریت انتظامی شهرها و تأمین امنیّت، به نظر می رسد استفاده از روش های غیرمتمرکز، مردم سالار و مبتنی بر اصول حکمروایی خوب شهری می تواند جایگزین مناسبی برای نظام های حکومتی متمرکز، سلسله مراتبی و از بالابه پایین باشد. هدف مطالعه حاضر، شناسایی شاخص های مؤثر در تأمین امنیّت یکپارچه مبتنی بر رویکرد حکمروایی خوب شهری در کلان شهر اصفهان بود. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت ترکیبی از روش های کمّی و کیفی و از نوع همبستگی بود. روش گردآوری داده ها شامل روش کتابخانه ای و پیمایشی و در قالب تکمیل پرسش نامه از خبرگان است. با به کارگیری روش گلوله برفی و نمونه گیری هدفمند از دیدگاه هشتاد کارشناس و خبره فعال در حوزه پژوهش استفاده شده است. به منظور تحلیل اطلاعات از تکنیک مدل مؤلفه سلسله مراتبی به روش حداقل مربعات جزئی و روش مدل سازی معادلات ساختاری به کمک نرم افزار Smart PLS استفاده شده است. یافته ها: اولویت بندی عوامل مؤثر در تأمین امنیّت یکپارچه برگرفته از مدل حکمروایی خوب شهری بر اساس میزان همبستگی به صورت زیر است: 1) جهت گیری توافقی؛ 2) مشارکت؛ 3) قانون مداری؛ 4) کارآمدی مسئولان و سیستم تأمین کننده امنیّت؛ 5) عدالت در سیستم تأمین کننده امنیّت؛ 6) شفاف سازی در عملکردها؛ 7) بینش راهبردی و 8) پاسخگویی مسئولان تأمین کننده امنیّت. نتیجه گیری: مدل نهایی تأییدشده به عنوان خروجی پژوهش رویکرد نوین و مؤثری در راستای تأمین امنیّت فضاهای شهری ارائه می دهد که با بهره گیری از اصول حکمروایی خوب شهری تأمین کننده امنیّت در قالبی نرم، هدفمند و تأثیرگذار است و ارتقای کیفیّت زندگی شهروندان را به همراه خواهد داشت. از مدل تأمین امنیّت یکپارچه در شهر اصفهان می توان برای توسعه و برنامه ریزی دیگر شهرهای ایران نیز استفاده کرد.
۴.

موقعیت راهبردی دستگاه عدالت کیفری ایران در پیشگیری از جرم با تأکید بر کاربرد هُنر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۵۶
زمینه و هدف: هنر به واسطه مکانیسم های فردی و اجتماعی تأثیرگذاری که در اصلاح رفتار و بازپروری مجرمان دارد نظام عدالت کیفری را در پیشگیری از جرم می تواند یاری رساند. هدف پژوهش حاضر، تعیین موقعیت راهبردی دستگاه عدالت کیفری ایران در پیشگیری از جرم با تأکید بر کاربرد هنر بود. روش: این پژوهش از نوع کاربردی بود و به صورت آمیخته انجام شد. جامعه آماری بخش کیفی، 19 نفر از متخصصان پیشگیری از جرم و هُنر بود که به عنوان گروه کانونی و هدفمند انتخاب شدند. جامعه نمونه در بخش کمّی نیز 96 نفر از مدیران دستگاه عدالت کیفری بود که برحسب جدول مورگان به طور نمونه گیری طبقه ای انتخاب شدند. برای شناسایی عوامل داخلی و خارجی از ابزار مصاحبه استفاده شد. فهرست عوامل داخلی و خارجی بر اساس الگوهای 7s مکنزی و ESTEMPLEG پس از تحلیل تماتیک در گروه نهایی شد. سپس پرسش نامه ای مشتمل بر 126 سؤال در مورد این عوامل در پیشگیری از جرم با تأکید بر هنر تنظیم شد. روایی پرسش نامه توسط خبرگان و پایایی آن با آلفای کرونباخ 81% تأیید شد. از نرم افزار EXEL برای محاسبات ماتریس EFE،IFE و IE استفاده شد. یافته ها: تحلیل داده ها نشان داد که این دستگاه در پیشگیری از جرم با تأکید بر هنر از نظر عوامل داخلی 22 نقطه قوّت و 43 نقطه ضعف و از نظر عوامل خارجی با 34 فرصت و 27 تهدید روبه رو است و مختصات آن در ماتریس موقعیت (X=2/244؛Y=2/652) مربوط به ناحیه (WO) است. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان داد که این دستگاه با ضعف های عمده ای که به ترتیب ریشه در سبک، سیستم، ارزش های مشترک، ساختار و استراتژی دارد در موقعیتی محافظه کارانه قرار دارد و می بایست با بهره گیری از فرصت هایی که هنر به موجب عوامل نُه گانه خارجی برای پیشگیری از جرم فراهم می آورد موقعیت خودر را بهبود بخشد.
۵.

چالش های پیشگیری انتظامی از قاچاق سنگ های معدنی در استان خراسان شمالی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۵۲
زمینه و هدف: قاچاق سنگ های معدنی در کشور، ازجمله جرائمی است که در قالب تشکیل باندهای حمل ونقل، نگهداری، عرضه و فروش به اقتصاد کشور صدمه وارد کرده است. پیشگیری انتظامی درزمینه وقوع این جرم با چالش هایی روبه روست و تلاش دارد از شکل گیری باندهای قاچاق سنگ های معدنی جلوگیری کند؛ لذا این پژوهش با هدف شناسایی چالش های پیشگیری انتظامی قاچاق سنگ های معدنی در استان خراسان شمالی انجام شد. روش: تحقیق از نوع کاربردی است که با روش ترکیبی (کیفی کمّی) اجرا شده است. مشارکت کنندگان بخش کیفی، فرماندهان، مدیران و خبرگان انتظامی خراسان شمالی با حداقل ده سال سابقه مدیریت در حوزه پیشگیری انتظامی بودند که با روش قضاوتی هدفمند انتخاب شدند و مصاحبه از ایشان تا اشباع نظری ادامه داشت. جامعه آماری بخش کمّی نیز 125 نفر از کارکنان پلیس مبارزه با قاچاق کالا بودند که به صورت تمام شمار تعیین شدند. ابزار گردآوری در بخش کیفی، مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمّی، پرسش نامه محقق ساخته بود و داده ها با روش تحلیل عاملی اکتشافی تجزیه وتحلیل شدند. یافته ها: بررسی چالش های پیشگیری انتظامی قاچاق سنگ های معدنی در خراسان شمالی، فرصت های بهبود را در سه محور کلیدی شناسای می کند: در سطح ساختاری، تقویت زیرساختها، تدوین خط مشی های هدفمند، استقرار سیستم نظارتی پیشرفته و ایجاد سامانه اطلاعاتی یکپارچه؛ در بعد رفتاری، ارتقای دانش نیروی انسانی از طریق آموزش های تخصصی و تقویت همکاری بین سازمانی؛ و در حوزه محیطی، اجرای پویش های فرهنگ سازی، بازنگری سیاست های کلان و ساماندهی بازارهای معاملاتی ضروری است. نتیجه گیری: برای مقابله با قاچاق سنگ های معدنی در خراسان شمالی، بهبود در سه محور1- ساختار، با تقویت زیرساخت ها، نظارت پیشرفته و سامانه های اطلاعاتی یکپارچه 2- محور رفتاری، از طریق آموزش نیروی انسانی و افزایش همکاری بین سازمانی و 3-محور محیطی، با فرهنگ سازی، بازنگری سیاست ها و ساماندهی بازارها ضروریست. این اقدامات یکپارچه می توانند به کاهش قاچاق و بهبود وضعیت انتظامی کمک کنند.
۶.

آسیب شناسی مأموریت های هوایی فرماندهی انتظامی جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷
زمینه و هدف: شناسایی آسیب های هر سازمانی موجب تولد فرصت ها در اجرای بهینه مأموریت ها خواهد شد. سازمان ها و دستگاه های انتظامی نیز از این امر مستثنی نیستند؛ ازاین رو تحقیق حاضر با هدف آسیب شناسی مأموریت های هوایی فرماندهی کل انتظامی جمهوری اسلامی ایران انجام شد. روش: این مطالعه از نظر هدف، کاربردی؛ از لحاظ روش، آمیخته و از لحاظ گردآوری آمار و اطلاعات به صورت میدانی اجرا شد. مشارکت کنندگان در بخش کیفی شامل خبرگان و متخصصین فرماندهی هواپیمایی و فرماندهی یگان پهپاد انتظامی کل جمهوری اسلامی ایران بود که پژوهشگران در مصاحبه شانزدهم به اشباع نظری رسیدند. جامعه آماری بخش کمّی، کلّیه کارکنان فرماندهی هواپیمایی و فرماندهی یگان پهپاد انتظامی کل جمهوری اسلامی ایران بود که با بهره گیری از فرمول کوکران و روش نمونه گیری تصادفی طبقه بندی شده، تعداد 251 نفر به عضویت نمونه آماری انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات در بخش کیفی، مصاحبه و در بخش کمّی، پرسش نامه محقق ساخته روا و پایا بود. برای تجزیه وتحلیل اطلاعات در بخش کیفی از روش تحلیل مضمون در بستر نرم افزار مکس کیودی ای و برای تحلیل داده های حاصل از بخش کمّی از نرم افزار اس پی اس اس استفاده شد. یافته ها: مطابق با یافته ها، آسیب های مرتبط با مأموریت های هوایی فراجا در قالب 82 مضمون پایه، 15 مضمون سازمان دهنده و 3 مضمون فراگیر دسته بندی شد. براساس نظرات پاسخگویان در بخش کمّی، آسیب های شناسایی شده دارای اعتبار کافی بوده و باید موردتوجه مسئولین یگان های هوایی فراجا قرار گیرد تا سیاست گذاری لازم در جهت رفع آن ها صورت پذیرد. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که آسیب ها در قالب آسیب های ساختاری، رفتاری و زمینه ای قرار می گیرند. در این راستا، راهکارهای زیر به عنوان مهم ترین پیشنهادهای تحقیق حاضر مطرح شد: تجهیز و تقویت یگان های هوایی به تجهیزات و فناوری های نوین، بهره گیری از سیستم ارزیابی مناسب در سازمان، شناسایی شیوه های اصلاح ساختار و فرایندها، مدیریت صحیح و اصولی و همچنین توجه به فرایند گزینش و آموزش.
۷.

موانع بهره گیری از هوش مصنوعی در توسعه ورزش نیروهای مسلح(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۵۶
زمینه و هدف: هوش مصنوعی ظرفیت بالایی برای بهبود عملکرد جسمانی و روانی ورزشکاران دارد و می تواند در توسعه ورزش نیروهای مسلح نقش کلیدی ایفا کند؛ بااین حال، بهره گیری از این فناوری با موانعی همراه است. هدف اصلی این تحقیق، شناسایی و بررسی موانع استفاده از هوش مصنوعی در توسعه ورزش نیروهای مسلح بود. روش: این تحقیق از نظر راهبرد، کیفی و از نوع تحلیل مضمون است. جامعه آماری تحقیق شامل افراد آشنا با هوش مصنوعی در ورزش، افراد دارای سابقه مدیریت تربیت بدنی و ورزش و افراد دارای سابقه در ورزش نیروهای مسلح است که با استفاده از روش کیفی با 21 مصاحبه نیمه ساختار یافته از خبرگان این حوزه و با نمونه گیری هدفمند تا رسیدن به اشباع نظری جمع آوری شد، سپس برای تحلیل داده ها از روش تحلیل مضمون براون و کلارک (2006) استفاده شده است. روایی با استفاده از منابع متنوع، تحلیل توسط چند پژوهشگر تضمین شده است، پایایی با استفاده از روش های کدگذاری مجدد و توافق درون موضوعی دو کدگذار با بیش از 60 درصد تأیید شد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان میدهد که به کارگیری هوش مصنوعی به پنج حوزه اصلی وابسته است که عبارتند از: ساختارهای اجتماعی، جنبه های فناورانه، ملاحظات امنیتی و حقوقی، ظرفیت های مالی و زیرساختی، و همچنین زمینه های فرهنگی و آموزشی. در این میان، سه حوزه نخست از اهمیت بیشتری برخوردارند و توجه به آن ها می تواند به توسعه و کاربرد مؤثرتر این فناوری کمک کند. نتیجه گیری: استفاده مؤثر از هوش مصنوعی در توسعه ورزش نیروهای مسلح مستلزم آموزش، تغییر نگرش، تقویت زیرساخت ها، تدابیر امنیّتی و تخصیص بودجه است. با این اقدامات، بهبود کارایی، بهره وری و توسعه پایدار امکان پذیر است. این تحقیق راهکارهای جامعی ارائه می دهد که برای محققان و مدیران حوزه ورزش نیروهای مسلح مرجع ارزشمندی خواهد بود.

آرشیو

آرشیو شماره‌ها:
۷۴