فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۲۲۱ تا ۱٬۲۴۰ مورد از کل ۵۸٬۸۵۴ مورد.
حوزههای تخصصی:
The current paper reviews the present literature in the most known scientific databases in the management and business fields about artificial intelligence (AI) and digital transformation within organizations. The main objective is to extract related research axes and uncover gaps in this emergent topic. The methodology used is a systematic literature review with RStudio software based on 36 selected papers from the Scopus and Web of Science (WOS) databases in the period of 2019-2024. The main axes identified are AI potential for organizations’ performance, innovation and AI potentials, and AI adoption determinants. Regarding the discussion and analysis of the results, future directions are projected to cover all sides of digital transformation through AI tools. The main contribution of this paper is to provide researchers and practitioners with current advancements and changes in Al tools utilized to facilitate digital transformation within evolving economic and social landscapes for companies.
شناسایی عوامل تهدیدکننده امنیت روانی کارکنان در سازمان ها و ارائه الگوی تأمین پایدار آن بر پایه آموزه های قرآن و نهج البلاغه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، شناسایی عوامل تهدیدکننده امنیت روانی در محیط های کاری و ارائه راهکارهایی برای تأمین پایدار آن در سازمان ها است. این پژوهش از نظر رویکرد، کیفی بوده و از روش تحلیل محتوای کیفی استفاده شده است. هدف پژوهش، کاربردی و ماهیت آن اکتشافی است. جامعه آماری شامل ۳۰ نفر از افراد شاغل در سازمان های دولتی و غیردولتی است که به صورت تصادفی ساده انتخاب شدند. در مرحله نخست، با این افراد مصاحبه های باز انجام شد و سپس عوامل شناسایی شده بازبینی، طبقه بندی و سازمان دهی شدند. در نهایت، هریک از عوامل سازمان دهنده از منظر آموزه های اسلامی مورد بررسی قرار گرفت تا راهکارهای مبتنی بر معارف دینی برای مهار تهدیدهای امنیت روانی شناسایی شود. یافته های پژوهش نشان داد که پنج مقوله اصلی، شامل «رفتارهای غیرحرفه ای مدیریت، مخاطرات ارتباطی و رفتاری با همکاران، ماهیت شغل و وظایف کاری، مسائل درونی و شخصی، و دغدغه تأمین معیشت»، از تهدیدهای اصلی امنیت روانی کارکنان در سازمان ها محسوب می شوند. نتایج پژوهش نشان می دهد که برای مهار این تهدیدها می توان از الگویی مبتنی بر آموزه های اسلامی بهره برد که با ترویج معنویت و اخلاق در محیط های سازمانی، امنیت روانی کارکنان را به صورت پایدار تأمین می کند.
نقش آفرینی نظام تأمین منابع انسانی در پیشگیری از فساد اداری در بخش دولتی (کاربرد رویکرد تفسیری-ساختاری)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت دولتی ایران دوره ۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
21 - 46
حوزههای تخصصی:
هدف: نظام اداری ایران با طیفی گسترده از چالش های ساختاری و کارکردی مواجه است که در میان آن ها، مدیریت منابع انسانی جایگاه ویژه ای دارد. یکی از مهم ترین و در عین حال بازدارنده ترین این چالش ها، فساد اداری است که به طور مکرر به عنوان عاملی کلیدی در تضعیف کارآمدی و مشروعیت بخش دولتی شناخته می شود. با توجه به نقش محوری و تعیین کننده نظام های منابع انسانی در پیشگیری و کاهش فساد، هدف اصلی این پژوهش، مدل سازی ویژگی ها و شاخص های سیستم تأمین منابع انسانی است که بتواند به عنوان ابزاری اثربخش در مبارزه با فساد اداری در بخش دولتی عمل کند. در همین راستا، مطالعه حاضر تلاش دارد تا با بهره گیری از رویکرد مدل سازی تفسیری ساختاری (ISM)، مدلی جامع از اقدامات ضدفساد در نظام تأمین منابع انسانی ارائه نماید و روابط متقابل و سطوح اثرگذاری اجزای مختلف را روشن سازد. روش شناسی: این پژوهش در چارچوب پارادایم تفسیری طراحی شده و از روش مدل سازی تفسیری ساختاری برای تبیین روابط میان عوامل مؤثر در نظام تأمین منابع انسانی بهره گرفته است. برای گردآوری داده ها، از مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۱۹ نفر از مدیران و خبرگان منابع انسانی در بخش دولتی استفاده شد که بر اساس دانش و تجربه عملی در حوزه مدیریت منابع انسانی و فرایندهای حکمرانی انتخاب شدند. داده های حاصل با استفاده از تکنیک ISM تحلیل گردید تا عوامل شناسایی شده در سطوح مختلف اثرگذاری و وابستگی قرار گیرند. برای اطمینان از روایی و دقت نتایج نیز از بازخورد خبرگان و بازبینی های مکرر استفاده شد. یافته های پژوهش: یافته های پژوهش به شناسایی یک ساختار چندلایه و پویا منجر شد. شش مؤلفه در ناحیه پیوندی قرار گرفتند که عبارت اند از: «شایسته سالاری»، «رویه های منصفانه»، «عدم پارتی بازی»، «مشروعیت»، «مستندسازی» و «قانون محوری». این مؤلفه ها ماهیتی پویا دارند؛ به این معنا که هرگونه تغییر در آن ها، کل نظام را تحت تأثیر قرار می دهد. علاوه بر این، چهار مؤلفه «پاسخگویی»، «اطلاع رسانی»، «حذف تشریفات اداری» و «کنت رل های داخلی» در ناحیه مستقل جای گرفتند که به عنوان ع وامل زیربنایی، جهت دهی قابل توجهی به کل مدل دارند و نقش اساسی در کارآمدی اقدامات ضدفساد ایفا می کنند. همچنین مؤلفه «شفافیت» در ناحیه وابستگی قرار گرفت که نشان دهنده تأثیرپذیری شدید آن از سایر مؤلفه هاست. این نتایج آشکار می سازد که فساد اداری را نمی توان به صورت منفرد برطرف کرد، بلکه نیازمند رویکردی نظام مند و هماهنگ به ویژه در حوزه منابع انسانی است. نتیجه گیری: بر اساس نتایج پژوهش، مبارزه با فساد در بخش دولتی ایران مستلزم بازطراحی و بازآرایی نظام های منابع انسانی در راستای تقویت شفافیت، شایسته سالاری و پاسخگویی است. مدل تفسیری ساختاری ارائه شده نشان می دهد که هرچند عواملی مانند کنترل های داخلی و اطلاع رسانی نقش زیربنایی و هدایتگر دارند، موفقیت پایدار در این مسیر در گرو توجه به مؤلفه های پویا همچون مشروعیت، عدالت رویه ای و قانون محوری است. این مطالعه از یک سو بینش های نظری ارزشمندی درباره روابط میان اجزای نظام منابع انسانی ارائه می دهد و از سوی دیگر دارای پیامدهای عملی برای سیاست گذاران است؛ به گونه ای که می تواند به عنوان نقشه راهی برای اولویت بندی اصلاحات در نظام تأمین منابع انسانی به کار گرفته شود. در نهایت، نتایج این تحقیق چارچوبی برای ارتقای سلامت نهادی، کاهش فرصت های فساد و افزایش کارآمدی و اعتماد عمومی به نظام اداری فراهم می آورد.
تبیین الگوی نقش بهایابی هدف در بهبود عملکرد مالی شرکت های تولیدی مواد غذایی
منبع:
حسابداری مدیریت راهبردی سال ۲ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
70 - 86
حوزههای تخصصی:
در بازار رقابتی امروز، بنگاهی پیروز است که با تکیه بر نیازهای مشتریان و توانمندی کارکنان خود، محصول و خدماتی را ارائه دهد که علاوه بر کاهش هزینه و قیمت، ارزش بالایی نزد مصرف کننده داشته باشد. برای رسیدن به این اهداف، باید سیستم های مدیریت هزینه و مدیریت کیفیت محصول به صورت همزمان به کار گرفته شوند که هزینه یابی هدف از ابزارهای راهبردی مدیریت هزینه برای برنامه ریزی سود و کاهش هزینه است. هدف از انجام پژوهش حاضر تبیین الگوی نقش بهایابی هدف در بهبود عملکرد مالی شرکت های تولیدی مواد غذایی می باشد. پژوهش حاضر به روش کیفی و با رویکرد اکتشافی انجام شده است. گردآوری اطلاعات از طریق مصاحبه با 12 نفر از خبرگان شامل حسابداران و مدیران مالی شرکت های تولیدی مواد غذایی در استان سیستان و بلوچستان انجام شده است. روش نمونه گیری هدفمند و گزینشی و پژوهش در سال 1403 انجام شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد هشت مؤلفه قیمت بازار، تمرکز بر مشتریان، تمرکز بر طراحی محصول و فرآیندهای تولید، همکاری سیستمی (عملکرد متقابل واحدها)، گروه های عملیاتی و تولید، کاهش هزینه چرخه عمر محصول، مشارکت زنجیره ارزش، سطح محصول و ارتباط عرضه کنندگان باعث بهبود عملکرد مالی شرکت های تولیدی مواد غذایی می گردد.
تأثیر سرمایه در گردش بر سرمایه گذاری بلندمدت بنگاه ها: شواهدی از بورس اوراق بهادار تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت دارایی و تامین مالی سال ۱۳ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۵۰)
117 - 138
حوزههای تخصصی:
بررسی اثر تأمین مالی داخلی بر سرمایه گذاری در دارایی های ثابت و روش های حفظ روند سرمایه گذاری بلندمدت برای بنگاه ها باتوجه به هزینه بربودن تغییر در روند سرمایه گذاری بلندمدت بنگاه ها و نیز دشواربودن تأمین مالی بیرونی، از اهمیت زیادی برخوردار است. این مقاله اثر سرمایه در گردش را بر سرمایه گذاری ثابت بنگاه های بورسی ایران، شامل بنگاه های دارای محدودیت مالی و بنگاه های بدون محدودیت مالی بررسی کرده است. انتظار می رود محدودیت مالی موجب کاهش روند سرمایه گذاری ثابت بنگاه ها شود. از سوی دیگر، به دلیل هزینه بربودن تغییر روند سرمایه گذاری بلندمدت، بنگاه ها به ثابت نگه داشتن روند سرمایه گذاری ثابت خود تمایل دارند و در این راستا سرمایه در گردش به دلیل قدرت نقدشوندگی بالای خود، نقش مهمی در حفظ روند سرمایه گذاری بلندمدت این چنین بنگاه ها دارد. نتایج نشان می دهد که طبق هریک از چهار معیار نشان دهنده محدودیت مالی (کاپلان و زینگالس، BNPO، پوشش بهره و سود تقسیمی)، درصورت عدم کنترل تغییر در سرمایه در گردش در رگرسیون، اثر محدودیت مالی بر سرمایه گذاری بلندمدت بنگاه ها کم برآورد می شود. با افزودن متغیر سرمایه در گردش به رگرسیون نه تنها این موضوع حل می شود، بلکه نقش سرمایه در گردش در حفظ روند سرمایه گذاری بلندمدت بنگاه ها نیز آشکار می شود. برای دو معیار کاپلان و زینگالس و سود تقسیمی، اندازه اثر سرمایه در گردش و جریان نقدی بنگاه بر سرمایه گذاری بلندمدت برای بنگاه هایی که محدودیت مالی شدیدتری دارند، بزرگ تر و معنا دارتر است؛ اما برای دو معیار دیگر، نتایج در تضاد با دو معیار قبل است.
بررسی میزان تمایل به خدمت کارکنان نیروی زمینی ارتش در ستادهای برتر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت نظامی سال ۲۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۹۸
194 - 212
حوزههای تخصصی:
هدف از این مطالعه بررسی میزان تمایل به خدمت کارکنان نیروی زمینی ارتش در ستادهای برتر می باشد.روش این پژوهش ازلحاظ گردآوری داده ها از نوع توصیفی-اکتشافی و ازنظر هدف،کاربردی است. جامعه آماری، کارکنان تحت آموزش یک مرکز آموزشی فرهنگی است که تعداد 345 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند.ابزار اصلی مورداستفاده در این پژوهش،پرسشنامه ی محقق ساخته بود. داده های کمی با استفاده از نرم افزار SPSS و روش های آماری توصیفی تحلیل شدند. یافته ها نشان دادکه میانگین میزان تمایل کارکنان در خدمت در ستادهای برتر،3.73 (بالا) است. مولفه های ریسک پذیری برای دستیابی به مشاغل ستادهای برتر شامل؛ «اغلب فکر کردن به خدمت در ستادهای برتر»، «پذیرفتن در صورت به وجود آمدن فرصت شغلی در ستادهای برتر»، «ترک محل خدمت به هر نحوی و پیوستن به ستادهای برتر»، «پیگیر و تلاش از طریق دوستان و آشنایان برای رسیدن به شغلی در ستادهای برتر»، «امیدوار نبودن به عاقبت و سرنوشت کار در محل های سازمانی، غیر از ستادهای برتر» و «پذیرفتن مشکلات نداشتن مسکن و هزینه های زندگی بالا در شهر تهران» به ترتیب 3.72، 3.85، 2.65، 2.81، 2.84 و 3.09 به دست آمد. رضایت از یگان خدمتی در سطح 2.92 از میانگین 2.5 بالاتر است اما نسبت به بسیاری از مولفه های دیگر ریسک پذیری، سطح پایینی محسوب می شود. رضایت از یگان خدمتی با عدد 3.29 بالاترین سطح مربوطه به طیف متوسط است. نتیجه گیری: رضایت مندی در سطح متوسط و پایین تر قرار دارد. این مولفه خروج و علاقمندی به ترک یگان و رسیدن به ستادهای برتر را به خوبی تأیید می کند. همچنین کارکنان به خدمت در ستادهای برتر تمایل بالایی دارند .
اعتبارسنجی مدل مدیریت تعارض گروهی بر پایه سیستم های کنترل سازمانی و رهبری توانمندساز با نقش میانجی ایمنی روان شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از موانع عمده تحقق هدف های یک سازمان، وجود تعارض بین افراد، گروه ها و بخش های مختلف سازمان است. تعارض گروهی، رایج ترین نوع تعارض است که در سازمان ها وجود دارد. تحقیق حاضر با هدف اعتبارسنجی مدل مدیریت تعارض گروهی برپایه سیستم های کنترل سازمانی و رهبری توانمندساز با نقش میانجی ایمنی روان شناختی انجام شد. این تحقیق برمبنای ماهیت «کمی»، برمبنای هدف «کاربردی» و برمبنای روش، از نوع «توصیفی همبستگی» است. جامعه آماری شامل کلیه کارکنان شعب بانک کشاورزی استان خراسان جنوبی به تعداد 250 نفر بود که براساس جدول مورگان، از بین آنها 148 نفر به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای برمبنای نسبت انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه های تعارض گروهی جن (1995)، ایمنی روان شناختی ادموندسون (1999)، رهبری توانمندساز اهرن و همکاران (2005) و کنترل سازمانی ویبل (2016) استفاده شد که روایی سازه (همگرا و واگرا) این ابزارها در تحقیق حاضر بررسی و تأیید شدند و پایایی با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ به ترتیب 0.85، 0.84، 0.93 و 0.87 به دست آمد. برای تحلیل داده ها از مدل معادلات ساختاری با رویکرد حداقل مربعات جزئی و از نرم افزارهایSPSS و Smart PLS استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که سیستم های کنترل سازمانی و رهبری توانمندساز بر تعارض گروهی تأثیر منفی و معنادار و بر ایمنی روان شناختی تأثیر مثبت و معناداری دارند. ایمنی روان شناختی بر تعارض گروهی تأثیر منفی و معناداری داشت و نقش میانجی آن در تأثیر سیستم های کنترل سازمانی و رهبری توانمندساز بر تعارض گروهی تأیید شد و برازش مدل کلی پژوهش نیز مطلوب ارزیابی شد. براساس یافته ها، توصیه می شود که سازمان ها، سیستم های کنترلی را بررسی و بهینه نمایند و در سایه به کارگیری سبک رهبری توانمندساز، ازطریق بهبود ادراک ایمنی روان شناختی کارکنان، تعارض گروهی در سازمان را بهینه ساخته و به تبع آن شرایط محیط کار مطلوب تری برای کارکنان فراهم آورند.
شناسایی و سطح بندی عوامل دخیل در بازاریابی کسب وکارهای اجتماعی در شهر تهران با رویکرد مدل سازی ساختاری تفسیری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت استراتژیک هوشمند سال ۴ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴
563 - 592
حوزههای تخصصی:
کسب وکارهای اجتماعی در عرصه کارآفرینی، با هدف ایجاد توازن میان منافع اقتصادی و ارزش های اجتماعی شکل گرفته اند که درصدد تأمین پایداری مالی، حل مسائل اجتماعی و ارتقای کیفیت زندگی در جامعه هستند. این پژوهش با هدف شناسایی و سطح بندی عوامل دخیل در بازاریابی کسب وکارهای اجتماعی در شهر تهران با رویکرد مدل سازی ساختاری تفسیری انجام شده است. روش پژوهش برحسب نوع داده ، آمیخته (کیفی- کمی) و از نظر ماهیت اکتشافی است. برای گردآوری دادهها از ابزارهای مصاحبه نیمه ساختاریافته و پرسشنامه محققساخته استفاده شد. برای بخش اعتبار کیفی پژوهس از تطابق همگونی و در بخش کمی از روایی ظاهری و روایی محتوا (ضریب لاوشه) و برای بررسی پایایی در بخش کیفی از پایایی بازآزمون و در بخش کمی از ضریب امگا مکدونالد استفاده شد. روش تجزیه و تحلیل در مرحله کیفی تحلیل مضمون است. در بخش بعدی با استفاده از مدلسازی ساختاری تفسیری، شاخصهای شناساییشده سطحبندی شد. در نهایت جهت برازش مدل طراحیشده، از رویکرد مدل سازی معادلات ساختاری با نرمافزار پی ال اس بهره گرفته شد. نتایج نشان داد، سطح اول شامل شامل رسالت و برند اجتماعی سطح دوم شامل مشارکت جامعه و روابط پایدار، محصول و ارزش اجتماعی، همکاری و شبکه سازی اجتماعی سطح سوم محتوا و ارتباطات اجتماعی، تامین مالی و ارزش آفرینی، دیجیتال و فناوری اجتماعی می باشند.
تکنولوژی مالی فین تک و رضایت الکترونیک مشتریان بانک: نقش میانجی بانکداری سبز
حوزههای تخصصی:
خدمات بانک داری الکترونیک که ارتباط نزدیکی با تکنولوژی اطلاعات و ارتباطات دارد، از جمله ی عوامل بسیار مهم در ایجاد مزیت رقابتی برای بانک ها در جذب مشتریان است. از این رو، برای تقویت رضایت مشتریان از مسئولیت پذیری اجتماعی خود با بهره گیری از تکنولوژی مالی به سمت بانک داری سبز حرکت کرده اند. پژوهش حاضر، تأثیر تکنولوژی مالی (فین تک) بر رضایت الکترونیک مشتریان را با میانجی گری بانک داری سبز، مطالعه کرده است که از نظر تقسیم بندی بر مبنای هدف، از نوع کاربردی و از نظر روش انجام پژوهش توصیفی- هم بستگی، پیمایشی بوده است. ابزار پژوهش، پرسش نامه های استاندار می باشد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از مدل یابی معادلات ساختاری با نرم افزار Smart PLS استفاده شد. نتایج تحلیل اطلاعات، معناداری اثر متغیرها بر یکدیگر را با شدت متفاوت، حکایت کرده-است؛ به طوری که شاخص های انسانی تکنولوژی مالی بر رضایت الکترونیک مشتریان با شدت نسبتاً ضعیف، اثرگذار بوده و بانک داری سبز در آن اثرگذاری، نقش میانجی گری جزئی داشته است.
تحلیل چند سطحی بازیگران رمز ارز در ایران
حوزههای تخصصی:
هدف: طی سالیان اخیر رمزارزها به یکی از حوزه های جذاب سرمایه گذاری تبدیل شده اند و از سوی دیگر به عنوان یک فناوری نوظهور مالی در حال رشد، توسعه و پذیرش در لایه های مختلف اقتصادی هستند. از این رو دولت ها به دنبال قاعده مند کردن رمزارزها از طریق وضع قوانین و مقررات هستند تا بتوانند سلامت اقتصادی نظام سرمایه کشور را تأمین نمایند. هدف از این پژوهش، شناخت بازیگران حوزه رمزارز در ایران و بررسی رفتار آن ها جهت کمک به سیاست گذاران جهت برنامه ریزی و نظام مند کردن این حوزه در کشور است.روش پژوهش: حوزه رمزارز با توجه به نوپا و ناشناخته بودن بسیاری از مفاهیم، پیچیده بودن از لحاظ تعدد بازیگران، تأثیرگذاری متغیرهای متعدد سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فناورانه، توسط رویکردهای کمی قابل تحلیل نبوده و نیازمند تفسیرهایی متناسب با شرایط کشور و رویکردی کل نگرانه در برخورد با مسائل این حوزه است. بنابراین، پارادایم پژوهش حاضر تفسیری، رویکرد کیفی، استراتژی تحلیل محتوا و مبتنی بر تحلیل لایه ای علت هاست. ابزار جمع آوری داده جستجو در منابع کتابخانه ای و مصاحبه با خبرگان حوزه رمزارز بوده است.یافته ها: یافته های معناداری درخصوص الگوهای سه سطحی بازیگران و کنشگران حوزه رمزارز در ایران شناسایی شده است که در جداول جداگانه هرکدام از آن ها بیان و تحلیل سه سطحی جهت ارتباط میان بازیگران ارائه گردیده است.نتیجه گیری: نتایج بدست آمده در این پژوهش نشان دهنده دلایل ایجاد فضای فعلی حاکم بر صنعت رمزارز در ایران است که نشان می دهد نیاز به تدوین قوانین و مقررات حوزه رمزارز و ترسیم چارچوبی برای فعالیت بازیگران این حوزه، به منظور توسعه این صنعت در کشور و بهره مندی کشور از مزایای رمزارزها ضروری است.
بررسی نقش حاکمیت مؤثر فناوری اطلاعات بر عملکرد سازمان های بخش عمومی: با میانجی گری کیفیت سیستم اطلاعات حسابداری (مورد مطالعه: بیمارستانهای دولتی استان تهران)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی پژوهش بررسی نقش حاکمیت مؤثر فناوری اطلاعات بر عملکرد سازمان های بخش عمومی: با میانجیگری کیفیت سیستم اطلاعات حسابداری (موردمطالعه: بیمارستانهای دولتی استان تهران) بوده و حوزه پژوهش کاربردی است. روش تحقیق پیمایشی با کمی انجام شده است و داده ها با نمونه گیری تصادفی ساده به وسیله پرسش نامه ای استاندارد گردآوری شده است. توزیع پرسش نامه در 40 بیمارستان دولتی استان تهران در سال ۱۴۰3 انجام شده است و نمونه ای 200 نفره از جامعه آماری موردمطالعه شامل افرادی با پست های سازمانی: مدیر و کارشناس فناوری و اطلاعات، مدیر امور مالی و حسابداری و کارشناس سیستم اطلاعات در بیمارستان های دولتی استان تهران انتخاب شدند. آزمون آمار توصیفی از طریق نرم افزار spss26 و آزمون فرضیه های با استفاده نرم افزار آماری smart pls4 انجام شده است. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهد که حاکمیت مؤثر فناوری اطلاعات عملکرد را افزایش نمیدهد، بلکه باید از طریق سیستم اطلاعات حسابداری میانجیگری شود. این موضوع نشان میدهد که توالی نقش حاکمیت مؤثر فناوری اطلاعات به سیستم اطلاعات حسابداری یک عامل اساسی در دستیابی به عملکرد سازمانی است؛ بنابراین حاکمیت مؤثر فناوری اطلاعات بر عملکرد سازمان های بخش عمومی: با میانجیگری کیفیت سیستم اطلاعات حسابداری (موردمطالعه: بیمارستانهای دولتی استان تهران) تأثیر معناداری دارد.
ارائه الگوی پیش بینی رفتارهای انحرافی مدیران و کارکنان با استفاده از تکنیک های شناخت درمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نگرش مدیریت راهبردی سال ۳ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۱۱)
35 - 60
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف پیش بینی رفتارهای انحرافی کارکنان و مدیران و کمک به مدیریت اثربخش سرمایه انسانی انجام شده است. اهمیت موضوع در این است که پیش بینی و پیشگیری از رفتارهای انحرافی می تواند از بروز خطاهای پُرهزینه سازمانی جلوگیری کند و به بهبود فرایندهای استخدام، گزینش و نگهداشت نیروی انسانی بینجامد. روش پژوهش، کیفی و از نوع توصیفی است و از روش ردیابی فرایند برای جمع آوری و تحلیل داده ها، استفاده شده است. داده ها شامل ۴۸ مورد درمان اختلالات و انحرافات رفتاری با استفاده از رویکرد شناخت درمانی است که از مستندات روان شناسان و درمانگران گردآوری شده اند. در این روش، با تحلیل سازوکارهای علّی میان افکار و رفتار، تلاش شد تا الگویی نظری برای پیش بینی رفتارهای انحرافی تدوین شود. یافته ها نشان می دهد که برخی از تکنیک های شناخت درمانی- ازجمله آزمون تحریف ها و خطاهای شناختی، تحلیل سود و زیان نگرانی، تبدیل نگرانی به پیش بینی، ارزیابی شواهد و تشخیص فکر از واقعیت- توان بالایی در پیش بینی رفتارهای انحرافی کارکنان و مدیران دارند. بر این اساس، الگویی پیشنهادی ارائه شد تا سازمان ها بتوانند با استفاده از این تکنیک ها، رفتارهای انحرافی را شناسایی، پیش بینی و کنترل کنند. نتایج حاکی از آن است که بهره گیری از علوم شناختی در مدیریت منابع انسانی، می تواند به پیشگیری از انحرافات رفتاری و افزایش بهره وری سازمانی منجر شود و زمینه تعامل میان روان شناسی بالینی و مدیریت رفتار سازمانی را فراهم آورد.
شناسایی ابعاد و مؤلفه های توانمندی کارآفرینان در مدل های شایستگی کارآفرینی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های کارآفرینی دوره ۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
1 - 20
حوزههای تخصصی:
مقدمه: کارآفرینی بهعنوان یکی از عوامل اساسی رشد و توسعهی اقتصادی کشورها، اهمیت ویژهای دارد. کارآفرینان برای موفقیت در این حوزه، نیازمند مجموعهای از توانمندیها و مهارتهایی هستند که آنان را در محیطهای پیچیده و پویا توانمند سازد. این توانمندیها طیف گستردهای از شایستگیها از جمله توانمندیهای شناختی، فردی، اجتماعی، ارتباطی، مدیریتی و رهبری را در بر میگیرد. اگرچه مطالعات پیشین بهصورت پراکنده به برخی از این توانمندیها پرداختهاند، اما تاکنون چارچوب جامعی که همه این شایستگیها را بهطور منسجم شناسایی و طبقهبندی کند، ارائه نشده است. در این راستا پژوهش حاضر، با هدف ارائه یک چارچوب جامع برای شناسایی و طبقهبندی توانمندیهای کارآفرینان در قالب شایستگیهای کارآفرینی انجام شده است.
روششناسی: این پژوهش با استفاده از رویکرد کیفی و روش فراترکیب انجام شده است. برای جمعآوری دادهها، ۱۸۰ مقاله اولیه از پایگاههای معتبر علمی شامل وب آو ساینس، ساینس دایرکت، اسکوپوس و گوگل اسکالر استخراج شد. پس از غربالگری، ۶۷ مقاله مرتبط که به بررسی توانمندیها و شایستگیهای کارآفرینی پرداخته بودند، انتخاب گردید. معیارهای ورود، شامل انتشار مقالات در بازه زمانی ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۴ و ارتباط مستقیم آنها با موضوع پژوهش بود. برای ارزیابی پایایی دادهها، ضریب کاپای کوهن محاسبه شد که مقدار 76/0 بهدست آمد و نشان دهندة توافق قوی بین ارزیابان بود. همچنین، نتایج نهایی از طریق بازنگری و تأیید خبرگان حوزة کارآفرینی مورد ارزیابی و اعتبارسنجی قرار گرفت.
یافتهها: تحلیلها نشان داد که توانمندیهای کارآفرینی در شش بعد اصلی و ۲۱ مؤلفه قابلطبقهبندی هستند. این ابعاد عبارتند از: توانمندیهای شناختی شامل حل مسئله، تصمیمگیری، تفکر خلاق و تفکر انتقادی؛ توانمندیهای فردی شامل خودآگاهی، خودباوری، خودانگیزشی و خودکنترلی؛ توانمندیهای اجتماعی شامل همکاری، کار تیمی و تسهیلگری؛ توانمندیهای ارتباطی شامل شبکهسازی، ارتباط مؤثر و مدیریت تعارض؛ توانمندیهای مدیریتی شامل برنامهریزی، سازماندهی، کنترل و ارزیابی؛ و توانمندیهای رهبری شامل الهامبخشی، اعتمادسازی، تفکر استراتژیک و تحولآفرینی.
نتیجهگیری: پژوهش حاضر با ارائه یک چارچوب جامع و یکپارچه از شایستگیهای کارآفرینی، گامی نوآورانه در تبیین مهارتها و توانمندیهای لازم برای موفقیت کارآفرینان در محیطهای متغیر و چالشبرانگیز برداشته است. برخلاف پژوهشهای پیشین که بهصورت پراکنده به برخی از توانمندیهای کارآفرینان پرداختهاند، این چارچوب تمامی ابعاد کلیدی را بهطور منسجم شناسایی و طبقهبندی کرده و بهعنوان مدلی جامع مطرح میشود. این چارچوب میتواند بهصورت عملی در برنامههای آموزشی، سیاستگذاری و نیز در جهت تقویت شایستگیهای کلیدی، بهویژه برای کارآفرینان نوپا، سازمانهای آموزشی و سیاستگذاران مفید باشد. کارآفرینان میتوانند از این مدل برای شناخت و تقویت مهارتهای ضروری خود بهره ببرند؛ سازمانهای آموزشی میتوانند برنامههای خود را بر اساس آن طراحی کنند و سیاستگذاران نیز میتوانند آن را در تدوین برنامههای حمایتی و ایجاد بسترهای لازم برای تقویت کارآفرینی بهکار گیرند. تقویت این شایستگیها و بهکارگیری چارچوب پیشنهادی میتواند به بهبود عملکرد، پایداری کسبوکارها و ارتقای نوآوری در محیطهای کارآفرینانه بیانجامد.
شناسایی و تحلیل شاخص های توسعه سبز تامین کننده در صنعت پتروشیمی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت توسعه سبز سال ۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
175 - 204
حوزههای تخصصی:
با توجه به اینکه آگاهی از وضعیت توسعه ی سبز تأمین کنندگان برای تولیدکنندگان بسیار بااهمیت است و برای تحقق این امر، تولیدکنندگان نیازمند تعریف شاخص های مناسب در این زمینه هستند، این پژوهش به دنبال شناسایی و بومی سازی شاخص های توسعه ی سبز تأمین کننده در صنعت پتروشیمی از یک طرف و تحلیل روابط بین آن ها با استفاده از روش دیمتل از طرفی دیگر خواهد بود. برای تحقق این هدف، ابتدا با مرور ادبیات و تحلیل محتوا، شاخص های توسعه سبز تامین کننده شناسایی و با نظرسنجی از 18 خبره ی دانشگاهی و صنعت پتروشیمی روائی محتوای آنها سنجیده می شود که موجب کاهش تعداد شاخص ها از 12 شاخص به 10 و تغییر و تلفیق در شاخص ها می شود. در مرحله ی بعد پرسشنامه دیمتل تنظیم و با توزیع آن بین خبرگان دانشگاهی و صنعت پتروشیمی، روابط مستقیم بین شاخصها گردآوری می شود. پس از تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از روش دیمتل، روابط مستقیم و غیرمستقیم بین شاخص ها شناسایی و به صورت یک شبکه نمایش داده می شود. نتایج نشان می دهد که بر اساس خالص تاثیرگذاری، شاخص های مسئولیت، دانش و توانمندی های تامین کننده در اقدامات محیطی، وجود سیستم ارزیابی عملکرد محیطی در تامین کننده و شیوه های مدیریتی و سازمانی تامین کننده در ارتباط با توسعه سبز، تاثیرگذار قطعی و شاخص های تسهیم اطلاعات محیطی، برنامه ها و فعالیت های تامین کننده برای توسعه سبز، فناوری سبز، رعایت استانداردها و گواهینامه های محیطی توسط تامین کننده و فعالیت های لجستیک معکوس توسط تامین کننده تاثیرپذیر قطعی هستند. بر اساس نتایج حاصل از این پژوهش، پیشنهادهای کاربردی برای صنعت پتروشیمی و پیشنهادهای پژوهشی برای پژوهشگران مطرح می شوند.
ماهیت، کیفیت و ملاحظات اساسی آموزش های سازمانی آینده پژوهانه: دیدگاه صاحب نظران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: سازمان های امروز و فردا، برای متناسب نمودن آموزش های خود با نیازهای فردی و شغلی آینده کارکنان و تضمین کیفیت و اثربخشی آن، الزام جدی به هدف گذاری و برنامه ریزی با رویکرد آینده پژوهی دارند. این پژوهش، با هدف کشف ماهیت، کیفیت و ملاحظات اساسی آموزش های سازمانی آینده پژوهانه انجام گرفته است. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف، توسعه ای و از نظر رویکرد، کیفی و مبتنی بر روش تحلیل مضمون کیفی است. مشارکت کنندگان، 26 نفر از صاحب نظران دانشگاهی کشور بوده اند که با رویکرد هدفمند و مبتنی بر معیار انتخاب شده اند و پایان نمونه گیری نیز با استفاده از فن اشباع نظری بوده است. مصاحبه ها به صورت نیمه عمیق بوده و سؤالات مصاحبه به صورت باز مطرح شده است. اعتباریابی داده ها در مرحله سنجش روایی، با بهره گیری از معیار قابل قبول بودن و در مرحله سنجش پایایی، بر اساس معیار اعتمادپذیر بودن صورت گرفته است. یافته ها: برابر یافته های این پژوهش، ویژگی های آموزش های سازمانی آینده پژوهانه در ابعاد سه گانه ماهیت، کیفیت و ملاحظات اساسی و سیزده مؤلفه آینده نگری ذاتی آموزش، محتوای آینده نگر آموزش، کارکردهای آینده محور آموزش سازمانی، چارچوب و روش های نوین آموزش سازمانی، سرمایه انسانی توسعه یافته، تناسب زیرساختی، پویایی، تعاملات آینده نگرانه، رهبری و مدیریت تحولی، فرهنگ آینده سازی، جامع نگری در آینده پژوهی، تضمین کیفیت آموزشی و ارزیابی مستمر وضعیت حال و آینده شناسایی و در قالب جداول و شبکه مضامین ارائه شده است. نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر، ضمن تشریح ماهیت و کیفیت آینده نگر و آینده ساز آموزش، بر ضرورت اتخاذ رویکرد آینده پژوهانه در آموزش های سازمانی، مبتنی بر ملاحظات اساسی کشف شده، تأکید دارد.
بررسی مؤلفه های مربی گری در بین مدیران مبتنی بر رویکرد ادراکی و شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت استراتژیک هوشمند سال ۴ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴
347 - 370
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش به بررسی مربی گری شناختی–رفتاری در سازمان ها پرداخته شده است؛ رویکردی که بر پایه نظریه های شناختی و رفتاری شکل گرفته و با هدف ارتقای عملکرد شغلی، کاهش اضطراب و فرسودگی کارکنان و بهبود تاب آوری فردی و تیمی مورد استفاده قرار می گیرد. مرور پیشینه نشان می دهد که مربی گری شناختی از طریق اصلاح باورها و الگوهای فکری ناکارآمد، توانایی کارکنان را در مقابله با فشارهای شغلی افزایش می دهد و رفتارهای اثربخش سازمانی را تقویت می کند. این مطالعه بر چهار بعد کلیدی شامل مربی گری شغلی شناختی–رفتاری، مربی گری شناختی–رفتاری (CBC)، طراحی مدل های مربی گری شناختی و مربی گری برای مهارت های مقابله ای متمرکز است و مدلی مفهومی برای پیاده سازی در محیط های واقعی سازمانی ارائه می دهد. روش پژوهش مبتنی بر مرور و تحلیل نظام مند مقالات علمی سال های ۲۰۲۳ و ۲۰۲۴ بوده و نتایج نشان می دهد مداخلات مربی گری شناختی می توانند به شکل معناداری استرس شغلی را کاهش دهند، تاب آوری و مهارت های رهبری مدیران را توسعه دهند و فرسودگی شغلی کارکنان را بهبود بخشند. همچنین، طراحی مدل های بومی مربی گری شناختی متناسب با شرایط فرهنگی و سازمانی ایران می تواند در توسعه منابع انسانی و افزایش تعهد سازمانی نقش مؤثری ایفا کند. دستاوردهای این پژوهش شامل ارائه پیشنهادهای کاربردی برای طراحی دوره های آموزشی مبتنی بر شناخت و رفتار، اجرای برنامه های مربی گری در سازمان های دولتی و خصوصی و توسعه مهارت های مقابله ای کارکنان است. نتایج این تحقیق برای مدیران، مربیان حرفه ای و پژوهشگران حوزه مدیریت منابع انسانی و رفتار سازمانی کاربردی خواهد بود و می تواند به عنوان مبنای تحقیقات آینده در زمینه سلامت روانی و عملکرد سازمان ها مورد استفاده قرار گیرد.
توسعه سیستم بودجه ریزی مشارکتی شهرداری تهران مبتنی بر روش شناسی سیستم های نرم: بینش هایی از طرح "من شهردارم"(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر بودجه ریزی مشارکتی به عنوان یک رویکرد دموکراتیک برای مشارکت شهروندان در انتخاب و تخصیص بودجه به پروژه های توسعه محلی در شهرداری تهران موردتوجه قرار گرفته است. علیرغم تلاش های ارزشمند، مشارکت مؤثر شهروندان نیازمند بررسی و شناسایی سیاست های توسعه سیستم است. پژوهش حاضر با طرح یک فرآیند یادگیری در عمل مبتنی بر روش شناسی سیستم های نرم و با الهام از نظریه سیستم های اجتماعی لومان، موقعیت مسئله را در چهار زیرسیستم: 1- ارتباط با شهروندان، 2-معنا و تعبیر شهروندان از پیام، 3-به جریان انداختن فرایند انتخاب و 4-خودآفرینی و تداوم را مبتنی بر تجارب موفق و زمینه های نیازمند بهبود "طرح من شهردارم" مورد تجزیه وتحلیل قرار داده و توصیه های سیاستی ارائه داده است. نوآوری پژوهش از منظر تحلیل بر پایه رفتارشناسی سیستم اجتماعی و تعبیه نظریه لومان در تحلیل های سیستمی نرم مطرح است. به طورکلی، تغییر نگرش مدیران شهری به حکمروایی مشارکتی، هماهنگی در سیستم برنامه ریزی و بودجه ریزی مشارکتی، گفتمان سازی و طرح ریزی رویکردهای تعاملی و توافق جمعی؛ ایجاد شبکه ارتباطی نخبگانی محلی و شهروندان؛ تسهیلگری و توانمندسازی جوامع محلی در راستای جلب مشارکت آگاهانه و مدیریت انتظارات؛ احراز هویت رأی دهندگان؛ توجه به پیامدهای پروژه ها در برقراری عدالت اجتماعی به تناسب گروه های جمعیتی؛ اجرای فرایند انتخاب به صورت مدیریت سبد پروژه ها؛ انعطاف پذیری در تأمین اعتبار و بودجه، تقویت اعتماد عمومی از طریق رسانه های جمعی، تمهیدات حفاظت و امنیت سایبری، سیاست های تشویقی مشارکت داوطلبانه کارکنان؛ طرح ریزی مکانیسم های نقش آفرینی شهروندان در اجرای پروژه ها؛ انتشار گزارش پیشرفت پروژه ها؛ تقویت مکانیسم های نظارت مردمی، دریافت بازخورد و پاسخگویی مدیران محلی در جلسات تعاملی با شهروندان به منظور توسعه سیستم بودجه ریزی مشارکتی در شهرداری تهران شناسایی گردید.
تغییرات آب و هوایی، محدودیت منابع آب و نوآوری کشاورزان در آبیاری کشت برنج (مورد مطالعه: خشکه کاری در نواحی روستایی شرق مازندران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت توسعه سبز سال ۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
47 - 66
حوزههای تخصصی:
اقتصاد روستایی تا حد زیادی به میزان کشاورزی و تولید محصولات زراعی روستاییان وابسته است و این وابستگی تا حد زیادی مرهون دسترسی به منابع آب کشاورزی است. برنج یکی از محصولات زراعی روستایی به ویژه در نواحی شمال ایران است که نیاز به منابع آب فراوان و مستمر طی دوره کاشت دارد. از این رو توجه بسیاری از تولیدکنندگان برنج به منابع آب در دسترس و بهره وری منابع آب معطوف است. تغییرات آب و هوایی و محدودیت منابع آب در ناحیه روستایی شرق مازندران در سال های اخیر، تجربه شیوه جدیدی از آبیاری در کشت برنج را موجب شده که به برنج کاری با آبیاری مستقیم یا خشکه کاری در برابر کشت سنتی برنج معروف شده است. از این رو، تحقیق حاضر با هدف شناخت تجربه آبیاری مستقیم برنج (خشکه کاری) به بررسی ویژگی ها و مزیت ها آبیاری و مقایسه این شیوه با کاشت سنتی برنج و نیز مزیت تولید برنج در مقایسه با سایر محصولات زراعی پرداخته است. تحقیق حاضر از لحاظ هدف کاربردی و از نظر ماهیت و روش توصیفی- تحلیلی بوده و متکی بر روش های ارزیابی مشارکتی است. در جمع آوری داده ها و اطلاعات از مطالعات کتابخانه ای و میدانی و مشاهده استفاده شد. محدوده مورد مطالعه روستاهای شهرستان های بهشهر، نکا و گلوگاه (در شرق مازندران)، و زمان انجام تحقیق در سال های 1399 تا 1402 بوده است. نتایج تحقیق نشان داد که نخست، کاشت برنج به صورت آبیاری مستقیم (خشکه کاری) نسبت به کاشت سنتی دارای مزیت های فنی و هزینه ای است؛ دوم، کاشت برنج به صورت آبیاری مستقیم مزیت های متعددی از نظر میزان آبیاری، مراحل آبیاری، مقدار برداشت محصول، ارزش اقتصادی و سرانه تولید و درامد در هکتار در مقایسه با محصولات رایج منطقه دارد. در پایان، این تحقیق نشان داد در شیوه جدید تولید برنج، میزان مصرف آب زراعی در هر هکتار، حدود یک سوم روش سنتی بوده است.
ارائه مدلی جهت توسعه منابع انسانی با رویکرد خود توسعه فردی کارکنان آموزش و پرورش(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت و چشم انداز آموزش دوره ۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۲۵)
405 - 427
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر ارائه مدلی جهت توسعه منابع انسانی با رویکرد خود توسعه فردی کارکنان آموزش و پرورش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کمی و جزء تحقیقات توصیفی می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 770 نفر از کلیه کارکنان اداره کل آموزش وپرورش خراسان رضوی و مناطق هفتگانه مشهد می باشد که حجم نمونه 260 نفر و با روش نمونه گیری طبقه ای انتخاب شدند. برای گرد آوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد. جهت برازش مدل از معادلات ساختاری و جهت آنالیز و ترسیم داده ها از نرم افزارهایExcel، Spssنسخه 24،PLS استفاده شد. نتایج نشان داد که توسعه منابع انسانی دارای چهار بعد (توسعه شغلی، توسعه عملکردی، مدیریت استعداد و فرایندهای توانمند ساز) و 17 مؤلفه (آموزش، کار تیمی، مهارت سازمانی، مسیر شغلی، روابط بین فردی، ارتباطات، نوآوری، رهبری، مسئولیت پذیری، انعطاف پذیری، جذب، بهسازی، نگهداشت، معنی داری، داشتن حق انتخاب، مؤثر بودن و مشارکت) می باشد. همچنین مدل خود توسعه فردی دارای چهار بعد (خلاقیت، یادگیری، مدیریت دانش و خود شکوفایی) و 17 مؤلفه (خلاقیت بالقوه، خلاقیت بالفعل، حمایت ادراک شده، مهارت های فردی، مدل های ذهنی، چشم انداز مشترک، یادگیری تیمی، تفکر سیستمی، برداش ت، پ الایش، س ازماندهی، اش اعه، ک اربرد، هیجان مثبت، معنایابی و پیشرفت) می باشد. در نتیجه مدیران و مسئولین برای به حداکثر رساندن اثربخشی و کارایی افراد سازمان، ضمن آشنا ساختن با محیط و توجیه آن ها بر اساس نیاز، دوره های آموزشی مناسب را باید برای نیروی انسانی در آموزش و پرورش تدوین نمایند. همچنین شاخص GOF، مقدار 390/0 به دست آمد که بیانگر مقداری قوی و مطلوب کلی مدل می باشد.
موانع دسترسی افراد دارای معلولیت به خدمات در ایران: مرور دامنه ای و گفتمان ذی نقشان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: افراد دارای معلولیت با موانع متعددی برای دسترسی به خدمات روبه رو هستند. بنابراین، لازم است با آگاهی از شواهد، موانع دسترسی و استفاده از خدمات برای افراد دارای معلولیت شناسایی شود و رفع آنها در دستور کار سیاست گذاران قرار گیرد. هدف از انجام این مطالعه، ترکیب شواهد موجود درباره موانع افراد دارای معلولیت برای دریافت خدمات در ایران و راه کارهای پیشنهادی بود. روش اجرا: پژوهش شامل دو مرحله متوالی بود. ابتدا مرور دامنه ای با انتخاب کلیدواژه های مناسب و جستجو در پنج پایگاه انگلیسی و دو پایگاه فارسی انجام شد. جستجو، غربالگری و استخراج داده ها با توجه به معیارهای ورود توسط یک نفر انجام گرفت. از 7985 مطالعه، 82 مورد به مرور وارد شد. داده های استخراج شده به طور داستان وار و در قالب جداول تحلیل شد. در مرحله دوم برای تکمیل یافته های مرور، جلسه گفتمان ذی نقشان با حضور 14 نفر از مطلعین ، برگزار شد. یک نفر تسهیل گر بی طرف جلسه را به مدت دو ساعت مدیریت کرد. در جلسه، یافته های مرور ارایه و بحث شد. یادداشت برداری و ضبط جلسه با رضایت شرکت کنندگان انجام و داده ها با روش تحلیل محتوای کیفی تحلیل شد. یافته ها: 71 مطالعه (86درصد) انگلیسی و 44 مطالعه (53درصد) بعد از سال 2021 انجام شده بود. هدف اصلی در 67 مطالعه، شناسایی موانع دسترسی و ارائه راه کارها بود. یافته های مرور و گفتمان ذی نقشان منجر به شناسایی هفت طبقه اصلی موانع و راه کارها (شامل موانع فردی، اجتماعی فرهنگی، اطلاعاتی ارتباطی، اقتصادی، مدیریتی سازمانی، فیزیکی محیطی و سیاستی قانونی) شد. نتیجه گیری: برای بهبود دسترسی افراد دارای معلولیت به خدمات، پیشنهاد می شود سیاست گذاران توسعه زیرساخت های فیزیکی و تجهیزاتی مناسب، ایجاد فرصت های شغلی، توانمندسازی حرفه ای افراد دارای معلولیت، افزایش آگاهی عمومی و تقویت حمایت های قانونی را در برنامه های گسترش رفاه اجتماعی در اولویت قرار دهند.