فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۲۲۱ تا ۱٬۲۴۰ مورد از کل ۵۷٬۳۰۸ مورد.
منبع:
پژوهش های بازاریابی اسلامی دوره ۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲
55 - 79
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی: این تحقیق با هدف پیش بینی موفقیت شغلی زنان با توجه به خط مشی های اشتغال زنان با نقش میانجی سقف شیشه ای انجام شده است. روش پژوهش: تحقیق موجود ازنظر هدف کاربردی و توسعه ای و از نظر روش یک تحقیق توصیفی از نوع همبستگی است، جامعه آماری تحقیق کلیه کارکنان زن دانشگاه علوم پزشکی کرمان در سال 1401 می باشد که 760 نفر با روش نمونه گیری نمونه در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات شامل سه پرسشنامه محقق ساخته خط مشی های اشتغال زنان با پایایی 941/0، سقف شیشه ای با پایایی 951/0 و پرسشنامه موفقیت شغلی با پایایی 924/0 است. جهت تجزیه وتحلیل داده از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی چندگانه استفاده شد. یافته ها: بین خط مشی های اشتغال زنان و مؤلفه های آن با موفقیت شغلی در دانشگاه علوم پزشکی کرمان رابطه وجود دارد. مؤلفه های خط مشی های اشتغال زنان به صورت هم زمان 60/0 واریانس موفقیت شغلی را تبیین می کنند. ارتقاء دانش، حمایت اجتماعی، ارتقاء شغلی، حضور در عرصه های مدیریتی، حمایت سازمانی، وظایف خانوادگی، شایستگی، حفظ کرامت و حضور در عرصه های سیاسی به ترتیب بهترین پیش بینی کننده موفقیت شغلی در دانشگاه علوم پزشکی کرمان می باشند. سقف شیشه ای در رابطه بین خط مشی های اشتغال زنان و مؤلفه های آن با موفقیت شغلی در دانشگاه علوم پزشکی کرمان نقش میانجی دارد. بحث و نتیجه گیری: سقف شیشه ای به عنوان یک مانع ساختاری در محیط کار، نقش مهمی در تعیین میزان موفقیت شغلی زنان ایفا می کند. ازاین رو، تدوین و اجرای خط مشی هایی که هدف آن ها کاهش یا حذف سقف شیشه ای باشد، می تواند به بهبود موفقیت شغلی زنان در محیط های دانشگاهی منجر شود.
بررسی نسل ها و تاثیر آن ها بر استراتژی های بازاریابی در عصر دیجیتال(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های بازاریابی اسلامی دوره ۳ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۴
42 - 55
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش به بررسی نسل ها و چالش های آن ها پرداخته تا فرصت ها و استراتژی های مرتبط با هر نسل شناسایی و تحلیل شود. تنوع نسلی امروزه بسیار زیاد است و هنوز شاهد نسل هایی هستیم که نتواسته اند با فناوری های نوین ارتباط برقرار کنند. در کنار آن ها، «نسل زد» قرار دارد که با رفتار دیجیتال محور و مصرف محتوای تصویری شناخته می شود و پژوهش های زیادی بر روی آن متمرکز است. همچنین، «نسل آلفا» به عنوان بزرگ ترین و متنوع ترین نسل تاریخ شناخته می شود که تا سه سال آینده(۲۰۲۸) به سن قانونی خواهند رسید. با ورود این نسل به جامعه، پیش بینی می شود که خواسته ها و انتظارات پیچیده تری از کسب وکارها، تعاملات دیجیتال و سفارش های شخصی سازی شده داشته باشند. بنابراین، بازاریابان باید استراتژی های خود را بازنگری کرده و محصولات را با ویژگی های منحصربه فرد هر نسل تطبیق دهند. روش: این پژوهش کیفی و مروری تحلیلی است که با استفاده از روش کتابخانه ای به بررسی نسل ها، ویژگی ها، چالش ها و فرصت های آن ها پرداخته است. یافته ها: یافته ها نشان می دهند که برای شناخت نسل ها باید علاوه بر رویدادهای مهم، به تأثیر فناوری نیز توجه کرد. فناوری های نوین تعاملات اجتماعی و سبک زندگی را متحول کرده و باعث تغییر ارزش ها شده است. با این حال، فناوری همیشه دلیل تفاوت های نسلی نیست و عوامل دیگری همچون تمایل به فردگرایی و تاثیرات جهانی نیز در این تغییرات نقش دارند. نتیجه گیری: این پژوهش، با بررسی نسل ها، می تواند به بازاریابان در بهبود استراتژی ها کمک کند. بازاریابان می توانند از روش هایی همچون «استراتژی بازاریابی مجدد»، برای جذب بهتر نسل ها استفاده کنند.
تحلیل اهمیت عملکرد مؤلفه های تحول دیجیتال در صنایع (مورد مطالعه صنایع منتخب استان زنجان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بهبود مدیریت سال ۱۹ بهار ۱۴۰۴شماره ۱ (پیاپی ۶۷)
111 - 148
حوزههای تخصصی:
امروزه واژه تحول دیجیتال یکی از پرکاربردترین واژه ها در ادبیات و فضای کاری شرکت ها و سازمان هاست و سازمان ها نیز می توانند با به کارگیری ابزارهای مختلف از موجودیت خود دفاع کنند و هر چه بیشتر خود را بهبود و اصلاح دهند. در نتیجه در حال حاضر تحول دیجیتال به بخشی جدایی ناپذیر از دنیای شرکت ها و صنعت تبدیل شده و به سرعت در حال گسترش است. با شروع توسعه عصر تحول دیجیتال و انقلاب صنعتی چهارم، تغییراتی در گستره، اهمیت و اولویت های صنایع رخ داد. هدف از پژوهش حاضر احصاء مؤلفه های تحول دیجیتال در صنعت، و همچنین بررسی شکاف وضع مطلوب و موجود در صنایع منتخب استان زنجان شامل صنایع (برق و الکترونیک، نساجی و پوشاک، فلزات اساسی و ریخته گری، صنایع تبدیلی و تکمیلی، محصولات شیمیایی) می باشد. در این مقاله ابتدا با بهره گیری از روش مرور نظام مند مؤلفه های تحول دیجیتال احصاء و سپس با استفاده از روش تحلیل اهمیت-عملکرد، وضعیت صنایع مذکور در این مؤلفه ها مورد سنجش قرار گرفت. نتایج حاصله حاکی از اهمیت بالای مؤلفه «تحلیل داده های مشتری» و «زیرساخت های فناوری اطلاعات» است که در صنایع «برق و الکترونیک» و «صنعت نساجی و پوشاک» عملکرد خوبی داشته؛ ولی سایر صنایع با وضعیت مطلوب فاصله دارند.
کاربرد پیش بینی احتمالاتی و بهینه سازی استوار به منظور درنظر گرفتن عدم قطعیت پارامترها دربهینه سازی پرتفوی بتای هوشمند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات مالی دوره ۲۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
508 - 530
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش با استفاده از رویکرد پیش بینی احتمالاتی و بهینه سازی استوار، به منظور در نظر گرفتن عدم قطعیت پارامترهای مدل بهینه سازی پرتفوی در بازار سرمایه ایران انجام شده است. تمرکز اصلی این پژوهش، بر ارتقای عملکرد پرتفوی با لحاظ عدم قطعیت و بهره گیری از مدل های یادگیری ماشین، برای ساخت پرتفوهایی با نسبت شارپ بیشینه در بازار سرمایه ایران است.
روش: در این مطالعه، دو رویکرد رایج به منظور در نظر گرفتن عدم قطعیت پارامترها در مدل بهینه سازی پرتفوی استفاده شده است. نخستین رویکرد رایج، رویکرد بهینه سازی استوار است که برای هر پارامتر، یک مجموعهعدم قطعیت ترسیم می کند و مسئله را به گونه ای تحلیل می کند که جواب ایجاد شده در شرایط بدبینانه پارامترها نیز بهینه باشد. رویکرد دیگر، مدل یادگیری ماشین پیشرفته تقویت سازی گرادیان طبیعی و استفاده خروجی آن در رویکرد پیش بینی احتمالاتی است. ورودی های این مدل، پنج اندیکاتور تکنیکال، از جمله شاخص قدرت نسبی، میانگین متحرک همگرایی/ واگرایی، میانگین محدوده واقعی، میانگین موزون قیمت معاملات و مومنتوم در نظر گرفته شده است. تحلیل تکنیکال یکی از رویکردهای اصلی در بررسی و پیش بینی روند بازارهای مالی است که بر پایه مطالعه و ارزیابی داده های تاریخی قیمت و حجم معاملات شکل گرفته است. در این روش فرض بر این است که تمام اطلاعات بنیادی و روانی بازار در قیمت ها منعکس می شود و حرکت قیمت ها، الگوهایی تکرارپذیر و قابل شناسایی ایجاد می کنند. این پژوهش در ده صنعت اعم از فلزات اساسی، پالایش فراورده های نفتی، بانک و مؤسسه های اعتباری، پتروشیمی و مواد شیمیایی، خودرو، سیمان، دارو، فلزات گران بها، لاستیک و پلاستیک و کانی های فلزی انجام شده است. صنایع نام برده، جزء بزرگ ترین صنایع بازار سرمایه ایران هستند و از منظر ارزش بازار، بخش عمده ای از بازار سرمایه را شامل می شوند. صنایع یاد شده، طیف گسترده ای از حوزه های تولیدی و خدماتی را دربرمی گیرند که هریک در اقتصاد و توسعه صنعتی کشور نقشی بنیادی دارند. در مجموع، هم افزایی این صنایع تنوع بخشی به اقتصاد، ارزآوری، اشتغال و توسعه پایدار را تقویت می کند. پس از پیاده سازی مدل های استوار و پیش بینی احتمالاتی در بهینه سازی پرتفوی، عملکرد نتایج با دو پرتفوی مبنای وزن برابر و مدل میانگین واریانس مارکوویتز با استفاده از شاخص شارپ مقایسه شد.
یافته ها: با در نظر گرفتن داده های فروردین ۱۴۰۱ تا فروردین ۱۴۰۳، به عنوان داده های آموزش (در مدل گرادیان طبیعی تقویت شده) و تخمین پارامترها (در مدل بهینه سازی استوار) و داده های سال ۱۴۰۳ به عنوان تست، پرتفوهای هر ۱۰ صنعت تشکیل و بازده و ریسک آن ها با رویکرد خارج از نمونه محاسبه شد. مقایسه نتایج پرتفوها نشان داد که هر دو رویکرد ارائه شده در پژوهش، نسبت به پرتفوی های مبنا در سطح معناداری ۹۹ درصد، شاخص شارپ بیشتری دارند.
نتیجه گیری: این پژوهش نشان داد که استفاده از پیش بینی های توزیعی به جای نقطه ای و ترکیب آن با استراتژی های بتای هوشمند و همچنین، در نظر گرفتن عدم قطعیت پارامترها در مدل های بهینه سازی پرتفوی، به ساخت پرتفویی با نسبت بازده به ریسک بالاتر منجر می شود و این عملکرد برتر در سطح معناداری ۹۹ درصد معنادار است. همچنین بر این اساس می توان نتیجه گرفت استفاده از شاخص های تکنیکال به عنوان عوامل اثرگذار بر بازده، می تواند در پیش بینی بازده موفق عمل کند و بهره برداری از آن ها به منظور تشکیل پرتفوی بتای هوشمند، به پرتفویی با عملکرد بهتر منتج می شود.
تحلیل فازی تأثیر شاخص های رفتاری سرمایه گذاران بر سیاست تقسیم سود شرکت ها(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش بررسی تأثیر عوامل رفتاری سرمایه گذاران بر سیاست تقسیم سود در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. در این راستا، با استفاده از روش دلفی فازی، عوامل کلیدی رفتاری مؤثر بر تصمیم گیری های سرمایه گذاری شناسایی و تحلیل شده اند. یافته های پژوهش نشان می دهد که سوگیری های شناختی و احساسی، اعتماد به نفس و ریسک پذیری، تأثیرات اجتماعی و گروهی، و مدیریت مالی و تصمیم گیری از مهم ترین عوامل تأثیرگذار بر سیاست تقسیم سود شرکت ها هستند. نتایج نشان داد که اعتماد به نفس بیش از حد و ریسک پذیری بالا تأثیر منفی بر سیاست تقسیم سود دارند؛ زیرا مدیران با اعتماد به نفس بالا تمایل دارند منابع مالی شرکت را برای سرمایه گذاری های پرریسک به کار بگیرند. همچنین، سوگیری های شناختی و احساسی موجب کاهش تمایل به تقسیم سود شده و تصمیم گیری های محافظه کارانه تر را به دنبال دارد. در مقابل، تأثیرات اجتماعی و گروهی، مدیریت مالی قوی و تصمیم گیری های منطقی تأثیر مثبتی بر سیاست تقسیم سود دارند، زیرا این عوامل باعث افزایش شفافیت مالی و اعتماد سرمایه گذاران می شوند. مقایسه یافته های این پژوهش با مطالعات داخلی و خارجی نشان داد که عوامل رفتاری در کنار معیارهای مالی، نقش تعیین کننده ای در تصمیمات مرتبط با تقسیم سود دارند. درنهایت، پژوهش پیشنهاد می کند که شرکت ها با به کارگیری استراتژی های مدیریت ریسک، بهبود شفافیت اطلاعاتی، و کاهش اثرات سوگیری های شناختی، می توانند سیاست های تقسیم سود خود را بهینه سازی کرده و از تصمیم گیری های غیرمنطقی جلوگیری کنند.
شناسایی چالش های شرکت ایران خودرو در دوران پاندمی کووید 19 و استراتژی های شرکت برای مقابله با چالش ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت راهبردی سال ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۱
271 - 300
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی پژوهش حاضر، شناسایی چالش های شرکت ایران خودرو در دوران پاندمی کووید 19 و استراتژی های شرکت برای مقابله با چالش ها با رویکرد آمیخته است. رویکرد به کار رفته در پژوهش حاضر، آمیخته از نوع اکتشافی و استراتژی به کار رفته در بخش کیفی، تحلیل تم و در بخش کمی، توصیفی- پیمایشی بوده است. جامعه بخش کیفی متشکل از خبرگان موضوع بوده که تعداد 19 مصاحبه تا رسیدن به اشباع نظری انجام شده است. جامعه آماری بخش کمی نیز متشکل از 405 نفر از روسا، سرپرستان، مدیران ارشد و میانی شرکت ایران خودرو بوده اند. روش نمونه گیری در بخش کیفی به صورت هدفمند قضاوتی و گلوله برفی و در بخش کمی به صورت دردسترس صورت پذیرفته است. در بخش کیفی، تعداد 29 چالش در چهار دسته کلی چالش های اقتصادی، چالش های سازمانی، چالش های مدیریتی، و چالش های نیروی انسانی، و تعداد 34 استراتژی مدیریت بحران در پنج دسته کلی اقدامات پیشگیرانه و حمایتی؛ اقدامات در حوزه بازاریابی و فروش؛ اقدامات در حوزه زنجیره تامین مواد؛ مدیریت منابع و مصارف و تفکر استراتژیک و کارآفرینانه به همراه زیرمجموعه های مرتبط شناسایی گردید. در بخش کمی، پرسشنامه متشکل از چالش ها و استراتژی های مدیریت بحران مورد تحلیل عاملی تاییدی قرار گرفتند.
شناسایی عوامل کلیدی و راهبردی توسعه ورزش کارگری ایران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
تعالی منابع انسانی سال ۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۲۰)
113-130
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این تحقیق شناسایی عوامل کلیدی و راهبردی توسعه ورزش کارگران ایران بود. در بخش اول ابتدا، مصاحبه عمیق با 12 نفر از خبرگان انجام و کدگذاری اولیه شد. سپس مقوله بندی و عوامل موثر بر توسعه ورزش کارگری ایران استخراج، عوامل موثر احصاء شده در قالب پرسشنامه بسته با طیف 5 عاملی لیکرت تدوین با استفاده از روش دلفی، عوامل موثر استخراج گردید. در بخش دوم عوامل شناسایی شده در قالب ماتریس تحلیل اثرات متقابل در بین خبرگان به اشتراک گذاشته شد و جهت شناسایی عوامل کلیدی و راهبردی مورد استفاده قرار گرفت. برای تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل محتوا، خلاصه سازی و کدگذاری، و روش تحلیل اثرات متقابل با استفاده از نرم افزارهای SPSS و MICMAC استفاده شد. یافته ها نشان داد عوامل کلیدی و راهبردی توسعه ورزش کارگری ایران شامل توجه به نیازهای ویژه گروه های مختلف کارگری، تامین مالی و جذب سرمایه گذاری، فرهنگ ورزش محوری در محیط های کار، توسعه ورزش های بومی و سنتی، انگیزه بخشی، برنامه ریزی و مدیریت استراتژیک، فرهنگ سازی و تبلیغات و زیرساخت های ورزشی است. برای توسعه ورزش کارگران لازم است نیازهای هر گروه شناسایی، منابع مالی اجرای برنامه های ورزشی تامین، و مدیران با انگیزه بخشی و فرهنگ سازی و تامین زیرساخت های مناسب سعی در ارتقاء سرمایه انسانی کنند.
طراحی مدل ارزیابی پایداری اکولوژیک زنجیره تامین لارج صنعت نفت با نقشه شناخت فازی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مطالعات مدیریت و توسعه پایدار سال ۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
73 - 96
حوزههای تخصصی:
مدیریت زنجیره تأمین صنعت نفت با چالش های زیست محیطی برای دستیابی به اهداف توسعه پایدار مواجه است. بدین منظور تحقیق حاضر با هدف استفاده از پارادایم لارج برای کمک به مدیریت زنجیره تأمین پایدار در صنعت نفت انجام شد. برای دستیابی به این هدف تحقیق حاضر در دو فاز کیفی و کمی صورت گرفت. در بخش کیفی با استراتژی داده بنیاد اقدام به شناسایی و استخراج شاخص های مدل شد. در بخش کمی، مدل علی معلولی با رویکرد نقشه شناخت فازی طراحی شد. جامعه آماری تحقیق خبرگان شامل مدیران ارشد صنعت نفت بودند که به صورت نمونه گیری غیر احتمالی و هدفمند به تعداد 14 نفر انتخاب شدند. یافته ها نشان داد که همه شاخص های مدل با یکدیگر ارتباط دارند به گونه ای که سه شاخص افزایش سودآوری، طراحی لجستیک معکوس و کاهش زمان تأخیر به ترتیب بیشترین ارتباط را با شاخص های دیگر دارد که نشان از اهمیت این عوامل می باشد. انتظار می رود که با طراحی لجستیک معکوس مناسب و برنامه ریزی ها جهت کاهش زمان تأخیر بتوان به افزایش سودآوری و بهبود عملکرد مدیریت زنجیره تأمین پایدار کمک کرد.
الگوی خط مشی گذاری نظام بانکی در راستای توسعه پایدار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت توسعه سبز سال ۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
109 - 126
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف الگوی خط مشی گذاری نظام بانکی در راستای توسعه پایدار انجام شده است. تحقیق حاضر از لحاظ هدف، از نوع تحقیقات کاربردی و از نظر نوع روش، و از لحاظ روش جمع آوری داده ها روش تحقیق آمیخته محسوب می گردد. جامعه آماری در بخش کیفی شامل 20 نفر از خبرگان بوده و در بخش کمی شامل کلیه کارکنان بانک تجارت در استان تهران است که از این میان نمونه ای به حجم 312 نفر انتخاب شده است. ابزار اصلی گردآوری داده ها در بخش میدانی شامل مصاحبه نیمه ساختاریافته (در بخش کیفی) و پرسشنامه محقق ساخته است. برای آزمون فرضیات از تکنیک حداقل مربعات جزئی و نرم افزار اسمارت پی.ال.اس استفاده شده است. در بخش کیفی از تئوری داده بنیاد و نرم افزار مکس کیودا استفاده شده است. بر اساس نتایج حاصل از تحلیل کیفی شش دسته از عوامل اصلی شامل عوامل زمینه ای (اسناد بالادستی)، علی (عوامل سازمانی، عوامل منابع انسانی و عوامل مدیریتی)، پدیده محوری (اصلاح نظام بانکی)، مداخله گر (سیاست زدگی نظام اداری و مقاومت در برابر تغییر)، راهبردها(خط مشی گذاری پایداری) و پیامدها(بهبود عملکرد اجتماعی، بهبود عملکرد محیطی و بهبود عملکرد مالی و غیرمالی) بعنوان مولفه های اصلی مدل جامع خط مشی گذاری به منظور اصلاح نظام بانکی شناسایی شد. نتایج حاصل از آزمون فرضیه ها در بخش کمی نشان داد که مدل پیشنهادی این تحقیق از اعتبار مطلوبی برخوردار است. نتایج بدست آمده در این تحقیق ضمن تقویت ادبیات داخلی راجع به نقش نظام بانکی در تحقق پایداری، رهنمودهایی کاربردی جهت اصلاح نظام بانکی در راستای توسعه پایدار ارائه می دهد.
الگوی اثربخشی جانشین پروری با رویکردی بر نسل چهارم دانشگاه ها(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
دانشگاه های موفق نقش مهمی در بهبود رقابت پذیری منطقه خود دارند و در تلاش های با تمرکز بر توسعه اقتصادی هستند که برای تحقق آن باید موقعیت های کلیدی شناسایی شده و برای جانشی پروری آن برنامه ریزی شود. هدف پژوهش حاضر طراحی الگوی اثربخش جانشی پروری با رویکردی بر نسل چهارم دانشگاه ها است. پژوهش حاضر دارای رویکرد کیفی، در قالب پارادایم تفسیری مبتنی بر راهبرد تحلیل مضمون است. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه های نیمه ساختاریافته از ده نفر از خبرگان بود که به صورت هدفمند انتخاب شدند. برای اعتبارسنجی الگو از دو راهبرد بازبینی خارجی و تکثرگرایی استفاده شد. یافته های پژوهش حاضر نشان داد که 4 مضمون اصلی و 29 مضمون سازمان دهنده شامل شایستگی های فردی (مسئولیت پذیری، مشارکت و همکاری، توسعه فعالانه اقتصادی و اجتماعی، اعتمادبه نفس، انتقادپذیری، معنویت، قانون گرایی، نوآوری، کارآفرینی)؛ شایستگی های حرفه ای(دانش، نگرش، مهارت، توانایی های حرفه ای)؛ مهارت های تخصصی (مهارت های مدیریتی، دانش عمومی، تحقیق و توسعه)؛ مدیریت استعداد (تعیین خط مشی ها و روش های جانشین پروری، یادگیری مستمر، تعیین خط مشی ها و روش های جانشین پروری، یادگیری مستمر، شناسایی و جذب، توانمندسازی و آموزش، حفظ و نگه داشت، ارزیابی مستمر، تعریف مهارت های لازم، بهره گیری از دانش، استعداد یابی و شایسته گزینی، تشکیل خزانه استعداد، آموزش مسولیت اجتماعی) بر اثربخشی جانشی پروری با رویکردی بر نسل چهارم دانشگاه ها تأثیر دارد. این پژوهش با ارائه چارچوبی برای اثربخشی جانشی پروری می توان بر عملکرد نسل چهارم دانشگاه ها کمک کند.
ارائه استراتژی های مواجهه با ریسک های اولویت دار در عملیات پالایشگاه نفت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت استراتژیک هوشمند سال ۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
169 - 204
حوزههای تخصصی:
در دنیای امروز، پالایشگاه های نفت با چالش های متعددی روبرو هستند که مدیریت و مواجهه صحیح با آن ها از اهمیت بالایی برخوردار است. این تحقیق به دنبال ارائه استراتژی های مناسب برای مواجهه با ریسک های اولویت دار در عملیات پالایشگاه های نفت است. این پژوهش از نوع توصیفی و پیمایشی است و به منظور تحلیل و شناسایی ریسک ها و استراتژی ها از روش تحلیل مضمون (تحلیل تم) استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش شامل 17 نفر از خبرگان و متخصصان صنعت نفت است که از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته داده ها جمع آوری شده است. نمونه گیری به صورت هدفمند و با توجه به اشباع نظری انجام شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل مضمون انجام و نتایج استخراج شده است. نتایج این تحقیق منجر به شناسایی 18 دسته اصلی و 62 زیرمولفه مرتبط با عملیات پالایشگاه های نفت گردید. از جمله ریسک های اولویت دار شناسایی شده می توان به تغییرات اقلیمی و محیط زیستی، ریسک های فناوری و نوآوری، ریسک های سایبری و امنیتی، ریسک های اقتصادی و مالی، و ریسک های داده و فناوری اطلاعات اشاره کرد. همچنین، استراتژی های مواجهه با این ریسک ها شامل تقویت زیرساخت های پالایشگاهی در برابر حوادث طبیعی، آزمایش و شبیه سازی فناوری های نوین، ارتقاء امنیت سایبری، ایجاد ذخایر مالی برای شرایط بحرانی و استفاده از فناوری های نوین برای نظارت و پیش بینی مشکلات احتمالی پیشنهاد شده است. سطوح مختلف ریسک ها در پالایشگاه ها از پایه ای ترین تهدیدات کلان (سطح 1) تا تهدیدات اقتصادی، سیاسی، فناوری و لجستیکی (سطوح 2 و 3) و مدیریت دقیق اطلاعات و منابع انسانی (سطوح 4 و 6) را در بر می گیرد. همچنین، سطوح 5 تا 8 به فرآیندهای مدیریت ریسک، تصمیم گیری های استراتژیک و پیاده سازی دقیق استراتژی های مقابله با ریسک ها اشاره دارند. این پژوهش با ارائه استراتژی های مؤثر برای مدیریت ریسک ها در پالایشگاه های نفت، به ارتقاء دانش موجود در زمینه مدیریت ریسک در این صنعت کمک می کند. نتایج این تحقیق می تواند مبنای طراحی استراتژی های مدیریتی در پالایشگاه ها و دیگر صنایع مشابه باشد و به مدیران کمک کند تا ریسک ها را شناسایی و به طور مؤثر مدیریت کنند. این تحقیق همچنین می تواند به عنوان مبنای تحقیقات آتی در زمینه مدیریت ریسک و بهبود عملکرد در صنایع نفت و انرژی استفاده شود.
تبیین چهارچوب فرهنگ اخلاقی در سازمان های عمومی با روش فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اخلاق بخشی جدایی ناپذیر از فرهنگ سازمان های عمومی است و طراحی یک سازمان اخلاقی مستلزم تجزیه و تحلیل سیستماتیک تمام جنبه های فرهنگ سازمان و همسوسازی آنها به گونه ای است که از رفتار اخلاقی حمایت کرده و از رفتارهای غیراخلاقی جلوگیری کند. از این منظر هدف مقاله پیش رو تبیین چهارچوب فرهنگ اخلاقی در سازمان های عمومی با روش فراترکیب است. در این پژوهش بمنظور دستیابی به هدف تحقیق از روش پژوهش کیفی استفاده شده و از حیث هدف در دسته مطالعات توسعه ای قرار میگیرد. جامعه پژوهش مشتمل بر مقالات منتشره معتبر در نشریات علمی جهان بوده که پس از غربالگری 41 مقاله انتخاب گردیده است. بنابراین در گام نخست با بهره گیری از روش فراترکیب به استخراج مولفه های چهارچوب فرهنگ اخلاقی مشتمل بر پیشایندها، پیامدها و تهدیدکننده های فرهنگ اخلاقی پرداخته شده و در گام دوم جهت دسته بندی داده ها و شناسایی دقیق تر مولفه های موثر از تکنیک تحلیل تم استفاده شده است. یافته های این مقاله به شناسایی 25 مولفه پیشایندی، 17 پیامد و 8 تهدیدکننده فرهنگ اخلاقی در سازمان های عمومی انجامیده است. نتایج پژوهش حکایت از آن دارد که جهت استقرار موثر فرهنگ اخلاقی در سازمان های عمومی بایستی اهداف کوتاه مدت از طریق اهداف بلند مدت سازمان(اصلاح فرهنگ اخلاقی) دنبال گردیده و محقق گردند.
Consumers’ Impulse Buying Behavior on E-Commerce Shopping Platforms: 7C Framework and Emotions(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The world of digital marketing has been fast advancing in recent times. Marketers have developed various practices to attract consumers to their products and services. Online shopping applications have introduced different methods to encourage consumer impulse buying. However, past literature has overlooked the 7C framework, despite its introduction during the early stages of e-commerce development. Thus, this study aims to examine the dimensions of digital marketing and the mediating role of emotions on impulse buying behavior in e-commerce shopping platforms. This study used the Stimulus-Organism-Response (SOR) framework as the underpinning theory for developing the proposed framework. The 7Cs framework, serving as the stimulus (S), includes content, context, commerce, customization, connection, communication, and community. Emotions represent the organism (O), while impulse buying behavior is the response (R). A survey was conducted to collect data from 331 shoppers from two major online platforms in Malaysia. Exploratory Factor Analysis was performed and revealed six dimensions of digital marketing. Furthermore, it was found that emotions partially mediate the relationship of (a) context, (b) connection, and (c) commerce on impulse buying behavior. Emotions fully mediate the relationship between (a) communication and (b) customization on impulse buying behavior. This study enhances the understanding of the 7C framework, which is underexplored in the context of e-commerce. The 7C framework can be used to assess not only website design but also the design of e-commerce shopping platforms.
دو روی سکه آموزش کارکنان گیگ؛ پیش نگری فرصت ها و چالش ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های رهبری آموزشی سال ۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳۳
89 - 119
حوزههای تخصصی:
جهان امروز در مواجهه با اقتصاد گیگ، شاهد افزایش کسب و کارهای پلتفرمی دیجیتال (همچون تاکسی-های اینترنتی، ارائه خدمات و ارسال کالاها) است که به کارگیری کارکردهای مدیریت منابع انسانی رایج در مشاغل سنتی را سخت و پیچیده می سازد. هدف پژوهش حاضر، واکاوی دو وجهه مختلف آموزش کارکنان گیگ و فرصت ها و چالش های پیش روی آن است. روش پژوهش حاضر از نظر نوع و ماهیت داده ها دارای رویکرد کیفی با روش مطالعه چند موردی و از نظر هدف کاربردی می باشد. جامعه آماری پنج مورد از کسب و کارهای پلتفرمی شامل پونیشا، حامی ورکس، اسنپ، تپسی و کارلنسر است که 18 نفر از آنها با روش نمونه گیری هدفمند و فن گلوله برفی انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها مصاحبه های نیمه ساختار یافته می باشد که با روش تحلیل مضمون مورد تحلیل قرار گرفته است. 118 مفهوم در قالب 12 مضمون فرعی و 4 مضمون اصلی آموزش با منطق توسعه شایستگی و آموزش با منطق هزینه فایده در دسته کلی فرصت های آموزش و محدودیت های سرمایه گذاری در آموزش از منظر فردی و چالش های پیش روی پلتفرم ها در آموزش در دسته کلی محدودیت های آموزش کارکنان گیگ شناسایی شد. با اقدام برای رفع محدودیت های شناسایی شده آموزش، می توان در جهت بهره مندی از فرصت ها و نتایج مثبت دوره های آموزشی مشاغل گیگ بهره برد.
تحولات بودجه ریزی مبتنی بر عملکرد در ایران و آمریکا
حوزههای تخصصی:
بودجه ریزی مبتنی بر عملکرد به منظور دستیابی به بهبود فرآیند های بودجه، کارائی، شفافیت ،پاسخگویی و تخصیص بودجه بر اساس عملکرد در راستای حداکثر نمودن منافع اجتماعی برنامه ها تحت تأثیر رویکرد مدیریت عمومی نوین دستخوش تغییر و تحولات متعددی گردیده است. ایران یکی از کشور هایی است که در آن الزامات قانونی متعددی بر اجرای نظام بودجه ریزی مبتنی بر عملکرد تأکید شده است. در این راستا وضعیت فعلی این نظام بودجه ریزی در ایران و تجربه آمریکا با هدف شناسایی عواملی که در اصلاح و اجرای این نظام بودجه ریزی اثرگذار است ارائه گردید.تجربه کشور مذکور نشان می دهد بهبود زیرساخت های اطلاعاتی و سیستم های بهای تمام شده در سازمان ها ، اصلاح ساختار برنامه های راهبردی کلان و فرآیند تدوین برنامه های عملیاتی دستگاه های اجرایی، تدوین و اصلاح فرآیند های ارزیابی عملکرد سازمانی وارزیابی عملکرد مدیران و تناسب بین الزامات قانونی وضع شده با شرایط و محدودیت ها در اجرا عواملی هستند که در رفع موانع و تسهیل فرآیند اجرای این نظام بودجه ریزی در کشور حائز اهمیت و نقش مؤثری دارند. این پزوهش بینش جدید و درک جامعی از پذیرش و اجرای بودجه ریزی مبتنی بر عملکرد ارائه می کند.
Improving Mobile Government Service Delivery in Iran: Analysis of Experts(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
International Journal of Digital Content Management, Vol. ۶, No. ۱۰, Summer & Fall ۲۰۲۵
251 - 275
حوزههای تخصصی:
Purpose : The present study aimed to improve the quality of delivering government services by identifying the main components of the personalization of the m-government in Iran. Method : Qualitative approach and exploratory research is applied. Data is gathered by targeted sampling and semi-structured interviews. Thematic analysis technique was used to analyze the interviews. Findings : The research findings indicate that the personalization of mobile government in Iran includes five main themes and 16 sub-themes including social factors (e-services, e-participation), e-factors (productivity, policy making), managerial factors (accountability, human capital, transparency), political factors (e-legislation, information technology infrastructure), cultural factors (e-support, e-learning). Conclusion : Experts emphasized on managerial factors like accountability and transparency of government activities. Also cultural factors are very important as digital literacy of society is very important in this regard. On the other hand regular review and update of current laws of ICT infrastructures and security policies should be considered as important by government. Also targeted filtering by personal information will make citizens more satisfied to receive updated information and related services based on their needs and preferences.
سناریوپردازی پیشران های جذب استعداد در سازمان های نظامی به کمک ترکیب تحلیل مضمون و نگاشت شناختی فازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات منابع انسانی دوره ۱۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
117 - 146
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: در عصر حاضر، سازمان های نظامی، هم برای پُر کردن نقش های سُنتی و هم برای رهبری صحنه عملیات های فناوری محور، دفاع سایبری، مشترک و شبکه ای، به نیروهای مُستعد نیاز دارند. در این شرایط، ایجاد محیط انگیزاننده برای جذب مستعدان، به امری ضروری تبدیل شده است. بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف شناسایی پیشران های جذب مستعدان و ترسیم سناریوهای محتمل در سازمان های نظامی انجام شده است. روش: این پژوهش از نوع توسعه ای کاربردی است که به روش توصیفی علّی انجام شده است. داده ها به روش کتابخانه ای میدانی گردآوری شدند و از روش شناسی ترکیبی تحلیل مضمون و نگاشت شناختی فازی (در محیط برنامه نویسی پایتون ۳.۱۱ و همچنین نرم افزار اف سی مپر) برای تجزیه وتحلیل آن ها استفاده شد. قلمروی مطالعه، کلیه متون و منابع علمی را که به بررسی پیشران های جذب استعداد پرداخته اند، پوشش می دهد. جامعه آماری شامل مدیران و استادان خبره یکی از سازمان های نظامی است که سابقه فعالیت علمی و اجرایی در حوزه استعدادیابی داشته اند. نمونه آماری به روش هدفمند به تعداد ۱۴ نفر انتخاب شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که پیشران های جذب مستعدان در سازمان های نظامی عبارت اند از: «فرهنگ سازمانی حمایتگر»، «محیط کار مطلوب و فناورمحور»، «فرصت های توسعه و پیشرفت شغلی» و «مؤلفه های رفاه و بهزیستی انگیزاننده»، «مشارکت های راهبردی و اجتماعی» و «شُهرت و برندسازی اجتماعی». همچنین عوامل کلیدی مؤثر در جذب مستعدان و نقشه روابط بین آن ها مبتنی بر بازشناسی ذهن خبرگان تعیین شد. نتیجه گیری: جمع بندی ها نشان می دهد که چهار سناریو «آهن ربای استعداد»، «افق نویدبخش»، «سایه ناامیدی» و «تاریکی جذب» را می توان برای جذب مستعدان در سازمان های نظامی تصور کرد که ضروری است برنامه ریزی مبتنی بر سناریوهای ترسیم شده برای جذب مستعدان، به منظور جلوگیری از غافلگیری مسئولان حوزه سرمایه انسانی، انجام شود.
ارائه چارچوبی برای توسعه منابع انسانی دوسوتوان زمینه ای در منطقه آزاد تجاری- صنعتی ارس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت فرهنگ سازمانی سال ۲۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۷۵)
97 - 106
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر ارائه چارچوبی برای توسعه منابع انسانی دوسوتوان زمینه ای در منطقه آزاد تجاری صنعتی ارس بود. روش تحقیق به صورت کیفی از نوع مصاحبه نیمه ساختاریافته و جامعه آماری شامل خبرگان منابع انسانی در شرکت های فعال در منطقه آزاد ارس با سابقه مدیریت منابع انسانی حداقل به مدت 5 سال بود. جهت تعیین نمونه آماری 15 نفر از خبرگان به روش نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شدند و در تحقیق مشارکت کردند. بر اساس روش تحلیل تم حاصل از مصاحبه با خبرگان 11 ویژگی در قالب 5 عامل توانمندسازی، ایجاد انگیزش، فرصت آفرینی، توانایی تطابق، و مدیریت منابع انسانی در پژوهش حاضر شناسایی شد که چارچوب توسعه منابع انسانی دوسوتوان زمینه ای را تشکیل داد. در نتیجه برای توسعه منابع انسانی دوسوتوان لازم است سازکارهای مناسبی مورد توجه قرار گیرند. بر همین اساس پیشنهاد می شود جهت توانمندسازی کارکنان به آموزش و کسب مهارت های نوین، ایده های خلاقانه، و شناسایی استعدادها توجه شود. همچنین ایجاد انگیزه در افراد می تواند از طریق جانشین پروری بر اساس شایستگی و حمایت از کارکنان صورت پذیرد.
تبیین الگوهای فکری توسعه پایدارگردشگری شهری ( مورد مطالعه: شهر اردبیل)
حوزههای تخصصی:
گردشگری سهم مهمی در برنامیه جدید شهری و دستیابی به اهداف توسعیه پایدار در ایجاد شهرها و سکونتگاه های انسانی فراگیر، ایمن، تاب آور و پایدار دارد. شهر اردبیل به عنوان مرکز استان اردبیل با برخورداری از ظرفیت های مناسب برای توسعیه گردشگری از دیرباز موردتوجه گردشگران و برنامه ریزان است. این شهر در سال 1402 به عنوان پایتخت گردشگری کشورهای عضو اکو (رویداد اردبیل 2023) انتخاب گردید. برای مدت یک سال برنامه های بازاریابی منسجمی برای توسعه گردشگری شهری اتخاذ گردید و با توجه به فرابخشی بودن گردشگری تعامل و هم افزایی مطلوبی بین ارگان های مرتبط با گردشگری صورت پذیرفت. به دنبال تغییر روند جریان های گردشگری شهر اردبیل و رشد چشمگیر تعداد گردشگران ورودی به شهر، ضرورت مدیریت یکپارچه توسعه گردشگری شهری با تأکید بر الگوهای فکری ذی نفعان گردشگری اردبیل بیش از پیش درک می شود. هدف اصلی این تحقیق ارائه چارچوب کاربردی و دانش محور در راستای توسعیه گردشگری شهری پایدار در شهر اردبیل با استفاده از نظرات کارشناسان و ذی نفعان کلیدی توسعه گردشگری شهری در قالب پیشران های پیشنهادی سازمان جهانی گردشگری است. پژوهش حاضر از نظر هدف، توسعه ای- کاربردی بوده از نظر پارادایم در گروه تحقیقات کمی- کیفی قرار دارد. برای این منظور ابتدا گزاره های پژوهش از طریق مطالعات کتابخانه ای و گزارش های بروزرسانی شده سازمان جهانی گردشگری استخراج گردید و با استفاده از روش تحلیلی کیو، پرسشنامه بین 15 نفر از کارشناسان گردشگری توزیع و الگوهای فکری در زمینه توسعه پایدار گردشگری شهری شناسایی شد و در نهای ت، ب ا تحلی ل کیف ی مطالع ات، الگوهای فکری مهمی در سه حوزه تبیین گردید؛ الگوی فکری اول: تعریف بسته های سرمایه گذاری در حوزه زیرساخت ها و روساخت های گردشگری شهری، تعیین کارگروه توسعه گردشگری شهری؛ الگوی فکری دوم: تقویت کسب و کارهای خلاقانه گردشگری، توانمندسازی تورگردانان و راهنمایان محلی برای برگزاری تورهای شهری؛ الگوی فکری سوم: ارائه برنامه های آموزشی و برگزاری رویدادهای استارت آپی توسعه کسب و کار، تسهیل گری جامعه محلی، انجام مطالعات تطبیق ی و الگوبرداری در زمینه گردشگری شهری.
Presenting the Model of Intelligent Sales Management System in Metaverse(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Subject and purpose: The intelligent sales management system in Metaverse is the concept of performing sales operations, using smart contracts, machine learning, intelligent process automation and direct monitoring of all network members in Metaverse.The aim of the current research is to provide a model of intelligent sales management system in Metavers. Methodology: In the qualitative research, the statistical population includes experts in the fields of business management and information management, and the sample size was calculated and carried out according to the theoretical saturation point of 14 people using the snowball sampling method. Data collection was done through semi-structured interviews with experts and analysis. Data were collected using open, central and selective coding method. Findings:The findings obtained in the qualitative research showed 112 codes, 29 concepts and 9 categories, which led to the presentation of an intelligent sales management system model in Metaverse. Conclusion:This research led to the presentation of a new model of intelligent sales management system. Keywords: Intelligent management system, Metaverse, Foundation data.