فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵٬۹۶۱ تا ۵٬۹۸۰ مورد از کل ۳۳٬۶۸۶ مورد.
منبع:
آفاق امنیت سال ۱۴ بهار ۱۴۰۰ شماره ۵۰
175 - 201
حوزههای تخصصی:
دولت ملت سازی، روندی است که در آن یک کشور تلاش می کند ازطریق انباشت قدرت و توسعه ظرفیت نهادی، خودمختاری، حاکمیت و استقلال خود را کسب و حفظ کند. چنین هدفی با دستیابی به اشباع سرزمینی، همبستگی ملی و ثبات سیاسی میسر می شود. این روند به دلایلی در اکثر کشورهای غرب آسیا به صورت موفقیت آمیزی طی نشده و دولت و ملت بر هم منطبق نیستند. از مهم ترین این دلایل می توان به ساختگی بودن این کشورها و سربرآوردن آنها از قراردادهای بعد از جنگ جهانی اول اشاره کرد که این امر مشکلات و چالش های زیادی برای این کشورها به وجود آورده است. دراین راستا این سؤال مطرح می شود که روند دولت ملت سازی در کشورهای غرب آسیا با چه چالش هایی روبه رو بوده است؟ فرضیه این است که چالش های داخلی و خارجی مختلفی مانند وجود شکاف های قومی، مذهبی و نژادی، عدم شکل گیری و تثبیت هویت ملی، عدم استقرار ساختارهای دموکراتیک و نیز عدم حل اختلافات سرزمینی با کشورهای همسایه و مداخله خارجی برای این کشورها به وجود آمده است. همچنین هیچ طرح و مدل فراگیری برای پیشبرد فرایند دولت ملت سازی و برون رفت از مشکلات و بحران های این منطقه وجود ندارد. در این مقاله سعی شده است یک طرح تحلیلی کلی جهت تبیین فرایند و چالش های پیش روی روند دولت ملت سازی در این منطقه ارائه شود. در این مسیر مقاله حاضر از نوع توصیفی تبیینی بوده که به صورت اسنادی و با روش کتابخانه ای اطلاعات و داده ها جمع آوری شده است.
وضعیت استثنائی و کرونارانگیِ سیاست(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
همه گیری کروناویروس با تغییر در ساحت زیست شهروندان، اغلب دولت ها را به اعلام «وضعیت استثنائی» و اِعمال محدودیت های فراوان برای مقابله با گسترش این ویروس واداشت. اگرچه نمی توان از تلقی مشترک درباره «وضعیت استثنائی» به عنوان یک موقعیت سخن گفت، اما اعلام وضعیت استثنائیِ مدنظر متفکرانی هم چون میشل فوکو، کارل اشمیت و جورجوآگامبن همواره به سودِ افزوده شدن بر قدرت حاکمِ مستقر تفسیر شده است. در این نوشتار، ضمن ایضاحِ نظری وضعیت استثنائی، به اثرات سیاسی و حقوقی اعلام چنین وضعیتی در کشور فرانسه و مقایسه آن با ایران پرداخته می شود. پرسش اساسی این نوشتار این است که نتایج سیاسی-زیستیِ اعلامِ وضعیت استثنائی در کشور فرانسه و ایران چگونه به افزایش اختیارات دولت، محدودیت آزادی شهروندان و صف آرایی جامعه مدنی در برابر حاکمیت دولت منجر شده است. به نظر می رسد قدرت دولت ها با اعلام وضعیت استثنائی به منظور تنظیم ساحت زیستی- سیاسی جمعیت افزایش یافته است. وضعیت استثنائی اعلام شده در فرانسه در ذیل دشواره «مصلحت دولت» به ایجاد نظم پلیسی- نظامی در جامعه منجر شده، مساله ای که قاعده مندیِ زیست روزمره شهروندان را به حالت تعلیق درآورده و سایه تداوم وضعیت استثنائی را با دائمی کردن ترس میان جمعیت مستقر کرده است. وضعیت استثنائی ایجادشده پس از همه گیری کرونا در ایران، اگرچه نه به وضوح و تعیین کنندگیِ کشور فرانسه، اما تغییرات سیاسی اثرگذاری را به وجودآورده که برهم زننده نظم سابق اجتماعی به شمار می رود. در هردو کشور مورد بررسی، کرونا هم چون رانه ای اساسی، تبدیل به موتور محرکه ای شده که با اعلام وضعیت استثنائی، مناسبات قدرت را به سود حاکیت دولت، تغییر داده است.
هویت دایاسپورایی و ارتباط با وطن: مطالعه موردی عراقی های مقیم آمریکا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از اواخر قرن 19 میلادی مهاجران عراقی جامعه ای را در ایالات متحده شکل داده اند که بیشتر به عنوان بخشی از دایاسپورای عرب-مسلمان در این کشور شناخته می شود، حال آنکه اکثریت این جامعه غیرعرب و غیرمسلمان هستند. دایاسپورای عراقی در ایالات متحده با وجود تاثیرگذاری مهم در سیاست خارجی دوران معاصر، از منظر وضعیت قومی-مذهبی و نوع تاثیراتی که داشته تا امروز ناشناخته باقی مانده و کمتر مورد توجه قرار گرفته است. پرسش اصلی مقاله حاضر اینست که تنوع قومی-مذهبی عراقی ها چگونه بر هویت دایاسپورایی آنها در کشور میزبان تاثیرگذار بوده است؟ ما در پاسخ به این پرسش، با اتخاذ رویکرد کیفی و همچنین با استفاده از روش روایت های تحلیلی نشان داده ایم که تنوع قومی-مذهبی عراقی ها چگونه باعث شکل دهی به برداشت های متفاوت آنها از وطن و تنظیم روابط مهاجران با آنجا تحت تاثیر فضای کشور میزبان شده است. مهمترین یافته مقاله را می توان واگرا بودن هویت اجزاء تشکیل دهنده ی دایاسپورای عراقی در امریکا دانست که باعث شده آینده این جامعه مهاجرتی با چالش های جدی مواجه گردد.
تدوین راهبردهای دفاع سایبری کشور در برابر تهدیدهای آتی دشمن در افق چشم انداز 1405(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی دفاعی سال ششم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۲۳
153 - 176
حوزههای تخصصی:
تهدیدهای سایبری طی سال های اخیر بر علیه جمهوری اسلامی ایران از روند رو به رشدی برخوردار شده است. فضای سایبری، اگر چه پس از زمین، دریا، هوا و فضا، به عنوان بعد پنجم نبردهای نظامی در نظر گرفته شده، لیکن بواسطه برخورداری از تفاوت های عمده ای هم چون؛ تغییرات بسیار سریع، گسترده و مداومِ، گمنامی کاربران، بی مرزی، آشوبناکی و ترکیب آن با سایر ابعاد جنگ ها، نسبت به سایر محیط های عملیاتی، از ویژگی های منحصر به فردی برخوردار است. هدف اصلی مقاله دستیابی به راهبردهای دفاع سایبری کشور در برابر تهدیدهای سایبری دشمن در افق چشم انداز 1405 می باشد که پس از ارائه مطالبی مربوط به شناخت تهدیدها و توانمندی های سایبری دشمن، راه کارهای لازم جهت مقابله با تهدیدهای آنان به بررسی عملکرد کشور در استفاده از فناوری های دفاع سایبری می پردازد. این پژوهش کاربردی و توسعه ای، روش تحقیق آن آمیخته از نوع موردی-زمینه ای، روش گردآوری اطلاعات اسنادی و پیمایشی و ابزار آن مصاحبه و جامعه آماری60 نفر تعیین شده که با استفاده از ماتریس SWOT جهت تجزیه و تحلیل محیط داخل و خارج و تدوین راهبردها و از نرم افزار TOPSIS در تعیین اولویت بندی راهبردهای دفاع سایبری کشور در مقابله با تهدیدهای سایبری دشمن استفاده گردیده و مهمترین راهبرد آن بومی سازی و هوشمندسازی سامانه های نرم افزاری و سخت افزاری سایبری کشور از منظر فرآیندها، نظامات، استانداردها، پروتکل ها، رویه ها و روال ها با استفاده از توان و ظرفیت های علمی دانشگاه ها و مراکز تحقیقاتی کشور با هدف مصون سازی و افزایش بازدارندگی سایبری در برابر تهدیدها و حمله های سایبری دشمن است.
بررسی تصمیم گیری سیاست هسته ای دولت نهم و دهم با استفاده از منظر مدل پیوستگی (جیمز روزنا)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های سیاسی و بین المللی سال ۱۲ بهار ۱۴۰۰ شماره ۴۶
91 - 114
حوزههای تخصصی:
پس از انتخاب احمدی نژاد به عنوان رئیس جمهور، سیاست خارجی دچار دگرگونی شد و این دگرگونی نه تنها در سیاست خارجی بلکه در سیاست داخلی هم آشکارا نمایان شد. بخصوص که در سیاست هسته ای سیاست عدم انعطاف و سازش ناپذیری را در پیش گرفت. هدف از نگارش این مقاله پاسخ به این سوال است که با توجه به مدل تصمیم گیری طرح پیوستگی جیمز روزنا چه عواملی باعث سازش ناپذیری و عدم اعتنا به قطعنامه های شورای امنیت از طرف دولت نهم و دهم در سیاست هسته ای شد و هدف ما اثبات این فرضیه هست که با توجه به مدل تصمیم گیری جیمز روزنا عامل (محیط بین الملل - نظام سیاسی) بیشتر از سایر عوامل(فرد - نقش- جامعه) در سازش ناپذیری و در پیش گرفتن سیاست مقاومت احمدی نژاد در سیاست هسته ای موثر بوده است.
بررسی تأثیر توسعه سیاسی بر حکمرانی خوب بر مبنای بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های سیاسی و بین المللی سال ۱۲ بهار ۱۴۰۰ شماره ۴۶
135 - 160
حوزههای تخصصی:
توسعه سیاسی را افزایش ظرفیت و کارآیی نظام سیاسی در حل و فصل تضادهای منافع فردی و جمعی دانسته اند. در سال های اخیر ایده حکمرانی خوب برای تبیین رابطه جامعه مدنی، دولت و بخش خصوصی ارائه شده است که هدف آن افزایش اثربخشی و کارآمدی نظام سیاسی است. حضرت آیت الله خامنه ای در پایان چهل سالگی انقلاب اسلامی، سند راهبردی بیانیه گام دوم را در جهت اعتلای کشور و رفع دغدغه های ملت از طریق افزایش اثربخشی و کارآیی نظام سیاسی در پیوند با آحاد جامعه صادر نمودند که به عنوان اسناد بالادستی پیوند عمیقی با ایده های توسعه سیاسی و حکمرانی خوب دارد. هدف مقاله حاضر، بررسی تأثیر توسعه سیاسی بر حکمرانی خوب است. در این رابطه چنین فرض می شود که هر اندازه شاخص های توسعه سیاسی در کشور افزایش یابند به همان میزان اهداف حکمرانی خوب در جامعه تحقق می یابند. روش پژوهش آمیخته، تکنیک مورد استفاده پیمایشی و مطالعات اسنادی است. نتایج پژوهش فرضیه ها را تأیید نمودند.
تبیین جامعه شناختی تنگناها و مشکلات مشارکت سیاسی بازاریان در دوره اعتدال(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مشارکت سیاسی افراد در هر جامعه ای، از مهم ترین و تأثیرگذارترین عوامل در رسیدن به دموکراسی و توسعه سیاسی و اجتماعی محسوب می شود. نیاز به مشارکت و هم فکری اعضای جامعه و نیز احساس تعلق و اعتماد به حاکمیت، از ملزومات دوسویه در جوامع پیشرفته و مردم سالار است. این پژوهش با هدف تبیین جامعه شناختی تنگناها و مشکلات مشارکت سیاسی بازاریان در دوره اعتدال با روش نظریه داده بنیاد به دنبال شناسایی شاخص های این مشارکت است. داده های پژوهش، از بین 16 مصاحبه نیمه ساختاریافته به دست آمده است. مشارکت کنندگان به صورت هدفمند از میان بازاریان تهران انتخاب و تعداد نمونه ها با توجه به رسیدن به اشباع مفهومی مشخص شد. تجزیه وتحلیل داده های این پژوهش با کدگذاری انجام شده است. طی مراحل کدگذاری، داده ها ابتدا خرد و سپس دوباره باهم مرتبط می شوند. در این تحقیق از مجموع 837 داده خام، 387 مفهوم از داده های اولیه استخراج شده که از میان آن مفاهیم 58 خرده مقوله و 17 مقوله به دست آمده است. درنهایت مفهوم محوری «بی اعتمادی تدریجی» به عنوان پدیده اصلی که بقیه مقولات را پوشش می داد، انتخاب شد. نتایج این پژوهش نشان داد مهم ترین عامل در عدم مشارکت یا بی تفاوتی سیاسی اجتماعی مشارکت کنندگان پژوهش، از دست رفتن تدریجی اعتماد آنها به حاکمان سیاسی و باور به بی تأثیری و صوری بودن مشارکت و نقش سیاسی خود است.
چالش های فراروی جمهوری اسلامی در مهندسی فرهنگ انسجام و وحدت در جهان اسلام(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جستاری که در پی می آید تلاشی در بازنمود چالش ها و موانع مهندسی فرهنگی در عرصه انسجام و وحدت در جهان اسلام است. این مقاله با روش توصیفی تحلیلی سامان یافته، و بر حسب دستاورد یا نتیجه تحقیق از نوع توسعه ای کاربردی و از لحاظ هدف تحقیق از نوع اکتشافی و به لحاظ نوع داده های مورد استفاده، یک تحقیق کیفی است. نتایج حاصل از تحلیل و ترکیب داده های جمع آوری شده نشان می دهد که «تعارضات ایدئولوژیک فرهنگی»، و «چندفرهنگی گرایی در جهان اسلام»، «شکاف بین تغییرها و تدبیرهای فرهنگی»، «حاکمیت ساختار قومی و قبیله ای» «فقدان درک مشترک فرهنگی از وحدت و انسجام»، «حاکمیت نگرش امنیتی به مطالبات قومی و مذهبی» از جمله موارد مهم در چالش های فراروی جمهوری اسلامی در مهندسی فرهنگی وحدت و انسجام در جهان اسلام است. این پژوهه «امکان پذیری رویارویی با چالش ها» را یکی از مهم ترین برون دادهای بازنمایی این چالش ها می داند.
بررسی ویژگی های محیط بین المللی و سیاست خارجی در توسعه اقتصاد یکره جنوبی (2010-1980)
منبع:
دانش تفسیر سیاسی سال سوم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۱۰
155-185
حوزههای تخصصی:
مطالعه کشورهای موفق در زمینه توسعه اقتصادی نشان می دهد که کشورها چاره ای جز ورود به فرآیند توسعه با رویکرد جهانی ندارند و لازم است در این راستا میان برنامه توسعه ملی و اقتصاد یکپارچه جهانی هماهنگی ایجاد شود که انجام این وظیفه مهم بر عهده دستگاه سیاست خارجی و در هماهنگی باسیاست داخلی و محیط بین المللی است. این پژوهش با بهره گیری از رهیافت دولت توسعه گرای آدریان لفت ویچ به نقش محیط بین الملل و سیاست خارجی در توسعه اقتصادی کشور کره جنوبی می پردازد و در صدد پاسخگویی به این سوال است که محیط بین المللی و سیاست خارجی، در توسعه ی اقتصادی کره جنوبی در دوره ی زمانی 1980 تا 2010 از کدام ویژگی ها برخوردار بوده است؟ فرضیه ارائه شده دال بر این است که در توسعه ی اقتصادی کره جنوبی، ویژگی های مساعد توسعه ی اقتصادی در محیط بین المللی و تشابه و تمایز در کنشگری سیاست خارجی، وجود داشته است. شیوه جمع آوری داده ها، کتابخانه ای و روش تحلیل آن مقایسه ای می باشد.
توسعه قابلیتهای استراتژیک با استفاده از ظرفیت هوشمندی استراتژیک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات قدرت نرم بهار ۱۴۰۰ شماره ۲۴
35 - 71
حوزههای تخصصی:
امروزه اطلاعات به عنوان مرجع و ابزار اصلی قدرت و برتری رقابتی شناخته می شود. در این میان مفهوم جدیدتر و کاراتری از اطلاعات به نام هوشمندی، اهمیت خود را برجسته ساخته و جایگاه اطلاعات را به خود اختصاص داده است. به واقع، تغییرات مستمر و پرشتاب محیط فعالیت سازمان ها و دولت ها و کمیت و کیفیت منابع تحت اختیار آن ها، بعلاوه ارتباط و وابستگی سازمان ها و کشورها به یکدیگر در سطح جهانی، نوید از ابهام روز افزون محیطی می دهد. در همین راستا، هوشمندی استراتژیک برای کمک و پشتیبانی آنها در این جهت و افزایش قدرت نرم طراحی شده است.هوشمندی استراتژیک را می توان به عنوان؛ فرایندی سیستماتیک و پیوسته به منظور تولید اطلاعات و هوش استراتژیک، به صورت عملی در راستای تسهیل تصمیم گیری و دستیابی به منافع و مزیت رقابتی همچنین بازدارندگی دانست. از طرفی، مرور بر تجربه فعالیت بخش های حاکمیتی دولت ها نشان می دهد که رویکرد پشتیبانی از تصمیم گیری استراتژیک و بهره مندی از قدرت نرم بسیار مورد تأکید است و با منافع ملی و مزیت رقابتی سخت عجین می باشد. از این رو به جهت ضعف مطالعات و منابع داخلی و ضرورت و اهمیت ارتقاء ساختار برنامه ریزی، تصمیم گیری و اطلاعات استراتژیک و در راستای ایجاد چارچوبی برای هوشمندی استراتژیک، نسبت به طرح مقاله حاضر اقدام شد. در همین راستا به واسطه روش های تحقیق کیفی نسبت به تامین اهداف و پاسخ به این که توسعه قابلیتهای استراتژیک و تصمیم گیری با استفاده از ظرفیت مدیریت هوشمندی استراتژیک چگونه است، اقدام گردیده و در نتایج این تحقیق تعریف کاملی از قابلیتهای مربوطه و استفاده از ظرفیت همچنین جوانب متصور بر آن ارایه شده است.
مطالعه تطبیقی گونه شناسی های روش در آینده پژوهی
حوزههای تخصصی:
آینده پژوهی، حوزه نوپای علمی است که به دلیل عمر کوتاه، خاصیت بین رشتگی، وجه کاربردی و ویژگی های مطالعه آینده، دچار تکثر روش شده و همین تکثر به سردرگمی آینده پژوهان در انتخاب روش مناسب منجر می شود. پژوهشگران تلاش های زیادی برای نظم دهی به روش ها و روش شناسی این رشته انجام داده اند که ازجمله آنها گونه شناسی های استقرایی روش آینده پژوهی بوده است. در این گونه شناسی ها با مرور صدها پژوهش آینده پژوهی و با نگاه پسینی، سعی در ارائه یک دسته بندی کاربردی برای روش ها شده است. بااین حال، تاکنون یک کار تطبیقی به منظور ارائه تصویر جامعی از گونه شناسی روش های آینده پژوهی انجام نشده و به نظر می رسد همگرایی لازم درخصوص گونه شناسی و دسته بندی روش های آینده پژوهی وجود ندارد. مسئله این پژوهش، مطالعه تطبیقی و هم زمان گونه شناسی های روش در آینده پژوهی است تا بتوان یک نگاه جامع و یکپارچه به تمام گونه شناسی های صورت گرفته ارائه داد. بدین منظور گونه شناسی های مختلف شناسایی شده و ازطریق مطالعه تطبیقی سعی در تجمیع معیارهای آنها در چند معیار کلان شد. درنهایت تمام معیارهای گونه شناسی از چهار منظر دسته بندی شدند و نشان داده شد که در یک نگاه جامع می توان روش ها را از چهار منظر: ماهیت روش، فرایند روش، هدف روش و قابلیت روش دسته بندی نمود. این پژوهش می تواند مقدمه ای بر ارائه یک گونه شناسی جامع برای روش های آینده پژوهی باشد.
تاثیر کوانتوم دیپلماسی بر بعد اقتصادی امنیت انسانی جمهوری اسلامی ایران
منبع:
راهبرد سیاسی سال پنجم بهار ۱۴۰۰ شماره ۱۶
83-108
حوزههای تخصصی:
ما در جهانی زندگی می کنیم که از نظر تکنولوژی عصر کوانتوم نامیده می شود. انرژی هسته ای، کامپیوترها، بارکدخوان ها و جراحی های لیزری تنها چند نمونه جالب از نتایج جالب توجه تئوری فیزیک قرن بیستم یعنی فیزیک کوانتوم هستند. با کارهای پلانک، هایزنبرگ و دیگران با ارائه نظریه کوانتومی در فیزیک و مکانیک، مبانی جدیدی برای فهم جهان هستی و پدیده های آن شکل گرفت که عمدتا با عنوان پارادایم کوانتومی معرفی می شوند. این پارادایم نوین تاثیرات شگرفی بر همه ابعاد علم از جمله رایانه، اینترنت، فیزیک و غیره گذاشت. در حوزه علوم انسانی نیز تاثیر این تفکر نوین همچنان در حال گسترش است. نظریه کوانتوم، بر خلاف فیزیک کلاسیک که هیچ جایی برای وجود مفاهیمی چون؛ عدم قطعیت و خودآگاهی در خود نمی بیند، عدم قطعیت و خودآگاهی را مطرح می کند. از دیگر سو، بعد از صد سال از نظریه پردازی در رشته روابط بین الملل که دیپلماسی فرعی از آن است، هنوز دانشمندان از رویدادهای بین المللی و جهانی غافلگیر می شوند. به نظر می رسد این ناکارآمدی ناشی از سیطره تفکر نیوتونی در نظریه های علوم انسانی و روابط بین الملل است. این پژوهش کوششی است تا با استفاده از منابع محدود کتابخانه ای، دیپلماسی کوانتومی با رویکرد اقتصادی و مختصات و ویژگی های آن را تبیین و تشریح نماید و پس از تبیین مفهوم کوانتوم دیپلماسی، با ارائه مختصری از مفهوم امنیت انسانی، تاثیر این نوع از دیپلماسی را بر بُعد اقتصادی امنیت انسانی در جمهوری اسلامی ایران بررسی نماید.
زمان مندی و توسعه؛ نقش بزنگاه تاریخی در خیز اقتصادی چین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جایگاه چین در اقتصاد جهانی از دهه 1970 به این سو دگرگونی شگرفی به خود دیده و از قاعده هرم به رأس آن ارتقاء یافته است. پرسش این است که این جهش بر اثر چه عواملی و چگونه محقق شده است؟ در پژوهش های موجود سه رویکردِ کارگزارانه، ساختاری و نهادی شناسائی پذیر هستند که هر یک تبیینی درخور تأمل به دست می دهند؛ اما هر کدام فقط قطعه ای مجزا از جورچین پیچیده این جهش را توضیح می دهند. این مقاله با استفاده از روش فرایندکاوی نشان می دهد که آن چه جهش اقتصادی چین را ممکن ساخت، تنها وجود عوامل ساختاری، نهادی و کارگزارانه نبود، بلکه تقارن مجموعه ای از رویدادها و روندها بود که در سه لایه زمانی درازمدت، میان مدت و کوتاه مدت در محیط داخلی و بین المللی چین رخ نشان دادند. از این میان، تغییر در جهان بینی چینیان بر اثر شکست های پیاپیِ این کشور در دو سده نوزدهم و بیستمِ میلادی و ظهور فرصت ها و گشایش هایی در اقتصاد و سیاست بین الملل در دهه 1970، یک بزنگاه تاریخی را رقم زد که رهبری چین به خوبی از آن بهره گرفت و با اجرای به هنگام اصلاحاتی عمیق در جهت گیری ها و سیاست های کلان داخلی و خارجی و اجرای یک برنامه منسجم و هم آهنگ اقتصادی و مدیریتی، این خیز را ممکن و محقق ساخت. تأمل در تجربه چین نشان می دهد که التفات به زمان مندی، به ویژه در توسعه پژوهی، از این حیث حائز اهمیت است که ما را بیش از پیش متوجه فرصت ها و محدودیت های دگرگونی در «بستر زمان» می کند.
بررسی روابط ایران و روسیه در قرن جدید : اتحاد استراتژیک یا همگرایی منافع(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در سه دهه گذشته رابطه میان ج.ا.ایران و روسیه فرازونشیب های متعددی را تجربه کرده است . باوجود افزایش همکاری ها در حوزه های منطقه ای و بین المللی، در عمل دو کشور روابطی مقطعی و به عبارتی ناپایدار را تجربه کرده اند. امروز باوجود همکاری بی سابقه دو کشور در مواجهه ب ا بحران سوریه و همسویی مواضع در پاره ای مسائل، با توج ه ب ه تغییرات احتمالی در رواب ط روسیه و آمریکا و همچنین تداوم فشارهای آمریکا بر ضد ج.ا.ایران، چشم انداز روشنی ب ر ادام ه ای ن همک اری قابل تصور نیست. این نوشتار سعی در فهم این مسئله دارد که آیا همکاری های موجود در سیاست خارجی دو کشور نشان دهنده یک اتحاد استراتژیک است یا به سادگی، محصول منافع سیاسی کوتاه مدت یا یک اتحاد تاکتیکی برای مقابله با تهدیدات خاص است؟ لذا با تکیه بر مفهوم اتحاد استراتژیک در بررسی روابط ایران و روسیه، به نظر می رسد که روابط دو کشور، ویژگی های اتحاد استراتژیک را نداشته و صرفاً واکنشی ب ه شرایط بین المللی در موضوعات خاص است. درحقیقت این همکاری باید نوعی همسویی منافع در نظر گرفته شود، چرا که محدود و موقتی است و در زمینه های خاصی جهت همکاری در برابر تهدیدی غیر دولتی وجود دارد.
فرصت ها و چالش های همکاری ژئواکونومیک ایران و ترکمنستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ویژگی های تاریخی و فرهنگی مشترک، همجواری ژئوپلیتیک، نیاز به همکاری در حوزه انرژی، ترانزیتی و گسترش همکاری های منطقه ای، ایران و ترکمنستان را به همکاری بیشتر با یکدیگر ترغیب می کند. هدف مقاله حاضر این است که با سنجش ابعاد گوناگون روابط اقتصادی ایران و ترکمنستان و واکاوی فرصت ها و چالش های روابط دو کشور، جایگاه ایران در اقتصاد ترکمنستان و راهبردهای گسترش روابط دو کشور را بررسی کند؛ بنابراین، پرسش اصلی مقاله این است که «مهم ترین فرصت ها و چالش های همکاری ژئواکونومیک ایران و ترکمنستان کدامند؟» فرضیه ای که بررسی می شود این است که «همکاری در حوزه های انرژی (گاز، نفت، و برق) و مسیرهای انتقال آن، حوزه ترانزیتی و خطوط ارتباطی، حوزه های فنی و مهندسی و سرمایه گذاری مشترک، همکاری در حوزه کشاورزی و کشت فراسرزمینی، همکاری های منطقه ای در قالب سازمان اکو، و همکاری های مربوط به حوزه دریای خزر، از مهم ترین فرصت های ژئواکونومیکی، و چشم انداز کاهش ذخایر انرژی ترکمنستان، پرریسک بودن شرایط سرمایه گذاری در این کشور، لزوم گرفتن روادید برای فعالیت های تجاری، چالش های ناشی از نظام بانکی، و نقش چالش زای قدرت های مداخله گر ازجمله آمریکا در روابط ایران با ترکمنستان، از مهم ترین چالش های ژئواکونومیک روابط دو کشور به شمار می آیند. با توجه به اینکه هر دو کشور به دلیل صادرات انرژی، در عرصه بین المللی اهمیت فراوانی دارند، تقویت همکاری دو کشور در این زمینه می تواند سبب تأثیرگذاری بیشتر این دو کنشگر در عرصه امنیت عرضه انرژی شود. در این پژوهش تلاش شده است مسائل اصلی مقاله به روش توصیفی و تحلیلی بررسی شوند.
ارزیابی عوامل مؤثر بر تعامل اقتصادیِ چین با بلوک های تجاری منتخب مطالعه تطبیقی؛ شورای همکاری خلیج فارس و اوراسیا
منبع:
سازمان های بین المللی سال چهارم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۱۳
595-624
حوزههای تخصصی:
با عنایت به نیاز مُبرم چین به انرژی پایدار که با هدف کاهش آسیب پذیری در حوزه انرژی و بیشینه سازی قدرت رو به تزاید خود در عرصه سیاست و روابط بین الملل صورت پذیرفته است، این کشورِ در حال صعود، طی سالیان اخیر کوشیده است تا بر بستر انرژی، همکاری های سیاسی- اقتصادی ویژه ای را با کشورهای حاضر در شورای همکاری خلیج فارس و منطقه راهبردی اوراسیا به منصه ظهور برساند. در همین رابطه، نگارندگان پژوهش حاضر با رویکردی توصیفی- تحلیلی- تطبیقی و با تأسی از اسناد کتابخانه ای درصدد برآمده اند تا ضمن واکاوی و بررسی حضور فزاینده پکن در حوزه های مورداشاره، به این پرسش راهبردی پاسخ گویند که «جمهوری خلق چین در پرتو تعمیق روابط سیاسی و اقتصادیِ خود با کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس و کنشگران حاضر در حوزه راهبردی اوراسیا چه اهداف پیدا و پنهانی را دنبال می کنند؟» فرضیه مطرح از معبر این پرسش ناظر بر آن است که پکن با در نظر گرفتن وزن اقتصادی کشورهای حاضر در مناطق مورداشاره و با توجه به موقعیت ویژه آن ها در ابتکار کمربند- راه کوشیده است تا راهبردهای نوینِ ژئوپلیتیکی خود را از رهگذر تلاش برای تضمین امنیت پایدارِ دسترسی به انرژی، حفظ بازارهایِ هدف مستقر در مسیر ابتکار کمربند راه و افزایش سطح همکاری با شُرکای منطقه ای، به دو حوزه «خلیج فارس» و «اوراسیا» گسترش دهد.
تجزیه و تحلیل بحران کرونا در ایالات متحده با تاکید بر بحران مشروعیت دولت دونالد ترامپ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسئله ای که در عمل به وقوع نپیوست و اعتراضات طیف های وسیعی از مردم این کشور را به همراه داشت و مشروعیت کارکردی وسیعی برای ترامپ و دولت نومحافظه کار به وی همراه داشت. در این مقاله، تلاش نویسندگان ارائه پاسخ به این سوال است که بحران کرونا چه تاثیراتی بر کارکرد و مشروعیت دولت ترامپ گذارده و در ادامه چه آینده محتملی را می توان در این راستا برای نظام سیاسی اجتماعی ایالات متحده متصور بود؟ فرضیه نویسندگان در این مقاله حکایت از تشدید بحران مشروعیت دولت ترامپ در دوران شیوع ویروس کرونا در این کشور دارد و یافته های مقاله که با استفاده از روش های تلفیقی تحلیلی توصیفی و آینده پژوهی، استفاده از منابع مکتوب و کتابخانه ای نشان دهنده وقوع احتمالی سه پیامد کلان برای ترامپ خواهد بود. نخست؛ تعمیق دوقطبی سازی در ایالات متحده، دوم شکست در انتخابات آتی ریاست جمهوری در آمریکا؛ و در نهایت ظهور بحران های امنیتی در آمریکا.
تحلیل چیستی، چرایی و چگونگی افول آمریکا از منظر تئوری چرخه های بلند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی آمریکا سال اول بهار ۱۴۰۰ شماره ۱
5 - 29
حوزههای تخصصی:
مسئله افول قدرت و جایگاه ایالات متحده آمریکا در نظام بین الملل و چرایی و چگونگی آن مدت هاست که در میان اساتید و تحلیل گران روابط بین الملل مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. با این حال همچنان ابهامات و سو ءبرداشت هایی در این زمینه وجود دارد، تا جایی که برخی افول آمریکا را با «فروپاشی» یا «تجزیه» آن یکسان تلقی می کنند. چنین اشتباهی ناشی از عدم درک صحیح گذارهای قدرت در روابط بین الملل و استفاده نکردن از یک نظریه تبیین گرِ مناسب است. ازجمله نظریه هایی که می تواند در فهم افول آمریکا و گذار قدرت در نظام بین المللِ کنونی راهگشا باشد، نظریه «چرخه های بلند» جُرج مُدِلسکی است. مقاله حاضر با استفاده از روش تطبیق نظریه با مورد، نظریه چرخه های بلند را برای تحلیل مورد افول آمریکا برگزیده و مبتنی بر آن به این سؤالِ سه وجهی پاسخ می گوید که افول آمریکا چیست، چرا و چگونه رخ می دهد. در مقام پاسخگویی، فرضیه مقاله بدین شرح است که از میان چهار مرحله که نظریه برای ظهور و افول قدرت های جهانی برمی شمرد، آمریکا در حال حاضر در مرحله سوم، تمرکززدایی ناشی از ظهور رقبای جدید، قرار دارد. با این حال نگارنده معتقد است به دلیل تحولات دهه های اخیر نظام بین الملل ممکن است در مرحله چهارم الزاماً شاهد بروز جنگ تمام عیار جهانی نباشیم و انتقال قدرت به هژمون جدید بدون وقوع جنگ جهانی سوم حاصل گردد.
لایه بندی اخراج آمریکا از خلیج فارس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی آمریکا سال اول تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲
41 - 61
حوزههای تخصصی:
در این مقاله پس از تعریف مفهوم «اخراج» و تعیین مصادیق آن، به موضوع نحوه حضور آمریکا در منطقه خلیج فارس پرداخته می شود. پس از خروج رسمی انگلستان از خلیج فارس در سال ۱۹۷۲ میلادی، ایالات متحده آمریکا به عنوان قدرت برتر در این منطقه حضور پیدا کرد. این حضور در ابعاد و سطوح مختلفی ظهور و بروز یافت و پس از جنگ تحمیلی رژیم صدام علیه جمهوری اسلامی ایران، در قالب حضور حداکثری ناوگان نظامی آمریکا در این پهنه آبی به اوج رسید. مقاله حاضر با طرح این بحث که در صورت تحقق موضوع اخراج آمریکا از خلیج فارس، نحوه و ماهیت این خروج بستگی تامی به نحوه حضور آمریکا در منطقه و به ویژه کشورهای حاشیه جنوبی آن خواهد داشت، تلاش می کند به این پرسش پاسخ دهد که اخراج آمریکا از منطقه خلیج فارس چه لایه ها و سطوحی را در بر خواهد گرفت. در پاسخ به این پرسش، لایه بندی سه گانه حضور آمریکا در منطقه شامل حضور نظامی، هژمونی فرهنگی و حضور به مثابه پشتیبان نظام های سیاسی منطقه موردبحث قرار خواهد گرفت و مشخص خواهد شد که اخراج آمریکا از منطقه تابعی از لایه بندی سه گانه فوق خواهد بود و هرگونه برنامه ریزی برای بیرون راندن آمریکا از منطقه باید بر اساس سطوح سه گانه فوق طراحی شود و به مرحله اجرا درآید.
نقش رهبری در حکمرانی امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی سال بیست و چهارم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴ (پیاپی ۹۴)
186 - 209
حوزههای تخصصی:
با توجه به ماهیت پیچیده و چندوجهی مفهوم امنیت ملی، سؤال پژوهش حاضر، این است که رهبری چه نقشی در حکمرانی امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران ایفا می کند؟ به جهت بررسی نقش رهبری در حکمرانی امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران به بررسی چهار فرضیه «هادی»، «ناظر»، «حامی» و «مجری» پرداخته و بیان می شود که اصلی ترین نقش رهبری هدایت است که در قالب «سیاست گذاری کلی نظام» تجلی یافته، اما ضعف «ضمانت اجرا» در «نظارت بر حسن اجرای سیاست های کلی نظام» سبب اختلال بنیادین در حکمرانی رهبری در این حوزه گردیده است. اصلی ترین پیشنهاد پژوهش حاضر آن است که فراکسیونی در مجلس به جهت «نظارت بر حسن اجرای سیاست های کلی نظام» تشکیل شود که به عنوان بازوی ضمانت اجرایی «هیئت عالی نظارت بر حسن اجرای سیاست های کلی نظام» عمل کند.