
مطالعات میان رشته ای تمدنی انقلاب اسلامی
مطالعات میان رشته ای تمدنی انقلاب اسلامی سال 3 پاییز 1403 شماره 3 (پیاپی 11) (مقاله علمی وزارت علوم)
مقالات
حوزههای تخصصی:
هویت و شخصیت شهر در بستر تعریف ظرف کالبدی متناسب با مظروف فرهنگی و تمدنی شهر معنی می یابد. بی هویتی در نماها و بافت شهری امروزی ناشی از استفاده نادرست از الگوهای غیر بومی و اغلب غربی است و لذا شناسایی الگوهای هویت بخش متناسب با تمدن اسلامی و ارائه آن به معماران و طراحان جهت حل این بحران ضروری است. این پژوهش، با هدف شناسایی عناصر هویت بخش نماهای خانه های بافت قدیم قم و با روشی ترکیبی و مشتمل بر برداشت های میدانی انجام شده است و با کمک متون کتابخانه ای و تحلیل فراوانی عناصر هویت بخش در نمای خانه های بافت قدیم قم، داده-های کمی به داده های کیفی تبدیل گردیده است. در ابتدای پژوهش مبانی نظری و مؤلفه های تاثیرگذار بر آن تعریف شده است و سپس عناصر نماهای خانه ها بررسی و با روش دلفی، از 20 نفر از معماران صاحب نظر پرسشنامه تهیه گردیده که با روش AHP این عناصر وزن دهی شده اند. خانه ها به دوبخش خانه های فرادست و فرودست تقسیم شده اند که در هر دسته 4 خانه مورد بررسی قرار گرفته است. در خانه های فرادست 73.21% و در خانه های فرودست 64.28% از عناصر هویت بخش فرهنگ اسلامی (مبتنی بر داده های پژوهش) مشاهده شده است. نتایج به دست آمده نشان می دهد که بافت قدیم قم به لحاظ کیفیت کالبدی، با هویت اسلامی ایرانی تطبیق نسبی دارد. این نتایج از کمک نهادهای مربوطه در جهت بهبود بخشیدن به هویت نمای شهری حمایت می نماید.
بررسی ابتناء هنر دینی بر امور فطری در گستره فرایند آموزش الهیات(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هنر در اندیشه ی دینی جایگاه والایی دارد. همواره دین از هنر برای تبیین جنبه های گوناگون خویش بهره جسته و هنر نیز از مبانی و مفاهیم دینی اشراب شده و در پرتو این بهره مندی رشد کرده است؛ بنابراین بین دین و هنر پیوند وثیقی است. دین و هنر دینی، نیازهای فطری و روحی انسان را تأمین می کنند، به همین علت هر دو همزاد و هم زیست انسان هستند. عرصه ی مبانی هنر دینی در حوزه ی ادبیات نظری از خلأ رنج می برند. یکی از این ساحت ها مبانی انسان شناسانه هنر در تربیت دینی است. پژوهش حاضر به روش تحلیلی - اسنادی نقش امور فطری در هنر و تأثیر آن در دانش محتوایی تربیت اسلامی را بررسی می کند و این پرسش اصلی را پی می گیرد که امور فطری هنر دینی در آموزش الهیات چه کارکرد هایی دارند؟ فرضیه ی حاکم بر این بررسی این است که امور گوناگون فطری هنر دینی نقش تأثیرگذار در آموزش الهیات دارند. یافته های پژوهش نیز حاکی از آن است که امور فطری چون حقیقت جویی و واقع گرایی، زیبایی خواهی، پرستش و خلاقیت انعکاس خاص خود را در ساحت هنر دینی در قلمرو آموزش الهیات داشته و نشان داده اند. حاصل مبنای امور فطری در محتوا و صورت هنر، زایش انگاره ی هنر دینی و آفرینش آثار هنری فاخر خواهد بود و به وسیله آن تجربه ی یادگیری محقق می شود و سبک زندگی متربی به صورت ماندگارتری تغییر خواهد یافت. علاوه بر این مبنای امور فطری هنر دینی در ارزیابی آثار هنری نیز کارگشاست و ما را از کاربرد مبانی غربی در نقد هنر بی نیاز می کند. همچنین، کارکردهای یادشده ما را به نقش برجسته ی هنر دینی در تمدن سازی اسلامی - ایرانی و حتی جهانی رهنمون می دارد.
جامعه سازی دینی با تأکید بر نقش نبی به عنوان شارع در منظر ابن سینا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی دیدگاه ابن سینا درباره نقش شارع (پیامبر) و جایگاه آن در جامعه سازی دینی پرداخته است. ضرورت و اهمیت این تحقیق در فهم عمیق تر اندیشه های ابن سینا درباره رابطه دین و جامعه سازی نهفته است. بررسی این نگاه، از یک سو به درک پیوند میان شریعت و عقلانیت در اندیشه او کمک می کند و از سوی دیگر، مبنایی برای تحلیل جامعه ای آرمانی و عدالت محور در فلسفه اسلامی ارائه می دهد. روش این پژوهش تحلیل محتوای آراء ابن سینا از طریق روش گردآوری کتابخانه ای است. جامعه سازی دینی با تأکید بر نقش نبی به عنوان شارع در اندیشه ابن سینا به مفهوم پیوند دین و سیاست برای دستیابی به مدینه ای فاضله است که در آن سعادت انسان و نظم اجتماعی به هم آمیخته اند. ابن سینا نبی را به عنوان شارع، نماینده خداوند و وضع کننده قوانین کلی برای هدایت جامعه می داند. شریعت نه تنها راهنمای زندگی فردی هستند، بلکه ساختار اجتماعی و سیاسی جامعه را نیز تنظیم می کنند. شریعت ابزاری اساسی برای تحقق عدالت، نظم و پایداری اجتماعی است و فلسفه نیز می تواند به تبیین و تعمیق اصول شریعت کمک کند. او با این دیدگاه مدینه ای را تصور می کند که در آن، شریعت و عقل با هم افزایی، جامعه ای منسجم و سعادتمند ایجاد می کنند و امکان بهره گیری از عقل و اجتهاد را برای رسیدن به جامعه ای پیشرفته و عدالت محور فراهم می آورند.
بررسی بایستگی ها و ویژگی های فرماندهان نظامی در نظام تمدن اسلامی مبتنی بر نامه ۵۳ نهج البلاغه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تمدن اسلامی برای حفظ و بالندگی خود نیاز به ابزارها و پیشران ها یی دارد. در این میان نهادهای حکومتی و مجریان دولت در نظام انقلاب اسلامی اصلی ترین ابزارهایی هستند که در جوامع بشری به منظور تحقق و حفظ تمدن نقش اساسی ایفا می کنند. ایجاد نظم اجتماعی، ایجاد امنیت و احساس قدرت که از مؤلفه های تمدنی در نظام اسلام است که برعهده نهادهای نظامی و انتظامی گذاشته شده است. برای فهم عمیق این مؤلفه ها و نقش بی بدیل این نهاد در تمدن انقلاب اسلامی؛ کلام علی علیه السلام که به عنوان امام و حاکم جامعه اسلامی مطرح بوده اند، باید به عنوان یکی از منابع اصیل اسلامی مورد توجه قرار گیرد. بنابراین هدف از این نوشتار بررسی ویژگی های فرماندهان نیروی نظامی و انتظامی در حکومت اسلامی است که سعی می کند با روش توصیفی-تحلیلی بایستگی های تمدنی و انقلابیِ نیروی نظامی در زمینه های مختلف را مورد کنکاش قرار دهد تا یکی از پیشران های تمدن اسلامی مبتنی بر نظریه امیرالمومنین در نامه 53 نهج البلاغه مورد توجه قرار گیرد. برای نیل به این منظور، بررسی بایسته های فردی و شغلی فرماندهان نظامی و انتظامی و نیز رابطه میان آنها با حاکم و سربازان مورد توجه قرار گرفته است.
تحلیل نقش و جایگاه بانوان در ایجاد و استمرار تمدن اسلامی بر اساس حقوق شرعی آنان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از حوزه های مورد نقد به تمدن اسلامی در حوزه حقوق زنان است. حقوق زنان در تمدن اسلامی پیش و بیش از هر تمدن دیگری به رسمیت شناخته شده و این شیوه احقاق حق الگویی برای بسیاری از منشورهای حقوق بشری کنونی شده است. بنابراین فرایند جامعه سازی در جهان اسلام بر پایه تسهیم کردن زنان در مسایل مختلف، پیشینه ای طولانی دارد و بر همین اساس هدف این پژوهش تحلیلی بر فرایند جامعه سازی تمدنی در جهان اسلام بر اساس حقوق زنان است. روش بررسی این پژوهش کیفی و اسنادی است که در آن محقق اسناد پژوهشی معتبر مانند آیات و روایات به عنوان مبنای تمدن سازی در اسلام را مورد واکاوی و تحلیل قرار می دهد و بر اساس بهره گیری از آیات قرآن کریم، روایات و احادیث و همچنین تفسیرهای مرتبط با این آیات و روایات نتایج و تفاسیر ارایه شده است. یافته های این بررسی نشان داده است که تمدن اسلامی به عنوان یکی از قدیمی ترین رویکردهای قابل اعتماد، همواره نگاه مثبتی به حق زنان در عرصه های مختلف داشته است. بررسی اسنادی حقوق زنان در شریعت اسلام نشان می دهد که تمدن اسلامی منشأ حقوق زنان بوده و بر اساس رویکردهای حاکم بر این تمدن که مبنایی قرآنی و شریعتی دارد، اسلام به زنان حقوق سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و علمی می دهد و متقابلاً این حقوق باعث جامعه سازی تمدنی در اسلام شده است.
گونه شناسی «دین داری» در رویکردهای سیاست گذاری فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مهمترین راه برای فهم رویکرد اسلامی سیاست گذاری فرهنگی، بررسی تطبیقی گفتمان های سیاستگذاری فرهنگی از طریق تحلیل مفاهیم بنیادین آن هاست. «دین»، «فرهنگ»، «انسان» و «حکومت» مهمترین این مفاهیم می باشند. در مقاله حاضر به بررسی تطبیقی مفهوم دین در گفتمان های سیاستگذاری فرهنگی پرداخته می شود. در عرصه سیاست گذاری فرهنگی چهار رویکرد کنترل فرهنگی، تصدی گری، رهاسازی و خدمت رسانی ذیل دو گفتمان کلان «مدیریت مکانیکی» و «هارمونی فرهنگی» وجود دارد. دین داریِ «ایدئولوژیک»، «کاتولیسیسم»، «پروتستانیسم» و «دینداری عامه» از جمله بنیادهای دین شناسی و متناظر این رویکردها هستند. دین در نگاه اسلامی، نه در مکاتب سخت و غیرقابل انعطاف ایدئولوژیک و کاتولیسیسم تعریف می شود و نه در مکاتب شخصی و سطحی پروتستانتیسم و عامه؛ بلکه دین به صورت منعطف ولی تعالی بخش در زندگی عموم جامعه حاضر است. با این وصف، سیاست گذاری فرهنگی با بررسی زمینه و استعداد جامعه انسانی سطحی از دین داری را در دستور کار خود قرار داده و حرکت تدریجی به سوی اهداف نهایی را پیش می گیرد.در مقاله حاضر با روش اسنادی- کتابخانه ای و استنباط عقلی به گونه شناسیِ تطبیقی نگاه های دین شناسی با گفتمان های سیاست گذاری فرهنگی پرداخته می شود.