فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵٬۲۸۱ تا ۵٬۳۰۰ مورد از کل ۳۲٬۶۳۳ مورد.
منبع:
روابط خارجی سال سیزدهم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴
755 - 784
حوزههای تخصصی:
این مقاله به پویش های ژئوپلیتیک انرژی عراق و تحولات سیاسی و اقتصادی جهانی و منطقه ای مترتب بر آن در آینده می پردازد. هدف نویسندگان تحلیل روندهای کلان مؤثر بر صنعت انرژی عراق به منظور ارائه تصویری روشن از آینده کنشگری ایران در ژئوپلیتیک انرژی این کشور است. سیاست عراق مبنی بر تنوع بخشی بر مبادی واردات انرژی، توسعه زیرساخت انرژی های تجدید پذیر، گسترش سرمایه گذاری خارجی و درعین حال تحریم های اقتصادی ایالات متحده امریکا، ازجمله روندهای اثرگذار در آینده کنشگری ایران در ژئوپلیتیک انرژی عراق است. بر این اساس، سؤال مقاله این است که کلان روندهای سیاسی و اقتصادی حاکم بر بازار انرژی عراق، چه تأثیری بر جایگاه ایران در آینده ژئوپلیتیک انرژی این کشور خواهد داشت؟ استدلال نویسندگان این است که تداوم روندهای سیاسی و اقتصادی کلان موجود در میان مدت، موجب می شود مزیت انحصاری ژئوپلیتیک ایران در شبکه اقتصاد انرژی عراق با چالش مواجه شود. روش پژوهش مبتنی بر تحلیل روند بوده است. واژگان کلیدی: ژئوپلیتیک انرژی، انرژی های تجدید پذیر، قدرت های بزرگ و تحریم.
سیاست انحصارطلبی انرژی روسیه و راهبرد ژئوانرژی اتحادیه اروپا در آسیای مرکزی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روابط خارجی سال سیزدهم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴
785 - 820
حوزههای تخصصی:
در پیش گرفتن رویکرد انزواگرایی روسیه بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی باعث افزایش دامنه نفوذ غرب به حیات خلوت این کشور شده است. این امر کشور روسیه را برآن داشته است تا با ابزارهای مختلف به مقابله با این نفوذ برخیزد. ازجمله ابزارهای مورد توجه مسکو می توان به انحصارطلبی اشاره کرد. چنانچه این کشور تلاش دارد که انحصار انتقال انرژی این منطقه به بازارهای بین المللی در جهت تأمین منافع و وابستگی بیشتر اتحادیه اروپا را در اختیار خود داشته باشد. لذا این پژوه در راستای پاسخ به این سوال برآمده است که راهبرد اتحادیه اروپا در قبال انحصارطلبی تولید و انتقال انرژی آسیای مرکزی به وسیله روسیه چه خواهد بود. فرضیه مطرح شده چنین بیان می دارد که اتحادیه اروپا به منظور خارج کردن انحصار انرژی مسکو درآسیای مرکزی ، در صدد سرمایه گذاری در میادین انرژی این کشور و همچنین ایجاد یک همگرایی اقتصادی-سیاسی در این منطقه می باشد. روش پژوهش در این مقاله از نوع توصیفی تبیینی و اطلاعات لازم به شیوه کتابخانه ای جمع آوری گردیده است.
تدوین راهبردهای دفاع سایبری کشور در برابر تهدیدهای آتی دشمن در افق چشم انداز 1405(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی دفاعی سال ششم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۲۳
153 - 176
حوزههای تخصصی:
تهدیدهای سایبری طی سال های اخیر بر علیه جمهوری اسلامی ایران از روند رو به رشدی برخوردار شده است. فضای سایبری، اگر چه پس از زمین، دریا، هوا و فضا، به عنوان بعد پنجم نبردهای نظامی در نظر گرفته شده، لیکن بواسطه برخورداری از تفاوت های عمده ای هم چون؛ تغییرات بسیار سریع، گسترده و مداومِ، گمنامی کاربران، بی مرزی، آشوبناکی و ترکیب آن با سایر ابعاد جنگ ها، نسبت به سایر محیط های عملیاتی، از ویژگی های منحصر به فردی برخوردار است. هدف اصلی مقاله دستیابی به راهبردهای دفاع سایبری کشور در برابر تهدیدهای سایبری دشمن در افق چشم انداز 1405 می باشد که پس از ارائه مطالبی مربوط به شناخت تهدیدها و توانمندی های سایبری دشمن، راه کارهای لازم جهت مقابله با تهدیدهای آنان به بررسی عملکرد کشور در استفاده از فناوری های دفاع سایبری می پردازد. این پژوهش کاربردی و توسعه ای، روش تحقیق آن آمیخته از نوع موردی-زمینه ای، روش گردآوری اطلاعات اسنادی و پیمایشی و ابزار آن مصاحبه و جامعه آماری60 نفر تعیین شده که با استفاده از ماتریس SWOT جهت تجزیه و تحلیل محیط داخل و خارج و تدوین راهبردها و از نرم افزار TOPSIS در تعیین اولویت بندی راهبردهای دفاع سایبری کشور در مقابله با تهدیدهای سایبری دشمن استفاده گردیده و مهمترین راهبرد آن بومی سازی و هوشمندسازی سامانه های نرم افزاری و سخت افزاری سایبری کشور از منظر فرآیندها، نظامات، استانداردها، پروتکل ها، رویه ها و روال ها با استفاده از توان و ظرفیت های علمی دانشگاه ها و مراکز تحقیقاتی کشور با هدف مصون سازی و افزایش بازدارندگی سایبری در برابر تهدیدها و حمله های سایبری دشمن است.
بررسی مؤلفه های الگوی سیاست گذاری در حوزه رسانه (گذر از نهادگرایی کلاسیک به نهادگرایی جدید)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست دوره ۵۱ بهار ۱۴۰۰ شماره ۱
135 - 153
حوزههای تخصصی:
روند گسترش روزافزون ارتباطات و جابه جایی اطلاعات توسط رسانه های متعدد و متنوع در عصر جهانی شدن، سبب شده است تا بازیگران رسانه های ملی و رسمی در کنار خود، بازیگران رسانه ای دیگر را نیز مشاهده کنند. علم سیاست گذاری به طور عام و روند سیاست گذاری رسانه ای به طور خاص نیز نیازمند آن است که در مواجهه با این وضعیت جدید موضع گیری کارامدی داشته باشد. در پاسخ به این پرسش اصلی که «سیاست گذاری رسانه ای در مواجهه با حضور بازیگران رسانه ای متعدد نیازمند چه تحولاتی است؟»، فرضیه این مقاله با توجه به روند روزافزون جهانی شدن رسانه ها عبارت از آن است که «سیاست گذاری رسانه ای در مواجهه با حضور بازیگران رسانه ای متعدد نیازمند توجه همزمان به رسانه های دولتی و غیردولتی به عنوان نهادهای رسمی و غیررسمی در تمامی مراحل سیاست گذاری است». در این مقاله سعی شده تا با استفاده از روش های کتابخانه ای- اسنادی و روش شناسی نهادگرایی جدید، فرضیه اصلی آزمون شود. یافته های این پژوهش نشان می دهد که با توجه به افزایش حضور بازیگران عرصه رسانه، گسترش انواع رسانه های غیررسمی دولتی و گسترش شبکه های متداخل ارتباطی، سیاست گذاری رسانه ای کارا و موفق نیازمند «توجه به بازیگران غیررسمی در کنار بازیگران رسمی»، «توجه به مخاطب درون اجتماع به جای تحکیم رسانه رسمی» و «توجه به خصوصی سازی و مقررات زدایی رسانه ای» است تا توان دستیابی به اهداف تعیین شده را به بهترین شکل داشته باشد.
بررسی مفهوم زمان براساس آرای ابن سینا در نسبت با مطالعات آینده پژوهی
حوزههای تخصصی:
زمان، یکی از مسائل کهن فلسفی است که ذهن فلاسفه را به خود مشغول کرده است. زمان، مانند دیگر موجودات هستی از آفرینش های خداوند است که همواره حرکتی رو به جلو دارد. زمان اهمیت های متنوع با نقش های سلسله مراتب دار و طبقه بندی شده، سرعت و شتاب، افق و طول های متنوع برای پدیده ها دارد. ازاین رو زمان را می توان بستر تولد، رشد، تکوین و اضمحلال تمام پدیده ها دانست. هر پدیده ای خصیصه های زمانی خاص خود را دارد. در این پژوهش نسبت بین نظریه زمان ابن سینا و مطالعات آینده پژوهی موضوع مطالعه است. اطلاعات گردآوری شده به روش کتابخانه ای از فیش برداری اسناد، به روش استدلال منطقی- فلسفی صورت گرفته است. ازنظر ابن سینا زمان مقدار حرکت است و انسان با التفات به وجدان، اندیشه و عقل درمی یابد که وجود زمان، امری بدیهی و واقعی است نه موهوم. بنابراین، باتوجه به مفهوم زمان، در مطالعات آینده پژوهی باید توجه داشت که آینده به عنوان بخشی از زمان، همراه با حرکت است؛ لذا شناخت آینده، ساخت آینده و جامعه سازی، مستلزم شناخت واقعی از نحوه حرکت جوامع است.
ارائه چارچوب مفهومی آینده اندیشی ازمنظر رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت الله خامنه ای (مد ظله العالی)
حوزههای تخصصی:
توجه ویژه به آینده یکی از نیازهای هر انسان و جامعه ای است. ما به عنوان یک مسلمان باتوجه به آیات و روایات مربوط به این زمینه، تعاریف مشخصی از آرمان شهر داشته و معتقدیم آرمان شهر اسلامی همان حیات طیبه و جامعه مهدوی است. باتوجه به اعتقادات مسلمانان و به خصوص شیعیان، وظیفه اصلی یک شیعه آماده سازی جامعه و خود برای چنین آرمان شهری است. این آینده روشن و وعده داده شده ساختنی و دست یافتنی است. در دوران غیبت کبری، وظیفه ولایت فقیه هدایت جامعه به سمت زمینه سازی ظهور است. مقام معظم رهبری با ترسیم نقشه راه رسیدن به چنین هدفی، پنج مرحله اصلی را: انقلاب اسلامی، نظام اسلامی، دولت اسلامی، جامعه اسلامی و تمدن نوین اسلامی ذکر کرده اند. در این مقاله با روش مرور بر ادبیات و اسناد و تحلیل گفتمان بیانات ایشان در رابطه با آینده استخراج و چارچوبی مفهومی برای تبیین آینده اندیشی ازمنظر ایشان ارائه شد که شامل مؤلفه های مختلفی ازجمله ملزومات، زیرساخت ها، پیشران ها و موانع، افق بلندمدت و دامنه وسیع و ترسیم حیات طیبه و جامعه مهدوی است. در هر کدام ازاین مؤلفات می توان موارد و موضوعاتی را مشخص کرد که نیازمند تمرکز و توجه بیشتر است.
آینده اندیشی ازمنظر مکتب معتزله
منبع:
آینده پژوهی انقلاب اسلامی سال دوم بهار ۱۴۰۰ شماره ۱ (پیاپی ۴)
123 - 154
حوزههای تخصصی:
آینده پژوهی به عنوان یک فرارشته با پیشرفت روزافزون علم و فناوری اهمیت بسزایی پیدا کرده است. درهمین راستا در میان متفکران دینی در این حوزه، بررسی آینده اندیشی ازمنظر ادیان مختلف و استخراج اصول و مبانی ساخت آینده ازمنظر آنها بسیار حائز اهمیت خواهد بود. به همین علت، به عنوان یک آینده پژوه شیعه، برای شناخت صحیح، جامع و مانع از آینده اندیشی ازمنظر مکتب تشیع، نیاز به شناخت این مبحث درمیان دیگر مکاتب اسلامی می باشد که دراین میان مکتب معتزله یکی از اصلی ترین مکاتب است. در مکتب معتزله، اصولی مانند توحید، عدل، وعد و وعید، منزله بین المنزلتین، حسن وقبح عقلی و امر به معروف و نهی ازمنکر، پایه های این تفکر را ساخته است. در این مقاله تلاش شده است با استفاده از روش تحلیل اسنادی به سه مقوله امامت، سیاست و تعلیم وتربیت که از اهم امور در ساخت آینده ازمنظر معتزله هستند، پرداخته شود. دراین بین طرز نگاه به موضوع امامت، جایگاه و میزان بحث اختیار انسان و نحوه برخورد با موضوع امر به معروف و نهی ازمنکر از مهم ترین تفاوت های مکتب معتزله با تشیع است که در ساخت آینده اندیشی ازمنظر این دو مکتب، نقش آفرینی کرده و اختلاف دیدگاه آنها را با یکدیگر رقم خواهد زد.
Elucidation of Pattern of People's Participation in Economic Support and Providing Manpower in the Context of the Imposed War and Western Sanctions(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Any political unit's development, strength, and subsistence, especially in critical situations, rely on people's participation and social resources. Similarly, in costly and threatening crises like war, reliance on the masses and their responsibility leads to social advancement and solutions to state problems. The main question of the present article is ‘whether popular participation in the imposed war and Western sanctions could be a pattern for solving the country's future problems?’ People's presence and participation have been of most crucial factors of victory, persistence, and maintenance of the Islamic Revolution of Iran. The findings declare that although we can find examples of this kind of national partnership in some nations, Iranians' successful model of unity and participation during the eight years of unequal war and sanctions is unique. Using this model can lead to the solidarity of the government and nation in rapid development and ensure the country's progress in the future. The study employs a library-research method for data collection in a descriptive-analytical approach.
Imam Khomeini's Strategic Management in the Imposed War(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
One of the important and fundamental issues that can be raised and used as an effective management model for officials and managers of today's society is to identify and explain the strategic management and strategic thinking of Imam Khomeini during the imposed war. To this end, this study seeks to answer the fundamental question of what are the important managerial characteristics in the Imam's biography and behavior during the imposed war? The research claim emphasizes that Imam Khomeini's managerial characteristics were based on his personal and organizational behavior and behavior based on Islamic values. Also, the purpose of research is to design and explain an efficient model of Imam Khomeini's management strategies and model its behavior for the country's managers. The research findings also show that Imam Khomeini's leadership and management model in the imposed war can be identified and explained in a combined way based on three levels: individual (personality), behavioral and organizational. The research method is descriptive-analytical and the method of extracting information data will be documentary and library.The research findings also show that Imam Khomeini's leadership and management model in the imposed war can be identified and explained in a combined way based on three levels: individual (personality), behavioral and organizational. The research method is descriptive-analytical and the method of extracting information data will be documentary and library.
نقش قدرت های بزرگ در تحولات حقوق بین الملل؛ با تأکید بر روسیه و ایالات متحده آمریکا
منبع:
دانش تفسیر سیاسی سال سوم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۸
95-128
حوزههای تخصصی:
برخی از صاحب نظران روابط بین الملل، مانند رئالیست ها، معتقدند حقوق بین الملل در راستای تحقق اهداف قدرت های بزرگ و در سایه آن شکل گرفته و رشد یافته است. بعبارتی قدرت های بزرگ نقش تعیین کننده ای در شکل دادن، تثبیت و حمایت از حقوق بین الملل دارند. به منظور بررسی مسئله حاضر، این سؤال مطرح می شود که قدرت های بزرگ نظام بین الملل چگونه در تحولات حقوق بین الملل نقش آفرینی می کنند؟ به نظر می رسد قدرت های بزرگ با توسل به توانمندی های مختلفی که دارند، از طریق نهادسازی، شکل دادن به معاهدات و هنجار سازی نقش کلیدی در این زمینه ایفا می کنند. هدف مقاله حاضر بررسی نقش و عملکرد قدرت های بزرگ به ویژه روسیه و امریکا در چگونگی ایجاد و گسترش حقوق بین الملل است. در این راستا بر مبنای روش توصیفی-تحلیلی و با داده های تاریخی به نقش قدرت های بزرگ نظام بین الملل در ایجاد و گسترش حقوق بین الملل پرداخته شود.
عدالت و قانون در اندیشه تجددگرایان متقدم در ایرانِ عصر قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه علوم سیاسی سال شانزدهم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۳ (پیاپی ۶۳)
149 - 182
حوزههای تخصصی:
در اندیشه قانون خواهی ایرانیانِ عصر قاجار، یکی از مفاهیمی که در کنار قانون به آن توجه شده بود «عدالت» است. قانون در معنای جدید آن نسبت وثیقی با عدالت داشت و این موضوعی نبود که از دید تجددگرایان ایرانی آن دوره پنهان بماند. این پژوهش با بهره گیری از روش هرمنوتیک قصدگرای اسکینر به دنبال پاسخ به این پرسش است که در اندیشه تجددگرایان ایرانی عصر قاجار چه نسبت ها و برداشت هایی میان قانون و عدالت وجود دارد؟ بر این مبنا «زمینه» فکری آن ها «تجدد»، «انگیزه» ایشان «قانون» و «نیت» شان «عدالت» بود. در این میان در دو مورد نخست همسانی میانِ آن ها زیاد بود اما در «نیت» عدالت دیدگاه هایِ مختلفی وجود داشت. ملکم و طالبوف به «قانون به مثابه عدالت» توجه داشته و نیز دیدگاهِ «نهادی» به عدالت داشتند. مستشارالدوله از یک سو به «برابری و قانون» و از سوی دیگر به «هماوردی شرع و قانون» و عدالت توجه داشت و آخوندزاده را می توان متنقد اصلی هرگونه نسبت میان «هماوردی قانون و شرع» و عدالت دانست، چرا که دیدگاه او نسبت به عدالت و قانون تنها بر مبنای نگاه مدرن و لیبرالیستی آن بود.
نظم سیاسی کوهنی و لاکاتوشی: منعطف یا سخت؟(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش سیاست نظری پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۳۰
1 - 27
حوزههای تخصصی:
پارادایم کوهن و برنامه پژوهش علمی لاکاتوش، به عنوان دو سنت روش شناسی رقیب، نگرشی های نو در تاریخ علم و معرفت/ حقیقت ایجاد کردند. این مقاله می کوشد میان روش شناسی این دو مورخ علم با سیاست نظری پیوند برقرار کند و این پرسش ها را طرح می کند: روش شناسی کوهن و لاکاتوش، حاوی چه نظم سیاسی اند؟ آیا این نظم های سیاسی، منعطف هستند یا سخت؟و چگونه تغییر می کنند؟ این مقاله بر اساس اصل سازگاری (سازگاری نتایج با اصول اولیه) می کوشد تا بدین پرسش ها، پاسخ دهد. این مقاله نشان می دهد که نظم سیاسی کوهنی و لاکاتوشی، هر دو بر اساس رقابت و منازعه شکل می گیرند؛ اما به محض تثبیت، هر دو به یک نظم سخت تا نیمه سخت بدل می شوند: یعنی اولی تکثر و تغییرات (اصلاحات) را صرفاً در چهارچوب پارادایم مسلط می پذیرد و دومی صرفا در امور حاشیه ای که خطری برای هسته سخت قدرت نداشته باشد با وجود این، تغییر انقلابی در نظم سیاسی کوهنی، اندکی راحت تر از نظم سیاسی لاکاتوشی اتفاق می افتد. زیرا روش شناسی نسبی گرایانه کوهن می پذیرد که هیچ نظم ذاتی وجود ندارد؛ پس در وضعیت بحرانی یعنی از دست رفتن کارآمدی و اجماع نخبگان، می توان به سوی یک نظم جدید حرکت کرد. اما روش شناسی تاریخ گرای لاکاتوشی، یک نظم محافظه گراتر را ایجاد می کند؛ زیرا تأکید دارد که باید به هسته سخت نظم سیاسی فرصت داد تا تمامی ظرفیت های خود را در بستر تاریخ آشکار نماید و صرفاً در صورت تولید نکردن محتوای تجربی و نظری، می تواند جای خود را به یک نظم سیاسی جدید دهد. در کل هر دو نظم دگراندیش ستیز هستند.
بررسی ویژگی های محیط بین المللی و سیاست خارجی در توسعه اقتصاد یکره جنوبی (2010-1980)
منبع:
دانش تفسیر سیاسی سال سوم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۱۰
155-185
حوزههای تخصصی:
مطالعه کشورهای موفق در زمینه توسعه اقتصادی نشان می دهد که کشورها چاره ای جز ورود به فرآیند توسعه با رویکرد جهانی ندارند و لازم است در این راستا میان برنامه توسعه ملی و اقتصاد یکپارچه جهانی هماهنگی ایجاد شود که انجام این وظیفه مهم بر عهده دستگاه سیاست خارجی و در هماهنگی باسیاست داخلی و محیط بین المللی است. این پژوهش با بهره گیری از رهیافت دولت توسعه گرای آدریان لفت ویچ به نقش محیط بین الملل و سیاست خارجی در توسعه اقتصادی کشور کره جنوبی می پردازد و در صدد پاسخگویی به این سوال است که محیط بین المللی و سیاست خارجی، در توسعه ی اقتصادی کره جنوبی در دوره ی زمانی 1980 تا 2010 از کدام ویژگی ها برخوردار بوده است؟ فرضیه ارائه شده دال بر این است که در توسعه ی اقتصادی کره جنوبی، ویژگی های مساعد توسعه ی اقتصادی در محیط بین المللی و تشابه و تمایز در کنشگری سیاست خارجی، وجود داشته است. شیوه جمع آوری داده ها، کتابخانه ای و روش تحلیل آن مقایسه ای می باشد.
چالش های فراروی جمهوری اسلامی در مهندسی فرهنگ انسجام و وحدت در جهان اسلام(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جستاری که در پی می آید تلاشی در بازنمود چالش ها و موانع مهندسی فرهنگی در عرصه انسجام و وحدت در جهان اسلام است. این مقاله با روش توصیفی تحلیلی سامان یافته، و بر حسب دستاورد یا نتیجه تحقیق از نوع توسعه ای کاربردی و از لحاظ هدف تحقیق از نوع اکتشافی و به لحاظ نوع داده های مورد استفاده، یک تحقیق کیفی است. نتایج حاصل از تحلیل و ترکیب داده های جمع آوری شده نشان می دهد که «تعارضات ایدئولوژیک فرهنگی»، و «چندفرهنگی گرایی در جهان اسلام»، «شکاف بین تغییرها و تدبیرهای فرهنگی»، «حاکمیت ساختار قومی و قبیله ای» «فقدان درک مشترک فرهنگی از وحدت و انسجام»، «حاکمیت نگرش امنیتی به مطالبات قومی و مذهبی» از جمله موارد مهم در چالش های فراروی جمهوری اسلامی در مهندسی فرهنگی وحدت و انسجام در جهان اسلام است. این پژوهه «امکان پذیری رویارویی با چالش ها» را یکی از مهم ترین برون دادهای بازنمایی این چالش ها می داند.
الگوی رفتاری جمهوری آذربایجان با جمهوری اسلامی ایران؛ برآیندی از سازه های هویتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
متعاقب فروپاشی شوروی در سال 1991م و استقلال جمهوری های جدا شده، منافع امنیتی ایران در حوزه آسیای مرکزی و قفقاز تغییر نمود. ایران می توانست با توسعه روابط خود با جمهوری های تازه استقلال یافته، منافع امنیتی خود را در منطقه تأمین نماید. یکی از جمهوری های استقلال یافته، جمهوری آذربایجان بود که نقش استراتژیکی در منافع امنیتی ایران ایفا می نماید. به رغم پیوند های قوی مذهبی، تمدنی و فرهنگی جمهوری آذربایجان با حوزه سرزمینی ایران، روابط آن در عصر پسااستقلال با ایران بیشتر بر محور واگرایی بوده تا بر محور هم گرایی. به نظر می رسد که در این واگرایی، نقش سازه های هویتی از اهمیت به سزایی برخوردار است. به خاطر اهمیت موضوع، پژوهش حاضر به دنبال پاسخ گویی به این سؤال محوری است که سازه های هویتی چه تأثیری بر روابط جمهوری آذربایجان با جمهوری اسلامی ایران داشته است؟ یافته های پژوهش نشان می دهد سازه های هویتی از جمله: برساخته شدن تقابل های هویتی ترکی در مقابل ایرانی از سوی نخبگان سیاسی جمهوری آذربایجان، سکولاریسم در مقابل اسلام گرایی در سطح داخلی جمهوری آذربایجان و برداشت و رویکردهای متفاوت دو دولت در سطح منطقه ای و نظام بین الملل، بر واگرایی جمهوری آذربایجان با جمهوری اسلامی ایران تأثیرگذار بوده است. روش پژوهش در این مقاله توصیفی تحلیلی و روش گردآوری داده ها منابع کتابخانه ای و اینترنتی است.
An Analysis of China's Military Diplomacy towards Iran(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Iranian Review of Foreign Affairs, Volume ۱۲, Issue ۳۳- Serial Number ۱, January ۲۰۲۱
279 - 305
حوزههای تخصصی:
The main goal of this article is to examine the evolutionary process of organizing and advancing China's military relations and arms diplomacy towards Iran. China is now recognized as the most prominent rising power of Asia-Pacific in the international balance of power. In this regard, the authors of the present study, using the formal statements of china`s officials and analyzing documents, have sought to answer this question “what factors affect the formulation and furtherance of China's arms cooperation with Iran”? The hypothesis put forward to answer this question by the present study suggests that “Analyzing China's approach towards military diplomacy and arms cooperation with Iran can be divided into three separate time frames; Since 1979 to 1990, through military cooperation with Iran and besides earning profits and overcoming technological underdevelopment, Beijing sought to contribute to a more balanced distribution of power in West Asia. Until 2012, China adjusted its military engagement with Iran due to the mounting importance of the US parameter in its foreign policy, but since Xi Jinping took office in 2013, China-which now sees itself as a major power-has pursued a more strategic approach towards military ties with Iran.
تقابل روسیه با آمریکا در منطقه غرب آسیا و شمال آفریقا برپایه آیین جنگ هیبریدی گراسیمف (مطالعه موردی: سوریه و لیبی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آیین جنگ هیبریدی گراسیمف که اولین بار والری گراسیمف مطرح کرد، مبتنی بر دوراندیشی است. این آیین بر استفاده ترکیبی از مؤلفه های قدرت سخت و نرم تأکید می کند و به رهبران روسیه گوشزد می کند که به علت تغییر ماهیت تهدیدها، بهره مندی از تاکتیک های جنگ ترکیبی، برای ورود روسیه به عرصه نبردهای مدرن و مقابله مؤثر با دشمنان این کشور اجتناب ناپذیر است. از سوی دیگر، منطقه غرب آسیا و شمال آفریقا نیز به دلیل های متعدد از دوران اتحاد شوروی، در نظر مسکو از اهمیت و جایگاه خاصی برخوردار بوده است، بنابراین کرملین آیین جنگ هیبریدی گراسیمف را ابزاری کارامد برای مقابله با نفوذ و قدرت آمریکا و بازگرداندن جایگاه خود در این منطقه یافت. به باور روس ها گسترش دامنه حضور و نفوذ آنان در منطقه راهبردی غرب آسیا و شمال آفریقا می تواند عنصری اثرگذار در راستای دستیابی آنان به جایگاه یک قدرت بزرگ جهانی باشد. چگونگی بهره مندی روسیه از اصول جنگ هیبریدی گراسیمف با هدف تقابل با آمریکا در منطقه غرب آسیا و شمال آفریقا پرسشی است که مطرح می شود. یافته های این نوشتار به شیوه اسنادی و کتابخانه ای و روش پردازش مبتنی بر توصیف داده ها و تبیین آن ها براساس چارچوب مفهومی نوشتار، بیان می کند که روسیه بنابر آموزه های آیین گراسیمف، در پی به کاربستن آمیخته ای از مؤلفه های قدرت سخت و نرم برای مقابله با نفوذ آمریکا در غرب آسیا و شمال آفریقا و در مقابل گسترش دامنه حضور و نفوذ خود در این منطقه است.
نخبگان قفقازی و جنبش ضدکمونیستی «پرومته»: مطالعه موردی مقاله های محمدامین رسول زاده در نشریه پرومته(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پس از فروپاشی امپراتوری تزاری در پی انقلاب 1917، فعالان سیاسی غیرروس در خلأ قدرت پدیدآمده به دنبال دست یابی به خودمختاری و سپس استقلال برای جوامع خود برآمدند. به این ترتیب، جمهوری های سه گانه جنوب قفقاز یکی پس از دیگری استقلال خود را در سال 1918 به دست آوردند، اما دیری نپایید که ارتش سرخ به عمر این جمهوری ها پایان داد و رهبران آن ها را مجبور به مهاجرت کرد. این مهاجران سیاسی مبارزه خود را در قالب فعالیت های مطبوعاتی در تبعید پی گرفتند. نشریه پرومته که جنبش ضدکمونیستی ای به همین نام با حمایت دولت لهستان در سال های 1926 تا 1940 در پاریس منتشر می کرد از مهم ترین نمونه ها بود. یکی از همکاران اصلی این نشریه، محمدامین رسول زاده (1884 1955)، از چهره های اثرگذار مشروطه ایران (1905 1911) و از بنیان گذاران جمهوری آذربایجان (1918 1920) بود که بعدها به سازماندهی تبعیدیان آذربایجانی در ترکیه و اروپا و فعالیت علیه اتحاد شوروی پرداخت. در این پژوهش کوشیده ایم با تمرکز بر مقاله های رسول زاده در نشریه پرومته، جایگاه وی به عنوان یکی از اثرگذارترین فعالان سیاسی قفقازی در جنبش پرومته و فعالیت های ضدکمونیستی او در دوران تبعید را بررسی کنیم که کمتر مورد توجه پژوهشگران ایرانی قرار گرفته است. بر این اساس، مفاهیم اصلی فعالیت های قلمی رسول زاده در نشریه پرومته عبارت از هویت بخشی تاریخی و فرهنگی به جمهوری آذربایجان، دفاع از ایده ترک گرایی در برابر تبلیغات اتحاد شوروی و همچنین محافل روس های سفید و ارمنیان، افشای سیاست های توسعه طلبانه مسکو در برابر همسایگان و تلاش برای گردآوردن نخبگان تبعیدی قفقازی در مورد اندیشه ایجاد کنفدراسیونی از جمهوری های قفقاز بودند.
صورت بندی اصول بنیادین توسعه در مدل نوردیک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مدل نوردیک تبدیل به یک نشان (برند) در سطح اقتصاد سیاسی بین الملل شده است. پذیرش مدل سوسیال دموکرات تأثیراتی بسیار فراتر از نتایج صرف اقتصادی ایجاد کرده است. با این حال اگرچه اعمال اصول بازار آزاد، نوآوری و تجارت، دولت های رفاه را در میان جهان صنعتی شده با تراز بالای GDP و کیفیت بالای استانداردهای زندگی رسانده است؛ اما ساخت ویژه اجتماعی و ثبات سیاسی دولت ها را قادر می سازد تا این سطح از سرمایه اقتصادی و اجتماعی را تجربه کنند. این ساخت اجتماعی و ثبات سیاسی نیز خود برآیندی از زمینه های فکری - اجتماعی حوزه نوردیک است. دولت های رفاه فراگیر نوردیک، دارای نظام رفاه اجتماعی،تأمین خدمات اجتماعی و همگانی و درعین حال نظام مالیات گیری سخت گیرانه، سازوکارهای امنیت شهروندان و ... هستند. این سنت های منحصر به فرد فکری و زیست فرهنگی و اجتماعی موجود در حوزه نوردیک، ویژگی های اصلی تعیین کننده توسعه مدل نوردیک محسوب می شوند؛ سنت هایی که هر یک بخشی جداناپذیر از الگوی توسعه ترکیبی (هیبریدی) سوسیال دموکرات –سرمایه داری در حوزه نوردیک را صورت بندی کرده اند. پرسش این پژوهش این است که چگونه سنت های اجتماعی – فرهنگی، هم زمینه شکل گیری و هم زمینه حل دشواری ها و معماهای مدل دولت رفاه فراگیر نوردیک را صورت بندی کرده است؟ برای پاسخ به این پرسش با استفاده از روش توصیفی – تبیینی، ضمن بررسی سنت های اجتماعی فرهنگی جامعه نوردیک، از جمله سنت دهقانی آزاد، سنت آرمان شهر سوسیالیستی، سنت سرمایه داری و سنت حکمرانی، چگونگی پیکربندی این سنت ها در اصول و مبانی «توسعه انسانی»، «اقتصاد ترکیبی (هیبریدی)»، «سرمایه اجتماعی» و «اعتماد همگانی»، «جایگاه برابری»، «همبستگی و مالکیت» و «مدل توسعه یافتگی» نوردیک پژوهش می شود.
تاملی بر چهارچوب های شناختی ناظر بر آینده نظام بین الملل در بیانیه گام دوم انقلاب
حوزههای تخصصی:
بیانیه گام دوم انقلاب بیش از آنکه منشوری جهت ارتقای آگاهی مردم ایران باشد سندی راهبردی است که با عنایت به مؤلفه های اساسی و بنیادین انقلاب اسلامی بر پایه تجربیات گذشته با نگاهی امیدوارانه به آینده می نگرد. یکی از ملزومات حضور انقلاب اسلامی در عرصه های جهانی شناخت چهارچوب های شناختی در آینده نظام بین-الملل با عنایت به آرمان های اصیل انقلاب اسلامی می باشد. بر همین اساس مقام معظم رهبری «مدظله العالی» با تبیین و ترسیم چشم اندازهای پیش روی انقلاب اسلامی و راهبردهای تحقق آن در قالب بیانیه گام دوم انقلاب اقدام به ترسیم سطوح شناختی در عرصه های مختلف نمودند. بر این اساس در این نگاشته سعی گشته است تا با اتخاذ رویکرد آینده پژوهی و روش دیده بانی و با عنایت به مؤلفه های پایه ای و بنیادین انقلاب اسلامی اقدام به تبیین محتوایی بیانیه گام دوم شود و در راستای تحقق نظام انقلابی به عنوان بستر تحقق اهداف مد نظر در گام دوم انقلاب، نسبت به تبیین چالش ها و فرصت های انقلاب اسلامی در چهارچوب شناختی ناظر بر آینده نظام بین الملل اقدام گردد. یافته مقاله نشان می دهد که شکل گیری و تکمیل چهارچوب های شناختی، فرآیندی تدریجی و تکمیلی است که نیازمند زمان بوده و از ملزومات آن شکل گیری تحول معنوی متکی بر فهم و شناخت صحیح نسبت به مسائل می باشد. بدون تردید رسیدن به این خواسته مستلزم نقشه راه متناسب با الزامات و سایر مقدمات کار است که بخشی از آن تحقق یافته و ادامه موفقیت در آن مشروط بر بسترسازی های متناسب با آرمان های اصیل انقلاب اسلامی در پیکره دولت با همفکری نخبگان و دلسوزان انقلاب می باشد.