فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۰۱ تا ۴۲۰ مورد از کل ۳۳٬۳۰۷ مورد.
منبع:
روابط خارجی سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
225 - 255
حوزههای تخصصی:
این مقاله به دنبال فهم چیستی الگوی رفتاری ایران در مناقشات منطقه ای است. در این راستا، برخی عاملیت ساخت قدرت در جمهوری اسلامی ایران را برجسته می کنند و عده ای دیگر، برآنند که ملاحظات ژئوپلیتیکی و امنیتی به رفتار ایران در مناقشات منطقه ای جهت می دهد. به نظر می رسد که هرکدام از این دیدگاه ها، بر متغیرهای مادی و هنجاری خاصی تأکید دارند؛ با این حال، دیدگاه و مفهوم فراگیری برای فهم چیستی رفتار ایران در مناقشات ارائه نمی دهند. برخی دیگر در میان این دو طیف قرار می گیرند و بر این باورند که تلاقی این دو دیدگاه، رفتار منطقه ای ایران را جهت می دهد. بر این اساس، این پژوهش به دنبال آن است که چهارچوب جدیدی برای فهم رفتار منطقه ای ایران در مناقشات با طرح این پرسش که «جمهوری اسلامی ایران در مواجهه با مناقشات منطقه ای از چه الگوی رفتاری پیروی می کند؟» ارائه دهد. فرضیه پژوهش بر اساس مفهوم «عمل گرایی اضطرار» مفصل بندی شده است و ناظر بر این است که عمل گرایی اضطرار برای جمهوری اسلامی، ماهیتی تاکتیکی، تدافعی، امنیت محور و مصلحت گرا دارد.
جنبش سوریه و نقش سازمان های بین المللی در قبال آوارگان جنگ
منبع:
راهبرد سیاسی سال ۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳۲
29 - 51
حوزههای تخصصی:
کشور سوریه در شرایطی درگیر یک جنگ داخلی شد که ؛ مخالفان سوری با اندیشه های قومی ؛مذهبی با پشتیبانی کشورهای منطقه عربی و با استفاده از عدوات جنگی و با مداخله آمریکاو برخی از کشورهای اروپایی و کشور ترکیه در ایجادجنگ داخلی در سوریه پدید آمد . عواقب مخرب این جنگ منجر به کشته شدن و مهاجرت کثیری از مردم سوریه به کشورها حاشیه شد . در این میان سازمان های بین المللی از باب مسولیت حقوقی بر اساس منشور سازمان بین الملل موظف به حمایت از مردم آواره و پناهجویان سوریه در قبال بحران جنگ وقواعدحقوق بشر جهانی بوده اند . در این تحقیق تلاش شده است ؛ تحولات و رویداد های ماقبل دولت سوریه که منجر به جنگ داخلی از سال ۲۰۱۱ تا سال ۲۰۱۸ گردید را بیان و وظایف سازمان های بین المللی را در چارچوب پیامدهای جنگ کشور سوریه در کمک از آوارگان سوریه بررسی نماید و اینکه به چه میزان این مسولیت های بین المللی محقق شده است. هرچندسازمانهای بین المللی اراده ای در تحقق وظایف بین المللی خود ایفا ننمودند. اما بخوبی میدانند کماکان سوریه آبستن جنگ داخلی و آوارگی مردم و فاقد امنیت انسانی است.
فراتحلیل مهم ترین عوامل موثر بر مشارکت سیاسی شهروندان تهرانی طی 10 سال اخیر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مشارکت سیاسی از جمله انواع مشارکت است که همواره مورد توجه اندیشمندان و متفکران جامعه شناس و سیاست پژوه بوده است. آمارهای چند سال اخیر نشان از فراز و نشیب میزان مشارکت سیاسی در ایران به ویژه در زمینه مشارکت در انتخابات دارد. به گونه ای که روند مشارکت در انتخابات ریاست جمهوری از 85 درصد در سال 1388 به 49 درصد در سال 1400 نزول پیدا کرده و مشارکت در انتخابات مجلس شورای اسلامی نیز از 64 درصد در سال 1390 به 41 درصد در سال 1402 کاهش یافته است. از این رو مهم ترین پرسش آن است که چه عواملی بر مشارکت سیاسی شهروندان تهرانی تاثیر دارد تا از طریق شناخت این عوامل به علل کاهش این کنش سیاسی پی برد. در این مقاله تلاش شده از طریق روش فراتحلیل تمامی تحقیقات مطالعات علمی مرتبط با این حوزه که طی 10 سال اخیر انجام پذیرفته اند، پرسش پژوهش پاسخ داده شود. در نتیجه تحلیل صورت گرفته مشخص شد به ترتیب عوامل فرهنگی با اندازه اثر 374/0 عوامل سیاسی با اندازه اثر 334/0 عوامل فناوری با اندازه اثر 318/0 عوامل اجتماعی با اندازه اثر 264/0 و عوامل اقتصادی با اندازه اثر 217/0 دارای بیشترین تاثیر بر مشارکت سیاسی شهروندان تهرانی هستند.
بررسی ظرفیت سند جامع 25 ساله ایران و چین درارتقاء جایگاه منطقه ای ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات سیاسی و بین المللی دوره ۱۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۲
17 - 30
حوزههای تخصصی:
چین ازمهمترین شرکاء ایران است. درسال 2021 سند25 ساله همکاری ایران و چین مبادله گردید.اجرای این سند بروابستگی می افزاید و این وابستگی منجر به عمق ارتباط وحمایت طرفین در مسائل کلان می شود.سرمایه گذاری شرکت های چینی درایران باعث برهم خوردن پیگیری سیاست توازن چین ، دسترسی ایران به منابع بیشتر، افزایش پشتوانه ایران و امکان پیگیری سیاستهای منطقه ای ایران خواهد شد.درآسیای مرکزی با ساخت یک سری خطوط لوله و راه آهن - مانند کریدور قزاقستان – ترکمنستان، ایران - سعی کرده خود رابه عنوان خروجی آسیای مرکزی به خلیج فارس قرار دهد.دراینصورت کشورهای آسیای مرکزی قادر خواهند بودبدون نیاز به عبوراز روسیه، گاز طبیعی رابه اروپا و آسیا برسانندو ایران نفوذ واهرم بیشتری درآسیای مرکزی به دست خواهد آورد.بنابراین تحقق سند 25 ساله از حوزه های مختلف منجربه ارتقاء جایگاه منطقه ای ایران درغرب آسیا و آسیای مرکزی می گردد.سه مزیت نسبی ایران شامل تأمین انرژی پایدار،دسترسی امن ترانزیتی به آسیای میانه و شرق مدیترانه وایجاد امنیت در جغرافیای اسلامی، توأمان، سه نیاز اصلی چین برای حفظ چرخه ثبات و رشد اقتصادی در دهه های آینده است؛در مقابل،تأمین زنجیره ارزش افزوده مشتقات انرژی، تکمیل زیرساخت های ترانزیتی وتسهیل دسترسی به منابع مالی مزایای چین برای اقتصاد ایران محسوب می شود.
سیر تحول در مفهوم آرمان فلسطین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسئله فلسطین، موضوعی پیچیده و در عین حال اصلی ترین مسئله جهان اسلام و از مهم ترین مسائل سیاسی – امنیتی و اجتماعی حل نشده در جهانِ معاصر است. مردم فلسطین به واسطه طرح های استعماری و دخالت قدرت های جهانی و ضعف راهبردی جهان اسلام و عرب، علی رغم پایداری و مقاومت، متحمل اشغالِ سرزمین، غارت، آزار و اذیت و نقض مداوم حقوق انسانی و طبیعی خود شده اند و بسیاری از آن ها اکنون پناهنده، آواره و بی تابعیت هستند. تشکیل دولت اسرائیل، فلسفه اشغال گری، خشونت و بحران آفرینی را به امری مستمر در سرزمین فلسطین تبدیل کرده است. از این رو دستیابی به صلح و آرامش، عدالت و آینده ای شایسته برای مردم فلسطین بر پایه هویت ملی، مستلزم ارائه راه حلی است که در برگیرنده حقوق اساسی و مسلم آحاد فلسطینی ها باشد. درک صحیحِ آرمان فلسطین - به عنوان نمادِ هویت ملی و بین المللی فلسطینیان – و شناخت مبانی معرفتی و سیر تحول در مفاهیم و مصادیق آن، سرآغازی لازم و ضروری برای ترسیم راه حلِ عادلانه و شرافتمندانه مسئله فلسطین است. این پژوهش بر آن است با خوانش درونی و بیرونی و بررسی تحولِ معنایی آرمان فلسطین در سه سطح محلی، منطقه ای و بین المللی، چگونگی پیوند گذشته با وضعیت حاضر و امتداد آن با آینده را با بهره گیری از روش تحلیل انتقادی استعاره مشخص کند.
بررسی نسبت فضای مجازی و حکمرانی خوب در عرصه سیاست جهانی: مورد مطالعه ایران و چین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست جهانی دوره ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۵۱)
193 - 216
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تحلیل تأثیر بهره گیری از فضای مجازی در تحقق حکمرانی مطلوب انجام شده است و در صدد پردازش به چگونگی تأثیر فضای مجازی بر حکمرانی خوب است. با افزایش ضریب نفوذ شبکه های اجتماعی مجازی در بین افراد جامعه و تأثیرات آن در همه ابعاد زندگی بشر، هیچ حوزه ای بدون بهره برداری از پتانسیل فضای مجازی و همسوشدن با تحولات آن نمیتواند راه پویایی و توسعه را در عرصه پر رقابت جهانی و حتی محلی بپیماید. یکی از عرصه های مهم متأثر از فضای مجازی عرصه حکمرانی است. یافته های پژوهش بیانگر این مطلب است که دولتها برای اجرای مطلوب الگوی حکمرانی و تحقق آرمان های خود باید ماهیت این نوع جدید از حکمرانی را درک کرده و با بهره گیری از ظرفیتهای فضای مجازی در برقراری تعادل و ثبات بین بخش های مختلف جامعه تلاش نمایند. نتایج پژوهش حاکی از آن است که بازطراحی مناسبات حاکمیت و فضای مجازی می بایست باتوجه به شکل گیری جوامع شبکه ای و پویا شدن قدرت در شبکه، بر اساس شرایط و اقتضائات جامعه شبکه ای و شرایط ویژه سیاسی، اجتماعی و اقتصادی کشور صورت گیرد.
A Comparative Study of the Nature of Violence in the French, Russian, and Iranian Revolutions(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This research conducts a comparative study of the nature of violence in three significant contemporary revolutions: the 1789 French Revolution, the 1917 Russian Revolution, and the 1979 Iranian Revolution. These revolutions are recognized as pivotal moments in the political and social history of each country as well as in global history. The aim of this research is to analyze the causes and consequences of violence in these three historical events. The study employs a qualitative method and a descriptive-analytical approach, identifying patterns of violence and the social, economic, and political contexts through an in-depth examination of each revolution. The findings reveal that in the French Revolution, violence was utilized as an effective tool for achieving social and political change, with the synergy among social classes contributing to its intensification. In the Russian Revolution, specific historical conditions, particularly the aftermath of World War I and widespread poverty, led to increased violence and the outbreak of civil war. In contrast, the Iranian Revolution demonstrates a different approach, where protesters sought to achieve social change through non-violent strategies. Ultimately, this research highlights that social, economic, and political factors, especially feelings of deprivation and the ability to mobilize resources, have direct impacts on the nature of violence and revolutionary outcomes, and can contribute to a better understanding of contemporary social transformations.
خودآگاهی ملی و پیوند آن با جهان ایرانی در میراث شعری لایق شیرعلی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ملی سال ۲۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۰۱)
31 - 49
حوزههای تخصصی:
مهم ترین و بارزترین وجه اشتراک بین ایران و کشورهای افغانستان و تاجیکستان زبان فارسی است. زبان و شعر فارسی پل استواری میان ما و تاریخ و فرهنگ باشکوه گذشته مان ایجاد کرده است. شعر که یکی از عناصر مهم و سازنده ی فرهنگ هر کشور و مردم آن محسوب می شود، بازتاب روح جمعی و آرزوهای ملی همان جامعه است؛ به همین دلیل است که نقش شاعران در فرهنگ سازی و به تبع آن، در هویت و خودآگاهی ملی اهمیت می یابد. مسئله اصلی این پژوهش تحلیل و بررسی عناصر آگاهی بخش هویت و ملیت در شعر لایق شیرعلی، یکی از برجسته ترین نمایندگان ملی گرای شعر معاصر تاجیک است. نگارندگان با روش تحلیلی و توصیفی در بستر رمانتسیم اجتماعی این عناصر را ذیل زبان گم کرده (اهمیت زبان مادری)، خاک وطن (وطن جغرافیایی)، شعر تاریخ (یادکرد تاریخ و فرهنگ آریایی)، روح رخش (الهام از شاهنامه) و وطن فرهنگی (سمرقند و بخارا) در اشعار شاعر دسته بندی و تحلیل کردند. نتایج تحقیق حاکی از آن است که شاعر به شدت خود را به فرهنگ مشترک با ایران و جهان ایرانی وابسته می داند و پیوسته می کوشد آن را در شعر خود بازتاب دهد.
مطالعه تطبیقی تأثیر فلسفه هایدگر بر فردید و هانری کربن و انعکاس آن در نقد مدرنیته، بومی گرایی و معنویت اسلامی ایران معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست دوره ۵۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
430 - 401
حوزههای تخصصی:
در پژوهش حاضر به بررسی تطبیقی اندیشه های فردید و کربن در تأثیرپذیری از فلسفه هایدگر پرداخته شده است. مسئله اصلی، واکاوی نحوه مواجهه این دو متفکر با مدرنیته و سنت های اسلامی-ایرانی بود. هدف پژوهش، تحلیل تطبیقی تأثیرپذیری آنها از هایدگر و بررسی تفاوت های بنیادین در نگرششان به مدرنیته، معنویت اسلامی و بومی گرایی را شامل می شد. روش پژوهش کیفی با رویکرد تطبیقی-تحلیلی بود که از طریق مطالعه کتابخانه ای و تحلیل محتوای کیفی آثار این متفکران انجام شد. نتایج نشان داد برای فردید، که در ستیز با تجدد به گنون سنت گرا نزدیک تر بود، مدرنیته به مثابه وضعیتی تاریخی اهمیت محوری داشت و با تأثیرپذیری از هولدرلین و مانیفست شعر، به نقد رادیکال مدرنیته و غرب زدگی پرداخت. در مقابل، کربن با تمرکز بر معنویت و عرفان اسلامی، کمتر به مدرنیته به عنوان وضعیتی تاریخی پرداخت و بیشتر در پی بازتعریف سنت های ایرانی-شیعی در قالبی جهانی بود. کربن در هایدگر متقدم توقف کرد و ادامه مسیر را با چراغ تشیع پیمود. نتیجه گیری پژوهش آشکار ساخت که تفاوت های فردید و کربن در عمق اندیشه و خوانش فلسفی آنها ریشه داشت، اما میراث فکری هر دو به گونه ای متفاوت به ایدئولوژیک سازی انجامید: کربن با بازخوانی میراث فلسفی ایرانی، زمینه ساز برداشت های ایدئولوژیک از عرفان اسلامی شد، درحالی که میراث تراژیک فردید به ایدئولوژیک سازی سنت در معنای منفی و غرب ستیزی رادیکال منتهی شد.
نقش شهید آیت الله بهشتی بر مشروعیت بخشی به نظام جمهوری اسلامی ایران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های سیاسی و بین المللی دوره ۱۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۳
138 - 154
حوزههای تخصصی:
از مباحث اساسی و بنیادی در هر حکومتی، مبحث مشروعیت و مقبولیت آن حکومت است؛ که مقبولیت آن موجب ثبات و دوام حکومت و بالعکس عدم مقبولیت آن انحطاط و فروپاشی حکومت را در پی خواهد داشت. در این نوشتار که با رویکرد تحلیل اسنادی انجام گردید، به بررسی نقش اندیشه های آیت الله بهشتی در شکل دادن به گفتمان اوایل انقلاب و نقش آن گفتمان در مشروعیت بخشی به حکومت تازه تأسیس می باشد. بررسی ها نشان داد اندیشه شهید بهشتی منبعث از اندیشه اسلامی شیعه بود و منشاء مشروعیت را، الهی و دینی می دانست؛ اندیشه های شهیدبهشتی بستر گفتمانی مناسبی برای مشروعیت بخشی به حکومت فراهم می آورد و این مشروعیت پایه های حکومت را تقویت و مستحکم می نمود. در واقع اندیشه های شهیدبهشتی چه در وجه سیاسی و چه در وجه اقتصادی گفتمانی را شکل می داد که مورد رضایت اکثریت جامعه بود و این مهم باعث می شد که حکومت از مشروعیت بسیار عمیقی در جامعه برخوردار باشد.
دیپلماسی گفتمانی اربعین؛ نقشه راه جهانی شدن فرهنگ حسینی با تأکید بر بیانات مقام معظم رهبری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دولت پژوهی ایران معاصر سال ۱۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
109 - 136
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی بیانات مقام معظم رهبری در اهمیت راه پیمایی اربعین حسینی به عنوان یکی از منابع قدرت نرم بر پایه تعامل سیاست، فرهنگ و ارتباطات در حوزه دیپلماسی گفتمانی است. بدین منظور، بیانات معظم له در فیش موضوعی "حماسه اربعین حسینی" از سال 1352 تا 1403 به عنوان اصلی ترین منابع موجود با روش تحلیل مضمون در چهارچوب رویکرد منظومه ای مورد بررسی قرار گرفت. این مقاله در پاسخ به سوال اصلی که «دیپلماسی گفتمانی اربعین با تأکید بر بیانات مقام معظم رهبری چه تأثیری در نقشه راه جهانی شدن فرهنگ حسینی دارد؟» این پیش فرض مورد آزمون قرار گرفت که در اندیشه معظم له، گفتمان اربعین حسینی به مثابه متنی متحرک و جریانی سیال از فرهنگ سیاسی شیعه در طول تاریخ اسلام، نقش مهمی در گسترش معرفت به امام حسین(ع)، مشخّص کردن مرز بین حقّ و باطل، الهام بخشی و توسعه ارتباطات آیینی در میان امت اسلامی و سایر ملت های جهان که مفاهیم آزادی، عدالت، عزّت، اعتلاء و ارزش های والای انسانی را می فهمند، ایفا نموده است. بر اساس یافته-های این پژوهش شش مضمون اصلی و فراگیری که از تحلیل مضمون بیانات رهبر معظم انقلاب به دست آمد عبارت اند از: دیپلماسی بیداری، دیپلماسی وحدت، دیپلماسی نهضتی، دیپلماسی فرهنگی، دیپلماسی رسانه ای و دیپلماسی عمومی که هریک برایندی از سازه های هویتی، نمادین، معناساز، فراگیر و تمایزبخش ظرفیت همایش عظیم اربعین در عرصه جهانی شدن فرهنگ حسینی است. در نتیجه، اربعین حسینی بیانگر دیپلماسی فعال در تبیین اسلام اصیل و اهداف نهضت حسینی است که بشریت را مخاطب پیام خود قرار داده است.
The Place of Incrementalism in Policymaking: Challenges in the Political Development of the Islamic Republic of Iran(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Objective: The present study aims to analyze the conditions that led to the lack of political development in the Islamic Republic of Iran by utilizing the tenets of Incrementalism theory and its related perspective (path dependency).Research Method: Historical institutionalism and a descriptive-analytical approach.Findings: The strategy of incrementalism is considered a tool in the policymaking arena of the Islamic Republic of Iran, which leads to policy accumulation and creates an impasse in the country's political development. This is deeply conservative and serves anti-political development forces.Conclusion: The research results show that incrementalism is considered an obstacle in the Islamic Republic of Iran, which, as much as any conceptual framework related to the policymaking process, has created challenges in the field of political development in the Islamic Republic of Iran
مؤلفه های هویت دینی و مذهبی در کتاب های مطالعات اجتماعی دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ملی سال ۲۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۰۲)
95 - 116
حوزههای تخصصی:
کتاب های درسی مهم ترین ابزار آموزش وپرورش برای تقویت و تبیین هویت ملی به ویژه بعد دینی آن در وجود دانش آموزان محسوب می شوند. بر همین اساس، هدف پژوهش حاضر بررسی و تحلیل محتوای کتاب های درسی مطالعات اجتماعی دوره ابتدایی از منظر توجه به مؤلفه های هویت اسلامی و مذهبی (شیعه) است. سؤال اصلی پژوهش حاضر آن است که مؤلفه های هویت اسلامی و مذهبی در کتاب های مطالعات اجتماعی دوره ابتدایی چه جایگاهی دارند؟ روش پژوهش در این تحقیق توصیفی تحلیلی در قالب تحلیل محتوا است. برای تجزیه وتحلیل داده ها از روش شمارش فراوانی و درصد فراوانی استفاده شده است. یافته های این بررسی نشان می دهد پنج مؤلفه ی تاریخ اسلام و شیعه، اماکن و مکان های دینی و مذهبی، شخصیت ها و بزرگان دینی و مذهبی، نمادها و ارزش های دینی و مذهبی و همچنین، آداب، احکام و آیین های دینی و مذهبی مهم ترین مؤلفه های هویت اسلامی و شیعی بوده اند که در کتاب های مطالعات اجتماعی دوره ابتدایی بازنمایی شده اند. ارزیابی و تحلیل این مؤلفه ها نشان می دهد هویت اسلامی و شیعی سهم بسیار بالایی را در محتوای این کتاب ها که همان متن، تمرین و تصویر است به خود اختصاص داده اند. همچنین، این بررسی نشان داد که در بین کتاب های مطالعات دوره ابتدایی، کتاب پنجم دربرگیرنده بیشترین فراوانی مربوط به هویت اسلامی و شیعی بوده و کتاب مطالعات اجتماعی سوم ابتدایی کمترین محتوا را دارد. از میان مؤلفه ها و شاخص های موردبررسی در این پژوهش، نمادها و ارزش های اسلامی با 135 بار و شخصیت ها و بزرگان شیعه با 116 بار در هر چهار کتاب مطالعات اجتماعی به ترتیب بیشترین بازنمایی را داشته اند.
سیاست خارجی توسعه گرا، چارچوبی برای تحلیل روابط نوردیک ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مبسوط: مقدمه و اهداف: ایجاد ارتباط تنگاتنگ بین جامعه شناسی، علوم سیاسی و اقتصاد، با شروع مباحث نهادگرایانه نوین از سال های میانه دهه 1980 و به طور خاص با تلاش های داگلاس نورث ایجاد شد.یافته-های پژوهش نشان می دهد که این رشد اقتصادی، افزایش سرمایه گذاری خارجی، شرکای تجاری (واردات و صادرات) و ... با عطف توجه به محیط داخلی پیکربندی شده است. اقتصادهای اسکاندیناوی (دانمارک، نروژ و سوئد) جزو ثروتمندترین اقتصادهای جهان هستند. مردم اسکاندیناوی به دلیل شکاف دستمزد نسبتا کم، اشتغال بسیار بالا و مالیات هنگفت همراه با کیفیت خوب آموزش و تامین اجتماعی از بالاترین استانداردهای زندگی در جهان برخوردار هستند. از دیدگاه منطقه ای اسکاندیناوی یک منطقه منسجم است که عملکرد بسیار بالاتری از میانگین اتحادیه اروپا و سازمان همکاری و توسعه اقتصادی OECD دارد. با این حال، این کشورها بر اساس پارامترهای قابل توجهی متفاوت هستند: سوئد بزرگترین اقتصاد را دارد و پس از آن نروژ و دانمارک قرار دارند. از سوی دیگر نروژ دارای بیشترین سطح تولید ناخالص داخلی سرانه است، در حالی که تنها دانمارک نرخ رشد تولید ناخالص داخلی مثبت را از زمان بحران مالی سال 2008 نشان داده است. بر این اساس، نگاهی به آمارها و داده های تجارت خارجی، ارزش کل صادرات و واردات و شکرای اقتصادی این کشورها تا حد بسیاری به این موضوع کمک می کند که رویکردهای توسعه گرا بر اساس الگوهای نهادی، حک شدگی اقتصاد به سیاست، ادراک نخبگی و سیاست خارجی توسعه گرا صورت-بندی شود. برای مثال آمارهای مربوط به صادرات و واردات کالاها و خدمات در اسکاندیناوی نشان می-دهد که در دوره سال های 2010-2020 شاهد رشد قابل توجه ارزش کل صادرات این کشورها هستیم.روش: روش پژوهش حاضر به لحاظ هدف، توسعه ای و به لحاظ روش، توصیفی-تحلیلی و به-لحاظ نحوه گردآوری داده ها، کتابخانه ای خواهد بود. رویکرد مؤلف توص یفی و تحلیلی خواهد بود. یافته ها: بحث رویکردهای کلاسیک بر آن هستند که سیاست خارجی، منفصل از سیاست داخلی است و دولت ها همچون توپ بیلیاردی در صحنه بین المللی محسوب می شوند که نسبت به مناسبات داخلی خود در شرایط فک شدگی قرار می گیرند. این در حالی است که رویکردهای متاخر بر آنند که سیاست داخلی و سیاست خارجی رابطه گسست ناپذیری نسبت به هم دیگر دارند. نهادگرایی در اقتصاد سیاسی جزو رویکردهایی محسوب می شود که ضمن توجه به سنت ها و نهادهای اجتماعی، بر اهمیت مناسبات داخلی بر رویه ها و رویکردهای خارجی تأکید می شود. این موضوع هنگامی که در بستر کشورهای اسکاندیناوی مورد بررسی قرار می گیرد، اهمیت بیشتری به خود می گیرد. این پژوهش ضمن بهره گیری از روشی گلچین گرایانه و توسل به رویکردهای نهادی، ادراکی و توسعه گرا، بر آن است که سیاست خارجی و سیاست داخلی روابطی در هم تنیده و «حک شده» نسبت به هم دارند، به-نحوی که سیاست داخلی با عرضه جذابیت های فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی توانسته محیطی پذیرای اقتصاد پویا را ایجاد کند و سیاست خارجی با تحرک توانسته با جذب سرمایه گذاری مستقیم خارجی، برندسازی ملی، هماهنگی بین المللی، بیشترین میزان ارتباطات بین المللی، بی طرفی و غیرامنیتی سازی مناسبات اقتصادی، اهداف توسعه گرایی را پیش ببرد. نهادگرایی در سال های پایانی دهه 1870 میلادی و در پاسخ به عقلانی پنداری مکانیکی مکتب اقتصاد کلاسیک و نئوکلاسیک به-وجود آمد. نتیجه گیری: نهادگرایی کم کم و با توجه به اهمیت عمده ای که به زمینه ها و زیرساخت های فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی جامعه، می داد، توسعه یافتگی را از منظری غیرکلاسیک تعریف می کرد. نهادها به عنوان محصولی از رفتار انسان پدید می آمدند و هم از این رو، اهمیت داشتند. در مدل نهادگرایی، نهادهای سیاسی، به دلیل اهمیتی که در شکل گیری و قوام و اعمال قواعد اعم از قواعد رسمی و قواعد غیررسمی دارند، از اهمیت بسیاری برخوردارند، هم از این رو نقش دولت در اقتصاد نهادی اهمیت پیدا می کند.
تحلیل روابط اقتصادی جمهوری اسلامی ایران و ارمنستان بر اساس مدل سوات(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست خارجی سال ۳۹بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۵۳)
29 - 62
حوزههای تخصصی:
از گذشته های دور، قفقازجنوبی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران اهمیت زیادی داشته است. در میان جمهوری های استقلال یافته از شوروی، ایران با ارمنستان رابطه گسترده و بهتری نسبت به جمهوری های دیگر داشته است. دو کشور همسایه با برخورداری از پیوندهای تاریخی و فرهنگی دیرینه، دارای ظرفیت های بالقوه و پتانسیل های فراوانی برای توسعه همکاری های اقتصادی هستند. با وجود تأکیدات مکرر مقامات دو کشور بر گسترش این روابط، بهره برداری کامل از این ظرفیت ها همچنان با چالش هایی مواجه هستند. هدف از این نوشتار، بررسی تحلیل روابط اقتصادی ایران و ارمنستان براساس مدل SWOT می باشد. سوال این پژوهش به این صورت است که روابط اقتصادی ایران و ارمنستان براساس مدل SWOT چگونه تحلیل می شود؟ نتایج پژوهش نشان می دهد که بهره گیری از مزایای جغرافیایی، تقویت زیرساخت ها، و همکاری در پروژه های انرژی و حمل ونقل می تواند به تقویت این روابط کمک کند. همچنین، مدیریت تهدیدات ژئوپلیتیکی و تحریم های بین المللی ایران استفاده از توافق نامه های تجاری نظیر همکاری با اتحادیه اوراسیا می تواند مسیر این همکاری ها را هموارتر کند. رویکرد پژوهش کیفی و روش مورد استفاده توصیفی- تحلیلی است. جمع آوری اطلاعات به صورت اسنادی وکتابخانه ای و تحلیل داده ها با استفاده از مدل SWOT انجام شده است.
نقش ایالات متحده آمریکا در تشدید تنش در غرب آسیا بعد از عملیات 7 اکتبر 2023(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آفاق امنیت سال ۱۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۶
101 - 125
حوزههای تخصصی:
The attacks of October 7, 2023 are known as an important event in the developments in West Asia that have had a profound impact on regional and global politics. The United States is known as an important and strategic player in political, economic, and military issues, whose interventions in the regional developments in West Asia have sometimes led to tensions and sometimes to efforts to establish stability. Therefore, the purpose of this research is to examine the role of the United States in escalating tensions in West Asia after the October 7, 2023 operation. In line with the purpose, the main question of the article is: What role did the United States play in escalating tensions in West Asia after the October 7, 2023 operation? In response to the research question, the hypothesis is proposed as follows: After the October 7 operation, the United States played an important role in escalating tensions with its political, diplomatic, financial, weapons, and media support for the Zionist regime. The research approach is qualitative and the method of conducting it is a documentary study based on the descriptive-analytical method, and library resources and internet searches have also been used to collect data. The research findings indicate that the role of the United States in escalating crises and its continuous interventions in regional issues, especially in supporting the policies of the Zionist regime, has become one of the key factors in instability and increasing tensions in West Asia.
تأثیر خروج آمریکا از افغانستان بر موقعیت آن در رقابت راهبردی با چین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دو سال پس از خروج آمریکا از افغانستان هنوز این پرسش به طور جدی مطرح است که چگونه ممکن است خروج آمریکا از افغانستان بر موقعیت آمریکا در رقابت راهبردی با چین تأثیر بگذارد؟ در پاسخ این فرضیه مطرح می شود که میان تصمیم آمریکا به خروج از افغانستان و رقابت راهبردی این کشور با چین ارتباط معناداری وجود دارد. بدین معنی که حضور آمریکا در افغانستان فرصت هایی را برای چین و تهدیدهایی را برای آمریکا (هزینه های مالی، جانی و اعتباری) به وجود آورده بود، به گونه ای که پکن درعمل از آمریکا بهره برداری می کرد. آمریکا با خروج خود از افغانستان و جایگزینی راهبرد «آشوب هدایت شده» به جای «راهبرد ثبات بخشی و حل بحران» در افغانستان تلاش می کند فرصت های چین را تبدیل به تهدید و تهدیدهای آمریکا را تبدیل به فرصت کند. به بیان دیگر، آمریکا می خواهد با خروج از افغانستان و درپیش گرفتن سیاست آشوب هدایت شده در افغانستان نه تنها محیط داخلی و منطقه ای افغانستان را برای چین ناامن کند، بلکه امیدوار است با سرریز شدن بحران افغانستان به داخل چین، این کشور را از درون نیز با چالش روبه رو کند. یافته های نوشتار نشان می دهد آمریکا تلاش می کند برای غلبه بر چین در رقابت آینده، علاوه بر مهار چین، شکاف های قومی را در این کشور فعال کند. منچو، مغول، تبتی و اویغور از گروه های قومی هستند که آمادگی خیزش علیه حاکمیت چین را دارند. بی ثباتی که پس از خروج آمریکا از افغانستان ایجاد می شود می تواند بر منطقه سین کیانگ چین و ابرطرح یک کمربند و یک راه تأثیر بگذارد و موقعیت آمریکا را در رقابت با چین بهبود بخشد. روش این نوشتار ترکیبی (کمی کیفی) و ابزار آن فیش برداری از منابع اینترنتی و کتابخانه ای است.
The Impact of U.S. Extraterritorial Sanctions on Iran-EU Relations (2018–2024)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
World Sociopolitical Studies, Volume ۹, Issue ۳, summer ۲۰۲۵
559 - 594
حوزههای تخصصی:
Since the victory of the Islamic Revolution, sanctions have consistently been a cornerstone of U.S. foreign policy against Iran. Beyond their direct impact on bilateral tensions between the two nations, U.S. secondary or extraterritorial sanctions have also significantly influenced Iran's relations with other global actors, particularly the European Union (EU). The conclusion of the Joint Comprehensive Plan of Action (JCPOA) generated optimism regarding the end of sanctions against Iran. However, with the advent of the Trump administration and its unilateral withdrawal from the JCPOA in 2018, the United States’ extraterritorial sanctions against Iran were reinstated, dispelling the optimism that had emerged. The US and the EU are major economic and strategic partners. Given this reality, the critical question arises: How has the resurgence of U.S. sanctions, with their extraterritorial dimensions, affected Iran-EU relations? This paper hypothesizes that the resumption and intensification of extraterritorial sanctions have negatively impacted the economic and political aspects of Iran-EU relations. On the one hand, these sanctions have reduced bilateral relations to their lowest possible level; on the other, they have constrained diplomatic channels for resolving issues. To examine this hypothesis, the analysis employs Trump’s Maximum Pressure policy and its theoretical underpinnings as its conceptual framework. The method of research is based on impact analysis. Findings indicate that while sanctions have profoundly impacted Iran-EU relations, they have failed to achieve their ultimate objective of altering behavior. A key outcome of these sanctions has been the sidelining of Europe in Iran’s foreign policy sphere.
حکمرانی و سیاستگذاری اقتصادی در عصر هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست دوره ۵۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
841 - 807
حوزههای تخصصی:
در عصر هوش مصنوعی، سیاستگذاری اقتصادی و راهبردی مستلزم بهره گیری از سازوکارهای حکمرانی خوب است که بتواند بهینه سازی تعاملات میان کشورها و حوزه های علمی مختلف را تسهیل کند. در این فضا، استفاده از فناوری برای بهینه سازی سیاست های اقتصادی و اجتماعی به اولویت راهبردی تبدیل شده است. در جامعه شبکه ای و مبتنی بر اطلاعات، واحدهای سیاسی به نظام هایی درهم تنیده از قدرت ارتباطی، اقتصادی و راهبردی تبدیل شده اند. پرسش اصلی این پژوهش آن است که نشانه های اصلی حکمرانی و سیاستگذاری اقتصادی در عصر هوش مصنوعی چه ویژگی هایی دارند؟ فرضیه تحقیق بر این مبنا استوار است که حکمرانی و سیاستگذاری اقتصادی در این عصر بر شفاف سازی فرایندها، همکاری های چندجانبه، مصرف گرایی فزاینده و تولید روایت های مشروعیت بخش متکی است. در این پژوهش با استفاده از رویکرد جامعه و اقتصاد شبکه ای، به تحلیل تأثیر ادغام مرحله ای مناطق پیرامونی در هسته مرکزی اقتصاد جهانی پرداخته شده است. این پژوهش از روش تحلیلی-توصیفی بهره می برد و با استفاده از مطالعات کتابخانه ای و تحلیل ثانویه داده ها، نقش هوش مصنوعی در حکمرانی اقتصادی و سیاستگذاری جهانی را بررسی می کند. تحلیل یافته ها نشان می دهد که حکمرانی و سیاست گذاری در عصر هوش مصنوعی دچار تغییرات بنیادین شده و موجب دگرگونی در سازوکارهای موازنه قدرت، سیاست های اقتصادی، و رقابت های امنیتی شده است. هوش مصنوعی روندهای جدیدی از رقابت های ژئوپلیتیکی و بحران های منطقه ای را به وجود آورده است.
بررسی موانع، آسیب ها و راهبردهای نهادمندی تحزب در جمهوری اسلامی ایران با تأکید بر مدل چند حزبی رقابتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد سال ۳۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۱۴
59 - 96
حوزههای تخصصی:
در جمهوری اسلامی ایران، عواملی نظیر فرهنگ سیاسی، ساختار حقوقی نظارتی، چالش های ایدئولوژیک و نحوه مواجهه حاکمیت با احزاب، مانع از تحقق این مؤلفه ها شده اند. در نتیجه، احزاب غالباً در ایفای نقش واسط میان مردم و حکومت ناکام مانده اند و این امر، پیامدهایی چون کاهش مشارکت سیاسی و ضعف در مدیریت بحران و انسجام داخلی را به همراه داشته است. با توجه به نظریه نهادمندی هانتینگتون، شکل گیری احزاب سیاسی باثبات مستلزم تحقق چهار مؤلفه تطبیق پذیری، پیچیدگی، استقلال و انسجام است. هدف پژوهش، بررسی این موانع و تبیین راهکارهای مدل چندحزبی رقابتی در چهارچوب ارزش های نظام است. این پژوهش با روش کیفی از نوع اسنادی، متون مرتبط را واکاوی کرده و از طریق بررسی تحولات تاریخی و قانونی پس از انقلاب اسلامی، وضعیت نهادمندی تحزب را ارزیابی می کند. یافته ها نشان می دهد که مؤلفه های نهادمندی نظریه هانتینگتون در احزاب ایرانی تحقق نیافته و فقدان آن ها کارآمدی احزاب را تضعیف کرده است. همچنین، قوانین موجود و سازوکارهای نظارتی چالش هایی را برای شکل گیری رقابت مؤثر و شکل گیری احزاب نهادمند به وجود آورده اند. پیاده سازی مدل چندحزبی رقابتی به عنوان الگویی از تحزب نهادمند می تواند ضمن سازگاری با شرایط ایدئولوژیک و ساختاری جمهوری اسلامی، به افزایش رقابت سالم، پاسخ گویی مسئولان و مشارکت شهروندان کمک کند. این مهم، مستلزم اصلاحات قانونی، ارتقای فرهنگ حزبی، شفافیت مالی و آزادی عمل بیشتر احزاب در چهارچوب قانون اساسی و ساختار سیاسی است تا بتواند به نیازهای جامعه و الزامات نظام پاسخ مناسبی دهد.