فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۴٬۸۴۱ تا ۱۴٬۸۶۰ مورد از کل ۸۲٬۶۱۵ مورد.
منبع:
حکمت صدرایی سال نهم بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲ (پیاپی ۱۸)
117 - 127
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر با هدف بررسی هستی شناسی و نقش ادراکی خیال از نظر ابن سینا، سهروردی، ملاصدرا، و به روش تحلیل و استنتاج، به انجام رسیده است. ابن سینا ضمن آنکه قوه خیال و صورت های خیالی را امری مادی می داند، به عالمِ مثالِ منفصل، توجه و اعتقادی ندارد. سهروردی نیز قوه خیال را مادی می داند و در حالی که صور خیالی را قائم به ذات می پندارد، بر خلاف ابن سینا بر وجود عالم خیال منفصل تاکید دارد. ملاصدرا به تجرد قوه خیال و صورِ خیالیه باور دارد و همانند سهروردی، عالمِ خیال منفصل را مرتبه ای از مراتب هستی می پندارد. ابن سینا خیال را مدرِک و حافظ صور، یکی از مراحل اصلی در فرایند تجریدِ مفاهیم و هم چنین از مبادی تشکیل برهان، می داند. سهروردی خیال را مدرِکِ امر غائب و محل ظهور صور عالمِ مثال می داند. ملاصدرا خیال وصور خیالیه را عامل تشکیل ذهن، مبادی فعالیت های معرفتی و واسطه تبدیل ادراکات، می داند. ابن سینا به انطباع و حلول صور در نفس که منتج از باور او به مادی بودن خیال و صور خیالیه است، باور دارد. ملاصدرا اما با اثبات تجرد خیال و صورت های خیالی، که مورد انکار ابن سینا و اثبات خیال متصل که مورد انکار شیخ اشراق بود، موفق به تبیین فعال بودن خیال و صدوری بودن صور خیالی گردید که پیامدهای مهمی در معرفت نفس، اتحاد نفس با صور ادراکی و ماهیت فرایند هویت یابی، داشته است.
راهکارهای تغییر خُلق از دیدگاه ابن سینا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مباحث مهم در علم اخلاق و حکمت عملی، بررسی امکان و کیفیت تغییر خلق است. ابن سینا ازجمله حکمای قائل به تغییرپذیری خلق بوده و در آثار متعددی چگونگی این تغییر را بیان کرده است. وی ریشه خلقیات ناپسند را نبودِ اعتدال در قوای نفس و به ویژه قوای محرکه نفس حیوانی دانسته و از این روی، معتقد است تغییر خلق، تنها با تعدیل قوا و همچنین غلبه قوه عاقله محقق می شود. مقصود ابن سینا از تعدیل قوا برقراری ملکه توسط بین دو حد افراط و تفریط است. به اعتقاد وی این امر از دو طریق حاصل می شود: طریق اول مبتنی بر اهتمام به افعال حسنه و مواظبت بر وظایف شرعی و عبادات است که علم اخلاق، آن را تبیین می کند؛ طریق دوم بر تعدیل مزاج بنا نهاده شده که ازدیدگاه وی راهی دشوارتر است و در علم طب به آن پرداخته می شود. ابن سینا تعدیل مزاج را از دو طریق، امکان پذیر دانسته است: یکی استفاده از ادویه و اغذیه مصلح مزاج و دیگری تخیل مزاج معتدل. ازدیدگاه وی طریق دوم به جهت شأن نفس در تدبیر و تصرف بدن و شدت نفوذ نفس در بدن، اثری به مراتب بیشتر نسبت به طریق اول دارد.
مخاطب شناسی خطبه های امام سجاد (ع) در کوفه و شام
منبع:
پژوهشنامه معارف حسینی سال ششم بهار ۱۴۰۰ شماره ۲۱
95-112
حوزههای تخصصی:
بعد از واقعه جانگداز کربلا، کاروان اسراء وارد شهر کوفه شد، امام سجاد (ع) باتوجه به شناخت خویش از موقعیت، فضای جامعه و عقاید کوفیان؛ خطبه ای قرائت فرمود. یکی دیگر از حساس ترین سخنان امام (ع)، خطبه ای است که در میان رجال سیاسی و دینی شام بیان شده است؛ زیرا امام (ع) وارد شهری شدند که مردم نسبت به اهل بیت (ع) شناخت کمتری داشتند و از واقعه کربلا بی خبر بودند. بدین جهت خطبه حضرت (ع) در دو شهر شام و کوفه متفاوت است. لذا امام (ع) براساس مخاطب شناسی خویش باید تحولی عظیم و بنیادین در بینش مردم نسبت به چرایی نهضت حسینی و تبلیغ پیام های عاشورا و اهداف شوم امویان ایجاد کند.
بررسی و رفع تعارض در روایات آمدن یا نیامدن نام اهل بیت (ع) در قرآن(مقاله ترویجی حوزه)
منبع:
حدیث و اندیشه پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۳۲
205 - 228
حوزههای تخصصی:
صیانت قرآن از تحریف از مهمترین موضوعات مورد تأکید عالمان شیعی می باشد که در ذیل آن، موضوع رفع تعارض در روایات آمدن یا نیامدن نام اهل بیت(ع) در قرآن مطرح شده است. نگارنده به بررسی دلالی و رفع تعارض دو دسته روایت که در بادی امر وجود تعارض در آنها مشهود است، پرداخته است. روایت اول، تصریح به عدم ذکر نام اهل بیت(ع) در قرآن به منظور صیانت آن از تحریف دارد و روایت دوم در ذیل آیه 50 سوره مریم اشاره به نام امام علی(ع) در تفسیر واژه «علیاً» دارد. در مواجهه با این دوگانه متعارض نما، نگارنده با ابزار کتابخانه ای و روش توصیف و تحلیل مباحث به بررسی دلالی و سندی دو روایت پرداخته و مباحث این نوشتار را کشف، استخراج و به شیوه کنونی بیان نموده است. در پس چینش آیات قرآن در سوره ها، اسراری نهفته است که حکایت از رعایت مهندسی دقیقی دارد. هندسه ای که دو ضلع دارد: از طرفی سخن حق را باید به گوش مخاطبان برساند و از طرفی این سخن حق نباید مورد سوء استفاده، تحریف و تغییر دشمنان و بدخواهان دین خدا قرار گیرد. آیه 50 سوره مریم همین گونه است.
اصول حاکم بر تربیت فرزند از منظر سیره تربیتی والدهای قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم تربیتی از دیدگاه اسلام سال نهم پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۱۷
329 - 357
حوزههای تخصصی:
یکی از مهم ترین مسائل در هر عصر، تربیت فرزند است که باید طبق اصول و روش های منطبق بر فطرت کودک انجام شود. از آنجا که قرآن کریم ، موثق ترین منبع در این زمینه به شمار می آید، در پژوهش حاضر، اصول حاکم بر تربیت فرزند ازمنظر سیره تربیتی والدها در قرآن کریم را بررسی کرده ایم. این پژوهش ازنوع کیفی است و برای انجام دادن آن از روش توصیفی- تحلیلی و شیوه تحلیل محتوا استفاده کرده ایم. روش نمونه گیری ازنوع هدفمند بوده و تجزیه وتحلیل داده ها نیز با استفاده از استدلال یا استنتاج انجام شده است. درخصوص نتایج پژوهش می توان گفت در قرآن کریم ، سِیری منظم در سیره تربیتی والدهای قرآنی به تصویر کشیده شده است که در پژوهش پیشِ روی، آن را درقالب 58 اصل تحت یک سِیر تربیتی از دوره قبل از تولد کودک تا دوره جوانی و بزرگ سالی (اعم از مراحل قبل از تولد، نوزادی، کودکی، نوجوانی و بزرگ سالی) استخراج کرده و ذیل دو بخش اصول حاکم بر تربیت قبل از تولد فرزند و اصول حاکم بر تربیت پس از تولد فرزند آورده ایم. در بخش اصول حاکم بر تربیت قبل از تولد فرزند، مواردی همچون طلب کردن فرزند صالح از خداوند متعال و توجه نکردن به جنسیت فرزند، در بخش نتایج اصول حاکم بر دوران پس از تولد فرزند، مواردی مانند تأمین آسایش جسمی و روانی مادر، و درخصوص دوره های کودکی، نوجوانی و جوانی، اصولی همچون هدایت فرزند به سوی توحید، محبت ورزیدن به او، حفظ عدالت، شرایط مستقل بارآوردن کودک، توجه به آزادی بیان فرزند و توجه به دوری کردن فرزند از خودنمایی استخراج شدند. به کارگیری اصول تربیتی عرضه شده در پژوهش حاضر، والدین را در تربیت مطلوب کودکان یاری می دهد.
مفهوم شناسیِ «اصل مثبِت»(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
جستارهای فقهی و اصولی سال هفتم بهار ۱۴۰۰ شماره ۲۲
35 - 57
حوزههای تخصصی:
مجتهد پس از شک در حکم تکلیفی و نیافتن اماره به ناچار برای رفع حیرت در مقام عمل، اقدام به اجرای اصول عملیه می کند. موضوعاتی که مجرای اصول عملیه هستند ممکن است همراه خود، لازم، ملازم یا ملزومی چه شرعی و چه غیرشرعی و چه بی واسطه یا باواسطه داشته باشند. محدوده و حجیت هر یک از این موارد، در اصول فقه با عنوان اصل مثبِت موردبررسی قرار می گیرد. با درنظرگرفتن ترتیب منطقی، پیش از بحث در مورد حجیت این اصل، ابتدا باید با مفهوم اصل مثبت آشنا شد و همچنین محدوده آن را مشخص کرد. با نگاهی اجمالی به تعاریف ارائه شده از اصل مثبت از سوی علمای اصول، می توان به وضوح تفاوت ماهوی هر یک از این تعاریف را با یکدیگر مشاهده کرد. در این پژوهش، با استفاده از روش تحلیلی، به احصا و نقد تعاریف گوناگون از اصل مثبت، پرداخته شده و درنهایت تعریفی جامع ارائه شده است که بتواند دربرگیرنده تمامی عناصر اصل مزبور باشد. اصل مثبت، اصلی است که باهدف رسیدن به حکم شرعی، درصدد اثبات واسطه های غیرشرعی یا لازم، ملزوم و یا ملازم شرعی مترتب بر واسطه های شرعی و غیرشرعی است؛ بنابراین واسطه های شرعی که آثار شرعی به دنبال دارند نیز اصل مثبت خواهند بود.
ماهیت عمق وفضای محاذی زمین از حیث «عینیت»، «حق» و «منفعت»(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
جستارهای فقهی و اصولی سال هفتم بهار ۱۴۰۰ شماره ۲۲
195 - 220
حوزههای تخصصی:
فراهم شدن شرایط برای قدرت بهره برداری بیشتر در عمق و فضای محاذی زمین، زمینه را برای طرح سؤالاتی در مورد مالکیت شرعی فراهم کرده است. از جمله مهم ترین این سؤالات، این است که آیا می توان در قالب عقود یا ایقاعات، عمق و فضای محاذیِ زمین را مستقل از سطح آن، به غیر انتقال داد یا خیر؟ پژوهش حاضر، تلاش می کند پاسخی بیابد که در چارچوب موازین فقهی، چگونگی انتقال را در قالب اعمال حقوقی ای که عین بودن، شرط معوّض در آنها است، مشخص نماید. در این راستا، با توجه به اینکه غالب اعمال حقوقی به گونه ای است که عینیت داشتن، شرط معوّض در آنها است (مانند خریدوفروش و اجاره)، ماهیت عمق و فضای محاذی زمین از حیث «عینیت»، «حق» و «منفعت» بررسی شده و درنهایت عین بودنِ آن پذیرفته شده و همچنین حق و منفعت بودنش ردّ شده است. درنتیجه عمق و فضای محاذی زمین می تواند به نحو مستقل در آن دسته از معاملاتی که بنابر موازین فقهی شرط مبیع، عین بودن است و عینیت در آن دخالت دارد (مانند بیع، اجاره و وقف) مورد نقل وانتقال قرار گیرد.
نشانه شناسی شخصیت امام رضا (ع) در «هاچین و واچین» زهرا داوری بر پایه نظریه فیلیپ هامون(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ رضوی سال نهم بهار ۱۴۰۰ شماره ۳۳
83 - 104
حوزههای تخصصی:
فیلیپ هامون، نشانه شناس فرانسوی، شخصیّت را عنصری نشانه ای دانسته و بر این اساس، مبانی نظری نشانه شناسی شخصیّت را تبیین کرده است، چنانکه نشانه شناسی ادبی شخصیّت، ارتباط میان مؤلف، متن و خواننده را می کاود و هدف اصلی آن یافتن مناسبت میان تصویر (دالّ) و تصوّر (مدلول) است. ادب عامه (شفاهی) با جلو ه های گوناگونش بازتاب فرهنگ و اندیشه مردم است و ترانه های کودکانه از گونه های ادب شفاهی است که گاهی سیمای شخصیت های مذهبی را با هدف الگوسازی تربیتی- اخلاقی ترسیم می کند. سیمای عملی و سجایای اخلاقی امام رضا (ع) الگویی متعالی برای کودکان است و زهرا داوری با بهره گیری از شخصیّت حضرت در ترانه های کودکانه «هاچین و واچین» الگوسازی کرده و گامی مهمّ برای پیشرفت تربیتی و اخلاقی کودکان برداشته است. این پژوهش با هدف تبیین سیمای امام رضا (ع) در «هاچین و واچین» زهرا داوری بر اساس نظریه نشانه شناسی شخصیّت فیلیپ هامون با رویکردی توصیفی تحلیلی انجام شده و سیمای امام رضا (ع) را از حیث دالّ (نام، جایگاه نحوی و بعد بلاغی) و مدلول (صفات، کنش گفتاری و کنش رفتاری) بررسی و تحلیل کرده است، چنانکه دستاورد پژوهش نشان می دهد، درک مناسبی از شخصیّت امام رضا (ع) و کارکرد داستانی آن با استفاده از دانش نشانه شناسی شخصیّت فراهم شده است؛ یعنی داوری سیمای عملی و سجایای اخلاقی امام رضا (ع) را با استفاده از زبان عامیانه و بیان کودکانه به مخاطب (کودکان) شناسانده است.
بررسی تأثیر عرفان یهودی- مسیحی بر تفاسیر عرفانی اسلامی
منبع:
قرآن و علوم اجتماعی سال اول بهار ۱۴۰۰ شماره ۱
52-67
حوزههای تخصصی:
خاستگاه و منشأ تفاسیر عرفانی که به نحوی با مکتب عرفان اسلامی پیوند خورده است، یکی از مباحث مهم در شناخت سبک و شیوه تفسیر عرفانی و عناصر بنیادین آن و به ویژه تأثیر و تأثر های این مکتب و شیوه تفسیر قرآنی از آموزه ها و منابع غیراسلامی است. این نوشتار با روش تحلیلی و توصیفی، ضمن تحلیل و بازخوانی اندیشه های عرفانی در یهود و مسیحیت، در پی پاسخ به پرسشِ «رابطه تفاسیر عرفانی با مکاتب عرفانی یهودی مسیحی» می باشد. مهم-ترین حاصل بررسی این تحقیق آن است که اثرگذاری آموزه های مکاتب عرفانی از جمله عرفان مسیحی و یهودی بر عرفان اسلامی و تفاسیر عرفانی، تنها در جهت تکمیل یا غنی تر ساختن آموزه های این مکتب و شیوه تفسیری بوده است. همین طور، فرض این مسئله که عرفان و تفسیر عرفانی ناگزیر باید یک منشأ و سرچشمه غیراسلامی داشته باشد، سخنی غیرموجّه و نامقبول است، اگرچه در طول سالیان، اندیشه های فلسفی و دینی گوناگونی در این جریان وارد گردیده است.
روضه الشهدای کاشفی و قضاوت های برخی معاصران
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۲ آذر و دی ۱۴۰۰ شماره ۵ (پیاپی ۱۹۱)
195 - 215
حوزههای تخصصی:
کاشفی از جمله نویسندگانی است که در آثار خود جانب انصاف را رعایت کرده و معمولا منابع و مآخذ علمی خود را معرفی می کند. او حتی آغاز و انجام منقولاتی را که از آثار دیگران برمی گزیند، نشان می دهد. این رویّه در زمانه ای که عالمان همعصر او کمتر بدان پایبند بوده اند ، امتیازی مهم تلقّی می شود. همچنین اعتقاد او به تقریب مذاهب، و اجتناب از موجِبات تفرقه که در روزگارش سبب سازِ انواع اتّهام ها بوده، همچنان موجب برخی ارزیابی های شتابزده شده است.قضاوت در باره روضه الشهدای کاشفی، بر اساس آنچه از دیگران نقل می کند(با ذکر مآخذ)، نمی توان با تعبیر دروغ و جعل ختم شود . کاملا آشکار است که او مدّعای خود را از کتاب نورالائمه نقل کرده است .پس دست کم مطلبِ مربوط به زعفر جنی، جعل او نیست! و او جاعل و سازنده این حکایت نبوده است. در این مقاله اظهار نظر برخی از پژوهشگران در باب اصالت یا ساختگی بودنِ مطالب و محتوای کتاب روضه الشهدا ، نقل شده است.
مفاد قاعده عدالت از دیدگاه استاد مطهری
حوزههای تخصصی:
عدالت به عنوان قاعده فقهی از سوی برخی از فقها و اندیشمندان معاصر و از جمله استاد مرتضی مطهری مطرح شده است. با توجه به اهمیت و تأکید بسیار قرآن و روایات اسلامی بر ملاک و میزان بودن عدالت در مقررات اسلامی، به ظاهر تردیدی در قاعده بودن عدالت باقی نمی ماند؛ ولی با ملاحظه معانی متعددی که در حوزه های متعدد برای عدالت بیان می شود، باید دید مفاد قاعده فقهی عدالت چیست؟ و به واقع چه چیزی باید میزان و ملاک احکام قرار بگیرد؟ استاد مطهری که خود قاعده بودن عدالت را مطرح نموده، به این مسئله به طور مستقیم اشاره نکرده است؛ ولی در آثار ایشان از طرفی عدالت به رعایت استحقاق و حفظ حقوق واقعی و طبیعی ارجاع شده و از طرف دیگر تطبیقات و مثال های فقهی و حقوقی وجود دارد که به این معنا از عدالت اشارت دارد. به نظر می رسد همین معنا می تواند مفاد قاعده عدالت واقع شود و به ویژه در مسائل حقوقی مورد استفاده قرار بگیرد؛ به این معنا که استنباط و اجرای مقررات اسلامی بر پایه رعایت استحقاق های طبیعی باشد و با این میزان سنجیده شود.
واکاوی تصویرسازی ملاصدرا از اخلاق برپایه رویکرد سنجش گرایانه فلسفی در پرتو آراء اندیشمندان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ملاصدرا تعریفی از اخلاق ارائه کرده است که براساس طبقه بندی این جستار، تعریف به صفات درونی و ملکه انگاری اخلاق است، اما ملکه نزد وی که بنابر حرکت جوهری قائل به صورت باطنی متمایز در هر مرتبه است، متمایز از ملکه ی پارادایم مشائی است. این مقاله با گذار از تحلیل تعریف وی، در پرتو گفتگوی اثربخش میان صدرا و اندیشمندان، مقایسه تطبیقی و تحلیل مبانی فلسفی او، به بازسازی و به-روزرسازی تلقی صدرا از اخلاق پرداخته است. همچنین بازنمایی انگاره صدرایی براساس عوامل و مبادی رفتار اخلاقی که در سایر علوم اهمیت دارد، از وجوه نوآورانه این جستار است: اخلاق، نوعی بروز و ظهور مرتبه وجودی فرد است، در پاسخ به مواجهات او با موقعیت ها، مسائل، تعارض ها و یا آن چه متضمن یک نیت، تصمیم گیری یا انجام فعلی اختیاری است، در بستری از آنچه در استدلال خویش یا جامعه، خوب و بد شناخته می شود که فرد در ارائه این پاسخ از تمامی ظرفیت های درونی و درونی شده وجودی خود (شناخت و ابزارهای معرفت، نیروهای سرشتی، انگیزش و عاطفه، نیروهای بدنی و ...) و البته با اولویت مبادی فکری، بهره می جوید و این پاسخ به اشکال مختلفی چون رفتار بیرونی و یا نوعی گفتگوی با خود (تفکر، تصمیم و استدلال اخلاقی، نیِّات) و دیگران (با انواع زبان) نمود می یابد.
شأن مادری و چالش اشتغال زنان با رویکرد اخلاق کاربردی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه اخلاق سال چهاردهم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۵۴
۷۸-۵۵
حوزههای تخصصی:
مادری به عنوان بخشی از زندگی زنان مرحله ای ارزشمند است که زن را برخوردار از شأنی متفاوت تر از زمانی می کند که وارد چنین مرحله ای نشده است. اشتغال بانوان به عنوان امری رایج که به مثابه ارزش اقتصادی و یک نوع شأن اجتماعی برای زنان جامعه معاصر ارزش یافته است، با شأن مادری آنها در بسیاری از موارد معارض است. مدافعان هرکدام از این طرفین تعارض اخلاقی، استدلال هایی را طرح می کنند. رسیدن به استقلال مالی و برخورداری زن از منزلت اجتماعی، بخشی از استدلال موافقان اشتغال زن در مقابل مادری است. در پاسخ، ضمن ارزیابی استدلال های موافقان اشتغال بانوان، می توان ادله ای به نفع شأن اخلاقی مادر اقامه نمود. این مقاله با روش توصیفی تحلیلی بیانگر آن است که مادری ضمن آنکه با اقتضائات روحی و جسمی و نیازهای واقعی زن هماهنگ است، نسبت به شئون عارضی دیگر چون اشتغال مقدّم است. از سویی، ورود زنان به مشاغل مختلف و حضور در اجتماع اگر هم سو و هماهنگ با نقش مادری آنان نباشد، باعث لطمه های بسیاری به مادران و فرزندانشان خواهد شد.
مبانی و ادله فقهی تعدیل قرارداد از دیدگاه مذاهب اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تعدیل قرارداد در حقوق ایران از جایگاه ویژه ای برخوردار است و حقوقدانان و فقها در مباحث خود به آن پرداخته اند. تعدیل در اقسام مختلفش مثل تعدیل قراردادی، تعدیل قانونی و تعدیل قضائی راهگشای بسیاری از عقود و قراردادهاست. تعدیل قرارداد جهت عادلانه ساختن قرارداد و تأمین مصالح اجتماعی و حمایت از فرد زیان دیده وضع می شود. در زمینه مبانی فقهی و حقوقی تعدیل قرارداد به مواردی اشاره شده که مهمترین آنها عبارت اند از: قاعده لاضرر، قاعده عسر و حرج، نظریه غبن حادث و نظریه شرط ضمنی از جمله این موارد است که هرکدام مبانی و مستنداتی از قبیل قرآن، سنت، اجماع و عقل دارند. اصولاً بحث از تعدیل قرارداد زمانی معنا دارد که تعادل و توازن میان تعهدات مقابل مخدوش شده باشد. طبیعی است که تصور چنین وضعیتی در قرارداد که میان انعقاد و تکمیل اثر آن فاصله ای نباشد، یا فاصله زمانی اندکی باشد، بسیار بعید است، در حالی که قراردادهای مستمر، همیشه آبستن رویارویی با حوادثی هستند که می توانند تعادل تعهدات طرفین را مختل سازند. پژوهش در زمینه تعدیل قرارداد می تواند بستری مناسب برای حقوقدانان ایجاد نماید که قاعده یا قواعدی مناسب برای تعدیل قرارداد را نظریه پردازی و ایجاد نماید. هم چنین به دادرس کمک می کند که با توجه به سکوت و خلأ قانونی و قراردادی، به کمک قاعده و نظریه موصوف نسبت به تعدیل قراردادها اقدام کنند و نیز بررسی انواع شروط تعدیل کننده قراردادی و میزان تأثیرگذاری و صحت وسقم هر کدام از آنها در حقوق ایران می تواند نقش به سزایی برای مردم جهت تنظیم صحیح و دقیق قراردادهای طولانی مدت داشته باشد و نیز تطبیقی و مقارانه ای بودن، بررسی مبانی فقهی از دیدگاه مذاهب اسلامی و ادله ای که در زمینه تعدیل قراردادها وجود دارد، از جنبه های جدید و نوآوری تحقیق است.
تأملی بر رابطه عقد رهن و قرارداد وثیقه؛ جُستاری نقادانه در باب تحول مفهوم توثیق اموال از رهن سنّتی تا وثیقه در حقوق نوین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزه های فقه مدنی بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲۳
69 - 90
حوزههای تخصصی:
بررسی های تاریخی نشان می دهد که فقهای امامیه تفاوتی میان رهن و وثیقه به عنوان دو عقد مجزا قائل نبوده اند؛ بلکه رهن را به وثیقه دین تعریف کرده اند. لیکن با توجه به محدودیت های عقد رهن در نظام حقوقی ما و عدم امکان استفاده از رهن برای برخی از اموال یا تعهدات، برخی نویسندگان تلاش کرده اند با ارائه نظریات نوین، برخی از این محدودیت ها را مرتفع نمایند، یکی از این نظریات، دوگانگی عقد رهن و وثیقه است. در صورتی که بتوان دو ویژگیِ داشتن نام معین و نیز شرایط و احکام خاص در قانون را برای قرارداد وثیقه ثابت نمود، می توان به این نتیجه رسید که عقد مزبور یکی از عقود معین است. بررسی قوانین موجود نشان می دهد در بسیاری موارد که امکان انعقاد قرارداد در قالب عقد رهن به دلیل فقدان یکی از شرایط وجود ندارد، مقنن از لفظ «وثیقه» استفاده نموده است. این قوانین از دو جهت قابل استفاده اند؛ نخست آنکه اثبات می کنند نام قرارداد «وثیقه»، دارای مبنای قانونی است و بارها در قوانین مختلف به کار رفته است و دوم اینکه مقنن در مواردی که یکی از شرایط انعقاد عقد رهن وجود نداشته است، از لفظ «وثیقه» استفاده نموده و از به کار بردن لفظ رهن خودداری کرده و از این طریق، یک تأسیس نوین را به عالم حقوق وارد نموده است.
پدیده فراطبیعی: برسنجش و بازسازی تعریف ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تعریف پدیده های فراطبیعی بر هر تبیینی از آن ها مقدم است و، بنابراین، تحلیل دقیق تعاریف ارائه شده از این پدیده ها در تبیین آنها نقشی بنیادین دارد. در فراروانشناسی تعریف «پدیده فراطبیعی» با معیار تبیین ناپذیری علمی، اشکالات و ابهامات فراوانی دارد. در فلسفه و عرفان اسلامی نیز تعریف «پدیده فراطبیعی» نه به صورت تعریف مفهومی، بلکه بیشتر از راه ذکر مصادیق و اقسام آن صورت گرفته است. آنچه در این مقاله پی می جوییم تحلیل، نقد، و تکمیل این تعاریف است و پس از ارائه و نقد هشت تعریف از پدیده ی فراطبیعی به ارائه ی تعریف خود از این پدیده می پردازیم که به نظر ما دقیق تر و بهتر از هشت تعریف پیشین است.
تأثیر مبنای شهید صدر در باب وضع بر دیگر نظرات اصولی ایشان
منبع:
مناهل سال ۱۳۹۹-۱۴۰۰ شماره ۱
124-137
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به دنبال تاثیرات مبنای شهید صدر در بحث تعریف وضع بر دیگر نظرات اصولی ایشان است این نوشتار در ساحت علم اصول فقه است و بر روی نظرات شهید صدر تمرکز کرده است منابعی که برای این پژوهش مورد استفاده قرار گرفته است کتب اصولی شهید صدر و آثار دیگر علما که از لحاظ موضوع با بحث ما تناسب داشته اند. نظر شهید صدر در تعریف وضع نسبت به دیگر نظرات در این باب جدید و متفاوت از دیگر نظرات است فایده مهمی که این مبنا دارد این است که ما می توانیم با این مبنا تحلیلی روشن تر و جواب بهتر به سوالات ابتدایی مباحث الفاظ در اصول بدهیم اما با کمی دقت می یابیم که این نظر تاثیر بسیار زیادی در سیر مباحث اصول ندارد هر چند بخشی از مباحث اصول واضح تر شده است. شایسته است در کنار مباحثی این چنینی به بررسی نظر دیگر علما و مقایسه آن با نظر شهید صدر پرداخت از جمله در بحث تعریف وضع و دلالت تصوری و تصدیقی ومعنای مجازی و معنای حرفی چه اینکه قسمت دیگر مباحث شهید در آثار ایشان به نقد نظرات علمای دیگر بر مبنای خود ایشان می باشد. این نوشتار برای طلاب حوزه های علمیه و دالنش آموختگان علم اصول مفید و قابل استفاده می-باشد)بر فرض مفید بودن( و برای شناخت بیشتر با نظرات شهید صدر در مباحثی اصولی میتوان از آن استفاده کرد.
A Comparative Study of the Rule of Ghinā and Music from the Perspective of Feyz Kashani, Sheikh Ansari and the Iranian Supreme Leader(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
In Islam, no ruling, including Wājib and Ḥarām, is unreasonable, and certainly the ruling on banning music and Ghinā is due to the corruptions in them and what entertains human beings and make them unaware of something and deviate them from religious beliefs is considered Lahw that can also be seen in Ghinā, and religious scholars, citing verses and hadiths on Ghinā , in cases such as: the income of Singing women, who are entered by men and is accompanied by fun and debauchery and false words, buying and selling Ghinā maids and teaching and hearing their voices, a voice and tone of the people of immorality and sin, are forbidden in the Qur'an, prayers and lamentations, etc. And mezmar, drumming, playing oud, tar, daf... are some of the instruments of Ḥarām Ghinā and music, but in Islamic societies, there is a difference of opinion among people regarding the Ḥarām and Ḥalāl music, which raises doubts, because today, instead of paying attention to being Ḥarām or Ḥalāl Ghinā , as a popular job among men and women, is associated with debauchery, men and women are mixed, schools are set up, reproduced and distributed, and new musical instruments are used, so in this background it is necessary to provide solutions by music scholars as well as from a religious perspective by religious authorities and scholars.
چالش های واکاوی اصطلاحات تخصصی علوم انسانی در قرآن(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
قرآن کریم متنی از جنس زبان است. ارتباط با این متن چه به صورت بسیط و چه به صورت پیچیده، تنها از طریق زبان امکان پذیر است. علوم انسانی نیز در صورتی توان بهره گیری و ارتباط با قرآن را خواهند داشت که رابطه محکم زبانی با آن ایجاد نمایند. این ارتباط زبانی در دو مرحله اتفاق می افتد. مرحله اول مربوط به زمانی است که پژوهشگر اصطلاحی خاص را انتخاب کرده تا در قرآن بررسی نماید. مرحله دوم نیز زمانی است که فرد متناسب با اصطلاح منتخب، معادل های مناسب قرآنی خود را برگزیند. در هر دو گام با جنس رابطه زبانی خاص و چالش های خاص آن روبه رو هستیم. مقاله پیش رو در راستای شناخت پیچیدگی های مرحله اخیر، با استفاده از رویکرد زبان شناختی، دست به معرفی شش نوع از این چالش ها و ارائه مثالی برای هر یک زده است. بدفهمی ناشی از تطورپذیری، بدفهمی ناشی از خودکارشدگی، بدفهمی ناشی از پیچیدگی، بدفهمی ناشی از اشتراک، بدفهمی ناشی از تفاوت گفتمانی و بدفهمی ناشی از ترجمه محوری، آسیب هایی هستند که در این مرحله قابل توجه می باشند.
مالک و وارث دیه مقتول از دیدگاه فقهای مذاهب خمسه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دیه مالی است که در صورت قتل شخص و عدم وجود مجازات و به عنوان بدل نفس، پرداخت آن لازم می شود. بدیهی است که مقتول امکان استفاده از دیه را نداشته و در عین حال نمی توان دیه را بدون مالک دانسته و آن را به حال خود رها کرد. به همین دلیل علما در مورد مالک و وارث دیه اختلاف دارند. برخی بر این اعتقادند که می توان آن را در ردیف اموال متوفا و ماترک وی محسوب کرد و برخی دیگر عقیده بر این دارند که مستقیماً باید آن را به ورثه مقتول انتقال داد و برخی تفصیلات دیگری را مطرح ساخته اند. پذیرش هر کدام از این اقوال، توابع و آثار خاصی را به دنبال دارد. جمهور فقها با استدلال به برخی ادله نقلی و اینکه دیه بدل نفس مقتول است آن را در شمار ماترک وی لحاظ کرده اند. در مقابل گروهی با این استدلال که دیه بعد از فوت شخص واجب شده و در نتیجه، شخص اهلیت تملک بر اموال را از دست خواهد داد، معتقد به انتقال مستقیم دیه به ورثه هستند و برخی دیگر رأی به اخراج بخشی از افراد از شمار وارثان دیه داده اند. ترجیح این پژوهش بعد از مقایسه ادله و دیدگاههای مذکور در این باب، مالک دانستن مقتول بر دیه و در نتیجه ماترک و میراث بودن دیه است.