فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۴٬۷۶۱ تا ۱۴٬۷۸۰ مورد از کل ۸۲٬۵۵۱ مورد.
منبع:
معرفت ادیان سال ۱۲ پاییز ۱۴۰۰ شماره ۴ (پیاپی ۴۸)
89-102
حوزههای تخصصی:
اسپانیا یکی از کشورهایی است که به عنوان مدافع مسیحیت کاتولیک در طول تاریخ شناخته شده است. کاتولیک اسپانیا توانست با به قدرت رساندن پادشاهان مسیحی، قلمرو مسیحیت را در کشورهای مختلف، به ویژه آمریکای لاتین، گسترش دهد. ضرورت های سیاسی، اجتماعی و مذهبی اقتضا می کند که مسیحیت آمریکای لاتین شناخته شود و این شناخت بدون فهم مسیحیت اسپانیا مقدرو نیست. ما در این نوشتار به بررسی ماهیت و ویژگی های مسیحیت کاتولیک اسپانیا از آغاز تا دوران فتح آمریکای لاتین در قرن پانزدهم میلادی می پردازیم. مسیحیت کاتولیک در این مدت سه دوره را طی کرده است که عبارت اند از: آغاز ورود به اسپانیا؛ کاتولیک سازی مسیحیت اسپانیا و دوران تثبیت مسیحیت کاتولیکی. مسیحیت کاتولیکی با ماهیتی رومی وارد اسپانیا شد و با مبارزه با مسیحیت آریوسی، در همه مناطق اسپانیا توسعه یافت و در نهایت در قرن پانزدهم میلادی به کمک پادشاهان کاتولیک به یک قدرت بلامنازع مسیحی و دینی در اسپانیا و سطح دنیا تبدیل شد.
گرایش تفسیری وجودگرایی در شرح نهج البلاغه علامه جعفری با تأکید بر معنای زندگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسئله معنای زندگی از یک سو دغدغه انسان معاصر است و از سوی دیگر علامه جعفری نیز حیات و زندگی آدمی را نتیجه هدف های وی در زندگی می داند. مسئله تحقیق این است که در دوران معاصر، مواجه با انبوهی از آثار تفسیری در مباحث وجودگرایانه از جمله انسان و تأکید بر اصالت وجود، آزادی و اختیار، انتخاب و گزینش، مسئولیت انسان، مرگ، تنهایی، امید، آرزو، آرامش، معنای زندگی و... دلالت بر این دارد که تحولی اساسی در سبک تفسیرپژوهی رخ داده و رویکرد تفسیری جدیدی به نام رویکرد وجودگرایی شکل گرفته است. برای تبیین بهتر این گرایش تفسیری، در این مقاله یکی از مولفه های مهم آن یعنی معنای زندگی در ترجمه و تفسیر نهج البلاغه علامه جعفری مورد بررسی قرار گرفته است. روش این تحقیق، کتابخانه ای و توصیفی است. از این رو، این مقاله برآن است که با پرداختن به مسئله وجودی معنای زندگی در شرح نهج البلاغه علامه جعفری یکی از گرایش های تفسیری این تفسیر را بنمایاند.
واکاوی نقش رهبری نرم در جامعه از منظر امام علی (ع)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این تحقیق به دنبال بررسی نقش رفق و مدارای رهبری در جامعه پذیری و چگونگی کاربست آن توسط امیرالمؤمنین علیه السلام بر اساس گزاره های گردآوری شده از نهج البلاغه است که با بهره گیری از روشی توصیفی – تحلیلی به داوری گذاشته می شود؛ با این توصیف، در این پژوهش رابطه رفق و مدارا با جامعه پذیری بررسی شده ویافته ها زیر حاصل گردیده است : تأثیر رفق و مدارای رهبری در تربیت نیروها ؛ تاثیر رفق و مدارای رهبری دررفع کینه و اختلاف میان نیروها ؛ نقش نرمش در رهبری نیروها ؛ تاثیر گذشت هنگام قدرت وتوانایی در رهبری؛ وتاثیر رفق و مدارا در همدلی نیروها با رهبری؛ سپس حد و مرز مدارا در جامعه پذیر نمودن مردم بر اساس سیره امام علی ع بیان شده است.روش این پژوهش توصیفی –تحلیلی است که برای تحلیل داده ها از روش تحلیل محتوای متن گزاره ها بهره گرفته و محتوای اصلی این تحقیق، برگرفته از کتاب نهج البلاغه است.
خوانش هرمنوتیکی خطبه 40 امام علی (ع) در اتخاذ استراتژی صلح برمبنای نظریه هرمنوتیک مؤلف محور شلایر ماخر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از راهبردیترین تصمیمات امام علی (ع) در عصر خلافت اسلامی (35-40 ه ) قبل از آغاز جنگهای این دوره، استراتژی صلح و آشتی با جناح ها و گروه های مخالف زمان خود بوده است. این جستار بر آن است تا با تکیه و تأکید بر خطبه 40 نهج البلاغه، لایه های معنایی پنهان متن را بر اساس رویکرد تحلیل هرمنوتیکی موردنظر «شلایر ماخر آلمانی» واکاوی نماید. اساس رویکرد هرمنوتیکی مؤلف محور و روشمندیِ ماخر در فهم متون راهبر (متون مقدس دینی مثل نهج البلاغه) بر این اصل استوار است که با به کارگیری دو پارادایم تأویل دستورگرا و تأویل روانشناختگرا به خوانش هرمنوتیکی و تحلیل علمیِ استراتژی صلح و سازش در سیره عملی علی (ع)پرداخته شود و به این پرسش که استراتژی صلح در خوانش هرمنوتیکی خطبه 40 نهج البلاغه چه نسبتی را با روایت های تاریخی برقرار می سازد، پاسخ دهد. بر اساس دادههای تاریخی، مقوله صلح و آشتی، نمود کاملاً کاربردی و آشکارا در سیره نظری و عملی ایشان دارد و دلالت های آن کشف می شود. از نتایج کاربست چارچوب نظری ماخر بر می آید که بر مبنای خطبه موردپژوهش در اندیشهعلی (ع) اصالت با صلح و آشتی است؛ لذا سوق دادن جامعه به سوی امنیت و آرامش در شرایط اجتماعی بحرانزا، مد نظر گفتمان علوی است. خواننده در فرآیند خوانش، به کشف لایه های معنایی زیرین متن رهنمون می شود. واکاوی زیرساخت معنایی خطبه 40 از بستر تأویل دستورگرا و روان شناختگرا در هرمنوتیک مؤلف محور، میتواند بیانگر روحیه و افکار امام و شخصیتِ جامع الأضدادی وی باشد؛ او هم قهرمان صلح است و هم قهرمان جنگ، صلح میکند مادامیکه صلاح جامعه مسلمین، امنیت، آرامش و عزت ایشان در آن باشد و جنگ میکند مادامیکه محرز شود گفتمان صلح به سستی و رخوت گراییده است.
دخل و تصرف در موضوع (خواسته) دعوای مدنی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: اصل ثبات عناصر دعوا اقتضا دارد که حتی الامکان ارکان دعوا ثابت بمانند و تغییرات احتمالی نیز بایستی در چارچوب مقررات صورت پذیرد. در مقاله حاضر سعی بر این است تا انحاء مختلف دخل و تصرف در موضوع دعوای مدنی و ضوابط حاکم بر آن به بحث گذاشته شود. یافته ها: شیوه های قانونی دخل و تصرف در موضوع دعوا مشتمل بر افزایش خواسته، کاهش خواسته و تغییر خواسته در ماده 98 قانون آیین دادرسی مدنی پیش بینی شده است. از آنجا که ارکان دعوا بایستی تا پایان اولین جلسه دادرسی تثبیت شوند، افزایش یا تغییر خواسته تا پایان جلسه اول دادرسی امکانپذیر است لیکن کاهش خواسته به لحاظ تأثیر ارفاقی نسبت به خوانده، با محدودیت زمانی پیش گفته مواجه نمی باشد. نتیجه گیری: افزایش خواسته به معنای افزودن بر میزان خواسته و متضمن رشد کمّی خواسته بوده و کاهش خواسته نقطه مقابل آنست. تغییر خواسته نیز به معنای جایگزینی خواسته جدید به جای خواسته مطروحه در دادخواست تلقی می گردد. چنانچه افزایش یا تغییر خواسته خارج از مهلت مطرح شده یا شرط وحدت منشأ و ارتباط با خواسته اولیه را نداشته باشد، قابل ترتیب اثر از سوی دادگاه نخواهد بود. تصرفات سه گانه در خواسته دعوا بر محدوده رسیدگی دادگاه مؤثر واقع شده و بر قابلیت تجدیدنظر و فرجام رأی نیز تأثیرگذار خواهند بود. به علاوه، افزایش یا تغییر خواسته لزوما یا برحسب مورد در تعیین میزان هزینه دادرسی نیز تأثیر می گذارد.
بررسی فقهی وکالتی بودن جایگاه مدیران در شرکت های سهامی خاص (قانون تجارت ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: شرکت های سهامی از نظر حقوقی و اقتصادی یکی از شرکت های مهم تجارتی محسوب شده قالب و رابطه حقوقی که معرف حدود اختیارات و وظایف مدیران باشد، تحت عنوان ماهیت و جایگاه حقوقی مدیران از اهمیت بالایی برخوردار است. در این مقاله تلاش شده، وکالتی بودن جایگاه مدیران در شرکت های سهامی خاص از منظر فقهی و در پرتو قانون تجارت بررسی شود. مواد و روش ها: مقاله توصیفی تحلیلی بوده و با استفاده از روش کتابخانه ای به بررسی موضوع پرداخته شده است. ملاحظات اخلاقی: در این مقاله، اصالت متون، صداقت و امانت داری رعایت شده است. یافته ها: از منظر فقهی نظریه وکالت نمی تواند تبیین کننده جایگاه مدیران در شرکت های سهامی خاص در قانون تجارت باشد. شرکت های سهامی خاص داری شخصیت حقوقی خاص خود است که طی آن سهام داران دائماً تغییر می کنند. در واقع به سادگی با تغییر حقوق و سهام خود، تغییر می کنند. از طرفی شخصیت حقوقی شرکت از شخصیت حقوقی شرکاء جدا بوده و با فوت و حجر سهام داران ارکان شرکت متزلزل نمی شود. نتیجه گیری: در شرکت های سهامی خاص، مدیران یکی از ارکان شرکت و جزئی از بدنه شرکت تلقی می شوند. نظریه رکنیت حاوی دو جنبه است؛ یکی در رابطه شرکت با اشخاص ثالث که مبین اختیارات کامل برای مدیران است و دیگری در رابطه مدیران و شرکت که مدیران باید در چهارچوب اختیارات اعطایی عمل نمایند. نظریه رکنیت مدیران برای شرکت که مفید اختیارات کامل برای مدیران می باشد در حقوق تجارت ایران پذیرفته شده است.
واکاوی اندیشه ابن تیمیه در باب تکفیر شیعه امامیه و نقد آن بر اساس منابع اهل سنت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه نوین دینی سال هفدهم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۶۷
۱۳۸-۱۱۹
حوزههای تخصصی:
ابن تیمیه (بنیان گذار مکتب سلف در جهان اسلام) از جمله شخصیت هایی است که در برخورد با آرای مخالف نظر خود، با محکوم کردن آنان به تکفیر، ایشان را به توبه توصیه نموده و در صورت امتناع، حکم به قتل آنان می دهد. در این میان، شیعیان نیز از جمله کسانی هستند که به تکفیر محکوم شده اند. مسئله تحقیق برآن است که چگونه ابن تیمیه باوجود منابع دست اول و متواتر، درجوامع روایی اهل سنت که در اثبات حقانیت مذهب شیعه وجود دارد، به تکفیر و منحط بودن این مکتب می پردازد. پژوهش پیش رو، با بهره گیری از روش تحقیق کتابخانه ای و با رویکرد تحلیلی توصیفی، صورت پذیرفته و یافته های تحقیق در واکاوی اندیشه ابن تیمیه نشان می دهد که وی، یا اصلاً مصداقی برای ادعای خود ارائه نمی دهد و به کلی گویی می پردازد و یا اگر مصداقی ذکر می کند، شیعه را از جاعلان حدیث معرفی نموده که از روایات ضعیف بهره جسته اند. این در حالی است که منابع روایی و تاریخی اهل سنت، مشحون از استناداتی است که اندیشه او در باب تکفیر شیعه را به چالش می کشد.
اخلاق نیکی محور مدنی مبتنی بر محبت و [نوع] دوستی از منظر نصیرالدین طوسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه اخلاق سال چهاردهم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۵۳
۷۲-۵۳
حوزههای تخصصی:
مسئله این جستار بررسی جایگاه محبت و دوستی، در اخلاق اجتماعی از منظر نصیرالدین طوسی است. طوسی جامعه را دارای هیأتی مجزا و مستقل از مجموعه ای از افراد می داند که دارای خصوصیاتی متفاوت از افراد است. دستیابی به سعادت مدنی یا کمال جامعه نگر که غایت سیاست مدن طوسی است، نیازمند نوعی وحدت، یگانگی و تألف است که افراد جامعه را در ارتباط با هم بسان یک شخص واحد گرداند. اشتیاق به این تألف، محبت نام دارد. طوسی محبت را به عنوان نوعی نظریه نیکی محور، در جایگاهی جامعه نگر در رشد اخلاق اجتماعی الگوسازی می کند تا آنجا که حتی عامل و یا دلیل تنوع مدینه ها نزد وی، چگونگی تألیف جامعه براساس نوع محبوب است. ذومراتب بودن محبت، براساس تنوع امر محبوب (فضیلت یا غیر آن از منافع و لذتها)، به تنوع مدینه نزد او منجر می شود. در این جستار، مطابقت نظریه محبت طوسی، با نظریه غایت گرایانه دیگرگروی و نوع دوستی سنجش شده است.
بازخوانی رویکرد علامه طباطبایی در اختلاف قرائات
حوزههای تخصصی:
«قرائت قرآن کریم» از جمله مباحث علوم قرآنی است که از آن به تناقض و تعارض قرائت ها نیز یاد می شود. مفسران در برخورد با اختلاف قرائات، یکی از روشهای بسنده کردن به قرائت رایج، معتبر دانستن همه قرائات و یا نقد و گزینش قرائات را انتخاب می کنند. هدف از پژوهش حاضر بازخوانی دیدگاه علامه در اختلاف قرائات و شیوه تعامل وی با قرائات مختلف می باشد. علامه با اعتقاد به عدم تواتر قرائات هفت گانه و با در نظر گرفتن معیارهای قرائت صحیح، روش نقد و گزینش قرائات را برگزیده است. ایشان در برخورد با قرائات مختلف برخی را رد و برخی را با ذکر دلائلی مانند مطابقت با سیاق آیه، مطابقت با قواعد ادبی و با توجه به مؤیدات روایی ترجیح داده و انتخاب می کند.
واکاوی "دلیل عقل" در مبانی استنباط محقق اردبیلی در مجمع الفایده و البرهان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فقهی دوره هفدهم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲
611 - 628
حوزههای تخصصی:
احمد بن محمد، از فقهای صاحب سبک قرن دهم هجری است، به سبب تحقیقات دقیق و پرهیزکاری، به محقق معروف است؛ روش فقه پژوهی او چنان ویژگی های برجسته ای دارد که مکتب خاصی را در ادوار فقه به خود اختصاص داده است. یکی از آثار وی مجمع الفایده و البرهان، در شرح ارشاد الاذهان علامه حلی است، که به نوآوری در فقه امامیه، شهرت یافته است. او در این اثر مهم، همانند فقیهان سلف به کتاب و سنت استناد کرده و از نهاد عقل به فراوانی در معانی گوناگون، قواعد فقهی، اصول عملی، عقل قطعی و... استناد می کند؛ آن گونه که گاهی با تکیه بر آن، نظریه های مشهور را به چالش می کشد و در این روند بر پایه اصول فقهی، برای حوادث واقعه، نظریاتی ارائه می دهد. این پژوهش با روش تحلیلی- توصیفی به بررسی نقش و کاربرد دلیل عقلی در این کتاب پرداخته و به این نتیجه دست یازیده است که وی به دلیل عقلی نگاه خاصی داشته و به استناد برخی از نظریات فقهی را که پشتوانه ای جزء شهرت نداشته، به چالش کشیده و فتاوای منحصربه فرد داده است.
«قصاص بدون اذن حاکم» از منظر محقّق اردبیلی و قانون مجازات اسلامی مصوّب 1392(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فقهی دوره هفدهم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲
677 - 708
حوزههای تخصصی:
فقها بنابر نص شارع مقدس، در خصوص حق قصاص برای ولیّ دم متفق القول اند، از موارد اختلافی آنان، مسئله مبادرت ولیّ دم در اجرای قصاص به اذن حاکم یا بدون اذن حاکم بوده است. در این خصوص فقها اقوالی ارائه کرده اند. مشهور فقها مانند شیخ طوسی، قائل به لزوم اذن حاکم در مرحله صدور حکم قصاص و مرحله اجرای آن شده اند. گروهی مانند محقق حلی فقط به لزوم اذن حاکم در مرحله صدور حکم قصاص رأی داده اند و معدودی چون محقق اردبیلی قائل به عدم لزوم اذن حاکم در هر دو مرحله بوده اند. این پژوهش که با روش تحلیلی و با استفاده از داده های کتابخانه ای تدوین یافته، پس از طرح نظرهای فقها و دلایل هر کدام، در پی پاسخگویی به این پرسش است که آرای کدام گروه براساس ادله نقلی و عقلی، مقبول است و قانون مجازات اسلامی، مأخوذ از کدام قول است. نتایج پژوهش، بیانگر آن است که قول مشهور با توجه به ادله نقلی و عقلی، موجه و معتبر است و قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 مقتبس از آن است. همچنین می توان دریافت که آرای محقق اردبیلی در این موضوع از درجه اعتبار برخوردار نیست.
اخلاق مدیریّتی در مرزبان نامه و نصیحه الملوک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نصیحه الملوک سعدی و مرزبان نامه، اثر مرزبان بن رستم که بعدها توسط وراوینی، به نثر فنّی پیچیده ای آراسته و نگارش یافت، دو اثر از گنجینه تاریخی ادب فارسی محسوب می شوند که هر کدام از آن ها به سبک و شیوه ی مخصوص به خود، مبانی و اصول مدیریّتی و الگوهای اخلاقی مدیریّتی را که در آن دوران، به شدّت در تشابه و تقارن با طرق کشورداری و حکمرانی بوده، نشان داده اند. در هر دو اثر، لزوم مراعات و پاسداشت آموزه های اخلاقی و دینی و متخلّق بودن پادشاه به فضایل و خصلت های پسندیده ی اخلاقی چون احسان و بخشش، عدل و انصاف، اعتدال و میانه روی، خوش خُلقی و مردم داری و نظایر آن، گوشزد شده است. هم چنین، توجّه به اطرافیان و زیردستان، چگونگی رفتار و سلوک با آنان، کیفیّت مراوده و رفتار با بخش ها و طبقات مختلف مردم و نیز چگونگی مواجهه با دشمنان و بدخواهان، از مهم ترین و عمده ترین مسائلی بوده است که این دو اثر، بدان پرداخته اند. مطالعه ی این آثار به روشنی نشان می دهد که سعدی در نصیحه الملوک، بی هیچ تکلّف و اطنابی، مقصود خود را در قالب نصایحی کاملاً روشن و صریح و خطاب به حاکم و سلطان جامعه بیان کرده است درحالی که در مرزبان نامه، این مهم با استفاده از زبانی فنّی و به شدّت متکلّف و سنگین و مشحون از صنایع مختلف ادبی و در قالب تمثیلات و افسانه هایی از زبان حیوانات و جانوران مختلف و در لفافه ی سخنان چندپهلو و رمزگونه بیان شده است که البته با وجود اختلافات و تفاوت هایی در دو اثر، می توان قرابت و مشابهت بسیاری را در مفاهیم و مضامین کلی و بنیادین آن ها که عبارت از چگونگی مدیریّت، سیاست و حکمروایی بوده است یافت.
کفر «ثالِثُ ثَلاثَهٍ» و توحید «رابِعُ ثَلاثَهٍ» از منظر قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تفسیری سال دوازدهم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۴۶
203-222
حوزههای تخصصی:
قرآن کریم با تعبیرهای مختلف از یک سو، به نفی شرک و چندگانه پرستی می پردازد و از سوی دیگر، مردم را به توحید و یکتاپرستی دعوت می نماید. نفی اعتقاد به « ثالِثُ ثَلاثَهٍ » درباره خدا و تاکید بر « رابِعُ ثَلاثَهٍ » بودن او، یکی از این راه هاست. ازمنظر قرآن کریم، تعبیر « ثالِثُ ثَلاثَهٍ » درباره خدا، بیانگر محدودیت، جسمیت و هم عرض بودن خدا با سایر موجودات و به تبع آن، اِسناد وحدت عددی به خداست؛ به طوری که اگر خدا به همراه دو نفر باشد، با آنها به شمارش درآمده، مجموع آنان سه نفر می شود. از این جهت، « ثالِثُ ثَلاثَهٍ » کفر و باطل است. این در حالی است که « رابِعُ ثَلاثَهٍ »، خدا را از محدودیت و هم عرضی با سایر موجودات دور داشته، وحدت او را غیر عددی می داند و به همین دلیل، اگر خدا با دو موجودی، معیت داشته باشد، سومی آن دو بوده، بر آنان احاطه قیّومی و عملی دارد، نه اینکه با آنها شمارش شود و به عدد و رقم آنان اضافه گردد. به همین دلیل، « رابِعُ ثَلاثَهٍ » نشانه توحید ناب بوده، درباره خدای سبحان به کار می رود.
المواجهه والبناء فی المستوی الحضاری عند فوزی البکری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آفاق الحضاره الاسلامیه سال بیست و چهارم یهار و تابستان ۱۴۰۰ (۱۴۴۲ه.ق) شماره ۱ (پیاپی ۴۷)
69-100
حوزههای تخصصی:
موضوع الحضاره والارتطام الحضاری من الموضوعات والقضایا المهمه للشعر العربی المعاصر ونری فی شعر الشعراء الملتزمین بقضیه الأرض والوطن، المشاهد العدیده من الصدام الحضاری والصوره الحضاریه للأنا العربی والآخر. هذه الورقه البحثیه تسعى بالاعتماد على المنهج الوصفی_التحلیلی لتسلیط الضوء علی الجانب الشعری المهم لشعر بکری وهو التجسید الشعری الواعی للآخر الحضاری والأنا العربی والشرقی ومن هنا أخذت بعض العینات الشعریه من دواوین الشاعر والمجموعات الشعریه التی یتطرق فیها الشاعر لقضیه الارتطام الحضاری بین الشرق والغرب. ما توصلت إلیه هذه الورقه البحثیه هو أن حضاره الآخر الغربی هی حضاره مادیه، تحمل الوحشیه والغطرسه والقتل والذبح والدمار إلی اللبدان والشعوب والوحشیه المسیطره علی هذه الحضاره نتیجه للإنجازات العلمیه التی حققتها من جهه ونتیجه لانتفاء حضور المبدأ الحقیقی للإنسان فی هذه الحضاره وحضور الأنا الشرقی والعربی فی شعر الشاعر فی المستوی الحضاری، حضور سلبی فی المستوی السیاسی والإیدئولوجی وخاصه مقابل صوره الآخر الغربی. وما یحتاجه الشارع العربی فی هذه الظروف الملیئه بالبطش الحضاری، هو ممارسه بناء المشروع الحضاری الجدید ذات العراقه والأصاله، ینطلق عن الرؤیه العربیه الواعیه والفکر العربی المتقد الیقظ الذی یحقق الحلم الإنسانی وتقدیس القیم المثلی والنزوع الحقیقی إلی الدین القیم والانتماء الحضاری والاقتلاع الفکری وعدم النزوع إلی الغرب وحضارته المادیه التی تحمل الخراب والمأساه إلی العالم.
اندیشه وحدت فریقین (تشیع و تسنن) در گفتمان امامین انقلاب
حوزههای تخصصی:
یکی از مهم ترین مباحث اسلامی، مبحث وحدت مذاهب می باشد که از صدر اسلام تاکنون مورد توجه بوده است. روایات و آیات متعددی به این مهم پرداخته اند و اصولی را یادآور شدند. پژوهش حاضر با روشی تحلیلی به اندیشه وحدت میان مذاهب تشیع و تسنن در گفتمان امامین انقلاب می پردازد. زیرا مهم ترین و بزرگ ترین مذاهب در اسلام، مذاهب تشیع و تسنن هستند. حال اگر میان این دو مذهب وحدتی محکم وجود داشته باشند، بدون شک دشمنان اسلام هرگز نمی توانند به بنیه اسلامی ضربه ای وارد کنند و به مقدسات اسلام و قرآن توهین کنند وکشورهای مسلمان را در این گوشه و آن گوشه جهان اشغال و تصاحب کنند؛ یکی از نیازهای کنونی در جوامع اسلامی، تأکید بر ایجاد وحدت بین شیعه و سنّی در تحکیم جامعه اسلامی است که محور اصلی تحقیق حاضر است. جامعه اسلامی، جامعه ای است که در همه امور خویش یک شریعت را حَکَم و داور قرار می دهند و فقط به اسلام گرایش دوستی دارند.
مقایسه جایگاه نفس الامری ذات و تعیّنات الهی در دو منظر صدرایی و عرفانی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
آیین حکمت سال سیزدهم بهار ۱۴۰۰ شماره ۴۷
21 - 46
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش اعتباری یا غیراعتباری دانستن تمایز تعیّنات حقی از ذات حضرت حق، از پرسش های مشترک در حکمت و عرفان اسلامی است. پرسش این است که آیا تعیّنات علمی احدی و اسمایی، حقیقتاً و در نفس الامر با یکدیگر متمایزند یا تمایز مقام ذات از مقام احدیت و واحدیت، امری اعتباری است و این عناوین، فارغ از اعتبار ذهنیِ فاعل شناسا، هیچ گونه تعدد و تمایزی ندارند. در همین راستا، هدف این پژوهش، کشف نگرش عرفان اسلامی و حکمت متعالیه در خصوص این موضوع است. پژوهش حاضر با استفاده از روش تحلیل اصطیادی و مقایسه، به بررسی تحلیلی و تطبیقی نگرش عرفانی و صدرایی در این موضوع پرداخته است؛ همچنین این تحقیق مبتنی بر داده های کتابخانه ای انجام گرفته است. یافته های تحقیق از این قرار است که تمایز ذات و تعیّنات حقی در کلام ملاصدرا به تمایز وجود و ماهیّت و تمایز محیط و محاط تنظیر شده اند که نشان دهنده تمایز نفس الامری ذات و تعیّنات در حکمت متعالیه است؛ همچنین اعتقاد عارفان اسلامی به تقدم رتبی مقام باطن و غیب نسبت به مقام شهادت و صورت و اعتقاد آنان به تمایز احاطیِ ذات و تعیّنات، به روشنی به تمایز نفس الامری حضرت ذات از حضرت اسماء دلالت می کند. نتیجه تحقیق آن است که عینیّت ذات و صفات در نگرش عرفانی و صدرایی مربوط به ساحت وجود و تحقّق است و منافاتی با تقدّم رتبی و نفس الامری مقام ذات نسبت به مقام صفات ندارد.
تحلیل الأخطاء اللغویه والکتابیه لدی متعلمی اللغه العربیه بالجامعات الإیرانیه رسائل خاصه بفرع تعلیم اللغه العربیه بجامعه تربیت مدرس نموذجا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در زبان و ادبیات عربی پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۲۵
75 - 94
حوزههای تخصصی:
مهاره الکتابه من أهم المهارات اللغویه، ولها أهمیتها أیضا فی تعلیم اللغه العربیه بالجامعات الحکومیه فی إیران، یتعلمها الطلاب من خلال وحدات دراسیه، لکن لا یتقنونها جیدا، فیقعون فی أخطاء لغویه وکتابیه فی المراحل الدراسیه المختلفه. لهذا، تتناول هذه الدراسه أنواع الأخطاء اللغویه والکتابیه فی الرسائل الجامعیه وتشیر إلی أسباب هذه الأخطاء؛ لکی تسهم فی إعاده النظر فی المنهج الدراسی وتعدیل طرائق تعلیم اللغه العربیه، خاصه مهاره الکتابه، بهدف التقلیل من الأخطاء اللغویه لدی الطلاب فی المستقبل وتنمیه مهاره الکتابه عندهم. تعتمد الدراسه على المنهج الوصفی التحلیلی وتتبع مراحل منهج تحلیل الأخطاء لدراسه الأخطاء اللغویه فی عشرین رساله جامعیه فی مرحله الماجستیر لفرع تعلیم اللغه العربیه بجامعه تربیت مدرس. بلغ عدد الأخطاء اللغویه فی هذه الرسائل إلی 1005 أخطاء؛ والأخطاء النحویه من أکثر الأخطاء اللغویه شیوعا بخاصه فی حروف الجر، ثمّ تأتی الأخطاء الإملائیه، ثم الخطأ فی رسم همزه القطع، ثم تأتی الأخطاء الصرفیه، ولاسیما الخطأ فی تمییز المعرف من المنکر، ثمّ الأخطاء الدلالیه بخاصه فی استعمال الکلمات والعبارات غیر المألوفه فی العربیه. ومن خلال تفسیر الأخطاء، وصلنا إلی أن التداخل اللغوی، والطرائق التدریسیه، وبیئه التعلم، وصعوبات مرتبطه بقواعد اللغه العربیه، والطلاب أنفسهم، وجهلهم ببعض القواعد من أهم مصادر وقوع الطلاب فی هذه الأخطاء.
تناقض در مبانی، اشتباه در معانی، نگاهی انتقادی به کتاب آرایی نسخه های هنری دوره قاجار
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۲ مهر و آبان ۱۴۰۰ شماره ۴ (پیاپی ۱۹۰)
231 - 260
حوزههای تخصصی:
در این مقاله نشان داده خواهد شد که کتاب کتاب آرایی نسخه های هنری دوره قاجار: با استنباد به نسخ خطی کتابخانه ملی ایران، تألیف دکتر حبیب اله ْ عظیمی کتابی است در بخش مبانی نظری و علمی خود آشفته، و در بخش معرفی نسخه ها مغلوط و مشحون از خطاهای ریز و درشت. کثرت این خطاها نشان می دهد در شایستگی نویسنده برای انجام این پژوهش تردیدهای جدی وجود دارد و نتیجه نهایی پژوهش (؟) او در بخشهای مختلف مشتمل است بر ایرادات و اشکالاتی همچون: ذکر سخنان متناقض و متضاد در بخش مبانی نظری و علمی، عدم توجه به پیشینبه پژوهش، استفاده از منابع دست چندم، خطا در انتخاب و تاریخ گذاری نسخه ها، عدم تشخیص نسخه های مجعول و استنباد به آنها، ادعاهای ناسازگار با موازین علمی، داوری درباره نسخه ها بدون رؤیت اصل یا حتی عکس آنها، انتحال از دیگران و عدم ذکر منبع، قضاوتهای ذوقی و بدون مبنا، لفاظی و عبارت پردازی به جای به کارگیری زبان علمی، ویرایش نادرست، اختصاص دادن بخش عمده کتاب به مباحث نامرتبط، و کیفیت پایین و نامناسب تصاویر. متأسفانه سایر آثار نویسنده هم از این اشکالات و ایرادات بر کنار نیست و بیشتر این آشفتگیها در مورد آنها هم صادق است که تنها برای نمونه به مواردی از آنها هم اشاره شده است.
بررسی اتهام کفر به حضرت ابوطالب(ع)
حوزههای تخصصی:
یکی از موضوعات مورد اختلاف در تاریخ اسلام، ایمان حضرت ابوطالب است. منابع اهل سنت به طور عموم بر این باورند که ابوطالب ایمان نیاورد و نامسلمان از دنیا رفت. این باور غلط سبب شد تا صحابه نگاران اهل سنت نیز ابوطالب را در شمار صحابه نیاورند. اتهام کفر ابوطالب در برابر عدم ایمان ابوطالب مطرح شده است. نویسندگان نیز در رد یا اثبات کفر ابوطالب قلم زده اند و آثار مستقلی در این موضوع نوشته اند. مقاله حاضر، بدون آن که به دنبال اثبات ایمان ابوطالب باشد، با روش تحلیلی- توصیفی به دنبال پاسخ به این مسئله است که چرا اتهام کفر به ابوطالب مطرح شده است؟ این نوشتار پس از بررسی منابع گوناگون نشان داده است که اتهام کفر به ابوطالب نادرست است و به سبب برداشت سطحی و مغرضانه از آیات قرآن و گزارش های تاریخی مطرح شده است. هیچ یک از قواعد کلامی و گزارش های تاریخی اتهام کفر ابوطالب را تأیید نمی کند. در این مقاله نشان داده شد که تکرار باور اشتباه اهل سنت در منابع ادبی، تاریخی، تفسیری و حدیثی موجب شهرت این اتهام شده است.
شعائر امامیه عراق در عصر حضور ائمه (ع)
منبع:
تاریخ اهل بیت سال ۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۱
123 - 141
حوزههای تخصصی:
انجام شعائر الهی و دینی در آیات و روایات بسیار تأکید شده و احیای آن از سوی بزرگان دین نیز سفارش شده است. هر گروه دینی و مذهبی و حتی غیر دینی، نشانه ها و علامت های اختصاصی دارد که پیروانشان با آنها شناخته می شوند. شیعیان امامیه نیز در سرزمین های مختلف اسلامی در طول تاریخ از این امر مستثنی نبوده اند. چنانکه در رفتار فردی و اجتماعی شیعیان امامیه ساکن در منطقه عراق، در بازه زمانی حضور حضرات ائمه (ع)، می توان چنین شعائری را شناسایی نمود. پژوهش حاضر با بهره مندی از روش توصیفی- تحلیلی روشن ساخت که شیعیان عراق به دلیل دسترسی به امامان معصوم (ع) و مشاهده مستقیم عملکرد ایشان، نسبت به شناخت و اجرای شعائر شیعی پیشگام بودند، اما وجود شرایط تقیه نیز در موقعیت ها و ادوار مختلف در اجرای این شعائر تأثیرگذار بوده است. زیارت قبور ائمه (ع)، جهر به «بسم الله»، اذان اختصاصی شیعی، برپایی مراسم سوگواری و سیاه پوشی، برگزاری جشن ها، پرداخت خمس به ائمه (ع)، نحوه خاص وضو، مقبره سازی و حکم خاص فقهی در طلاق از مهم ترین شعائر رایج در میان شیعیان عراق به شمار می رود.