فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۴٬۸۸۱ تا ۱۴٬۹۰۰ مورد از کل ۸۲٬۵۵۱ مورد.
منبع:
پژوهشنامه اخلاق سال چهاردهم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۵۴
۷۸-۵۵
حوزههای تخصصی:
مادری به عنوان بخشی از زندگی زنان مرحله ای ارزشمند است که زن را برخوردار از شأنی متفاوت تر از زمانی می کند که وارد چنین مرحله ای نشده است. اشتغال بانوان به عنوان امری رایج که به مثابه ارزش اقتصادی و یک نوع شأن اجتماعی برای زنان جامعه معاصر ارزش یافته است، با شأن مادری آنها در بسیاری از موارد معارض است. مدافعان هرکدام از این طرفین تعارض اخلاقی، استدلال هایی را طرح می کنند. رسیدن به استقلال مالی و برخورداری زن از منزلت اجتماعی، بخشی از استدلال موافقان اشتغال زن در مقابل مادری است. در پاسخ، ضمن ارزیابی استدلال های موافقان اشتغال بانوان، می توان ادله ای به نفع شأن اخلاقی مادر اقامه نمود. این مقاله با روش توصیفی تحلیلی بیانگر آن است که مادری ضمن آنکه با اقتضائات روحی و جسمی و نیازهای واقعی زن هماهنگ است، نسبت به شئون عارضی دیگر چون اشتغال مقدّم است. از سویی، ورود زنان به مشاغل مختلف و حضور در اجتماع اگر هم سو و هماهنگ با نقش مادری آنان نباشد، باعث لطمه های بسیاری به مادران و فرزندانشان خواهد شد.
تحلیل نکاح فرزند خوانده با سرپرست بر مبنای اصل حاکمیت اراده در انگاره اسلام و فرانسه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزه های فقه مدنی بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲۳
39 - 68
حوزههای تخصصی:
امکان یا عدم امکان ازدواج با فرزندخوانده، یکی از مسائل چالشی در نظام حقوقی ایران و بسیاری از کشورهاست. بر خلاف سایر کشورهای اسلامی، کشور تونس تحت نفوذ قانون کشور فرانسه، قرابت ناشی از فرزندخواندگی و آثار آن از جمله ممنوعیت نکاح با سرپرست را پذیرفته است. نگارندگان با روش توصیفی تحلیلی مبتنی بر مناط حکم به جواز ازدواج با فرزندخوانده، ضمن نقد و بررسی دیدگاه علمای اسلام و حقوق کشورهای تونس و فرانسه معتقدند فقه اسلامی در این مسئله، مترقی تر از بسیاری نظام های حقوقی اندیشیده و مسئله را دائرمدار اراده و اختیار فرزندخوانده و فرزندپذیر مجتمعاً قرار داده و به آزادی اراده ایشان که از بدیهیات حقوق بشر است، احترام گذاشته است؛ حال آنکه نظام های حقوقی مذکور، بر خلاف این امر بدیهی قانون گذاری نموده اند. تحلیل حاضر به مثابه یک نظریه، انگاره مشهور فقیهان را از کمند اشکالات عدیده می رهاند و به نوعی قابل طرح به صورت یک کرسی نظریه پردازی نیز می باشد.
المعاییر التقیمیه فی الحوار بین المذاهب الفقهیه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
pure life, Volume ۷, Issue ۲۵, Winter ۲۰۲۱
65 - 86
حوزههای تخصصی:
هذا بحث یشرح ویحلل ویبین تشابک العلاقات بین المذاهب الفقهیه الإسلامیه من حیث المصادر والأهداف والمعاییر، مستفیداً من فلسفه الفقه وعلم المقاصد وغیرهما، حدّد فیه موقع مبانی الشریعه من تمتین العلاقه بینهم على معالم الحق والصواب. والهدف تحدید مصادرهم المندرجه تحت مظله مشترکه نظراً إلى الإطلاق والنسبیه، والأهداف العلیا من الحق والخیر والجمال التی یبحث عنها الجمیع، ومعاییرهم التقیمیه من الحل والحرمه ذات التدرجات المتشابهه. وکل ذلک یؤکد أهمیه الرابطه الإیجابیه بینهم التی هی طاغیه على السلبیات إن وجدت، إذ الاختلاف بینهم اختلاف تنوع لا اختلاف تضاد، ییسر ذلک على الأمه سبل تطبیق الشریعه مما یقطع الطریق على شیاطین الإنس والجن فی إبعاد الناس عن الصراط المستقیم، ومن خلال هذا البحث ستتم الإشاره إلى الرابط بین الفقهاء العموم والخصوص مطلقاً، حیث إنّ الاختلاف بینهما اختلاف تنوع لا اختلاف تضاد، إنّ کثره وتعدد وتنوع مصادر الفقه ألقى بظلاله لیکون أکثر مرونه وأوسع مدى، وکما تجدى الإشاره إلى أنّ مصادر الفقه الأساسیه توقیفیه، لکن العقل یتدخل فی الاستنباط، ومن خلالها یظهر الارتباط الوثیق بین العقل والنقل، وعندها سیکون من المعلوم الهدف من الفقه والذی هو الوصول للسعاده بالواسطه، والوصول لمنظومه القیم (الحق، الجمال، الخیر)، والأهداف الموصوله بالمتفقه تشیر إلى سعیه إلى التزام الأوامر الإلهیه والضوابط العقلیه، والوقایه من الوقوع فیما لا یرضی الله، والبعد عن التشبه بالمذمومین. إنّ المعیار المتحکم فی الفقه مع اختلاف مدارسه هو مدى مطابقته لمراد الله سبحانه، ومن هنا فإنّ غرض الحوار الفقهی لیس نفی الآخر، وإنما الوصول للحق من غیر منازعه بل عن طریق المسامحه والمروءه، مع ما یترتّب علیها من نتائج مهمّه على صعید الفرد والمجتمع.
نسبتِ گفتمانی قرآن و نهج البلاغه در ارتباط با جنسیت؛ نگاهی نو به مرجعیت قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نگاهی کل نگر و سیستمی، یکی از جدیدترین روی آوردها در شناسایی و استخراج ساختارها و گفتمان های حاکم بر متون می باشد. استخراج ساختارها و گفتمان های مرتبط با جنسیت در قرآن و نهج البلاغه برهمین نگاه کل نگر و سیستمی مبتنی است. دو گفتمان اساسی را در این ارتباط می توان مشاهده کرد: گفتمان مردانه و گفتمان تساوی طلبانه-زنانه. با وجودیکه گفتمان مردانه و گونه های آن به شکل گسترده ای در قرآن قابل رصد است امّا موارد متعددی مرتبط با گفتمانِ تساوی طلبانه و زنانه نیز قابل مشاهده است. هیچ گاه در قرآن کریم صریحاً نگاه هایی که همراه با تعمیم، جنس زن را مورد هجمه قرار داده باشد قابل مشاهده نیست. در نهج البلاغه نیز شاهد ظهور و بروز وسیع رویکرد مردانه هستیم امّا در مواردی نیز به ظاهر هجمه هایی به جنسِ زن مشاهده می شود. از این جهت تمایز بارزی میان گفتمان قرآن ونهج البلاغه در اتخاذ رویکرد مردانه دیده میشود. این در حالیست که کاربست گفتمان تساوی طلبانه-زنانه در نهج البلاغه در وضعیتِ کمینه و حداقلی آن است. سبک قرآن کریم در کاربستِ تلفیقیِ گفتمان های مرتبط با جنسیت نمایش گر سبکِ پیشرو آن است و می تواند به عنوان ملاکی برای جرح و تعدیل روایاتی که رویکردی مخالف با آنرا اتخاذ کرده اند و نقد متنی آنها به حساب بیاید.
پرندگان اساطیری، سمبولیسم عرفانی و محیط زیست با تکیه بر شعر عرفانی فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات عرفانی پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۳۴
۳۰۴-۲۸۱
حوزههای تخصصی:
زبان عرفان زبانی سمبولیک است. عرفا برای بیان تجربه ها و اندیشه های خویش از نمادهای طبیعی بیش از دیگر نمادها بهره برده اند. «سیمرغ» و «هما» دو نماد طبیعی هستند که به اسطوره ها راه یافته و از آنجا نیز به ادب عرفانی فارسی منتقل شده اند. پرنده «عنقا» نیز از افسانه های عرب جاهلی به ادب عرفانی فارسی ورود کرده است. این پرندگان در گذر از متون اساطیری و حماسی به عالم عرفان، دچار تحولات فراوانی شده اند. آن ها در زبان عرفان کارکردهای بیشتری داشته و به عنوان نماد، معانی مختلفی را برمی تابند. جستار پیش رو بر آن است تا به شیوه تحلیلی توصیفی، کارکردهای این پرندگان را در بیان کلان اندیشه های عرفانی، با تکیه بر اشعار برجسته عرفانی فارسی واکاوی کند. نتیجه تحقیق نشان می دهد که اولاً دو پرنده سیمرغ و هما دو پرنده طبیعی و زمینی هستند که جنبه اساطیری پیدا کرده اند؛ ثانیاً به رغم اینکه سه پرنده سیمرغ، هما و عنقا در شعر عرفانی، سمبلی برای بیان حقیقتی والاتر بوده و اغلب به جای هم به کار رفته اند، تفاوت های آشکاری دارند؛ ثالثاً کاربرد سمبلیک پرندگان با رویکرد زیست محیطی از سه منظر زبان، اندیشه و اخلاق قابل بررسی است که طرح این موضوع می تواند در دگرگونی زیرساخت های اندیشگی جامعه نسبت به محیط زیست تأثیرگذار باشد.
بررسی تطبیقی فطرت و معرفت فطری در ادیان الهی و فلسفه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فطرت و معرفت فطری توحیدی همان فعل الهی است که در نهاد همه انسانها نهادینه است و از مشترکات تعالیم تمام انبیاء و کتب آسمانی می باشد؛ در آثار برجای مانده از بزرگان فلسفه نه تنها به این معرفت اشاره نشده، بلکه شناخت خدا را به عنوان امری مجهول بیان نموده و در صدد استدلال برای اثبات وجود خدا بر آمده اند . البته در حصول این امر موفق نبوده و اشکالات به استدلالات دو چندان فزونی یافته و برون رفت از اشکالات بیان شده بسیار دشوار است این در حالی است که بزرگانی همواره شخصیتهایی همچون افلاطون ، ارسطو و سقراط و دیگر بزرگان فلسفه را نه تنها از موحدان می دانند بلکه آنها را از پیامبران و منجیان بشریت معرفی می کنند. در صورتی که بین انبیاء و فلاسفه تباین روشی وجود دارد. در این نوشتار سعی می شود تا روشن کند برخلاف ادعاهای مذکور تباین بین روش انبیاء الهی و روش فلاسفه در شناخت خداوند وجود دارد.
تأثیر واکنش های انفعالی قلب سلیم در سلامت روان از منظر قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات قرآنی سال دوازدهم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۴۶
35 - 66
حوزههای تخصصی:
تنها بُعدی از ابعاد وجودی انسان که اثری از بی نهایت بودن دارد و می تواند با بی نهایت، ارتباط برقرار کند، "قلب" است، برای تغییر حالات انسان، لازم است قلب او را تغییر داد و برای ایجاد این تحوّل، باید ویژگی ها و شرایط قلب را دانست و قواعد اثرگذار آن را درک کرد. امروزه به دلیل عدم توجه به حالات انفعالی قلب، همواره سلامت روان انسان به خطر افتاده است و زندگی روزمره افراد را تهدید می کند، از این رو انسان برای حل این مشکل نیازمند مطالعاتی در این زمینه هست، قرآن کریم که سخن آشکار حق برای هدایت بشر است، ضمن آیاتی ویژگی های قلب سلیم را بیان کرده است و با تدبر در معنای ژرف و عمیق این کتاب آسمانی می توان به آرامش روان دست یافت، از ویژگی های قلب سلیم می توان به تقوا، آرامش، تثبیت، خشوع، شوق و تمایل اشاره کرد. تقوای قلب نیز یکی از مقامات ایمان است که موجب ارتقاء فضیلت اخلاقیات عالی انسان است و در واقع همان رسیدن به آرامش روانی و خوشبختی معنوی است.
زیبایی های معنایی جناس زاید در قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات قرآنی سال دوازدهم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۴۷
423 - 440
حوزههای تخصصی:
بدون ش ک، یکی از زیباترین آرایه های لفظی، آرایه ج ناس است که نقش مؤثری در تقویت موسیقی درونی کلام دارد. از دیگر سو، یکی از بارزترین جنبه های اعجاز قرآن کریم نیز اعجاز موسیقایی آن است، به گونه ای که از همان ابتدای نزول، تمامی شنوندگان را غرق در اعجاب می کرده است. اما آنچه در موسیقی لفظی قرآن، بیش از هر موضوعی جالب توجه است؛ ارتباط تنگاتنگ لفظ و معنا با یکدیگر است. هرچند این ارتباط دل انگیز، در همه موارد به آسانی قابل کشف و شناسایی نیست. در این پژوهش که به صورت تحقیقی-تحلیلی انجام گرفته، نمونه هایی از انواع جناس زاید در قرآن معرفی شده و به تبیین مواردی از تناسبات زیبای لفظ و معنا در این شاخه از جناس، پرداخته شده است؛ مواردی که ثابت می کند لفظ و معنا در کلام خداوند، به موازات هم و در خدمت یکدیگرند و زیبایی معنایی آرایه های لفظی در قرآن، اگر بیش تر از زیبایی لفظی آن ها نباشد، کم تر از آن نیست.
مستویات النِّضال فی أدب المقاومة(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
لم یمنع العاملیین یومًا من طلب العلم حلّ بمنطقه جبل عامل زمن الجزار، وما بعده الاحتلال الفرنسیّ،، "وإن خبا نوره فی بعض الحقبات التی وُصفت بالقاسیه، لکنّه کان یعود ناشطًا مزدهرًا " ([1]) فی حالات الهدوء_خصوصًا_ فی العهود الأولى لهذا الجبل. وقد کان للعلم فی جبل عامل مراکز علمیه منذ حقبات بعیده، وکانت تعدُّ قواعد علمیّه.یضع هذا البحث یده على الحقبه التی تعود إلى القرن السّابع إذ عرقت المنطقه انتشارًا واسعًا للعلم، وفی مناطقه کافّه، وعُرِفت لاحقًا وکمراکز للعلم جزین ومشغره، وعیناثا، ووصل العلم إلى کلّ قریّه جنوبیّه وإلى کلّ بیت فیه، وأُنشئت المدارس فی کل منها، وقد کانت تهتم بالمرحله الأولى بتدریس العلوم الدّینیّه، والفقهیّه والفلسفیّه القدیمه، وکرّت السّبحه، وأصبحت المدارس فی مرحله لاحقه تهتم بتدریس" علم الهیئه والحساب، والجبر والطبّ، والهندسه والعلوم العربیّه، کالنحوّ والصّرف والبیان واللغه" ([2]) ، وغیرها من العلوم.بعد انتشار الفوضى، والفساد والظلم وبدافع الخوف والضغط زمن الاحتلال العثمانیّ، هاجر علماء جبل عامل، إلى العراق والنجف وإیران، ولم یعودوا إلا بعد عوده الهدوء والأمان إلیه، لیکون لهم دورهم فی نهضه الحرکه الفکریه والثقافیّه فیه.عرف جبل عامل الإرسالیات، بعد حمله نابلیون على مصر، فکان لها مدارس عدّه فی "صور ومرجعیون، وفی جزین" ([3]) ...، ما تقدّم الحدیث به غیض من فیض مما زخر به هذا الجبل من علماء ومثقفین ومفکرین وباحثین، وفی أجواء فیها الکثیر من الظلم عاشوا، وعاینوه عن کثب، ما دفعهم فی حقبه لاحقه إلى الدّفع بالحرکه العلمیّه قُدُمًا من خلال مدارسهم ومکتباتهم العامّه والخاصه التی کانت مفتوحه أمام الطلبه.بناء على ما تقدّم نرى أنّ التاریخ السیاسیّ لهذه المنطقه حافل بالحروب والثّورات، والفتن بدعم من الاستعمار، والدّول المتغصبه، الأمر الّذی انعکس على الوضع الاجتماعیّ، فعانى العاملییون فی ضوئه الکثیر.نضع یدنا فی هذا الإطار على الفکر الثقافیّ للعاملیین، فنرى أنّه على الرّغم من الفوضى التی مرّت بها المنطقه، فإنّ اهلها استطاعوا أن ینهضوا بأدبهم وبحیاتهن الاجتماعیّه وبشعرهم، وقد کان الأدب فی جبل عامل منذ أواخر القرن الحادی عشر حتى نهایه القرن الثالث عشر هجری(18-19م) فی حرکه تجدید وتحرر من التقلید فی الفکر والعمل.ننطلق فی رحله الأدب المقاوم من جبل عامل الذّی لم یهدأ یومًا ولم یکلّ فی مقاومه المحتلّ والمغتضب بالسّلاح تاره، وبالعلم والثقافه تاره أخرى. بناء علیه تنفتح أمامنا وجوه متنوعه للأدب، فنشارکه النّضال وفی مستویات متعدده منها " حرکه النّضال الإنسانیّ" ([4]) والثقافیّ والفکریّ ّوالسیاسی ّوالاجتماعیّ والقومیّ والحضاریّ، فی هذا السّیاق سیعرض البحث لمستویین من مستویات النّضال الأدبیّ ألا وهما: المستوى الإنسانیّ والمستوى الاجتماعیّ.
مبانی و ادله فقهی تعدیل قرارداد از دیدگاه مذاهب اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تعدیل قرارداد در حقوق ایران از جایگاه ویژه ای برخوردار است و حقوقدانان و فقها در مباحث خود به آن پرداخته اند. تعدیل در اقسام مختلفش مثل تعدیل قراردادی، تعدیل قانونی و تعدیل قضائی راهگشای بسیاری از عقود و قراردادهاست. تعدیل قرارداد جهت عادلانه ساختن قرارداد و تأمین مصالح اجتماعی و حمایت از فرد زیان دیده وضع می شود. در زمینه مبانی فقهی و حقوقی تعدیل قرارداد به مواردی اشاره شده که مهمترین آنها عبارت اند از: قاعده لاضرر، قاعده عسر و حرج، نظریه غبن حادث و نظریه شرط ضمنی از جمله این موارد است که هرکدام مبانی و مستنداتی از قبیل قرآن، سنت، اجماع و عقل دارند. اصولاً بحث از تعدیل قرارداد زمانی معنا دارد که تعادل و توازن میان تعهدات مقابل مخدوش شده باشد. طبیعی است که تصور چنین وضعیتی در قرارداد که میان انعقاد و تکمیل اثر آن فاصله ای نباشد، یا فاصله زمانی اندکی باشد، بسیار بعید است، در حالی که قراردادهای مستمر، همیشه آبستن رویارویی با حوادثی هستند که می توانند تعادل تعهدات طرفین را مختل سازند. پژوهش در زمینه تعدیل قرارداد می تواند بستری مناسب برای حقوقدانان ایجاد نماید که قاعده یا قواعدی مناسب برای تعدیل قرارداد را نظریه پردازی و ایجاد نماید. هم چنین به دادرس کمک می کند که با توجه به سکوت و خلأ قانونی و قراردادی، به کمک قاعده و نظریه موصوف نسبت به تعدیل قراردادها اقدام کنند و نیز بررسی انواع شروط تعدیل کننده قراردادی و میزان تأثیرگذاری و صحت وسقم هر کدام از آنها در حقوق ایران می تواند نقش به سزایی برای مردم جهت تنظیم صحیح و دقیق قراردادهای طولانی مدت داشته باشد و نیز تطبیقی و مقارانه ای بودن، بررسی مبانی فقهی از دیدگاه مذاهب اسلامی و ادله ای که در زمینه تعدیل قراردادها وجود دارد، از جنبه های جدید و نوآوری تحقیق است.
ارزیابی انتقادی مستندات و مدارک اجماع بر حرمت قطع اختیاری نماز واجب
منبع:
آموزه های فقه عبادی دوره ۲ پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۳
127 - 142
حوزههای تخصصی:
مطابق دیدگاه مشهور فقها بلکه اجماع ایشان قطع اختیاری نماز واجب حرام است. گاهی نماز به صورت مطلق و گاهی نیز نمازِ واجب، موضوع حکم قرار می گیرد. در این میان تنها در فرض ضرورت، فتوا به جواز قطع نماز داده می شود. برای اثبات این حکم، به قرآن، اخبار و اجماع فقها استناد شده است. نظر به اهمیت و پرکاربرد بودن این فرع که در شکل عمومی تر تبدیل به یک قاعده فقهی مبنی بر حرمت ابطال واجبات عبادی شده است و نیز نظر به مدرکی بودن اجماع فقها در این مسئله، لازم است که مدارک این قاعده مورد ارزیابی قرار گیرد. بر اساس نتایج این پژوهش که به روش توصیفی تحلیلی به نگارش درآمده است، تمامی مدارک و مستندات اجماع مذکور، مخدوش به نظر می رسد و هیچ دلیلی بر قاعده مذکور جز اجماع مدرکی فقها وجود ندارد.
نقد نظریه صلح گرایی و واقع گرایی در اخلاق جنگ(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
اخلاق پژوهی سال ۴ زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴ (پیاپی ۱۳)
8 - 25
حوزههای تخصصی:
مفهوم «جنگ» مستلزم قتل و نابودی دارایی هاست. بنابراین، ورود به آن نیازمند دلیل است. اصل عقلائی بر جلوگیری از بروز جنگ است مگر دلیلی بر خلاف آن اقامه شود. در این زمینه سه نظریه در این مقاله طرح شده است: نخست، نظریه «صلح گرایی یا نظریه احتراز از جنگ» قائل است که چون جنگ به صورتی مطلق ظلم و منع حق دیگری است، باید از آن پرهیز کرد. ورود به جنگ در هر شرایطی - از نظر اخلاقی - مثل ظلم است و به هر نتیجه ای منجر شود، قبیح است و از این نظر، استثنابردار نیست. نظریه دوم، «واقع گرایی سیاسی» است که معتقد است «دولت» مقتدرترین عامل در صحنه ارتباط بین دولت هاست. دولت، خودمختار است و قدرت خود را با توانایی های نظامی ای که دارد به دیگران تفهیم می کند. هیچ اصول کلی و جهانی وجود ندارد که راهنمای عملی برای همه دولت ها باشد. واقع گرایان، دو رویکرد دارند: الف) فردگرایی؛ به این معنا که حقوق اختصاصی حکومت ها نمی تواند از حقوق جمعی ثابت شده برای افرادی که تحت حاکمیت آن زندگی می کنند، فراتر رود. دولت، باید خواسته افراد را دنبال کند و اهداف سیاسی دولت ها نمی تواند توجیهی برای آغاز جنگ باشد. ب) جمع گرایی؛ به این معنا که دولت، هویت حقوقی مستقلی دارد و معیارهای ارزشی خاص و مستقل از معیارهای ارزشی فردی بر رفتار آن حاکم است. دولت ها - در جنگ - نه تنها از جان افراد، بلکه از نوعی حیات اجتماعی دفاع می کنند. در این مقاله، اشکالات وارد بر صلح گرایی، فردگرایی و جمع گرایی به بحث گذاشته شده است و در نتیجه گیری، نظریه سومی - که تجمیع منافع دولت و افراد است - ارائه شده است.
بررسی مقایسه ای زبان نمادین در آثار عرفانی رسالهالطیر ابن سینا و منطق الطیر عطار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۱۸ پاییز ۱۴۰۰ شماره ۶۹
277 - 294
حوزههای تخصصی:
از روزگاران گذشته نماد و نمادپردازی شیوه ای در بیان داستان ها و اسطوره ها بوده است. زبان به عنوان بستری برای این نمادپردازی به شمار می رفته است. حرکت اجتماعی- فرهنگی عرفان و تصوف نوعی زبان خاص را می طلبید تا فهم معانی عمیق آن برای کسانی که با این مفاهیم بیگانه اند، به آسانی میسّر نگردد. ابن سینا در رسالهالطیر خود و عطار در منطق الطیر از نمادهایی برای بیان مفاهیم ثانویه که خاص حوزه عرفان است بهره برده اند. مقاله حاضر به شیوه توصیفی تحلیلی به بررسی مقایسه ای انواع نمادها در دو متن یاد شده می پردازد. نتیجه پژوهش حاضر بیانگر این است که ابن سینا و عطار هر دو از نماد برای بیان مفاهیم عرفانی بهره برده اند؛ به گونه ای که می توان این دو اثر را داستان هایی نمادین (سمبولیک) با رنگ عرفانی دانست. بیشتر نمادهای این دو اثر بویژه منطق الطیر از جمله نمادهای وضعی (قراردادی) است. به این معنا که حاصل ابتکار و خلاقیت ابن سینا و عطار می باشد. جدای از این، می توان نمادهای سنتی (عمومی) را نیز در این دو اثر یافت.
بررسی قانون جذب در اندیشه عرفانی مولانا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۱۸ پاییز ۱۴۰۰ شماره ۶۹
295 - 316
حوزههای تخصصی:
قانون جذب باور به این مسأله است که با تمرکزبر اندیشه ها و افکار مثبت یا منفی، به هرچه که بیندیشیم همان امر محقق می شود. قانون جذب قانون جهان شمولی است که می گوید پس از تعیین هدف و تسریع تلاش برای رسیدن به آن باید به طور دائم افکار، اعمال و احساسات خود را با خواسته و هدف مورد نظر هماهنگ و همسو ساخت . ما هرآنچه را که اغلب به آن فکر می کنیم، چه خوب و چه بد، جذب می کنیم. مولانا قرن ها پیش از آن که صحبت از قانون جذب به عنوان یکی از قوانین موفقیت آمیز جهانی به میان آید و هماهنگی با کائنات در راستای نیل به مقصود و مطلوب در آن مطرح گردد، با آگاهی و هوشیاری، بسیاری از این قوانین را دریافته و این قانون را در کمال دقت به شکلی عملی و کاربردی معرفی نموده و به کار برده است؛ سراسر مثنوی مولانا ارائه قوانین جهان شمولی است که هر یک به نوعی حیطه ای از قانون جذب را د ر بر می گیرد. این مقاله به شیوه توصیفی- تحلیلی و بر مبنای داده های کتابخانه ای و سندکاوی، به بحث و بررسی پیرامون تأثیرگذاری فکر و قوانین حاکم بر آن می پردازد. نتایج و یافته های تحقیق حاکی از آن است که مولانا بسیار پیش تر از آنکه قانون جذب در علوم روانشناسی و فلسفه نوین مطرح گردد در لا به لای افکار و اندیشه های عرفانی خود به این قانون توجه ویژه و خاصی داشته است. مولانا در مثنوی به قانون جذب با عنوان « قدر مشترک» و «این همانی» اشاره می کند؛ این قدر مشترک سبب جذب چیزی می شود که به آن فکر می کنیم.
نگرش اشراقی بر«حُسن» و تجلی آن در نگاره های ایرانی سده هشتم تا دهم ه .ق ( با گزینش شش اثر مشهور از مکتب های این دوران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۱۸ پاییز ۱۴۰۰ شماره ۶۹
127 - 150
حوزههای تخصصی:
شهاب الدین سهروردی(شیخ اشراق) رساله ای به نام «فی حقیقه العشق» دارد که در فصول مختلف آن به مقوله «حُسن» می پردازد. با توجه به تأثیر دیدگاه اشراقی سهروردی بر ادبیات عرفانی و هنر ایرانی دوران بعد، به نظر می رسد هنرمندان نگارگر قرن هشتم تا دهم نیز در بیان زیبایی آثار خود، نگرشی اشراقی را به کار گرفته اند. سؤال این است که چگونه نگارگر ایرانی برای آفرینش فضاهای تصویر، با محوریت «حُسن»، از اندیشه اشراقی سهروردی مایه گرفته است و وجه تمایز کمال و جمال آثار نگارگری در چیست؟ پژوهش نگاهی تاریخی و هدفی بنیادین داشته و به روش توصیفی تحلیلی عمل کرده است. نتایج حاکی از آن است که نگارگران در بیان زیبایی به هر دو وجه کمالی و جمالی حُسن توجه داشته اند. تا آنجایی که به ساختار بیرونی آثار مربوط می شد از وجه کمالی و در بیان جمال آثار که به ساختار درونی اثر مربوط می شدند از طریق شهود و تخیل در جهان مثالی عمل می نمودند.
تربیت سیاسی در قرآن با تأکید بر اصل حق محوری
منبع:
قرآن و علوم اجتماعی سال اول بهار ۱۴۰۰ شماره ۱
89-119
حوزههای تخصصی:
یکی از دغدغه های ساخت جامعه، تربیت سیاسی مردم است که لازمه آن تغیر در بینش، رفتار و انگیزش است. در حقیقت حاکمیتی پیروز است که بتواند مردم را در این سه سطح به رشد برساند. حال اگر بخواهد به هدف خود برسد باید برنامه اول تربیتی خود را بر چه محوری قرار دهد و چه برنامه ای برای تربیت افراد در این زمینه داشته باشد.در این مقاله بر اساس روش کتابخانه ای و رویکرد تحلیلی-توصیفی به این نتیجه حاصل شده است که برای داشتن جامعه عادل در داخل و مقاوم در مقابل جریانات خارجی لازم است ضمن توجه به تربیت سیاسی که از جهت بینشی سطح درک و عقلانیت مردم پرورش داده می شود، از جهت رفتاری افراد خود را مسئول می دانند و در مقابل کوتاهی ها و انحراف سکوت نمی کنند و وضع موجود را به سمت کمال تغییر می دهند و در جهت انگیزشی نیز خود را برای تمدن بزرگ اسلامی در سرتاسر عالم آماده می کنند، حاکمیت همت خود را بر تربیت حق محور قرار دهد و در این راستا دعوت و شهادت به حق، اجتناب از سخن باطل و کذب، عدم سکوت در مقابل ظالم، جهاد و هجرت باید شاخصه های تربیت سیاسی قرار گیرد.
The Role of Faith in attaining Pure Life in the Modern Age(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
pure life, Volume ۸, Issue ۲۸, Autumn ۲۰۲۱
39 - 64
حوزههای تخصصی:
SUBJECT AND OBJECTIVES : Most of those with a materialistic mindset believe that religion has no place in this technological age; That is to say, for the progress and salvation of man in this modern age, man is in no need of a religious belief, as it is considered obsolete. In the religious worldview, however, faith is a light that gives direction to life and it is one of the crucial requisites for salvation in this world and the Hereafter. Thus, the primary aim of this study is to examine the role of faith (i.e) in attaining a goodly pure life in this modern age in the light of verse 97 of Surah al-Naml. METHOD AND FINDING : The methodology used in this research work was a descriptive-analytical research method in which the available data are analyzed based on logical and textual evidence. The outcome of this research showed that the life of a faithful is indeed worthy and ideal, while a life that is devoid of it is a worthless and imperfect one. CONCLUSION : Similarly, a goodly pure life without faith in God and righteous deeds is infeasible. For it is only under the shadow of faith that man could attain both material and spiritual developments.
سرمقاله: نگاهی به وضعیت حدیث در فضای مجازی
حوزههای تخصصی:
حدیث شیعه در طول تاریخ شاهد فراز و فرودهای بسیاری بوده است. دغدغه های دوره حضور معصومان^، بیشتر، صدور و ضبط احادیث بود و در دوران غیبت، تمرکز فزون تری بر شیوه های نشر و ماندگاری احادیث وجود داشت. تاریخ نشان می دهد که کاربست روایات نیز در علوم مختلف و زندگی مردم دست خوش تغییراتی شده است. در عصر کنونی که تکنولوژی به صورت فراگیر در ابعاد مختلف زندگی بشر رسوخ کرده، بهره گیری از حدیث نیز عصر تحوّل را تجربه می کند. ارتباط دوسویه حدیث با تکنولوژی، از یک سو بهره هایی را به دنبال داشته و از سوی دیگر، آسیب هایی را در پی داشته است. امروزه حدیث در فضای مجازی، با اقبال بیشتری مواجه شده و در چگونگی و تنوّع نشر آن تغییراتی را به وجود آمده است. منظور از فضای مجازی، همه گونه ها و زیرشاخه های عرصه دیجیتال مانند اینترنت (موتورهای جستجو)، پیام رسان ها، نرم افزارهای ارائه و تحلیل داده، برنامه های کاربردی (اپلیکیشن ها) و هوش مصنوعی است. به عبارت دیگر، در بحث پیشِ رو، انواع شیوه ها و بسترهای تولید، پردازش و عرضه دیجیتالی را مورد نظر قرار می دهیم. در این نوشتار، تلاش کرده ایم تا در کنار بیان قوّت ها و بهره ها، آسیب ها و چالش های حضور حدیث در فضای مجازی را نیز بررسی کرده و پیشنهاد هایی برای رونق و اتقان آن ارائه کنیم.
بازخوانی انتقادی یک مناظره: نزاع آنسکوم و لوئیس در رد طبیعت گرایی خداناباورانه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه دینی دوره ۲۱ بهار ۱۴۰۰ شماره ۷۸
53 - 76
حوزههای تخصصی:
سال 1948، مناظره ای مشهور میان سی. اس. لوئیس و الیزابت آنسکوم در انجمن سقراطی آکسفورد صورت می پذیرد. لوئیس در این جلسه استدلال می کند که مادی انگاریِ صرفِ طبیعت گراییِ خداناباورانه باطل است. در مقابل، آنسکوم سه نقد اساسی بر استدلال لوئیس می آورد: 1. نبود تمایز میان علل ناعقلانی و غیرعقلانی باور؛ 2. تهدید شک گرایی؛ 3. نبود تفکیک میان انواع تبیین های «کامل». اندیشه های لوئیس و آنسکوم از چند جهت درخور تأمل و بررسی است: 1. به رغم انتقاد درست آنسکوم، نبود تمایز میان علل ناعقلانی و غیرعقلانی، مشکل طبیعت گرایی را که همان استنباط باوری از دیگر باورهاست، حل نمی کند؛ 2. آنسکوم این گزاره را که «اگر طبیعت گرایی درست باشد، هیچ استدلال انسانی ای معتبر نیست»، تهدیدی شکاکانه برای معرفت می داند، حال آنکه این اشکال، به اصل استدلال لوئیس خللی وارد نمی سازد؛ 3. برخلاف ادعای آنسکوم، رویکرد حذفی به دیگر تبیین ها، نه پیامد اندیشه ی لوئیس، بلکه انگاره ی اصلی خود طبیعت گرایی است؛ 4. اینکه لوئیس اتفاقی بودن حالات ذهنی را به درستی تحلیل نمی کند، به دلیل آن است که او ریشه و خاستگاه این حالات را غیرمادی می داند؛ 5. لوئیس منظورش از «امکان ندارد فرایندهای تکاملی، از مخلوقات بدون درک و فهم، مخلوقاتی ایجاد کنند که درک و فهم داشته باشند» را به خوبی تبیین نکرده است. به رغم نقاط قوت اندیشه های لوئیس و آنسکوم، ما معتقدیم هر دو دیدگاه نقاط ضعفی دارند و نیازمند اصلاح و تکمیل اند. با نگاهی تحلیلی، تطبیقی و انتقادی می توان به حذف، اصلاح و بازسازی نقاط ضعف دیدگاه های آنسکوم و لوئیس پرداخت.
ویرایشگری یا ویرانگری؟ نقدی بر چاپ جدید جهانگشای خاقان، با بازخوانی و ویرایش محمدعلی پرغو
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۲ فروردین و اردیبهشت ۱۴۰۰ شماره ۱ (پیاپی ۱۸۷)
261 - 279
حوزههای تخصصی:
کتاب جهانگشای خاقان، تألیف سال های میانی سده دهم هجری قمری، قدیم ترین تک نگاشت درباره شاه اسماعیل صفوی (حک، 907-930)، بنیادگذار دولت صفویان است. این اثر در عین حال واجد اطلاعاتی دست اول درباره اصل و تبار و زندگی نیاکان او و نیز حاوی اخباری در باب حکمرانان مستقل یا نیمه مستقل معاصر شاه اسماعیل مانند ظهیرالدین بابر، آق قویونلوها، شیبانیان، و حاکمان نواحی مختلف ایران است. کتاب مذکور در سال 1398 به بازخوانی و ویرایش محمدعلی پرغو و با همت انتشارات دانشگاه تبریز و مشارکت «بنیاد سعدی» به زیور طبع آراسته شده است. نویسنده در نوشتار پیش رو، به نقد این اثر اقدام نموده است.