فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶٬۶۲۱ تا ۶٬۶۴۰ مورد از کل ۸۲٬۶۱۵ مورد.
منبع:
تفسیرپژوهی سال ۱۰ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱۹
141 - 170
حوزههای تخصصی:
عذاب الهی در دنیا و آخرت وجود دارد. سنخ عذاب در دنیا و آخرت، از نوع جسمانی و روحانی است. زبان قرآن درباره ی عذاب، حقیقی و واقع گرا است. هدف اصلی خداوند از خلقت بشر، رسیدن انسان به بهشت و رحمت الهی است، ولی در طول آن هدف، یک غایت تبعی و ثانوی نیز وجود دارد. گناهکار به سبب اعمال ناشایست عذاب می شود. به دلیل تفاوت بین دنیا و آخرت فلسفه ی مجازات های الهی در دنیا و آخرت با هم متفاوت است. سختی ها در دنیا به دلایل مختلفی از جمله ارتقاء درجه ی مؤمنان، عبرت، تضرع و توبه، آزمایش، عقوبت و عذاب گنهکاران می باشد. برای عذاب در آخرت ادله ی بسیاری از جمله عدل الهی، ضمانت اجرای تکالیف، لطف، وعید، جزای الهی، تجسم اعمال وجود دارد. درباره ی چگونگی رابطه ی بین عمل و جزاء، نظرات مختلفی مانند مراتب وجود و ملکات نفسانی ارائه شده است. رابطه ی بین عمل و عذاب، تکوینی و حقیقی است نه اعتباری.
شناسایی ابعاد و مؤلفه های شایستگی حرفه ای معلمان و ارائه مدل مفهومی در تراز جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تربیت اسلامی سال هجدهم زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴۶
125 - 146
حوزههای تخصصی:
شایستگی سازه ای است که همچون چتر بر تمام موفقیت ها و عملکردهای عالی معلم سایه می اندازد. هدف از این مطالعه، شناسایی ابعاد و مؤلفه های شایستگی حرفه ای معلمان و ارائه مدل مفهومی در تراز جمهوری اسلامی ایران است.با روش پژوهش داده بنیاد انجام شده است .جامعه آماری این پژوهش شامل متخصصان علوم تربیتی و کلیه اسناد تحولی و بود . تعداد 11نفر به عنوان نمونه پژوهش بر اساس دو عامل تخصص و تجربه، از استادان دانشگاه تا رسیدن دادها به اشباع نظری از طریق نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند ؛ ابزار جمع آوری اطلاعات، مصاحبه نیمه ساختاریافته و بحث گروه کانونی و اسناد مرتبط با موضوع بود . پس از پیاده سازی مصاحبه ها، تحلیل داده های اولیه از طریق تحلیل محتوای استقرایی با استفاده از کدگذاری باز، محوری و انتخابی و با بهره گیری از نرم افزار مکس کیو دا انجام شد. روایی آن با روش سه سویه نگری منابع داده ها تأیید شد و پایایی آن با روش توافق بین دو کدگذار 03/86 درصد به دست آمد که بیانگر همخوانی بالا و پایایی مناسب است. یافته پژوهش موجود در4 بعد و 19 مؤلفه و 96 خرده مؤلفه شناسایی شد که این ابعاد شامل دانش حرفه ای، عمل حرفه ای، تعهد حرفه ای و توسعه هویت حرفه ای است، شایستگی حرفه ای بر اساس اخلاق حرفه ای، پایبندی به ارزش های دینی و صلاحیت حرفه ای تبیین شده است. در شیوه های جدید تربیتِ معلم توصیه می شود.
عطوفت در اوج قدرت: شیوه رفتاری پیامبر(ص) در همگرا کردن مخالفان و نومسلمانان با جامعه اسلامی
حوزههای تخصصی:
رشد قدرت سیاسی و نظامی پیامبر(ص) در مدینه به گونه ای بود که در مدت کوتاهی منطقه حجاز را به پذیرش وضع موجود و حتی تسلیم در برابر اسلام واداشت. پیامبر(ص) در شیوه برخورد با مخالفان و نومسلمانان برای همگرا کردن آنان با جامعه اسلامی، از سوی برخی از مسلمانان با چالش هایی مواجه شد. این امر دو طیف فکری را در جامعه اسلامی به وجود آورد که یکی قائل به عطوفت در اوج قدرت و دیگری قائل به اعمال قدرت، خشونت و شدت عمل بود. مقاله پیش رو تلاش دارد چالش های این دو طیف فکری را با روش تحلیل تاریخی مورد بحث قرار دهد و به این پرسش بپردازد که شیوه های رفتاری پیامبر(ص) برای همگرا کردن مخالفان و نومسلمانان با جامعه اسلامی با وجود مانع تراشی طیف تندروی مسلمان چگونه بود؟ یافته پژوهش نشان می دهد که طیف فکری تندرو با افکار خشن در پوشش دین، قائل به برخورد شدید با مخالفان و دشمنانِ تسلیم شده بود و چنین اندیشه ای را در موقعیت های متفاوت در قالب مفاهیمی چون: کشتن، گردن زدن، انتقام گرفتن، خوار کردن و مانند اینها بروز می داد. در مقابل، طیف معتدل با پیشگامی رسول اکرم رفتار مسالمت جویانه در قالب عفو و بخشش، صیانت از شخصیت و کرامت انسانی مخالفان و نومسلمانان، استفاده از توانمندی و تجارب آنان و مانند اینها را در پیش گرفت و توانست با استفاده از ظرفیت های انسانی موجود در میان مخالفان و نومسلمانان، ضمن اعتمادسازی زمینه همگرایی آنان را با جامعه اسلامی فراهم آورد.
اسلوب آموزشی رسول الله (ص) در تعامل با قشرهای اجتماعی
حوزههای تخصصی:
سیره رسول الله در ابعاد سیاسی، فرهنگی و اجتماعی برای مسلمانان الگوی حسنه محسوب می شود. آن حضرت در زمینه های مختلف و به ویژه جذب قلوب گروه های مختلف اجتماعی از روش های بدیع استفاده می کرد. پیامبر(ص) برای ابلاغ رسالت و تبلیغ تعالیم اسلام نیز اسلوب ویژه ای به کار گرفتند. در این پژوهش در پی پاسخ به این سوال هستیم که رسول خدا در تعامل با اقشار گوناگون اجتماعی عصر خود از چه اسلوب هایی بهره گرفته اند؟ این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی و با کمک منابع کتابخانه ای به این نتیجه رسید که رسول الله با شناخت کامل از مخاطبان برای هدایت آنها شیوه های متفاوتی به کار گرفت. آن حضرت توانست ویژگی گروه های مختلف مخاطبان اعم از عامه مردم، خطاکاران، دشمنان و کافران، پیروان سایر مذاهب و قبایل را شناسایی کرده و جداگانه با هر گروه تعامل داشته باشد و آموزش های ویژه ای برای هر یک در نظر بگیرد. اسلوب های آموزشی خلاقانه پیامبر(ص) متناسب با ظرفیت های فردی و اجتماعی اقشار گوناگون اجتماعی و متأثر از فضای آن زمان بود و موجب گسترش اسلام پذیری جامعه شد.
آیات حجاب و چالش های معاصر (نقد شبهات)
حوزههای تخصصی:
یکی از شبهات پر تکرار شبکه های مجازی عدم حجاب اجباری در عصر نبوی و پیامد آن عدم جواز حجاب اجباری در عصر کنونی است. اهمیت نداشتن حجاب، و بسنده بودن حجاب حداقلی به دلیل تأخیر در نزول آیات حجاب، و تأخّر نزول حجاب حداکثری (جلباب) بر حجاب حداقلی (خمار) از دیدگاه برخی بر پایه غالب روایات ترتیب نزول، و نیز رفع حکم حجاب با رفع حکمت آن، چالش ها و شبهات دیگر حجاب می باشد که فراروی تحقیق درباره آیات حجاب و چگونگی تحقّق و رواج آن در عصر نزول با وجود بقای فرهنگ جاهلی است؛ از این رو تحقیق پیش رو، با تکیه بر قرائن آیات و مبتنی بر پژوهش روش مند در آیات حجاب و شرایط معاصر نزول قرآن و با تمرکز بر چهار محور چرایی تأخیر حکم حجاب، حکمت دو مرحله ای بودن نزول آن، بسترسازی هوشمندانه بین دو مرحله نزول، و استفاده حداکثری از فضای حاکم بر جامعه عصر نبوی، می کوشد به دفع شبهات یادشده فائق آید و مهم ترین نتیجه تحقیق پیش رو اثبات وجود ظرفیت حجاب اجباری در آیات قرآن و نقش نظام اسلامی در آن خواهد بود.
بررسی تطبیقی تخییر در علم اصول(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
پژوهش های اصولی سال ۱۰ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳۶
33 - 74
حوزههای تخصصی:
از مباحثی که تاکنون به شکل مستقل مورد توجه قرار نگرفته، بررسی انواع و اقسام تخییرهایی است که در سرتاسر علم اصول و در مباحث گوناگون مطرح می شود. نوشتار حاضر در تلاش است با تقسیم ثنایی تخییر به دو قسم «تخییر در اصل عمل و تخییر تطبیقی»، تصاویر ثبوتی و اثباتی تخییر را به شکل تطبیقی بررسی نماید. در آغاز به تحلیل اقسام تخییر در اصل عمل یعنی اباحه واقعی و برائت ظاهری پرداخته می شود. سپس اقسام چهارگانه تخییر تطبیقی، یعنی «تخییر اصولی، فقهی ایجابی، تحریمی و ترخیصی» مورد پژوهش قرار می گیرد. نتیجه بررسی ها نشان می دهد در بیشتر اقسام تخییر تطبیقی، نظریه «تعلق حکم به عنوان جامع انتزاعی» موجّه و خالی از محذورات ثبوتی و اثباتی است. در پایان مقاله، برخی از نزاع ها و تعدادی از فوائد و آثار اقسام تخییر به شکل کوتاه گزارش خواهد شد.
عمومیت بازدارندگی رؤیت «برهان ربّ» در آیه 24 سوره یوسف(ع)
منبع:
الاهیات قرآنی سال ۱۱ بهار و تابستان ۱۴۰۱۲ شماره ۲۰
64 - 53
حوزههای تخصصی:
داستان حضرت یوسف(ع)، آن گونه که در قرآن نقل شد، فراز و نشیب های زیادی دارد. حضرت یوسف(ع)، در آزمون های مختلف الاهی سربلند بیرون آمد. یکی از امتحانات ایشان، آماده شدن فضا برای انجام گناه با همسر عزیز مصر بود که به کمک خدای منان در این امتحان نیز پیروز بیرون آمد. قرآن کریم در آیه 24 سوره یوسف، از این امداد به «برهان ربّ» تعبیر می کند. پرسش اصلی تحقیق این است که آیا «برهان ربّ»، اختصاص به حضرت یوسف(ع) دارد یا این که می توان تعمیم آن را به عنوان سنّت الاهی برای تمامی بندگان خدا اثبات کرد؟ این مقاله از نوع پژوهشی و تحلیل محتواست. با مراجعه و جست وجو در منابع تفسیری و کتب مربوطه، داده های مرتبط با پرسش اصلی تحقیق جمع آوری و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و دلایل و مستندات اثبات عمومیت قاعده «برهان ربّ» احصاء شد. در نهایت استدلال ها و شواهد به دست آمده، عمومیت قاعده «برهان ربّ» را به عنوان سنّت الاهی تأیید کرده است.
تحلیل و ارزیابی ترجمه بر پایه روش های هفت گانل وینی و داربلنه (مورد مطالعه: رمان أرض النّفاق)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از گذشته اختلاف نظر زیادی درخصوص انتقال ساختار یا مفهوم میان صاحب نظران ترجمه بوده است. عده ای در تقابل ساختار و مفهوم، به ساختار روی آوردند و ترجمه تحت اللفظی را برگزیدند و عده ای دیگر بر این باور بودند که هدف ترجمه تنها انتقال مفهوم است و ترجمه ی آزاد را مناسب دانستند. با شکل گیری رشته مطالعات ترجمه، توجه به تقابل میان ساختار و مفهوم در نظریات صاحب نظران این رشته انعکاس یافت که از جمله این صاحب نظران، دو زبان شناس فرانسوی به نام های ژان پل وینی و ژان داربلنه بودند. این دو با اتخاذ رویکرد تحلیل مقابله ای به مطالعه ی زوج زبان فرانسه-انگلیسی و توصیف شیوه های ترجمه پرداختند و الگوی خود را که با نام روش های هفت گانه شناخته می شود، در توصیف روش ترجمه ی تحت اللفظی و آزاد ارائه دادند که مبنای نظری این پژوهش بر آن مبتنی است. در مقاله حاضر نگارندگان کوشیده اند بر پایه ی روش های هفت گانه وینی و داربلنه، به تحلیل و ارزیابی رمان «أرض النّفاق» اثر یوسف السباعی و ترجمه حسین فریار بپردازند. بر اساس یافته های پژوهش مشخص شد که مترجم بیشتر از روش های غیرمستقیم در ترجمه بهره برده و به عبارت دیگر ترجمه آزاد را بر تحت اللفظی ترجیح داده است. همچنین مشخص شد در تمامی نمونه هایی که بر اساس ترجمه ی غیرمستقیم ترجمه شده اند، مترجم ترجمه موفقی ارائه داده اما در مواردی که تنها به ترجمه مستقیم اکتفا کرده است، ضعف ترجمه دیده می شود. در پایان مقاله پیشنهاد نگارندگان بر این بود که ترکیب ترجمه مستقیم و غیرمستقیم، راهکار مفیدی در ترجمه مفاهیم و اصطلاحات دشوار است.
الگوی جدید واژه شناختی در سده اخیر حوزه علمیه قم
حوزههای تخصصی:
بهره گیری از علوم ادبی برای ورود به زبان قرآن و فهم صحیح پیام الهی ضروری است، پژوهش های انجام شده در دوره های مختلف نسبت به علوم ادبی، راه را برای بهره برداری بهتراز زبان قرآن و فهم پیام الهی هموار ساخته اند، بررسی تحولات سده اخیر حوزه علمیه قم در زمینه واژه شناسی زبان قرآن مورد اهتمام این پژوهش می باشد. برخی مفسران برای معنا شناسی دقیق واژگان قرآنی، از علوم لغت، صرف، نحو، بلاغت و... بهره جسته و بخش مستقلی با عنوان «اللغه و الصرف» به آن اختصاص داده اند، گرچه برخی علم صرف را به عنوان یک علم واقعی قبول نکرده و آن را نوعی ذوقیات نفسانی و استحسانات محافل علمی دانسته است. درعین حال روش معنا شناسی واژه های قرآنی آنان در تفسیر، تحوۤل جدیدی در صد سال اخیرحوزه علمیه قم می تواند به حساب آید. برخلاف روش رایج درعلم صرف، برای شناخت لازم و متعدی راهکار جدیدی ارائه داده اند، در قواعد اعلال روش جدید مبتنی بر «تبعیۤت حرکت» یا «سکون حرف» زمینه ساز تحوۤل بزرگی در قواعد اعلال می شوند. ارجاع معانی متعدد به یک معنا تحول دیگری در معنا شناسی است. با ارائه ملاک جدیدی برای اشتقاق کلمه (وجود دو وضع نوعی در مادّه و هیئت هر کلمه)، بسیاری از معانی ارائه شده برای اشتقاقات لغوی و صرفی را باطل دانسته اند. در این پژوهش تحوۤلات جدید سده اخیر حوزه در زمینه الگوی جدید معنا شناسی واژگان قرآن در تفسیر، بررسی می شود.
تحليل ثقافة الحجاب في فكر آية الله الخامنئي
حوزههای تخصصی:
لطالما کانت ثقافه الحجاب من الشعائر الدینیه المهمّه ومن المبادئ العقلیّه والنقلیّه لمختلف الأدیان لغرض حمایه شخصیّه المرأه وحریم الأسره. وتکمن أهمیه الحجاب فی أنه یرفع مکانه المرأه شخصیاً واجتماعیاً، ویضاف إلى هذا أن له دوراً عظیماً فی ضبط الغریزه الجنسیه ویساهم فی الحؤول دون تهدّم أرکان الأسره وانتشار الفساد الاجتماعی. ونظراً لخطوره دور الحجاب والعفه، فإنَّ الغطرسه العالمیّه للغرب تسعى إلى محاربه الحجاب وترویج ثقافه العُری والسفور بحجّه الحرّیّه والدفاع عن حقوق المرأه. یحاول هذا المقال توضیح دور الحجاب وضرورته بمنهج وصفی وتحلیلی من خلال جمع کلمات آیه الله الخامنئی والأدلّه العلمیّه والروائیّه الأخری، بحیث یمکن رد الشبهه القائله بالحجاب الإجباری، من خلال شرح دور الحجاب الاختیاری العقلانی. وقد توصّل المقال إلی أنّ آیه الله الخامنئی یعتبر الحجاب قضیّه مهمه ومنسجمه مع الطبیعه البشریّه، تحول دون اختلاط الجنسین فی المجتمع. وأن منشأ معاداه الغرب لثقافه الحجاب هو: «السعی فی نشر ثقافته المنحطه والمنحرفه فی العالم»، و«النظره الأداتیّه للمرأه»، و«هیمنه الثقافه الغربیه لتدمیر الدین»، و«نشر الإلحاد بین المتدینین». کما یؤکّد سماحته ضروره الوقوف ضدّ ثقافه الابتذال والعری فی الغرب وعدم الانخداع بتُرّهات دعاه التغریب، وذلک من خلال ذکر فوائد الحجاب والعفّه نحو: «ضمان الأمن للرجل والمرأه» و«احترام کرامه المرأه وتمیّزها» و«السیطره على الغرائز الجنسیّه» و«تماسک الأسره».
تحلیل شخصیات روایه "المستنقع" لعبدالحمید جوده السحّار؛ على ضوء نظریه النموذج العاملي لغریماس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
إنّ "الشخصیه" من الأرکان الرئیسه المشکّله للنصّ القصصی. وتعدّ "العاملیه" أی "فعل الشخصیه" من الاتجاهات المهمه فی هذا المجال، فتوظیف کلّ شخصیه فی القصه یتطلّب دقه وإتقاناً خاصاً. و کلّ کاتب بإمکانه أن یقیم علاقه عمیقه مع قرّائه من خلال توظیفه السلیم للشخصیات ویمضی بالقارئ إلى بطن القصه ویحثّه على متابعه الروایه حتّى النهایه. یسعى هذا البحث عن طریق المنهج الوصفی-التحلیلی أن یلقی الضوء على شخصیات روایه "المستنقع" للسحّار وهی إحدى روایات الکاتب الواقعیه وذلک على أساس نظریه غریماس فی مجال "الأدوار العاملیه". إنّ غریماس طرح نظریته فی مجال الروایه متأثّراً بنظریه "بروب". بما أنَّ نظریه غریماس قابله للتطبیق فی جمیع الأنماط الأدبیه تقریباً، من هنا نموذجه لدراسه الأدوار العاملیه فی الشخصیات القصصیه تشتمل على ثلاثه نماذج ثنائیه وهی: «العامل/الهدف»، «المرسل/المعمول» و «المساعد/المعارض». یظهر لنا من خلال النتائج الّتی تمّ استنتاجها على ضوء المنهج الوصفی-التحلیلی بأنّ شخصیات الروایه یعانون من مفارقه کبیره بالنسبه إلى القیم (الحبّ والخیانه، العفو والأنانیه، الانتقام وطلب الخیر، المستنقع والطریق الصواب). إنّ فؤاد -بناء على نموذج غریماس حول العاملیه- یعیش فی فضاء المجتمع التقلیدی فی مصر، وهو یمضی فی سبیل أهدافه بنشاط ودون توقف أو جمود، ویلعب دوره فی العامل القصصی ویجعل المکونات الأخرى لهذا النموذج تسیر نحو طریق التفاعل.
دراسه تحلیلیه لمبادئ الاستلزام الحواري في روایه «شمس بیضاء بارده» في ضوء قواعد غرایس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یُعدّ الاستلزام الحواری من أهمّ مرتکزات التداولیه و أبرزها، قد قام علی مبدأ التعاون الذی أقرّه «غرایس» و رأی ضروره أن یتبعه المتحاورون و یسیرون علی هدیه فی حوارهم و قد تفرّع عن هذا المبدأ أربع قواعد تضبط مسار الحوار، و هی: قاعده الکمّ، قاعده الکیف، قاعده المناسبه، قاعده الطریقه، بحیث إنّ أیّ خرق لإحدی هذه القواعد یؤدی إلی اختلال العملیه الحواریه، و انتقال کلام المتحاورین من المعنی الصریح إلی المعنی الضمنی وفقًا للمقام أو سیاق الحال، و نتیجه لذلک الخرق یظهر الاستلزام الحواری الّذی یتغیر بتغیر السّیاق الّذی یرد فیه شریطه احترام مبدأ التعاون. یهدف هذا البحث إلی توظیف مبادئ الاستلزام الحواری فی ضوء مبدأ التعاون الغرایسی و قواعده الأربعه فی روایه (شمس بیضاء بارده) لکفی الزعبی، متتبّعًا المنهج الوصفی التحلیلی، إذ یتطرّق إلی بعض نماذج الاستلزام الحواری فی الروایه، و یقوم بتحللها فی ضوء المنهج التداولی؛ و توصّل البحث إلی توظیف الاستلزام الحواری تداولیًا من خلال خرق المتحاورین لقواعد غرایس. تبیّن فی الدراسه أن خرق قواعد الکمّ و الکیف و المناسبه و الطریقه موجوده فی حوارات الروایه و المقصود بوجود هذه الحوارات، إقناع السامع و إنتباهه إلی خطأ الشخصیه الرئیسیه فی طریقه حیاته و أیضا الهروب من إجابه الأخرین إجابه صریحه لعدم الوفاق بین السائل و المجیب.
نقد جریان فکری قرآن بسندگی در اندیشه تفسیری آیت الله مهدوی کنی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نظریه «قرآن بسندگی» به مثابه ی یک جریان انحرافی در روش تفسیر قرآن، سعی دارد با کنار زدن سنت و تأکید بر ناکارآمدی میراث روایی در فهم و تفسیر قرآن، حجیّت و اعتبار سنت را زیر سوال ببرد. تکوّن و شکل گیری این تفکر به استناد منابع تاریخی و حدیثی، در صدر اسلام و با شعار «عندنا کتاب الله» بوده و سپس در طول تاریخ به یک جریان انحرافی تبدیل گشته است، به گونه ای که هم اکنون در اندیشه فرقه هایی مانند «قرآنیون» به وضوح می توان این تفکر انحرافی را مشاهده نمود. به همین دلیل در این پژوهش ضمن معرفی اجمالی ریشه های شکل گیری این نظریه، به نقد ادلّه معتقدین به این نظریه از منظر آیت الله محمدرضا مهدوی کنی(ره) از جمله اندیشمندان قرآنی عصر حاضر پرداخته و مجموعه مطالبی که توسط ایشان در نقد این تفکر بیان شده است، جمع آوری و تحلیل گشته است. نتایج تحقیق نشان می دهد آیت الله مهدوی کنی به نقد و ابطال مهمترین ادلّه این جریان پرداخته اند که عبارتند از: پاسخگویی قرآن کریم به همه نیازها، عدم اعتبار سنت در کنار حکم الهی، اختصاص ارشادهای پیامبر به همان عصر، مخدوش بودن سنت از نظر سند و متن، عدم قطعیت صدور سنت از پیامبر.
نقد و بررسی تأویلات قرآنی اسماعیلیه درباره امام معصوم (ع)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مبنای اسماعیلیه در مواجهه با قرآن، بر تأویل آیات نهاده شده است. از آنجایی که بکارگیری تأویل بدون توجه به معیار و ملاک های صحیح، نشر معارف و حقایق قرآن را دچار چالش می کند؛ پژوهش حاضر با روش توصیفی- تحلیلی و با استفاده از ابزار کتابخانه ای، به بررسی تأویلات اسماعیلیه درباره امام معصوم(ع) پرداخته و در مقام نقد به دو تفسیر المیزان و نمونه استناد نموده است تا ضمن تبیین موارد لغزشی تفاسیر اسماعیلیه، تفسیر صحیحی ازآیات مورد بررسی توسط تفاسیر معتبر شیعی ارائه دهد. یافته های این پژوهش در نقد تأویلات اسماعیلیه درباره امام معصوم(ع) حاکی از وجود هشت مؤلفه؛ عدم توجه به معنا و مفهوم مفردات واژگان قرآنی، سیاق، علوم بلاغی، ظاهر آیه و واقعیت های علمی، عدم توجه به اصل معنای لغوی واژگان قرآنی، روایات، عدم ارجاع متشابهات به محکمات و عدم تشخیص مخاطب آیات توسط مفسران اسماعیلیه می باشد. این مؤلفه ها حاکی از تأویلات ذوقی اسماعیلیه و عدم توجه به معیارها و ملاک های صحیح تفسیر قرآن کریم است.
بررسی نقش «قَصَص» در هندسه ساختاری قرآنِ کریم (با تأکید بر نظریه کارکردگرایی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قرآن کریم، کتابی دینی و تعلیمی است که از هندسه زبانی و ساختاری ویژه ای برخوردار است. «قصّه» ها یکی از مهم ترین اجزای اصلی ساختار قرآن را تشکیل داده اند. خدواند متعال برای دعوت بشر به صلاح و رستگاری، از «قَصَص» استفاده کرده است. سؤال این است که نقش قصّه های موجود در ساختار قرآن چیست. پیش فرض مقاله این است که قصّه ها نقش مهمّی در هندسه ساختاری قرآن دارند. نتیجه مقاله نیز این است که قصّه های قرآنی با خاصیّت روایی خود می توانند جمع پذیری آموزه های دینی، اخلاقی و اجتماعی را تقویت و با تبدیل یک قصه خاص به یک قصه عام، پذیرش گفتمان «تعاون» را آسان کنند. این قصّه ها قدرت نفوذ و باورپذیری کلام را تشدید می کنند و درنهایت، موجب اجبار و ضرورت پیام می شوند. آنها خلق و توصیف معنا و پیام قرآنی را سهل می کنند. قصّه های قرآنی، جهان نگری مشترک و همگانی را بر می سازند و با ایجاد راوی گوناگون و زاویه دید متعدد، خصلت دستوری و آمرانه زبان را تعدیل می کنند. آنها با تصویرسازی داستانی، خیر و مصلحت عمومی را تجسم پذیر می کنند. از همه مهم تر اینکه قصّه های قرآنی می توانند فرایند رشد شناختی و هویّت سازی دینی مخاطبان را تسریع کنند. در این مقاله با روش توصیف و تحلیل محتوا تلاش می شود نقش قصّه ها در ساختار قرآن کریم، ارزیابی کیفی و کارکردشناختی شود.
Comparative Analysis of the Religious Education Ideas of Ayatollah Misbah Yazdi and Syed Abul-A'la Maududi(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
pure life, Volume ۱۰, Issue ۳۵, Summer ۲۰۲۳
147 - 180
حوزههای تخصصی:
SUBJECT AND OBJECTIVES : In this research, the Quranic-educational ideas of two contemporary Muslim thinkers: Misbah Yazdi and Abul-A'la Maududi are briefly mentioned. The goals of this research are: To discover points in the Quranic education system to review and criticize the western education system, to improve the educational methods of schools, to achieve worldly and hereafter happiness. METHOD AND FINDING : The method of this research is descriptive, comparative and questioning (Thematic interpretation) in the the Quranic works of the mentioned scholars. The most important ideas of Misbah Yazdi are: The necessity of educating the ignorant, the capacity of human learning, the role of the teacher in education, the role of the group and imitation in learning, comprehensiveness in education, the importance of fundamental Islamic scientific research with divine motivation, the necessity of checking the competence of the teacher before starting learning; And Maududi's thoughts are: Treating the soul of the learner with proper education, evoking the emotions and nature of the learner along with the education, the compassion of the teacher and the appropriate method, the use of sensory examples for the teaching of extra-sensory subjects, the criteria of acceptance of the learner and the role of objective observation in learning. CONCLUSION : Based on this and in accordance with the comparative analysis of these ideas and approaches, Misbah Yazdi and Maududi both consider Islam to have a system and a valuable school of thought in human sciences specially in education.
The Semantics of Ḍaraba in the Verse 34 of Surah An-Nisa
منبع:
Journal of Textual and Translation Analysis in Islamic Studies, Volume ۱, Issue ۱, ۲۰۲۳
57 - 73
حوزههای تخصصی:
The meaning of the word Ḍaraba in the phrase iḍrebuhunna in the verse 34 of Surah An-Nisa is one of the words of the Holy Qur’ān that has occupied the minds of commentators. According to this verse, the Holy Qur’ān gives three orders to men whose wives are disobedient: advise them, forsake them in bed or beat them. Throughout the history of the Holy Qur’ān interpretation, there have been many discussions about the meaning of iḍrebuhunna by commentators, and in the contemporary era, many scholars of the Holy Qur’ān have talked about the meaning of this word. The purpose of this article is to clarify the meaning of Ḍaraba in this verse. Indeed, this study tries to find what the exact meaning of Ḍaraba in the phrase iḍrebuhunna in the verse 34 of Surah An-Nisa is. To figure out the meaning of iḍrebuhunna , we used the method of semantics and the method of qualitative content analysis and examined and classified the commentators’ opinions. The result is that what God means by “beating” in this verse, based on the severity of beating/hitting, is the psychological beating in such a way that a man is ready to hit with anger so that the woman stops disobeying her husband; however, this does not involve the stage of physical hitting.
فرآیند تکاملی آفرینش از دیدگاه ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فلاسفه تفاسیر مختلفی از آفرینش ارائه نموده اند. در مقاله حاضر تفسیر صدرایی از آفرینش مورد توجه قرار گرفته است. مشهور این است که آفرینش در دو قوس نزول و قوس صعود انجام شده که سیر نزول از خداوند شروع می شود و پس از مرتبه صفات و اسماء، عوالم عقل و مثال به عالم طبیعت رسیده است و ابتدای سیر صعود، عالم طبیعت و انتهای آن خداوند است و عوالم دیگر در میان این دو هستند. از آنجایی که در نظریه رایج، آفرینش با نزول ملازم می باشد، سؤالات جدی مطرح می شود. آیا عالم طبیعت نازل ترین عوالم بوده و موجودات در این عالم در نهایت نقص هستند؟ آیا انتهای قوس صعود دقیقاً ابتدای قوس نزول است؟ آیا این فرضیه معقول است که یک موجودی تام و تمام، به اضعف و اسفل درجات تنزل یابد و دوباره از پایین ترین نقطه، حرکت خود را شروع کند تا به مرتبه نخستین برسد؟ در این مقاله، ضمن بررسی و نقد دیدگاه رایج، سعی بر آن است که ضمن پاسخگویی به پرسش های مطرح شده، مدل جدیدی از فرایند آفرینش ارائه شود. در نظریه مختار، آفرینش پیوسته به سوی کمال می رود و از مرتبه وجوب وجود و وجود علمی که نزد خدای متعال هست تا به عوالم عین، یعنی عالم عقل، مثال و طبیعت پیش می رود. این سیر آفرینش، پیوسته در حال شدت و تمامیت است. آن چیزی که از مرتبه ذات خداوند نازل شده بعد نزول همچنان در مرتبه سابق وجود دارند، فقط نحوه ظهور آنها در مراتب نازل متفاوت شده است.
تطورحکمت نبوی از سهروردی تا ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حکمت صدرایی سال ۱۲ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۱ (پیاپی ۲۳)
159 - 172
حوزههای تخصصی:
از ویژگی های دور دوم تاریخ فلسفه اسلامی که با ظهور حکمت اشراق سهروردی آغاز و با حکمت متعالیه ملاصدرا استمرار یافت، ادغام فلسفه اسلامی با عرفان وحدت شهود ایرانی و عرفان وحدت وجود ابن عربی است. سهروردی به قصد تجدید حیات حکمت حقیقی و با انتقاد از حکمت مشاء نشان داد که واژه فلسفه مترادف با فلسفه مشائی مرسوم و منحصر به اندیشه های ارسطویی نیست، بلکه حکمت راستین را سرچشمه دیگری است که با سرچشمه وحی و الهام انبیاء و اولیاء منطبق است. بنابراین، اصل معنای «حکمت»، به معنای«حکمت الهیه» مورد توجه و تأکید سهروردی و حکمای متأخر چون ملاصدرا بوده است. مسئله این پژوهش، بررسی روش، رویکرد و مبنای سیر تغییر و تطور معنای «حکمت» در نزد سهروردی و ملاصدرا است. چگونه حکمت در این مسیر تدریجاً به دین اسلام و تشیع تقرب یافته است؟ یافته ها: تغییر روش، توسع در معنای عقل و توسع در روش عقلی با کشف و شهود و قرآن و احادیث و مبنای نظریه انوار در سهروردی و نظریه اسماء و صفات در ملاصدرا است. بر این اساس سهروردی با قصد احیای حکمت نوری ایرانی، مسیر بومی سازی را شدت بخشید و ملاصدرا با پیوند با عرفان ابن عربی و نظریه ولایت آن هدف را به کمال رساند.
تحلیل جایگاه و کارکرد انسان شناسی در روش شناسی پارادایم محور (با تکیه بر انسان شناسی علامه جوادی آملی)(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
حکمت اسراء زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴۳
213 - 246
حوزههای تخصصی:
پارادایم محوری چارچوبی نظری برای پژوهش در علوم طبیعی و انسانی است. در این رویکرد روش شناسانه، به جایگاه معرفت شناسی و تا اندازه ای هستی شناسی در فرآیند تحقیق پرداخته می شود اما انسان شناسی بصورت مستقل مورد توجه روش شناسان قرار نمی گیرد. هدف این پژوهش معرفی و ارزیابی پارادایم محوری در روش شناسی تحقیق و ترسیم جایگاه انسان شناسی در روش شناسی است. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی است و یافته ها حاکی از این است که از آنجا که روش شناسی تحقیق قائم بر معرفت-شناسی است و به استناد نظر علامه جوادی آملی، معرفت شناسی ابتنای به انسان شناسی دارد، لازم است در روش شناسی به صورت مستقل به انسان شناسی پرداخته شود. توجهات انسان شناسانه، ظرفیت های مهمی را پیش روی معرفت علمی قرار می دهد و نگرش در باب ماهیت علم، روش شناخت و ساخت نظریه را به وضوح بیشتر می رساند.