بررسی تطبیقی تحلیلی میان دو رویکرد موجود در بیان هویت و چیستی دانش اصول فقه
منبع:
مدینه العلم کاظمیه سال ۲ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
5 - 23
حوزههای تخصصی:
از دیربـاز بسیـاری از اندیشـمندان اسلامـی پیـش از ورود بـه مسـائل یـک دانـش و تشریـح مباحـث آن، بـه مباحـث بینشـی آن علـم میپرداختنـد. اهمیّـت پرداختـن بـه اهـداف بینشـی یـک علم، ایجاد بصیرت و شـناخت لازم نسـبت به آن دانش اسـت. ازاینرو در ابتدای بسیاری از علوم، اغلـب از تعریـف، موضـوع و غایـت آن بحـث شـده اسـت تـا هویـت آن علـم مشـخص شـود و از دیگـر علـوم تمایـز یابـد. دانـش اصـول فقـه نیـز از ایـن قاعـده مسـتثنی نیسـت و علمـای علـم اصـول ابتـدا از تعریـف، موضـوع و غایـت ایـن علـم بحـث کردهانـد. بـا بررسـی کتـب متقدمیـن و متأخریـن دانـش اصـول بـه دسـت میآیـد کـه دو رویکرد در تعاریف ایشـان از چیسـتی اصول فقه وجـود دارد و ازاینرو میـان تعاریـف، اخـتلاف نظـر اسـت. این تشـتّت اقوال باعث عـدم درک صحیح محـصّلان از هویت یکپارچـه دانـش اصـول میشـود. ازایـنرو در ایـن نوشـتار بـا روش توصیفـی ـ تحلیلـی، علاوه بـر ذکـر و تبییـن برخـی از تعاریـف صاحبنظـران متقـدم و متأخـر علـم اصـول، بـه اجماعسـازی میـان اقـوال و ارائـه تعریفـی مطلـوب از دانـش اصـول فقـه پرداختـه شـده اسـت تـا هویـت واحـد و یکپارچـه دانـش اصـول از میـان تعاریـف مختلـف آشـکار شـود.