فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶٬۰۸۱ تا ۶٬۱۰۰ مورد از کل ۸۲٬۵۵۱ مورد.
منبع:
ادیان و عرفان سال ۵۷ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱
11 - 34
حوزههای تخصصی:
مجادله، مباحثه و نقد، از امتیازات فرهنگ اسلامی و ایرانی است که با تکیه بر آموزه های قرآنی و سنّت نبوی به طور فزاینده رشد کرده است و همواره ویژگی های محیط دینی اعصار را به طور تقریبی نشان می دهند. زمانی که در بغداد، کتابی و یا ایده ای علمی بروز می کرد، به سرعت و در اندک زمان ممکن، در اندلس و ماورالنّهر، بدون سوگیری های سیاسی و طرح مسائل حاشیه ای، مورد نقد و بررسی قرار می گرفت. ابوحامد غزالی یکی از بزرگان کم نظیرِ ساحت علم در جهان اسلام است. او همچنین یکی از سر سخت ترین مخالفان فلسفه بوده که با تحریر کتاب بسیار اثربخشِ تهافت الفلاسفه تلاش کرده است، آراء فلاسفه از جمله ابن سینا را به محک نقد کشیده و سستی افکار ایشان را بیان کند. مقاله پیش رو بر آن است، جایگاه علوم عقلی در عصر امام محمد غزالی و اختلاف میان ابن سینا و غزالی را با رویکرد توصیفی-تحلیلی تبیین و تحلیل کند. یافته های پژوهشی حاکی از آن هستند که غزالی قصد داشت، ایمان مسلمانان را به صلابت و اصالت اولیه خود بازگرداند، اما به واسطه مخالفتش با فلسفه و فلاسفه، موجبات انهدام ریشه های فلسفه در بسیاری از کشورهای اسلامی را فراهم آورد. همچنین بر بنیاد پژوهش حاضر روشن می شود که اختلاف میان غزالی و ابن سینا، صرفاً یک سوء تفاهم و تصوری نادرست بوده است؛ زیرا غزالی مدّعی بود، دغدغه های دینی او عامل اصلی موضع گیری وی در برابر فلاسفه مشائی از جمله ابن سینا شده است.
واکاوی راهبردهای نمادین سازی سرمایه ها در حوزه هویت شهری با تکیه بر روایاتی درباره امام رضا (ع) و بر بنیاد دیدگاه پی یر بوردیو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ رضوی سال ۱۲ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۸
7 - 32
حوزههای تخصصی:
فضای شهر به وسیله فرایندهای اجتماعی، اقتصادی و طبیعی در حال تغییر و نوزایی است. در این راستا، پاسداشت سرمایه های فرهنگی در یک شهر، یکی از چالش های بنیادین جهان معاصر است؛ هویت مردم، بر سرمایه های فرهنگی برجای مانده از گذشته، استوار است و یافتن راهی میانه برای توسعه پایدار شهرها، همراه با حفظ شاخصه های هویتی، دغدغه همیشگی پژوهشگران این حوزه بوده است. از جمله سرمایه های اجتماعی و فرهنگی ایران، شخصیتِ امام رضا (ع) است که سفر ایشان به ایران، بزرگ ترین رویداد مذهبی تاریخ ایران بوده و گنجینه ای از روایت ها را در اختیار ایرانیان قرار داده است؛ روایت هایی که هر کدام، ضمن آنکه به مثابه سرمایه فرهنگی می توانند مورد توجّه قرار گیرند، قابلیت تبدیل به سرمایه نمادین و ایجاد ارزش افزوده را نیز دارند. این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی و با بهره گیری از منابع اسنادی و کتابخانه ای در پی بیان این موضوع است که چگونه می توان با بهره گیری از این سرمایه های فرهنگی به آفرینش سرمایه نمادین در فضاهای شهری و روستایی پرداخت و هویت شهری را بر این خاستگاه عظیم اجتماعی و فرهنگی استوار کرد. برساختن هویت تاب آور و توسعه پایدار شهرها با تکیه بر ظرفیت سرمایه های نمادین شده از روایت ها پیرامون امام رضا (ع) امکان پذیر است؛ بخش عمده این توسعه پایدار، می تواند متکی بر گردشگری مذهبی باشد.
واکاوی تفسیر آیات درباره جنسیت جنین با پاسخ به شبهات
حوزههای تخصصی:
یکی از مسائلی که بشر از دیرباز کنجکاو بوده است که از آن اطلاع پیدا کند، آگاهی از جنس جنین قبل از ولادت است. امروزه با پیشرفت علوم بشری، جنس جنین از زمان آغازین لقاح و باروری مشخص می گردد. براساس آیات، تعیین جنس جنین در چه مرحله ای است؟ برخی آیات 39 37 سوره قیامت را که به مذکر و مؤنث بودن آن تصریح کرده با چالش مواجه نموده است که این آیات تعیین جنس جنین را بعد از مرحله علقه بیان نموده اند و مفسران نیز دیدگاه متفاوت از این آیات ارائه کرده اند و منکران مدعی هستند، آگاهی از جنس جنین در عبارت قرآنی «یعلم ما فی الارحام» از علم انحصاری خداوند دانسته شده، در حالی که می توان از جنسیت جنین، قبل از تولد آگاهی پیدا کرد و این مسائل در قرآن با علم امروزی در تعارض است. پژوهش حاضر با روش تحلیلی انتقادی و با بهره گیری از روش های صحیح تفسیری به این نتیجه رسید: هیچ مفسری تعیین جنس جنین را بعد از مرحله علقه ندانسته و دو دیدگاه مطرح نموده اند: یکی اینکه ضمیر در«فجعل منه» به انسان برمی گردد و در دیدگاه دیگر به نطفه برمی گردد و برخی آیات نیز به جنس مذکر و مؤنث بودن جنین در مرحله نطفه اشاره دارد. عبارت «یعلم ما فی الاحام» به معنای آگاهی تفصیلی و احاطه کامل با تمام خصوصیات در همه رحم هاست که منحصر به علم خداوندی است و با علم اجمالی به برخی از امور جنین در تعارض نخواهد بود.
نظریه/ قاعده میل و ملال در نگاه جلال الدین محمد بلخی و آرتور شوپنهاور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات عرفانی پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۰
109 - 134
حوزههای تخصصی:
بررسی نسبت طرز تلقی متفکران در طول تاریخ اندیشه، بستر مناسبی برای بحث در کشف تجربیات مشترک نویسندگان و شاعران است. یکی از مفاهیم مهم در عصر جدید، ملال و ملالت است که در دستگاه اندیشه متفکران انسان پژوه بازنموده شده است. در این میان «نظریه»ای به نام میل و ملال در نظام فکری «شوپنهاور» و «قاعده» سیری و ملولی در تجربه زیسته مولوی، بحث محوری این پژوهش است که با توجه به زمینه گفت وگوی بینامتنی می تواند به کشف بهتر جهان نگری های مشترک منجر شود. این مقاله با رویکرد تحلیلی مقایسه ای درصدد تبیین ربط و نسبتِ میل به مثابه ساحت ارادی و ملال به مثابه ساحت عاطفی- احساسی در ژرف ساخت فکری این دو اندیشمند است . بررسی مقایسه ای این رهیافت نشان می دهد مولوی البته نه در قد و قامت نظریه بارها به این رابطه با عنوان هایی همچون «قاعده» توجه کرده است. نگاهی به ملال و واژگان همسو با آن نشان می دهد مولوی حداقل در 120 فقره به این ارتباط توجه کرده که برخی از این رهیافت/ رویکردها در ربط و نسبت با مفهوم دیگر در ساحت سوم یعنی میل ازنظر شوپنهاور قابل توجه است. این مقاله ضمن بحث درباره ماهیت شناسی این مفهوم در ربط و نسبت با مفاهیم دیگر، به مهم ترین علت های این عاطفه و راه های برون رفت از آن در بحث وجودشناسی با تأکید بر دو غزل از مجموعه دیوان با توجه به نظریه شوپنهاور پرداخته است.
نقدی بر اجرای برائت عقلی در موارد خلاف امتنان(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
پژوهش های اصولی سال ۱۱ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۴۰
137 - 158
حوزههای تخصصی:
با توجه به پذیرش امتنانی بودن اصل برائت توسط مشهور فقیهان بعد از شیخ انصاری، از اجرای برائت در موارد خلاف امتنان جلوگیری کرده اند و به برائت عقلی رجوع نکرده اند. این رفتار فقیهان زمینه اشکالی شده است که اگر ادله شرعی برائت به خاطر امتنانی بودن جاری نمی شوند باید طبق مبنای موردقبول فقیهان به برائت عقلی روی آورد، نه اینکه به طورکلی از حکم به برائت امتناع کرد. در جستجوهایی که در کتاب های اصولی و فقهی داشتم هیچ کس را نیافتم که وجه رفتار فقیهان در رجوع نکردن به برائت عقلی را تبیین کرده باشد، به گونه ای که پاسخ اشکال مذکور داده شده باشد؛ درحالی که ضرورت آن به جهت تأثیر در استنباط فقهی و تعیین تکلیف مکلف، روشن است. مقاله حاضر، امتنانی بودن اصل برائت را بر مبنای موردقبول مشهور فقیهان بعد از شیخ انصاری مطالعه کرده و وجه رفتار مذکور فقیهان را بیان کرده است، به گونه ای که بتوان اشکالات و شبهات موجود یا احتمالی را پاسخ داد. نوآوری این مقاله تبیین منع از حکم به برائت در موارد خلاف امتنان با وجود پذیرش برائت عقلی و نقد اعتراض بر عدم رجوع به برائت عقلی است.
Linguistic Differentiation in the Science–Religion Debate: A Comparative Study of Contemporary Shi’i Thought and Modern Philosophy of Language(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
One of the common responses to the conflict between science and religion is the strategy of linguistic differentiation . This strategy—which holds that the language of science and the language of religion differ in purpose, method, and worldview—is so broad that it encompasses theories ranging from the philosophical interpretation of Allameh Tabataba’i and Ayatollah Javadi Amoli, to the symbolic language theory of Shahid Motahhari, the metaphorical language theory of Mojtahed Shabestari, the interactive interpretation between science and religion proposed by Albert Einstein, and Ludwig Wittgenstein’s complete separation of the domains of science and religion. This breadth has led some scholars in Islamic studies to assign a significant place to the linguistic differentiation strategy in discussions of the science-religion conflict. However, it must be noted that, although the broad semantic scope of linguistic differentiation includes these theories, they are so distinct that each may be interpreted as an independent strategy for resolving the science-religion conflict. This study briefly examines the meaning of linguistic differentiation in its philosophical origins and analyzes selected Islamic–Shi’i theories that align with this strategy, highlighting their differences from modern philosophy of language. Special emphasis is placed on theories rooted in the works of Tabataba’i, particularly his exegesis. The findings show that although many Islamic theories may be subsumed under the general concept of linguistic differentiation, enduring principles of Shi’i theology produce fundamental differences in their premises and interpretations compared with Western traditions.
A Historical, Descriptive and Cognitive Semantic Evaluation of the Phrase ‘Mītẖāqā Gẖalīẓā’ in the Holy Qur’ān
منبع:
Journal of Textual and Translation Analysis in Islamic Studies, Volume ۲, Issue ۲, ۲۰۲۴
119 - 137
حوزههای تخصصی:
The semantic analysis of Qur’anic vocabulary has emerged as a significant area of study in recent years. In the Holy Qur’an, God specifically uses the phrase mītẖāqā gẖalīẓā (a firm covenant) to describe the marriage agreement, warranting a semantic investigation to understand the reasoning behind this choice. This study adopts a qualitative approach to explore why this phrase was selected for the marriage covenant. It employs historical, descriptive, and cognitive analyses of the phrase. The term mītẖāqā gẖalīẓā appears three times in the Qur’an: first, in reference to God’s covenant with the prophets (Al-Ahzab: 7); second, regarding God’s covenant with the people of Israel (An-Nisaa’: 154); and third, in the context of marriage (An-Nisaa’: 21). Through historical semantics, the study traces the semantic evolution of mītẖāq . Using descriptive semantics, it analyzes the phrase contextually and examines its paradigmatic and syntagmatic dimensions to uncover its semantic features and components. Furthermore, by applying the principle of authenticity of Qur’anic terms within cognitive semantics, the study concludes that no synonym or alternative phrase adequately conveys the profound semantic depth and layers of mītẖāqā in the given contexts.
Examining Mulla Sadra's Approach in Reducing Aristotelian Moderation to Unity
منبع:
Theosophia Islamica, Vol ۳,No ۳, Issue ۸, (۲۰۲۴)
33 - 62
حوزههای تخصصی:
Aristotle and Mulla Sadra have similar approaches to acquiring moral virtues. The three main ethical approaches are virtue ethics, deontology, and consequentialism. Mulla Sadra, while accepting Aristotelian virtue-centeredness and moderation as the manifestation of true virtue, completes it and reveals the nature of true virtue. True virtue is of the genus of knowledge and belongs to the highest part of human identity, namely, the theoretical intellect. Moderation in practical reason provides the necessary ground for attaining the true virtue of theoretical wisdom. The final flourishing of the theoretical intellect is achieved by knowing the highest stage of unity. Both thinkers emphasize the acquisition of all moral virtues and the completion of all dimensions of human identity. Mulla Sadra considers all virtues, even moderation, to be preliminary, viewing true virtue as the theoretical intellect's knowledge of the high stage of unity. The teacher of philosophers (Aristotle), however, while also focusing on theoretical wisdom, considers all virtues related to human perfections as true virtues and does not accept the deprivation of any of them. In this paper, the author aims to integrate Aristotle's holistic approach with Mulla Sadra's monism using an analytical method and to explain this process in order to provide a more complete depiction of ethical virtue-centeredness. The data collection method for this paper is library-based, and the research method is descriptive-analytical, which are methods of qualitative research.
بررسی تطبیقی کرامت نفس از دیدگاه آیه اللّه جوادی آملی و ناتانیل براندن(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
اخلاق پژوهی سال ۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۲۵)
47 - 64
حوزههای تخصصی:
کرامت نفس به معنای احساس ارزشمندی، یکی از اساسی ترین موضوعات انسان شناسی و اساس بسیاری از حقوق و امتیازات انسانی است . در این تحقیق به روش تحلیلی ۔ تطبیقی دیدگاه آیه اللّه جوادی و براندن در سه بخش مبانی کرامت نفس، عوامل و آثار آن بررسی شده و اشتراکات و افتراقات این دو نگاه تبیین شده است. نتیجه اینکه آیه اللّه جوادی - بر خلاف براندن - مبنای ارزشمندی انسان را الهی می داند . هر دو به عوامل شناختی و رفتاری اعتنا دارند. لازمه شناخت خود، از منظر آیه اللّه جوادی شناختی در همه ابعاد جسمی و روحی و لازمه آن، شناخت خداوند است . درصورتی که براندن به شناخت قابلیت ها و پذیرش نقاط قوّت و ضعف اکتفا کرده است . از منظر هر دو متفکر احساس ارزشمندی آثار معرفتی، اخلاقی و رفتاری دارد. آثار اخلاقی و رفتاری دو دیدگاه، بسیار شبیه است؛ هرچند براندن، ابراز وجود و فردگرایی را بیان می کند که از منظر آیه اللّه جوادی قابل پذیرش نیست .
شورای امنیت؛ از تقابل حافظان صلح و امنیت بین المللی تا ناقضان حقوق بشر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات حقوق بشر اسلامی سال ۱۳ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳۴
61 - 78
حوزههای تخصصی:
شورای امنیت به استناد منشور سازمان ملل متحد خود را یگانه حافظ صلح و امنیت بین المللی می داند، اما در حالی که در مواردی نه تنها به صلح و امنیت بین المللی کمک نمی نماید. بلکه خود و سازمان ملل متحد از ناقض اصلی حقوق بشراند. تقابل دو گفتمان صلح محوری و امنیت مداری با نقض مقررات حقوق بشری در پرتو قدرت سازمان ملل از طریق شورای امنیت با وضع تحریم بر ملت ها و خطر جنگ با مقررات و الزامات حقوق بشری قابلیت جمع ندارد. از سوئی دیگر سوء استفاده از قدرت سازمان ملل و وقوع برخی اعمال در پس مصونیت موجب شده است که جنایت های در قالب مقررات حقوق بشری به وقوع بپیوندد و به دلیل ساختار قدرتمند سیاسی این اعمال نادیده انگاشته شوند. پس گزاره های فرعی و اشتقاقی ناشی از تفوق هژمونیک گفتمان واقع بینانه ای به نفع موازنه ی حقوق بشر ارائه نکرده است. این نوشتار به نحو توصیفی -تحلیلی به دنبال این سوال اساسی است که چرا شورای امنیت به رغم تکلیف به حفظ صلح و امنیت بین المللی در مواردی در تقابل با آن قرار گرفته است؟ به نظر می رسد، یک جانبه گرایی و تفوق سیاست بر حقوق موجب ایجاد رویکرد سلبی در ساختار شورای امنیت شده است. پس این نتیجه حاصل می شود که آرمان گرایی و دوگانگی ارزش ها و یک جانبه گرایی در نظام بین الملل که ناشی از قدرت هژمونیک است، مقررات حقوق بشری و صلح و امنیت را با چالش جدی مواجه کرده است. از این رو، ساختار حقوق بین الملل و مبنا انگاری حقوق بشر به دور از پیش فرض های ذهنی می بایست مورد بازتعریف قرار گیرد.
معرفی کتاب: اسماء الامام الحسین (ع) و القاب المنصوصه/ سید حسین هادی مدرسی/ کربلا: العتبه الحسینیه المقدسه
منبع:
پژوهشنامه معارف حسینی سال ۹ بهار ۱۴۰۳ شماره ۳۳
121-122
حوزههای تخصصی:
سرشت انسانی و فطرت الهی و تمایز زن و مرد در فرهنگ قرآنی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های اخلاقی سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۵۶)
153 - 168
حوزههای تخصصی:
از موضوعات اساسی و مهم در مورد زن ومرد، این است که آیا زن و مرد حقیقت و فطرت واحدی دارند و آثاری مشابه دارند یا این که هر یک انسانیت یا فطرتی متفاوت و متمایز دارند؟هدف ازاین تحقیق شناخت دیدگاه های قرآن کریم در زمینه وجه تمایز زن و مرد و نمایاندن آن به پیروان قرآن می باشد، از نظر قرآن جنسیت مهم نیست، بلکه ملاک درنزد خداوند تقوا است. زن و مرد اگر چه از نظر جنسیت متفاوتند ولی از نظر انسانیت برابر هستند. وجه تمایز حقوقی بین زن و مرد راباید در تفاوت های وجودی میان زن و مرد جست و جو کرد. اسلام بر اساس تفاوت های فراوانی میان زن و مرد ازلحاظ جسمی، روانی، احساسی و بر پایه فطرت انسانی، حقوق خویش را وضع نموده است.حال در این مقاله با روشی توصیفی-تحلیلی به بررسی وجه تمایز زن و مرد از نظرانسانیت و فطرت از دیدگاه قرآن کریم می پردازیم.و نتیجه می گیریم که زن و مرد در سرشت و سیرت انسانی اشتراک دارند؛ یعنی به گونه ای نیست که یکی به علت مرد بودن، برترو بالاتر و دیگری به دلیل زن بودن، پست تر و فروترباشد، هر دو در این مورد با هم برابراند.
تداولية الأفعال الكلامية في ضوء تصنيف جون سيرل شعر الطغرائي نموذجا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در زبان و ادبیات عربی پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳۱
137 - 156
حوزههای تخصصی:
تعالج الدراسه شعر الطغرائی فی سیاق استثمار التداولیه، باعتبارها أهم الآلیات الفعاله فی الدراسات اللسانیه، متناولهً أهم رکیزتها المتمثله بالأفعال الکلامیه. ولأفعال الأقوال سمه بارزه فی إبانه المعانی العمیقه والمقصوده بعد إسنادها القضوی وکشف محتواها وما یزعمه المتکلم فی إنجاز أفعالها الکلامیه وإنتاج رسائل شتّى. ومن ثمّه رکّز البحث على نظریه الأفعال الکلامیه مفهومها نظریا، وانخرط فی تبیین وتطبیق ما صنّفه سیرل فی أنواعه الخمسه من الإخباریات، والطلبیات، والالتزامیات، والإفصاحات والتصریحیات، عبر استقصاء الشواهد الشعریه للشاعر الطغرائی والوقوف عندها، باختیار باقه منها عرضاً وتحلیلا على وفق رؤیه سیرل، استعانه بالمنهج التداولی للأفعال الکلامیه. وقد تمسکت التداولیه بتحلیل مختلف الخطابات، وسعت إلى عرض تفسیر دقیق صائب لعملیه التخاطب، إثر إخفاق الاتجاه البنیوی على هذا الصعید، وتحوّلت دراستها للغه انطلاقا لدراسه الخطاب وعناصره الخارجیه المحدقه به من زمکنه التخاطب والثنائیه القائمه بین المتکلم والمخاطب، ترکیزًا على بیان مقاصد المتکلم والرساله المرسَله للمخاطب. ووصل البحث إلى نتائج، أهمها: تأتی الإخباریات للإرشاد والتقریر لما تجشّمه الشاعر والأجواء النفسیه التی ألمَّت به، وطرح رؤاه ومشاعره المکبوته، وشعوره بالغربه الاجتماعیه؛ والطلبیّات لغرض التعجیز، والتحضیض، والالتماس، وغیرها؛ والالتزامیات للانفراج عن الکرب، والوفاء، والأمانه، والمواساه، ونیل الکرامه، والحریه مستقبلا؛ والإفصاحیات لتهنئته الشخصیات وتعزیتهم؛ والتصریحیات لوحدانیه اللّٰه دون غیره، ولعذاب النفس فی الهوى، ولحلول الشیب ووداع الشباب. وتبین أن الشاعر استعان فی إنجاز أفعاله الکلامیه بوسائل مختلفه کالبراهین، وتنوع صیغ أفعال الأقوال، والمستوى الإیقاعی استعانه بالتکرار، والعاطفه القویه بمنزله قوه تأثیریه ما تنمّ على صدق الشاعر وإخلاصه فی تجربته الشعریه، وصولا إلى بیان الفکره وإقناع المتلقی، وأخیرا، رأینا أن الإخباریات والطلبیّات والتعبیریات أکثر شیوعًا وتناولا فی شعر الطغرائی؛ إذ إنها تفصح عن أفکاره ورؤاه ونوازعه النفسیه، وتلیها الالتزامیات والإعلانیات.
مرجعیت ظهورات قرآنی با حفظ حجیت خبر واحد در تفسیر(مقاله ترویجی حوزه)
منبع:
جستارهای فقهی و اصولی سال ۱۱ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳۷
75 - 106
حوزههای تخصصی:
قرآن کریم به عنوان تنها کتاب آسمانی جاودان و سالم از تحریف و نیز متقن ترین منبع، از مرجعیت علمی ویژه ای در دانش های اسلامی برخوردار است. مسلماً جایگاه قرآن کریم وابسته به ظهورات آن است و سخن گفتن از این جایگاه بدون توجه به حجیت ظهورات قرآنی بی معناست. در نگاه اول، مخالفتی با حجیت و مرجعیت ظهورات قرآن وجود ندارد، لکن با توجه به وجود اشتراکات در مبانی و ادله این موضوع با مبحث حجیت خبر واحد در تفسیر قرآن، می توان ادعا کرد که دیدگاه، ادله و مبانی حجیت خبر واحد در تفسیر قرآن تأثیر جدی در تعیین مرجعیت ظهورات قرآنی دارد. این احتمال وجود دارد که انکار «امکان امضای شارع بر سیره عقلائیه در حوزه فهم» در «حجیت خبر واحد در تفسیر» و استدلال به «عدم امکان تعبد در حوزه فهم»، منجر به انکار «حجیت ظواهر غیر فقهی قرآن» گردد؛ زیرا حجیت ظواهر غیر فقهی، مبتنی بر امضای شارع بر سیره عقلائیه در حوزه فهم است که با انکار آن در حجیت خبر واحد، امکان امضای شارع در ظهورات نیز از بین خواهد رفت. در این صورت، نه تنها حجیت ظواهر غیر فقهی قرآن، بلکه مرجعیت علمی قرآن کریم به شدت تضییع خواهد شد. این پژوهش با استفاده از منابع کتابخانه ای و روش توصیفی تحلیلی به دنبال روشن کردن نقش «مبانی اصولی عدم حجیت خبر واحد در تفسیر» بر مرجعیت ظواهر قرآن کریم است و مباحث خود را در دو بخشِ نقش محدودکننده «مبانی اصولی عدم حجیت خبر واحد در تفسیر» و راه حل آن سامان داده است. نتایج به دست آمده در این دو بخش حاکی از آن است که اولاً، مبانی عدم حجیت خبر واحد در تفسیر، منجر به عدم حجیت تمام ظنون معتبره ازجمله ظواهر غیر فقهی قرآنی شده است که به ازبین رفتن مرجعیت قرآن کریم منتهی می گردد. نتیجه دیگر آنکه برای این مشکل، راه حل و تقریری نو، مبنی بر اعتبار ظنون منشأ گرفته از سیره های عقلائیه همچون خبر واحد و ظواهر غیر فقهی پیشنهاد شده است.
Critical Discourse Analysis of Surah al-Ghāshīyah: A Faircloughian Approach(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The Meccan Surah al-Ghāshīyah in the Qur’an, with its cohesive structure, constructs a multi-layered discourse through descriptions of the Day of Judgment, invitations to reflect on creation, and an emphasis on the Prophet’s guiding role, promoting monotheistic faith and challenging the polytheistic hegemony of Mecca. This study examines how the surah represents theological concepts such as monotheism, resurrection, human responsibility, and social concepts including justice, faithful identity, and a critique of polytheism, while confronting the power structures of the Quraysh. Utilizing Norman Fairclough’s critical discourse analysis framework, which views language as a social practice for reproducing or transforming power relations, the study is conducted at three levels: textual, discursive process, and social practice. Findings indicate that the surah employs contrastive vocabulary, concise grammatical structures, and rhetorical devices such as antithesis, repetition, and rhetorical questions to represent the dichotomy between faith and disbelief. These tools, by reinforcing the process of othering, promote faithful identity as a legitimate and ethical alternative, undermining polytheistic hegemony. The surah also proposes a social order based on justice and spiritual equality through intertextuality and the integration of warning, argumentative, and persuasive discourses. This analysis elucidates the role of religious texts in social transformations and contributes to a deeper understanding of the interplay between language and power in the historical context of Mecca.
An Error Analysis of Translation of Qur’ānic Verses: A Case Study of Surah Al-Kahf
منبع:
Journal of Textual and Translation Analysis in Islamic Studies, Volume ۲, Issue ۳, ۲۰۲۴
318 - 333
حوزههای تخصصی:
This study assessed the quality of two English translations of the Al-Kahf chapter, produced by two prominent translators: Pickthall (1930), a native English speaker, and Qarai (2018), a non-native translator. The evaluation employed the model proposed by Khazaeefar (2012), which emphasizes error analysis. By referencing two commentary texts and two dictionaries of the Quran, the true meanings of the words were established, enabling a comparative analysis of their English meanings against the Arabic terms and identifying errors in the translations. Additionally, errors at the macro level of translation—specifically regarding sentence syntax, coherence, cohesion, and style—were examined. The findings indicated that the non-native translator exhibited fewer errors and produced a higher quality translation than Pickthall (1930). Consequently, it can be concluded that a translator's proficiency in the Arabic language and its structures, along with a contextual understanding, significantly influences the translation of the Quran, and the non-native translator has effectively fulfilled this responsibility.
A Critical Analysis of the Jurisprudential Ruling on Insulting Religious Sanctities Based on Qur’anic Doctrine(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The Qur’an is the most fundamental and authentic source of the Islamic law ( sharīʿah ) and the primary reference for attaining the principles of Islam among all Muslims. Throughout the history of Islamic civilization, scholars have derived answers to many of their religious questions on diverse issues from the noble verses of the Qur’an. Within this framework, the Qur’anic verses have also served as the primary fountainhead of fiqh (Islamic jurisprudence), guiding the practical lives of devout Muslims. Nevertheless, it appears that certain opinions expressed in the corpus of fiqh literature are not fully aligned with the recommendations and guidance offered in the Qur’an. One such area of tension concerns the Qur’an’s proposed model for dealing with those who show disrespect toward religious sanctities, which seems to be inconsistent with the prevailing jurisprudential approach. In view of the importance of this issue, the present study adopts a problem-oriented approach and employs a descriptive-analytical method. It first elucidates the manner in which the Qur’an addresses this phenomenon and then, based on the Qur’anic model, critically evaluates the Shia jurisprudential opinions in light of these teachings. The findings indicate that the current jurisprudential approach is not capable of withstanding the unequivocal principles ( muḥkamāt ) of the Qur’an or the practical conduct ( sīrah ʿamalīyyah ) of the Prophet and Shia Imams. At the very least, this approach destabilizes the basis of the prevailing jurisprudential ruling and suggests the adoption of a perspective that maximizes the protection of human life and does not permit coercive measures except on the basis of definitive evidence.
ترجمه رایانشی قرآن با هوش مصنوعی؛ کارکردها و آسیب های معنایی و دستوری (مورد مطالعه GPT 4.5)
منبع:
مطالعات زبان و ادبیات عربی دوره ۲ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
127 - 152
حوزههای تخصصی:
در دهه های اخیر، ترجمه با بهره گیری از هوش مصنوعی (AI) 1 به یکی از ابزارهای کلیدی در عرصه ارتباطات میان فرهنگی و انتقال اطلاعات تبدیل شده است. با این حال، این فناوری با چالش ها و آسیب های متعددی همراه است که شناخت و مدیریت آن ها امری ضروری به شمار می آید. پژوهش حاضر که در نیمه دوم سال ۱۴۰۳ انجام شده، به بررسی ترجمه قرآن کریم با استفاده از هوش مصنوعی، با تمرکز بر مدل GPT-4.5، پرداخته و به تحلیل کارکردها و آسیب های دستوری و معنایی آن می پردازد. در این مطالعه، بر ضرورت توجه به پیچیدگی های زبانی، مفاهیم ژرف معنوی و ظرایف فرهنگی قرآن تأکید شده است. هدف اصلی پژوهش، ارزیابی توانمندی مدل GPT-4.5 در ترجمه متون مقدس و شناسایی نقاط قوت و ضعف آن در حفظ دقت معنایی و ساختار دستوری است؛ تا از این رهگذر، راهبردهایی برای ارتقای کیفیت ترجمه های قرآنی و کاهش آسیب های احتمالی در بهره گیری از ابزارهای هوش مصنوعی ارائه شود. روش تحقیق به صورت توصیفی-تحلیلی طراحی شده و نمونه هایی از ترجمه های تولیدشده توسط این مدل با ترجمه های معتبر انسانی مقایسه گردیده اند. یافته های پژوهش نشان می دهد که اگرچه هوش مصنوعی قادر است ترجمه هایی روان و ساختارمند ارائه دهد، اما در تجزیه دقیق متن مبدأ به اجزای خرد، درک ظرایف زبانی و دقت های آوایی، صرفی، نحوی و بلاغی، و نیز فهم سطوح معنایی متون پیچیده، با کاستی های جدی مواجه است. این نتایج بیانگر ضرورت توسعه الگوریتم های هوش مصنوعی متناسب با ویژگی های خاص متون دینی است.
وحدت ملاک فقهی و حقوقی و اخلاقی میان معدوم کردن جنین فریزشده با سقط جنین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ناباروری که یکی از مشکلات مهم جوامع انسانی است، به کمک یکی از دستاورد های دانش پزشکی، یعنی فریز کردن جنینِ حاصل از لقاح مصنوعی و خارج رحمی سلول جنسی والدین، تا حدودی حل شده است. فریزکردن و نگهداری جنین در بانک های انجماد موجب ایجاد مسائل فقهی و حقوقی و اجتماعی در این زمینه خواهد شد که یکی از آن ها وجود ملاک های مشترک میان معدوم کردن جنین فریز شده و سقط جنین است. پرسش اساسی در این پژوهش این است: آیا میان معدوم کردن جنین های فریز شده، که قسمی از جنین های آزمایشگاهی اند، با سقط جنین ازلحاظ فقهی و حقوقی و اخلاقی وحدت ملاک وجود دارد؟ روش پژوهش حاضر اسنادی کتابخانه ای و نوع تحقیق توصیفی تحلیلی است و با مطالعات به عمل آمده مشخص شد که میان معدوم کردن جنین فریزشده و سقط جنین ازاین جهت وحدت ملاک وجود دارد که جنین فریزشده به عنوان نطفه منعقدشده خارج رحمی مانند جنین داخل رحم، انسانی بالقوه است که توانایی بالفعل شدن را دارد و دارای حق حیات و کرامت انسانی است؛ زیرا انسان ازمنظر قانونی اززمان تشکیل کوچک ترین جزء وجودی دارای حق حیات و احترام است و ازبین بردن آن در هر مرحله، خلاف اخلاق و شأن انسانی جنین و خلاف رابطه امانت میان والدین و جنین بوده و صحیح نیست. همچنین ازبین بردن انسان در هر مرحله، موجب نقض یکی از اغراض نکاح یعنی فرزندآوری است که از ملاک های مشترک معدوم کردن جنین فریزشده و سقط جنین است؛ بنابراین، حرمت اتلاف در هر دو صادق است و انعقاد نطفه داخل رحم (امر شایع) یا خارج از آن مبدأ خلقت انسان بوده، و حداقل مرتبه انسانیت در آن طی شده است و شرط برخورداری جنین از حق تمتع (حق حیات)، انعقاد نطفه و زنده متولدشدن است؛ بنابراین شکل گیری و تکامل در رحم خصوصیتی ندارد که حق حیات منحصر به جنین در رحم باشد. از این منظر برخی از فقها قائل به وجوب احتیاط به حفظ جنین های فریزشده هستند و معدوم کردن جنین های فریزشده را در حکم سقط جنین و مستلزم پرداخت دیه می دانند.
بررسی ماهیت و زمان انتقال مالکیت در بیع اسنادی بین المللی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فقه اقتصادی سال ۶ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
33 - 48
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: بیع اسنادی از جمله موضوعات مهم حقوق اعتبارات اسنادی است که تاکنون چندان مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. با توجه به اهمیت بیع اعتبارات اسنادی، هدف مقاله حاضر بررسی ماهیت و زمان انتقال مالکیت در بیع اسنادی بین المللی است.
مواد و روش ها: مقاله حاضر توصیفی تحلیلی است. مواد و داده ها نیز کیفی است و از فیش برداری در گردآوری مطالب و داده ها استفاده شده است.
ملاحظات اخلاقی: در این مقاله، اصالت متون، صداقت و امانت داری رعایت شده است.
یافته ها: بیع اسنادی ماهیتی متفاوت از بیع سنتی دارد. در بیع اسنادی این اسناد است که موضوع معامله است و خریداران اسناد را می خرند و در ازای آن ثمن می پردازند. بر اساس نظر برخی، در این عقد اسناد به ویژه اسناد حمل مورد بیع قرار می گیرند نه کالا. البته لازم به ذکر است که نظریات دیگری در این زمینه وجود دارد و عده ای نیز عقیده دارند این عقد بیع کالا می باشد. هم چنین عده ای دیگر ماهیتی مرکب برای این عقد قائل هستند که پذیرش هر یک از نظریات ذکر شده آثار منحصر به فردی را به دنبال خواهد داشت.
نتیجه : زمان انتقال مالکیت در عقد بیع اسنادی، صرفاً در مقررات داخلی نظام های حقوقی تعیین شده است و بر عقود بیع اسنادی داخلی حکومت می کند. این زمان در عقد بیع اسنادی بین المللی تعیین نشده است چراکه در مقررات بین المللی در این خصوص مطلبی ارائه نشده است و این امر را به قانون حاکم بر قرارداد ارجاع داده است.