فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶٬۰۶۱ تا ۶٬۰۸۰ مورد از کل ۸۲٬۶۱۵ مورد.
حوزههای تخصصی:
ایالت جزیره در سده های نخستین اسلامی از کانون های فعالیت های علمی و فرهنگی در نهضت ترجمه و حضور عالمان و بزرگان علمی و فرهنگی مسلمان سنی و شیعه در شهرهای این ایالت بود. با حضور جمعیت زیادی از شیعیان و سادات و علویان در جزیره که بخشی از ترکیب جمعیتی آن را تشکیل می داد و شکل گیری دولت های شیعی، فعالیت های علمی و فرهنگی شیعی در این ایالت نیز رونق گرفت. با وجود این جریان شیعی در جزیره، یک کانون مهم علمی و فرهنگی و یک مکتب شیعی خاص در یکی از شهرهای این ایالت شکل نگرفت. چرایی این موضوع پرسشی است که در این مقاله، علل آن همراه با جایگاه علمی و فرهنگی تشیع در جزیره، با رویکرد توصیفی- تحلیلی، بررسی و تبیین می شود. یافته پژوهش نشان می دهد که تشیع در جزیره یک جریان فعال و تا حدی گسترده است؛ اما به دلیل شرایط سیاسی و مذهبی موجود، ضعف عملکردی عالمان و حکام محلی شیعی، یک کانون درخشان علمی و فرهنگی و مکتب شیعی خاص جزیره ظاهر نشد.
جامع تفاسیر نور نسخه 4؛ جامع ترین دانشنامه قرآن پژوهی هوشمند / گزارش آیین رونمایی نرم افزار جامع تفاسیر نور نسخه 4
حوزههای تخصصی:
«تا همه ظرفیت اندیشه خلّاق آدمی به کار نیفتد، امید کشف معارف الهی و ژرفای آموزش های اهل بیت(ع) برآورده نخواهد شد. ابزار فنّی و دانش جدید، کمک خوبی در این راه شمرده می شوند. شما جوانان فاضل و کارآمد، از اینکه خواسته و توانسته اید با استخدام کامپیوتر در این راه گامی بردارید، خداوند تعالی را سپاس گزارید و در ادامه راه، فقط رضای او را مقصود قرار دهید و برای گشوده شدن سرچشمه های دانش و معرفت، از او مدد بخواهید. امید است کار متواضع شما، با قبول الهی رفعت یافت و در این سرآغاز، فرجامی رضایت بخش و شفابخش داشته باشد.» فراز فوق، سخن ماندگاری است که رهبر معظم انقلاب اسلامی در اوایل شکل گیری و تأسیس مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی، آن را در بازدید از دستاوردهای نور مرقوم نمود. امید است که این بیان نورانی، همواره چراغ راهِ این مرکز افتخارآفرین قرار گیرد و بیش از پیش، محصولات ارزنده و تولیدات کاربردی و مفیدی را تقدیم جامعه اسلامی و علاقه مندان معارف الهی نماید. از جمله این تولیدات نرم افزاری، نسخه جدید جامع تفاسیر نور است که در اواخر سال گذشته با حضور بزرگان، اساتید، قرآن پژوهان و علاقه مندان به قرآن کریم، در سالن اجتماعات مرکز نور رونمایی شد. در این مراسم، حجّت الاسلام والمسلمین دکتر اکبر راشدی نیا معاون محترم پژوهشی، حجّت الاسلام والمسلمین دکتر محمدحسین بهرامی رییس مرکز نور و آیت الله محمدی گلپایگانی رییس دفتر مقام معظم رهبری سخنرانی نمودند. در ادامه، سخنان این عزیزان را جهت استفاده خوانندگان گرامی، ارائه می نماییم.
تأثیر فرهنگ ایرانی در استقرار مسیحیت در ارمنستان با ملاحظاتی دربار چند اصطلاح آیینی کلیسای ارمنی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های اخلاقی سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۵۷)
49 - 70
حوزههای تخصصی:
در سال 301 میلادی در نیتجه تلاش های «گریگور روشنگر»، نخستین «اسقف اعظم» (Catholicos) کلیسای حوّاری ارمنی (Armenian Apostolic Church)، مسیحیت دین رسمی ارمنستان اعلام شد. ولی باید توجّه داشت که مسیحیت مدت ها پیش از این تاریخ یعنی در اوایل قرن نخست میلادی توسط «تادئوس رسول» (Apostle Thaddeus) و در قرن دوم به وسیله «بارتولمیوس رسول» (Apostle Bartholomew) تبلیغ می شد. اگرچه این دو رسول، پیروان متعدّدی داشتند، ولی هنوز آیین مسیحیت در ارمنستان از طرف عموم مردم پذیرفته نشده بود. قدیسه هایی مانند «هریپسیمه» (Hripsime)، «گایانه» (Gayane) و شاگردانشان نیز که در تبلیغ مسیحیت می کوشیدند، به دستور پادشاه سنگسار شدند، زیرا از دین مرسوم زمانه رویگردان شده بودند. مسیحیت در سرزمین های شمال قفقاز نیز، بیشتر به وسیله مبلّغان ارمنی و گرجی گسترش یافت، امّا از سده های نهم تا دوازدهم میلادی، به تدریج تمامی این سرزمین های مسیحی به اسلام گرویدند و آثار مسیحی در این منطقه از میان رفت. برای مثال، نخستین اشاره به رواج مسیحیت به وسیله کلیسای حوّاری ارمنی در داغستان به قرن چهارم میلادی بازمی گردد؛ در یکی از نسخه های «دربند نامه» به پذیرش مسیحیت از سوی ساکنان دربند در سال 355 میلادی اشاره شده است. نگارندگان مقاله حاضر، به بررسی چند اصطلاح آیینی کلیسای ارمنی مانند «صلیب»، «معبد» و «محراب» پرداخته و نشان داده اند که تمامی این اصطلاحات برگرفته از زبان های ایرانی اند و حتی ردّپای آنها در زبان های شمال قفقاز نیز دیده می شود.
عناصر سینوی در تبیین صدرایی از مسئله نفس و جسمانیة الحدوث بودن آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خردنامه صدرا دوره ۳۰ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۱۱۷)
39 - 60
حوزههای تخصصی:
بیشک یکی از مهمترین مباحث فلسفی در میان قاطبه حکما، مسئله وجود نفس، جوهریت، نحوه پیدایش نفس، تجرد آن و بقای آن است. این مسئله برای حکیمان مسلمان نیز از اساسیترین و مهمترین مسائلی بوده که دستاوردهای کلامی و فلسفی آن را نمیتوان نادیده انگاشت، زیرا بسیاری از باورهای دینی در گرو قبول این عنصر اصلی در وجود آدمی تبیین میشود. انسان بدون نفس، مشمول هیچ بار تکلیفی از ناحیه شارع مقدس نبوده و نیست، و طبیعتاً معاد و مسائل مربوط به آن نیز موضوعیت خود را از دست خواهد داد. اهمیت مسئله نفس نزد فیلسوفانی که به دیدگاههای کلامی و دینی التزام نداشته اند نیز حاکی از آنست که این مسئله فارغ از دینی بودنش، در فلسفه نیز جایگاهی مهم داشته و دارد. ابن سینا و ملاصدرا در مقام دو حکیمی که هم فیلسوفند و هم دغدغه دینی دارند، توجهی ویژه به مسئله نفس داشته اند. ملاصدرا از وجود نفس گرفته تا اثبات جوهریت آن و تجرد و بقایش، و نیز نحوه پیدایش آن که با عنوان جسمانیه الحدوث، را مورد بحث قرار داده و دیدگاههای نوین او در اینباره شهرت یافته است. اما این نوشتار درصدد است نشان دهد که بسیاری از مباحث ملاصدرا در مسئله نفس، عیناً برگرفته از ابن سیناست. هرچند کوشش این مقاله قدحی بر تلاش ملاصدرا محسوب نمیشود، اما نشان دادن مستندات سینوی در اندیشه صدرایی، میتواند به فهم درست و تفسیر موجه از آراء صدرالمتألهین کمکی شایان نماید؛ بویژه در فهم مفهوم «جسمانیه الحدوث» بودن نفس که بعضی آن را، بغلط، معادل جسم بودن یا جسمانی بودن نفس در ابتدای تکّون خود دانسته اند. مقاله حاضر نشان میدهد که نه این تفسیر از سخن صدرالمتألهین صحیح است و نه این مبنا به او اختصاص دارد، بلکه در همین مسئله نیز ملاصدرا وامدار اندیشه ابن سیناست؛ همچنانکه در دیگر مباحث مربوط به نفس نیز چنین است.
معناکاوی رمزگان خطبه 64 نهج البلاغه (براساس الگوی رمزگان رولان بارت)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش دینی دوره ۲۳ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۴۸
35-60
حوزههای تخصصی:
نهج البلاغه به عنوان یک مرجع غنی دینی و اعتقادی حاوی آموزه های معرفتی جهت آزادگی بشریت در طول تاریخ است. پژوهش حاضر با بررسی توصیفی تحلیلی و با مبنا قراردادن متن خطبه 64 نهج البلاغه از امام علی% از رهگذر رویکرد رمزگان پنج گانه در پی شناسایی ساختار اولیه این اثر است تا از ورای آن، معانی ضمنی خطبه را مطابق با پیشرفت های جامعه انسانی بازشناسی نماید. نشانه شناسی ساختاری از جمله تحلیل هایی است که در قرن بیستم و در پی نشانه شناسی سوسوری به شکوفایی رسید. «رولان بارت» نشانه شناس و منتقد ساختارگرای فرانسوی در پی نوعی استعدادیابی متن، شناسایی پژواک های معنایی متن را پیشنهاد کرد. وی این دیدگاه را با معرفی الگوی رمزگان پنج گانه (رمزگان هرمنوتیک یا معمایی، رمزگان پروآیرتیک یا کنشی، رمزگان معنابنی یا ضمنی، رمزگان نمادین یا تقابلی و رمزگان فرهنگی یا ارجاعی) ارائه داد. رولان بارت این نظریه را بر پایه هنجارمندی ساختار نشانه ای متن که عامل اصلی معناآفرینی است بیان کرد. دستاورد پژوهش گویای این مسأله است که این رویکرد می تواند ابزار مناسبی جهت رسیدن به لایه های معنایی متون دینی و تفسیر آن ها باشد. بر این اساس، رمزگان معمایی، معمای زندگی را در سراسر متن مطرح می کند و رمزگان کنشی نیز با وجوه فعل های کنشی و امری در سطح متن، استعداد فطری انسان در گرایش به نیکی ها را شکوفا می سازد. رمزگان ضمنی با کارکرد برجسته سازی و معناسازی در پی تقویت بینش بشری نسبت به علت بنیادین خلقت، ایفای نقش می کند و رمزگان نمادین نیز با تقابل خیروشر، زیست مؤمنانه را جهت سعادت انسان پیشنهاد می دهد. رمزگان فرهنگی نیز نگرش ماورایی به زندگی را در قالب فلسفه خلقت نمایان می سازد.
وقف در آیینه آیات و روایات با بررسی شمول آن در مالکیت فکری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش دینی دوره ۲۳ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۴۸
221-250
حوزههای تخصصی:
وقف؛ با تکیه بر بار معنایی آن در عیون، توانسته بسیاری از نیازهای بشری را برآورده سازد و حال این پرسش ایجاد می گردد که آیا وقف در حقوق معنوی و غیر عین نیز جاری است یا خیر؟ مشهور فقهای امامیه با محدود در نظر گرفتن دایره اموال در اموال مادی برای موقوفه شرایطی را ذکر کرده اند که این شرایط فقط بر اموال مادی قابل تطابق است و حال آنکه با گسترش دایره اموال و توسعه بازارهای اقتصادی؛ امروزه اموالی بوجود آمده که مادی نیستند اما ارزش مالی آنها کمتر از اموال مادی نیست. در این پژوهش با نگاهی دیگر به آیات و روایات و نقد و بررسی دلایل منکرین صحت وقف حقوق مالکیت فکری به عنوان مالی غیرمادی نظریه صحت وقف این اموال ثابت می شود.
ابزارهای حکمرانی مشارکتی از منظر قرآن(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
آیین حکمرانی سال ۲ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیای ۳)
287 - 322
حوزههای تخصصی:
حکمرانی مشارکتی، الگوی ویژه ای از حکمرانی است که بر مشارکت مردم استوار بوده و به همکاری بین بازیگران دولتی و اعضای جامعه مدنی در تدوین و گاه اجرای سیاست عمومی اشاره دارد. این سبک از حکمرانی، ابزارهای گوناگونی را در راستای تقویت مشارکت عمومی به کار می برد که باید فراخور با فرهنگ، محیط و شرایط ویژه هر دولت و ملت باشد. پی ریزی بسته ابزارهای حکمرانی مشارکتی از نگاه قرآن کریم که فراخور فرهنگ و محیط کشور ما و مهم ترین مسأله این پژوهش است. از این رو، در این پژوهش نخست به بررسی مفهوم مردم و حکومت از دیدگاه قرآن پرداخته و در گام بعد، به پی ریزی بسته ابزارهای حکمرانی مشارکتی از نگاه قرآنی پرداختیم. روش پژوهش، تحلیل مضمون بوده و پس از انتخاب آیات در پیوند با مسأله پژوهش، برای درک بهتر آنها به تفسیر شریف المیزان رجوع کرده و مضامین مرتبط، استخراج شد.قرآن در پهنه تعامل مردم و حکومت، به مردم به عنوان بندگان خدا نگریسته و نقش حکومت را هم هدایت گر فعال و همیشگیِ مردم به سمت تعالی نشان داده است. در این منظومه پی ریزی شده قرآن، ابزارهای حکمرانی مشارکتی با دو رویکرد آموزشی و انگیزشی نشان داده شده است که در متن مقاله، به تفصیل در مورد آنها بحث خواهد شد.
توهم توجیه الحاد با خودمتناقض انگاری صفات علم، اراده و قدرت الهی در بیان مایکل مارتین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خداباوری و الحاد دو جریان همیشه درتقابل هستند که وجود خدا، صفات و افعال او موضوع مباحثات آنان بوده و بحث های گسترده ای درباره ادله آنها در طی تاریخ ثبت شده است. مایکل مارتین، از ملحدان عصر حاضر، صفاتی چون علم مطلق، قدرت، اراده آزاد و کمال اخلاقی خداوند را سبب تناقض و انکار وجود خدا دانسته و سعی بر اثبات الحاد داشته است. نوشتار حاضر با روش توصیفی تحلیلی و کتابخانه ای درصدد بررسی انتقادی این گفتار و نشان دادن نقاط ضعف آن است. مارتین بعد از ارائه تعاریفی از علم مطلق، دومین تعریف را از این جهت که می تواند مقصود الهی دانان از کمال علمی را برساند، می پذیرد و اشکال اصلی او به خداباوران در همین جاست که کمال علمی خدا هم ناسازگاری درونی دارد، هم با برخی کمالات دیگر وی در تناقض است. در این نوشتار، تعاریف «عالِم مطلق» و ایراداتی که مارتین به این تعاریف مطرح می کند، بررسی خواهد شد و ازطرف دیگر با چند بیان، تناقضات میان صفات الهی نیز پاسخ داده می شود. برخی نقدها معناشناختی اند که رویکرد مارتین به معانی اوصاف الهی و برخی اصطلاحات ریاضی را بررسی می کند. سپس با عنوان نقدهای معرفت شناختی، به بررسی تعریف مارتین از مفهوم علم و معرفت پرداخته شده است. در آخر نیز خطاهای مارتین در فهم اوصاف الهی در بخش نقدهای خداشناختی ارائه می شود. به طور کلی، مارتین نگاهی انسان واره به خدا دارد و او را متأثر و زمانی می داند که به الهیات پویشی نزدیک شده است.
بررسی قاعده حل تعارض فرزندخواندگی در حقوق ایران و اسناد بین المللی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سرپرستی فرزند دیگری یا فرزندخواندگی از دیرباز در جوامع مختلف وجود داشته است. برای پذیرش این موضوع به عنوان نهاد حقوقی سرپرستی، ابتدا وضعیت حقوقی فرزندخوانده در ایران و اسناد بین المللی، به ویژه کنوانسیون حقوق کودک، بررسی شده است. راجع به فرزندخواندگی، کنوانسیون های بین المللی متعددی به تصویب رسیده که همه با هدف رعایت مصلحت و حمایت از این دسته از کودکان تدوین شده اند. قانون گذار ایران، نگرش خود راجع به فرزندخواندگی را تا حدودی تغییر داده و در مسیر اولویت بخشی به مصالح کودکان گام برداشته است. با این وصف، پژوهش حاضر به دنبال پاسخگویی به این پرسش هاست که نهاد سرپرستی و فرزندخواندگی تا چه حد مورد قبول واقع شده است؟ دیدگاه کشورهای جهان در مورد وضعیت حقوقی فرزندخوانده چیست؟ در فرض پذیرش این نهاد حقوقی، چه قانونی بر رابطه حقوقی اشخاصی که در کشور دیگر به عنوان تبعه بیگانه محسوب شده و تقاضای فرزندخواندگی می نمایند، حاکم است؟ در این مقاله، قوانین داخلی و مقررات بین المللی مقایسه شده است. ضمن پذیرش اصل موضوع، پاره ای آثار حقوقی را بر آن مترتب می دانند. با تقاضای فرزندخواندگی توسط اتباع خارجی در کشور دیگر یا اثر حقوقی ناشی از آن و پیدایش تعارض قوانین به لحاظ وجود عنصر خارجی و تفاوت در تابعیت فرزندخوانده و فرزندپذیرنده، علی القاعده دادگاه مقر دعوا با رجوع به قواعد حل تعارض، قانون صالح را اعمال خواهد کرد.
امکان و روش بازسازی کتاب حدیثی حماد بن عثمان
منبع:
آموزه های حدیثی سال ۸ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۵
5 - 36
حوزههای تخصصی:
در کتب فهارس به نگاشته های روایی فراوانی اشاره شده که بخش اعظم آن ها در طول زمان از بین رفته است. ازآن جاکه یکی از ملاک های قدما در اعتبار روایات، مصدر روایات است، وجود مصادر و منابعْ اهمیت دارد. ازاین رو مهم ترین گام در این مسیر بازسازی روشمند کتب مفقودشده است. حماد بن عثمان از فقیهان و محدثان طبقه دوم اصحاب اجماع است که کتاب وی مرجع بسیاری از کتب حدیثی شیعه از جمله کتب اربعه و منشأ صدور فتوا در اعصار گذشته تاکنون بوده است. این اثر که در فهرست شیخ طوسی با عنوان «کتاب» آمده است تا زمان ابن طاووس وجود داشته و او از آن با عنوان «اصل» یاد کرده است. لذا محتمل است بازسازی کتاب با احیای اصلی از اصول اولیه همراه باشد. در پژوهش حاضر که به روش فهرستی به بازسازی کتاب حماد برآمده است، مشخص گردید اصطلاح کتاب برای روایات حماد در فهرست شیخ طوسی عنوان عامی است که شامل اصل هم می شود. به علاوه، بنابه شواهد به دست آمده تعدادی کتب حدیثی مانند کتاب صلاه، کتاب زکات و غیره نیز برای حماد تأیید می شود.
گونه شناسی دین داری کل گرایان اعتنامند در عمل مطالعه موردی دانشجویان نخبه دانشگاه های تهران و شریف(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت فرهنگی اجتماعی سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۳شماره ۴ (پیاپی ۶۰)
30 - 49
حوزههای تخصصی:
دین داری امری است که تلون بسیاری می پذیرد و امروزه نیز ناکارآمدی طبقه بندی دوگانه افراد، صرفاً در دو دسته دین دار و بی دین در سنجش دین داری واضح تر از گذشته است و به همین سبب شناخت گونه های دین داری ضروری می نماید. تأثیرات برجسته نخبگان بر سرنوشت جوامع بر اهمیت مطالعه دین داری در بین آنان می افزاید و این پژوهش نیز به بررسی آن دسته از نخبگان دانشگاهی می پردازد که در عین اعتقاد توأمان به اصول سه گانه توحید، نبوت و معاد قائل به ساحت های فرافردی بوده و اظهار اعتقاد به بایدها و نبایدهای اجتماعی کرده اند. در این پژوهش به مقتضای روش داده بنیاد از چارچوبی مفهومی متشکل از 23 مؤلفه ذیل 6 محور جهت سنجش دین داری معرفتی مصاحبه شوندگان و به عنوان محورهای گفت وگو با آنان استفاده شد. تحلیل داده های گردآوری شده، منجر به تمایز سه دسته «غیرمعتقدین به اصول دین»، «غیرمعتقدین به شریعت» و «معتقدین به شریعت» شد. دسته اخیر نیز به چند دسته دیگر تقسیم می شود که یکی از آنها «کل گرایان اعتنامند در عمل» هستند. در این تحقیق به سبب تنوع و گستردگی داده ها تنها به مطالعه مواضع معرفتی دانشجویان در این دسته پرداخته می شود. در ذیل این دسته سه گونه «احتیاطی»، «ترکیبی (اقناعی استدلالی)» و «استدلالی» یافت شد.
اشتراک و اختلاف سرشت اولیه انسانها از دیدگاه قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت سال ۳۳ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳۱۸
61 - 74
حوزههای تخصصی:
«اشتراک یا اختلاف سرشت اولیه انسان ها» از مسائل مهم اختلاف برانگیز در انسان شناسی و دارای تأثیر مبنایی در علوم مختلف انسانی است. در قرآن کریم، از یک سو، گروهی از آیات، دلالت بر اشتراک سرشت اولیه انسان ها دارند و از سوی دیگر، از برخی آیات، می توان اختلاف سرشت اولیه ایشان را برداشت کرد. هدف پژوهش حاضر این است که با روش تفسیر موضوعی، دیدگاه قرآن کریم در مورد مسئله یادشده و وجه جمع میان دو گروه آیات را بررسی کند. بر اساس این پژوهش، با توجه به گروه اول آیات، قرآن کریم اصل سرشت اولیه انسان ها را مشترک می داند، اما آیات گروه دوم، برخی از آنها اساساً ناظر به سرشت اولیه نیستند و برخی دیگر، اختلاف برخی ویژگی های سرشت اولیه انسان ها را همچون فعلیت و قوه یا شدت و ضعف اشاره دارند، بی آنکه بیانگر اختلاف اصل سرشت ایشان باشند.
معنا شناسی واژه «نور» در آیه «اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَالْأَرْضِ»
منبع:
مطالعات تفسیری آلاءالرحمن سال ۲ بهار ۱۴۰۳ شماره ۷
123 - 138
حوزههای تخصصی:
واژه «نور» در قرآن یکی از الفاظی است که معنای کلیدی آن راه گشای حل برخی نکات عمیق قرآنی است، در آیه 35 سوره نور این واژه 5 بار استعمال شده که در فراز «اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ»، به «الله» اسناد داده شده و همین امر زمینه ساز بیان دیدگاه های مختلف تفسیری شده از آنجایی که مفهوم شناسی این واژه در فراز مذکور، روشنگر دیدگاه های کلامی- توحیدی است پرداختن به آن اهمیت دارد، از این رو این مقاله با استفاده از منابع کتابخانه ای و نرم افزاری و با پردازش توصیفی- تحلیلی به دنبال پاسخ به این پرسش اساسی بود که «معنای واژه نور در آیه «اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ» چیست؟» یافته های پژوهش این شد که: از سه معنای حسی، اعتباری و روحانی واژه «نور»، در آیه مذکور معنای حسی آن با توجه به اعتقاد به عدم جسمانیت خداوند مراد نیست، از این رو مفسران معنای اعتباری یا روح معنا را برای آن قائل شده اند، در حالت اول از قواعد ادبی «مضاف محذوف»، «تشبیه بلیغ» و «مجاز» بهره برده و در حالت دوم با پذیرش قاعده روح معانی الفاظ، طبق دو تقریر «استعمال حقیقی برای معقولات و استعمال مجازی برای محسوسات» یا «استعمال حقیقی برای معقول و محسوس به نحو مشکک»، مراد از اطلاق نور برای خداوند رحمت دائمی خداوند یا همان هدایت تکوینی و تشریعی الهی برای همه کائنات دانسته اند.
الزام پذیری فقهی امور اخلاقی از حیث حکم اولی در نظام فقهی امامیه(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
اخلاق پژوهی سال ۷ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۲۴)
27 - 44
حوزههای تخصصی:
اخلاق از مؤلفه های بسیار مهم در شکل دهی و انسجام فرهنگی جامعه است؛ تا آنجا که رسول اکرم (ص) از جمله رسالت های مهم خود را کامل نمودن مکارم اخلاق برشمرده است. در این پژوهش، با هدف دستیابی به جزء کوچکی از نظام ارزشی اخلاقی از فقه اسلامی، به بررسی امکان الزام پذیری امور اخلاقی، تحت ضوابط فقهی و اصولی امامیه پرداخته شد و با روش توصیفی و تحلیلی - پس از سنخ شناسی الزامات فقهی و اخلاقی -اتهام نسبیت گرایی اخلاقی به اندیشمندان مسلمان، نقد و رد شده است. در ادامه، فرایند الزام پذیری فقهی امور اخلاقی از حیث حکم اولی واکاوی شد و با تطبیق مسئله بر «خُلف وعده» به عنوان یک نمونه از امور اخلاقی که قابلیت پذیرش الزام فقهی را داراست؛ روشن شد که فقه امامیه این قابلیت را دارد که به برخی از امور اخلاقی الزام کند و در راستای این الزام، «نیّت» مانع نخواهد بود.
پژوهشی بر تفسیر واعظانه قرآن کریم و تبیین برخی از نمونه های آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سراج منیر سال ۱۵ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۹
205 - 240
حوزههای تخصصی:
تفسیر به مثابه یک علم، در طول تاریخ گسترده خود، همانند دیگر علوم، ساختاری عمدتاً قابل استفاده برای دانشمندان داشته و استدلال، بیان آرای موافقان و مخالفان، و نقد، بخشی از شاکله آن را تشکیل داده است. تفسیر واعظانه، نامی نوآشنا اما گرایشی کهن از تفسیر قرآن کریم است که تا کنون مطالعه دقیقی پیرامون چیستی و جایگاه آن در میان تفاسیر انجام نشده است. این نوع تفسیر با انگیزه تبیین قرآن و همراه با وعظ و اندرز مخاطبان، به منظور تأثیرگذاری آموزه های قرآنی بر ایشان، با استفاده از ابزارهایی همچون شعر، حکایت، امثال، اشارات عرفانی و مأثورات روایی، به تفسیر آیات می پردازد. تفسیر واعظانه، تفسیری همسو با روح قرآن، یعنی هدایت و موعظه، است و شواهد و قراین نشان می دهد که رگه هایی از آن به عصر نزول بازمی گردد. با این حال، در شکل مصطلح خود، با تفسیر حسن بصری آغاز شد و با ترجمه تفسیر طبری ادامه یافت تا سرانجام با تفسیر ابوالفتوح رازی به یک تفسیر کامل با نشانه های تفسیری که از آن به «واعظانه» یاد می شود، نمود جدی در جهان تفسیر پیدا کرد. برخلاف تفاسیر اجتهادی-علمی که گرایش تنها نخبگان جامعه را به سوی خود جلب می کند، تفسیر واعظانه مانند خود قرآن، قابل استفاده علمی، تربیتی و اخلاقی برای عموم مردم بوده و هست؛ با این حال، با تفاسیر تربیتی و هدایتی تفاوت هایی دارد. این نوع تفسیر می تواند فاصله میان دانش تفسیر و توده مسلمان را کاهش داده و به پیوند بیشتر عامه مردم با مفاهیم قرآنی منتهی گردد. در این مقاله، با به کارگیری روش توصیفی-تحلیلی و شیوه منبع یابی کتابخانه ای، جایگاه تفسیر واعظانه بین گونه های مختلف تفاسیر، معنا و چیستی آن با عنایت به مفردات و معناشناسی وعظ تبیین و برای نخستین بار، تعریف کاملی از آن ارائه شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که تفسیر واعظانه، تلفیقی از تفاسیر نقلی و عرفانی به حساب می آید که ادبیاتی سرشار از بدیع و آمیخته با شعر، داستان و امثال دارد. همچنین به دلیل ورود متنی از یک یا چند منبع بیرونی و غیر از تحلیل مفسر، جایگاه این نوع تفسیر را در بین تفاسیر توسعه ای قرار می دهد.
سبک زندگی اسلامی در کتاب مفاتیح الحیات: با تاکید بر اوقات زندگی و اوقات فراغت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اخلاق وحیانی سال ۱۴ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۳۳)
91 - 118
حوزههای تخصصی:
چگونگی گذران اوقات زندگی و پرداختن مناسب به اوقات فراغت، دو مسأله ی بسیار مهم در سبک زندگی است که امروزه بیشتر و آگاهانه تر مورد توجه مجامع علمی قرار گرفته است. البته اساس فراغت و چگونگی گذرانش بر مبنای تفکر غربی شکل گرفته و هدف آن ابزارگرایانه و سودمدارانه است. با توجه به فرهنگ جوامع اسلامی و بهره گیری از ظرفیت دین، ارائه الگوهای اسلامی اوقات فراغت بر اساس هنجارها و ارزش های توحیدی اهمیت و ضرورت دارد. هدف پژوهش حاضر، بررسی چگونگی گذران اوقات زندگی با تأکید بر اوقات فراغت مبتنی بر سبک زندگی اسلامی است. لذا جهت ارائه الگوی اسلامی کاربردی، تأثیرگذار، نتیجه بخش و مورد استقبال جامعه، آن را در گستره یک نظام فلسفی عرفانی هماهنگ با آموزه های اصیل اسلامی یافته و ارائه داده است.یافته های پژوهش ح اکی از آن اس ت ک ه آیت الله جوادی آملی به طرح سه ضلعی «جهان دانی»، «جهان داری» و «جهان آرایی» به عنوان نظام واره سبک زندگی پرداخته است؛ با این توضیح که اساساً سبک زندگی مؤمنانه، در دایره جهان آرایی قرار می گیرد. ایشان در راستای جهان آرایی، در کت اب مف اتیح الحیات به صورت کاربردی و تجویزی عوامل مهم گذران اوقات فراغت را در اختیار مخاطبان گذاشته اند. ایشان در کتاب مفاتیح الحیات تلاش می کند با رویکرد تجویزی، راهبردهایی را در مؤلفه های سلامت، صمیمیت، فعالیت و اوقات فراغت ارائه دهد و اوقات زندگی افراد را سامان دهد. عوامل نحوه گذران اوقات فراغت معرفی شده در کتاب مفاتیح الحیات به گونه ای جامع تدوین شده که افراد با سلایق و رده های سنی مختلف، می توانند از آن ها الگوبرداری کنند.
نسبت بین تبیین کارکردی و تبیین مبتنی بر مصالح و مفاسد در فقه(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
علم فقه در میان علوم دینی ظرفیت بسیاری در تحقق علوم دینی دارد، ازجمله این توانمندی ها که می تواند فقه را در جایگاه یک علم اجتماعی نشان دهد توانایی در تبیین پدیده های اجتماعی می باشد. به نظر می رسد می توان با توجه به ابتناء احکام بر مصالح و مفاسد و توجهی که در فقه به آثار احکام شده است؛ نوعی از تبیین را در فقه پیشنهاد داد. اما پرسشی که پیش می آید این است که تبیین مبتنی بر مصالح و مفاسد فقهی چه نسبتی با تبیین کارکردی پیدا می کند؟ در این نوشتار با استفاده از روش توصیفی و تحلیل داده های فقهی و علوم اجتماعی عدم امکان تناسب سازی این دو نوع تبیین بیان شده است؛ زیرا هم از جهات مبنایی و هم از جهت بنایی تفاوت بسیاری میان دو نوع از تبیین وجود دارد. به طوری که طبق رویکردهای کارکردی که برخاسته از فلسفه اثباتی اند؛ فقه به خاطر استفاده از منبع معرفتی وحی خارج از چارچوب علوم قرار می گیرد. از سوی دیگر فقه دارای ماهیتی انتقادی و پیشرو است، درحالی که نظریه های کارکردی پیش فرضی محافظه کارانه نسبت به جامعه دارند؛ بنابراین علی رغم شباهت های ظاهری بین این دو نوع از تبیین افتراقات بسیاری بین آن دو وجود دارد.
چالش ناقض معرفتی و خاستگاه شکل گیری باورهای مهدوی در میان پیروان مدعیان مهدویت
منبع:
جامعه مهدوی سال ۵ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۱۰)
117 - 150
حوزههای تخصصی:
نشانه ها و علائم ظهور و نیز ویژگی های امام موعود که در روایات اسلامی آمده، به طور عمده راهی تلقی شده که به موجب آن، افراد مختلف بتوانند ادعای مدعیان را محک زنند. با این حال، مدعیان کم و بیش با اتکا به همین نشانه ها و تطبیق شان بر خود تلاش کرده اند تا ادعاهای خویش را برای پیروانشان باورپذیر کنند. عطف نظر به این مسئله که پیروان متمهدیان، با ناقض های معرفتی قابل توجه و پر تواتری روبه رو هستند، حجیت باورهای این گروه مورد خدشه جدی است. اما از سویی اصرار بر باورهای این پیروان در چنین شرایطی نشان می دهد که منشاء باور این پیروان، همراه با دلایل و قراین کافی نیست؛ زیرا با وجود تضعیف ادله و از دست رفتن پایگاه شواهد، تغییری در موضع معرفتی حاصل نمی شود. این پژوهش به روش توصیفی - تحلیلی و با مطالعه کتابخانه ای، درپی یافتن خاستگاه شکل گیری باورهای پیروان مدعیان مهدویت است. نتایج پژوهش نشان می دهد رذیلت های معرفتی و فقدان فضایل شناختی همچون خردورزی و استدلال صحیح، ژرف اندیشی، تواضع معرفتی، گشودگی نسبت به قراین جدید برای باورمندان به این گونه باورهای غیرپایه و متکی بر گواهی، موجب گردیده تا آنان مدعیات تجربه گران مهدوی را بپذیرند. درنتیجه از نقطه نظر معرفت شناختی، پیروان مدعیان مهدویت در صورت اصرار بر باورهای خود با وجود ناقض معرفتی، باید بتوانند از داشتن فضایل معرفتی کافی مطمئن شوند و در صورت غیاب یک یا چندین فضیلت معرفتی، و یا برخورداری از رذایل معرفتی، باور آنان غیرموجه و نامعقول است.
مبانی عقلی- کلامی خلود در عذاب: بررسی دیدگاه های ملاصدرا و علامه طباطبایی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
حکمت اسراء پاییز ۱۴۰۳ شماره ۴۶
91 - 114
حوزههای تخصصی:
مسئله جاودانگی نفس انسانی و خلود کافران درعذاب از موضوعات مهم کلامی دراندیشه اسلامی است که به بررسی آن پرداخته شده است. این مقاله به تحلیل دیدگاه های ملاصدرا وعلامه طباطبایی د این زمینه می پردازد ومبانی کلامی آنان را موردبررسی قرار می دهد. ملاصدرا درابتدا به تأثیرپذیری ازابن عربی، قائل به عدم خلود درعذاب بود و براین باور بود که عذاب الهی به دلیل حکمت الهی نمی تواند ابدی باشد. او معتقد است که هر موجودی غایت ذاتی دارد و عذاب نمی تواند مانع رسیدن به کمال باشد. بااین حال، ملاصدرا درمراحل بعدی نظر خودرا تغییر داده و به جاودانگی عذاب اعتقاد پیدا کرد،به این دلیل که اعمال انسان به صورت ملکه درمی آید و درنتیجه، جاودانگی درعذاب ممکن می شود. ازسوی دیگر، علامه طباطبایی براین باور است که جزئیات معاد را نمی توان بامقدمات عقلی اثبات کرد وتنها راه شناخت آن، تکیه بر وحی است. او خلود درعذاب را براساس آیات و روایات اسلامی تأیید می کند و به عدم تعارض میان آیات و روایات دراین زمینه اشاره می کند. علامه براین باور است که عذاب جهنم به دلیل تغییر فطرت انسان و تبدیل گناهان به ملکه نفسی، دائمی خواهد بود. نتایج این تحقیق نشان می دهد که هر دو اندیشمند بر مبانی کلامی خاصی تأکید دارند که شامل پذیرش وجود نفس و جوهر مجرد آن است. همچنین، درحالی که ملاصدرا در تحلیل های اولیه خود به تأویل آیات پرداخته، علامه طباطبایی بر وحی و عدم تعارض آیات تأکید دارد. این پژوهش به بررسی این مبانی و تحلیل های کلامی می پردازد و به تفاوت های دیدگاه های این دو اندیشمند در مسئله خلود در عذاب می پردازد.
تحلیل دیدگاه آیت الله جوادی آملی درباره تبیین وحی از منظر انگاره های گوناگون از خداوند(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
حکمت اسراء زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۷
101 - 126
حوزههای تخصصی:
انگاره های گوناگون از خدا را می توان در سه دسته کلی تشبیه (مادی و معنوی)، تلقی شخص وار از خدا و الهیات سلبی (در سه روایت گوناگون آن) دسته بندی کرد. هر یک از این سه انگاره در چگونگی تبیین ما از وحی اثر می گذارد. از سوی دیگر، تبیین وحی باید واجد دو شرط اساسی باشد: معقولیت و تناسب با متون دینی. یافتن مسیری میانه که بتواند هر دو شرط مذکور را برآورده سازد کار دشواری است که به نظر می رسد در تاریخ فرهنگ اسلامی کمتر به آن پرداخته شده است. آیت الله جوادی آملی از معدود عالمانی است که به هر دو نکته توجه داشته و در تبیین خود از وحی کوشیده است به هر دو نکته توجه کند و تبیینی از وحی به دست بدهد که هم معقول باشد و هم با شواهد مبتنی بر متون دینی تناسب داشته باشد.