ارزیابی اجمالی دیدگاه فارابی و ابن سینا راجع به «عقل عملی» با نگاهی گذرا به برخی آراءِ ملاصدرا(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
کاوش های عقلی سال ۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۲
199 - 213
حوزههای تخصصی:
نوشتار پیشرو با روشِ تحلیلی به ارزیابی اجمالی آرای ابن سینا و فارابی درباره «عقل عملی» و کارکردهای آن با التفات به آراء ملاصدرا می پردازد.فارابی و ابن سینا اغلب از تقارب تحلیل خوبی برخوردارند، اما درباره عقل عملی و کارکردهای آن مبنای متفاوتی دارند. فارابی حکمتِ عملی را در ادراکاتِ کلی و جزئی، محصولِ خالصِ عقلِ عملی می داند. اتصالِ عقلِ عملی به عقلِ فعال را برای دریافتِ بایدهای کلی اخلاقی می پذیرد و آنرا مختصِ عقلِ نظری نمی داند.اما ابن سینا کارکردِ ادراکیِ اصطلاحی را برای عقلِ عملی نمی پذیرد و صرفاً محصولِ نهائیِ عقل عملی را الزاماتِ جزئیِ می داند و ادراک کلی بایدها را کارکردِ عقلِ نظری و ادراک ِ شواهدِ جزئی را از ورودی های خیالی می پندارد.قوایِ نفس و کارکردهایش را با الواحد اثبات نموده و برای قوایِ نفس، وظیفه انحصاری می پذیرد و بر همین اساس، اتصال به عقل ِفعال را از کارکردهای انحصاری عقل نظری می داند.ملاصدرا همسو با سهروردی، الواحد را مختص بسائطِ حقیقی می داند و قوایِ نفس را با الواحد اثبات نمی نماید،نظیرِ فارابی عقل عملی را مُدرکِ الزامات کلی می داند.به نظر می رسد ابن سینا در آثار مختلفِ خود از عباراتِ متهافتی استفاده نموده است، اما بیان وی روشن است و فقط بایدهای جزئی را خروجیِ کار عقلِ عملی می داند. فارابی و ملاصدرا ادراکاتِ کلی را هم کارکرد عقل عملی می دانند، اما نهایتاً هر سه اندیشمند، احکامِ اخلاقی را با یک ثبات و عمومیتی اثبات می نمایند.