فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۳۸۱ تا ۲٬۴۰۰ مورد از کل ۸۲٬۵۵۱ مورد.
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۸۴
115 - 132
حوزههای تخصصی:
کتاب «عبهرالعاشقین» اثر روزبهان بقلی شیرازی از متون برجسته عرفانی و شاهکارهای ادبی قرن ششم هجری به شمارمی آید که هماره شایسته دریافت اهتمام و ژرف اندیشی متفکرانه می باشد. این اثر گرانسنگ که درواقع حدیث نفس و شرح زندگی معنوی روزبهان است، مطالب با اهمیت و ارزشمندی درباره ی عشق صوفیانه و جمال پرستی دربرداشته که عرفا و صوفیان بعد از خود را نیز تحت تأثیر قرارداده است. یکی از ایشان مولانا جلال الدین محمد بلخی ست که عشقش به شمس تبریز سبب تحول و شهرت وی گشت. در تحقیق بنیادی پیش رو به این پرسش پاسخ داده خواهدشد که تا چه میزان اندیشه جمال پرستی روزبهان بقلی و نگاه او به مسأله عشق بر ایدئولوژی، تفکر و تحول مولوی تاثیرگذار بوده است. همچنین در پاسخ به پرسشی دیگر شباهت ها و تفاوت های نگاه به مقوله عشق در عبهرالعاشقین و مثنوی مورد بررسی قرارمی گیرد. نتایج پژوهش که به روش توصیفی-تحلیلی انجام شده اثبات می کند که مولوی نیز همچون روزبهان عشق به جمال معشوق زمینی را مقدمه و اساس عشق حقیقی دانسته و باور دارد گذار از عشق انسانی به عشق ربانی به شرطی محقق می گردد که اندیشه بتواند هرگونه روی و اندام زیبا را به آب و گل معنوی، هرگونه داده محسوس را به رمز همچنین هر حجابی را به آینه تماشا مبدّل سازد. به عبارت دیگر عشق باید بازتاب و آینه تمام عیار ذات باری تعالی باشد. کلیدواژه ها:جمال پرستی، عبهرالعاشقین، روزبهان بقلی، مولوی، عشق
بررسی چالش های محمدتقی مجلسی و ملا محمدطاهر قمی در شریعت، طریقت و حقیقت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۱ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۸۵
37 - 54
حوزههای تخصصی:
اسلام یکی از ادیانی است که قرآن کریم در آن دارای ظاهر و باطن است و هریک از دانشمندان اسلامی مانند فقها و عرفا و متکلمان و فیلسوفان به یکی از ابعاد آن پرداخته اند و برخی نظر خود را تنها درست دانسته و نظر دانشمندان دیگر را باطل شمرده اند که این عمل موجب اختلاف نظر برخی از دانشمندان گردیده و عالم اسلام را از بهره مندی از دیدگاه های آنان محروم ساخته است و یکی از بارزترین دیدگاه های اختلافی، دیدگاه فقها و عرفا بوده است. در طول تاریخ خسارت بزرگی به حوزه اسلام وارد ساخته است و از بین آن ها دو شخصیت مهم وجود دارد که هر یک در حوزه خود از اهمیت خاصی برخوردارند. محمدتقی مجلسی در دفاع از عرفان آثار متعددی داشته و از جهت آنکه پدر محمدباقر مجلسی صاحب بحارالانوار می باشد و محمدباقر مجلسی نیز از او دفاع نموده، دارای اهمیت خاصی است و در مقابل او ملامحمدطاهر قمی که کتابی علیه تصوف نوشته و جواب محمدتقی مجلسی را باز پاسخ داده دارای اهمیت است و مسئله این مقاله است که چرا جامعه اسلامی قبل از صفویه نیز درگیر آن بوده است و موجب حکم اعدام بزرگانی همچون حلاج و عین القضاه و شیخ اشراق گردیده و هدف این مقاله نیز این است که با روش کتابخانه ای و توصیفی ، دلایل اختلاف آن ها را بررسی نموده و همچنین نقاط اشتراک این دو دانشمند را جستجو نماید برای آنکه ملامحمدطاهر قمی که کتاب علیه تصوف نوشته ولی بااین حال خود را عارف می داند. بانگاه ظاهرگرایانه و اخباری به تصوف پرداخته و روش نقد او برداشت ظاهری از مبانی و مفاهیم دینی بوده است ولی محمدتقی مجلسی به مباحث باطنی و تأویلی توجه داشته است و تصوف را منافی با اشتغال به فقه و اخبار و حدیث نمی داند. کلیدواژه ها: محمدتقی مجلسی، محمدطاهر قمی، شریعت، طریقت، حقیقت،
بررسی علل اخلاقی نزول عذاب در امت های پیشین از منظر قرآن کریم با تأکید بر دیدگاه علامه جوادی آملی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اخلاق وحیانی سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۳۵)
99 - 128
حوزههای تخصصی:
«نزول عذاب» یکی از سنت های خداوند است که نمونه های آن در برخی امت های گذشته که به تقابل با جریان هدایت انبیاء پرداخته اند، جاری شده است. عذاب ها به اقتضای شرایط، گونه های مختلفی داشته اند اما فرجام بد، شاخصه مشترک همه آنها محسوب می شود. از آنجا که این سنت همچنان می تواند جاری باشد، پرداختن به علل نزول عذاب در امت های پیشین ضروری خواهد بود. در این نوشتار با روش توصیفی-تحلیلی و با رویکرد اخلاقی به بررسی علت های نزول عذاب بر امت های گذشته با تاکید بر دیدگاه علامه جوادی پرداخته شده که شامل علل بینشی، علل گرایشی و علل کنشی می شود. نتایج این پژوهش مبتنی بر آیات و معارف قرآنی، علل اخلاقی نزول عذاب در حوزه بینشی مانند تصور خدایی داشتن و جهل به مقام نبوت را در برمی گیرد. در عرصه گرایشی مواردی همچون گرایش به پیشینیان و دنیاگرایی، انجام گناه و توبه نکردن، تعصب و لجاجت را می توان نام برد و در نهایت یازده شاخصه کنشی همانند شرک و کفر ورزیدن، تعجیل در عذاب، استکبار، تمایل و گرایش به گناه، زمینه های نزول عذاب را در امت های پیشین فراهم آورده است.
الگوی مدیریت بحران امام رضا (علیه السلام)(مطالعه موردی: مسئله ولایت عهدی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ رضوی سال ۱۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۰
41 - 68
حوزههای تخصصی:
اگر بحران را ترکیبی از فرصت و تهدید بدانیم بدون شک مسأله ولایتعهدی امام رضا علیه السلام یکی از بحرانهایی بوده است که ایشان با آن مواجه شدند. و مدیریت این بحران توسط امام رضا علیه السلام مدل و برنامه جامعی می طلبید که در آن بهترین بینش ها و روش های اداره و کنترل بحران لحاظ می شد که این مقاله در صدد تبیین آن در پاسخ به چیستی مدیریت بحران در مساله ولایتعهدی با روشی توصیفی – تحلیلی پرداخته است . در این مقاله ابتدا مطالبی پیرامون بحران و مدیریت بحران بیان گردیده و در بخش دوم جستجویی در باب مدیریت بحران در مسأله ولایتعهدی در سیره امام رضا صورت گرفته است. نتایج نشان می دهد که مدیریت بحران در سیره امام رضا را با عنایت به دو رویکرد تبیینی وتنذیری در سه بعد مدیریت قبل از بحران، مدیریت حین بحران ومدیریت بعد از بحران می توان طراحی کرد که در مرحله اول اقدامات مدیریتی از قبیل هشدار عمومی در جهت وقوع بحران، برنامه ریزی، ایمن سازی و شفاف سازی صورت گرفته است. در مرحله دوم اقدامات مدیریتی همچون تبدیل بحران به فرصت، اتخاذ تصمیم به موقع و روشنگری و اطلاع رسانی انجام شده و در مرحله سوم اقدامات مدیریتی مانند بهره وری بهینه در تبلیغ مذهب تشیع وبهروری بهینه از مناظرات انجام گردیده است . خاطر نشان می شود که مدیریت بحران توسط امام رضا(ع) در سه مرحله قبل از بحران،حین بحران و بعد از بحران با رویکردهای تبیینی وتنبیهی صورت گرفته است ؛ این مساله نشانگر توجه امام به تدابیر و اقدامات با چشم انداز تبیین معارف الهی ویادآوری وتنبه یاران و دشمنان است با اقداماتی که امام در مدت ولایتعهدی انجام دادند طرح مامون برای نابودی امامت ائمه (ع) منجر به شکست شد وامام (ع) با راهبردهای مناسب ،تشیع را به ساحل امن هدایت کردند
نقبی بر فراغت ارزشی علوم اجتماعی در سنت لیبرالیسم (و تأکید بر سنجه قرآنی)(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
اسلام و مطالعات اجتماعی سال ۱۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۴۸)
92 - 120
حوزههای تخصصی:
رابطه میان دانش و ارزش از مباحث عام و دغدغه آمیز درباره علم است. در رهیافت های علمی ناشی از جریان لیبرال ادعا بر این است که احکام اخلاقی نه تنها توان تنظیم کنندگی رفتارهای اجتماعی را ندارد بلکه موجب کژفهمی در مسیر دانش و درک حقایق است؛ زین رو تحلیل مشاهدات باید گرانبار از ارزش ها و توصیه ها باشد. این مهم اما در ادبیات اسلامی مورد تخطئه قرار گرفته و دانش و ارزش در زمره واحدی از کمال در نظام دانایی تلقی شده و توصیه یک زندگی بدون ارزش، یک سبک زندگی سرد و به معنای بی محتوا کردن آن دانسته شده است. مسئله پیوند قضایای توصیفی و تکلیفی که خاستگاهی جهان شناختی داشته و مربوط به نوع جهان بینی انسان ها و تابع درک ما از هستی و انسان است و نقد تک سویه نگری به انسان و هستی از اهداف اصلی این مقاله است که می کوشد ضمن الغاء این تمایزگذاری، ادعای عدم تجانس در علوم اجتماعی که از الزامات نگرش لیبرالیسمی به علم است را به چالش کشیده و سنجه دینی را در مواجهه با این دست از تأملات در روش تحلیلی توصیفی ارائه نماید.
بررسی سبک شناختی تذکیر و تأنیث اسم ها در آیات متشابه لفظی و تبیین معانی ضمنی آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تبیین اختلاف واژگانی در آیات متشابه قرآن کریم و مفاهیم هدفمند آن، از جمله مباحث علوم قرآنی است که بسیاری از تفاسیر از بیان نکات ادبی چنین تغییراتی غافل مانده اند، اما در برخی از تفاسیر و کتب معتبر حوزه قرآنی بدان اشاره شده است. تحلیل و بررسی صحیح واژگانی این دسته از آیات می تواند در رفع شبهه اختلاف و تناقض در آیات قرآنی مثمر ثمر باشد.آیات متشابه از حیث اختلاف در «تذکیر و تأنیث» شامل 8 مورد تشابه «اسمی» است. با توجه به گستردگی شواهد تشابه افعال و اسم ها در این حوزه، صرفاً تفاوت آیات متشابه در بحث «تذکیر و تأنیث» اسم ها در این جستار بررسی شده است و با تمرکز بر حکمت اختلاف واژگانی این پدیده زبانی، به روش توصیفی- تحلیلی حکمت اختلاف در مذکر یا مؤنث بودن آن اسم را تبیین نموده است. توجه به سیاق آیات، پیوند معنایی میان آیات همجوار در همان سوره، توجه به فهم معنایی قرآن به قرآن در کشف معنای این پدیده زبانی موثر است. اغراضی همچون ایجاز، توسع معنا، اطناب، تفخیم، بیان إفراد و تناسب لفظی از جمله اهداف بلاغی این سبک تفاوت در آیات مشابه لفظی به شمار می رود.
سبک شناسی آوایی آیات سکینه در قرآن کریم با تأکید بر آرای مفسران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مهم ترین جنبه های اعجاز قرآن کریم، اعجاز ادبی آن است که این امر موجب شده که قرآن کریم از دیرباز مورد توجه ادیبان و پژوهشگران ادبی و زبانی قرار گیرد. با رشد و گسترش مباحث زبان شناسی در حوزه های تئوری و کاربردی، دانشمندان و ادیبان اسلامی به ارزشهای این دانش پی برده و قوانین و شیوه های آن را با دقت مورد بررسی قرار داده و در پی اجرای آن در قرآن کریم به عنوان بلیغ ترین کلام برآمده اند. در راستای این هدف، در این نوشتار به تحلی ل سبک شناسانه آیات سکینه در قرآن کریم پرداخته شده است. این پژوهش برآن است تا با شیوه توصیفی تحلیلی و با استفاده از معیارهای سبک شناسی جدید در «سطح آوایی » آواهای سبک ساز و چگونگی انسجام اصوات «آیات سکینه» را بررسی نموده و کارکرد آواهای مجهور و مهموس در را با توجه به معانی مورد نظر تبیین و بسامد هر یک از آنها را در افاده معنا نشان دهد. نتایج گویای آن است که آواهای مجهور و مهموس با بیشترین بسامد، موسیقی درونی و تصویرسازی را تقویت نموده و معانی مورد نظر را به خوبی بازتاب داده اند. از این رو، در جایی که کلام نیازمند قاطعیت و صلابت است، حضور آواهای مجهور و در جایی که کلام نرمی و انعطاف سخن را ایجاب نموده، حضور آواهای مهموس به خوبی نمایان است.
تأثیر بیماری آلزایمر بر وجوب و صحت نماز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فقه و اصول سال ۵۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۴۱
139 - 169
حوزههای تخصصی:
آلزایمر از بیمارهای مغزی غیرقابل برگشت و شایع دوران بزرگ سالی است که به علت رسوب ترکیبات شیمیایی آسیب زا در ساختار سلول های مغزی پدید آمده و سبب اختلال در انتقال پیام های عصبی بین سلول ها و کارایی حافظه کوتاه مدت و سپس بلندمدت شده و بر ابعاد مختلف زندگی فردی و اجتماعی بیمار تأثیر گذاشته و توانایی ذهنی و جسمی وی را به مرور کاهش می دهد. با وجود شیوع، گستردگی و روند روبه رشد این بیماری، پژوهش های فقهی محدودی درباره تأثیر آلزایمر بر احکام و تکالیف شرعی افراد مبتلا به این بیماری انجام شده است. در این پژوهش که براساس روش توصیفی تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای صورت گرفته است، به بررسی و تحلیل فقهی تأثیر بیماری آلزایمر بر وجوب، صحت و ادای نماز از دیدگاه مذاهب اسلامی پرداخته می شود. حاصل بررسی ادوار هفت گانه آلزایمر آن است که از مرحله پنجم بیماری به بعد، علاوه بر آنکه بیمار شرط قدرت یعنی اراده، علم و آگاهی اش را از دست می دهد، شرط عقل را نیز دارا نخواهد بود؛ چراکه وی به حیات نباتی نزدیک شده و برای انجام کارهای روزمره خود نیازمند یاری اطرافیانش است، در این حالت بیمار علاوه بر آنکه اهلیت ادایش را ازدست می دهد، به تبع، مخاطب حکم تکلیفی نیز نیست.
بررسی انتساب «الإیضاح» به فضل بن شاذان و بازشناسی عنوان آن
حوزههای تخصصی:
انتساب کتاب «الإیضاح» به فضل بن شاذان نیشابوری (م. 260 ه ) یکی از مباحث بحث برانگیز در پژوهش های کلامی و تاریخی است. برخی از پژوهشگران با استناد به شواهد نسخه شناسانه و داده های آمده در کتاب، این انتساب را معتبر، و دسته ای دیگر از آنان در صحت آن تردید دارند. این اختلاف ها در حالی است که دو گزارش مهم یکی از کتاب تازه چاپ «مثالب النواصب» از ابن شهرآشوب (م. 588 ه ) و دیگری از کتاب «تفضیل الأئمه» حسن بن سلیمان حلّی (زنده در 802 ه ) نشان میدهد که با وجود برخی ابهامات انتساب کتاب ایضاح به فضل بن شاذان صحیح است. بررسی این نقل ها نشان می دهد که با وجود برخی ابهامات، انتساب کتاب «الإیضاح» به فضل بن شاذان با تکیه بر شواهد موجود، قابل دفاع است. جز این، با کمک این دو گزارش و شواهد نسخه شناسانه، به احتمال زیاد کتاب «الإیضاح» در گذشته با نام «التنبیه من الحیره و التیه» شناخته می شده و تغییر عنوان آن در طول زمان اتفاق افتاده است.
رویکرد فقهی در خصوص جرایم محیط زیستی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فقه جزای تطبیقی دوره ۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
201 - 211
حوزههای تخصصی:
یکی از وظایف مهم حکومت اسلامی تبیین و تدوین قوانین زیست محیطی است که علاوه بر تدوین قوانین بر اجرای آن نیز باید نظاره گر باشد و اقدامات لازم را قبل از این که خسارتی به وجود بیاید، انجام دهد. در اسلام هیچ فرد یا گروهی در هیچ سطحی اجازه ندارد به طریقی از منابع طبیعی بهره مند شود که رفاه دیگران را به خطر اندازد و یا نظم محیط زیست را برهم زند که مصداق این مفهوم را در اصل پنجاه قانون اساسی می توان یافت، قانون گذار انجام هر نوع فعالیتی را که بتواند سبب آسیب به محیط زیست شود را ممنوع دانسته است. هدف از پژوهش حاضر بررسی مؤلفه های تأثیرگذار در حفاظت از محیط زیست و جرایم محیط زیستی با تکیه بر اصول فقه است که با روش توصیفی تحلیلی مورد واکاوی قرار گرفته است. نتایج نشان می دهد یکی از موارد مهم برای حمایت و حفاظت از محیط زیست در داخل هر کشور و در صحنه بین الملل پایبندی به قراردادهای حفظ محیط زیست است، در اسلام نیز به اصل کلی عمل به عقود مبتنی بر قاعده اصاله الزوم تأکید شده که طبق این قاعده تمامی عهدها و قراردادهایی که در زمینه حمایت و حفاظت از محیط زیست چه در قوانین داخلی کشور و چه در قوانین بین المللی منعقد می شود، به عنوان تکلیفی برای دولت ها شناخته شده و تمامی عهدنامه ها و مقاوله نامه هایی که به تصویب مجلس رسیده باشد، طبق ماده 9 قانون مدنی در حکم قانون است.
میزان بهره گیری از آموزه های نظریه کنترل برای مقابله با جرایم رایانه ای در سیاست جنایی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فقه جزای تطبیقی دوره ۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
213 - 224
حوزههای تخصصی:
در نظریه کنترل، فرض بر آن است که انسان، در شرایط عادی و معمولاً مرتکب جرم می شود، مگر آنکه کنترل های درونی یا بیرونی مانع او بشوند، لذا آموزه های این نظریه، بیشتر بر مفهوم پیشگیری تأکید دارند. از آنجا که پیشرفت تکنولوژی، جرایم جدیدی، مثل جرایم رایانه ای را به دنبال داشته است، این پژوهش، سعی دارد با روش توصیفی تحلیلی و ابزار کتابخانه ای به بررسی جلوه های بهره گیری از آموزه های مبتنی بر پیشگیری نظریه کنترل در لایه های مختلف سیاست جنایی ایران بپردازد. یافته های پژوهش، نشان می دهد که سیاست جنایی تقنینی, وظیفه قانون گذاری در یک کشور است که درخصوص جرایم سایبری, قانون گذار در قوانین و مقررات مربوط, گاه به طور ضمنی و گاه به طور صریح به استفاده از تدابیر فنی جهت تحقق امنیت فضای سایبر پرداخته است. در سیاست جنایی مشارکتی, برای پیشگیری از جرم و مبارزه با آن از اسباب و وسایل مختلف دولتی و غیردولتی کمک گرفته می شود. در سیاست جنایی قضایی که در تصمیم ها و رویه های قضایی دادسراها و دادگاه ها منعکس می شود, قوه قضاییه با رویکرد پیشگیرانه درخصوص جرایم سایبری با کمک نهادهایی مانند مرکز ماهر (مرکز مدیریت امداد و هماهنگی عملیات رخداد) و مرکز آپا (مرکز آگاهی رسانه, پشتیبانی و امداد رایانه ای) و پلیس فتا فعالیت می نماید.
مشروعیت فقهی و حقوقی کفالت در قصاص در فقه مذاهب اسلامی و حقوق ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فقه جزای تطبیقی دوره ۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
1 - 17
حوزههای تخصصی:
کفالت در اموال، موضوعی اجماعی و محل اتفاق است که در فقه مذاهب اسلامی و حقوق ایران صحت و مشروعیتش تأیید شده است، اما کفالت در امور کیفری، مسأله ای بحث برانگیز و محل مناقشه می باشد. جستار حاضر با روش کتابخانه ای و به شیوه توصیفی تحلیلی، به تحقیق در مورد مشروعیت «کفالت در قصاص» می پردازد، بدین معنا که امکان استفاده از نهاد کفالت در مورد متهم یا محکوم به قصاص را از منظر فقه مذاهب اسلامی به داوری می نشیند. یافته های پژوهش نشان می دهد که «کفالت در قصاص» از منظر فقه مذاهب اسلامی خصوصاً امامیه، صحیح و مشروع است و قصاص، مشمول قواعدِ نافی جریانِ کفالت در حدود (نظیر لاکفاله فی الحد) نمی باشد. بر این اساس، به نظر می رسد ولی دم در قصاص می تواند در مقابل حق خود، قبولِ کفالت کند. قوانین ایران درباره جواز یا عدم جواز کفالت در قصاص، ساکت است و این مسأله در کتب حقوقی نیز چندان مورد بحث واقع نشده، لذا با استناد به اصل 167 قانون اساسی، مبنی بر لزوم مراجعه مقام قضایی به فتوای فقها در موارد سکوت قانون، می توان گفت حقوق ایران نیز این گونه کفالت ها را مشروع دانسته است. بنابراین به اختصار باید گفت: کفالت در قصاص، از منظر فقهی و حقوقی، مشروع و صحیح می باشد.
معیارهای احراز مصادیق حقوق بنیادین بشر در چارچوب نظام حقوق بشر بین المللی و اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فقهی حقوق بشر دوره ۲ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
19 - 36
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف : حقوق بنیادین بشر یکی از مفاهیم حساس در نظام حقوق بشر بین المللی می باشد که به صورت خاص در ادبیات نویسندگان حقوق بشر توسعه یافته است، اما آثار آن در حقوق بین الملل موضوعه تبلور یافته است. هدف از پژوهش حاضر تبیین معیارهای احراز مصادیق حقوق بنیادین بشر در چارچوب نظام حقوق بشر بین المللی و تعالیم اسلامی می باشد.
مواد و روش ها : این تحقیق از نوع نظری بوده و روش آن به صورت توصیفی تحلیلی با ابزار کتابخانه ای می باشد.
یافته ها : مصادیق حقوق بنیادین بشر دارای وصفِ «آمره» در نظام حقوق بشر بین المللی هستند و اساساً نقطه سرآغاز طبقه بندی هنجارها یا به تعبیری، سلسله مراتب هنجاری نظام حقوق بشر بین المللی محسوب می شوند. اما در رویکرد اسلامی به حقوق بشر، مصادیق حقوق بنیادین بشر، سلسله مراتب هنجاری در حقوق بشر اسلامی ایجاد ننموده است.
ملاحظات اخلاقی : در تمام مراحل نگارش پژوهش حاضر، ضمن رعایت اصالت متون، صداقت و امانت داری رعایت شده است.
نتیجه : معیار احراز مصادیق حقوق بنیادین بشر در نظام حقوق بشر بین المللی، «غیرقابل عدول بودن» می باشد؛ به تعبیری، آن دسته از مصادیق حقوق بشر که در هیچ شرایطی (ولو شرایط اضطراری) قابل تعلیق نمی باشند، مصداقی از حقوق بنیادین بشر محسوب می شوند. از طرفی، در رویکرد اسلامی، آن دسته از مصادیق حقوق بشر که نسبت به همه افراد اعم از مسلمان و غیرمسلمان قابل اعمال می باشند، حقوق بنیادین بشر محسوب می گردند.
بررسی فقهی و علمی اجزای حرام چهارپایان حلال گوشت
منبع:
فقه و حقوق نوین سال ۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۳
1 - 19
حوزههای تخصصی:
دین اسلام درباره جانوران احکامی مقرر نموده که از میانِ این احکام، چهارپایانی که اصالتاً و ذاتاً حلال گوشت هستند، اجزایی دارند که حتی بعد از تذکیه شرعی، مصرفشان جایز نیست. با توجه به ارتباط این مسئله با تغذیه انسان، توجه و تحقیق درباره این احکام ضروری محسوب می شود. پیشرفت علم جانوران در عصر حاضر سبب طرح پرسش های فراوانی درباره میزان ارتباط و موافق یا مخالف بودن یافته های علمی با این احکام گردید. پژوهش حاضر با روش توصیفی - تحلیلی در تلاش است تا دلیل حرمت برخی از اجزاء را از منظر فقه امامیه بیان نموده سپس در حدّ امکان با یافته های علمیِ موجود تطبیق و بررسی نماید.در این پژوهش چنین حاصل گردید که بعضی از این اجزا محل جمع شدن میکروب ها و عوامل دفعی چهارپایان بوده که غالباً برای انسان بیماری زا، و ارزش غذایی خاصی ندارند. همچنین به جهت خطر انتقال بیماری مشترک بین انسان و دام، ایجاد مشکلات گوارشی و به دلیل مسائل مختلف بهداشتی و به طورکلی در راستای دفع ضرر جسمانی مصرف آنها ممنوع اعلام شده است. البته این ممنوعیت به این دلیل نیست که این اندام ها بَد و پلید باشند بلکه تنها برای مصرف انسان غیرمناسب و ممنوع می باشند.
مسئولیت کیفری شهروندان در جرایم اخلاقی: رویکردی حکمت محور در فقه و حقوق اسلامی
منبع:
فقه و حقوق نوین سال ۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۳
1 - 11
حوزههای تخصصی:
نزدیکترین عنوان حقوقی در زمینهی انحرافات اجتماعی که در برخی از موارد بیشتر خانواده و زنان و در برخی از موارد دیگر آبرو و حیثیت و شخصیت افراد را تحت تأثیر قرار میدهد جرایم علیه اخلاقیات میباشد. با توجه به تأثیرپذیری حقوق کیفری ایران از دین اسلام و اداره جامعه بر اساس دین و همچنین اجرای واجب دینی امر به معروف و نهی از منکر در عرصهی اخلاق فردی و اجتماعی دارای آثار و احکام متفاوتی میباشد. مسألهی اصلی پژوهش حاضر اینست که مبنای مسئولیت کیفری شهروندان در جامعه اسلامی چیست؟ فرض نویسندگان پژوهش براین است که جوامع اسلامی در حوزهی جرایم اخلاقی که بیشتر توسط شارع تعیین شدهاند و مجازاتی برای آنها تعیین نشده به علم افراد به احکام توجه دارد به همینخاطر به صرف ارتکاب رفتار دارای مسئولیت میباشند. پژوهش حاضر با روش تحلیلی و توصیفی با بهرهگیری از منابع بر این یافته کلی است که مسئولیت افراد در جرایم اخلاقی بدلیل علم شهروندان به احکام شارع در صورت داشتن آزادی و اختیار آنها است و اینکه ریشه تعیین مسئولیت در حوزهی این جرایم در جوامع اسلامی جلوگیری از بزه دیده شدن افراد میباشد.
Characteristics of Competent Managers in the Letters of Nahj Al-Balāghah with an Emphasis on Spencer’s Model(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
pure life, Volume ۱۲ , Issue ۴۲, Spring ۲۰۲۵
1 - 20
حوزههای تخصصی:
SUBJECT & OBJECTIVES: The appointment of executive and administrative officials constitutes one of the most critical and necessary duties of an Islamic government, as the persistence of a system and government is contingent upon the competency of its agents. Should organizations be led by competent managers, the quality of organizational activities will be enhanced, given that appointing competent managers significantly influences the promotion of societal behavior and Islamic values, fosters trust between the populace and the rulers, and facilitates the resolution of social problems. METHOD & FINDING: Reflecting to both the internal and external competencies of managers during their selection is imperative. This study seeks to elucidate the concept of competency, models of competency, and the significance of meritocracy within Islamic management. Furthermore, it analyzes the criteria for appointing competent managers with reference to the letters of Imām ʿAlī to His agents, employing a descriptive-analytical methodology and utilizing Spencer’s model. This process culminated in the design of a logical model of managerial competency derived from Imām ʿAlī’s teachings. CONCLUSION: The results indicate that managerial competencies, from the perspective of Nahj Al-Balāghah's letters, can be categorized into five components based on Spencer and Spencer's model: knowledge, skill, self-concept dimensions, personal traits, and motivation. These competencies were subsequently classified into two dimensions: hard and soft. Hard competencies encompass experience and expertise, reasoning, discipline, consultation, creating welfare, and communication with people. Soft competencies, characterized by an internal aspect in management, include self-control, justice, control and supervision, patience, humility, trustworthiness, honesty, adhering to the rights, and serving.
Critical Examination of the Murji'ah Doctrine on the Separation of ‘Faith’ and ‘Deed’ with Emphasis on the Quranic Style of Rhetorical Taṣrīf(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
pure life, Volume ۱۲ , Issue ۴۲, Spring ۲۰۲۵
21 - 44
حوزههای تخصصی:
SUBJECT & OBJECTIVES: Despite the rich background of discussions on the relationship between Īmān (faith) and ‘Amal (deed) in Islamic theological, exegetical, and ethical texts, this relationship has rarely been explored from a linguistic and stylistic perspective—particularly through the lens of Taṣrīf (semantic diversification) in the Quran. Pre-modern scholarship on Islamic doctrinal movements, notably the Murjiʾa, has predominantly engaged in theological and content-based analysis of their central tenet: the conceptual decoupling of faith from religious deeds. However, the lack of research into the Quran’s rhetorical representation of this relationship opens a new lens for examining faith and deed as a conceptual and linguistic continuum within the divine text. METHOD & FINDING: This study employs an analytical-comparative methodology to critically examine the doctrinal separation of faith and deed. Numerous Quranic verses emphasize the inseparable connection between faith and righteous deed. These two concepts are frequently mentioned together within the Quran, leading to the conclusion that faith and righteous deed are interdependent in the Quranic perspective. Faith without deeds is merely a verbal claim, i.e., its true realization is only possible through righteous deeds. CONCLUSION: Employing an innovative method of linguistic inference based on the Quranic style of Taṣrīf, this study demonstrates that even through the analysis of verses from the perspective of Taṣrīf techniques, one can discern the fundamental interconnection and coherence between faith and deed. Moreover, examining the verses related to faith and deed in light of rhetorical Taṣrīf reveals new layers of this relationship—most notably, the elevated reflection of action over faith, showing that action is not merely a function of faith, but in certain contexts, it also serves as the very means through which faith is manifested, strengthened, and actualized.
متعلَق حدوث جسمانی نفس در فلسفه ملاصدرا و شارحان وی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خردنامه صدرا دوره ۳۰ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۱۲۰)
109 - 122
حوزههای تخصصی:
نفس شناسی یکی از حوزه های مهم فلسفه اسلامی است که در بسیاری از مسائل هستی شناسی و معرفت شناسی، نقشی اساسی و سازنده دارد. حدوث جسمانی نفس که نخستین بار توسط ملاصدرا در مقابل دیدگاه حکمای مشاء، یعنی حدوث روحانی نفس در ابتدای تعلق به بدن، مطرح شد، با چالشها و ابهاماتی مواجه گردید. شارحان آثار ملاصدرا درصدد رفع این ابهامات برآمده اند. مقاله پیش رو که با رویکرد توصیفی تحلیلی نگاشته شده، در پی این پرسش اصلی است که متعلق حدوث جسمانی نفس در فلسفه ملاصدرا و شارحان وی کدام مرتبه از نفس است؛ نباتی، حیوانی یا ناطقه؟ در پاسخ باید گفت: نفس ناطقه متعلق حدوث جسمانی است نه نفس نباتی یا حیوانی؛ با این استدلال که از باب تعرف الاشیاء باضدادها، نظریه حدوث جسمانی صدرایی در مقابل نظریه حدوث روحانی مشائی مطرح شده و ازآنجاکه نزد فلاسفه مشائی متعلق حدوث روحانی، نفس ناطقه است، پس باید در نظام فلسفی ملاصدرا نیز متعلق حدوث جسمانی، نفس ناطقه باشد. ملاصدرا در برخی از آثار خود نیز بصراحت بدان اذعان کرده است. استقصای انتقادی نظریه ملاصدرا در آثارش درباره متعلق حدوث جسمانی نفس، طرح اختلاف نظر شارحان و بررسی این اختلافات ساختار این مقاله را تشکیل میدهد.
وجود نامحدود خدا از دیدگاه اهل بیت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
الهیات تطبیقی سال ۱۶ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۳۳)
163 - 182
حوزههای تخصصی:
بیشتر اندیشمندان اسلامی خداوند را نامحدود می شمارند؛ اما در تفسیر نامحدودبودن او اختلاف دارند و هر یک دیدگاه خود را به دین اسلام نیز نسبت می دهند. عدم تناهی معناهایی گوناگون مانند عِدّی، مُدّی، شِدّی و سِعی دارد که هر یک از گروه های فکری برخی را می پذیرند و برخی را نفی می کنند. به راستی، دیدگاه اسلام در این باره چیست؟ پژوهش پیشرو با روش توصیفی تحلیلی می کوشد سخنان اهل بیت (ع) را درباره وجود نامحدود خدا بررسی کند و دیدگاه ایشان را، به عنوان برترین حکیمان روزگار، به دست آورد. مهم ترین دستاوردهای پژوهش از این قرار است: اهل بیت (ع) وجود نامحدود خدا را قریب به بدیهی می دانند و انکار آن را به معنای انکار خداوند می شناسند. ایشان محدودبودن را ملازم با مخلوق بودن می دانند و توحید ناب را بر عدم تناهی استوار می کنند. همچنین، برهانی بر وجود نامحدود خدا برپا کرده اند که همانندی در متون فلسفی ندارد. بیشتر این نکته ها در نگاه نهایی ملاصدرا نیز دیده می شود که این نکته هم خوانی کلان نگاه عرفانی صدرا با دیدگاه اهل بیت (ع) را نشان می دهد.
بررسی سیاست کیفری تقنینی ایران و ترکیه در قبال قاچاق انسان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فقه جزای تطبیقی دوره ۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
117 - 127
حوزههای تخصصی:
قاچاق انسان یکی از معظلات فراروی ایران و ترکیه است. همین امر بررسی سیاست کیفری تقنینی دو کشور در مواجهه با قاچاق انسان را به یک ضرورت مبدل ساخته است. بر همین اساس هدف مقاله حاضر بررسی سیاست کیفری ایران و ترکیه در قبال این پدیده است. این مقاله توصیفی تحلیلی است و با استفاده از روش کتابخانه ای به بررسی سؤال مورد اشاره پرداخته است. یافته های نشان می دهد که در حقوق ایران قانون گذاری در زمینه قاچاق انسان با خلأ هایی مواجه است: درخصوص جرم انگاری خاص کودکان، قانون ویژه ای وضع نشده و در حمایت از بزه دیده گان اقدامی صورت نگرفته است، ضمن این که جرم و مجازات تناسب لازم را ندارد. علاوه بر این، با اولویت دادن قانون مجازات اسلامی بر قانون مبارزه با قاچاق انسان، عملاً جرم قاچاق را زمانی می پذیرد که عدم وقوع سایر جرایم کاملاً احراز شود. چنین رویکردی برای کشوری چون ایران که در معرض قاچاق گسترده انسان است، دلیل منطقی قانع کننده ای به نظر نمی رسد. در ترکیه، قانون گذار علاوه بر سیاست کیفری تقنینی، سیاست کیفری مشارکتی را هم اتخاذ کرده است. درواقع، ترکیه از تدابیر غیرکیفری نیز بهره برده است.