فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۳۰۱ تا ۲٬۳۲۰ مورد از کل ۸۲٬۵۵۱ مورد.
حوزههای تخصصی:
موقعیت گذرگاهی تولید کننده قدرت است .به تبع تولید قدرت در عرصه های مختلف،امنیت شکل می گیرد .موقعیت ؤئوپلیتیکی به وضعیتی اطلاق می گرددکه رقابت قدرتی در ارتباط با فضای جغرافیایی بین بازیگران ژئوپلیتیکی در جریان باشدچنانچه بازیگران ژئوپلیتیکی در رقابت با یکدیگر بتوانند مزیت مورد نظر خود را جذب نمایند از برتری ژئوپلیتیکی نسبت به دیگر بازیگران برخوردار شده و بر امنیت ملی خود خواهند افزود. در این پؤوهش به نقش موقعیت ژئوپلیتیکی ایران از نوع گذرگاهی در ارتباط با خطوط هوایی پرداخته است. موقعیت جغرافیایی ایران می تواند به عنوان کوریدورهای هوایی جهانی نقش افرینی نماید ولی تاکنون این مزیت فراوری نشده و رقبای منطقه ای ان را نصیب خود کرده اند . پژوهش حاضر با موقعیت کنونی حمل و نقل هوایی و کوریدورهای فعال، به ظرفیت های کنونی سرزمین ایران پرداخته است. در این مقاله روش تحقیق داده ها توصیفی تحلیلی است و شیوه گرداوری داده ها اسنادی کتابخانه ای است. نتایج تحقیق نشان می دهد که موقعیت ژئوپلیتیکی ایران تا کنون نتوانسته است موجب تولید قدرت وبه تبع ان امنیت ملی گردد. چنانچه این موقعیت با توجه به ظرفیت های جغرافیایی ایران فراوری گردد می تواند در تولید قدرت و امنیت ملی تاثیر گذار گردد .
رقابت ژئواکونومیک در اقتصاد دیجیتال خلیج فارس: مطالعه موردی عربستان و امارات متحده عربی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دولت نقشی راهبردی و اساسی در توسعه دارد. کارگزاران موفق توسعه تنها دولت های توسعه گرا و کارآمدی هستند که با به کارگیری ابزارها و سیاست های مختلف سعی می کنند کشور را بدین مقصود برسانند. قطر نیز به عنوان یک بازیگر مهم در سیاست منطقه ای و بین المللی ظهور یافته و توانسته موفقیتی چشمگیر در زمینه توسعه اقتصادی، اجتماعی و انسانی به دست آورد و به یکی از ثروتمندترین کشورهای جهان با سطح درآمد سرانه بالای جهانی تبدیل شود. بدین ترتیب این سؤال مطرح می شود که دولت قطر چه نقشی در روند توسعه این کشور داشته است؟ مفروض پژوهش این است که مطابق با الگوی دولت توسعه گرا، دولت توانسته با استراتژی و برنامه های توسعه ای مختلف، در پیشرفت قطر نقشی مؤثر داشته باشد. پژوهش حاضر با روش توصیفی- تحلیلی و با تأکید بر دیدگاه آدریان لفت ویچ، چنین نتیجه می گیرد که دولت در این کشور به رهبری شیخ حمد آل ثانی و سپس شیخ تمیم از ویژگی های الگوی دولت توسعه گرا چه در سیاست داخلی و چه در سیاست خارجی برخوردار بوده است و با راهبردهای اقتصادی، پولی، تجاری، آموزشی و سرمایه گذاری مختلف توانسته مسیر توسعه اقتصادی و انسانی در این کشور را هموار کند و به پیشرفت های چشمگیری دست یابد.
تطبیق مسیح در روایات اسلامی با تأکید بر نقد دیدگاه امیر معزی
حوزههای تخصصی:
منجی گرایی یکی از مفاهیم بنیادی در ادیان ابراهیمی است که در دین اسلام این باور با اعتقاد به ظهور حضرت مهدی (ع)، جلوه ای برجسته پیدا کرده است. با این حال برخی از پژوهشگران، مانند محمدعلی امیرمعزی دیدگاه متفاوتی را از این عقیده در اسلام مطرح کرده اند. وی با استناد به برخی روایات اسلامی، مصادیق مختلفی چون حضرات عیسی، محمد، علی و مهدی و حتی عمر را به نام مسیح یعنی منجی آخرالزمان برشمرده و تأکید بر منجی بودن امام علی (ع) در اعتقادات مسلمانان نخستین دارد. این مقاله با روش تحلیلی - انتقادی به بررسی دیدگاه های امیرمعزی درباره منجی در اسلام می پردازد. یافته های این پژوهش نشان می دهد که بخشی از استدلال های امیرمعزی بر اساس تفاسیر خاص و انتخاب گزینشی از متون دینی استوار است. این پژوهش با استناد به روایاتی که در نظر علمای اسلامی معتبر شناخته شده است، نشان می دهد که جایگاه منجی در اسلام، بر خلاف دیدگاه امیرمعزی، بر محور حضرت مهدی (ع) استوار است.
Revisiting the Proofs for the Existence of God: A Comparative Study of Western and Islamic Perspectives
منبع:
Theosophia Islamica, Vol ۵ ,No ۱, Issue ۷, (۲۰۲۵)
183 - 220
حوزههای تخصصی:
This study employs a descriptive-analytical method and a critical comparative approach to examine, critique, and compare the proofs for the existence of God in Western and Islamic philosophy. The introduction clarifies the meaning of proof and distinguishes it from faith and reasoning. It then outlines key concepts necessary for a deeper understanding of the proofs for God’s existence, including the role of Western and Islamic philosophers in shaping these arguments, the distinction between horizontal and vertical proofs in Western and Islamic traditions, and the empiricist and rationalist approaches to these arguments in both intellectual traditions. Following this foundation, the article systematically analyzes four categories of arguments for God's existence: ontological, cosmological, teleological (design), and moral arguments, as presented by Western thinkers. These arguments are then examined and critiqued based on the principles of Islamic philosophy. Throughout the discussion, the study highlights how misunderstandings or misinterpretations of key concepts and rational principles unique to Islamic philosophy—particularly in general and special metaphysics—have contributed to certain misapprehensions in the history of Western philosophy regarding proofs for God’s existence.
Ethics and Sustainable Peace with an Emphasis on the View of Hans Küng
منبع:
Theosophia Islamica, Vol ۵ ,No ۲, Issue ۷, (۲۰۲۵)
147 - 181
حوزههای تخصصی:
The imposed wars and current aggressions in the Middle East and the world increasingly necessitate the need for sustainable peace and ethics in society (Statement of the Problem) Kant, by creating the Copernican Revolution, completely changed the perspective in ethics and practical reason. By believing in the formulation of law and equality in society, he considers the establishment of a sustainable peace possible. In fact, according to his Copernican view, we should no longer wait for the ethical foundations and peace from the heavens; rather, it is necessary to reach a global agreement for establishing a lasting peace in the world, with an emphasis on the foundations of human rights and ethical and religious pluralism. Hans Küng, inspired by Kant's moral philosophy, and while adopting a critical approach to it, seeks to find the common ethical frameworks among religions and thereby facilitate the possibility of mutual understanding and peaceful coexistence among religions (Research Findings) Therefore, this research has explained this important matter using a qualitative and analytical method (Objective and Method)
تحلیل روشمند ادعاهای انتحال در حوزه فلسفه اسلامی: دفاع از اصالت آثار علمی و رعایت اخلاق پژوهشی
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۶ مرداد و شهریور ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۲۱۳)
561 - 607
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی ادعاهای مطرح شده در مقاله «مکتب خدریه؛ مروری بر ابتذال کم سابقه در پژوهش» می پردازد که اتهاماتی نظیر انتحال علمی و تخلفات پژوهشی را علیه آثار اینجانب در سه بخش (مقدمه، مقالات/ کتاب ها و حقوقی)، مطرح کرده است. مسئله اصلی، ارزیابی اعتبار این اتهامات و دفاع از اصالت آثار در چارچوب اصول اخلاق پژوهشی است.
روش تحقیق مبتنی بر تحلیل روش شناختی، محتوایی، ارجاعی و قانونی با استناد به آیین نامه های وزارت علوم، تحقیقات و فناوری (مصوب ۱۳۹۸)، منشور اخلاق پژوهش و استانداردهای بین المللی COPE و ICMJE است. یافته ها نشان می دهد که ادعاهای انتحال فاقد مستندات معتبر، شفافیت روشی و انسجام علمی بوده و بر تعمیم های غیرمستند استوار است. این مقاله ضمن رد اتهامات، بر لزوم رعایت اصول اخلاقی در نقد علمی تأکید کرده و پیشنهاد می دهد بررسی های مشابه برای آثار همه پژوهشگران انجام شود تا گفتمان علمی در ایران تقویت گردد.
تبیین نسبت «روح» و «امر الهی» در تجربه نبوی: مطالعه تطبیقی قرآن کریم و کتاب مقدس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تفسیر تطبیقی سال ۱۰ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۹
10 - 41
حوزههای تخصصی:
«امر الهی» در قرآن کریم، مرتبط با وحی و «روح» نیز امری از سوی خداوند است. آیات ناظر به روحِ مرتبط با وحی، مفهوم امر را روشن می کند و به این پرسش پاسخ می دهد که بین «امر» در مصداق وحی با «روح» به معنای امری از سوی خداوند چه رابطه ای برقرار است و همچنین نقش آن در تجربه نبوی و حالات معنوی نبی، مانند معراج چیست. با توجه به کاربردهای مشابه واژه امر و روح در برخی از فرازهای کتاب مقدس و نقش آن در تجربیات روحانی انبیاء، مقایسه تطبیقی آن با قرآن کریم و ارتباط روح و امر در مقوله وحی وضوح بیشتری می یابد. این پژوهش با نگاهی درون متنی بر قرآن و کتاب مقدس با روش مقایسه تحلیلی، ضمن یافتن رابطه امر الهی با روح، نسبت آن را با کیفیت دریافت وحی می سنجد. بر پایه این پژوهش مشخص می شود یکی از کاربردهای واژه روح در معنای امر الهی، همان وحی است. همچنین به واسطه حقیقت روح در کاربردی همسو با وحی، تجربیات معنوی نبی مانند معراج میسّر می گردد. این نتیجه میان قرآن و کتاب مقدس مشترک است.
بررسی عامل ارجاع در مناجات شعبانیه بر اساس نظریه هالیدی و رقیه حسن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دعاپژوهی سال ۵ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۸
104 - 126
حوزههای تخصصی:
انسجام یک مفهوم معنایی است که به روابط موجود در یک متن می پردازد و بین اجزاء متن پیوستگی برقرار می کند. متن فقط از یک یا چند عنصر یا جمله که معنای مشخصی دارند، به وجود نیامده است، بلکه در درون متن روابطی بین جمله ها وجود دارد که موجب می شود خواننده پیام یک متن را به آسانی درک کند. هالیدی و رقیه حسن در سال 1976 م اثر مشترکی به نام (انسجام در زبان انگلیسی) منتشر کردند که در آن به بررسی پیوند بین اجزاء یک متن پرداختند. این دو زبان شناس، عواملی را که باعث انسجام یک متن می شود، به سه دسته عوامل انسجام دستوری (ارجاع، حذف و جایگزینی) واژگانی (تکرار و با هم آیی) و پیوندی (افزایشی، علّی، تباینی و زمانی) تقسیم کردند. مناجات شعبانیه از جمله دعاهایی است که اجزای آن، چنان به هم مرتبط هستند که یک جریان پیوسته از تضرع، توحید، و درخواست از خدا را تشکیل می دهند و هر فراز از دعا، با فرازهای قبلی و بعدی خود ارتباط معنایی دارد و در نهایت، یک تصویر کلی از رابطه انسان با خدا را به نمایش می گذارد. در این پژوهش که به روش توصیفی تحلیلی انجام شده، عامل ارجاع به عنوان یکی از عوامل انسجام بخش دستوری در این مناجات، مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که ضمیر، اسم اشاره و اسم موصول به صورت ماهرانه به عنوان ابزاری برای ایجاد پیوستگی معنایی، تاکید بر مفاهیم کلیدی و تقویت ارتباط عاطفی در این مناجات به کار رفته اند.
الگوی زیست اخلاقی بر اساس دیدگاه فیلسوفان اخلاق اسلامی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
اخلاق پژوهی سال ۸ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۲۸)
91 - 112
حوزههای تخصصی:
زیست اخلاق اسلامی ، نیازمند واکاوی دقیق مبانی نظری و عملی است تا در مواجهه با چالش ها ، پاسخ گو ی زیست اخلاقی و انسانی باشد . هدف این مقاله ، تجمیع و تحلیل مبانی زیست اخلاق اسلامی بر اساس قرآن ، سنّت و تحلیل دیدگاه های برخی از اندیشمندان معاصر در اخلاق اسلامی است . به همین جهت پژوهش حاضر با روش تحلیل مضمون و با رویکرد کیفی و تطبیقی ، ضمن استخراج مضامین بنیادین از منابع اصلی و دیدگاه های اندیشمندان معاصر در اخلاق اسلامی به تحلیل آنها پرداخته و به این یافته ها رسیده است که توحیدمحوری ، عقلانیت ، فطری و همگانی ، اصالت روح ، اختیار ، کرامت ، نیّت الهی ، محبّت ، جاودانگی اخلاق ، پیوستگی نظام مند ابعاد اخلاقی ، تربیت تدریجی ، اخلاق ؛ راه تقُرب به خدا ، تأثیر فعالیت جنود الهی و شیطانی در زیست اخلاقی ، و توجه امکان به زنگار نفس ، مهم ترین مبانی زیست اخلاق اسلامی هستند که در تقسیم بندی نهایی در قالب معرفت شناختی ، هستی شناختی ، جهان شناختی و انسان شناختی مدل سازی شدند ، نیز در الگوی مورد نظر ، مبانی اخلاقی با تحلیل سه ساحت بینش ، گرایش و رفتار و تقسیم بندی بر این اساس ، ارائه گردید که پیوند نظری و عملی مبانی ، و جامعیت ، پویایی و قابلیت انطباق مبانی را در زیست اخلاقی نشان می دهد.
The role of faith in human happiness in Allamah Tabatabaei’s point of view(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ فلسفه اسلامی سال ۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
5 - 28
حوزههای تخصصی:
Human happiness is one of important philosophical and theological discussions among thinkers and is the goal of every man who seeks it consciously or not, and explains and identifies it according to his view. Thinkers have not treaded the same course in their understanding of happiness. Some have perceived it to be material pleasures, some spiritual-intellectual and some a combination of the two. Allama Tabataba'i has defined happiness of everything as its attainment to its existential good thereby enjoying it. He has defined happiness for humankind as Divine proximity and approximating the Absolute Reality, and has defined the human ultimate perfection as "wilaya". He considers faith to be of the type of knowledge and practical observance, and highlights it in attainment to happiness. This study, by a descriptive-analytic method, led to the conclusion that happiness in Allama Tabatabaei's view consists in "Divine proximity" and attainment to "wilaya", the nearset way to reach this position is soul knowledge and faith is the most important element in realization of human happiness.
نقش پارادایم های تاریخی موسیقی و جریان فتوّت در روایات منع موسیقی، بررسی موردی: روایت «لَا تَدْخُلُ الْمَلَائِکَهُ بَیْتاً فِیهِ خَمْرٌ أَوْ دَفٌّ أَوْ طُنْبُورٌ أَوْ نَرْدٌ وَ لایُسْتَجَابُ دُعَاؤُهُمْ وَ یَرْفَعُ اللَّهُ عَنْهُمُ الْبَرَکَه»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تاریخ اسلام سال ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۴
67 - 92
حوزههای تخصصی:
در طول تاریخ، موسیقی یکی از عمده موضوعات قابل توجه بوده است. از دوران پیش از اسلام تا قرن ششم، گفتمان های مختلف دینی و اجتماعی حول موسیقی شکل گرفته اند و هرکدام به نحوی به تعامل یا تقابل با موسیقی برخاسته اند. مقاله حاضر در صدد پاسخگویی به این سوال است که چگونه جریان های تاریخی، باعث غلبه روایات منع موسیقی در احادیث شده است؟ با توجه به نیازهای مختلف بشر در ابعاد اجتماعی و حکومتی به موسیقی سالم، چرا تنظیم کاربری صحیحی از موسیقی توسط ائمه(ع) صورت نگرفته است؟ روایات منع موسیقی و آلات آن نظیر «لاَ تَدْخُلُ اَلْمَلاَئِکَهُ بَیْتاً...» ناظر بر کدام بوم حدیثی و گفتمان تاریخی صادر شده اند؟ نتایج این پژوهش که با روش توصیفی-تحلیلی و تبارشناسی متنی و سندی روایات گردآوری شده است، نشان می دهد که گزارش ورّام بن ابی فِراس (605 ه.ق) از روایت مزبور، به دلیل ارسال در سند فاقد اعتبار است. تقابل گفتمان فقهاء و محدثان با جریان هایی نظیر فتوّت نمونه ای از منع کاربری ناسالم موسیقی و عدم تنظیم صحیح کاربری موسیقی در تاریخ اسلام است.
سرزمینِ دَشی (Dashi) و امپراتوری تانگ؛ مناسبات سیاسی دربار تانگ با خلفای اسلامی در چهار قرن نخست قمری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تاریخ اسلام سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۵
45 - 72
حوزههای تخصصی:
دوره حکومتِ تانگ در چین، همزمان با طلوع و ظهور اسلام، شاهد تعاملات سیاسی مهمی میان این دو تمدن بود. روابط سیاسی میان دربار تانگ وخلافت اسلامی درغرب آسیا، به ویژه درچهارقرن نخست هجری، حائز اهمیت است.مورخان تانگ خلفای عرب را«شاه دَشِی» مینامیدند. بررسی متون کلاسیک چین، ابعاد نوینی از این روابط را آشکار میسازد که تاکنون در پژوهش های ایرانی کمتر مورد توجه قرار گرفته است. درحالیکه چین پس از قرن ها به یکپارچگی رسیده بود، سقوط ساسانیان وظهورخلافت اسلامی، نگرانی هایی را برای حاکمان تانگ ایجاد کرد؛ زیرا گسترش نفوذ اعراب در آسیای میانه، منافع چین را تهدید میکرد. این مقاله به بررسی گزارش های چینی درباره خلافت اسلامی و تحلیل مناسبات خلفای اسلامی با دربار چین می پردازد. نویسندگان معتقدند که روابط رسمی از زمان خلافت عثمان آغاز و به تدریج گسترش یافت.حاکمان تانگ با اتخاذ سیاست های گوناگون، سعی در مهار اعراب و حفظ منافعشان در آسیای میانه داشتند.
معناشناسی واژه «القی» باتکیه بر مؤلفه های معنایی واژگان «افکندن» در قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از راه های فهم آیات قرآن کریم، مطالعه و بررسی معناشناسی واژگان آن است. مطالعات معناشناسی آیات و واژگان قرآن کریم ضمن ارائه راهکارهای نظام مند و تعریفی دقیق از مفاهیم مورد مطالعه و همچنین تبیین جایگاه آنها در میان سایر مفاهیم قرآن، لایه ها و بطن هایی جدید از آن مفهوم را روشن می کند و در عمق بخشیدن به معناهای مستخرج از آیات قرآن نقش مهمی دارد. پژوهش حاضر با هدف کشف و ارائه تصویری از سطوح و معنای لایه های مختلف واژه ألقی، به استخراج مولفه های معنایی ، مترادف ها و مفاهیم مرتبط با این واژه در آیات قرآن کریم و به روش تحلیلی_کتابخانه ای پرداخته است. پس از بررسی مفهوم لغوی واصطلاحی واژه ،حوزه های معنایی آن در قرآن شامل انداختن و افکندن، مجذوب کردن، فراگرفتن، جعل و آفریدن، نازل شدن از جانب خدا و قرعه انداختن به دست آمد. همچنین برآیند بررسی مفاهیم مترادف با ألقی نشان می دهد که این واژه با واژگان قذف، نبذ، اکتسب و اخذ رابطه معنایی دارد. واژه القی با توجه به شبکه معنایی خود با کلمات متعددی همنشین است. مانند: موسی، عصا، رواسی، ارض، کل زوج و انبتنا و رابطه هر کدام با القی مورد بررسی قرار گرفته است.
قلب به مثابه مرکز حکمت و ادراک: پژوهشی در قرآن و تورات(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اگرچه همه اعضای بدن در ادراکات حضوری و شهودی سهم دارند، قلب به عنوان شگفت انگیزترین ساحت وجودی انسان، محور اصلی حکمت و معرفت تلقی می شود. قلب، آیینه ای تمام نما از هویت انسان و جایگاه ارتباط با روح است که رفتارها و انتخاب های او را شکل می دهد. در متون حکمی تورات، قلب کلیت وجود انسان (جسم و روح) را دربرمی گیرد و جایگاه نفس محسوب می شود، حال آنکه در قرآن، قلب فاقد مفهوم آناتومیک صرف است و بیشتر به مفاهیمی چون تفکر، ایمان و عواطف نسبت داده شده است. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی به بررسی تطبیقی کارکردهای قلب در این دو سنت دینی می پردازد. یافته ها نشان می دهد در تورات، قلب گاه مرکز عواطف و گاه مرتبط با عقل و حکمت است، در حالی که در قرآن، قلب به مثابه مرکز فهم، ایمان و تصمیم گیری های اخلاقی عمل می کند. همچنین، در هر دو متن، قلب محل آزمون الهی و عرصه کشمکش میان نیکی و بدی است، اما قرآن با تأکید بر ارتباط قلب با شریعت، بعدی فراتر از حکمت توراتی ارائه می دهد.
گرایش به تشیع آیینی در میان صوفیان آناتولی و نقش آن در پیوند تصوف و تشیع(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
تاریخ اسلام سال ۲۶ تابستان۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۰۲)
192 - 169
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش، بررسی فرایند شیعی گری عشایر ترک زبان آسیای صغیر و قرائت نخبگان صوفیان منطقه آناتولی از مذهب تشیع و اشاعه تشیع مناسکی- آیینی در جامعه آناتولی در قرون 6 تا 10 هجری قمری و تأثیر آن در پیوند تعالیم تشیع و تصوف می باشد. این تحقیق، با استناد به شیوه رایج در پژوهش های حوزه علوم انسانی و تاریخ یا مطالعات توصیفی تحلیلی، نگارش و تدوین یافته است و برآن است تا به بررسی رابطه گرایش های صوفیانه با شعائر و مناسک شیعه و تأثیر آن در شیعی گری علویان آناتولی بپردازد؛ امری که پژوهشگران در بحث پیوند تشیع و تصوف، کمتر بدان پرداخته اند. یافته های پژوهش نشان می دهد که عواملی چون: تأثیر فرهنگ ایران بر آسیای صغیر، هم زمانی پیوند تشیع آیینی و تصوف در قرون 8 و 9 ق/13 و 14م، و به ویژه نگرش و کنش خاص مذهبی عشایر ترک زبان منطقه، باعث شد تا با تثبیت فرایند اسلام پذیری، صوفی گرایی متمایل به برخی مناسک شیعه، به عنوان نوعی بینش مذهبی در بین ساکنان آناتولی رواج یابد؛ نحله ای که پس از ایلغار مغولان، وجه بارز دیانت به بخشی از اهالی خطه آسیای صغیر تبدیل شد. یکی از عوامل مؤثر گسترش تشیع غیرفقاهتی در آناتولى، گسترش طرایق صوفیانه و در آمیختن تعالیم آنها با عقاید غالیانه شیعى بود. در واقع، از قرن ششم به بعد، تحت تأثیر نگرش بدوی و عوامانه عشایر ترکمان آناتولى و فقدان جای گیری کانون های علمی و فرهنگی تشیع در آناتولی، طریقت هاى صوفیانه متعددى با عقاید التقاطی به وجود آمدند و در آنها گونه اى از اسلام تبلیغ مى شد که با آداب و عادات کهن مذهبی قبایل سازگارى داشت و در مقابل نظام سنّتى اسلام و شریعت و قرائت عالمانه و فقاهتی تشیع قرار می گرفت. صرف نظر از علت نامگذاری شیعیان آناتولی به نام علویان، از آنجا که شیعی گری ساکنان ترک زبان آناتولی در طیّ قرون میانه اسلام، متأثر از عقاید باطنی و آموزه های صوفی مشربانه و مغایر با فقه جعفری بوده، بنابراین، علوی گری شیعیان این منطقه، بر محوریت امام علی(ع) و تفسیر و تصویری که صوفیان متشیع از آن امام به طوایف آسیای صغیر ارائه کرده اند، مبتنی بوده است. شایان توجه است که بعد از استیلای عثمانی بر آسیای صغیر و با قطع ارتباط علمی بزرگان شیعه آناتولی با کانون های فقه و حوزه های علمیه تشیع، فرصت بهره مندی علویان از معارف اهل بیت(ع) و تقویت مبانی اندیشه شیعی علوی های ترک زبان از دست رفت. در مجموع می توان گفت در جریان فرایند اسلام پذیری در آسیای صغیر، گرچه اسلام توسط نظام سیاسی وارد شد، اما ماندگاری آموزه های کهن و برداشت عامیانه از فرهنگ دینی، باعث تلفیق ادراکات شبه عرفانی و آموزه های رادیکالی مذهبی گردید. جامعه کوچ گرد مقیم آناتولی که ظرفیت بهره گیری از تعالیم دینی فقاهتی را نداشت، با هدایت مشایخ صوفیه، برداشت متساهل و منش آیینی خود از دیانت اسلام و مذهب تشیع را معیار تدین قرار داد و جماعت موسوم به علوی که امروزه در ترکیه، اکثریت شیعیان آن کشور را تشکیل می دهند، بازماندگان چنین تشیع مآبی غیرفقاهتی و صوفیانه ای هستند.
تطویر مهاره المحادثه من خلال المسرحیه: دراسه إحصائیه على الوعی اللغوی الناقد باستخدام مسرحیه "صاحبه الجلاله"(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بیان المسئله والهدف: یُعَدّ الوعی اللغوی الناقد أحد الاتجاهات التربویه المعاصره التی تزاید الاهتمام بها فی العقود الأخیره، لِما له من أثر مباشر فی تحسین نوعیه تعلم اللغات. فتعلم اللغه لم یعد مقتصرًا على اکتساب مفردات وتراکیب أو التدرّب على مواقف تواصلیه سطحیه، بل أصبح یرکز على بناء متعلم واعٍ قادر على التحلیل والمناقشه وفهم أبعاد النصوص فی سیاقاتها الثقافیه والاجتماعیه والتاریخیه. ویقترن هذا الوعی بامتلاک المتعلم أدوات تسمح له بالنظر إلى اللغه باعتبارها وسیله للتفکیر والتعبیر النقدی، ولیس مجرد أداه للتواصل الوظیفی البسیط. فیما یتعلق بتعلیم اللغه العربیه للناطقین بغیرها، ما زال التوجه السائد فی العدید من البرامج التعلیمیه یقوم على أسالیب تقلیدیه ترکز على الحفظ والتلقین، مما یُبقی المتعلم فی دائره الاستخدام المحدود للغه ویحول دون بلوغه مستویات أعمق من الفهم والتحلیل. هذا الوضع یُبرز الحاجه إلى مداخل تعلیمیه بدیله تعزز التفکیر النقدی، وتمکّن الطلاب من التفاعل مع النصوص بوصفها جزءًا من ثقافه حیه، لا مجرد تراکیب لغویه. وهنا تبرز المسرحیه بوصفها وسیله تعلیمیه مبتکره قادره على الجمع بین الجانب اللغوی والثقافی والفکری فی آن واحد. والمسرحیه نص حی یجمع بین الحوار والتفاعل والسیاق الثقافی، ویتیح للمتعلم ممارسه اللغه فی بیئه تحاکی الحیاه الواقعیه بما تحمله من مواقف، صراعات، ورؤى متباینه. لذلک، یمکن للمسرحیه أن تُسهم فی تطویر مهارات المحادثه من خلال الحوار التفاعلی، وفی تنمیه الوعی النقدی من خلال تحلیل الشخصیات والأحداث والمضامین. ومن هذا المنطلق، تهدف الدراسه الحالیه إلى الکشف عن أثر استخدام المسرحیه فی تطویر مهارات المحادثه والتفکیر النقدی لدى طلاب اللغه العربیه من الناطقین بغیرها، مع الترکیز على مدى قدرتها على کسر النمطیه السائده فی التعلیم التقلیدی. وتتمثل الإشکالیه الرئیسه فی التساؤل إلى أی مدى یُمکن لتوظیف نص مسرحی مختار أن یحقق نتائج أفضل من الطرق التقلیدیه فی تحسین الأداء اللغوی والوعی الناقد للطلاب؟ وللإجابه عن هذا السؤال، سعى البحث إلى اختبار أثر التدریس بالمسرحیه فی بیئه تجریبیه، ومقارنه نتائجه بأداء مجموعه تلقت تعلیمًا تقلیدیًا، بغرض استکشاف الفروق ودلالاتها التربویه. وتم اختیار مسرحیه "صاحبه الجلاله" لتوفیق الحکیم نموذجًا تطبیقیًا لما تحمله من ثراء لغوی وثقافی، وهو ما جعلها أداه مناسبه لاختبار الفرضیات البحثیه. فقد أتاح النص المسرحی للطلاب فرصه الدخول فی تجربه تعلیمیه متکامله جمعت بین القراءه النقدیه، التحلیل الثقافی، والتفاعل اللغوی.
المنهجیّه: اعتمدت الدراسه المنهج المختلط الذی یجمع بین المنهج الوصفی التحلیلی لفهم أبعاد الظاهره وتفسیرها، والمنهج شبه التجریبی لقیاس أثر البرنامج التعلیمی. شملت العینه 30 طالبًا من السنه الخامسه فی مرحله البکالوریوس بجامعه طهران للعام الدراسی 2020–2021م، تم اختیارهم بطریقه قصدیه وتقسیمهم إلى مجموعتین: تجریبیه تلقت برنامجًا تعلیمیًا قائمًا على المسرحیه، وضابطه استمرت على النهج التقلیدی. تألف البرنامج من ثلاث مراحل رئیسه: (1) مرحله تمهیدیه رکزت على تقدیم السیاق الثقافی للمسرحیه وتوضیح أهداف التعلم؛ (2) مرحله التدریس التفاعلی التی تضمنت تحلیل نصوص مختاره ومناقشه الشخصیات واللغه المستخدمه؛ (3) مرحله تطبیقیه اعتمدت على تمثیل الأدوار، إعاده صیاغه الحوارات، وتقدیم تحلیلات نقدیه للنص. ولقیاس التطور، استُخدمت اختبارات قبلیه وبعدیه لمهارات المحادثه والوعی النقدی، وحُللت البیانات عبر برنامج SPSS باستخدام الإحصاء الوصفی (المتوسطات والانحرافات المعیاریه) والإحصاء الاستدلالی (اختبار کولموجروف–سمیرنوف، اختبار لیفین، وتحلیل الفروق بین المجموعتین).
المناقشه والتحلیل: أظهرت تجربه التدریس القائم على المسرحیه أن الطلاب لم یکتسبوا معارف لغویه جدیده فحسب، بل أصبحوا قادرین نوعا ما على توظیفها فی سیاقات واقعیه متنوعه. فعلى مستوى المحادثه، وفرت الحوارات المسرحیه ماده غنیه للتدریب على النطق الصحیح، استخدام التراکیب المناسبه، وتطویر مهارات التفاعل اللفظی وغیر اللفظی. أما على مستوى التفکیر الناقد، فقد ساعدت مناقشه الشخصیات والأحداث على تدریب الطلاب على تقدیم حجج منطقیه، وتبریر مواقفهم، وربط النصوص بسیاقاتها الثقافیه والاجتماعیه، وکشفت المناقشه أیضًا أن المسرحیه أسهمت فی تحفیز الدافعیه لدى الطلاب، إذ شعروا أن التعلم أصبح أقرب إلى تجربه حیه تتسم بالمتعه والتحدی معًا، مما انعکس على مستوى مشارکتهم فی الأنشطه الصفیه. کما بینت النتائج أن هذا النوع من التدریس یساعد على دمج العناصر الثقافیه فی عملیه تعلم اللغه، وهو أمر یفتقر إلیه التعلیم التقلیدی عاده، ومع ذلک، لا یمکن إغفال بعض التحدیات؛ أبرزها صعوبه بعض النصوص المسرحیه على الطلاب ذوی المستویات اللغویه المتوسطه، مما استدعى تکییف النصوص وشرح خلفیاتها الثقافیه. کما أظهرت التجربه الحاجه إلى إعداد المعلمین وتدریبهم على إداره الأنشطه المسرحیه بطرق تربویه فاعله، إذ إن غیاب التوجیه قد یحول الأنشطه التمثیلیه إلى مجرد أداء شکلی بعید عن التحلیل النقدی المطلوب، ورغم هذه التحدیات، تؤکد التجربه أن المسرحیه تُمثّل خیارًا واعدًا لتطویر برامج تعلیم العربیه للناطقین بغیرها، لما تحمله من إمکانات تعلیمیه تجمع بین اللغه، الثقافه، والفکر النقدی فی نسق واحد.
الإنجازات: أظهرت الاختبارات أن المجموعه التجریبیه حققت تحسنًا واضحًا مقارنه بالمجموعه الضابطه فی ثلاثه محاور أساسیه، التعبیر النقدی وهی إظهار قدره أعمق على تحلیل النصوص والمواقف، والتفاعل اللغوی بتحسن ملحوظ فی الطلاقه، واستخدام استراتیجیات تواصل متقدمه، والتفکیر النقدی بتنمیه مهارات الربط بین النصوص وسیاقاتها الثقافیه والاجتماعیه، وتؤکد هذه النتائج أن المسرحیه لیست مجرد وسیله ترفیهیه، بل أداه تعلیمیه فاعله قادره على الارتقاء بمستوى تعلم اللغه العربیه وتطویر وعی المتعلمین النقدی، بما یجعلها خیارًا استراتیجیًا جدیرًا بالتبنی ضمن مناهج تعلیم العربیه للناطقین بغیرها.
ضرورت استقامت اجتماعی و الزامات محقق شدن آن، ازدیدگاه قرآن و حدیث(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سفینه سال ۲۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۸۶ «ویژه پژوهش های حدیثی»
۱۷۴-۱۶۱
حوزههای تخصصی:
کلام الله مجید استقامت را ضرورت انکارناپذیر برای حیات اجتماعی بشر می داند. اگر زوایای مختلف این ضرورت به طور شایسته تبیین گردد، می تواند زمینه مناسب برای عینیت بخشیدن استقامت در بستر اجتماع را فراهم سازد. در این پژوهش تلاش شد تا با استفاده از روش تحلیل محتوا ضمن بررسی محتوایی آیات و روایات، برجسته ترین و مهمترین مضامین مورد اشاره، احصا و مورد بررسی قرارگیرد. ماموریت انبیای الهی برای تحقق بخشیدن استقامت در جامعه انسانی و همچنین استقامت اجتماعی است تا دفاع از ارزش های توحیدی، دفع فساد و دشمنی از اجتماع، محقق شدن امنیت و نشاط اجتماعی شکل بگیرد. بعد از بیان ضرورت گام بعدی که مورد واکاوی قرار گرفت، الزاماتی که بسترساز تحقق بخشیدن استقامت در جامعه بشری است و با عمل به آنها، استقامت اجتماعی به عینیت خواهد رسید. پایبندی به عهد و پیمان، تعاون، الگوپذیری از زوایای شخصیتی راد مردان مقاوم تاریخ و لزوم دعوت به تواصی به عنوان وظیفه اجتماعی، تنها بخشی از الزامات است که در قرآن و روایات مورد بررسی قرار گرفت که تبیین آن در تحقق و تقویت استقامت اجتماعی بسیار مؤثر است.
تحلیلی تاریخی – تبیینی بر آراء مفسرین در مورد آیات آغازین سوره روم
حوزههای تخصصی:
توجه به تاریخ و سرگذشت پیشینیان، از موارد قابل توجه در قرآن کریم است، و یکی از جنبه های اعجاز قرآن خبر دادن از امور غیبی و از جمله موارد خبر قرآن از آینده که مرتبط با تاریخ ایران در دوره ساسانیان و موضوع مورد مطالعه این تحقیق است؛ پیش گویی نتیجه نهایی جنگ های ساسانیان با رومیان در زمان سلطنت خسرو پرویز است، که در آیات اولیه سوره روم بدان پرداخته شده است. در این مقاله، ابتدا به پیشینه روابط سیاسی- نظامی ایران و روم در عصر ساسانی به صورت گذرا اشاره و سپس نگاه قرآن به جنگ های ایران و روم مورد بحث و بررسی قرارمی گیرد. مسأله اصلی پژوهش حاضر، اعجاز قرآن کریم در پیش گویی نتیجه نهایی جنگ های ساسانیان با رومیان و به تبع آن علّت اصلی خوشحالی مسلمانان از نزول آیات آغازین سوره روم است. این مقاله درصدد است تا با بررسی و تحلیل متون و منابع تاریخی و تطبیق آن با آیات قرآن و تفاسیر شیعه و اهل سنت، به سوالات تحقیق پاسخ دهد. روش انجام این پژوهش، توصیفی- تحلیلی است. نتایج حاصل از این پژوهش که برآیند بررسی و تحلیل تاریخی - تبیینی آراء مفسرین است، نشان می دهد که علّت اصلی شادی مسلمانان همانا تحقق پیش گویی قرآن کریم - وعده خداوند در مورد وقایع آینده - و اثبات حقانیت و صدق گفتار رسول خدا(ص) بوده است.
از اسطوره دموکراسی تا واقعیت استکبار: واکاوی تمدن سلطه گر آمریکا در نظم جهانی با تکیه بر آموزه های قرآنی
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی ابعاد پنهان و متناقض دموکراسی در نظم جهانی معاصر می پردازد و نشان می دهد که چگونه قدرت های بزرگ، به ویژه ایالات متحده آمریکا، با تکیه بر ساختارهای بین المللی، مفاهیم دموکراسی، آزادی و برابری را به ابزاری برای اعمال سلطه و گسترش نفوذ خود تبدیل کرده اند. با تحلیل عملکرد نهادهایی نظیر سازمان ملل و نمونه هایی همچون ماجرای عدم تمدید دبیرکلی پطروس غالی، مشخص می شود که در پس شعارهای دموکراتیک، الگوی پدرسالاری و تصمیم گیری یک جانبه استوار است. در ادامه، مقاله با تمرکز بر سیاست های فرهنگی و اقتصادی غرب، استراتژی های «آلوده سازی» و «مهار فرهنگی» را واکاوی می کند؛ روندی که از طریق رسانه ها، شرکت های چندملیتی و ساختارهای جهانی سازی، به ازخودبیگانگی فرهنگی و استحاله هویتی کشورهای مستقل منجر شده است. با بررسی تمدن معاصر آمریکا از منظر تاریخی و مفهومی، نشان داده می شود که خصلت استکباری و روحیه استثناگرایانه، هسته اصلی کنش بین المللی این تمدن را شکل داده است. این پژوهش، با استناد به آیات قرآن کریم و منابع اسلامی، لزوم بازیابی استقلال فکری، بازتعریف مفاهیم مردم سالاری، و عبور از دموکراسی صوری غربی را مطرح کرده و بر شکل گیری یک الگوی مردم سالاری اصیل بر پایه ارزش های اسلامی تأکید می ورزد.
نکاح، حیله های شرعی و چالش های فرارو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
استفاده از حیله شرعی در ابواب گوناگون فقه مانند طهارت، نکاح، طلاق، بیع، اجاره و غیر آن به عنوان ابزاری برای رهایی از ارتکاب حرام برای رسیدن به حلال مورد نظر و عبور از تنگناهای شرعی همواره موافقان و مخالفانی داشته و برخی آن ها را ممنوع و برخی مجاز دانسته اند. اکنون مسئله این است که چگونه می شود مکلف عمل ناشایستی را به عنوان ابزاری برای رسیدن به هدف خود قرار دهد و اثر بر آن مترتب شود؟ پژوهش حاضر با روش توصیفی– تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای، مهم ترین حیله های شرعی باب نکاح را که تاکنون به طور مستقل، مستدل و جامع مورد بحث و تحلیل قرار نگرفته اند بررسی نموده و به استناد آیات، روایات و حکم عقل به این نتیجه رسیده است که با اظهار ارتداد، بدون انکار قلبی، کسی مرتد نمی شود؛ و با عقد بر صغیره شیرخوار به منظور محرمیت با مادر او، محرمیتی محقق نمی شود؛ و با شرط انفساخ عقد بعد از تحلیل، عقد منفسخ نمی شود، و در مورد ایجاد مانع ازدواج برای مرد با زن مورد علاقه او، اگرچه دارای اثر بوده، اما در مواردی، استفاده از آن حرام می باشد.