۱.
یکی از شیوه های مناسب آموزش و تربیت، الگوبرداری از چهره های موفق است. این پژوهش با هدف تدوین الگوی آموزش و تربیت نظامی-انتظامی مبتنی بر مکتب شهید سلیمانی انجام شد. جامعه آماریِ این پژوهش پژوهش کاربردی و کیفی را مقالات نمایه شده در پایگاه های علمی کشور تا پایان سال 1400 درباره مکتب سلیمانی، سخنان مکتوب فرماندهی کل قوا و فرماندهان نظامی در مورد ایشان و نوشته های منتشر شده خود این شهید در پایگاه رسمی شهید سلیمانی به تعداد 255 سند تشکیل دادند که به صورت تمام شمار تحلیل شدند. 453 گزاره استخراج شده، با تکنیک تحلیل مضمون بررسی و الگوی پژوهش آشکار شد. استناد به بنیان های نظری و تجربی پذیرفته شده و تبعیت از روش علمی، به انضمام روایت معقول، منطقی و باورپذیر از الگوی پژوهش، گواه روایی و پایایی پژوهش است. همچنین استفاده از روش توافق دو کدگذار، توافق 85 درصدی را نشان داد و روی الگوی نهایی پژوهش نیز با نظرات چهارده نفر خبره دانشگاهی در حوزه آموزش نظامی-انتظامی اجماع حاصل شد. در این الگو دو بعد فردی[مولفه های دینی-اعتقادی؛ روانشناختی-اخلاقی] و حرفه ای[مدیریت؛ رهبری] در سه سطح نگرش، دانش و رفتار شناسایی شد و می تواند به عنوان مبنای در گزینش و نیز آموزش و توسعه نظامیان و انتظامیان مورد استفاده قرار گیرد.
۲.
مساجد و مدارس در تاریخ ایران، از جمله مهمترین مراکز آموزشی بوده اند و عملکرد آموزشی این مراکز همچنان ادامه دارد. توجه به سیرتحولات معماری آنان در گذر زمان به منظور پی بردن به تاثیرات تربیتی و مولفه های موثر در ساختار این مراکز و بهره گیری از تجارب در ساخت مدارس جدید و برنامه های درسی یک فعالیت علمی بسیار مفید است. هدف این پژوهش بررسی تاثیر عناصر و مولفه های معماری مسجد- مدرسه ها و اثر ترکیبی آنها بر ابعاد تربیت است. روش این پژوهش، استفاده از مطالعه میدانی و مشاهده مولفه ها و عناصر معماری و مصاحبه با تعدادی از مدرسان و محصلین این مدارس با تکیه بر مطالعات کتابخانه ای و اسنادی، بررسی نقشه ها و طرح های سه بعدی و تکنیک های تحلیلی توصیفی است، تا چگونگی تاثیر گذاری مستقیم و یا غیر مستقیم مولفه ها و عناصر معماری مسجد- مدرسه ها و تاثیر ترکیبی این مولفه ها بر ابعاد مختلف تعلیم و تربیت مشخص گردد. نتایج این مطالعه نشان داد که تاثیرات تربیتی خاص به لحاظ اعتقادی، معنوی و ارزشی، اجتماعی و تاریخی، هنری و زیبایی شناختی، اقتصادی و حرفه ای و علمی و فناوری درنگرش وباورها و رفتار افراد شاغل به تحصیل و تدریس در این مراکز دارند. و بدین لحاظ در معماری مدارس جدید باید به تاثیر این عناصر در نگرش، باورها ،اعتقادات، ارزش ها و رفتارهای شاغلان به تحصیل و یا تدریس در مراکز آموزشی توجه شود. بویژه آنکه مدارس جدید به دلیل تاثیر پذیری از معماری غربی و فاصله گرفتن ازمعماری بومی، جنبه های تربیتی و هویتی خود را در ابعاد مختلف از دست داده اند و فضای آموزشی غیر معنوی را برای محصلین بوجود آورده است. علت این تفاوت ها را باید هم در نوع معماری مدارس قدیم و جدید جستجو کرد.
۳.
هدف اصلی این پژوهش بازخوانی نظریه ی اعتباریات علامه طباطبایی، به منظور نفی جبر طبیعت و تکوین مد نظر نظام های سلطه و تبیین اراده و اختیار انسان است که در ضمن آن اصول ومولفه های تربیت سیاسی بر مبنای نظریه اعتباریات اخذ می گردد. بدین منظور ابتدا نفوذ جبرگرایی سوسیالیستی و لیبرالیستی به روش توصیفی و تحلیل مفهومی بررسی و با رویکرد انتقادی نقد گردید. در ادامه نظریه اعتباریات علامه جهت تبیین اختیار توصیف وتحلیل شد. سپس با روش استنتاجی پیش رونده هدف غایی و مبانی انسان شناسی علامه از نظریه اعتباریات مشخص شد. در نهایت اصول و مولفه های تربیت سیاسی از آنها استنتاج گردید. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که نظام های سیاسی سوسیالیستی و لیبرالیستی با مبانی اومانیستی، بر جبر طبیعت و تکوین تاکید و جبر سیستمی را به بشر تحمیل نموده اند. در مقابل نظریه اعتباریات تحلیلی از نفس آدمی و نحوه کنشگری آن به دست می دهد که توهم جبر تکوینی را توجیه می کند زیرا شخصی که مورد جبر واقع شده از فکر(نکردن) افتاده و تنها در برابر خود یک فکر می بیند و آن فکر( کردن) که آن را اختیار کرده در غیر این صورت فعل محقق نمی شد و حرکتی ایجاد نمی شد. در دیدگاه علامه غایت والای سیاسی توحیدمحوری است. اصل اختیار به عنوان مفهوم میانی در یک ارتباط پیچیده با مبانی، اصول و مولفه ها مرتبط است و مانند روح بر پیکره آن دمیده شده است.
۴.
قرآن کریم در بردارنده معارف و مضامینی است که یکدیگر را پوشش می دهند. از طریق ارتباط آیات با یکدیگر می توان به کشف مراد گوینده نزدیک تر شد. از این رو در پژوهش حاضر با روش توصیفی و تحلیلی به بررسی ارتباط و پیوستگی مضامین آیه فطرت و آیه خلافت و آیه امانت پرداخته شده است. آن چه در این بررسی به دست آمد نشان می دهد که با توجه به سطوح پیوستگی معنایی آیات قرآن و با توجه به منطوق، مفهوم، سیاق و فرا سیاق می توان گفت که آیه 30 روم (آیه فطرت)، حلقه پیوست و معنایاب آیه 30 سوره بقره (آیه خلافت) و آیه 72 سوره احزاب (آیه امانت) است. از رهگذر تبیین محتوای آیه فطرت روشن شد که عرضه خلافت و پذیرش امانت هر دو از یک حقیقت نشأت می گیرند. عرضه خلافت در قوس صعود و پذیرش امانت در قوس نزول تکوین است و هر دو آنها متناسب با ساختار هویتی فطرت بنیان انسان هستند. همچنین روشن گردید که میان آیات سه گانه خلافت، امانت و فطرت، انسجام معنایی وجود دارد و این آیات مفاداً با هم تطابق دارند. و نیز ، با کشف محوریت فطرت در انسجام معنایی خلافت و امانت تربیت فطرت محور قرآنی استنتاج می شود که از ویژگی های تربیت فطرت محور قرآنی به فعال بون و موثر بودن متربی در فرآیند تربیت و درمانگر بودن مربی است. رسالت مربی در این رویکرد برداشتن موانع از سر راه متربی است. در واقع، مربی اصلی در این رویکرد تربیتی، «فطرت انسان» است.
۵.
تصویر ارائه شده توسط انسان شناسی روائی ظرفیت ارائه دنباله های تمدنی را در خود نشان می دهد. از جمله دنباله های تمدنی انسان شناسی روائی، نظام تعلیم و تربیت منبعث از این تصویر از حقیقت انسان است که به نظر می رسد با تمرکز بر استعدادهای انسان شناسی روائی خصوصا توجه بر انگاره «طینت» می تواند تحولی عظیم در علم تعلیم و تربیت ایجاد کند. مقاله حاضر سعی می کند با گردآوری داده ها به روش کتابخانه ای و با الهام از مبانی انسان شناختی روائی اولا به یک نظام منسجم از اندیشه های ناظر بر انسان دسترسی پیدا کرده و سپس با تحلیل این داده ها اهدافی را برای علم تعلیم و تربیت مشخص کند. مطابق پژوهش انجام شده مهم ترین اهداف نظام تربیتی ذیل نظریه طینت اتمام حجت برای انسان هاست. در مراتب بعدی می توان از اهدافی مانند پیشگیری از بروز فعلی طینت های سجینی و زمینه سازی برای بروز حداکثری طینت های علیین و در نهایت ساخت تمدن مطابق با طینت علیین نام برد. به نظر می رسد با پیگیری این اهداف در نظام تربیتیِ ناظر بر انگاره طینت تا رسیدن به روش ها و مدل ها می توان به دورنمایی از تعلیم و تربیت اسلامی دست یافت.
۶.
تحول عظیم اجتماعی، فرهنگی و اعتقادی که پیامبر اسلام (ص) در عصر جاهلیت به انجام رساند، یکی از برجسته ترین الگوهای اصلاح تربیتی و هدایتی در تاریخ بشریت به شمار می آید. این مقاله با هدف بررسی راهبردها و رویکردهای تربیتی و هدایتی پیامبر اکرم (ص) در فرآیند گذار جامعه جاهلی پیش از اسلام به تمدنی دینی، اخلاقی و عدالت محور تدوین شده است. جامعه جاهلی با ویژگی هایی چون شرک، خشونت، تبعیض قبیله ای و جهل ساختاری، بستری پیچیده و مقاوم در برابر تحول بود. پیامبر با بهره گیری از روش هایی چون دعوت تدریجی، استفاده از حکمت و موعظه حسنه، الگوسازی شخصیتی، و تأکید بر توحید و ارزش های اخلاقی، توانست ساختار فکری، فرهنگی و اجتماعی جامعه را دگرگون سازد. در این مقاله، با رویکرد تحلیلی توصیفی و با تکیه بر منابع قرآنی و روایی، ابعاد مختلف این راهبردها واکاوی شده و نقش آن ها در شکل گیری امت اسلامی بررسی می شود. نتایج این پژوهش نشان می دهد که شیوه های تربیتی و هدایتی پیامبر، نه تنها در برهه تاریخی خاص خود ثمربخش بوده، بلکه قابلیت الگوبرداری برای نظام های تربیتی معاصر را نیز داراست.
۷.
تعلیم و تربیت یکی از محوری ترین مسائل در هر نظام و جامعه ای است، از همین رو مقام معظم رهبری به عنوان عالی ترین مقام در نظام سیاسی کشور و از شخصیت های برجسته جهان اسلام بارها در بیانات خود آن را مطرح کند. هدف اصلی پژوهش، طراحی الگوی تعلیم و تربیت در منظومه فکری مقام معظم رهبری است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی، رویکرد اتخاذی کیفی و از نوع تحلیل مضمون است. میدان مطالعه 491 مورد از بیانات مقام معظم رهبری در طول دوره زعامت ایشان است. روش نمونه گیری تمام شماری بوده و حجم نمونه برابر جامعه منظور شده است. داده ها پس از فیش برداری اسنادی، اینترنتی به شیوه ی تحلیل مضمون مورد تجزیه وتحلیل قرارگرفتند و الگوی فرایندی تعلیم و تربیت اسلامی طراحی و ترسیم شد. طی این مطالعه 11 مضمون سازمان دهنده و 66 مضمون پایه شناسایی شد که در5 مضمون فراگیر دسته بندی شدند. نتایج پژوهش موید این مطلب است که در دیدگاه مقام معظم رهبری، تعلیم و تربیت اسلامی دارای مبانی علمی، فلسفی و دینی است که توجه به این مبانی محتوا و مسیر تعلیم و تربیت را در مسیر صحیح و رو به سوی کمال حفظ و هدایت خواهد کرد. معظم له، مهمترین ارکان تعلیم وتربیت را کارگزار (معلم)، موضوع(دانش آموز) و روش تعلیم و تربیت می داند. دستیابی به اهداف غایی و واسطی تعلیم و تربیت اسلامی، نیازمند اتخاذ راهبرد مناسب در زمینه بهره گیری از منابع انسانی و فیزیکی است که با برنامه و روش بهینه عملیاتی خواهد شد. در این مسیر، پایش و ارزیابی مداوم، اقدام مهم و ضروری است که باید انجام شود. این الگو می تواند سرلوحه حرکت نظام تعلیم و تربیت کشور در تراز تمدن اسلامی قرار گیرد.
۸.
نظر به آرمان اساسی مندرج سند تحول بنیادین نظام آموزش و پرورش در دستیابی متربیان به مراتب حیات طیبه به عنوان گفتمان کلیدی در تمامی ساحت های تربیتی، پژوهش حاضر با هدف تبیین منطق، هدف و محتوای برنامه درسی در راستای نیل به رهیافت حیات طیبه انجام شد. براین اساس نخست تلاش شد تا با استفاده از رویکرد کیفی و روش فرآیند چرخه ای تحلیل مفهوم حیات طیبه کاوش گردد و سپس با استفاده از شیوه مطالعه موردی منطق، اهداف و محتوای برنامه درسی براساس چارچوب مفهومی حیات طیبه استنتاج شود. نتایج پژوهش نشان داد که توجه به حیات طیبه به عنوان منطق و فلسفه برنامه درسی می تواند جهت گیری سایر عناصر برنامه درسی را به سوی حیات طیبه تعیین نماید و از این رهگذر با تقویت ایمان، باور، دانش و عملکرد متربی زمینه تعالی وی فراهم شود. از این منظر اهداف و محتوای برنامه درسی نیز مبتنی بر مبانی توحیدی و اعتقادی بوده و بر ارزش ها و باورهای اسلامی و اخلاقی در روابط چهارگانه ارتباط با خود، ارتباط با خدا، ارتباط با خلقت و ارتباط با خلق تاکید دارد.