فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۲۴۱ تا ۱٬۲۶۰ مورد از کل ۸۱٬۲۴۸ مورد.
منبع:
Journal of Interreligious Studies on the Qur'an and the Bible, Vol. ۲, No. ۱, Spring and Summer ۲۰۲۵
172 - 188
حوزههای تخصصی:
(Genesis 11:6): "And the LORD said, Behold, the people is one, and they have all one language; and this they begin to do; and now nothing will be restrained from them, which they have imagined to do".Imagination for Bible as a gift permits us to see beyond the here and now and visualize a future shaped by faith. However, one might ask basically what the nature or conception of imagination is. I’ll focus on the vantage points of Farabi and Hegel as two avatars of the traditions of Christian thinkers and Muslim philosophers. Imagination, Farabi believes, may well be defined by its three most notable activities of preserving the sensible forms, combining and separating the sensible forms to make new images, and representing sensible beings as well as the intelligible affairs and beings by sensible forms of two former kinds of images, that is, preserved forms in imagination and the forms created by imagination via combining and separating the sensible forms. Imagination keeps forms of a horse, a stone, a wing, a smell, etc. Imagination also makes a horse with two wings, or a stone that is crying, or a wall that is singing. Imagination gets the image of the horse from nature, and the image of the wings from nature too, and then produces a new form by joining them. Imagination represents, for example, the vice of damaging environment by drawing a row of crying trees in a painting. Three stages of imagination according to Hegel include the first stage as reproductive imagination, the second stage as the productive and associative imagination, and third stage as the sign-making fantasy. Three stages mentioned by Hegel very well correspond three activities pointed out in Farabi’s theory of imagination.
اصل اولی نظارت در وقف-تحلیل فقهی و حقوقی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نظارت در وقف بر دو نوع استطلاعی و استصوابی است. هدف از نظارت استطلاعی ، آگاه شدن بر امور مربوط به عین موقوفه درموقوفات است.در این نوع نظارت نیازی به مشورت متولی با ناظر در امور موقوفه وجود ندارد ؛ در حالیکه در نظارت استصوابی ناظربا نقش دخالتی خود،مسئول انجام امور بوده و متولی باید قبل از اقدام به هر عملی جلب نظر ناظر را بنماید. از آنجا که اصل اولیه در نظارت در زمان عدم تصریح واقف بر کیفیت عملکرد ناظر در هیچ کدام از کتب فقهی و حقوقی مورد تصریح قرار نگرفته است؛این سوال مطرح می شود که در چنین فرضی نظارت از کدام نوع است؟ زیرا با عدم تشخیص نوع آن از یک طرف ممکن است هدف واقف مورد تحقق قرار نگیرد و از طرف دیگر سبب بروز اختلاف در تعیین وظایف متولی و ناظر شود. در پژوهش حاضر که مبتنی بر روش توصیفی تحلیلی است به تبیین این مساله پرداخته شده است که به دلیل انطباق نظارت استصوابی با فلسفه نظارت وجلو گیری از اطاله دادرسی و تشخیص مصلحت وقف ، این گونه از نظارت سازگار با انصراف به اکمل افراد بوده وباعث پیشگیری از وقوع منکر و برگزیدن جانب احتیاط می شود ؛چنانکه می تواند با قاعده تناسب حکم و موضوع و قیاس آن با وکالت نیز سازگار باشد. در نتیجه اصل در نظارت در وقف،در زمان عدم تصریح واقف بر چگونگی نظارت ،روش استصوابی می باشد مگر این که واقف تصریح به نظارت استطلاعی نماید.
Identifying the Needs of Elderly Pilgrims in Holy and Religious Places (Case Study: Holy Shrine of Imam al-Rida)
منبع:
Razavi Heritage, Volume ۱, Issue ۲, Summer ۲۰۲۵
1 - 16
حوزههای تخصصی:
This study investigates the needs of elderly pilgrims in sacred spaces, with the shrine of Imam Al-Rida (PBUH) in Mashhad as the case study. Amid Iran’s rapid demographic shift toward an aging society, pilgrimage—central to its religious and cultural life—poses distinct physical, psychological, and social challenges for the seniors. The research aims to identify and classify these needs to guide inclusive and dignified shrine management. Using a qualitative grounded theory method, data were gathered through semi-structured interviews with nine experts experienced in pilgrimage services. Analysis with MAXQDA, conducted through open, axial, and selective coding, yielded 567 initial codes, refined into 43 concepts, and grouped into 12 categories. Findings present a model of elderly needs framed by Glasser’s choice theory. Addressing these multifaceted needs—from safety and healthcare to respect, spiritual engagement, and social inclusion—requires deliberate planning rather than ad hoc measures. The resulting conceptual model offers a framework for pilgrimage environments that safeguard dignity, accessibility, and well-being for elderly pilgrims.
مدل مفهومی شخصیت اخلاقی براساس منابع اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اخلاق وحیانی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۳۴)
33 - 66
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، شناسایی مؤلفه های شخصیت اخلاقی و ارائه مدل مفهومی آن بر اساس منابع اسلامی و سنجش روایی آن بود. روش پژوهش آمیخته از نوع طرح متوالی اکتشافی بود. در بخش کیفی، از روش تحلیل محتوای کیفی و در بخش کمی، از روش توصیفی-پیمایشی استفاده شد. در بخش کیفی، مفهوم شخصیت اخلاقی در منابع روان شناختی و لغوی بررسی و مفاهیم متناظر آن در منابع اسلامی استخراج شد. سپس مؤلفه های شخصیت اخلاقی با روش کدگذاری بدست آمد. در تجزیه و تحلیل داده ها، 865 کد باز شناسایی و با کدگذاری محوری و گزینشی، مؤلفه ها در سه دسته شناختی (شامل هشیاری معنوی، خودارزیابی مستمر، اندیشه ورزی سعادت نگر، خوش بینی-رضایت)، گرایشی (شامل هیجان پذیری خداسو، اعتماد و امید به خدا، همت متعالی، طمأنینه-استقامت، بی نیازی-عدم تعلق) و رفتاری (شامل انضباط رفتاری، میانه روی، معاشرت نیکو، یاری گری ایثارگرانه، رواداری اجتماعی) تقسیم شدند. در بخش کمی، میزان مطابقت مفاهیم متناظر با شخصیت اخلاقی در روان شناسی و تناسب مؤلفه ها با مستندات، توسط 6 متخصص و با محاسبه شاخص روایی محتوا (CVI) ارزیابی و 11 مفهوم و 14 مؤلفه تأیید شد. تحلیل روابط نشان داد تعامل مؤلفه های شناختی و گرایشی، مؤلفه های رفتاری را شکل می دهند و مجموع آن ها تحت تأثیر ایمان و لوازم آن قرار دارند.
واکاوی اهداف تربیتی ادعیه مأثور با تأکید بر اندیشه های تربیتی علامه جوادی آملی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اخلاق وحیانی سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۳۵)
5 - 28
حوزههای تخصصی:
تحقق انسان کامل و جامعه صالح در منظومه تربیت اسلامی، مستلزم شناسایی دقیق اهداف تربیتی و تبیین نسبت آن ها با یکدیگر است. ادعیه مأثور، با بهره مندی از مضامین عمیق توحیدی، اخلاقی و معنوی، ظرفیت تبیین نظام مند اهداف تربیت اسلامی را دارند. این پژوهش با روش تحلیل محتوای کیفی و با تأکید بر اندیشه تربیتی علامه جوادی آملی، در پی کشف و تبیین هدف غایی و اهداف واسطی تربیت در ادعیه اسلامی است. هدف نهایی در این نظام، رسیدن به قرب الهی است که مفاهیمی همچون عبودیت، رضوان الهی و حیات طیبه به عنوان نمودهای آن معرفی شده اند. در اندیشه علامه جوادی آملی، این هدف غایی نه تنها با فطرت انسانی همساز است بلکه مطلوبیتی ذاتی دارد و جامع همه کمالات انسانی تلقی می شود. نظام اهداف تربیتی ادعیه، افق روشنی را برای تربیت انسان در مسیر تعالی ترسیم می نماید. یافته های پژوهش نشان می دهد که در این نظام تربیتی، قرب الهی به مثابه هدف غایی تربیت مطرح است و مفاهیمی همچون عبودیت، حیات طیبه و رضوان الهی، تجلیات آن به شمار می روند. اهداف واسطی در چهار ساحت رابطه با خدا (مانند معرفت، محبت و عبادت)، با خود (خودشناسی، حق طلبی و کمال خواهی و خودسازی)، با همنوعان (توجه به حقوق دیگران، نوع دوستی و دگرخواهی و داشتن تعامل اخلاقی اجتماعی) و با طبیعت (شناخت طبیعت به عنوان آیت الهی، احساس مسئولیت نسبت به آن و عمران و آبادی زمین و زیست اخلاق محور) سامان یافته اند. این اهداف واسطی در ابعاد شناختی، عاطفی و رفتاری نمود یافته و در ارتباطی به هم پیوسته و سازوار، زمینه ساز دستیابی به هدف غایی می شوند.
بررسی علل اخلاقی نزول عذاب در امت های پیشین از منظر قرآن کریم با تأکید بر دیدگاه علامه جوادی آملی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اخلاق وحیانی سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۳۵)
99 - 128
حوزههای تخصصی:
«نزول عذاب» یکی از سنت های خداوند است که نمونه های آن در برخی امت های گذشته که به تقابل با جریان هدایت انبیاء پرداخته اند، جاری شده است. عذاب ها به اقتضای شرایط، گونه های مختلفی داشته اند اما فرجام بد، شاخصه مشترک همه آنها محسوب می شود. از آنجا که این سنت همچنان می تواند جاری باشد، پرداختن به علل نزول عذاب در امت های پیشین ضروری خواهد بود. در این نوشتار با روش توصیفی-تحلیلی و با رویکرد اخلاقی به بررسی علت های نزول عذاب بر امت های گذشته با تاکید بر دیدگاه علامه جوادی پرداخته شده که شامل علل بینشی، علل گرایشی و علل کنشی می شود. نتایج این پژوهش مبتنی بر آیات و معارف قرآنی، علل اخلاقی نزول عذاب در حوزه بینشی مانند تصور خدایی داشتن و جهل به مقام نبوت را در برمی گیرد. در عرصه گرایشی مواردی همچون گرایش به پیشینیان و دنیاگرایی، انجام گناه و توبه نکردن، تعصب و لجاجت را می توان نام برد و در نهایت یازده شاخصه کنشی همانند شرک و کفر ورزیدن، تعجیل در عذاب، استکبار، تمایل و گرایش به گناه، زمینه های نزول عذاب را در امت های پیشین فراهم آورده است.
سلسله مباحثِ نظری در باب تاریخ ادبیات، براساس آرای رِنِه وِلِک (1): انواع تاریخ ادبیات
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۶ خرداد و تیر ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۲۱۲)
17 - 43
حوزههای تخصصی:
رنه ولک (1903-1995) ادبیات پژوه و زبان دان برجسته، اصلاً اتریشی بود؛ اما تحصیلات دانشگاهی خود را در پراگ آغاز و به پایان رساند. در سال 1939، به دنبال اشغال پراگ از سوی نازی ها، از پراگ به انگلستان و سپس به آمریکا مهاجرت کرد. او دانش آموخته مکتب ساختگرای پراگ بود و توانست از طریق تلفیق عالمانه آرای خود با مبانی مکتب صورت گرای نقد نوی آمریکایی، دوران جدیدی را در کار مطالعات ادبی در جهان پدید آورد. یکی از مهم ترین آثار او کتاب نظریه ادبیات (1948) است که آن را با همکاری آستین وارن (1899 1986) آمریکایی تألیف کرده است. این کتاب که خوشبختانه به فارسی دقیق و عالمانه ای ترجمه شده، یکی از مهم ترین و تأثیرگذارترین آثار در زمینه پژوهش های ادبی است که از نخستین روزهای انتشارش تا به امروز، راهنمای نظریِ طیف گسترده ای از پژوهشگرانِ نقد ادبی و تاریخ ادبیات و ادبیات تطبیقی در سرتاسر جهان بوده است. بسیاری از آثار رنه ولک به فارسی ترجمه شده است؛ اما ردِّ چندانی از افکار او را در آثار فارسی نمی توان مشاهده کرد، نه در کتاب ها و مقالات تألیفی فارسی مربوط به نقد ادبی و تاریخ ادبیات و مطالعات ادبیات تطبیقی و نه حتی در رساله های ارشد و دکتری فارسی در این حوزه ها. این قضیه قطعاً ربطی به کیفیت ترجمه آثار او به فارسی ندارد؛ زیرا مترجمان این آثار غالباً افراد ذی صلاح و فاضلی بوده اند که آشنایی کامل با افکار و آرای او داشته و ترجمه های دقیقی از آنها به عمل آورده اند. مشکل بیش از هر چیز به پیچیدگی و ایجازِ سَبکِ نگارش او مربوط می شود، و نیز و به ارجاعات متعدد و بدون توضیح او به موضوعات و مآخذ قدیم یا معاصر خودش. این همه خواننده را خیلی زود از خواندن خسته، و از ادامه دادن ناامید و منصرف می سازد. در این سلسله مقالات می کوشم تا آراء رنه ولک را در حوزه تاریخ ادبیات معرفی و نقد و بررسی کنم. این مجموعه مشتمل بر سه بخش است و هر بخش نیز مرکب از دو تا چند فصل گوناگون؛ در بخش نخست با شرح اشارات و آراءِ رنه ولک در آثار گوناگونش، و با طرح شواهد و مثال هایی از ادبیات فارسی، به معرفی نظریه او در زمینه تاریخ ادبیات می پردازم؛ در بخش دوم از نقدهایی سخن می گویم که بر آراء او نوشته شده است؛ و درنهایت در بخش سوم به نقد و بررسی برخی از پژوهش های مربوط به تاریخ ادبیات فارسی براساس آرای او می پردازم.
بررسی ملاک مناسبت حکم و موضوع و تمایز این قرینه با سایر اسباب توسعه و تضییق حکم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فقه و اصول سال ۵۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۴۰
85 - 107
حوزههای تخصصی:
ازجمله چالش هایی که فقها به هنگام مواجهه با ادله شرعی با آن روبه رو می شوند این است که آیا حکم مذکور، اختصاص به همان موضوع مذکور در دلیل دارد یا در مورد موضوعات دیگری نیز جاری است؟ آیا حکم، تمام مصادیق موضوع خود را در بر می گیرد یا فقط برخی مصادیق آن را شامل می شود؟ یکی از مهم ترین قواعد استظهار از دلیل، تناسب حکم و موضوع وارد در دلیل است. سازگاری، هماهنگی و ملائمت عرفیه یا عقلیه بین حکم و موضوع که از ارتباط موضوع و حکم به دست می آید، مناسبت حکم و موضوع می گوید که می تواند توسعه یا تضییق در ناحیه مدلول دلیل نماید. از طرفی اسباب توسعه و تضییق، منحصر در این قرینه نیست و قراین دیگری همچون الغای خصوصیت، تنقیح مناط و... وجود دارد که باید به تمایز میان آن ها با تناسب حکم و موضوع پرداخت. عمل به این قرینه در میان فقهای شیعه و سنی رایج است. در این نوشتار سعی بر آن است ضمن تعریف، تبیین و ارائه ملاک این قرینه، تمایز آن با سایر اسباب توسعه و تضییق مشخص و اعتبار آن بررسی شود.
طراحی الگوی تربیت نسل بر پایه دیدگاه های مقام معظم رهبری به شیوه گرندد تئوری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رهبر انقلاب اسلامی در بیانیه ی گام دوم انقلاب با مرور تجربه ی ۴۰ ساله ی انقلاب اسلامی اعلام کردند: انقلاب «وارد دوّمین مرحله ی خودسازی و جامعه پردازی و تمدّن سازی شده است». گام دومی که باید در چارچوب «نظریه ی نظام انقلابی» و با «تلاش و مجاهدت جوانان ایران اسلامی» به سوی تحقق آرمانِ «ایجاد تمدّن نوین اسلامی و آمادگی برای طلوع خورشید ولایت عظمی (ارواحنافداه)» برداشته شود. در همین راستا پژوهش حاضر با هدف طراحی الگوی تربیت نسل انقلابی برپایه دیدگاه های مقام معظم رهبری به شیوه گرندد تئوری انجام شد.این پژوهش جزء تحقیقات کیفی از طریق تحلیل محتوای کیفی با رویکرد نظریه مبتنی بر گرندد تئوری است. داده ها از طریق سند کاوی فیش های تعلیم و تربیت موجود در دفتر حفظ و نشر آثار معظّم له جمع آوری گردید.جامعه آماری متشکل از فیش های با موضوع تربیت نسل در سایت دفتر مقام معظم رهبری در طی سال های 1368 تا 1397 بود. جهت دستیابی به اشباع نظری تمام فیش ها به تعداد41فیش مورد استفاده قرار گرفت و نمونه گیری انجام نشد.ابزار پژوهش، فرم سندکاوی محقق ساخته بود. داده ها با رویکرد اشتراوس و کوربین طی فرایند کدگذاری، نام گذاری،مقوله-بندی و تحلیل گردید. جهت تحلیل اولیه داده های کیفی از نرم افزار 2020 Maxqda استفاده شد. در نهایت الگوی تربیت نسل انقلابی برپایه دیدگاه های مقام معظم رهبری طراحی شد. نتایج پژوهش حاکی از مقوله های کلی شناسایی شده در قالب مدل پارادیمی شامل شرایط علی(با 39 کد اولیه) شرایط مداخله گر(14 کد)،راهبردها(28 کد) و پیامدها(16کد) در یک زمینه دارای فرصت ها ، تهدیدها و ضعف و قوتها و برای پدیده محوری تربیت اسلامی است که مولفه های طراحی الگوی تربیت نسل اسلامی برپایه دیدگاه های مقام معظم رهبری نمایان می کند.
تأملی بر چالش های نظری مبحث علم نهایه الحکمه از نگاه غلامرضا فیاضی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینه معرفت سال ۲۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۸۳)
19 - 36
حوزههای تخصصی:
کتاب نهایه الحکمه اثر برجسته ی علامه طباطبایی از مهم ترین متون فلسفی در اندیشه ی اسلامی معاصر است که در آن مسائل بنیادین فلسفه با دقتی چشمگیر بررسی شده اند. در طول سال ها، این اثر با تفاسیر و نقدهای مختلفی مواجه بوده که ازجمله برجسته ترین آن ها حواشی غلامرضا فیاضی است. در این میان، نقدهایی چون اشکال در انتخاب عنوان برای مبحث علم، تردید در خصوص استدلال علامه در اثبات علم حضوری بر پایه ی تشخص، و نیز نقدهایی بر تعریف علامه از علم حضوری و حصولی و نحوه ی بازگشت علم حصولی به حضوری نشان از تفاوت های روش شناختی میان این دو متفکر دارد. مقاله ی حاضر با رویکردی تحلیلی و انتقادی به بررسی این نقدها می پردازد و تلاش دارد روشن سازد که نقدهای فیاضی، با وجود دقت علمی، در برخی موارد نمی تواند خللی در اعتبار دیدگاه های علامه طباطبایی وارد کند. مقاله بر اهمیت شناخت دقیق این تفاوت های دیدگاهی برای فهم بهتر مفاهیم فلسفی و ترویج تحلیل انتقادی در فلسفه ی اسلامی معاصر تأکید دارد.
نگرشی نو در تعیین ضامن دیه ی قتل و جنایت خطا در فقه و حقوق در پرتو تحلیل فقهی راه های اثبات(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
فقه سال ۳۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۲۱)
7 - 40
حوزههای تخصصی:
فقیهان براساس شریعت، برای قتل و جنایت خطا، قائل به ثبوت دیه هستند و از دیه به عنوان امر مالی یاد کرده اند. از نظر مشهور، ده راه برای اثبات قتل و جنایت خطا وجود دارد: بینه (دو شاهد مرد)، علم قاضی، اقرار، قسامه مدعی، یک شاهد مرد و دو زن، یک شاهد مرد و سوگند مدعی، دو شاهد زن و سوگند مدعی، نکول از قسامه، نکول از سوگند، ورد سوگند به مدعی توسط مدعی علیه؛ البته مشهور علم قاضی، اقرار و بینه را، راه های مستقل اثبات دانسته و سایر راه ها را در حکم بینه یا اقرار می دانند. در مورد مسئولیت پرداخت دیه، دو دیدگاه مطرح است: 1. پرداخت دیه بر عهده عاقله، مگر اینکه جنایت خطا از طریق اقرار یا راهی در حکم اقرار اثبات شود؛ در این حالت دیه بر عهده قاتل است.2. پرداخت دیه بر عهده قاتل، مگر اینکه جنایت خطا از طریق بینه یا راهی در حکم بینه اثبات شود؛ در این صورت دیه بر عهده عاقله است. ماده463 قانون مجازات اسلامی، دیدگاه اول را پذیرفته، منتها مسئولیت پرداخت دیه، شش راه مشخص شده (بینه، علم قاضی، قسامه، اقرار، نکول از سوگند، نکول از قسامه)، اما مسئولیت چهار راه دیگر تعیین نشده است. با تحلیل داده های فقهی، راه های اثبات به طور مستقل معتبر هستند و تنها شهادت «یک مرد و دو زن» از نظر عرفی در حکم بینه است، و براساس آیه و روایات مربوط به دیه، به ضمیمه قاعده استناد جنایت به جانی، مسئولیت پرداخت دیه بر عهده قاتل یا جانی است و فقط در صورت اثبات از طریق بینه یا شهادت یک مرد و دو زن، عاقله مسئولیت دارد.
توظيف عناصر المسرح الملحمي «محاكمة الرجل الذي لم يحارب» وتأثيرها في التغريب علي ضوء نظريّة برتولد بريخت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات فی اللغه العربیه و آدابها بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۱
101 - 135
حوزههای تخصصی:
تعتبر مسرحیّه "محاکمه الرجل الذی لم یحارب" لممدوح عدوان من أبرز الأعمال المسرحیّه التی تعکس التوترات الاجتماعیّه والسیاسیّه فی العالم العربیّ. تهدف هذه الدراسه إلى تحلیل کیفیه توظیف عناصر المسرح الملحمی لممدوح عدوان علی ضوء نظریّه برتولد بریخت لتجسید تلک التوترات على خشبه المسرح بما یعکس واقع المجتمع العربیّ وقضایاه المتشابکه وتحلیل الشخصیات الرئیسه وتطوراتها لبیان انعکاس الصراعات الاجتماعیّه والسیاسیّه فی العمل المسرحی. اعتمدت الدراسه على المنهج الوصفی التحلیلی، وأما نتائج الدراسه، فقد عکست المسرحیّه بشکل بارز التوترات الاجتماعیّه والسیاسیّه من خلال تطور الشخصیات والصراعات. تبدأ المسرحیّه بالحدیث الجانبی عندما یخاطب الحاجب الجمهور بجمل حواریه قصیره ومرکزه مثل هذا الحوار بین عبد الله وأبو سلیم. أهم صراع خارجی فی المسرحیّه هو الصراع بین النائب العام ومحامی الدفاع، حیث یکون فیه الصراع سببا فی الصراع الذی یلیه ویکون کل صراع أقوى وأکثر کثافه من الصراع الذی یسبقه. المسرحیّه مؤلفه من فصلین، إذ تعرض فی الفصل الأول خیوط الأزمه، وهی محاکمه الرجل الذی لم یحارب وتعرفنا الشخصیات والعلاقه بینها. کما أننا نعرف کل الشخصیات فیها کأبی الشکر والنائب العام والقاضی ومحامی الدفاع ونفهم قصدهم للحضور فی المحکمه. ویبین الفصل الثانی احتدام الصراع حتی یبلغ ذروته حینما اتهم النائب العام أبا الشکر بأن لیس لدیه أیّه مشاعر إنسانیه. یبدأ عدوان فی التغریب من العنوان بإدخاله التناقض الظاهری بین لفظه (المحاکمه) و(لم یحارب) أی عدم ارتکاب الفعل، ما یثیر استفهام لدی المتلقی. تلاعب عدوان باسم الشخصیه الأکثر تکراراً فی المسرحیّه، وهی شخصیه أبو الشکر الذی ترمز إلی الشعب العربیّ فینّزل علیها لعبه التأریخیه، فینادیه بالعدنانی مره ومره أخرى بالغسانی بالسخریه.
بررسی معادل یابی استعاره های مفهومی صحیفه سجادیه در بستر مبدأگرایی و مقصدگرایی (مطالعه موردی: ترجمه انصاریان و آیتی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
استعاره مفهومی اصطلاحی جدید و نوظهور در حوزه زبان شناسی شناختی است که منجر به فهم یک موضوع و حوزه مفهومی بر حسب حوزه مفهومی دیگر می شود. این جستار قصد دارد استعاره های مفهومی صحیفه سجادیه و نحوه بازتاب آن را در دو برگردان مشهور از این کتاب -حسین انصاریان و عبدالمحمد آیتی- در بستر مبدأگرایی و مقصدگرایی بررسی کند. 296 استعاره مفهومی بر اساس اصول تعریف شده لیکاف و جانسون در این کتاب یافت شد که تنها به بررسی نمونه هایی خواهیم پرداخت که تفاوت روش مترجمان در برگردان استعاره های مدنظر از منظر مبدأگرایی و مقصدگرایی بارزتر بوده است. این پژوهش با روش تحلیلی- توصیفی و با تکیه بر محورهای نظریه استعاره مفهومی که توسط لیکاف و جانسون ارائه شده است. نتایج حاکی از آن است که مفاهیم مجرد موجود در زبان دعا در صحیفه سجادیه ، اغلب از استعاره های وجودی به عینیت رسیده اند. مترجمان برای انتقال استعاره های مفهومی از زبان مبدأ به زبان مقصد از هر دو روش مبدأگرایی و مقصدگرایی استفاده کرده اند، اما نگاه و رویکرد آیتی به گونه ای بوده است که در برخی موارد مترجم سعی در ارائه ترجمه ای کاملاً وفادار به ساختار زبان مقصد داشته است و یا گاهی عبارات مدنظر را بدون ترجمه و عین لفظ مبدأ ذکر کرده است و همین امر باعث شده است تا ترجمه وی در برخی از نمونه ها نتواند استعاره های مفهومی را به درستی منتقل کند، اما روشی که انصاریان در انتقال این عبارات اتخاذ کرده است، منجر به نمود بهتر استعاره های مفهومی در زبان مقصد شده است.
سنجش و ارزیابی تکنیک های بازآفرینیِ ترجمه در رمان «ارواح کلیمانجارو» اثر ابراهیم نصرالله بر اساس نظریه لانس هیوسن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در فرآیند ترجمه، انتخاب های واژگانی (انتخاب کلمات و عبارات خاص) و ساختاری (انتخاب نحوه سازماندهی جملات و عبارات) هر دو نقشی کلیدی ایفا می کنند و بر یکدیگر تأثیر متقابل دارند. مترجم باید با در نظر گرفتن اهداف ارتباطی متن، ویژگی های فرهنگی و اجتماعی هر دو زبان مبدأ و مقصد و همچنین نیازهای مخاطب، بهترین انتخاب ها را انجام دهد تا پیام اصلی به شکلی مؤثر منتقل شود. این دقت و مهارت مترجم به طور مستقیم بر کیفیت نهایی ترجمه تأثیر می گذارد و در بازآفرینی متن و انتقال مؤثر پیام نقش حیاتی دارد. انتخاب های واژگانی به ویژه می توانند درک و تفسیر خواننده از متن را عمیقاً تحت تأثیر قرار دهند. رمان «ارواح کلیمانجارو» نوشته ابراهیم نصرالله و با ترجمه سید حمیدرضا مهاجرانی، اثری مهم است که به تجارب و احساسات فلسطینی ها می پردازد. این رمان به مضامین هویتی، فرهنگی و اجتماعی فلسطینی ها می پردازد و صعود آن ها به قله کلیمانجارو را به عنوان نمادی از اراده و تلاش برای رساندن پیام و هویتشان به جهانیان نشان می دهد. این صعود نمادی از ارتقای روحی و معنوی و عزم فلسطینی ها در مواجهه با سختی ها است. این جستار ادبی با روش توصیفی- تحلیلی و بر اساس بن مایه های تراسازگازی و نظریه لانس هیوسن به بررسی رمان «ارواح کلیمانجارو« و ترجمه آن توسط سید حمیدرضا مهاجرانی با تمرکز بر سطوح گزینش ساختاری و واژگانی در ترجمه می پردازد.
بررسی نقادانه مسئله گران بار از نظریه بودن مشاهده(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
آیین حکمت سال ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۳
32 - 7
حوزههای تخصصی:
مسئله تعیین رابطه بین نظریه و مشاهده که تحت عنوان «گران بار از نظریه بودن»، «نظریه مندی» یا «نظریه بار بودن» مشاهدات از آن یاد شده است، ازجمله مسائلی است که فیلسوفان علم تلاش کرده اند براساس مبانی معرفت شناختی و هستی شناختی خود، به آن پاسخ دهند. هدف اصلی این پژوهش، بررسی نقادانه این مسئله و ارائه تحلیلی معرفت شناختی از ابعاد مختلف آن است. این مطالعه درصدد است تا پس از واکاوی دیدگاه های مخالفان و موافقان این مسئله، و شناسایی نقاط قوت و ضعف هر رویکرد، با تفکیک دقیق، مراحل گوناگون فرآیند مشاهده، از انتزاع مفهوم حسی تا ساخت گزاره های مشاهدتی، جایگاه دقیق تأثیرپذیری از نظریه های پیشامشاهدتی را در هریک از این مراحل مشخص نماید. بهره گیری از آموزه های فلسفه اسلامی در زمینه فرایند دستیابی انسان به ادراک حسی از مواجهه با واقعیت محسوس تا ساخت گزاره های مشاهدتی در این پژوهش مورد تأکید است. بدین ترتیب، سوال اصلی پژوهش حاضر این است که، آیا مشاهدات علمی می توانند مستقل از نظریه های پیشامشاهدتی و پیش دانسته های محققان باشند؟، یا اینکه همواره تحت تأثیر چارچوب های مفهومی و نظری قرار دارند؟ این پرسش اساسی به سوالات فرعی مهمی منجر می شود که شامل امکان پذیری مشاهدات عاری از نظریه، تعیین مرز میان داده های حسی و تجارب مشاهدتی، نقش پیش دانسته های علمی در تفسیر مشاهدات، و تأثیر جهت گیری و دسته بندی مشاهدات بر نتایج نظریه پردازی تجربی است. روش شناسی این پژوهش براساس رویکردی تحلیلی-انتقادی، با بهره گیری از تحلیل های معرفت شناختی استوار است. در ابتدا، دیدگاه های مخالفان گران بار از نظریه بودن مشاهدات، ازجمله پوزیتیویست ها و استقراگرایان سطحی و پیچیده، مورد بررسی دقیق قرار گرفته و مبانی معرفت شناختی آنها واکاوی شده است. در ادامه، استدلال های موافقان این نظریه، شامل ابطال گرایان و فیلسوفانی همچون کوهن و پوپر، از منظر تأثیرپذیری مشاهدات و گزاره های مشاهدتی از نظریه های پیشینی تحلیل شده است. بخش کلیدی روش شناسی این پژوهش، تفکیک معرفت شناختی ابعاد مختلف مسئله است که در آن، فرآیند مشاهده به مراحل جداگانه ای تقسیم شده که شامل انتزاع مفهوم حسی یا انطباع حسی، انتزاع مفهوم خیالی، انتزاع مفهوم کلی ماهوی، ساخت مفهوم مرکب و صدور حکم و تصدیق، و در نهایت، به کار بردن الفاظ برای دلالت بر مفاهیم و تصدیقات است. این تفکیک امکان بررسی دقیق تر نقش نظریه ها در هر مرحله را فراهم کرده است. نتایج نشان می دهد که مسئله گران بار از نظریه بودن مشاهدات، نیاز به تمایز میان سطوح مختلف معرفتی دارد. به تعبیری دقیق تر، پاسخ به این مسئله درباره ادراکات تصوری و تصدیقی متفاوت خواهد بود. مفاهیم حسی و خیالی که نخستین نتایج تأثیرپذیری ابزارهای حسی از واقعیت خارجی هستند، در فرض صحّت و امانت داری اعضای حسی، عاری از نظریه بوده و میان افراد مختلف یکسان خواهند بود. همچنین، مفاهیم کلی ماهوی منتزع از امور محسوس نیز به دلیل اینکه تنها حاکی از ویژگی های مشترک میان مصادیق هستند، عاری از نظریه محسوب می شوند. علاوه بر این، قضایای بدیهی وجدانی که مستقیماً برگرفته از علم حضوری انسان نسبت به مفاهیم حسی، خیالی و کلی هستند، عاری از نظریه، بدیهی و یقینی می باشند. در مقابل، گزاره های مشاهدتی غیربدیهی که خبر از اصل وجود یا عوارض امور محسوس خارجی می دهند، گران بار از نظریه هایی هستند که صدق این گزاره ها منوط به صدق آن نظریه ها است. تفکیک میان توصیف مشاهدات و تفسیر آن ها امکان پذیر بوده و ادعای عدم انفکاک این دو، مبتنی بر خلط میان سطوح مختلف ادراک است. بر این اساس، مسئله گران بار از نظریه بودن مشاهدات نیاز به رویکردی تفصیلی دارد که میان سطوح مختلف معرفتی تمایز قائل شود. برخلاف ادعای پوزیتیویست ها، آغاز علم با مشاهده صرف و خالی از هرگونه پیش فرض امکان ناپذیر است؛ چراکه گزاره های مشاهدتی که در استدلال های تجربی به کار می روند، گران بار از نظریه هستند. در عین حال، برخلاف ادعای موافقان مطلق گران بار از نظریه بودن مشاهدات، بخش هایی از فرایند مشاهده، یعنی مفاهیم حسی، خیالی و کلی ماهوی، و همچنین وجدانیات، عاری از نظریه محسوب می شوند. این یافته نشان می دهد که نه عاری از نظریه بودن مطلق مشاهدات صحیح است و نه گران بار از نظریه بودن آن ها به نحو مطلق. بنابراین، راه حل مناسب، پذیرش موضعی است که در آن، ضمن اذعان به نقش نظریه ها در برخی جنبه های مشاهده، امکان دستیابی به مؤلفه هایی عاری از نظریه در فرآیند شناخت تجربی را نیز محفوظ می دارد. این نتیجه گیری اهمیت ویژه ای دارد؛ زیرا نشان می دهد که علم می تواند بر مبنای محکمی استوار باشد، بدون اینکه به رویکرد قابل نقد استقراگرایان سطحی و پوزیتیویست ها بازگردد.
بررسی سیاست کیفری تقنینی ایران و ترکیه در قبال قاچاق انسان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فقه جزای تطبیقی دوره ۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
117 - 127
حوزههای تخصصی:
قاچاق انسان یکی از معظلات فراروی ایران و ترکیه است. همین امر بررسی سیاست کیفری تقنینی دو کشور در مواجهه با قاچاق انسان را به یک ضرورت مبدل ساخته است. بر همین اساس هدف مقاله حاضر بررسی سیاست کیفری ایران و ترکیه در قبال این پدیده است. این مقاله توصیفی تحلیلی است و با استفاده از روش کتابخانه ای به بررسی سؤال مورد اشاره پرداخته است. یافته های نشان می دهد که در حقوق ایران قانون گذاری در زمینه قاچاق انسان با خلأ هایی مواجه است: درخصوص جرم انگاری خاص کودکان، قانون ویژه ای وضع نشده و در حمایت از بزه دیده گان اقدامی صورت نگرفته است، ضمن این که جرم و مجازات تناسب لازم را ندارد. علاوه بر این، با اولویت دادن قانون مجازات اسلامی بر قانون مبارزه با قاچاق انسان، عملاً جرم قاچاق را زمانی می پذیرد که عدم وقوع سایر جرایم کاملاً احراز شود. چنین رویکردی برای کشوری چون ایران که در معرض قاچاق گسترده انسان است، دلیل منطقی قانع کننده ای به نظر نمی رسد. در ترکیه، قانون گذار علاوه بر سیاست کیفری تقنینی، سیاست کیفری مشارکتی را هم اتخاذ کرده است. درواقع، ترکیه از تدابیر غیرکیفری نیز بهره برده است.
عین القضات و آزادی عقیده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۸۳
39 - 60
حوزههای تخصصی:
آزادی از جمله بخشش های خداوند به انسان است که در سعادت و سلامت جامعه نقشی اساسی دارد. پیامبران برای زدودن موانع درونی و بیرونیِ آزادی و نهادینه کردن آن در جامعه، رنج بسیارکشیده اند. نقشی که عرفا در پیاده کردن آموزه های پیامبران داشته اند، نیز ستودنی است. عین القضات که از پیشروان عرفان ایرانی- اسلامی است، در آثار خود به آزادی و جلوه های گوناگون آن، چون آزادی بیان، آزادی تفکر، آزادی عقیده، آزادی مذهب و... بی توجه نبوده است. نویسندگان در این مقاله که به شیوه توصیفی- تحلیلی انجام شده است، تلاش می کنند تا آزادی را در دو گونه از آن، یعنی آزادی بیان و آزادی عقیده و اندیشه از نگاه عین القضات واکاوند. آزادی بیان در دو محورِ انتقاد از حاکمان زمان و انتقاد از علمای هم عصر بررسی می شود. آزادی عقیده و اندیشه نیز در سه محورِ عادت ستیزی و نکوهش تقلید، ستایش ابلیس و آزادی مذهب مورد تجزیه و تحلیل قرارمی گیرد.
بررسی فقهی مسئولیت در آسیب دیدگیِ سارق به واسطه موانع الکتریکی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فقهی دوره ۲۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
65 - 78
حوزههای تخصصی:
یکی از روش های پی ش گیری از سرقت استفاده از حفاظ و فنس الکتریکی است که در صورت استفاده مالک از برقِ فشار قوی، با لمسِ حفاظ توسط سارق، آسیب جدی یا حتی مرگِ وی رقم می خورد. تحقیق پیش رو با توجه به فتاوای برخی فقهای معاصر، مبنی بر عدمِ ضمانِ مالک، در پی پاسخ به این پرسش است که «چه مستندات فقهی را می توان بر عدمِ ضمان مالک اقامه کرد؟» و «با بررسی نقدهای وارده چه حکمی قابل انتظار است؟» تحقیق، که با روش داده پردازیِ توصیفی و تحلیلی صورت پذیرفته، نشان داد هرچند مالک حق تصرف در ملکِ خود را دارد، رعایت ترتیب الاسهل فالاسهل لازم است و در صورت ناکارآییِ شوک های ضعیف تر اقداماتی نظیر نصب تابلوی هشدار در برق شدید رافع مسئولیتِ مالک است؛ ضمن اینکه با وجود ادله قطعی بر حرمت خون مسلمان و تحقق انتساب به جهت سببیت اقوی از مباشر، که ضمان مالک را محقق می کنند، نیز نبودِ دلایل کافی بر رفعِ ضمانِ مالک، حکمِ ضمانِ او در تصرفات نامشروع محکَّم خواهد بود.
A Plan for the Future Islamic Philosophy(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ فلسفه اسلامی سال ۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
29 - 61
حوزههای تخصصی:
For several centuries, Islamic philosophy has been in a state of "isolation," meaning it has lost its contemporaneity; it neither solves "problem" nor, at the very least, actively and seriously engages with contemporary issues. This paper, while addressing the nature, possibility, and realization of Islamic philosophy; the achievements of Islamic philosophy; and the historical evolution of Islamic philosophy (in early, late, and contemporary periods), distinguishes three types of Islamic philosophy: Islamic philosophy as a concept; Islamic philosophy as an actualized phenomenon (Peripatetic, Illuminationist, Sadrian, and Neo-Sadrian); and the future Islamic philosophy. The future Islamic philosophy is an ideal one, could emerge later, contingent on certain conditions and prerequisites, such as addressing contemporary issues, particularly socio-cultural and practical issues. It seems that the survival of Islamic philosophy and its avoidance of becoming merely historical -in contrast to the idea of the "end of Islamic philosophy"- depends on this. Since the ideal Islamic philosophy is one that solves problem, this naturally requires problem-oriented philosophical research. Thus, highlighting the importance of problem-oriented research; the nature of a problem; and the differences between a problem, subject, question, and difficulty, the paper will propose the most important and central strategies that could actualize the future or ideal Islamic philosophy. These strategies include: philosophical attention to new sciences and technologies; considering the fourth wave in philosophy; engaging with "Philosophy of"; adopting concrete approaches in philosophy; conducting interdisciplinary researches in philosophy; and employing new methods in philosophy.
تأثیر خیار بر محدودیت های تصرفات مالی ناقل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فقهی دوره ۲۱ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
195 - 208
حوزههای تخصصی:
بر اساس دیدگاه مشهور فقیهان و قانون مدنی ایران در عقد بیع، به محض انعقاد عقد، ملکیت مبیع به خریدار و ملکیت ثمن به فروشنده منتقل می شود. یکی از آثار انتقال مالکیت آن است که طرف قراردادی می تواند در عوضی که به وی رسیده است هر نوع تصرفی انجام دهد. حال اگر در عقد برای یکی از طرفین حق خیار وجود داشته باشد، تصرفات طرفی که حق خیار ندارد در عوضی که به وی رسیده چه وضعیتی دارد؟ این سؤال به خصوص آن گاه بسیار اهمیت پیدا می کند که طرف مقابل بخواهد در عوض قراردادی تصرفی کند که لازمه اش اتلاف مال یا انتقال و از دسترس خارج شدن مال باشد. فقها در پاسخ به این سؤال دیدگاه واحدی ندارند. برخی تصرفات من علیه خیار را مردود می دانند و گروهی به طور مطلق حکم به جواز تصرفات می کنند و در نهایت برخی بین خیارات قانونی و قراردادی قائل به تفکیک هستند. در مقاله حاضر که مبتنی بر روش توصیفی تحلیلی است این نتیجه به دست می آید که باید بین خیارات فرق گذاشت؛ خیاراتی که به اراده طرفین در قرارداد جعل می شوند مانع از تصرف طرف مقابل در عین هستند ولی خیارات قانونی مانع از تصرفات طرف مقابل نخواهند بود.