سنجش و ارزیابی تکنیک های بازآفرینیِ ترجمه در رمان «ارواح کلیمانجارو» اثر ابراهیم نصرالله بر اساس نظریه لانس هیوسن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در فرآیند ترجمه، انتخاب های واژگانی (انتخاب کلمات و عبارات خاص) و ساختاری (انتخاب نحوه سازماندهی جملات و عبارات) هر دو نقشی کلیدی ایفا می کنند و بر یکدیگر تأثیر متقابل دارند. مترجم باید با در نظر گرفتن اهداف ارتباطی متن، ویژگی های فرهنگی و اجتماعی هر دو زبان مبدأ و مقصد و همچنین نیازهای مخاطب، بهترین انتخاب ها را انجام دهد تا پیام اصلی به شکلی مؤثر منتقل شود. این دقت و مهارت مترجم به طور مستقیم بر کیفیت نهایی ترجمه تأثیر می گذارد و در بازآفرینی متن و انتقال مؤثر پیام نقش حیاتی دارد. انتخاب های واژگانی به ویژه می توانند درک و تفسیر خواننده از متن را عمیقاً تحت تأثیر قرار دهند. رمان «ارواح کلیمانجارو» نوشته ابراهیم نصرالله و با ترجمه سید حمیدرضا مهاجرانی، اثری مهم است که به تجارب و احساسات فلسطینی ها می پردازد. این رمان به مضامین هویتی، فرهنگی و اجتماعی فلسطینی ها می پردازد و صعود آن ها به قله کلیمانجارو را به عنوان نمادی از اراده و تلاش برای رساندن پیام و هویتشان به جهانیان نشان می دهد. این صعود نمادی از ارتقای روحی و معنوی و عزم فلسطینی ها در مواجهه با سختی ها است. این جستار ادبی با روش توصیفی- تحلیلی و بر اساس بن مایه های تراسازگازی و نظریه لانس هیوسن به بررسی رمان «ارواح کلیمانجارو« و ترجمه آن توسط سید حمیدرضا مهاجرانی با تمرکز بر سطوح گزینش ساختاری و واژگانی در ترجمه می پردازد.