فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۱ تا ۶۰ مورد از کل ۳۷٬۷۱۹ مورد.
منبع:
علوم خبری سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۴
76 - 100
حوزههای تخصصی:
هدف: این مقاله در ابتدا با هدف بررسی مسئله افشاگری در انتخابات شکل گرفت، از آنجا که رسانه ها امروزه در امر انتخابات نقشی بسیار اساسی دارند و یکی از نکاتی که برای برنامه ریزی و مدیریت درست رسانه ها در مسائل سیاسی_اجتماعی مانند انتخابات لازم است توجه به شگردهایی که بر دنیای رسانه حاکم است که بدون توجه به این شگردها یک مساله اجتماعی مانند افشاگری به یک بحران تبدیل خواهد شد؛ بر همین اساس در این مقاله تلاش شده است تا با تکیه بر مبنای مدل ترکیبی مسئله شناسی سیاسی_اجتماعی لوزیک، که یک مدل مشهور در شناسایی و حل مشکلات سیاسی_اجتماعی است، مساله افشاگری در انتخابات مورد بررسی قرار گرفته تا بتوان بر مبنای این مدل به ارائه راه حل هایی مناسب در این زمینه رسید و از عواقبی که به دنبال آن ممکن است دامن گیر جامعه شود و یک بحران را ایجاد کرد را مدیریت کرد؛ بر همین اساس سوال اصلی تحقیق عبارت از «مساله شناسی افشاگری در انتخابات با تاکید بر شگردهای رسانه چیست؟» می باشد. روش: جمع آوری اطلاعات این مقاله به صورت اسنادی بوده است و پس از جمع آوری اطلاعات داده ها براساس رویکرد تفسیری در قالب محتوای کیفی که در مدل مسئله شناسی لوزیک مطرح شده است، صورت گرفته است.یافته ها: یافته های این تحقیق که با روش مطرح شده به دست آمده است، عبارتند از شگردهای رسانه ای از قبیل اغراق و مبالغه، ایجاد تفرقه، تحریف و شایعه سازی که با توجه به 6 مولفه لوزیک؛ «نیاز»، «نارضایتی» و «محرومیت»، «مسئله دار بودن»، «مشترک» و «تغییرپذیر»؛ گاها این شگردها در ایام انتخابات در رسانه ها پیاده سازی می شود که براساس 6 مولفه مدل مساله شناسی لوزیک این شگردها تحت عنوان آگاهی بخشی جهت انتخاب اصلح منجر به ایجاد یک مساله تحت عنوان افشاگری در انتخابات شده است و ایجاد این مساله سیاسی_ اجتماعی به راحتی با اجرای راهکارهای مطرح شده در مدل لوزیک قابل مدیریت و جلوگیری از بحران ها و شکل گیری مساله های سیاسی_ اجتماعی دیگری است. نتایج : براساس یافته های تحقیق عدم مدیریت درست مساله افشاگری در انتخابات با تاکید بر مدل مساله شناسی لوزیک، منجر به شکل گیری افشاگری در ایام انتخابات به عنوان یک مساله سیاسی_اجتماعی مهم شده است که اگر براساس راهکارهای لوزیک مانند اخلاقیات سازمانی و انسانی این مساله مدیریت نشود نتایجی از جمله کاهش اثربخشی انتخابات یا چرخش نخبگان در بهبود وضع موجود و رفع مشکلات در نگاه مردم، همچنین کاهش سرمایه اجتماعی و نتایج دیگری از این دست را در پی دارد که انتظار می رود با مدیریت درست رسانه ها و پرهیز از آگاهی بخشی ذیل شگردهایی که با سو استفاده از این ابزار آگاهی بخش به بیان مطالبی با عنوان افشاگری ها در ایام انتخابات می پردازند که اثرات بسیار زیادی را در جامعه می گذارد و از جمله اثرات منفی مسئله افشاگری در داخل کشور کاهش مشارکت در انتخابات، و در خارج از کشور از دست دادن عزت ملی است که باید از آن جلوگیری کرد تا از طریق آن آرامش روانی و اعتماد سیاسی را به جامعه برگرداند.
تأثیر سیستم های هوش مصنوعی در تولید خودکار محتوای خبری بر کیفیت و استانداردهای حرفه ای روزنامه نگاری: یک فراتحلیل کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم خبری سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۴
101 - 120
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش به بررسی تأثیر سیستم های هوش مصنوعی در تولید خودکار محتوای خبری بر کیفیت و استانداردهای حرفه ای روزنامه نگاری می پردازد. روش: با استفاده از روش فراتحلیل کیفی، 27 مقاله علمی منتشر شده بین سال های 2019 تا 2024 مورد بررسی قرار گرفته است. این مقالات با استفاده از نمونه گیری هدفمند از پایگاه های داده علمی معتبر انتخاب شده اند. یافته ها: نتایج نشان می دهد استفاده از هوش مصنوعی تأثیرات متنوعی بر کیفیت محتوای خبری داشته است. از یک سو، هوش مصنوعی پتانسیل افزایش سرعت، حجم و دقت تولید خبر را دارد و می تواند به پوشش گسترده تر موضوعات خبری کمک کند. برخی مطالعات نشان داده اند که محتوای تولید شده توسط هوش مصنوعی از نظر خوانندگان، عینی تر و کمتر جانبدارانه ارزیابی شده است. از سوی دیگر، هوش مصنوعی همچنان با چالش هایی در زمینه خلاقیت، تفکر تحلیلی، درک ظرافت های زبانی و رعایت اصول اخلاقی مواجه است. در زمینه انطباق با استانداردهای حرفه ای روزنامه نگاری، نتایج متناقضی مشاهده شده است. نقش روزنامه نگاران نیز به تدریج از انجام وظایف تکراری به سمت تحلیل های عمیق تر، نظارت بر محتوای تولیدشده توسط هوش مصنوعی و توسعه مهارت های جدید تغییر کرده است. نتیجه گیری: استفاده از هوش مصنوعی در روزنامه نگاری، ضمن ارائه پتانسیل های قابل توجه، چالش های جدی را نیز ایجاد می کند. رویکرد "روزنامه نگاری اگزو"، که ترکیبی از توانمندی های هوش مصنوعی و مهارت های انسانی است، به عنوان راهکاری برای بهره برداری از مزایای هوش مصنوعی و حفظ همزمان ارزش های اساسی روزنامه نگاری پیشنهاد می شود. این یافته ها بر اهمیت توجه به جنبه های اخلاقی، حرفه ای و اجتماعی استفاده از هوش مصنوعی در روزنامه نگاری تأکید می کنند و ضرورت تحقیقات بیشتر در این زمینه را آشکار می سازند.
تبیین جامعه شناختی رابطه بین تکثرگرایی با عرفی شدن دبیران آموزش و پرورش شهر اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم اجتماعی (فردوسی مشهد) سال ۲۲ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
165 - 208
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی ارتباط بین تکثرگرایی با عرفی شدن دبیران آموزش و پرورش می پردازد. جامعه آماری کلیه دبیران مشغول به تدریس در مقطع متوسطه (اول و دوم) شهر اصفهان در سال تحصیلی 1402 است. روش پژوهش، پیمایشی است و نمونه ها با روش نمونه گیری سهمیه ای انتخاب شده اند؛ ابزار گردآوری داده ها نیز، پرسشنامه و از نظر زمانی مقطعی است. یافته های مدل معادله ساختاری نرم افزار Amos نشان می دهد که برآوردهای مربوط به شاخص های برازش کلیت مدل و پارامترهای اصلی در تمام فرضیه های مستقیم اثر تکثرگرایی بر عرفی شدن دبیران معنادار است. همچنین متغیرهای میانجی (تروما، کیفیت زندگی و خرده فرهنگ بین المللی) در رابطه بین تکثرگرایی و عرفی شدن، بیانگر این است که مدل تدوین شده توسط داده های پژوهش حمایت می شوند که به لحاظ آماری معنادار بوده و رابطه مستقیم و قوی است. بنابراین با توجه به مقدار ضریب تأثیر غیرمستقیم متغیر تکثرگرایی، می توان گفت این میانجی ها مستقیم و از نوع جزئی است. در مجموع، یافته های پژوهش هر چند حاکی از تأیید نظریات برگر و هابرماس و دین دار بودن و البته حرکت پرشتاب دبیران به سوی عرفی شدن است؛ بعضاً نشان دهنده حفظ ته نشست های پارتویی در بحث دین و پایبندی به آن دارد؛ ولی شکل جدیدی از دین ورزی یا همان «واسازی» یا «بی شکلی دین ورزی» را نشان می دهد.
آسیب شناسی نظام جبران خدمات نیروی انسانی و ارائه الگوی مناسب در بانک ملی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر درصدد شناسایی چالشهای موجود بانک ملی جهت طراحی الگوی مطلوب نظام جبران خدمات است. ابزار گردآوری دادهها مصاحبههای نیمه ساختارمند در بخش کیفی و در بخش کمی پرسشنامههای مدلسازی ساختاریتفسیری، دلفی فازی و اعتبار یابی الگو بودند. جامعه آماری متخصصان مدیریت منابع انسانی و مدیران خبره بانک ملی باسابقه بیش از 15سال در امور منابعانسانی بوده و نمونهگیری به روش هدفمند و ملاک محور انجامشده است. با استفاده از تحلیل مضمون، آسیبها در سه بخش جبران خدمات بیرونی مالی، جبران خدمات بیرونی غیرمالی و جبران خدمات درونی شناسایی گردید و پایایی عوامل شناسایی شده با استفاده از شاخص کاپا 785/0 بدست آمد. در مرحله بعد، با استفاده از تکنیک دلفی فازی جهت غربالگری شاخصها نتایج بهدستآمده؛ حاکی از تأیید 14 تم اصلی و 87 تم فرعی شناساییشده بهعنوان عوامل نظام جبران خدمات از دیدگاه خبرگان بود. سپس، با استفاده از تحلیل شکاف، وضعیت عوامل شناساییشده با وضعیت مطلوب موردبررسی قرار گرفتند کهعوامل استراتژیک، مزایای قانونی مالی و غیرمالی، مزایای جانبی، پرداختهای عملکرد، پرداختهای استاندارد، عوامل فردی، نگرش و شرایط شغلی درنهایت با استفاده از روش مدلسازی ساختاری تفسیری ISM مدل نهایی احصاء شد و جهت درجه تناسب و اعتبار الگو مدل نهایی از پرسشنامه اعتبار یابی الگو از دیدگاه خبرگان و مدیران باتجربه بانکی استفاده شد که با استفاده از 8 عامل مدل (گلی است ، اشتراوس ) اعتبار درونی و بیرونی مدل نهایی مورد تأیید قرار گرفت.
تحلیلی آینده پژوهانه از پیامدهای خودمراقبتی اجتماعی زنان در افق 1430: مطالعه ای در شهر یزد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تداوم و تغییر اجتماعی سال ۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
393 - 412
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: خودمراقبتی اجتماعی پرورش هدفمند روابط سالم و تقویت تعاملاتی است که به زندگی ما غنا بخشیده و تأثیر عمیقی بر تاب آوری، نشاط و حمایت اجتماعی ادراک شده ما دارند. در جهان مملو از پیچیدگی و آسیب، کاوش درباره آینده های بدیلِ موضوعات مهمی چون خودمراقبتی اجتماعی در راستای تحقق جامعه ای سالم ضرورت می یابد. از این رو هدف پژوهش حاضر ارائه سناریوهایی از آینده وضعیت خودمراقبتی اجتماعی در چارچوب روش چرخ آینده است. روش و داده ها : روش تحقیق، تحلیل مضمون بوده و پیامدها با استفاده از تکنیک چرخ آینده، بازنمایی شده اند. علاوه براین، آینده ی وضعیت خودمراقبتی اجتماعی زنان شهر یزد سناریوپردازی شد. مشارکت کنندگان در این پژوهش، 10 نفر از خبرگانِ حوزه علوم اجتماعی، پزشکی و مشاوره بوده اند و نمونه گیری براساس نمونه گیری هدفمند انجام شد. یافته ها: نتایج در قالب چرخ آینده ای که از 4 پیامد مرتبه اول، 11 پیامد مرتبه دوم و 24 پیامد مرتبه سوم تشکیل شده است، ارائه گردید. براساس پرتکرارترین و مهم ترین پیامدها و مشخص نمودن راهکارهای مدیریت آن، سناریوهای محتمل آینده خودمراقبتی اجتماعی در چشم انداز 1430 با عنوان ترمیم پیوندها و پیوندهای خشک شده، ارائه شدند و تداوم یا تغییر وضعیت مورد بررسی را به تصویر کشیدند. بحث و نتیجه گیری: برای دستیابی به تصویری خوشبینانه از آینده وضعیت خودمراقبتی اجتماعی زنان در یزد، یعنی ترمیم پیوندها، نیازمند تأسیس سازمان خودمراقبتی، آموزش خودمراقبتی اجتماعی، احیای مجدد سرمایه اجتماعی، افزایش سطح رفاه اجتماعی و شناسایی موانع تحقق خودمراقبتی اجتماعی در سطح مطلوب هستیم. پیام اصلی: فقدان مهارت های خودمراقبتی اجتماعی، زنان را با پیامدهای منفی متعددی همچون تنهایی، روابط پرخطر و نبود حمایت اجتماعی روبرو می سازد. درک این واقعیت و شناسایی این پیامدها، اهمیت توجه به سناریوهای محتمل در عرصه سیاستگذاری و راهکارهای مداخله ای برای تغییر این وضعیت را در اولویت قرار می دهد.
تجربه جنگ و زمینه های منجر به اختلال افسردگی: مطالعه کیفی در ولایت بامیان افغانستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تداوم و تغییر اجتماعی سال ۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
521 - 542
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: جنگ به عنوان یکی از مهم ترین عوامل و نیروهای تغییر اجتماعی، تأثیرات جدی بر سلامت روانی- اجتماعی افراد و گروه های آسیب پذیر به جای می گذارد. هدف پژوهش حاضر، واکاوی دلالت های اجتماعی شیوع اختلال افسردگی در ولایت بامیان افغانستان، ناظر به پدیده جنگ است. روش و داده ها : مطالعه کیفی حاضر در سال 1403 و میان 45 بیمار با تشخیص اختلال افسردگیِ در بخش روان پزشکی در بیمارستان ولایت بامیان انجام شد. داده های حاصل از مصاحبه های نیمه ساختاریافته، به روش تحلیل مضمون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد که مشارکت کنندگان تجارب ناگوار فردی، خانوادگی و اجتماعی از جنگ داشته اند. به تجربه آن ها، جنگ مهم ترین دلیل اختلال افسردگی در میان آن ها و بعضی از بستگان بوده است. جنگ زمینه انواع آسیب را به وجود می آورد که افسردگی یکی از آن هاست. چهار مضمون اصلی احصاء شده عبارتند از رکود اجتماعی-اقتصادی، فقر، خشونت، و جامعه اضطرابی . بحث و نتیجه گیری: افسردگی اگر چه یک اختلال روانی است و عموماً در چارچوب نظریه های روان شناسی و روانپزشکی تحلیل می شود، اما می تواند در شرایط خاص مثل جنگ، برساختی اجتماعی باشد و شیوع یابد. تحقیق حاضر نشان می دهد که بازماندگان جنگ، مشکلات روانی و اجتماعی عدیده ای دارند که نیازمند توجه و سیاستگذاری است. پیام اصلی: جنگ به عنوان یک عامل مهم تغییر، می تواند پیامدهای مخربی بر سلامت روان یک جامعه به ویژه شیوع افسردگی به جای بگذارد که برخی از پیامدها ممکن است حتی در نسل های متمادی ادامه یابد.
سواد مالی، ویژگی های جمعیت شناختی و تقسیم مسئولیت های مالی خانوار: مطالعه زوجین خوزستان و کردستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال ۲۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۸۲
88 - 107
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر تلاش دارد تا رابطه بین سواد مالی و تقسیم مسئولیت های مالی در سطح خانوار را با تاکید بر ویژگی های جمعیت شناختی مورد مطالعه و بررسی قرار دهد. این پژوهش به لحاظ هدف کاربردی و به لحاظ گردآوری داده ها توصیفی-مقطعی است. جامعه آماری پژوهش حاضر زوجین ساکن در استان های خوزستان و کردستان بودند که از بین آنان 213 زوج به روش تصادفی ساده انتخاب شدند. برای آزمون فرضیه های پژوهش از ضریب کاپای کوهن، رگرسیون لجستیک باینری و رگرسیون چند سطحی (آمیخته) دوتایی استفاده شده است. براساس یافته های پژوهش حاضر، زوجین در مراحل مختلف مدیریت مالی خانوار (خرید و حسابداری، دریافت و بازپرداخت وام، پس انداز و سرمایه گذاری، بیمه) مشارکت دارند. همچنین یافته های این پژوهش نشان می دهد بین زوجین در خصوص تقسیم مسئولیت های مالی خانوار (همچون پیشنهاد، تصمیم گیری و اجرا اقدامات مالی) توافق وجود دارد، اما میزان این توافق در سطح پایینی قرار دارد. طبق نتایج حاصل از رگرسیون آمیخته مسئولیت امور مالی خانوار عمدتاً بر عهده مردان است. از میان هفت متغیر جمعیت شناختی تنها دو متغیر جنسیت و تحصیلات بر سواد مالی (ذهنی و عینی) اثرگذار است.
تحلیل مشارکت اجتماعی در بین جوانان ایرانی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
رفاه اجتماعی سال ۲۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۹۸
125 - 166
حوزههای تخصصی:
مقدمه: با عنایت به ضرورت مشارکت اجتماعی جوانان در تحقق توسعه، مطالعه حاضر به بررسی وضعیت مشارکت اجتماعی در بین جوانان کشور می پردازد. روش: روش شناسی تحقیق حاضر، کمّی و روش آن پیمایش بود. حجم نمونه شامل 4000 نفر از جوانان 18 تا 35 سال ساکن در نقاط شهری مراکز 15 استان کشور بود که برای دسترسی به آنها در سطح پهنه ها و استان های منتخب، از ترکیبی از روش های نمونه گیری های خوشه ای چندمرحله ای، طبقه بندی شده متناسب با حجم و دردسترس استفاده شد. یافته ها: میزان مشارکت اجتماعی کل در بین جوانان در سطح پایین است. بطوریکه حدود نیمی از آنها از مشارکت اجتماعی پایین برخوردار بوده و مشارکت اجتماعی در بین یک سوم آنها بالا بود. البته بخشی از میزان بالای مشارکت اجتماعی کل، بخاطر میزان نسبتاً بالاتر مشارکت اجتماعی ذهنی جوانان از مشارکت اجتماعی عینی آنهاست که منجر شد تا نسبت کل مشارکت اجتماعی آنها نیز افزایش یابد. در بین ابعاد مشارکت اجتماعی، میزان ابعادِ ارزیابی از اعتماد جامعه به جوانان برای مشارکت اجتماعی، مسئولیت پذیری اجتماعی و نگرش به کار مشارکتی بیشتر از بقیه ابعاد است و کمترین میزان مربوط به ابعاد مشارکت اجتماعی رسمی، داوطلبانه گرایی و درگیری مدنی رسمی می باشد. بحث: یافته ها دلالت بر آن دارد که علیرغم یکسانی سطح پایین مشارکت اجتماعی در بین اقشار مختلف جوانان، دامنه این مشارکت الگوی متکثری دارد و متغیرهایی چون جنسیت، وضعیت اشتغال، نوع اشتغال، طبقه و سطح توسعه استان، دامنه آن را متعیّن می سازند.
بررسی انتقادی انگاره «خدا» در اندیشه های فمینیستی آمنه ودود(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه پژوهی فرهنگی سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۵۸)
181-215
حوزههای تخصصی:
متفکرین دیدگاه زنانه نگر با ترسیم انگاره ای متفاوت از خداوند، نظام های الهیاتی جدیدی به وجود آورده اند. با توجه به شکل گیری جریان های فکری زنانه نگر در میان مسلمانان، این پژوهش «انگاره ی خدا» را در اندیشه «آمنه ودود» بررسی می کند. هدف از این پژوهش بررسی نقادانه ی برخی مبانی الهیات زنانه نگر اسلامی است. از نظر ودود الهیات سنتی به دلیل گرفتار شدن در محدودیت های «زبانی» انگاره ی «خدای مذکر» را برساخت کرده است؛ اما روش تفسیری هرمنوتیک توحیدی، با پیراستن وحی از محدودیت های زبانی، از انگاره ی خدای مذکر فراتر رفته و خدا را با «صفات زنانه و مردانه» درنظر می گیرد، این انگاره، در باب دو صفت «توحید» و «عدل» نیز «روابط معاوضه ای» و «پارادایم توحیدی» را پیشنهاد می کند. بر اساس یافته های پژوهش، دیدگاه ودود با نقدهایی همچون نقض کمال الهی، دوئیت انگاری ذات و صفات، ذوالوجهین دانستن ذات الهی، همه خداانگاری و... مواجه است. روش این پژوهش توصیفی تحلیلی، با رویکرد انتقادی است.
تبیین جامعه شناختی نگاه اقلیت ها به تضاد بین قومی (مورد مطالعه: قوم بلوچ در سیستان و بلوچستان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم اجتماعی (علامه طباطبایی) سال ۳۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۰۸
143 - 184
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر می کوشد به این سوال پاسخ دهد که چه عواملی بر تشدید تضاد بین قومی از نگاه بلوچ ها به عنوان یک گروه اقلیت دخیل هستند؟ بدین منظور، برای پاسخ به این سوال مدل تبیینی ای ارائه شده است که با تأسی از چارچوب نظری پژوهش حاضر، تأثیر متغیرهای ارزیابی از سیاست های قومی دولت، احساس تبعیض، کنش قوم مدارانه نخبگان قومی و هویت های ملی، قومی و مذهبی را تبیین کند. برای جمع آوری داده ها از تکنیک پیمایش با ابزار پرسشنامه ساختمند استفاده شد. این داده ها از میان نمونه ای به حجم 250 نفر از قوم بلوچ با انتخاب از طریق روش نمونه گیری خوشه ای متناسب با حجم به دست آمدند. داده های گردآوری شده با به کارگیری مدلسازی معادلات ساختاری مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج پژوهش نشان داد از نگاه بلوچ ها، عامل ارزیابی از سیاست های قومی دولت(0.63**)، ارزیابی از کنش قوم-مدارانه نخبگان قومی(0.38**)، احساس تبعیض(0.27**)، هویت ملی(0.52-**)، هویت مذهبی(0.41**) و هویت قومی(0.34**) اثر معناداری بر تضاد بین قومی دارند. علاوه بر این، از میان کلیه متغیرهای معنادار، متغیر ارزیابی از سیاست های قومی دولت بیشترین تاثیر و متغیر احساس تبعیض کمترین اثر را بر تضاد بین قومی از نگاه بلوچ ها داشته اند.
در جستجوی معنای رنج؛ واکاوی تجارب زیسته قربانیان تجاوز جنسی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خشونت به مثابه رفتاری که به نحو مؤثری در عرصه اجتماع خودنمایی می کند، از منظر جامعه شناختی قابل تحلیل است. پدیده خشونت به خصوص خشونت جنسی پدیده ای چندعاملی است. بر این مبنا علت و ابعاد بروز آن را باید در شکل های مختلف و مسائل بسیاری سراغ گرفت. این مطالعه با هدف بررسی نقش مادران در بزه دیدگی جنسی دختران انجام گرفته است.روش مطالعه حاضر کیفی از نوع پدیدارشناسی است. داده ها با استفاده از تکنیک مصاحبه عمیق و نیمه ساختاریافته با رعایت اشباع نظری از بین 21 نفر از زنان و دختران کشور که حداقل یک بار مورد تجاوز جنسی قرار گرفته اند، به روش نمونه گیری هدفمند و با رعایت حداکثر تنوع به دست آمده است.با توجه به پاسخ ها، شش مقوله مشخص شدند: 1. گسست و بحران در نقش مادری؛ 2. مادر و بازتولید آسیب های جنسی و عاطفی؛ 3. انفعال و انقیاد (مادران بی قدرت)؛ 4. شکست مادری؛ 5. تبعیض جنسیتی مادری؛ 6. روابط آشفته مادری. مقوله مرکزی در این پژوهش، چرخه بحران مادری، گسست نقش و زخم های بازتولید است.یافته ها نشان می دهد این مادران نقش مهمی در قربانی شدن دخترانشان داشته اند. نهایت امر اینکه مطابق یافته ها، بحران مادری یک چرخه خودتکثیرشونده است. مادرانی که به هر دلیلی خود قربانی ساختارهای خشونت بوده اند، در بازتولید آسیب ها در نسل بعدی نقش مهمی داشته اند. این چرخه محصول درهم تنیدگی عوامل ساختاری (مانند نابرابری جنسیتی)، نهادی (مانند ناکارآمدی سیستم های حمایتی)، و بین فردی (مانند ارتباطات خانوادگی مشوش) است؛ بنابراین خشونت جنسی صرفاً اتفاقی ساده نیست، بلکه فرایندی است که ریشه در بسترهای ژرف دارد.
کاوشی در سبک زندگی پست مدرن در بین زنان جوان شهر تهران؛ یک نظریه داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگی و ارتباطات سال ۲۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۹
301 - 337
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به دنبال مطالعه سبک زندگی پست مدرن زنان جوان شهر تهران است و طی آن کوشش شد فهم و تفسیر این زنان از سبک زندگی پست مدرن در قالب روش شناسی تفسیری و نظریه زمینه ای مورد واکاوی قرار گیرد. رویکرد روش شناختی این پژوهش کیفی و از نوع نظریه مبنایی، فنون داده یابی مصاحبه عمیق و نیمه ساختار یافته است و تعداد نمونه 24 نفر از زنان بودند که به صورت هدفمند تا رسیدن به اشباع نظری انتخاب شده اند. جهت داده کاوی از روش کدگذاری نظری استفاده شد که دست یابی به مقولات اصلی و فرعی جهت تنظیم مدل نظری مدنظر است.. نتایج پژوهش نشان می دهد که پدیده محوری سبک زندگی سیّال(شناور) است که مبتنی بر شرایط علّی، شرایط زمینه ای، شرایط مداخله کننده و راهبردها به دست آمده است. بنابر یافته های پژوهش حاضر ده مقوله اصلی سیّالیّت مصرف، سیّالیّت نیازها، تمایز شدید، فردگرایی شدید، برابری خواهی زنانه، عاملیت زنانگی، لذت پرستی مجازی، مدیریت بدن، هویت سیّال و تمایل به بلاگری تکمیل کننده زنجیره مدل پارادایمی پژوهش هستند. دلالت اصلی یافته های این پژوهش بر این است که زنان جوان شهر تهران فهم و تفسیر جدیدی از سبک زندگی دارند به گونه ای که به سمت و سوی سبک زندگی سیِال(شناور) یا همان سبک زندگی پست مدرن کشیده شده اند.
کارکرد های تقابل سکو های ویدئو درخواستی و تنظیم گر ساترا در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با رشد سکوهای ویدئوی درخواستی در ایران، حاکمیت اقدام به تنظیمگری سکوها کرد که به شکلگیری پارهای از تقابلها انجامید. پژوهش حاضر با استفاده از روش تحقیق اسنادی و رویکرد تحلیلی و با اتکا به چهارچوب نظریه تقابل لوئیس آلفرد کوزر کوشیده است تا مهمترین اقدامات تقابلی سکوها و نهاد تنظیمگر در ایران و آثار کارکردی آن را ارزیابی کند. یافتههای پژوهش نشان میدهد وجود تقابل به سامانبخشی بنیادهای قانونی نهاد تنظیمگر انجامیده است. حاکمیت، مبنای سیاستگذاری خود را تقابلهای خالص نظیر مسئله تنظیمگری قرار داده و از پرداختن به ادعاهایی نظیر مداخلات تغییرات فرهنگی اجتناب کرده است. به علاوه بر اشتراک طرفین تقابل در لایۀ بنیادین حکمرانی رسانهای و اشاره شده و تقابل در لایههایی رویی عامل افزایش آگاهی نسبت به هنجارهای زیربنایی ارزیابی شده است. در نتیجه این پژوهش تقابل را واجد کارکردهای سودمندی دانسته که به تکوین نهاد تنظیمگر و رشد فعالیت سکوها منجر شده است.
جایگزین سازی در اینستاگرام ایرانی: سازوکار اثرگذاری گروه های مرجع اینستاگرام در میان جوانان ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگ - ارتباطات سال ۲۶ پاییز ۱۴۰۴شماره ۷۱
9 - 41
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی سازوکار اثرگذاری گروه های مرجع بر جوانان ایرانی در شبکه اجتماعی اینستاگرام انجام شده است. با استفاده از مصاحبه های عمیق با 30 نفر از جوانان ایرانی، مفهوم «جایگزین سازی» به عنوان مکانیسم اصلی تأثیرگذاری گروه های مرجع در اینستاگرام ایرانی معرفی شده است. در این فرآیند، کاربران، گروه ها یا شخصیت های مرجع را به عنوان جایگزینی در زندگی خود قرار می دهند و رفتارهایشان را با آن ها منطبق می کنند. یافته ها نشان می دهد که این جایگزین سازی، یکپارچگی هویتی کاربران را تضعیف کرده و آن ها را به سمت تبعیت گزینشی از گروه های مرجع متنوع سوق می دهد. همچنین، برخلاف نظریه های موجود که تأیید اجتماعی هم گروهی ها را عامل اصلی تبعیت از هنجارهای گروهی می دانند، در اینستاگرام ایرانی تأیید اجتماعی فرد مرجع اصلی ترین عامل تبعیت است. این تحقیق تأثیر عمیق گروه های مرجع اینستاگرامی بر تغییرات اجتماعی در جامعه ایران را برجسته کرده و به نقش آن ها در تحولات سیاسی اشاره دارد. نتایج این پژوهش نشان می دهد که رسانه های اجتماعی، به ویژه اینستاگرام، از طریق فرآیند جایگزین سازی، نقش مهمی در شکل دهی به هنجارها و ایده آل های اجتماعی و سیاسی در جامعه ایران ایفا می کنند.
ادبیات پست مدرن، بازگشت به خویشتنِ کلاسیک: «تحلیل جلوه های روایی انیمیشن آخرین داستان و شاهنامه فردوسی»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگی و ارتباطات سال ۲۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۸
213 - 245
حوزههای تخصصی:
هنر پست مدرن به مثابه گفتمانی در تقابل با انگاره های دوره مدرن، با تغییر شیوه های روایی و بازگشت به ویژگی های روایی کلاسیک و نفوذ در جهان رسانه، گفتمان سینمای پست مدرن را خلق کرده است. ماهیت متناقض و وهم آلود انیمیشن، ظرفیت لازم جهت روی آوردن به نظریه ها و رویکردهای نوین روایی از جمله جنبه های مشخصی از پست مدرنیسم را در اختیار این رسانه قرار می دهد. بر این مبنا و بنا بر فرضیه پژوهش، داستان «ضحّاک» در شاهنامه و انیمیشن «آخرین داستان»، دو روایت قیاس پذیر و با ویژگی های روایت شناسانه مشترک هستند. هدف اصلی این مقاله تبیین مفاهیم پست مدرنیست و بیان چگونگی بهره گیری از برخی جلوه های روایی این گفتمان در روایت سینمایی «آخرین داستان» در مقایسه با نیای کلاسیک خود می باشد. برای نیل به این هدف، با به کارگیری روش اسنادی و با رویکردی توصیفی -تحلیلی، برخی از مؤلفه های بیانی پست مدرن در مقایسه با عناصر روایت کلاسیک مورد بحث و بررسی قرار می گیرد. براساس نتایج حاصل شده، انیمیشن «آخرین داستان» با بهره گیری از مفاهیمی مانند بینامتنیت، روایت غیرخطّی، علّیت، خیال-واقع انگاری، رویکرد سورئالیسی و بریکولاژ، ارتباط فنّی و منطقی خود را با تکنیک های روایی و عناصر کلاسیک حفظ کرده و در انتقال معنا به مخاطب و خلق سوژه های سرگردان و جهانی پیچیده و وهم آلود موفق بوده است.
نظم و ترجیح گفتمانی در سریال «آوای باران» (با تأکید بر مسائل و آسیب های نهاد خانواده)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش انحرافات و مسائل اجتماعی دوره ۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۵
87 - 114
حوزههای تخصصی:
در عصر حاضر، رسانه های جمعی به ویژه سریال های تلویزیونی، نقشی فراتر از سرگرمی ایفا کرده و به بستری مؤثر برای تولید، بازتولید و چرخش گفتمان های اجتماعی تبدیل شده اند. پژوهش حاضر با هدف شناخت نظم و ترجیح گفتمانی بازنمایی شده در سریال «آوای باران» و با تأکید بر مسائل و آسیب های نهاد خانواده انجام شده است. در روش تحلیل گفتمان شش مرحله ای این پژوهش، واحد تحلیل، سریال و واحد مشاهده، مناسبات گفتمانی موجود در فیلم بوده است. یافته ها نشان داد که در این سریال، دو گفتمان خانوادگی جاه طلب و مسئولیت پذیر بازنمایی شده است. روابط تعارضی اعضای خانواده در گفتمان جاه طلب با یکدیگر از دو گونه شکاف نسلی و شکاف فرهنگی ناشی می شود. در گفتمان مسئولیت پذیر، روش تربیتی فرزندان، اهمیت اساسی داشته است و در این گفتمان، اعتماد به یکدیگر، جایگاه ویژه ای دارد. فرجام گفتمانی با برتری گفتمان خانواده مسئولیت پذیر، خاتمه یافته است. نکته دیگر مشاهده، نوعی بی اعتماد نهادی و به ویژه بی اعتمادی نسبت به نیروی انتظامی و پلیس بوده است. بر اساس یافته های پژوهش می توان به این نتیجه دست یافت که سریال «آوای باران» با ترسیم تقابل گفتمانی میان خانواده هایی با محوریت جاه طلبی و مسئولیت پذیری، ترجیح معنایی خود را به سوی الگوی مسئولیت پذیر سوق داده است. این ترجیح ضمن تأکید بر نقش اخلاق فردی در حفظ نظم اجتماعی، نقش نهادهای ساختاری را کمرنگ کرده و بر ایدئولوژی فردگرایانه و تقدیرمحور تکیه کرده است.
الزامات ایجاد زیست بوم پایدار در حوزه ارزیابی خط مشی فضای مجازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فضای مجازی و رسانه های اجتماعی سال ۲ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴
135 - 165
حوزههای تخصصی:
با گسترش شبکه اینترنت و ایجاد تغییرات جدی در شیوه ارتباط بین انسان ها با یکدیگر، تغییر در تعاملات و نظام های اجتماعی و همچنین تحول در عرصه حکمرانی عمومی، فضای مجازی به عنوان عرصه ای جدید حکمرانی، پیش روی خط مشی گذاران قرار گرفته است. به دلیل ویژگی های خاص فضای مجازی، مراحل چرخه ی خط مشی گذاری در این بستر با رویکردهای تازه ای مواجه شده اند. پژوهش حاضر، با هدف شناسایی الزامات راه اندازی زیست بوم پایدار در حوزه ارزیابی خط مشی فضای مجازی جمهوری اسلامی ایران و با تأکید بر ضرورت حکمرانی مؤثر در این عرصه پیچیده، صورت گرفته است. این تحقیق اکتشافی بوده و با رویکرد کیفی و روش تحلیل مضمون انجام شده است. داده ها از طریق مصاحبه های عمیق و نیمه ساختاریافته با 11 خبره حوزه خط مشی گذاری فضای مجازی جمع آوری شده اند . تحلیل یافته ها نشان می دهد که زیست بوم ارزیابی خط مشی در ایران، ناپایدار است و با چالش های متعددی روبه رو است. در چرخه خط مشی گذاری، بر اساس چارچوب های نظری (حکمرانی چند ذی نفعی و تاب آوری سایبری)، الزامات تحول در سه سطح محوری پیشنهاد شده است: سطح نهادی، سطح فناورانه و سطحِ مفهوم و مشارکت. در سطح فناورانه پیشنهاد شده است که یک سازمان فرابخشی ارزیابی، برای نظارت، رفع تعارض نقش ها و یکپارچه سازی سیاست ها در نظر گرفته شود. در سطح فناورانه بر توسعه زیرساخت ها و فناوری های بومی برای تقویت تاب آوری سایبری تأکیدِ شده است و در سطح مفهوم و مشارکت، بازتعریف شاخص های ارزیابی بومی که هم زمان امنیت سایبری، اقتصاد و ارزش های اجتماعی-فرهنگی را پوشش دهد و همچنین طراحی سازوکارهای مشارکت فعال ذی نفعان، پیشنهاد شده و مورد بررسی قرار گرفته است.
بازیابی و بازخوانیِ مطالعات دین داری در ایران: پیمایش های ضمنیِ دین داری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسائل اجتماعی ایران سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
153 - 183
حوزههای تخصصی:
مطالعات دین داری در ایران، به رغم گسترش نسبی در دهه های اخیر، همچنان با ضعف هایی در طراحی مفهومی، انسجام روشی و پیوست داری زمانی مواجه اند. تحلیل تحولات دین داری در سطح ملی، مستلزم وجود داده هایی معتبر، مقایسه پذیر، دارای امتداد زمانی و مبتنی بر الگویی منسجم و قابل اتکاست؛ اما معدود پیمایش های ملی موجود، به ویژه آن دسته که به صورت ضمنی به سنجش دین داری پرداخته اند، فاقد این ویژگی ها به صورت کامل هستند. این مقاله با هدف بازخوانی چهار پیمایش گسترده انجام شده در سال های ۱۳۵۶، ۱۳۵۹، ۱۳۷۵ و ۱۳۸۳ که از حیث مطالعه ضمنی جنبه هایی از دین داری قرابت هایی با یکدیگر دارند تلاش کرده است تا ظرفیت های تحلیلی آن ها را در ارزیابی تحولات دین داری در ایران، با رویکردی تحلیلی-انتقادی ارزیابی کند. تمرکز اصلی مطالعه بر ابعاد صوری و ساختاری پیمایش هاست؛ ازجمله انسجام گویه ها، کیفیت طراحی ابزار، سطح سنجش، سازگاری مفهومی و امکان مقایسه پذیری داده ها در طول زمان و در این ارزیابی به سنجش اعتبار نتایج یا تحلیل محتوایی یافته ها ورود نشده است. یافته ها نشان داد که به رغم تفاوت در دامنه جغرافیایی و حجم نمونه، این پیمایش ها تنها در برخی گویه ها تکرارپذیری داشته اند و اغلب در سطح گویه ای باقی مانده اند. استفاده از سازه های مفهومی یا شاخص های ترکیبی در آن ها بسیار محدود است و همین امر، تحلیل روند یا استنتاج علّی را دشوار می سازد. بااین حال، همین داده های پراکنده تنها منابع در دسترس برای بازسازی بخشی از تاریخ تحولات دین داری در ایران به شمار می آیند. مقاله ضمن تأکید بر ضرورت تقویت سنت پیمایش های منظم و نظریه مند، بر لزوم توجه و اقدام اصلاحی محققان و دین پژوهان برای جبران مافات و اصلاح مسیر پیمایش های آینده و بهره برداری انتقادی و محتاطانه از داده های موجود در تحلیل و تبیین تحولات پدیدآمده در جامعه ایران تأکید می کند.
آسیب شناسی رویکرد حمایتی نهاد کمیته امداد امام خمینی (ره) استان گیلان، مطالعه کیفی به روش تحلیل مضمون(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: کمیته امداد امام خمینی(ره) از مهمترین سازمان های حمایتی کشور است که با هدف حمایت از خانواده های تهیدست، زنان کم درآمد و کاهش محرومیت آنان تأسیس شده و افراد و خانواده های زیادی را تحت پوشش خود قرار داده است. با این حال، به نظر می رسد اتخاذ رویکرد سنتی و عدم توجه به تغییرات ایجاد شده در اصول مدیریتی و رویکردهای رفاهی نوین، این سازمان را با چالش هایی جدی در زمینه تحویل رفاه و نیز اعتماد عمومی مواجه نموده است. این پژوهش برای مطالعه این چالش ها، کمیته امداد استان گیلان را مورد مطالعه قرار داده است.روش: در این مطالعه، با استفاده از روش شناسی کیفی و فنون مشاهده و مصاحبه با کارشناسان (8 نفر) و مدیرانِ (7 نفر) کمیته امداد استان گیلان، در کنار مطالعه اسناد و مدارک، به گردآوری داده ها پرداخته شد؛ سپس با روش تحلیل تماتیک (موضوعی)، داده ها و یافته های گردآوری شده مورد تحلیل قرار گرفت.یافته ها: داده ها در 3 مقوله عمده مددجویان، کارکنان و سازمان دسته بندی و تحلیل شد. در مقوله مددجویان، فاکتورهای فرهنگ وابستگی، طلبکار بودن و بی اعتمادی؛ در مقوله کارکنان، داشتن نگاه بالا به پایین، مهارتهای فنی پایین و نداشتن علم به روز و مرتبط و در نهایت در مقوله سازمان، بی توجهی به پژوهش، ساختار متمرکز، عدم شفافیت و پاسخگویی، نهادهای موازی، ناکارآمدی، حمایت های پدرمآبانه، محافظه کاری و فرافکنی و تقلیل در تحلیل آسیب ها شناسایی شدند.
بررسی گفتمان اعتدال(دولت یازدهم و دوازدهم)ازمنظر امام خمینی با رهیافت تحلیل گفتمان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گفتمان انقلاب اسلامی با رویکرد بازگشت به اسلام و حاکمیت مردم با استفاده از مبانی اسلام، توجه به مقتضیات زمان و مکان با رهبری امام خمینی تکوین و ظهور یافت و 10 سال با مدیریت خود امام به نظام سازی پرداخت. در این نظام سیاسی روسای جمهوری نقش مهمی ایفا کرده اند که بعضا رویکرد آنها با گفتمان معمار انقلاب اسلامی همراستا نبوده است. در پی انتخابات خردادماه 1392 آقای حسن روحانی به عنوان حامل گفتمان اعتدال گرایی به عنوان رئیس جمهور نظام جمهوری اسلامی انتخاب شد. روش: روش انجام این پژوهش، روش مقایسه گفتمانی است؛ به این معنی که دو گفتمان انقلاب اسلامی و گفتمان اعتدال مورد مقایسه قرار گرفته اند و موارد اشتراک و اختلاف این دو گفتمان بررسی شده است. یافته ها: این مقاله با طرح این سؤال که وجوه تشابه و افتراق گفتمان انقلاب اسلامی با شعارهای انتخاباتی حسن روحانی چیست؟ به تبیین این فرضیه پرداخته است که شعارهای انتخاباتی آقای حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری سال 1392 گرچه اشتراکاتی با دال های شناور گفتمان انقلاب اسلامی دارد، اما با قرار دادن لزوم کنار آمدن با کدخدا در دال مرکزی گفتمان خود، از دال مرکزی گفتمان انقلاب اسلامی فاصله گرفته است.وعده های مهم آقای روحانی در انتخابات سال 1392 پیوند زدن حل مشکلات کشور صرفا از طریق تعامل با غرب[کدخدا (آمریکا)]، مغایرت گفتمان با گفتمان انقلاب اسلامی نمود بیشتری یافت و در عرصه قدرت و بازگیری سیاست کشور ظهور یافت.کلیدواژه ها:گفتمان انقلاب اسلامی، استقلال، امام خمینی، خرده گفتمان اعتدال