در جستجوی معنای رنج؛ واکاوی تجارب زیسته قربانیان تجاوز جنسی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خشونت به مثابه رفتاری که به نحو مؤثری در عرصه اجتماع خودنمایی می کند، از منظر جامعه شناختی قابل تحلیل است. پدیده خشونت به خصوص خشونت جنسی پدیده ای چندعاملی است. بر این مبنا علت و ابعاد بروز آن را باید در شکل های مختلف و مسائل بسیاری سراغ گرفت. این مطالعه با هدف بررسی نقش مادران در بزه دیدگی جنسی دختران انجام گرفته است.روش مطالعه حاضر کیفی از نوع پدیدارشناسی است. داده ها با استفاده از تکنیک مصاحبه عمیق و نیمه ساختاریافته با رعایت اشباع نظری از بین 21 نفر از زنان و دختران کشور که حداقل یک بار مورد تجاوز جنسی قرار گرفته اند، به روش نمونه گیری هدفمند و با رعایت حداکثر تنوع به دست آمده است.با توجه به پاسخ ها، شش مقوله مشخص شدند: 1. گسست و بحران در نقش مادری؛ 2. مادر و بازتولید آسیب های جنسی و عاطفی؛ 3. انفعال و انقیاد (مادران بی قدرت)؛ 4. شکست مادری؛ 5. تبعیض جنسیتی مادری؛ 6. روابط آشفته مادری. مقوله مرکزی در این پژوهش، چرخه بحران مادری، گسست نقش و زخم های بازتولید است.یافته ها نشان می دهد این مادران نقش مهمی در قربانی شدن دخترانشان داشته اند. نهایت امر اینکه مطابق یافته ها، بحران مادری یک چرخه خودتکثیرشونده است. مادرانی که به هر دلیلی خود قربانی ساختارهای خشونت بوده اند، در بازتولید آسیب ها در نسل بعدی نقش مهمی داشته اند. این چرخه محصول درهم تنیدگی عوامل ساختاری (مانند نابرابری جنسیتی)، نهادی (مانند ناکارآمدی سیستم های حمایتی)، و بین فردی (مانند ارتباطات خانوادگی مشوش) است؛ بنابراین خشونت جنسی صرفاً اتفاقی ساده نیست، بلکه فرایندی است که ریشه در بسترهای ژرف دارد.