فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۳۸۱ تا ۲٬۴۰۰ مورد از کل ۳۷٬۷۱۹ مورد.
منبع:
اسلام و علوم اجتماعی سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳۲
1 - 19
حوزههای تخصصی:
مقدمه و اهداف: مدیریت اسلامی رویکردی خاص برای مدیریت سازمان هاست که براساس اصول و ارزش های اسلامی استوار است. رابطه مدیریت اسلامی و سرمایه روان شناختی حوزه ای قابل توجه در زمینه رفتار و مدیریت سازمانی است. در چارچوب مدیریت اسلامی، مدارای اجتماعی را می توان به عنوان یک عنصر کلیدی برای ارتقای مدیریت اخلاقی در نظر گرفت که به تفاوت ها احترام می گذارد. مدارا و تعامل بین کارکنان یک سازمان به ویژه دانشگاه از لازمه های رشد و شکوفایی آن است. مدارای اجتماعی در محیط دانشگاه یک جنبه حیاتی برای ایجاد محیطی هماهنگ برای کارکنان است که شامل توانایی پذیرش و احترام به تفاوت در ایده ها، باورها و سبک زندگی در میان افراد با پیشینه های مختلف است. اصول مدیریت اسلامی بر اهمیت ارزش هایی مانند شفقت، همدلی و انصاف در محیط کار تأکید دارد. این ارزش ها ارتباط نزدیکی با مفهوم سرمایه روان شناختی دارند که به حالات روان شناختی مثبتی اشاره دارد که به توانایی فرد برای عملکرد مؤثر در محیط کار کمک می کند. هدف از این پژوهش به کارگیری اصول مدیریت اسلامی و تأثیر آن بر مدارای اجتماعی با نقش واسطه ای سرمایه روان شناختی در بین کارکنان دانشگاه محقق اردبیلی است.
روش: در این تحقیق کارکنان اداری و آموزشی دانشگاه محقق اردبیلی به تعداد 400 نفر بررسی شدند که با استفاده از جدول مورگان نمونه ای به اندازه 118 نفر انتخاب شدند و برای تعیین ارتباط علّی بین متغیرها، تحلیل های آماری با استفاده از روش معادلات ساختاری و نرم افزارهای SPSS23 و SMART– PLS انجام شده است. در این زمینه سؤالات پرسش نامه، از چارچوب کلی سؤالات پرسش نامه عسگری و همکاران (1393) شامل معیار ارزشی، معیار تخصصی، معیار مکتبی و پرسش نامه مدارای اجتماعی پیترکینگ (1976) شامل ابعاد مدارای سیاسی، عقیدتی، رفتاری و هویتی و پرسش نامه سرمایه روان شناختی لوتانز (2007) شامل ابعاد خودکارآمدی، امیدواری، تاب آوری و خوش بینی جمع آوری شدند که در سابقه تحقیقات قبلی روایی و پایایی این پرسش نامه ها تأیید شده بودند.
نتایج: نتایج پژوهش نشان می دهد مدیریت اسلامی بر مدارای اجتماعی و سرمایه روان شناختی به ترتیب 775/0 = β و 826/0 = β تأثیر مستقیم و مثبتی دارد. همچنین، رابطه معناداری بین مدیریت اسلامی و مدارای اجتماعی وجود دارد و سرمایه روان شناختی واسطه این رابطه است.
بحث و نتیجه گیری: مطابق نتایج این پژوهش مدیریت اسلامی بر مدارای اجتماعی تأثیر دارد. تلاقی مدارای اجتماعی و مدیریت اسلامی یک تعامل پیچیده بین ابعاد فرهنگی، روان شناختی مذهبی و اخلاقی را در شکل دادن به هنجارهای اجتماعی، شیوه های تجاری و رفتارهای فردی آشکار می کند. نتایج این پژوهش نشان می دهد مدیریت اسلامی سرمایه روان شناختی را در بین کارکنان افزایش می دهد. اصول مدیریت اسلامی می تواند سرمایه روان شناختی را با پرورش فرهنگ اعتماد تحت تأثیر قرار دهد و باعث افزایش احترام و ارتباطات باز در درون سازمان شود.
همچنین، نتایج این پژوهش نشان می دهد کارکنان با سطوح بالاتر سرمایه روان شناختی تمایل به مدارای اجتماعی بیشتری دارند. وقتی کارکنان دارای حس قوی خودکارآمدی، امید، خوش بینی و انعطاف پذیری هستند، به احتمال زیاد نسبت به دیدگاه ها و فرهنگ های مختلف باز هستند و آنها را می پذیرند. به طورکلی، یافته ها نشان می دهند رابطه معناداری بین مدیریت اسلامی و مدارای اجتماعی وجود دارد و سرمایه روان شناختی واسطه این رابطه است. سرمایه روان شناختی را می توان در مدیریت اسلامی برای بهبود عملکرد و رفاه کارکنان، با تشویق اعمالی مانند مراقبه، دعا و تأمل معنوی و همچنین مدیریت منابع انسانی، معنویت در کار، مدیریت احساسات و رهبری استفاده کرد. پیشنهاد می شود در انتخاب مدیران دانشگاه معیارهای تخصصی مانند دانش، مهارت و شایستگی، معیارهای ارزشی مانند مدارا، عدالت و انصاف و معیارهای مکتبی، که ریشه در مکتب اسلام دارد، مانند خیرخواهی، تقوای فردی و سیاسی مدنظر قرار گیرد.
تقدیر و تشکر: بدین وسیله از کارکنان اداری و آموزشی دانشگاه محقق اردبیلی که در طول انجام پژوهش ما را یاری رساندند و در تکمیل پرسش نامه همکاری نمودند، تشکر و قدردانی می شود.
تعارض منافع: بین نویسندگان هیچ گونه تعارضی در منافع وجود ندارد.
ورود به دانشگاه، توسعه اجتماعی و کاهش تمایل خودکشی در دختران دانشجوی ایلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی رفاه و توسعه اجتماعی پاییز ۱۴۰۳ شماره ۶۰
383 - 420
با توجه به تداوم مسأله خودکشی زنان در ایلام در سال های گذشته، مقاله حاضر درصدد است به متغیر ورود به دانشگاه و نقش آن در کاهش تمایل خودکشی دختران ایلامی بپردازد. از رهیافت های نظری فشار اجتماعی، توسعه انسانی و جنسیتی و بازاندیشی هویتی برای تدوین فرضیه ها استفاده بعمل آمده است. پژوهش حاضر پیمایش است، جامعه آماری این پژوهش را دختران دانشجوی ایلامی تشکیل می دهند و حجم نمونه باتوجه به جامعه نامحدود، براساس فرمول کوکران 384 نفر محاسبه شده است. گردآوری داه ها در به دلیل شرایط کرونایی در بازه زمانی نیمسال دوم سال 1399 از طریق پرسشنامه آنلاین انجام شده و داده ها با استفاده از نرم افزارهای س پی اس اس و لیزرل تحلیل شده اند. یافته های پژوهش نشان می دهد که ورود به دانشگاه از طریق افزایش دسترسی به فرصت های برابر و شاخص های توسعه انسانی؛ کاهش فشار اجتماعی و بازاندیشی دختران در هویت جنسیتی خود بر کاهش افکار خودکشی دختران ایلامی تاثیر گذاشته است. باتوجه به یافته ها پیوند دانشگاه (بویژه رشته های مرتبط) و جامعه بویژه با زنانِ در معرض آسیب، استفاده از دانشگاه به عنوان اتاق فکر برای تدوین دستورالعمل و یا کاربست اجتماعی- فرهنگی مداخلات کاهش خودکشی و افزایش توانمندی زنان و دختران توسط سازمان های متولی و بازیگران طرح های پیشگیری از خودکشی از جمله پیشنهادات پژوهش برای کاهش مساله خودکشی در ایران است.
زندگی زیرِ سایه شوهرِ مهاجر: تجربه زیسته زنان بلوچ در غیاب همسر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی نهادهای اجتماعی دوره ۱۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۴
271 - 302
حوزههای تخصصی:
اهداف: پژوهش حاضر درصدد مطالعیه تجربیه زیستیه زنان بلوچ در غیاب همسرانشان برآمده است. جهت دست یابی به هدف تحقیق از روش کیفی با رویکرد پدیدارشناسانیه تفسیری استفاده شده است. روش مطالعه: به این منظور با 15 نفر از زنان و کودک-زنان بلوچی ساکن در شهرهای میرجاوه و خاش که به تنهایی در غیاب شوهرانشان (به شکل موقت یا نیمه موقت) زندگی کرده اند، مصاحبه هایی نیمه ساختاریافته و عمیق انجام و برای گزینش آن ها روش نمونه گیری هدفمند به کار گرفته شد. تحلیل داده ها براساس گام های پدیدارشناسی تأویلی کریست و تانر انجام شد که در آن تم ها یا معانی شناسایی شدند و در نهایت 6 مقولیه اصلی، 14 زیرمقوله و 103 مفهوم استخراج و مورد تفسیر نهایی قرار گرفت. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که مشارکت کنندگان تحقیق بیشتر به دلایل مشاغل همسرانشان همچون سوخت بری، کارگری فصلی در شهرهای دیگر و رانندگی ماشین های سنگین و... از همسران خود دور هستند و به شکل منفرد نظام خانوادیه خود را اداره می کنند و در این راستا با گونیه دیگری از زیست اجتماعی و خانوادگی روبه رو می شوند. زنان بازماندیه بلوچی در زیست جدید خود از یک سو تجارب خوشایندی همچون تحرک فزون یافته را تجربه می کنند و از سوی دیگر با تجارب ناخوشایندی نظیر احساس ناامنی، دغدغه های جنسی، کنترل شدگی چندسویه، گسست های روحی-روانی و احساس ناتوانمندی به ویژه در امور مربوط به فرزندان مواجه می شوند. نتیجه گیری: زنان بازمانده در غیاب شوهر، زیست متفاوتی تحت عنوان زندگی در سایه یا زیر ساییه شوهر را تجربه می کنند که زندگی در زیر پرچم و لوای شوهر با وجود عدم حضور فیزیکی اوست که از نظر آنان واقعه ای ناخوشایند همراه با اثرات مخرب است.
جهاد و مقاومت؛ راهبرد سیدعلی طباطبایی (صاحب ریاض) در مواجهه با استعمار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
وجوب مقاومت در برابر دشمنان برای دفاع از کیان و استقلال سرزمین های اسلامی، مورد اتفاق علمای شیعه و سنی است و فقهای بزرگ اسلام در آثار فقهی خود از جمله در مبحث جهاد بدان پرداخته اند. این موضوع به ویژه در شرایطی که استقلال مسلمین در سرزمین های اسلامی در معرض هجوم دشمنان واقع شده بیشتر موردتوجه علمای اسلام قرار گرفته و فقها از طریق صدور رساله ها، بیانیه ها و فتاوای جهادیه بدان پرداخته اند. سیدعلی طباطبایی حائری معروف به صاحب ریاض ازجمله فقهای بزرگ اسلام است که بیش از هر چیز به حفظ دیانت و استقلال جوامع اسلامی در تمام عرصه های اجتماعی و سیاسی می اندیشید. هدف این تحقیق بررسی اندیشه و رفتار سیاسی صاحب ریاض و چگونگی مواجهه ایشان با بحران هایی است که با هدایت قدرت های استعماری، استقلال ایران و سایر کشورهای اسلامی را تهدید می کرد. رقابت قدرت های استعماری بر سر توسعه مستعمرات خویش، تجاوز روس ها علیه ایران و ظهور فرقه های انحرافی مذهبی که با حمایت استعمار، اتحاد و انسجام جوامع اسلامی را هدف قرار داده بود از مهم ترین بحران هایی است که در آن دوره کشورهای اسلامی با آنها درگیر شده بودند. گفتار حاضر با استفاده از روش کتابخانه ای و توصیف و تحلیل مبانی اندیشگانی سیدعلی طباطبایی، راهبرد صاحب ریاض را برای مقابله با بحران های پیش گفته و حفظ استقلال و رهایی جوامع اسلامی از سلطه استعمار بررسی می کند. نتایج تحقیق، راهبرد مقاومت و جهاد علیه قدرت های استعماری را مورد تأکید قرار می دهد.
اینستاگرام به مثابه فناوری مکمل نئولیبرالیسم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی ایران سال ۲۵ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
35 - 64
حوزههای تخصصی:
این مقاله شبکه اجتماعی اینستاگرام را به مثابه بخشی از فناوری های قدرت نئولیبرالیسم مورد بررسی قرار داده است. بر این اساس، پنج خوانش متفاوت از اینستاگرام همچون قسمی از تشکیلات نئولیبرالی ارائه شده است. روش این مقاله، از نوع اسنادی و مطالعه متون علمی مرتبط با موضوع پژوهش است. یافته های این مقاله با تکیه بر آراء نظریه پردازی چون نیک سرنیچک، یانیس واروفاکیس، بیونگ چول هان، زیگمونت باومن، ژان بودریار و. .. حکایت از پنج خوانش «اینستاگرام به مثابه فضای انباشت سرمایه مجازی»، «اینستاگرام به مثابه تیول مجازی»، «اینستاگرام؛ بحران آزادی و شفافیت گرایی»، «اینستاگرام؛ سلبریتیزه شدن و خودبرندسازی» و «اینستاگرام نمودی از وضعیت پست مدرن و سیال شدگی زندگی» دارد. همچنین نتایج این مقاله نشان می دهد که اینستاگرام به مثابه فضایی ایدئولوژیک در پی ترویج ارزش های نئولیبرال بوده و جایگاهی ساختاری در عرصه فرهنگی و اقتصادی در تشکیلات نئولیبرالی دارد.
شناسایی ابعاد و مولفه های شیوه های آموزشی نوآورانه در آموزش عالی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی آموزش و پرورش دوره ۱۰ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱
355 - 365
حوزههای تخصصی:
هدف: آموزش عالی به عنوان یکی از مهم ترین نهادهای جامعه، نیازمند نوآوری در شیوه های آموزشی برای پاسخگویی به تغییرات سریع و پیچیده جهان مدرن است. هدف این پژوهش، شناسایی ابعاد و مولفه های شیوه های آموزشی نوآورانه در آموزش عالی است.
روش شناسی: این پژوهش به روش کیفی و با استفاده از رویکرد تحلیل محتوا انجام شد. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با صاحب نظران و اعضای هیات علمی دانشگاه های تهران در سال 1401-1402 جمع آوری شد. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار NVivo و به روش تحلیل مضمون صورت گرفت.
یافته ها: در این پژوهش، پنج بعد اصلی شناسایی شد که شامل تدریس نوآورانه، هوش مصنوعی در نوآوری آموزش عالی، مدیریت هوشمند نوآوری، توسعه نوآوری و کارآفرینی، و فناوری اطلاعات بودند. هر یک از این تم ها به مولفه ها و مفاهیم مختلفی تقسیم شدند.
بحث و نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان داد که نوآوری در شیوه های آموزشی می تواند به بهبود کیفیت آموزش و یادگیری در دانشگاه ها کمک کند. همچنین، چالش هایی مانند مشکلات فنی و نیاز به تغییرات فرهنگی نیز مورد توجه قرار گرفت. برای دستیابی به نتایج مطلوب، لازم است که تمامی اعضای جامعه دانشگاهی در فرآیند نوآوری مشارکت کنند و از تجربیات و دانش یکدیگر بهره مند شوند.
تبیین جامعه شناختی تأثیر فرهنگ مصرف گرایی بر رفتار مخرب زیست محیطی (مورد مطالعه: جوانان شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم اجتماعی (فردوسی مشهد) سال ۲۱ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
109 - 142
حوزههای تخصصی:
امروزه مسائل زیست محیطی، مفهوم اجتماعی دارد و می توان گفت مشکلات زیست محیطی ریشه فرهنگی-اجتماعی دارند. رفتارهای زیست محیطی انسان به عنوان یکی از مهم ترین عوامل مؤثر بر محیط زیست، مد نظر بسیاری از اندیشمندان، پژوهشگران و محیط گرایان قرار گرفته است. در همین راستا جامعه شناسان تحلیل و بررسی مسائل زیست محیطی را نیازمند مطالعات جامعه شناختی و راه حل های اجتماعی می دانند. در حال حاضر یکی از چالش های اصلی دنیای مدرن، شکل گیری بحران های زیست محیطی است که متأثر از رفتارهای انسانی است. فراوانی مسائل زیست محیطی در سال های اخیر، توجه و حساسیت اندیشمندان حوزه های مختلف، به ویژه جامعه شناسان را به این موضوعات برانگیخته است. در همین راستا جامعه شناسان تحلیل و بررسی مسائل زیست محیطی را نیازمند مطالعات جامعه شناختی و راه حل های اجتماعی می دانند. مطالعه حاضر با هدف تبیین جامعه شناسی تأثیر فرهنگ مصرف گرایی بر رفتار مخرب زیست محیطی با استفاده از رویکرد کمی و روش پیمایش به انجام رسیده است. جامعه آماری پژوهش جوانان 35-18 ساله شهر تهران بوده اند که 453 نفر از آن ها در شش منطقه و برحسب وضعیت توسعه یافتگی این مناطق با استفاده از شیوه نمونه گیری سهمیه ای انتخاب و با استفاده از ابزار پرسش نامه مطالعه شدند. تجزیه و تحلیل داده های پژوهش در دو قسمت توصیفی و استنباطی انجام شد. یافته های توصیفی نشان دهنده وضعیت نسبتاً مطلوب رفتار زیست محیطی بین افراد مورد مطالعه است. یافته های استنباطی پژوهش، بیانگر این است که متغیر مصرف گرایی درمجموع در حد متوسط، توان تبیین واریانس متغیر رفتار زیست محیطی را بین افراد مورد مطالعه دارد و اثر این متغیر بر رفتار مخرب زیست محیطی نیز مستقیم و معنادار است. درباره تأثیر ابعاد این متغیر بر رفتار مخرب زیست محیطی نیز باید گفت اثر ابعاد فردمحوری، لذت و تجمل گرایی و تخیل گرایی بر رفتار زیست محیطی مستقیم و معنادار و اثر بعد کثرت گرایی غیرمعنادار است. درنهایت تفاوت معناداری بین مردان و زنان و همچنین سطح توسعه یافتگی مناطق مختلف به لحاظ میزان اثرگذاری متغیر مصرف گرایی بر رفتار مخرب زیست محیطی وجود ندارد.
پیش بینی کننده های خیانت از دیدگاه زنان خیانت کرده و خیانت دیده: مطالعه ای کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال ۲۰ بهار ۱۴۰۳ شماره ۷۷
172 - 198
حوزههای تخصصی:
خیانت یکی از تاثیرگذارترین رویدادها در زندگی زوجین می باشد. لذا هدف از پژوهش حاضر، شناخت پیش بینی کننده های بروز خیانت در بین زنان خیانت کرده و خیانت دیده بود. این پژوهش کیفی و داده بنیاد بوده و جامعه آماری آن شامل زنانی بودند که در مدت زندگی مشترک خود تجربه خیانت عاطفی، جنسی یا هردو را داشتند. نمونه گیری این پژوهش هدفمند بوده و برای دستیابی به آن، مکانهایی چون مراکز مشاوره، خانه های سلامت، دادگاه های خانواده و ارتباط مردمی از طریق صدا و سیما مد نظر قرار گرفتند. داده های کیفی از طریق مصاحبه عمقی و تا حد رسیدن به اشباع جمع آوری شدند و با استفاده از روش کدگذاری انتخابی استراوس و به صورت باز و محوری تحلیل گردیدند. به این ترتیب با 15 زن خیانت دیده و 12 زن خیانت کرده مصاحبه انجام شد. نتایج تحلیل داده ها مبین وجود عوامل فردی، رابطه ای و زمینه ای بودند. زنان خیانت دیده، نیازهای برآورده نشده همسرانشان، مشکلات زندگی و وجود شرایط زمینه ای را در بروز خیانت موثر می-دانستند. در زنان خیانت کرده نیز دیده نشدن و وجود شرایط زمینه ای، به عنوان دو مقوله اصلی در بروز خیانت شناسایی شد. با توجه به پیامدهای خیانت، انجام اقدامات لازم در جهت پیشگیری از وقوع آن با توجه به عوامل زمینه ساز، ضروری به نظر می رسد.
قرآن و سازوکارهای علّی در تبیین آسیب های اجتماعی با تطبیق بر گزاره تأثیر دنیادوستی بر گناه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تبیین های علّی در علوم اجتماعی متشکل از سه عنصر اصلی اند: متغیر مستقل، متغیر وابسته و رابطه میان آنها که در قالب سازوکار علّی بیان می شود و توضیح سازوکارهای علّی، منوط به شناسایی و تحلیل عوامل میانجی میان متغیر مستقل و متغیر وابسته است. هدف این مقاله، برقراری پیوند میان مضامین قرآنی و ادبیات سازوکاریابی پیرامون یک فرضیه مشخص است. بدین منظور، بر مبنای ارتباط تنگاتنگ میان دو مفهوم گناه و آسیب اجتماعی، گزاره بیانگر تأثیر دنیادوستی بر گناه در کانون توجه قرار گرفته و با جست وجو در آیات قرآن کریم و با بهرگیری از فنون روش تحلیل محتوای کیفی عرفی کوشش شده است چهارچوب جامعی از عوامل میانجی میان دنیادوستی و گناه، شامل متغیرهای کنشی، انگیزشی و ساختاری تدوین شود، چهارچوب جامعی که می تواند در تبیین بسیاری از آسیب های اجتماعی از طریق ربط دادن متغیرهای مستقل و وابسته به کار آید. در این راستا بالغ بر 600 عامل گوناگون کدگذاری شدند که پس از حذف موارد مشابه، میان دو دسته از عوامل میانجی تفکیک شد: عواملی که اثرگذاری آنها به گناه خاصی اختصاص دارد و عواملی که دامنه تأثیرشان شامل گناهان مختلف می شود. با توجه به گستردگی عوامل دسته اول، از طرح آنها در این بحث صرف نظر و تنها بر عوامل دسته دوم تمرکز شد که شامل حدوداً 150 عامل میانجی بودند.
Investigating the Relationship Between Talent Management Implementation Categories in the Basra Province Education Organization(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: Talent management plays a crucial role in enhancing the quality of education and learning, especially within education organizations. Therefore, this study aimed to explore the relationship between the categories of talent management implementation in the education organization.
Methodology: This research was applied in its objective and descriptive-correlational in its execution. The study population consisted of managers and employees of the Basra province education organization, from which 385 individuals were selected as the sample using Cochran's formula and a convenience sampling method. The research tool was a researcher-made questionnaire on talent management implementation in the education organization, comprising 63 questions. The data obtained from its administration were analyzed using exploratory factor analysis and partial least squares regression in SPSS and Smart PLS software.
Findings: The findings indicated that the implementation of talent management in the education organization comprised six categories: causal conditions (with two components), contextual conditions (with three components), intervening conditions (with three components), the central phenomenon (with one component), strategies (with two components), and outcomes (with one component). The factor loading of all components was above 0.50 and significant, the content validity ratio above 0.70, and the Cronbach's alpha and composite reliability above 0.80. Moreover, the correlation coefficients of causal conditions, contextual conditions, intervening conditions, the central phenomenon, strategies, and outcomes were less than 0.45, indicating their distinctiveness. Additionally, considering the indices of communality and redundancy, the talent management implementation model in the education organization fitted well, and the effect of causal, contextual, and intervening conditions on the central phenomenon, the effect of the central phenomenon on strategies, and the effect of strategies on outcomes were significant (P<0.05).
Conclusion: The designed model of talent management implementation in the education organization can assist managers, officials, and education planners in designing programs suitable for implementing talent management within the education organization.
جامعه شناسی سیاسیِ سالخوردگی جمعیت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های جامعه شناسی معاصر سال ۱۳ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲۴
297 - 336
حوزههای تخصصی:
پیر شدن جمعیت محصول گذار جمعیتی است که در آن، باروری و مرگ و میر از سطوح بالا به میزان پایینی کاهش پیدا می کند. نسبت افراد سالمند در جمعیت افزایش یافته و تعداد افراد جوان کاهش می یابد. ابعاد و پیامدهای این مسأله، باوجود این واقعیت که در علوم اجتماعی، مانند: اقتصاد سالمندی جمعیت، روان شناسی پیری، جامعه شناسی سالمندی و غیره مورد تحلیل و ارزیابی قرار گرفته است، اما این موضوع از سوی جامعه شناسان و اندیشمندان سیاسى چندان موردتوجه واقع نشده است. بر این اساس، پژوهش حاضر بر آن است تا آثار و پیامدهای این مسأله را از منظر جامعه شناسی سیاسی در قالب نظریه عدم تعهد تئوریزه نماید. در این راستا، این که پیر شدن جمعیت چه تأثیراتی را به عنوان مثال، بر رفتار سیاسی شهروندان یا گرایشات انتخاباتی آن ها و یا بر مطالبات سیاسی آن ها از حکومت برجای می گذارد؛ و یا این که پیر شدن رهبران و سیاستمداران و تصمیم سازان چه آثار و تبعاتی را در رفتار و عملکرد حکومت ها، در بعد سیاست گذاری ها ایجاد خواهد نمود مورد تحلیل و واکاوی قرار خواهد گرفت. روندهای جمعیتی درمورد مسأله پیری، این واقعیت را تأیید می کند که هم شرایط فعلی و هم روندهای آینده سالخوردگی جمعیت، به عرصه سیاست و قدرت مربوط می شود. در پژوهش حاضر با هدف تبیین و تحلیل موضوع و به منظور دست یابی به اطلاعات موردنیاز، از داده های کتابخانه ای، اسنادی استفاده شده است و روش به کار رفته در این پژوهش نیز تحلیلی-توصیفی می باشد.
شناسایی مولفه های الگوی ایجاد شفافیت سازمانی در راستای ارتقای سلامت اداری با میانجیگری رسانه های اجتماعی
منبع:
علوم خبری سال ۱۳ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۵۲
249 - 280
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف شناسایی مولفه های الگوی ایجاد شفافیت سازمانی در راستای ارتقای سلامت اداری با میانجیگری رسانه های اجتماعی انجام شد.روش پژوهش: برای انجام پژوهش از روش آمیخته و طرح اکتشافی استفاده شد. پژوهش حاضر از نظر ماهیت کیفی، از حیث بُعد مطالعه از نوع کتابخانه ای و میدانی، بر اساس هدف پژوهش، بنیادی و از نظر زمان گردآوری داده ها، مقطعی بود. جامعه آماری در بخش کیفی، 35 نفر از مدیران مجرب و محققین دانشگاهی که تعداد 15 نفر انتخاب شد. نمونه گیری در بخش کیفی به روش هدفمند از بین مدیران مجرب این حرفه و نیز اساتید و محققین دانشگاهی انتخاب شد. در بخش کمی جامعه آماری کلیه مدیران و کارشناسان ارشد شاغل در شهرداری تهران و همچنین اساتید و محققان دانشگاهی بود که تعداد 450 نفر شناسایی شد. نمونه گیری در بخش کمی روش نمونه گیری تصادفی ساده بود که براساس فرمول کوکران تعداد 207 به عنوان نمونه انتخاب شد.یافته ها: در این پژوهش آزمون فرضیه با توجه به تمامی مسیرها در مدل مفهومی، معنی دار شد. می توان نتیجه گرفت که فرضیه پژوهش تایید می شود. بدین معنی که مولفه های الگوی ایجاد شفافیت سازمانی در راستای ارتقای سلامت اداری با میانجیگری رسانه های اجتماعی تأثیر دارد. ضریب رگرسیونی استاندارد شده تاثیر متغیر شفافیت سازمانی بر رسانه های اجتماعی برابر 0/69 و تأثیر متغیر رسانه های اجتماعی بر سلامت اداری برابر یا 0/68 می باشد، همچنین مقدار آماره تی برای این ضرایب برابر بیشتر از 1/96 می باشد که نشان از معنی دار بودن این ضریب در سطح خطای 5 درصد است. به طور کلی نتایج حاصله از برآورد مدل، حاکی از آن است که فرضیه تحقیق تأیید می شود و به عبارتی مولفه های الگوی ایجاد شفافیت سازمانی در راستای ارتقای سلامت اداری با میانجیگری رسانه های اجتماعی اثر مثبت دارد.نتیجه گیری: می توان بیان کرد که با استفاده از رسانه های اجتماعی برای برقراری ارتباط عمودی بین رهبران و زیردستان، توسعه روابط بین فردی برای انجام اقدامات گروهی ناسازگار و درک اهداف مشترک در تیم می تواند تقویت شود. ارتباط عمودی می تواند بحث و گردش سریع ایده ها را تقویت و روابط بین رهبران و زیردستان را تسهیل کند. کیفیت ارتباط بین رهبران و زیردستان با کیفیت مبادلات ارتباطی تعیین می شود. رسانه های اجتماعی اعضای تیم را قادر می سازد تا در زمان نیاز در دسترس باشند در نتیجه کارمندان می توانند منابع و اطلاعات را به اشتراک بگذارند و با استفاده از رسانه های اجتماعی برای ارتباطات افقی، اخبار و نظرات خود را به دست آورند رهبر می تواند روابط عمودی با کیفیت بالا را با همه زیردستان خود برقرار کند و میزان موفقیت زیردست می تواند بر عملکرد شغلی تأثیر بگذارد.
صورت بندی نگرش منسیوس(Mencius ) در اخلاق سیاسی کارگزارانه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه پژوهی فرهنگی سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۵۳)
149-176
حوزههای تخصصی:
اخلاق کارگزاری و حکمرانی مهم ترین بخش از فلسفه سیاسی منسیوس است که مبتنی بر مبانی معرفت شناختی، هستی شناختی و انسان شناختی اوست. مقاله با بهره گیری از الگوی اسپریگنز و نظریه بحران وی بر راه حل های منسیوس در پاسخ به چیستی و چرایی بحران تمرکز دارد. منسیوس قدرت طلبی و جنگ طلبی حاکمان از یک سو و تعالیم نادرست برخی آموزگاران و فلسفه دانان را منشا و علت بحران می داند. منسیوس به پیوستگی فرد، خانواده و حکومت معتقد است و رابطه ای منطقی میان درستکاری کارگزار/دولت و درستکاری ملت و اقتدار حاکمیت می شناسد. وی پذیرش و مقبولیت مردم را شرط اساسی حاکم شمرده و بر آن است که حکم آسمان در اراده مردم متجلی است. از نظر او فراگیری نیک خواهی همان بسط عدالت است؛ نیک خواهی متضمن تهذیب نفس و عشق به دیگران است؛ جنگ به قصد کشور گشایی امری نامعقول است؛ میان حکومت کنندگان و حکومت شوندگان تمایز طبقاتی نباید وجود داشته باشد و رفاه مردم وظیفه قطعی حکومت است. منسیوس حق طغیان و انقلاب را برای مردم در نظر می گیرد و روند خطی میان کسب فضیلت و کسب ثروت قایل است. او برای اداره کشور توسط حاکم به جز حکمت و فلسفه که برای حاکم قایل است چندین قانون و وظیفه را برای کارگزار/دولت لحاظ می کند. از دیدگاه وی ثبات سیاسی مهم ترین خصیصه دولت کارآمد است و دانش و آگاهی، استخدام کارگزاران شایسته، وجود اهداف دراز مدت برای فعالیت های سیاسی، اولویت بندی در حل مشکلات و اقدام سیاسی معطوف به سود همگانی حکومت خوب را بر می سازد.
بررسی دانش و آگاهی شهروندی به عنوان یکی از شاخص های الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر تدوین الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت مورد توجه نهادهای ذیصلاح قرار گرفته است. از آنجایی که چنین مبحثی در سال های اخیر در بحث های الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت مطرح می شود. در این نوشتار سعی بر آن است که ابتدا شاخص های دانش و آگاهی شهروندان مورد مطالعه قرار گرفته و سپس از بعد جامعه شناسی میزان تأثیر آن را در الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت بررسی نمائیم.نخستین بار این مفهوم در منظومه فکری مقام معظم رهبری تبلور یافته است، تبیین شاخص های این الگو از منظر ایشان امری ضروری به نظر می رسد. نگارنده در این پژوهش با بهره گیری از روش توصیفی تحلیلی، مطالعات کتابخانه ای و بررسی بیانات مقام معظم رهبری پیرامون الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت درصدد پاسخگویی به سوال پژوهش برآمده اند. که عبارت است از " بررسی دانش و آگاهی شهروندی به عنوان یکی از شاخص های الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت " . در این راستا، ابتدا بیانات ایشان با کلید واژه الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت جمع آوری گردید و در ادامه شاخص های الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت در سه سرال فرعی و سه فرضیه مناسب آن تبیین گردید و بدان پاسخ داده شد. برای استخراج شاخص ها از یافته های دقیق و راهگشا، داده ها مورد تحلیل کمی و کیفی قرار گرفته است. در نتیجه اکثریت قاطع یافته ها بر دانش و آگاهی شهروندی به عنوان یکی از شاخص های الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت تأثیر به سزایی در شکل گیری الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت تأکید دارند.
مدل عملکرد بهینه آموزش و تربیت با رویکرد توسعه سبک زندگی اسلامی مبتنی بر نظریه داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر ارائه مدل عملکرد بهینه آموزش و تربیت با رویکرد توسعه سبک زندگی اسلامی با توجه به معارف دینی بود. روش پژوهش کیفی و با تکنیک نظریه داده بنیاد انجام شد. جامعه آماری پژوهش کلیه استادان دانشگاه، معلمان آموزش و پرورش، روحانیون حوزوی سطح سه و چهار و آگاه به موضوع در استان اصفهان بودند که به شیوه نظری و هدفمند با روش گلوله برفی انتخاب شدند. در این پژوهش اطلاعات با انجام 13 مصاحبه به اشباع نظری رسید که برای اطمینان بیشتر مصاحبه ها تا نفر 15 ادامه یافت. اطلاعات در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شد. یافته های پژوهش شامل 17 مقوله اصلی و 139 مقوله فرعی بودند که در نشانگر های شرایط علّی (اخلاق و معنویت، عدالت، تعلیم و تربیت کاربردی)، شرایط زمینه ای (توجه به زیرساخت ها، الگوها و مدیریت منابع و محتوا)، شرایط مداخله گر (نهادهای هسمو، فضای مجازی، سیاست های کلی و عوامل محیطی)، راهبردها (مشارکت همگانی، برنامه ریزی و ترسیم افق آینده، گفتمان سازی)، پیامدها (شکل-گیری و توسعه سبک زندگی اسلامی، جامعه پذیری، کاهش آسیب ها و پیشرفت و توسعه) جمع بندی و برساخت شدند و با هسته مرکزی پژوهش «عملکرد بهینه تعلیم و تربیت با رویکرد توسعه سبک زندگی اسلامی» مدل پارادایمی پژوهش شکل گرفت. مدل حاضر بازنمای شرایط، علل، عوامل و ضرورت های لازم است که برای کسب نتایج مطلوب لازم است تمام شاخص های اثرگذار با اتخاذ تدابیر و راهبردهای لازم، پیامدهای این امر را فراهم سازند.
تبیین الگوی عوامل مرتبط در فرایند اجرای اثربخش خط مشی های منابع انسانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بخش قابل توجهی از اقدامات اجرایی در کشور، توسط کارکنان بخش دولتی صورت می پذیرد. بنابراین هر اقدامی در جهت بهبود عملکرد منابع انسانی منجر به ارتقاء کیفیت خدمات عمومی خواهد شد.. در اجرای خط مشی، باید به مرحله تدوین (قابلیت سازمان در تدوین خط مشی های تعالی بخش)، به مرحله اجرا (قابلیت و ظرفیت اجرایی سازمان مجری خط مشی) و هم به انسجام و هماهنگی خط مشی ها نگاهی توأمان داشت. لذا طراحی مدلی دقیق، جامع و یکپارچه برای نائل شدن به پیامدهای موفقیت آمیز اجرای خط مشی، بسیار ضروری است. هدف اصلی این پژوهش تبیین الگوی عوامل مرتبط در فرایند اجرای اثربخش خط مشی های منابع انسانی در تاپیکو میباشدتحقیق از نظر هدف، توسعه ای، از لحاظ نوع داده و روش تحلیل آن، آمیخته (کیفی – کمی) است. در بخش کیفی با مطالعه پیشینه و ادبیات تحقیق، ابعاد، مؤلفه ها و شاخص های اجرای مطلوب خط مشی بهبود عملکرد منابع انسانی شناسایی گردید. طی مصعاحبه با 16 نفر مدیران ارشد سازمان و خبرگان دانشگاهی، با روش تحلیل مضمون، مضامین مشخص شدند. یافته های کیفی ، 76 مضمون پایه (شاخص)، 24 مضمون سازمان دهنده (مؤلفه) و شش مضمون فراگیر (ابعاد) هستند.
طراحی مدل حکمرانی شهری (مورد مطالعه: شهرداری تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مدیران و برنامه ریزان شهری امروزه با مسائل و مشکلاتی عدیده ای مواجه هستند که مقابله درست و عملی با این مسائل و مشکلات محلی و شهری، نیازمند الگوی مناسب شهری است. بنابراین هدف و تمرکز اصلی این پژوهش بر این موضوع است که ابعاد و مولفه های حکمرانی شهری و الویت بندی آنها در شهرداری تهران کدامند؟ روش تحقیق از منظر هدف کاربردی و از منظر شیوه جمع آوری داده ها ترکیبی است. اطلاعات مورد نیاز به دو روش مطالعات کتابخانه ای و روش میدانی با استفاده پرسشنامه جمع آوری شده است. در بخش کیفی جامعه آماری در جهت شناسایی شاخص ها از ترکیب دو گروه از خبرگان دانشگاهی و حوزه حکمرانی شهری به تعداد 20 نفرتشکیل شده است که دارای شرایط مشخصی باشند. در این بخش از روش دلفی فازی بهره گرفته شده است. در بخش کمی از روش، توصیفی – پیمایشی استفاده شده است. جامعه آماری این بخش شامل کارکنان شهرداری تهران است و حجم نمونه 85 نفر، که با استفاده از فرمول کوکران محاسبه گردیده است. ابزار مورد استفاده در این بخش پرسشنامه می باشد. به منظور تعیین پایایی پرسشنامه از آزمون آلفای کرونباخ، استفاده شده است. روش تجزیه و تحلیل داده ها حداقل مربعات جزئی و با استفاده از نرم افزارSmartPLS است. نتایج حاکی از این است که 9 عامل اثربخشی، اجرای قوانین، تصویب قوانین، توافق جمعی، شفافیت، عدالت، مسئولیت پذیری، مشارکت و پاسخگویی در مدل حکمرانی شهری ایفای نقش می کنند. همچنین از بین عوامل نه گانه، عدالت حائز رتبه بالاتری نسبت به سایر ابعاد می باشد.
نقش ارزش های مذهبی و نگرش های جنسیتی در بروز اخلاق کار مردانه و زنانه در کارگاه های مشمول قانون کار در استان بوشهر
منبع:
جامعه شناسی صنعتی سال اول زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱
61 - 75
حوزههای تخصصی:
مقدمه: اخلاق کار به عنوان مجموعه ای از ارزش های اخلاقی مبتنی بر سخت کوشی و پرتلاشی، یکی از موضوعات اساسی جامعه صنعتی نوین است. اخلاق کار از نیازهای اساسی هر کشوری است زیرا نیروی انسانی برخوردار از اخلاق کار پیشرفته، نقش مؤثری در پیشبرد اهداف و توسعه ملی کشورها دارد. اخلاق کار، مهمترین عامل فرهنگی در توسعه اقتصادی محسوب می شود. با ورود گسترده زنان به بازار کار که متصف به اخلاق مبتنی بر جمع گرایی، وظیفه شناسی، و انسجام بخشی، هستند، انتظار می رود سویه جدیدی از اخلاق کار در سازمان ها پدید آمده باشد. اما این موضوع در ایران چندان مطمح نظر نبوده است. هدف این پژوهش بررسی رابطه نگرش جنسیتی و باورهای مذهبی با اخلاق کار زنان و مردان شاغل در کارگاه های مشمول قانون کار استان بوشهر با استناد به نظریه دنیای زنانِ جسی برنارد است.روش: این پژوهش با استفاده از روش پیمایشی انجام شده است. جامعه آماری، زنان و مردان شاغل در کارگاه های مشمول قانون کار استان بوشهر در سه بخش صنعت، کشاورزی و خدمات است که تعداد 400 نفر از آنان با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. جهت جمع آوری داده ها از پرسش نامه های محقق ساخته استفاده شد. اعتبار آنها از طریق اعتبار صوری و پایایی آنها از طریق همسانی درونی به روش آلفا کرانباخ، مورد سنجش قرار گرفت. روابط بین متغیرها با استفاده از نرم افزار SPSS مورد تحلیل قرار گرفت.یافته ها: نتایج نشان داد، نگرش جنسیتی و باورهای مذهبی رابطه معناداری با اخلاق کار دارند. هرچه، نگرش جنسیتی سنتی تر باشد، اخلاق کار در بعد انسجام بخشی و جمع گرایی قوی تر می شود اما اخلاق کار در بعد وظیفه شناسی کمتر می شود. به علاوه، هرچه باورهای مذهبی قوی تر باشد، اخلاق کار در ابعاد انسجام بخشی و جمع گرایی قوی تر می شود اما وظیفه شناسی کاهش می یابد. همچنین، یافته های پژوهش نشان داد، تفاوت معناداری بین زنان و مردان در اخلاق کار و ابعاد سه گانه انسجام بخشی، جمع گرایی، و وظیفه شناسی وجود ندارد.نتیجه گیری: نتیجه گیری پژوهش حاضر این است که نگرش های جنسیتی و باورهای مذهبی به طرق متفاوتی بر اخلاق کار تاثیر می گذارند. به علاوه، زنان و مردان به لحاظ اخلاق کاری، تفاوتی ندارند. علیرغم اینکه، زنان همواره، وظیفه شناسی، انسجام بخشی و جمع گرایی را به عنوان اخلاق کار در خانه، از خود بروز داده اند، اما در اخلاق کار بیرون از خانه و در محیط های کاری رسمی بیرون از خانه، تفاوتی با مردان ندارند. این امر نشان دهنده مشابهت زنان با مردان در ورود به بازار کار در جامعه معاصر صنعتی است.
واکاوی آسیب های تعاملی ادراک شده در زنان معتاد شهر اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
طرد از اجتماع و تعاملات اجتماعی ناسالم، نتایج زیان باری را برای زنان معتاد در بردارد که دامنه وسیعی از گوشه گیری تا اقدام به خودکشی را شامل می شود و همچنین پیامدهای ناگواری را هم برای خانواده و هم برای جامعه به همراه دارد. بدین سبب این مسئله با توجه به افزایش روزافزون اعتیاد در بین زنان، حائز بررسی همه جانبه است. بنابراین هدف از پژوهش حاضر، واکاوی آسیب های تعاملی زنان معتاد شهر اصفهان بود. این پژوهش با بهره گیری از روش کیفی تحلیل مضمون انجام شد. جامعه آماری پژوهش، کلیه زنان معتاد در مراکز ترک اعتیاد شهر اصفهان در سال 1403 بود که از بین آنها، هشت نفر به شکل هدفمند و به روش همگون به عنوان نمونه انتخاب شد. تکنیک گردآوری اطلاعات، مصاحبه نیمه ساختار یافته با ابزار مصاحبه نامه که حاوی سؤالات مرتبط با آسیب های تعاملی زنان معتاد بود. داده های حاصل از مصاحبه به کمک روش شش مرحله ای براون و کلارک (2006) تحلیل شد. نتایج نشان داد که آسیب های تعاملی شامل چهار مقوله آسیب های تعاملی ناشی از آسیب های خانوادگی، آسیب های تعاملی ناشی از زیرسیستم والدین، آسیب های تعاملی ناشی از مشکلات و آسیب های تعاملی اجتماعی است. با توجه به نتایج حاصل می توان نتیجه گرفت که زنان معتاد، آسیب های تعاملی را تجربه کرده اند که آنها را مستعد ابتلا به اعتیاد کرده، احتمال پایداری گرایش آنان به اعتیاد را افزایش می دهد.
سبک های زندگیِ جهانی شده از طریق شبکه های ارتباط جمعی و تاثیر آن بر هویت ملی ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه پژوهی فرهنگی سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۵۳)
205-230
حوزههای تخصصی:
مقاله ی حاضر به بررسی تغییراتی که به واسطه شبکه های ارتباط جمعی در سبک زندگی افراد جامعه ایجاد می شود پرداخته است. سئوال اصلی این است که تغییرات مذکور چه تاثیری بر هویت ملی ایرانیان داشته اند؟ بر اساس فرضیه این مقاله سبک زندگی به طور عملی بستری است که هویت فردی و جمعی را بازتاب می دهد. در این پژوهش با صحه گذاشتن بر مقوله جهانی شدن نظام ارزشها، شبکه های ارتباط جمعی مهمترین ابزار در راستای تحقق این مقوله در نظر گرفته شده اند. بر اساس یافته های پژوهش، هویت ملی ایرانی از زمان انقلاب اسلامی، مذهب را به عنوان یکی از پایه های اصلی هویت ملی ایرانی و در راستای استقرار امت اسلامی قرار داده است. این در حالی است که شبکه های ارتباط جمعی در تضعیف روحیه مذهبی و رشد فردگرایی اثرگذار بوده اند. این تاثیر در تغییراتی که در سبک زندگی فعلی ایرانی در حال شکل گیری است مشهود می باشد. نتیجه تحقیق نشان داد که پیامد تضعیف هویت ملی در عمل باعث تقویت هویت قومی و کاهش مشارکت سیاسی و اجتماعی شهروندان ایرانی شده است. این مقاله با استناد به اسناد و منابع کتابخانه ای و به روش کیفی از نوع تحلیلی توصیفی ارائه شده است.