فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۸۱ تا ۳۰۰ مورد از کل ۳۶٬۹۵۸ مورد.
منبع:
رسانه های دیداری و شنیداری دوره ۱۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۳
123 - 158
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی ارتباط میان فیلم های سینمایی اسپایدرمن و نظریه صنعت فرهنگ که توسط تئودور آدورنو و ماکس هورکهایمر- از بنیانگذاران مکتب فرانکفورت- مطرح شده، می پردازد. صنعت فرهنگ که از دیدگاه آنان، ابزاری برای بازتولید ارزش های مصرف گرایانه و سلطه جویانه در جوامع سرمایه داری است، در تحلیل فیلم های ابرقهرمانی با استناد به دنباله سازی ها و بازسازی های مداوم فیلم ها، مورد اشاره قرار می گیرد. در این سینما، ارزش های اخلاقی و قانونی، به مثابه تمهیدی برای اشاعه ایدئولوژی غالب در نظام سرمایه داری امریکا در نظر گرفته می شوند. با این حال، آثار اسپایدرمن نقدهایی اساسی به سرمایه داری را به نمایش می گذارند و به بررسی ازخودبیگانگی ناشی از تأثیرات رسانه و فرهنگ مصرفی بر زندگی فردی و اجتماعی می پردازند. لذا با وجود وابستگی سینمای ابرقهرمانی به چهارچوب صنعت فرهنگ، مفهوم آزادی فردی و مقاومت در برابر سلطه فرهنگی در این آثار مورد تأکید قرار می گیرد. در این مقاله، هر سه مجموعه سینمایی تولیدشده با محوریت اسپایدرمن، با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی، با در نظر گرفتن پژوهش های معاصر در بازتعریف فرهنگ عامه پسند در عصر دیجیتال، مورد بررسی قرار گرفته اند. نتایج تحقیق نشان می دهد که فیلم های اسپایدرمن، نه با اهداف تجاری و ایدئولوژیک، بلکه با نگرش انتقادی نسبت به استانداردسازی، مصرف گرایی، بت وارگی، عقلانی سازی، ازخودبیگانگی و کنترل اجتماعی، به مفاهیمی همچون عدالت، فداکاری و اخلاق دست یافته اند.
تحلیل فضایی علت های اصلی مرگ جوانان در ایران در سال 1400(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تداوم و تغییر اجتماعی سال ۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
235 - 258
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: جامعه ایران در دهه های گذشته، به موازات کاهش سطح مرگ ومیر، گذار اپیدمیولوژیک و تغییرات قابل توجه در علل اصلی مرگ ومیر را تجربه نموده است. با وجود ارتقاء سطح بهداشت و روند کاهشی مرگ ومیر در ایران، میزان های مرگ جوانان همچنان در سطح بالایی قرار دارد. هدف مطالعه حاضر شناخت الگوها و علت های اصلی مرگ جوانان در ایران است.روش و داده ها: مطالعه حاضر به لحاظ هدف کاربردی و به لحاظ روش تحلیل ثانویه است. داده های مورد استفاده برگرفته از مطالعه جهانی بار بیماری ها (2021) و براساس آخرین الگوی طبقه بندی علت مرگ (ICD-11) است. از شاخص میزان، جهت مقایسه علت مرگ به تفکیک جنس و در سطح استان استفاده شده است.یافته ها: عمده مرگ جوانان ناشی از بیماری های پس از گذار است و حوادث حمل و نقل، کویید-19 و سرطان ها سه علت اصلی مرگ جوانان در سال 1400 به شمار می روند. میزان مرگ مردان در هر سه علت بالاتر از زنان است. آزمون همبستگی پیرسون نشان از رابطه معنادار (sig<0.01) بین سطح توسعه و میزان مرگ ناشی از علل در استان ها است.بحث و نتیجه گیری: بیشترین علت مرگ جوانان در دسته بیماری های غیرعفونی و سوانح قرار می گیرد و این نوع علت مرگ قابل پیشگیری و عمدتا مرتبط با سبک زندگی افراد است. نیاز است بر فرهنگ سازی جهت تغییر سبک زندگی و رفتارهای اجتماعی افراد در کنار اهمیت نقش درمان، تاکید می شود. استان های کمترتوسعه یافته در اولویت سیاست گذاری هستند.پیام اصلی: مرگ ومیر جوانان در ایران، پدیده ای است که اغلب خارج از سیستم درمانی و تحت تأثیر انتخاب ها و رفتارهای فردی مرتبط با سبک زندگی رخ می دهد. بنابراین، سیاست های بهداشتی باید علاوه بر درمان پزشکی، به مداخلات پیشگیرانه معطوف به ارتقای آگاهی ها و اصلاح رفتارهای جوانان توجه نمایند.
فشارهای ساختاری و برنامه ریزی هدفمند برای مهاجرت: کاوشی کیفی در بین دانش آموزان یزدی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های جامعه شناسی معاصر سال ۱۴ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۶
255 - 278
حوزههای تخصصی:
مهاجرت در سال های اخیر به یکی از دغدغه های مهم نوجوانان تبدیل شده و در میان دانش آموزان به عنوان یک مسیر فردی برای آینده ای مطلوب، معنا و جهت مندی تازه ای یافته است. این پژوهش، با هدف واکاوی فرآیند برنامه ریزی دانش آموزان برای مهاجرت انجام شده است. پژوهش حاضر، با رویکرد کیفی و روش داده بنیاد بوده و به منظور گردآوری داده ها از مصاحبه عمیق و نیمه ساختاریافته استفاده شده است. با استفاده از نمونه گیری هدفمند و نظری، 25 نفر از دانش آموزان دوره دوم متوسطه یزدی که در مسیر مهاجرت قرار داشتند، به عنوان مشارکت کننده انتخاب شدند. سپس با استفاده از کدگذاری باز، محوری و گزینشی یافته های پژوهش تحلیل شد. مقولات استخراجی شامل بی ثباتی اقتصادی، فوبیای ناکامی شغلی، سیاست نخبه گریز، هرز رفتن آرزوها، گسترش مهارت های زبانی، اقدامات اولیه مالی و در مسیر اپلای است. با توجه به یافته ها، دانش آموزان مهاجرت را به عنوان بخشی از برنامه آینده خود در نظر گرفته اند و با تقویت مهارت های زبانی، افزایش آگاهی درباره مقصد، تحقیق در مورد مسیرهای مهاجرت و گسترش توانمندی های فردی، گام هایی عملی و هدفمند در این مسیر برمی دارند. این اقدامات نه تنها بازتابی از شکل گیری یک هویت مهاجرتی در میان نوجوانان است، بلکه نشان می دهد تصمیم آن ها در بستر شرایط ساختاری خاص و تجربه شده، شکل گرفته و جهت یافته است.
جایگاه بیمه عمر در سیاست های کلی تامین اجتماعی با توجه به صحت یا بطلان فقهی معامله با اشخاص حقوقی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد اجتماعی فرهنگی سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۶
633 - 358
حوزههای تخصصی:
با عنایت به به بند 5 سیاست های کلی ابلاغی تامین اجتماعی و استقبال روزافزون جامعه کنونی از انواع گوناگون و متفاوت بیمه عمر و چالش مشروعیت آن از سمت مصرف کنندگان و صاحب نظران و کارشناسان اینگونه بیمه، ضرورت و لزوم پژوهش پیرامون این موضوع آشکار می گردد. از آن جایی که صحّت هر عقد و قراردادی به لحاظ حکم شرعی متوقف بر این است که واجد شرائط عمومی صحت قرارداد و مبانی فقهی صحیح باشد، باید به آن موارد به طور دقیق پرداخته شود. و ازآن رو که امروزه تمامی قراردادهای بیمه عمر با شرکت های بیمه ای منعقد می شود و شرکت های بیمه نیز از مصادیق شخص حقوقی به شمار می آیند، بدین جهت در پژوهش حاضر با روش توصیفی تحلیلی به نظریه صحت معاملات با اشخاص حقوقی به عنوان یکی از مبانی فقهی حاکم برقرار دادهای بیمه عمر پرداخته می شود. بنا به یافته های پژوهش با تمسّک به اطلاقات و عمومات ادله معاملات و عقود و التفات به این نکته که مصادیق اشخاص حقوقی، منحصر در مصادیق اشخاص حقوقی زمان شارع نیست؛ بلکه هر زمان دارای مصادیق خاص مربوط به آن زمان می باشد که متناسب با زمان و مقتضیات جدید به وجود آمده است، مثل شرکت های بیمه امروزی که از مصادیق جدید اشخاص حقوقی هستند، مانعی از جواز و صحت معاملات با اشخاص حقوقی وجود ندارد.
رابطه بین مصرف اینترنت و آرزوی مهاجرت در بین جوانان شهر شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اهداف: امروزه اینترنت تأثیرات قاطعی بر آرزوهای جوانان که بیش از دیگر گروه ها از آن استفاده کرده و در این فضا قرار دارند، می گذارد. ازآنجاکه مسأله مهاجرت جوانان به خارج از ایران از اهمیت فراوانی برخوردار شده است، پژوهش حاضر رابطه بین مصرف اینترنت و آرزوی مهاجرت را در بین جوانان ساکن شیراز بررسی کرده است. روش مطالعه: پژوهش حاضر با روش پیمایشی انجام شده است. روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای و حجم نمونه 400 نفر از جوانان 15 تا 29 ساله در سال 1402 بوده است. ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه محقق ساخته بود. یافته ها: یافته ها نشان داد که 80/5 درصد از پاسخ گویان تمایل متوسط تا زیاد به مهاجرت داشته اند. در سطح تحلیل دو متغیره، متغیرهای مصرف اینترنت و مؤلفه های آن، تماس با دوستان و دیگران در فضای مجازی، دفعات مصرف اینترنت و ماهواره در طول روز، پیگیری مستندهای مرتبط با سایر کشورها و برنامه های مهاجرتی، سال های استفاده از اینترنت، نوع منبع کسب اطلاعات رابطه معنی داری با متغیر وابسته داشته اند. در سطح تحلیل چند متغیره به ترتیب متغیرهای پیگیری مستندهای مرتبط با سایر کشورها و ...، مطالعه کتاب ها، روزنامه ها و مجلات، دفعات مصرف اینترنت و ماهواره در طول روز و درنهایت مصرف اینترنت به طورکلی توانسته اند 49/9 درصد از تغییرات متغیر آرزوی مهاجرت را تبیین کنند. نتیجه گیری: خروج جوانان از کشور تأثیرات چندوجهی و چالش های عمده ای برای دولت می گذارد. ازآنجاکه بیش از 80 درصد از پاسخ گویان در آرزوی مهاجرت بوده اند، مطالعه رابطه این پدیده با اینترنت و فضای مجازی منجر به توسعه سیاست هایی در جهت مدیریت جریان های مهاجرت خواهد شد. با توجه به اینکه ما در عصر اینترنت به سر می بریم و با درنظرگرفتن اینکه این رسانه یکی از عوامل مهم در تصمیم گیری های مهاجرت می باشد، به کارگیری نظریه یادگیری باندورا و نیز چارچوب جامعه شناختی دی هاس، می تواند ما را در شناخت بیشتر این پدیده یاری کنند.
تحلیل ویژگی ها و تحولات هویتی اعضای طبقه متوسط در شهر تهران (1380- 1400 ه.ش)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی فرهنگ سال ۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۹)
171 - 200
حوزههای تخصصی:
طبقه متوسط و تحولات هویتی اعضای آن در جامعه ایران موضوع مباحث و مناقشات گوناگونی بوده است. پژوهش حاضر به دنبال توصیف و تحلیل خصوصیات هویت اعضای این طبقه و تحولات آن در دهه های 80 و 90 در شهر تهران است. در این راستا، از دیدگاه های نظری پی یر بوردیو در مورد طبقات اجتماعی و دیدگاه های آنتونی گیدنز در مورد هویت استفاده می شود. در اینجا، با استفاده از روش های سرگذشت پژوهی و گروه متمرکز با 15 نفر از اعضای این طبقه در شهر تهران مصاحبه شده و با استفاده از روش تحلیل محتوی کیفی اطلاعات تحلیل شده اند. بر اساس یافته های پژوهش حاضر، ویژگی های هویتی اعضای طبقه متوسط در شهر تهران در ابعاد هویت جمعی/فردی، دینی/غیردینی، سیاسی و ملی توصیف و تحلیل شده است. بررسی تحولات هویتی اعضای طبقه متوسط نشان می دهد در حالی که هویت جمعی، دینی و سیاسی آن ها از ابتدای دهه 80 تا اواسط دهه 90 از قدرت و شدت بیشتری برخوردار بوده است ابعاد هویتی ذکر شده در فاصله سال های میانی دهه 90 تا پایان این دهه تضعیف شده است.
معرفی کتاب: توسعه روستایی در ایران، ۲۰۲۰-۱۹۶۰دکتر مصطفی ازکیا(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
دستنوشته به معرفی کتاب جدید توسعه روستایی در ایران که توسط دکتر ازکیا به رشته تجریر درآمده و انتشارات راتلج آن را چاپ کرده است، می پردازد.
شاخصه های سرمایه اجتماعی از منظر قرآن و روایات(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قرآن و علوم اجتماعی سال ۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۸)
122 - 153
حوزههای تخصصی:
سرمایه اجتماعی یکی از مهم ترین سرمایه های هر جامعه ای است که به پایایی و پویایی جامعه کمک می کند. علی رغم اهمیت این سرمایه در حیات اجتماعی، این پدیده در حدّ کافی در جامعه نهادینه نشده است؛ این امر از رشد آمار طلاق و ازدواج های کم دوام، میزان روزافزون انواع جنایت ها، بی اعتمادی به دیگران، سلطه فرهنگ فردگرایی و...به روشنی دریافت می شود. ضرورت وجود سرمایه اجتماعی سبب شده تا اسلام به مثابه دینی واقع گرا، آحاد جامعه اسلامی را به تولید این سرمایه ترغیب کند. در این نوشتار تلاش شده است تا به مهم ترین شاخصه های سرمایه اجتماعی از منظر قرآن پرداخته شود. روش گرداوری داده در این پژوهش، اسنادی و کتابخانه ای و روش پردازش آن ها مبتنی بر روش اجتهادی با رویکرد تفسیری اجتماعی بوده است. یافته ها بیانگر آن است که قرآن و روایات پایبندی به اعتماد اجتماعی، اخوت دینی، تعاون اجتماعی، همبستگی اجتماعی و تعهد اجتماعی را به عنوان مهم ترین شاخصه های سرمایه اجتماعی مورد تأکید قرار داده است.
فراتحلیل عوامل مرتبط با تغییر ارزش های خانوادگی و نگرش به طلاق و ازدواج در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تداوم و تغییر اجتماعی سال ۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
311 - 348
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: ارزش ها و نگرش های مرتبط با خانواده بارزترین نقطه پیوند و تلاقی میان تداوم سنت های فرهنگی نسل های گذشته با پذیرش باورها و ذهنیت های نو در میان نسل های جدید است. تداوم و تغییر در ابعاد گوناگون خانواده و عوامل تعیین کننده آن، در پژوهش های متعددی مورد توجه محققان اجتماعی قرار گرفته است. هدف مطالعه حاضر، مرور سیستماتیک نتایج پژوهش های انجام شده در حوزه ارزش های خانوادگی و نگرش به طلاق و ازدواج در بین جمعیت زنان و مردان ایرانی است. روش و داده ها: در این مقاله با کمک روش مرور سیستماتیک، تعداد 60 پژوهش مرتبط در بازه زمانی 1384 تا 1402 بررسی شده است. یافته ها: براساس یافته ها، بیشترین عوامل همبسته با ارزش های خانوادگی شامل عوامل جمعیتی، ارزشی-فرهنگی، رسانه ای و اقتصادی بوده اند که در این میان عوامل رسانه ای با اندازه اثر 42/0، بیشترین اثرگذاری را داشته است. همچنین، عوامل مرتبط با نگرش به ازدواج را می توان به عوامل جمعیتی-خانوادگی، ارزشی-فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی، فردی-شخصیتی و رسانه ای تقسیم بندی نمود که عوامل ارزشی-فرهنگی با اندازه اثر 33/0، بیشترین مقدار اندازه اثر را نشان می دهد. در نهایت، عوامل مرتبط با نگرش به طلاق را می توان به عوامل جمعیتی، خانوادگی، ارزشی-فرهنگی، فردی-شخصیتی و اجتماعی دسته بندی نمود که عوامل ارزشی-فرهنگی با اندازه اثر 37/0، بیشترین مقدار اثرگذاری را داشته است. بحث و نتیجه گیری: از بین عوامل ذکر شده، نقش عوامل ارزشی-فرهنگی در هر سه حوزه پررنگ بوده و حاکی از آن است که تغییرات صورت گرفته در حوزه خانواده ایرانی تأثیر بسیاری از تحولات ارزشی افراد و به خصوص نسل جوان تر گرفته و نقش رسانه ها نیز تسهیل کننده این روند بوده است. پیام اصلی: مرور سیستماتیک پژوهش ها نشان دهنده آن است که تغییرات در ارزش های خانوادگی، نگرش به طلاق و ازدواج در ایران، امری چندبعدی و پیچیده بوده است. اگرچه شبکه ای از علل مختلف اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و فردی در این تغییرات اثرگذار بوده است، اما نقش علل فرهنگی در وقوع این تغییرات پررنگ تر بوده است.
مؤلفه های موثر بر سرشت و سرنوشت مطبوعات ایران در دوران جنگ جهانی دوم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم خبری سال ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۳
21 - 39
حوزههای تخصصی:
هدف: با نزدیک شدن به انقلاب مشروطیت هر روز بر اهمیت و جایگاه مطبوعات در وقایع سیاسی افزوده می شد اما جز اندک زمان کوتاهی پس از مشروطیت و ایام پس از سقوط رضاشاه را نمی توان به عنوان عصر رونق مطبوعات به حساب آورد. در مرحله نخست و در پی انقلاب مشروطیت، روزنامه ها و مطبوعات ملی و محلی گوناگونی در عرصه سیاسی و فرهنگی ایران ظهور نمودند، به طوری که دو روزنامه «مجلس» و «ایران نو» در مجلس دوم هر کدام یکی از دو حزب و جریان سیاسی را نمایندگی می کردند. در طول جنگ جهانی دوم با وجود فضای باز سیاسی اما بار دیگر همان رویکرد لجام گسیختگی و هتاکی مطبوعات ادامه یافت که با وجود آزادی نسبی در مطبوعات اما پیشرفتی در زمینه حرفه ای شدن مطبوعات به وقوع نپیوست. حال پرسش اساسی پژوهش حاضر این است که، فضای باز و متناقض سیاسی آن دوره و کانون های متعدد قدرت، سرنوشت و سرشت مطبوعات را به چه سمت و سویی سوق می دادند؟روش: پژوهش حاضر از نوع مطالعات کتابخانه ای بوده که در آن پس از بررسی و جمع آوری داده ها در قالب فیش های تحقیق، به دسته بندی و سپس تجزیه و تحلیل داده ها و اطلاعت پرداخته شده است.یافته ها: یافته های پژوهش حاکی از این است که در شرایط آن روز اوضاع مطبوعات ثابت نبود و گردانندگان نشریات نیز در صورت توقیف از فضای باز و شرایط جدید سیاسی استفاده می نمودند و با اخذ امتیاز با عناوینی دیگر ولی با همان اهداف و رویکردهای قبلی به فعالیت خود ادامه می دادند و توقیف را دور می زدند و بی اعتبار می ساختند و همین عامل هم باعث هتاکی و جسارت بیشتر مطبوعات این دوره شده بود.نتایج: نتایج این پژوهش نشان می دهد که هرگاه مجلس به عنوان نماد آزادی خواهی قدرت می گرفت، مطبوعات نیز به عنوان رکن چهارم دموکراسی تقویت می شدند، به طوری که در اثنای جنگ جهانی دوم و شکل گیری فضای باز سیاسی، این اتفاق به خصوص در مجلس چهاردهم رقم خورد و رشد و گسترش مطبوعات را - در کوتاه مدت - به دنبال داشت. اما کمرنگ شدن نقش مجلس و دخالت نیروهای خارجی در انتخابات این نهاد مهم، بر سرنوشت مطبوعات نیز اثر منفی نهاد و در نهایت مطبوعات را به سمت و سوی کم رونقی پیش برد.
الگوی مدیریت تغییر سازمان های آموزشی با رویکرد تحول دیجیتال(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
درک ماهیت تغییر سازمانی و مکانیسم های مدیریت موثر تغییر به گونه ای که سازمان ها بتوانند با موفقیت به اهداف تغییر دست یابند، زمینه ای حیاتی برای مدیریت و سازمان است. هدف پژوهش حاضر طراحی الگوی مدیریت تغییر سازمانی در عصر تحول دیجیتال می باشد. این پژوهش از زمره پژوهش های کیفی است، که ازنظرهدف، توسعه ای و ازلحاظ گردآوری داده، توصیفی می باشد. پژوهش حاضر با بکارگیری روش فراترکیب در هفت مرحله: تنظیم پرسش پژوهش؛ بررسی نظاام مند متون؛ بررسی و انتخاب منابع مناسب؛ استخراج اطلاعات؛ تحلیل و ترکیب یافته ها؛ کنترل کیفیت و ارائه یافته ها انجام گردید. در ابتدا بر اساس معیارهای تعیین شده، 81 پژوهش انتخاب و با روش تحلیل مضمون مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گرفت. در ادامه به منظور ارزیابی و پالایش مفاهیم و کدهای استخراج شده از روش گروه کانونی و برای سنجش پایایی از ضریب کاپای کوهن بهره گرفته شد. براساس یافته-ها چارچوب مدیریت تغییر دربرگیرنده: محرک های تغییر)بیرونی و درونی)، پاسخ راهبردی(بازمهندسی استراتژی ها و مسیرهای خلق ارزش، شناسایی تغییرات و ظرفیت های آتی فناوری، شناسایی تهدیدها و فرصت های دیجیتال)، نیاز به تغییر(زمینه سازی توسعه بلوغ دیجیتال، ارزیابی موانع و قابلیت ها، ارزیابی شکاف ها و خلاها)، حوزه تغییر(فناوری، سیستم، استراتژی، منابع انسانی، فرهنگ، ساختار)، اجرای تغییر، توانمندسازها(حمایت از نوآوری و تحول دیجیتال، فناورمحوری، مشتری محوری، سبک رهبری، رشد و توسعه (فردی و سازمانی)و تسهیل کننده های تغییر(تأمین منایع، یادگیری سازمان، مدیریت دانش، توسعه نظام استعداد دیجیتال، انطباق پذیری دیجیتالی سازمان، ارتباطات، رهبری، مشارکت) است. براساس یافته ها مدیریت تغییر سازمانی که بر سطح فردی، سازمانی و فراسازمانی تأثیر می گذارد،و به تدریج فشارهای وارده از سوی محیط برون سازمان و درون سازمانی را کاهش داده و یا از بین می-برد. تقویت یافته های این پژوهش به سازمان ها در مدیریت مؤثر و کارآمد تغییرات در همگام شدن با تحولات دیجیتال، مانایی سازمان و رقایت پذیر بودن کمک می نماید.
رابطه شاخصهای منتخب اقتصادی و اجتماعی با مشارکت زنان در نیروی کار در کشورهای خاورمیانه(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
رفاه اجتماعی سال ۲۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۹۸
9 - 36
حوزههای تخصصی:
مقدمه: گسترش حضور و مشارکت زنان در عرصه های اجتماعی و اقتصادی، ریشه در انگیزه های متنوعی دارد. این روند نه تنها به پویایی و تقویت چرخه های اجتماعی و اقتصادی کمک می کند، بلکه فرصتی فراهم می کند تا بانوان با بهره گیری از تمامی توانمندیهای خود، قابلیتها و شایستگیهایشان را به جامعه نشان دهند. در این مسیر، زنان می کوشند با اثبات تواناییهای فردی و جمعی، توجه جامعه را به حقوق و جایگاههایی که کمتر موردتوجه قرار گرفته، جلب کنند. روش: پژوهش حاضر با استفاده از تحلیل ثانویه داده های تابلویی 12 کشور منتخب خاورمیانه در بازه زمانی 2011 تا 2021 و با به کارگیری آزمونهای اقتصادسنجی (هاسمن، بروش- پاگان و...) و مدل اثرات ثابت در نرم افزار Eviews12 انجام شده است. متغیر وابسته میزان مشارکت زنان در نیروی کار و متغیرهای مستقل شامل دسترسی به دانش پایه، دسترسی به اطلاعات و ارتباطات، دسترسی به عدالت، حقوق مالکیت برای زنان، تولید ناخالص داخلی سرانه و سهم ارزش افزوده بخش صنعت بوده اند. یافته ها: تمامی متغیرهای موردمطالعه اثر مثبت و معناداری بر میزان مشارکت زنان داشتند. در این میان، تولید ناخالص داخلی سرانه بیشترین تأثیر را بر مشارکت زنان داشته است. هم چنین حقوق مالکیت برای زنان، سهم ارزش افزوده صنعت، دسترسی به عدالت، دسترسی به دانش پایه و دسترسی به اطلاعات و ارتباطات به ترتیب و به طور معنادار میزان مشارکت زنان در نیروی کار را افزایش داده اند. بحث: میزان مشارکت زنان در نیروی کار از دسترسی به دانش پایه، دسترسی به اطلاعات و ارتباطات، دسترسی به عدالت، حقوق مالکیت برای زنان، تولید ناخالص داخلی سرانه و سهم ارزش افزوده بخش صنعت تأثیرپذیری دارد و بنابراین برای مشارکت بیشتر زنان لازم است به این عوامل اجتماعی و اقتصادی کرد.
زمینه های فرهنگی-اجتماعی ناقص سازی جنسی زنان با محوریت «ختنه» در استان هرمزگان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسائل اجتماعی ایران سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
59 - 92
حوزههای تخصصی:
یکی از انواع خشونت علیه زنان، ناقص سازی جنسی مثل ختنه است که موجب آسیب جسمی، جنسی و روانی و یا رنج زنان می شود و ناشی از مسائل فرهنگی و اجتماعی است و کم تر مورد توجه قرار گرفته است. هدف مقاله حاضر تحلیل زمینه های فرهنگی-اجتماعی ناقص سازی جنسی زنان با محوریت «ختنه» در استان هرمزگان است. با استفاده از پارادایم تفسیرگرایی اجتماعی، روش تحقیق، نظریه زمینه ای با رویکرد اشتراوس و کربین و تکنیک مصاحبه عمیق، داده ها گردآوری شدند. حجم مشارکت کنندگان برابر با ۱۵ نفر بود که با ترکیبی از روش نمونه گیری نظری و گلوله برفی انتخاب شدند. طبق یافته ها، مقوله مرکزی حاکی از اثرگذاری نهادهای دین و خانواده در تداوم و «بازتولید سوژگی مردانه بر بدن زنان» بوده است. شرایط علّی شکل گیری این بازتولید شامل فریب دیدگی، بی تجربگی، انفعال، هراس و احساسات یا ادراک آزاردهنده بود. شرایط مداخله گر شامل سنت گرایی، الزام هنجارهای دینی، کلیشه های جنسیتی، کلیشه های سرکوبگرانه و بیگانگی فرهنگی بود. کنشگران در جهت مخالفت با پدیده و انقطاع آن نیز از راهبردهایی چون گریز (فرار، به تأخیرانداختن) و توانمندسازی جنسیتی استفاده می کردند که پیامدهای استفاده از این راهبردها، کناره گیری، نقصان زنانه، آسیب فیزیکی، روحی و عاطفی، نارضایتی و تقابل اجتماعی بود.
مطالعه خوداتنوگرافی بازی موبایلی همستر کامبت با ملاحظه پیامدهای فرهنگی و ارتباطی آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگ - ارتباطات سال ۲۶ پاییز ۱۴۰۴شماره ۷۱
121 - 152
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله تحلیل فردی بازی موبایلی همستر کامبت است. طی نیمه اول سال 1403 همستر کامبت به یکی از کردارهای مجازی بخش قابل ملاحظه ای از کاربران تلگرام تبدیل شد. با وجود اقدامات حکمرانی و سیاست گذاری قابل ملاحظه برای توسعه پیام رسان های بومی، ظهور ناگهانی بازی بلاکچین محور همستر کامبت، بازگشت به تلگرام و افزایش کاربری آن، مجموعه این اقدامات را به چالش کشید. سادگی و سهولت بازی و رؤیای درآمدزایی آسان صرفاً از طریق ضربه زدن روی صفحه نمایش موبایل، کاربران ایرانی فراوانی را با این بازی درگیر کرد. این مطالعه با هدف مطالعه سازوکارهای درگیرسازی این بازی و ملاحظه پیامد های اجتماعی و ارتباطی آن انجام شد. روش این مطالعه مبتنی بر خوداتنوگرافی است که طی آن تجربیات شخصی نویسنده درزمینه اجتماعی فرهنگی گسترده تر مورد تحلیل قرار می گیرد. نتایج نشان می دهد که این بازی فراتر از یک سرگرمی ساده، بازتاب دهنده تحولات گسترده در فضای دیجیتال مبتنی بر اقتصاد وب3 است. ازجمله مضامین اصلی، می توان به اقتصاد توجه و ایجاد عادت های دیجیتال، تجاری سازی روابط انسانی و تناقض میان فردگرایی و اجتماع گرایی اشاره کرد. همستر کامبت با طراحی مکانیزم هایی چون «کمبو روزانه»، کاربران را به مصرف مستمر وقت و انرژی خود واداشته و از روابط انسانی برای سودآوری بهره برداری می کند. درعین حال، با تقویت فردگرایی و رقابت جویی، به جای ایجاد روحیه جمعی، جامعه ای «رمه وار» و بدون انسجام را بازنمایی می کند. این بازی همچنین پیوند عمیقی با سیاست های پلتفرمی و فرهنگی دارد و عادات و رفتار کاربران را دستخوش تغییر می سازد، به طوری که سرگرمی اولیه به نوعی وابستگی دائمی تبدیل می شود.
شناسایی و اعتبارسنجی نشانگرهای مناسک گرایی در نظام آموزش عالی ایران: یک مطالعه آمیخته(مقاله علمی وزارت علوم)
امروزه در نظام آموزش عالی ایران با یک پارادوکس مواجه هستیم؛ به طوری که باوجود رشد سریع نظام آموزش عالی و فراگیرشدن نهاد دانشگاهی در ایران، نگرانی ها درخصوص ناکارآمدی نظام دانشگاهی در ایران وجود دارد. به نظر می رسد که دانشگاه در ایران از کارکردهای نهادی خود منحرف و دچار آنومی و بی هنجاری شده است و به قول مرتن (1938) دچار نوعی مناسک گرایی شده است؛ ازهمین رو پژوهش حاضر با هدف شناسایی و اعتبارسنجی نشانگرهای مناسک گرایی در نظام آموزش عالی ایران انجام شد. پژوهش حاضر از نوع تحقیقات کاربردی است که در آن از روش تحقیق آمیخته از نوع اکتشافی متوالی(کیفی-کمی) استفاده شد. در مرحله کیفی با روش نمونه گیری هدفمند (صاحب نظران کلیدی) و معیار اشباع نظری با 17 نفر عضو هیئت علمی مصاحبه بدون ساختار انجام شد و به همراه 12 سخنرانی از صاحب نظران و دانشگاهیان ایرانی با رویکرد تحلیل مضمون تجزیه وتحلیل شد. در مرحلیه کمی نیز 271 نفر عضو هیئت علمی به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند و به پرسش نامیه محقق ساخته مستخرج از بخش کیفی پاسخ دادند. تجزیه وتحلیل داده ها در بخش کمی با بهره گیری از دو نرم افزار Smart-PLS و SPSS23 انجام گرفت؛ درنهایت طبق نتایج بخش کیفی نشانگرهای مناسک گرایی در آموزش عالی ایران در پنج حوزه پژوهش (کمیت گرایی، مدگرایی علمی، فراورده محوری، سلطیه آمار و روش بر هدف پژوهش، ISIسالاری، دوریه تحقیقاتی پست داک، جلسات دفاع از پایان نامه، نقش اساتید راهنما و مشاور)، آموزش (مدرک گرایی، تأکید روی جنبه های فرمال تدریس)، سنجش و ارزیابی (ارزیابی و قضاوت کمی گرا، قداست نظام های رتبه بندی، کنکور، آزمون جامع)، توسعیه آموزش عالی (رشد قارچ گونیه مؤسسات آموزش عالی، کمیت گرایی در تعداد اساتید و دانشجو) و ارتباط با صنعت (دفاتر ارتباط با صنعت) سازمان دهی شدند. همچنین نتایج بخش کمی نشان داد الگوی مستخرج از بخش کیفی از برازش مطلوب برخوردار است؛ علاوه براین، یافته های کمی پژوهش نشان داد کلییه نشانگرهای مناسک گرایی در آموزش عالی در سطح بالا و نامطلوبی ارزیابی شدند. بدیهی است که یافته های این پژوهش امکان درک بهتر موضوع و اتخاذ سیاست ها و اقدامات مناسب برای بهبود نظام آموزش عالی ایران را فراهم آورده است.
بررسی تأثیر نگرش های جنسیتی بر کیفیت زندگی زنان و مردان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در علوم اجتماعی بررسی نگرش ها و آثار و پیامدهای آن موضوعی مهم و درخور توجه بوده است. یکی از این نگرش ها، یعنی نگرش های جنسیتی نقشی محوری در تحولات نهاد خانواده دارد. درون ماییه این نگرش ها، تغییر در ساختار کهن نقش های جنسیتی و تبدیل روابط مردسالارانه به روابط برابر بین زن و مرد است. هدف پژوهش حاضر آن است که تأثیر نگرش های جنسیتی را بر رضایت از زندگی در ابعاد مختلف آن و در ارزیابی افراد از کیفیت زندگی خود بررسی کند. جامعیه آماری پژوهش افراد بالای 15 سال خانوارهای معمولی ساکن در مناطق شهری کل کشور در سال 1397 و حجم نمونه 5036 نفر است. نتایج پژوهش نشان داد حدود 10درصد زنان و 27درصد از مردان دارای نگرش جنسیتی سنتی و 37درصد از زنان و 20درصد از مردان دارای نگرش جنسیتی برابرطلب یا مدرن بوده اند و درنهایت حدود 54درصد از زنان و مردان دارای نگرش بینابینی بوده اند. کیفیت زندگی زنان از مردان اندکی بیشتر بوده است. نگرش جنسیتی رابطیه منفی با کیفیت زندگی داشته است؛ بدین معنا که هرچه نگرش جنسیتی مدرن تر بوده، کیفیت زندگی ذهنی پایین تر بوده است. این تأثیرگذاری بر کیفیت زندگی ذهنی زنان به مراتب بیشتر بوده است. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد متغیر نگرش جنسیتی در بین زنان با ضریب بتای 196.- مهم ترین متغیر تأثیرگذار بر کیفیت زندگی زنان بوده است. حال آنکه نگرش جنسیتی در بین مردان با ضریب 055.- تأثیرگذاری کمتری داشته است.
نگاه خیره مردانه در سینمای دهه نود ایران: مسئله ای اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
واقعیت در سینمای ایران توسط مردان و برای مردان شکل می گیرد و در سینمای غالب، مردها همیشه به عنوان نگاه کننده و زن ها به عنوان ابژه نگاه تعریف می شوند. این امر در سینمای پیش از انقلاب ایران مشاهده می شده است. با وقوع انقلاب 1357، قوانین جدیدی تصویب شد که ظاهراً سعی داشت از نگاهی جلوگیری کند که در این قوانین «نگاه ابزاری» نامیده می شد. این موضوع در دهه اول پس از انقلاب موجب غیاب ساختاری زن شد؛ بااین وجود، با گذشت زمان، نگاه خیره مردانه مجدداً به سینمای ایران بازگشت. این مقاله در پی پاسخ به این پرسش است که نگاه خیره مردانه در سینمای دهه نود ایران چگونه صورت بندی شده است؛ بدین منظور نظریه لورا مالوی به عنوان چارچوب مفهومی برگزیده شده است و نگاه خیره در سه سطح درون روایتی، دوربین و تماشاگر مطالعه خواهد شد. حجم نمونه شامل 15 فیلم از سینمای ایران در این دوره است که به شیوه هدفمند انتخاب شده اند و روش تحلیل، نشانه شناسی جان فیسک است. نتایج نشان می دهد که زنان در سینمای دهه نود در انقیاد نگاه مردانه بازنمایی می شوند؛ در سطح درون روایتی نگاه حامیانه، نگاه مشتاقانه، نگاه قدرت محور، نگاه مستأصل، نگاه خودبرتربینانه، نگاه متعجب و در سطح دوربین و در سطح تماشاگر نگاه خنثی، نگاه خودبرتربینانه و نگاه ابزاری تشکیل دهنده این نگاه هستند. نگاه خیره مردانه، مسئله ای اجتماعی در سینمای دهه نود محسوب می شود.
دلهره های مسئولیت پذیری در فرزندآوری و بازتفسیر معنای فرزند؛ مطالعه ای در شهر اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر، با توجه به تغییرات خانواده و ارزش ها و عناصر آن در کلان شهرها شاهد تحولات زیادی در امر باروری هستیم. تحولات در حوزه خانواده و رفتار باروری حاکی از آن است که تغییرات عمیق و هستی شناختی در ذهن، یعنی بستر شکل گیری معنا رخ داده که نتیجه عملی آن، یعنی زوجین بی فرزند و تک فرزند در جامعه امروزی نمایان است. پژوهش حاضر، با هدف فهم درون ذهنیت زوجین بی فرزند و تک فرزند ساکن شهر اصفهان از ترس در مواجهه با مسئولیت پذیری در رابطه با فرزند انجام شده است.با استفاده از روش کیفی و رویکرد تفسیری و نمونه گیری نظری، 30 مصاحبه عمیق شامل 15 مصاحبه با زوجین بی فرزند که حداقل سه سال از ازدواجشان می گذرد، انجام شد و 15 مصاحبه نیز با زوجین تک فرزند که به طور ارادی تصمیم به بی فرزندی و تک فرزندی گرفته اند، صورت گرفت.مقوله هسته پژوهش با عنوان «مسئولیت پذیری فرزندزدا» و پدیده مرکزی آن تحت عنوان «بازتفسیر معنای فرزند» برساخت شد. احساس مسئولیت پذیری در قبال فرزندان، یکی از دغدغه های مهمی است که می تواند تصمیم زوجین به فرزندآوری را تحت تأثیر قرار دهد و قرائن گویای آن است که دست کم یکی از دلایل قصد بی فرزندی یا کم فرزندی برای گروهی از والدین، ملاحظات فرزندپروری و چگونگی ایفای نقش والد است. این فرایند در آن ها معنای فرزند را بازتفسیر کرده و معنای گذشته نگر از فرزند را که همراه با تکلیف و مبتنی بر انتخاب اجباری بوده زیر سؤال برده است.
معلمان زن در مدار بی ثبات کاری؛ مطالعه ای کیفی در مدارس غیردولتی تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات فرهنگی ایران سال ۱۸ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۷۲)
131 - 163
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر، خصوصی سازی آموزش عمومی و گسترش مدارس غیردولتی در ایران، ساختار اشتغال را دگرگون ساخته و اشکال متنوعی از بی ثبات کاری را به ویژه در میان معلمان زن پدید آورده است. پژوهش حاضر با هدف واکاوی ویژگی ها، ابعاد و پیامدهای بی ثبات کاری از منظر معلمان زن در مدارس غیردولتی و خاص شهر تهران انجام شد. این مطالعه با رویکرد کیفی و استفاده از روش تحلیل مضمون صورت گرفت. داده ها از طریق ۱۹ مصاحبه عمیق نیمه ساخت یافته گردآوری و با چارچوب شش مرحله ای براون و کلارک تحلیل شدند. یافته ها در قالب مضمون فراگیر «تجربه درهم تنیده و چندلایه بی ثبات کاری» و سه مضمون اصلی سامان یافت: ۱) بی ثبات کاری به مثابه ابزار سلطه و بازتولید نابرابری؛ ۲) بی ثبات کاری و تعویق زندگی؛ و ۳) تجربه زنان معلم از بی ثبات کاری و طرد. نتایج نشان داد که معلمان زن در معرض قراردادهای موقت و شکننده، بیمه های ناقص، ناامنی شغلی و روابط قدرت ناعادلانه قرار دارند. این شرایط پیامدهایی چون فرسودگی، اضطراب، کاهش منزلت اجتماعی و ناتوانی در برنامه ریزی بلندمدت زندگی به همراه داشته است. علاوه بر این، تجربه بی ثبات کاری با ایدئولوژی جنسیتی مسلط گره خورده است؛ ایدئولوژی ای که از طریق گزینش های سخت گیرانه، محدودیت های پوششی، بازتولید نقش های سنتی زنانه و کنترل بر عاملیت زنان نمود یافته و موقعیت آن ها را بیش از پیش شکننده کرده است. یافته ها نشان می دهد بی ثباتی شغلی زنان معلم، صرفاً یک وضعیت اقتصادی گذرا نیست، بلکه پدیده ای ساختاری و چندلایه است که از تلاقی سیاست های کلان اقتصادی، ضعف در تنظیم گری دولت و نظم جنسیتی مسلط ناشی می شود و در نهایت کیفیت آموزش عمومی و سرمایه فرهنگی جامعه را نیز تهدید می کند.
ساخت و اعتبار یابی پرسش نامه تجربه زیسته تفکر انتقادی دانشجویان: مورد مطالعه دانشجویان دانشگاه اصفهان و دانشگاه علوم پزشکی اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی کاربردی سال ۳۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۹۹)
29 - 52
این مقاله بخش کمّی از نتایج یک پژوهش ترکیبی است که به روش اکتشافی متوالی (کیفی – کمّی) انجام شده است. هدف از تحقیق بررسی تجربهزیسته دانشجویان در تفکر انتقادی در دانشگاه اصفهان و دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در سال تحصیلی 1402-1403 بود. در مرحله کمّی، روش پژوهش از نوع پیمایشی (توصیفی و غیرآزمایشی) است و از تحلیل همبستگی و تکنیک تحلیل عاملی برای تحلیل داده ها استفاده شد. حجم نمونه برابر با 435 نفر به دست آمد که بر مبنای چهار متغیر دانشگاه، دانشکده، مقطع تحصیلی و جنسیت به تناسب توزیع شد. شیوه نمونه گیری سهمیه ای بود. ابزار اولیه شامل 50 آیتم و پنج عامل اصلی شامل زیست شرافتمندانه و مسئولانه، مواجهه چندگانه، اندیشیدن به فراسو، دوگانه هزینه-پاداش و نابودگری سازمانی بود که بر اساس تحلیل کیفی طراحی و در مرحله کمّی ارزیابی و تحلیل شدند. درمرحله کمّی از ساختار عاملی نهایی هفت عامل مشتمل بر 37 آیتم استخراج شد. دوعامل جدید شامل سازمان محافظه کار و مرجعیت غیرانتقادی به ترتیب از نابودگری سازمانی و مواجهه چندگانه نشئت گرفت. بارهای عاملی به دست آمده برای شش عامل بارگذاری شده بر روی تجربه زیسته دانشجویان در تفکر انتقادی (همه عوامل به جز سازمان محافظه کار) بالاتر از مقدار 60/0 به دست آمده است که حاکی از اهمیت بالای هر یک از این ابعاد در برآورد نمره نهایی هریک از افراد مطالعه شده است. ساختار سلسله مراتبی مقیاس تجربه زیسته دانشجویان در تفکر انتقادی نیز تحلیل و تأیید . نتایج پژوهش حاضر تلاشی برای توسعه ابزارهای جدید برای ارزیابی تفکر انتقادی در محیط های آموزشی به شمار می رود.