فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۸۱ تا ۳۰۰ مورد از کل ۲۸٬۵۶۳ مورد.
منبع:
مطالعات باستان شناسی پارسه سال ۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۲
165 - 186
حوزههای تخصصی:
شهر «دماوند» مرکز شهرستان دماوند، برروی تپه ای از شمال به جنوب (طولی) در میانِ دره ای حاصلخیز واقع شده است؛ این شهر یک بافت تاریخی دارد که به عنوان هسته اصلی در قسمت مرکزی آن واقع شده و چهار محله اصلی دارد. مسئله پژوهش این است که از مفهوم شهر و شهرستان برای نام دماوند، و نیز از هسته اصلی شهر، شناخت دقیقی در دست نیست. نوشتارهای مختصر منتشره، شهر دماوند را «شلنبه» یا «ویمه»، و نیز شهر «شلنبه» را مرکز ناحیه دماوند دانسته اند که با منابع هم خوانی ندارد. هدف این پژوهش روشن شدن مفهوم شهرستان و شهر برای دماوند و نیز شناخت دقیق تر شهر دماوند و شناسایی مرکز ناحیه دماوند و ساختارهای احتمالی آن است. این نوشتار به روش تاریخی و تحلیلی براساس بررسی و شناسایی با گردآوری اطلاعات کتابخانه ای و بررسی میدانی انجام شده است. پرسش ها: 1. مفهوم شهرستان و شهر برای نام دماوند در دوره ساسانی چگونه بوده است؟ 2. مرکز ناحیه دماوند چه نام داشته و با شلنبه چه تفاوتی دارد؟ 3. قدمت این مرکز به چه تاریخی بازمی گردد و ساختارهای احتمالی آن چه بوده است؟ نام دماوند در دوره ساسانی در جایگاه ناحیه و ازسویی دیگر، معرف شهر بوده است. اگرچه بنیادی اسطوره ای دارد، اما براساس منابع و شواهد قدمتی کهن تر از ساسانی دارد و مرکز ناحیه، در دوره ساسانی بوده و تا به امروز ادامه یافته است. دارای فضاهای مهم کهن دژ، شارِ درونی با بازار و میدان و محله ها و شارِ بیرونی بوده است. کهن دژ در مکان سرقلعه قرار داشته است. پذیرش دین اسلام، و بازگشت امنیت و آرامش که تا زمان ساخت مسجد در مکان سرقلعه طول کشید، باعث حفظ ساختارهای شهر شده بود.
ترانه ها به مثابه وسیله راویان، داستانها به مثابه وسیله ادبیات شفاهی: روایتگری در فرهنگ موسیقایی آذربایجانی
منبع:
مطالعات تاریخ آذربایجان و ترک سال ۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷
135 - 152
حوزههای تخصصی:
تعامل میان داستانها، موسیقی و ترانهها در فرهنگ موسیقایی آذربایجان تا حد زیادی ناشناخته باقی مانده است. این مقاله به بررسی ارتباط متقابل این عناصر و تقویت دوجانبه آنها میپردازد. هدف ما تحلیل این روابط از طریق نمونههایی از سنت موسیقایی آذربایجانی است. با مرور جامع پژوهشهای موجود و انجام مصاحبهها، ژانر عاشیقی را در فرهنگ ترکی بهعنوان تلفیقی برجسته از موسیقی، ترانه و روایت شناسایی کردیم. این ژانر شامل دو شکل اصلی روایت است: حماسهها و داستانهای عاشقانه که هر دو از شعر و نثر بهره میبرند. بخشهای شعری معمولاً با همراهی ساز بلندگردن قوپوز اجرا میشوند و با قطعات موسیقایی متنوعی به نام «هاوا» همراهی میگردند، درحالیکه بخشهای منثور بهشیوهٔ گفتاری و بدون همراهی موسیقی اجرا میشوند. مطالعه موردی این پژوهش، داستان «عاصی و کرم» است که در آن تلفیق مؤلفههای روایی و موسیقایی بررسی شده است. یافتههای ما نشان میدهد که عناصر روایی بخش جداییناپذیر اجراهای عاشیقی هستند و تعامل میان داستانها، راویان (عاشیقها) و موسیقی، ارکان اساسی این سنت موسیقایی پویا را تشکیل میدهند.
زبان قوانین حمورابی (بازخوانی پنج قانون)
منبع:
مطالعات تاریخ آذربایجان و ترک سال ۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷
337 - 417
حوزههای تخصصی:
در مقاله پیشرو تلاش گردید خوانش مجددی از کهن ترین قانون مدنی جهان مشهور به قانون حمورابی با خوانش پرفسور هارپر با تکیه بر منابع زبان ترکی انجام گردد، پس در هر بخش ابتدا با آوردن اصل خوانش هارپر به همراه خطوط میخی مرتبط از کتاب وی شانس خوانش اصل مقاله به خواننده داده شد، سپس در ادامه ترجمه فارسی دکتر بادامچی را نیز آوردیم و در نهایت خوانش جدید را با مشخص نمودن جزئیات هر نشانه انجام داده و آوانویسی انجام شده رو با شرح کلمه به کلمه در سه قسمت فارسی، ترکی آذربایجانی با الفبای عربی و ترکی آذربایجانی با الفبای لاتین ارائه نمودیم. البته که به این کار بسنده ننموده و با آوردن نوشتار میخی سطور به شرح خوانش تک به تک میخ ها نموده و ارتباط آن را با زبان ترکی را بررسی نمودیم. لازم به ذکر است که در پاورقی ها آوانویسی ها، نکات فنی و... آورده شده و در ریشه یابی لغات و شرح آنها علاوه بر نظرات هارپر از منابع درجه یک باستانی همانند نظرات هلک، سایت های پنسیلوانیا، سایت های اکدی، منابع ایلامی و نیز منابع معتبر ترکی چون کتیبه اورخون، قوتادغوبیلیک، دیوان الغات الترک، کتاب ها و سایت های ریشه شناسی مشهور بهره بردیم. از نکات مهم بازخوانی ما اینست که مفهوم به دست آمده در بازخوانی از دریچه ترکی در بسیاری از موارد نه تنها تفاوت فاحشی با خوانش هارپر ندارد بلکه گاهی برای یک لغت دو یا چند خوانش قابل فهم در تورکی بدست آمده، برای مثال در خوانش رودخانه ما به خوانش های " آرکولار : رودها، سولار : آبها و دورولار : آبهای روان( محل عمیق رودخانه معمولا آب شفاف دارد) " دست یافتیم که خود نشانگر واقعیت فرضیه ما بوده و خوانش شانسی را به چالش می کشد به علاوه در مواردی اصطلاحات ترکی نیز به دست آمد و مورد دیگر اینست که هر کجا خوانش ما با هارپر فرق داشت نیز باز درراستای تکمیل خوانش او بوده برای مثال در قضیه عزل قاضی ما به عزل او توسط " قوم اولو: کاهن اعظم " رسیدیم که در خوانش هارپر خبری از آن نبود. نکته مهم آخر اینست که از منظر صرف افعال و پسوندها نیز همخوانی با منابع تورکی را مشاهده نمودیم. به هر حال تلاش گردید تا کاری در خور خوانندگان تقدیم گردد و امید است این کار چراغی برای راه سنگلاخی و تاریک پیش روی محققین باشد.
سیاست راه سازی روسیه در ایران و واکنش قاجاریه؛ مطالعه موردی راه های شوسه شمال غرب و مسیر دریاچه ارومیه (۱۳۴۰-۱۲۸۷. ق/ ۱۹۲۲- ۱۸۷۰. م)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سخن تاریخ سال ۱۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۰
58 - 85
حوزههای تخصصی:
ازنیمه دوم قرن۱۹ روسیه با اتکا به راه آهن و راه های شوسه، قدرت اقتصادی و سیاسی خود را درآسیای میانه و قفقاز گسترش داده بود و می خواست همان سیاست نفوذ تدریجی را درمرزهای ایران اجرا کند؛ که با مخالفت دولت های انگلیس و قاجار مواجه شد. این پژوهش با تجزیه وتحلیل داده ها و اطلاعاتی که به شیوه کتابخانه ای و اسنادی گردآمده اند، درپی پاسخ به این سؤال است که نقش دولتین روسیه و ایران درفرآیند ساخت راه های ارتباطی- تجاری شمال غرب کشور دراواخر دوره قاجار(۱۳۴۰-۱۲۸۷.ق/۱۹۲۲-۱۸۷۰.م) چه بوده است؟ نتایج نشان می دهد مهم ترین ابزارنفوذ روسیه برایران ساخت«راه» بود اما ایران برای جلوگیری ازاین تسلط سال ها درمقابل پیشنهاد راه سازی روسیه مقاومت کرد ولی برای تسلط برکلیه نقاط کشور و نیاز به راه های نوین؛ امتیاز ساخت راه های شوسه شمال کشور به روسیه واگذار شد. توسعه طلبی قدرت های بزرگ کشتیرانی در دریاچه ارومیه را نیز درمعرض سیاست های آنان قرار داده بود. درپایان دوره قاجار کشور تقریباً بی بهره از ترابری مدرن داخلی بود و بااینکه ظواهر توسعه مانند راه های شوسه، خطوط تلگراف وبانک وجود داشت اما این توسعه نه درونی بلکه به دلیل نیاز نیروهای خارجی شکل گرفته بود تا اواسط جنگ جهانی اول (۱۳۲۶.ق/۱۹۱۷.م) درراه های ساخته شده وصول راهداری، عوارض و نظارت برعبور و مرور به دست روس ها بود. دراین دوره استفاده از راه های دریایی که وسیله ای ارزان و سریع در ترابری بود و ازنظر دفاعی نیز اهمیت راهبردی داشت، کمتر موردتوجه دولت ایران قرار گرفت.
هفتالیان از چین تا ایفای نقش در تبادلات میان شرق و غرب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات باستان شناسی پارسه سال ۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳۱
۲۳۲-۲۲۱
حوزههای تخصصی:
اصطلاح «یاندا» در زبان چینی که برای نخستین بار در کتاب وی ثبت شده است، بر نام قوم «هفتالی» دلالت دارد. هفتالی ها یک گروه قومی بودند که بیشتر در سده پنجم تا هفتم میلادی در آسیای میانه می زیستند. بنابر منابع نوشتاری چینی، هفتالی ها اغلب در بازده زمانی از 456 تا 586م. به چین آمدند. با شکست هفتالی ها از اتحاد ترک ها، شاهان ساسانی به میانه سده ششم (میلادی)، روابط چین با هفتالی ها نیز به تدریج کم رنگ شد تا این که دگرباره و به دوره «دایه» از دودمان «سویی» (608-618م.) سر و کله آن ها پیدا شد. دودمان های «شمالی» و «جنوبی» چین با هفتالی ها در چین آشنا بودند؛ منابع چینی به تعامل آن ها با گروه های قومی مختلفی مانند «هان» در چین، سغدی ها و ایرانی (پارس) ها اشاره کرده اند. منابع نوشتاری چینی، سکه های هفتالی، سکه ها و کتیبه های ایرانی، زمینه ای سترگ برای شناخت فعالیت های هفتالی ها در چین در قرون وسطی و پیوند آن ها با گروه های قومی مختلف در چین و نیز در مسیر راه ابریشم را ایجاد می کنند. بنابراین منابع، هفتالیان نقشی بسیار مثبت، اثرگذار و سازنده در گسترش تبادلات میان شرق و غرب داشته اند. هفتالیان در پیوندهای میان چین و ایران و نیز با کران دریای مدیترانه نقشی کلیدی داشتند؛ بنابر متون چینی، نمایندگان بیزانس، خراج های را به دودمان وی شمالی پرداخت کرده اند؛ این منابع از همراهی نمایندگان هفتالی و بیزانس به دربار چین خبر می دهند. بنابر منابع مکتوب چینی، سغدی ها از سال 419 تا 564م.، 20بار به چین خراج پرداختند و در این مدت هفتالی ها مکرراً با چین تماس داشتند. باوجود این، سغدی ها و هفتالی ها پس از شکست سغدیان توسط هفتالی ها، از رابطه ای نسبتاً پایدار، اما سست برخوردار بودند.
مناسبات سامان سیاسی نظام حکمرانی دوره شاه عباس اول صفوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نظام صفوی با مرگ شاه طهماسب، دچار یک دهه بحران عمیق و بی سابقه جانشینی توأم با هرج ومرج و نابسامانی شد. بحرانی که به لحاظ خشونت ورزی های بی حد داخلی و ناتوانی حفظ قلمرو از دست درازی دشمنان، حکومت را به سمت ناامنی سوق و بقای آن را در معرض خطر قرار داد. اقدام قبیله استاجلو در به تخت نشاندن شاه عباس، پس از تقابل و تلاش برای مشارکت سران قزلباش، هرج ومرج را خاتمه داد. مسئله عمده نظام حکمرانی دوره شاه عباس (996-1038ق)، پس از تجربه ناخوشایند یک دهه آشوب، برقراری امنیت با هدف بقا و دوام نظام صفویه بود. دستیابی به این مهم نیازمند سازوکارهایی غیرشخصی بود که توان مرزبندی و مهار قدرت سیاسی را ممکن کند. فرایند سامان سیاسی مذکور که بر مناسبات و تعاملات دوره شاه عباس حاکم بود، با تعامل فرادستان ممکن و به تدریج تحکیم و تثبیت شد و تعهدات را به قواعد تبدیل کرد. مهار قدرت به مرور، عوامل اخلال سامان دهی سیاسی را رفع و موجب اطمینان بخشی و پایداری و تمایز حکومت شاه عباس شد. پرسش اصلی نوشتار به چرایی دلایل، عناصر و پیامد سیاسی و اجتماعی مؤثر بر سامان سیاسی و مناسبات و تعاملات دوره می پردازد. فرض بر این است که سامان سیاسی، غیرشخصی و محصول تعامل فرادستان بود. روش تبیین تاریخی و تکوینی به کاررفته، با بررسی سازوکار فرایند وقایع تلاش می کند تا با این رویکرد به بازنمایی دوره بپردازد.
اهمیت منابع ارمنی در شناخت تاریخ خوارزمشاهی؛ مطالعه موردی «نبرد گارنی»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعه تاریخ خوارزمشاهیان و واکاوی فتوحات سلطان جلال الدین خوارزمشاه در قفقاز، بدون بهره گیری از منابع ارمنی هم عصر، تصویری جامع و دقیق از رخدادهای این دوران مهم تاریخی را به دست نمی دهد. نبرد گارنی -برخورد سرنوشت ساز میان نیروهای متحد ارمنی گرجی و سپاه سلطان جلال الدین- ازجمله حوادث مهم سیاسی، نظامی پیش از سقوط تفلیس است که بازتابی ویژه در آثار مورخان ارمنی سده سیزدهم میلادی/هفتم هجری، به ویژه گیراگوس گنجه ای، استپانوس اوربلیان و وارطان آرِوِلتسی دارد. پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی، تحلیلی و مبتنی بر مطالعه کتابخانه ای منابع ارمنی، ایرانی و گرجی، ضمن بررسی این نبرد و سنجش تطبیقی میان این منابع، تلاش می کند امکان درک عمیق تری از رویدادهای آن دوران و نیز سرانجام سلطان جلال الدین را فراهم کند. یافته های پژوهش نشان می دهد منابع ارمنی با دقت و جزئیات، نه تنها روند و فرجام نبرد، بلکه دلایل پیروزی سلطان جلال الدین و عوامل شکست نیروهای متحد ارمنی گرجی و ابعاد سیاسی و نظامی مسئله را تبیین کرده اند؛ منابع ارمنی همچنین با پرداختن به نحوه جزئیات و اختلافات درباره مرگ سلطان جلال الدین، به رفع ابهام های موجود در منابع ایرانی، اسلامی کمک می کنند و نقاط تاریک تاریخ این عصر را روشن می سازد. این پژوهش اهمیت منابع غیرایرانی، به ویژه ارمنی را برای فهم دقیق تر و معتبرتر تحولات خوارزمشاهیان و قفقاز برجسته می سازد و ضرورت بهره گیری تطبیقی از همه منابع را یادآور می شود.
موقوفات غیرمنقول آستان قدس رضوی در عصر صفوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تاریخ فرهنگی سال ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۳
97 - 136
حوزههای تخصصی:
وقف به آستان قدس رضوی همواره از جمله موضوعات مورد توجه حکومت و مردم مورد توجه بوده است و از مهم ترین دوره های شکوفایی آن با توجه به اسناد دوره صفویه است. بررسی وضعیت موقوفات آستان قدس رضوی در عصر صفوی و تحلیل بستر و مؤلفه های مؤثر بر آن می تواند به تنقیح آگاهی تاریخی بینجامد. مقاله حاضر با استفاده از روش تاریخی و با رویکرد توصیفی- تحلیلی، با تأکید بر اسناد وقفی و استفاده از منابع کتابخانه ای به این پرداخته است که وضعیت موقوفات آستان قدس رضوی از لحاظ واقفین، نوع مصرف و رَقَبه و پراکندگی زمانی- مکانی در زمان صفویان چگونه بوده است؟ و چگونه می توان تحولات رخ داده را توضیح داد؟ بر اساس یافته ها در عصر صفویان بیشترین رَقَبه وقفی مزرعه بود که غالباً در اطراف مشهد قرار داشت؛ به عبارتی پراکندگی موقوفات در سطح کشور کم بوده است؛ در این دوره هرچند موقوفات با مصارف مراسم مذهبی، هم پایه اقدامات حکومت درخصوص ترویج شعایر دینی رشد نکرد، اما مصارف بیوتات با سیاست های پادشاهان و نقش آفرینی روحانیون همسو بود و بیشترین فراوانی را دارد؛ همچنین با وجود نیاز شدید به تأمین امنیت، هیچ گونه موقوفه ای در این زمینه شکل نگرفت. در این عصر می توان رشد موقوفات را پس از شاه عباس اول مشاهده کرد؛ بر اساس فراوانی به ترتیب بیشترین موقوفات مربوط به دوره های شاه سلیمان، شاه سلطان حسین و شاه عباس اول است. ثبات و امنیت، تثبیت اقتدار حکومت مرکزی، اقدامات و رویکرد شاه، نظم تشکیلاتی آستان قدس رضوی، انتخاب متولیان از میان سادات و علمایی که دارای نفوذ و استقلال بودند، بر وقف مؤثر بود؛ علاوه براین موارد قدرت یافتن مجتهدان شیعه و نیز پرداختن به مقام امام معصوم (ع) مبنی بر نقش ویژه امام (ع) در اذهان و زندگی روزمره بر اساس مفهوم هم زیستی بر رونق وقف در این دوره بسیار مؤثر بودند.
رفتارشناسی حزب زحمتکشان ملت ایران-نیروی سوم از تأسیس تا کودتای 28 مرداد 1332 با تکیه بر روزنامه نیروی سوم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ نامه ایران بعد از اسلام سال ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۲
31 - 54
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر به رفتارشناسی «حزب زحمتکشان ملت ایران - نیروی سوم» از تأسیس این حزب در مهرماه 1331 تا وقوع کودتای 28 مرداد 1332، براساس نظریه بحران توماس اسپریگنز می پردازد. این نظریه متشکل از چهار مرحله است: 1. مشاهده بحران، 2. شناسایی عامل بحران، 3. ترسیم جامعه آرمانی و ۴. ارائه راه حل. هدف از این پژوهش، شناسایی گونه های رفتاری حزب زحمتکشان ملت ایران – نیروی سوم (با تکیه بر ارگان رسمی این حزب یعنی روزنامه نیروی سوم) در مواجهه با بحران هایی است که نهضت ملی از مهر 1331 تا مرداد 1332 با آن دست به گریبان بود. شیوه جمع آوری داده ها در این مقاله، کتابخانه ای و اسنادی و سیاق تجزیه وتحلیل داده ها، روش تاریخی با رویکرد توصیفی-تحلیلی است. براساس یافته های پژوهش، گردانندگان حزب نیروی سوم از بدو تأسیس حزب تا کودتای 28 مرداد، سه بحران اقتصادی، سیاسی و بین المللی را شناسایی کرده و در راستای حراست از نهضت ملی و حمایت از دولت مصدق، به کشف عوامل این آشفتگی و ارائه راه حل برای گذار از بحران پرداختند. ازنظر مؤسسان حزب، عامل بحران اقتصادی، محاصره اقتصادی توسط انگلیس و اتکای مطلق دولت به اقتصاد غیرنفتی، عامل بحران بین المللی، سیاست استعماری انگلیس، آمریکا و شوروی و عامل بحران سیاسی استبداد بود. ازاین رو حزب مزبور، چاره گذار از بحران اقتصادی را روی آوردن به بودجه بدون نفت، راه حل عبور از بحران بین المللی را اتکا به نیروی سوم و راه حل بحران سیاسی را تشکیل نظام جمهوری می دانست.
مطالعه تطبیقی فناوری های آب کشی ( انباط المیاه )در کتاب الحیل فی الحروب ابن منکلی و کتاب الجامع بین العلم والعمل النافع فی صناعه الحیل جزری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های تاریخی ایران و اسلام بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۶
85 - 127
حوزههای تخصصی:
گرچه برخی از اندیشه های موجود در آثار مکانیکی و مهندسی ریشه در شرق دور و هند و ایران باستان داشت، اما فناوری و مکانیک در جهان اسلام بیشترین جان مایه خود را از یونان باستان می گرفت. با توجه به اهمیت و کارایی دستگاه های آبکشی، ترجمه آثار یونانی مؤثرترین مسیر برای دست یابی به چنین تجهیزاتی بود. با حمایت دستگاه های حاکم در اقصا نقاط جهان اسلام، صنعتگرانی که غالباً سواد آکادمیک نداشتند به ساخت و بکار گیری دستگاه ها پرداختند. همراه با گسترش و اوج گیری علم و فناوری در دوره طلایی اسلام، دانشمندان بزرگی همچون بنوموسی و جزری و اسفزاری و راصد دمشقی و ... اقدام به ارتقاء دستگاه های یونانی-رومی و ابداع تجهیزات باقدرت و کارایی بیشتر و با عملکرد اتومات و خودکار نمودند. برای فهم میزان تأثیرپذیری این دانشمندان از دانش فنی پیشینیان بهترین مسیر مقایسه تجهیزات آن ها با تجهیزات کتاب های یونانی ترجمه شده به عربی است. کتاب الحیل فی الحروب می تواند نمونه ای از ترجمه ی کتاب های فناوری یونانی باشد که در بخش یازدهم آن به ساخت و استفاده از تعدادی دستگاه آبکشی پرداخته شده است. در این نوشتار قصد داریم با مقایسه دستگاه های آبکشی نسخه الحیل فی الحروب ترجمه ابن منکلی (778 قمری/1376 میلادی) با دستگاه های آبکشی کتاب الجامع بین العلم والعمل النافع فى صناعه الحیل جزری، ضمن بررسی دستگاه های کتاب الحیل فی الحروب ، تأثیر متون فناورانه ی یونانی با آثار علم الحیل تمدن اسلامی را بررسی نمائیم.
بازشناسی هویت تاریخی و راه های ارتباطی استقرارِ تاریخیِ درّام در طارم علیا بر اساس شواهد باستان شناختی و متون تاریخی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پیام باستان شناس سال ۱۷ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۳۳
177 - 189
حوزههای تخصصی:
درّام، نام دهستانی در شهرستان طارم علیا است که مرکز آن دهی تاریخی به همین نام می باشد. این نام در متون متعددی از دوران میانی اسلامی و پس از آن ذکر شده است. پژوهش حاضر به بررسی پیشینهٔ تاریخی درّام و تبیین ابعاد استقرار کهن این مکان، موسوم به «قلعه درّام»، بر پایهٔ شواهد باستان شناختی و متون تاریخی می پردازد. برای دستیابی به این هدف، مواد فرهنگی قلعه، از جمله سفال ها و ویژگی های معماری بقایای سازه، مورد مطالعه و تحلیل قرار گرفته است. افزون بر این، با بهره گیری از متون تاریخی، به ویژه سفرنامه پیتر دلاواله، سیاح ایتالیایی قرن هفدهم، مسیر راه قدیمی که در دوره صفوی و پیش از آن از درّام عبور می کرد، شناسایی و بر روی نقشه بازسازی شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که قلعه درّام در دوران پیش از اسلام، به ویژه عصر اشکانی، و نیز در قرون میانی و متأخر اسلامی، یک استقرار مرکزی و مهم در منطقه طارم علیا بوده و از گسترده ترین محوطه ها در میان دهستان های آب بر و درّام به شمار می رفته است. همچنین نتایج تحقیق حاکی است که راه ارتباطی قدیم منطقه، که از دهکده کنونی درّام و دره رود قزل اوزن عبور می کرد، تا حد زیادی با مسیر جاده امروزی منطبق بوده است.
صخره نبشته اورارتویی نویافته در قرجه لو: نخستین سند از حضور روسا اول در شرق دریاچه ارومیه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ایران باستان دوره ۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۳
112 - 122
حوزههای تخصصی:
Urartians ruled over the shores of lakes Van, Çildir, Sevan, and Urmia ca. 900 to 700 BC. Their presence in the east of Lake Urmia has been previously studied according to the inscriptions of Argišti I in Javanqale, Sarduri II in Seqindel, and Argištri II in Razliq, Nashteban, Shisheh, and Sarab, in addition to the inscribed discs from Varzeghan. There was not a single piece of evidence of Rusa I’s dominance over the region, unless the discovery of Qarajalu Urartian inscription. The severely damaged rock inscription contains his conquest of the region in Qaradaq area, along with constructing a fortification to the east of Urmia Lake. A possible route for his campaign through the east could be Ahar Chay Gorge and Qaradagh mountains, as they were well aware of the significance of the eastern shores of the lake. The authors aim to describe and analyze this inscription as the first footprint of Rusa, Son of Sarduri, in the region as the conqueror and constructor.
خزرلر - تورک امپراتورلوغو
منبع:
مطالعات تاریخ آذربایجان و ترک سال ۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷
94 - 134
حوزههای تخصصی:
آذربایجان ۶جی یوزیلده گؤی تورکلرین باتی بؤلگه لری ایچینده یئر آلیر. بو زامان آذربایجاندا کنفدراسیون کیمی بیری-بیری نین یانیندا یاشایان تورک بویلاری: هونلار، سابیرلر، قیپچاقلار، پئچئنئق لر، آوارلار، خزرلر و اوغوزلار موجود-ایدی. بونلارین ایچیندن گؤی تورکلره داها یاخین اولان بوی خزرلریدی. اونلار تاریخ بویو هونلارلا ایش بیرلیک لر ائتمیش، گؤی تورکلر ضعیفله دیگی زامان خزرلر باشا کئچیرلر و گؤی تورکلرین یئرینی آلیرلار. اونلارین دیلی تورکجه اولاراق حکومت بایراغینی اوجا ساخلاییرلار. اونلار باشقا قبیله لرله دوزگون داورانیب، عینی حالدا بیر سیرا قبیله لری -بولقارلار، ماجارلاری- سیخینتی آلتینا آلاراق آذربایجاندان کؤچمه لرینه سبب اولورلار. اؤزلری ده باشقا قبیله لر طرفیندن سیخینتی یا دوچار اولوب، عربلرین کسیلمز ساواشلارینا گؤره آذربایجاندان اوزاقلاشما مجبوریتینده اولورلار. خزر دنیزی اونلارین آدینا قویولموشدو. اونلارین خزر دنیزی ایله قارادنیز آراسیندا یاشایاراق بؤلگه لری آذربایجانا قدر اوزانمیشدیر؛ آنجاق دفعه لرله عرب قوشونویلا آذربایجاندا توققوشوب، ساواشی گاه اودوب، گاهدان دا اودوزموشلار: بونونلا بئله نئچه اون ایللیکلر آذربایجاندان(قاراباغ-اردبیل دن) توتوب موصل ه قدر استیلالارینی ساخلامیشلار. خزرلر آذربایجان تورکجه سی نین عیارلانماسیندا و یازی دیلی نین زنگینلشمه سینده بؤیوک ائتکی لر بیراخمیشلار. کئچمیشده خزرلردن اثر قالماییب سؤیلنسه ده، بوگون خزرلرین موزه لرده سرگیله نن قیزیل، گوموش بزک آلت لری، قاب-قاجاقلاری، اکینچی لیک آلت لری و حیوان بسله مک وسائلی گؤز قاباغیندادیر. هابئله چوخلو عمارتلر و معمارلیق نمونه لری ده اوزه چیخمیشدیر. بیر زامانلار خزرلردن هئچ بیر اثر قالماییب دئین لر بوگون یازیلی اثرلرین خزینه سی قارشیندا حیرتده قالیرلار. نئچه-نئچه ۱۰۰مین سؤزجویه مالیک اولان خزرلرین نئچه بؤیوک حجمده یازیلی کتابلاری: داستانلار، دوعالار و مکتوبلاری الیمیزده دیر. بورادا خزرلرین تاریخی ایله برابر اونلارین ادبی اثرلرینین ده تانیتیمینی اوخویاجاقسانیز. مقاله کتابخانا آختاریشلاری سویّه سینده داوام ائده رک عالیملرین اثرلریندن یارارلانمیشدیر.
گونه شناسی واکنش ها نسبت به جشن های 2500 ساله شاهنشاهی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
محمدرضا شاه پهلوی که با کودتای 28 مرداد1332 مجددا به قدرت بازگشته بود به شدت دچارچالش مشروعیت شده بود و برای مشروعیت بخشی به پادشاهی خود درصدد برآمد تا به تبلیغ سنت دیرپای شاهنشاهی در ایران بپردازد و از طریق پیوند زدن حکومت خود با این سنت دیرینه و مشخصا اتصال حکومت پهلوی با سلسله هخامنشی به حکومت خود مشروعیت بخشد. طراحی جشن های 2500 ساله و برگزاری باشکوه آن در سال 1350 هم در همین راستا انجام گرفت. مخالفان حکومت با پی بردن به خواست حکومت، واکنش های گوناگونی را از خود بروز دادندکه این پژوهش قصد دارد با روش تاریخی و شیوه توصیفی تحلیلی و با کمک اسنادو مدارک آرشیوی و منابع اصلی بدان پرداخته و به این پرسش پاسخ دهد که مخالفان حکومت در قبال جشن های 2500 ساله چه واکنشی از خود بروز دادند. یافته های این پژوهش نشان می دهدکه مخالفان دو دسته اقدامات سلبی و ایجابی از خود نشان دادند. تمرد از درخواستهای حکومت در جهت همکاری در برگزاری جشن ها در دسته اقدامات سلبی می گنجد و اقدامات ایجابی مخالفان شامل اعتراض و انتقاد از جشن ها، تهیه و توزیع اعلامیه علیه جشن ها، ارسال نامه و تلگراف به مسئولان کشور و مقامات خارجی، ایراد سخنرانی علیه جشن ها و نیز اقدامات قهرآمیز می شود.کنش حکومت در برگزاری جشن ها و واکنش مخالفان در مخالفت با آن، کشاکشی را ایجاد کرد که محوریت آن مشروعیت بخشی حکومت به خود و مشروعیت زدایی از آن توسط مخالفان بود که این کشاکش منجر به انسجام نظری و فکری مخالفان شد که تجلی موفقیت آن را می توان در فروپاشی ساختار سیاسی در سال 1357 از سوی مخالفان دید.
The position of Zen philosophy derived from haiku poems in the architectural design process(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Journal of Archaeology and Archaeometry, Volume ۴, Issue ۱ - Serial Number ۱۳, June ۲۰۲۵
81 - 95
حوزههای تخصصی:
This paper investigates the role of Zen philosophy, as derived from haiku poetry, in the architectural design process. It explores the nature of Zen, its unique perspective on art and literature, and how this perspective is reflected in architectural design processes. The paper also examines how the creation of architectural spaces can be integrated with the poetry and (haiku) influenced by this philosophy. This research seeks to answer the question of how Zen thought can be applied in architectural design through the utilization of haiku poetry. A descriptive-analytical approach, combining inductive and deductive reasoning, is employed. Initially, Zen theories based on haiku are deductively applied to case studies. Subsequently, Zen architectural theories based on haiku are extracted from these case studies. Finally, the results are obtained by combining inductive and deductive methods. This paper aims to introduce haiku, elucidate the role of Zen philosophy in haiku poetry, and explore the influence of Japanese Buddhism on the architectural design process. The result of this research reveal that haiku is the product of immediate, intuitive experience and cannot be evaluated based on conventional poetic criteria. Haiku is a form of enlightenment or illumination, in which the poet perceives the vitality of objects and grasps the meaning of the ordinary and commonplace. Haiku poetry presents viewers with perspectives on nature, humanity, and life. By integrating literary concepts into the architectural design process, haiku can serve as a powerful cultural and artistic medium, fostering audience engagement with literature and cultivating a unique, philosophical understanding of phenomena.
عوامل شکل گیری و تثبیت حکومت طالبان در افغانستان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مسکویه دوره ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۵۸)
63 - 83
حوزههای تخصصی:
تحولات اجتماعی و سیاسی در افغانستان طی دهه های اخیر، به ویژه در دوره ظهور و حاکمیت اولیه ی طالبان، ریشه های عمیقی در ساختارهای سنتی، قبیله ای و فرهنگی این جامعه دارد. ظهور طالبان به عنوان یک جنبش بنیادگرا، صرفاً یک پدیده سیاسی نبود، بلکه واکنشی پیچیده به تغییرات اجتماعی، ضعف دولت ملت سازی و ناکارآمدی مجاهدین پس از خروج شوروی محسوب می شد. این پژوهش به بررسی دقیق این تحولات اجتماعی و نقش عوامل مختلفی چون گفتمان های قبیله ای، دینی و سیاسی در شکل گیری و تثبیت حاکمیت طالبان می پردازد. پژوهش حاضر از روش تاریخی-تحلیلی بهره می گیرد. اطلاعات و داده های مورد نیاز به صورت اسنادی و کتابخانه ای، با استناد به متن مرجع، جمع آوری شده اند. سپس با تحلیل این داده ها، به تبیین روابط علّی میان پدیده های اجتماعی و سیاسی پرداخته شده است.تحولات اجتماعی افغانستان در دوره جهاد علیه شوروی، چگونه زمینه را برای ظهور و پذیرش گفتمان طالبان فراهم کرد؟به نظر می رسد ضعف نهادهای دولتی، تضعیف قدرت خان ها، افزایش نفوذ روحانیون در مناطق روستایی و ناامیدی مردم از عملکرد مجاهدین، زمینه را برای پذیرش گفتمانی فراهم ساخت که بر ارزش های سنتی، قبیله ای و دینی تأکید داشت و وعده امنیت و عدالت می داد.یافته های این مقاله نشان می دهد که گفتمان طالبان، برآیند مفصل بندی (articulation) دال های پراکنده اجتماعی بود که در نتیجه تحولات پیشین، به ویژه جهاد علیه شوروی، ایجاد شده بودند. این گفتمان با استفاده از مفاهیمی چون پشتونوالی، ارزش های قبیله ای و سنت های روستایی، توانست خلاء قدرت و مشروعیت را پس از ناکارآمدی مجاهدین پر کند و حمایت توده های مردم، به ویژه پشتون های روستایی، را به دست آورد.
تأثیر متقابل شرایط جغرافیایی و عوامل انسانی بر رشد اقتصادی بغداد در عصر اول عباسی (132 تا 232 ق)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مسکویه دوره ۱۷ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۶۰)
7 - 22
حوزههای تخصصی:
بغداد در عصر اول عباسی به عنوان یکی از برجسته ترین مراکز اقتصادی جهان اسلام، شاهد شکوفایی بی نظیری در حوزه های کشاورزی، صنعت و تجارت بود. این رونق چشمگیر پرسش از چرایی شکل گیری و توسعه اقتصادی این شهر را مطرح می سازد. از دیرباز، تأثیر شرایط جغرافیایی بر تمدن های انسانی مورد توجه اندیشمندان بوده است. موقعیت استراتژیک بغداد در میان دو رود دجله و فرات اهمیت این عامل را دوچندان می کند. با این حال، نمی توان نقش عوامل انسانی و سیاست های فعالانه خلفا در بهره برداری از این ظرفیت ها را نادیده گرفت. براساس این، پژوهش حاضر با نقد نظریه جغرافیامحور، که بر نقش تعیین کننده عوامل محیطی در شکل گیری تمدن ها و جوامع انسانی تأکید دارد، به دنبال پاسخگویی به این پرسش است که عوامل جغرافیایی در کنار عوامل انسانی، به ویژه سیاست های خلفا و توسعه تجارت، در تعامل با این شرایط جغرافیایی، چه تأثیری بر شکوفایی اقتصادی بغداد داشته است؟ این بررسی با رویکردی تبیینی-تحلیلی و به کمک روش تاریخی انجام شده است. داده های مورد نیاز با استناد به منابع دست اول تاریخی و جغرافیایی جمع آوری و تحلیل شدند تا چگونگی تأثیر متقابل شرایط طبیعی و اقدامات بشری بر رشد اقتصادی شهر بغداد در عصر مورد مطالعه تبیین شود. نتایج این پژوهش نشان می دهد که رونق اقتصادی بغداد در عصر اول عباسی، حاصل تأثیر متقابل و پیچیده عوامل جغرافیایی و انسانی بوده است. به عبارت دیگر، بهره برداری هوشمندانه و هدفمند از ظرفیت های محیطی توسط خلفای عباسی و ساکنان شهر، عامل کلیدی در تبدیل بغداد به یکی از مهم ترین مراکز اقتصادی و تمدنی در تاریخ اسلام شد.
از کلاس تاریخ تا هویت تاریخی؛ شبکه مفهومی و طرح واره شکل گیری «هویت ملی» بر مبنای پیوند شناخت، ارزش و عاطفه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تاریخ فرهنگی سال ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۳
65 - 96
حوزههای تخصصی:
بافت اجتماعی متنوع و متکثر جامعه ایرانی، «هویت ملی» را به مسئله ای بنیادین تبدیل کرده است. دانش و آگاهی های تاریخی که همواره از مهم ترین منابع شناخت «هویت» به شمار می رود؛ اگر با شیوه های علمی نوین آموزش داده شود، انسجام و پایداری ملی را موجب می شود، اما اگر با روش های ناکارآمد، شبه علمی، و غیر اصولی آموزش داده شود، به همان نسبت می تواند مخاطره آمیز تلقی شود. به طور کلی در پیوند با هویت، دو نوع آگاهی می تواند در کلاس تاریخ شکل بگیرد: یکی مبتنی بر «هویت تاریخی» و دیگری مبتنی بر «آگاهی ملی»؛ این مقاله با طرح همین مسئله درصدد پاسخ به این پرسش اصلی است که با توجه به انواع گوناگون آموزش های تاریخی و مسائل متناظر با آن، درس تاریخ در جامعه متکثری چون ایران، چگونه تدریس شود و حامل چه نوع آگاهی های تاریخی باشد که در عین تحکیم هویت ملی، نه در تعارض با هویت قومی قرار گیرد و نه به بحران هویت بینجامد؟ این مقاله می کوشد ضمن انتقاد بر روش های جاری آموزش تاریخ در ایران، از روش تدریس مبتنی بر حلقه کندوکاو فکری درس تاریخ جهت کسب «هویت ملی» و «وحدت ملی» دفاع کند؛ روشی که قادر خواهد بود پیوند حیطه شناخت و عاطفه را بر اساس نظریه یادگیری بلوم محقق سازد. یافته های تحقیق نشان می دهد بدون توجه به بافت و ساختار جامعه متنوع و متکثر ایران و آگاهی های تاریخی متناظر با آن، مخاطرات هویتی متعددی پدید می آید که یا منجر به ملی گرایی افراطی (شوونیسم) و یا تندروی فرقه گرایانه (پان ایسم) خواهد شد. برای جلوگیری از این نوع تعارضات، مبنای شکل گیری هویت باید بر «منافع ملی» و آموزش تاریخ نیز باید بر «آگاهی ملی» استوار باشد. مقاله بر پایه نظریه یادگیری بلوم معتقد است؛ «آگاهی تاریخی» و «آگاهی ملی» در حیطه «شناختی» و «تعلق هویتی» در حیطه «عاطفی» شکل می گیرد. با توجه به اینکه «هویت ملی» امری است حاصلِ «پیوند» دو حیطه «شناختی و عاطفی» و برای پیوند، نیازمند شکل گیری «تفکر سطح بالا» هستیم؛ درنتیجه، مدل پیشنهادی تدریس تاریخ، «حلقه کندوکاو فکری» است. اجرای آن، تفکر سطح بالا را محقق ساخته و دستاورد مطلوب یعنی افزایش آگاهی های ملی، تحکیم هویت ملی در چهارچوب «وحدت ملی» در جامعه متکثر ایرانی است.
تحلیل عملکرد شرکت تهال در اجرای برنامه های آبیاری دشت قزوین در دوره پهلوی (13۵2-13۴2)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ نامه ایران بعد از اسلام سال ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۲
85 - 116
حوزههای تخصصی:
مسئله آب و آب رسانی با توجه به شرایط جغرافیایی فلات ایران از آغاز سکونت در این سرزمین، همواره مورد توجه بوده است و با نقش بشر در یافتن منابع آبی و نحوه به کارگیری آن برای آب رسانی و آبیاری درهم تنیده است. شرایط اقلیمی و موقعیت منطقه قزوین در این فلات، نمونه مناسبی برای مطالعه درخصوص رویکرد و تکاپوی ایرانیان برای حل بهره برداری بهینه از عنصر حیاتی آب است. زلزله خسارت بار شهریور 13۴1 دشت قزوین که موجب تخریب بسیاری از سازه های قدیمی فعال در منطقه شد، اجرای برنامه عمران این دشت را مورد توجه قرار داد و شرکتی به نام «تهال» مسئول اجرای طرح آب رسانی در قزوین شد. در این پژوهش با رویکرد توصیفی-تحلیلی و برمبنای داده های اسناد و منابع، اقدامات شرکت تهال در زمینه آبیاری دشت قزوین بررسی می شود. به این جهت تلاش شده است به این پرسش پاسخ داده شود که شرکت تهال چه طرح هایی را برای آبیاری دشت قزوین و افزایش سطح زیر کشت به اجرا درآورد و آثار و نتایج اجرای این طرح ها چه بود؟ یافته های پژوهش نشان می دهد شرکت تهال توانست با گذر از آبیاری سنتی به آبیاری مدرن و استفاده از ابزار و وسایل پیشرفته، سطح برداشت آب های زیرزمینی را افزایش داده و آب های سطحی را در مسیر مناسبی هدایت کند که در نتیجه آن، سطح تولیدات کشاورزی افزایش یافت و منابع آبی بیشتری در اختیار کشاورزان قرار گرفت اما در بلندمدت اقدامات این شرکت، برای اقلیم خشک قزوین مناسب نبود زیرا از یک طرف باعث کاهش سطح آب های زیرزمینی شد و از طرف دیگر افزایش سطح برداشت آب، کشاورزی سنتی را به سمت کشاورزی تجاری سوق داد که عوارض و پیامدهای آن در بلندمدت برای منابع آب و زندگی کشاورزان دشت قزوین ثمر بخش نبود.
میرزا علی اصغر خان امین السلطان و تحولات ولایت خمسه (زنجان) در اواخر عصر ناصری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ ایران بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۳۸)
240 - 266
حوزههای تخصصی:
میرزا علی اصغرخان امین السلطان از نخبگان برجسته اواخر عصر ناصری ، جایگاه مهمی در ایجاد و اجرای سیاست ها و برنامه های حکومت قاجاریه داشت. با توجه به مناصب مهم و روابط میرزا ابراهیم خان با گروه های مختلف ولایت خمسه، امین السلطان به مانند پدرش نقش برجسته ای در تحولات این برهه ایفا کرد. او پس از مرگ پدر و دریافت مناصب مهم وزارتی، بازیگردان و رکن مهم و تأثیرگذار در اقتصاد، جامعه و سیاست ولایت خمسه بود؛ به گونه ای که رخدادها، نقش و جایگاه عناصر مهم این منطقه در اواخر عصر ناصری، به دور از دخالت و نفوذ او ممکن به نظر نمی رسید. پژوهش حاضر با رویکرد کتابخانه ای و بهره گیری از اسناد سازمان های دولتی و خصوصی، کتاب ها و مقالات، با رویکرد توصیفی-تبیینی، ضمن تعیین و بررسی مسائل بنیادین و مهم ولایت خمسه در اواخر عصر ناصری، به این پرسش پرداخته است که امین السلطان در این دوره چه جایگاه و تأثیری در مسائل جاری ولایت خمسه داشت؟ و نتایج سیاست ها و اقداماتش درباره مسائل و طبقات مختلف چه بود؟ مدعای نخستین پژوهش بر استبداد دوره ناصری تأکید دارد که تمامی اهداف و سیاست های امین السلطان و سایر کارگزاران را تحت تأثیر قرار داد. به عبارت دقیق تر، برآوردن نیازها، خواسته ها و امیال شاه، رکن اصلی و در مرحله نخست سیاست ها و برنامه های حکومتی در ولایت خمسه قرار داشت. امین السلطان سپس در حوزه های اقتصاد، امنیت و سیاست، با رعایت نسبی خواسته گروه های مختلف و صلاح و نیاز جامعه و دولت، تصمیم بر رفع چالش ها و رسیدگی به مسائل جاری گرفت. برکشیدن جهانشاه خان سرتیپ و ریاست بر ایل افشار، از جمله سیاست های امین السلطان بود که بعدها در عصر مشروطه مصایب و دشواری های جدی برای مردم ایجاد کرد.