مطالعات باستان شناسی پارسه

مطالعات باستان شناسی پارسه

مطالعات باستان شناسی پارسه سال 9 تابستان 1404 شماره 32 (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

قواخ تپه (قباق تپه) کوزران؛ محوطۀ کلیدی دوران تاریخی در شمال ماهیدشت(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ماهیدشت قواخ تپه (قباق تپه) آشورنو پاشنه در سنگی سکه آتنی اسکندر مازه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۴
پژوهش های باستان شناختی پیشین در منطقه ماهیدشت بیشتر متمرکز بر دوره پیش ازتاریخ منطقه بوده و به رغم اهمیت این دشت بزرگ و مهم، تقریباً اطلاعاتی از دوره تاریخی آن در دست نیست. سرتاسر دشت ماهیدشت و به ویژه بخش شمالی آن پر از تپه های بزرگ و کوچک دوره پیش ازتاریخ و دوره تاریخی است که درمیان این زیستگاه های باستانی قواخ تپه به واسطه وسعت، توالی استقرار و اهمیت یافته های سطحی، شایسته توجه ویژه است؛ از این رو، در این نوشتار با روش توصیفی- تحلیلی و رویکرد تاریخی تلاش می شود قواخ تپه و یافته های سطحی آن مورد بررسی و مطالعه قرار گیرد و درنهایت به این پرسش ها پاسخ داده شود که: 1. قواخ تپه دارای بقایای چه دوره هایی است و روند گسترش محوطه به چه شکلی بوده است؟ 2. یافته های شاخص قواخ تپه درخصوص کارکرد محوطه، چه اطلاعاتی ارائه می دهند؟ نتایج مطالعه یافته های سطحی نشان می دهد که قواخ تپه استقرار با اهمیتی است که حداقل از دوره مفرغ و احتمالاً پیش از آن شکل گرفته و در عصر آهن III و دوره اشکانی به اوج رونق و آبادانی خود رسیده است. درمیان یافته های سطحی، پاشنه در آشوری به دست آمده از محوطه، حاکی از وجود ساختمانی به سبک دوره آشورنو در محوطه است که با توجه به متون میخی مرتبط با وضعیت سیاسی زاگرس مرکزی در این دوره، احتمالاً سرنخی از وجود یک بنای دوره آشور نو در این محوطه است. کشف گنجینه سکه های به دست آمده از محوطه علاوه بر نشان دادن اهمیت محوطه در دوره سلوکی/ اشکانی، احتمالاً سرنخی از ارتباطات تجاری دور بُرد ساکنان این محوطه به عنوان یکی از مهم ترین استقرارهای باستانی امتداد جاده خراسان بزرگ در دشت ماهیدشت-کوزران است.
۲.

بررسی معدنکاوی و محوطه های سرباره ای ذوب فلز کهن در شهرستان خاتم، استان یزد(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بررسی باستان شناسی سرباره آهن معدن کاری کهن خاتم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۷
محوطه های سرباره ای موردمطالعه در شهرستان خاتم، استان یزد واقع شده اند. در بررسی های باستان شناسی شهرستان خاتم در سال ۱۴۰۰ه .ش.، 12 محوطه ذوب فلز ازطریق فراوانی سرباره های فلزی شناسایی شدند و هر یک از محوطه ها نمونه برداری شدند. روش پژوهش شامل مطالعات تاریخی، بررسی های میدانی باستان شناس، و تحلیل های آزمایشگاهی (پتروگرافی و آنالیز شیمیایی به روش XRF) بوده است. نتایج پتروگرافی نشان داد که ۱۱ محوطه به ذوب فلز آهن و تنها یک محوطه (معدن سید نظری) به ذوب فلز مس اختصاص دارد. در سرباره های آهنی، کانی های وستیت، مارکاسیت، هماتیت و مگنتیت شناسایی شدند که وستیت و مارکاسیت به عنوان محصولات فرآیند کوره ذوب و هماتیت و مگنتیت به عنوان کانی های اولیه حضور دارند. در سرباره مسی، وزیکول های کوچک حاوی کانی های مس (کوولیت، دیجنیت و مس فلزی) همراه با بخش شیشه ای جریانی سبز رنگ مشاهده شد که نشان دهنده حرارت بالای کوره ذوب (حدود ۱۰۰۰ درجه سانتی گراد) است. آنالیز شیمیایی XRF نشان داد که مقدار Fe₂O₃ در سرباره های آهنی بین ۲3/۲0 تا 25/74% و SiO₂ بین 22/0 تا 12/6% متغیر است. میزان CaO بین 59/3 تا 41/28% می باشد. کمبود سیلیس و کربنات در برخی سرباره ها نشان دهنده غلظت بالای آهن و کیفیت پایین تر آهن اسفنجی تولیدشده است. نتایج حاکی از آن است که فلزگران منطقه عمدتاً به تولید آهن از طریق فرآیند احیای مستقیم پرداخته اند. هم چنین، با توجه به وجود معادن سنگ آهن در فواصل ۸ تا ۱۵ کیلومتری محوطه ها، احتمالاً مواد خام از این معادن تأمین شده است. محوطه ها براساس سفال های یافت شده به دوره های تاریخی و اسلامی منسوب شده اند.
۳.

ارزیابی روش های هیدروژئولوژیک برای حفاظت برمبنای باستان سنجی در موزۀ عصر آهن تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: موزه عصر آهن تبریز آب های زیرزمینی چاه پمپاژ حفاظت رطوبت خاک

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۱۴
آسیب آثار فرهنگی پس از کشف، در اثر عوامل گوناگونی رخ می دهد. یکی از این موارد آسیب زا، رطوبت منشأ گرفته از آب های زیرزمینی است که به صورت رطوبت خاک ظاهر شده و در گذر زمان به علت فرآیند شیمیایی و املاح و یون های موجود در آب و هم چنین pH ناسازگار محیط با بافت و ساخت آثار فرهنگی موجب تشدید فرآیند تخریب می گردد. در راستای رسالت علم باستان سنجی به عنوان پلی میان علم باستان شناسی و سایر علوم، در این مطالعه از هیدروژئولوژی در راستای حفاظت از آثار باستانی استفاده می شود. موزه عصر آهن تبریز در محدوده مرکزی شهر و درمیان رسوبات جوان کواترنری که تشکیل دهنده سفره آب زیرزمینی آزاد تبریز هستند، واقع شده است. آب زیرزمینی از عوامل اصلی تحمیل فرسودگی و بروز واپاشی در استخوان های موجود در این سایت موزه به شمار می روند. این مطالعه با استفاده از داده های موجود در محدوده مطالعاتی که برگرفته از پروژه قطار شهری تبریز و داده های اخذ شده از شرکت آب منطقه ای آذربایجان شرقی است، صورت گرفت و با استفاده از روش های رایانه ای، مقادیر مناسب پمپاژ آب را باتوجه به اُفت بهینه سطح آب شبیه سازی کرده و محل قرارگیری استخوان ها را در موقعیت خشک تعریف می کند. استفاده از علوم جدید برای مقاصد باستان سنجانه هدف اصلی این مطالعه بوده و سعی بر این است تا با ایجاد این ارتباط به رفع معضل تخریب استخوان های باستانی پرداخته شود؛ نتایج نشان می دهند که با توجه به راهکارهای گوناگونی که در هیدرولوژی برای پایین انداختن محلی آب سفره ها وجود دارد، اما باتوجه به مختصات مکانی و ملزومات فنی محوطه مورد مطالعه، بهترین روش استفاده از پمپاژ آب زیرزمینی است. متأسفانه تخریب رطوبتی استخوان های کشف شده در موزه عصر آهن تبریز تاکنون باعث واردآمدن آسیب های جدی به این بقایای ارزشمند تاریخی شده و تاکنون اقدام اساسی برای ممانعت از ادامه این فرآیند صورت نگرفته است.
۴.

استراتژی های زیستی ساکنان مرسین چال در نیمۀ دوم هزاره اول پیش از میلاد(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: گورستان مرسین چال نیمه دوم هزاره اول پیش ازمیلاد استراتژی های زیستی کلاژن دندان ایزوتوپ کربن ایزوتوپ نیتروژن

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۱۰
گورستان مرسین چال در شرق روستای تلاجیم در بخش پشتکوه، شهرستان مهدی شهر در شمال استان سمنان در فلات مرکزی ایران واقع شده است. منطقه تلاجیم دارای قابلیت های بالقوه زیستی و معیشتی گسترده ای است که موجب دسترسی مردمان مرسین چال به طیف متنوعی از پوشش گیاهی و جانوری می شده است. این موضوع بر اهمیت مطالعه بقایای اسکلتی گورستان مرسین چال به عنوان بخشی از داده های باستان شناسی که منبع اطلاعاتی بسیار مهمی در جهت مطالعات دیرین تغذیه، عادات و رفتار غذایی، تبیین میزان انطباق و سازگاری با محیط زیست، مدل سازی وضعیت معشیتی و روشن نمودن تفاوت های جنسیتی در سطح تروفیک (نوع تغذیه) هستند، می افزاید؛ بنابراین پژوهش حاضر با هدف بررسی استراتژی زیستی-معیشتی ساکنین این گورستان در نیمه دوم هزاره اول پیش ازمیلاد ازطریق مطالعات زیست باستان شناسی موردمطالعه قرار گرفت. برای دستیابی به هدف مذکور پرسشی مطرح شد، مبنی بر این که، براساس مطالعات آنالیز ایزتوپ پایدار بر روی داه های بیولوژیکی به دست آمده از کاوش های باستان شناختی گورستان مرسین چال، چگونه می توان رژیم غذایی مردمان منطقه موردمطالعه را مشخص نمود؟ در راستای پاسخ گویی به پرسش مذکور، پژوهش حاضر با استفاده از مطالعات آماری و روش تحلیلی-آزمایشگاهی مطالعات آنالیز ایزوتوپ پایدار کربن (δ13C) و نیتروژن (δ15N) برروی نمونه های کلاژن دندان، بقایای اسکلت های انسانی 12 گور از 49 تدفین کاوش شده گورستان مرسین چال را موردمطالعه قرار می دهد. طبق مطالعات انسان شناسی فیزیکی، بقایای اسکلتی موردمطالعه متعلق به افراد بالغ بوده و شامل هر دو جنسیت زن و مرد می باشند؛ هم چنین برمبنای آنالیز ایزوتوپ های پایدار کربن (δ13C) و نیتروژن (δ15N) برروی نمونه های کلاژن دندان، الگوهای رژیم غذایی ساکنان مرسین چال در نیمه دوم هزاره اول پیش ازمیلاد موردمطالعه قرار گرفت و به عن وان نتیج ه نهای ی مشخص گردید که با توجه به پتانسیل های زیستی محدوده مورد پژوهش، جامعه مرسین چال دارای رژیم غذایی ترکیبی مبتنی بر گیاهان C3 و C4 بوده و منابع پروتئینی خود را از به طور گسترده از علف خواران و به میزان اندکی از گوشت خواران تأمین می نمودند.
۵.

تحلیل انطباق پذیری اقلیمی و تمهیدات گرمایشی و سرمایشی معماری هخامنشی (مطالعۀ موردی: مجموعۀ تخت جمشید)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: باستان شناسی محیطی معماری هخامنشی مجموعه تخت جمشید آسایش حرارتی انطباق پذیری اقلیمی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۵
مطالعه انطباق پذیری اقلیمی معماری حال و گذشته با بهره مندی از علوم باستان شناسی، معماری، جغرافیا، اقلیم شناسی کاربردی و دیرین اقلیم شناسی امکان پذیر است. انجام چنین مطالعاتی در ارتباط با مجموعه تخت جمشید در دشت مرودشت متعلق به دوره هخامنشی، اطلاعات نوینی به گستره دانسته هایمان از معماری دوره مذکور می افزاید. پژوهش حاضر به دنبال ارزیابی سه پرسش اصلی است؛ 1) مؤلفه های کالبدی معماری مجموعه تخت جمشید به منظور انطباق پذیری آن با شرایط اقلیمی چه بوده است؟ 2) میزان اثربخشی این مؤلفه ها در راستای موضوع مذکور در چه حد بوده است؟ و 3) تمهیدات گرمایشی یا سرمایشی غیرکالبدی مجموعه چه بوده است؟ اطلاعات لازم به روش های کتابخانه ای و میدانی و تحلیل های چهار نرم افزار اتوکد، کلایمت کنسالتنت، اکوتکت و دیزاین بیلدر در حوزه انرژی و معماری گردآوری و به روش توصیفی-تحلیلی پردازش شده است. مؤلفه های کالبدی معماری مجموعه شامل جهت گیری آن به سمت جنوب با کشیدگی شمال غربی-جنوب شرقی، تراکم و ارتفاع زیاد بناها و ایجاد معابر با عرض کم، استفاده از خشت در ساخت دیوارها و ایجاد پوشش مسطح تیر چوبی، تعبیه درگاه ها و پنجره های جانبی در دیوارهای جنوبی در اغلب بناها، ساخت ایوان ستون دار در ورودی اغلب بناها است. این مؤلفه ها در استفاده از حرارت تابشی خورشید جهت گرمایش ساکنان در برخی ساعات در محدوده زمانی اواسط مهر تا اواسط فروردین مؤثر است. اما به کارگیری این راهکارها از اواسط آبان تا اواسط اسفند (درمجموع 1632 ساعت) کافی نیست و به تولید گرما نیاز بوده است. به احتمال، ساکنان جهت دست یابی به آسایش حرارتی، در برگزاری گردهمایی ها مدیریت زمانی داشته و از تمهیدات گرمایشی غیرکالبدی مشابه منقل های آتش قابل حمل مکشوف از کاخ های امپراتوری آشور استفاده می کرده اند؛ درنهایت، انطباق پذیری اقلیمی مجموعه با دشت مرودشت و اتخاذ تمهیدات گرمایشی و سرمایشی مناسب در آن باعث تأمین آسایش حرارتی ساکنان می شده است.
۶.

مطالعه و بررسی نقوش چهارپایان گِل مهرهای تپه بَردنَکون فارسان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: گل مهر چهارپایان تپه بَردنَکون ساسانی چهارمحال وبختیاری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۱۷
نقش انواع مختلفی از جانوران، یکی از مضامینی است که روی گِل مهرهای ساسانی در تپه بَردنَکون مشاهده می شوند. طی دو فصل کاوش انجام شده در تپه بردنکون، شمار زیادی گِل مهر یافت شد که از این تعداد 150گِل مهر نقش جانوری دارند؛ در این پژوهش تنها نقوش چهارپایان مطالعه خواهند شد. این جانوران بنا به نوع سلیقه و یا کارکرد روی گِل مهرها نقش شده اند. بسیاری از چهارپایان واقعی هستند، تنها دو مورد به عنوان جانوران اسطوره ای دسته بندی شد. هدف از این پژوهش بررسی و تحلیل نقوش چهارپایان این گِل مهرها است؛ در این پژوهش، نقوش تفکیک و مفاهیم هر یک از این تصاویر مورد بررسی قرار خواهند گرفت. مطالعه نقوش جانوران، این که نقش چه جانورانی و با چه مفهومی روی گِل مهرها وجود دارد، پرسش اصلی این پژوهش است. گذشته از وظیفه عملی مُهرها، طرح های ایجاد شده روی آن ها دارای کارکرد های متفاوتی بود؛ برای مثال، می توان کاربرد زیبایی شناختی و یا اعتقادی را برای این دسته از نقوش درنظر گرفت. نقوش جانوران، داری معانی و مبانی مختلفی هستند و نمادهای متفاوتی از ایزدان دوره ساسانی را برای مردم آن زمان تداعی می کرد. در پژوهش حاضر تلاش شده است تا با استفاده از منابع مکتوب و مواد فرهنگی مکشوف، به اهداف و فرضیات مطرح شده پرداخته شود. با توجه به نتایج، گِل مهر نقش بسیار مهمی در بازسازی مناسبات تجاری و اداری داشته ، و نقوش روی گِل مهرها ارتباط زیادی با مفاهیم مذهبی، نجومی و اساطیری ایران دارد و اطلاعات مهمی نظیر تفکرات مذهبی و اساطیری مردم آن زمان را ارائه می دهند.
۷.

شهر دماوند در دوره ساسانی (شناخت مفهوم شهرستان و شهر برای دماوند، مرکز ناحیه و ساختارهای مهم آن)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: دماوند شهر دماوند شهر ساسانی کهن دژ شلنبه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۱۳
شهر «دماوند» مرکز شهرستان دماوند، برروی تپه ای از شمال به جنوب (طولی) در میانِ دره ای حاصلخیز واقع شده است؛ این شهر یک بافت تاریخی دارد که به عنوان هسته اصلی در قسمت مرکزی آن واقع شده و چهار محله اصلی دارد. مسئله پژوهش این است که از مفهوم شهر و شهرستان برای نام دماوند، و نیز از هسته اصلی شهر، شناخت دقیقی در دست نیست. نوشتارهای مختصر منتشره، شهر دماوند را «شلنبه» یا «ویمه»، و نیز شهر «شلنبه» را مرکز ناحیه دماوند دانسته اند که با منابع هم خوانی ندارد. هدف این پژوهش روشن شدن مفهوم شهرستان و شهر برای دماوند و نیز شناخت دقیق تر شهر دماوند و شناسایی مرکز ناحیه دماوند و ساختارهای احتمالی آن است. این نوشتار به روش تاریخی و تحلیلی براساس بررسی و شناسایی با گردآوری اطلاعات کتابخانه ای و بررسی میدانی انجام شده است. پرسش ها: 1. مفهوم شهرستان و شهر برای نام دماوند در دوره ساسانی چگونه بوده است؟ 2. مرکز ناحیه دماوند چه نام داشته و با شلنبه چه تفاوتی دارد؟ 3. قدمت این مرکز به چه تاریخی بازمی گردد و ساختارهای احتمالی آن چه بوده است؟ نام دماوند در دوره ساسانی در جایگاه ناحیه و ازسویی دیگر، معرف شهر بوده است. اگرچه بنیادی اسطوره ای دارد، اما براساس منابع و شواهد قدمتی کهن تر از ساسانی دارد و مرکز ناحیه، در دوره ساسانی بوده و تا به امروز ادامه یافته است. دارای فضاهای مهم کهن دژ، شارِ درونی با بازار و میدان و محله ها و شارِ بیرونی بوده است. کهن دژ در مکان سرقلعه قرار داشته است. پذیرش دین اسلام، و بازگشت امنیت و آرامش که تا زمان ساخت مسجد در مکان سرقلعه طول کشید، باعث حفظ ساختارهای شهر شده بود.
۸.

نقش عوامل زیست محیطی در پراکنش و شکل یابی سکونتگاه های دشت رودبار جنوب در منظر فرهنگی هلیل رود در دوران اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: رودبار جنوب عوامل زیست محیطی هلیل رود پراکنش استقرار GIS باستان شناسی دوران اسلامی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۱۷
دشت رودبار جنوب با مساحت بیش از 6000کیلومتر مربع، یکی از مناطق مهم باستان شناسی در جنوب شرقی حوزه فرهنگی هلیل رود است. این منطقه با عنایت به توان زیست محیطی مطلوب، ازجمله آب دائمی هلیل رود، دشت حاصلخیز و وسیع و ارتفاعات مرتعی در بخش شمالی، و هم چنین به واسطه ظرفیت جغرافیایی و مسیر ارتباطی سند و سیستان به جیرفت کهن، زمینه ساز حضور جوامع انسانی با ساختار معیشتی متنوع یکجانشین و کوچ رو بوده است. در نتیجه دو فصل بررسی باستان شناسی در دشت رودبار جنوب در دو دهه گذشته، شماری از استقرارهای کهن در این ناحیه شناسایی شد؛ اما تمرکز بر استقرارهای پیش ازتاریخی در این پهنه فرهنگی سبب شد برونداد بررسی های باستان شناختی در محوطه های دوران اسلامی به ثبت نقاط GPS از موقعیت محوطه ها و توصیفات کلیِ آثار فرهنگی محدود بماند؛ درحالی که پرسش هایی درباره نقش و تأثیر عوامل زیست محیطی بر نحوه پراکنش استقرارگاه ها و شکل گیری سازمان های معیشتی بی پاسخ باقی مانده است؛ بنابراین در پژوهش پیشِ رو، برای نخستین بار با روش پژوهشی توصیفی-تحلیلی، به استناد یافته های دو فصل بررسی باستان شناسی، مطالعات کتابخانه ای و تهیه و تفسیر نقشه های GIS، به تبیین اثرگذاری عوامل زیست محیطی بر استقرارهای دوران اسلامی دشت رودبار جنوب پرداخته شده است؛ بدین منظور، ابتدا استقرارهای دشت روبار براساس تاریخ گذاری نسبی به دو بازه زمانی «سده های نخست تا قرون میانه اسلامی» و «سده های متأخر (از سده 10 ه .ق. به بعد)» تقسیم شده و عوامل محیطی مانند: ارتفاع از سطح دریا، منابع آب، خصوصیات خاک، وضعیت راه ها، میزان و جهت شیب بستر در ارتباط با آثار استقراری به عرصه تحلیل گذاشته شد. نتایج پژوهش نشان می دهد بنیادی ترین عوامل مؤثر بر شکل گیری، پراکنش و سازمان معیشتی سکونتگاه های دشت رودبار جنوب در دوران اسلامی، منبع آب هلیل رود در دشت و منبع آب قنات در بخش های پیرامونی، راه تجاری جیرفت به سند و سیستان و ناهمواری های شمال و شمال شرقی به منظور بهره مندی از قابلیت بالقوه دامداری، بوده است.
۹.

بازیابی ساختار فضایی شهر غزنۀ افغانستان بر پایۀ مطالعات باستان شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: شهر غزنه پایتخت غزنویان کاخ مسعود سوم مناره بهرام شاه لشکری بازار

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۱۱
شهر باستانی «غزنه» از شهرهای مهم دوران اسلامی و پایتخت دودمان غزنویان بوده است که در 6کیلومتری شمال شهر امروزی غزنی واقع شده است. اهمیت راهبردی این شهر در تحولات تاریخی و تمدنی دوران اسلامی سبب آن گشت تا پس از جنگ جهانی دوم موردتوجه باستان شناسان قرار گیرد و به تناوب کاوش هایی در محوطه های باستانی آن انجام شود. از آنجایی که اغلب پژوهش هایی که تاکنون درخصوص شهر غزنین در دوره غزنوی انجام شده است، برپایه منابع تاریخی بوده و پژوهش هایی که از منظر باستان شناسانه نیز به مطالعه این شهر پرداخته اند، عمدتاً برپایه کاوش های هیئت ایتالیایی در بخش اشرافی شهر و آثار یافت شده از کاخ های دودمان غزنویان می پردازند؛ از این رو، کاوش های اخیر هیئت افغانستانی در ناحیه میانِ دو مناره که پژوهش پیشِ رو براساس نتایج آن نوشته شده است، از این حیث می تواند اهمیت یابد که به مطالعه بخش عوام نشین شهر پرداخته و هدف اصلی نگارش این جستار نیز روشن ساختن ابعاد زندگی روزمره شهری در این دوره در این بخش از شهر بوده است؛ چراکه به باور نگارندگان در شناخت کامل این شهر در این عصر پژوهش پیرامون این بخش اهمیت فراوانی دارد. باوجود سلامت نسبی بافت تاریخی و آثار معماری شهر غزنه، تاکنون مطالعه جامعی که بتواند ساختار فضایی آن را مشخص سازد به انجام نرسیده است؛ از این روی، پژوهشی جامع در دستور کار قرار گرفت تا به این پرسش که تحولات فضایی شهر غزنه چگونه بود؟ پاسخ گوید و فرم فضاهای شهر را در دوران رونق آن بازیابی نماید. در نیل به این هدف، بررسی هایی در بافت تاریخی شهر انجام یافت و نتایج مطالعات میدانی در انطباق با مندرجات منابع مکتوب قرار گرفتند. درنتیجه، مشخص گردید که استقرارهای زیرین محله، پیرامون مناره های «مسعود سوم» در ادوار پیش از اسلام شکل یافته اند.
۱۰.

بررسی و مطالعۀ کارکرد ویژه در پل های تاریخی شهر اصفهان؛ مطالعۀ موردی: پل های شهرستان (جی)، الله وردی خان، شاهی (خوجو) و سعات آباد (جوبی)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: پل های تاریخی چشمه عمارت اصفهان دوره صفوی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۱۳
معماران ایرانی، گاه در ساخت آثار به گونه ای عمل می کردند که دست ساخته های شان جدای از کارکرد اصلی، در عملکردهای دیگری نیز به کار آیند. این مهم بیش از هرچیز به اقلیم گرم و خشک ایران با تابستان های بلند بازمی گردد. در ساخت و پرداخت آثار معماری مرتبط با آب، این اندیشه بیشتر نمود یافت و بیش از هرجای دیگری در شهر اصفهان و بیش از هر بنای دیگری در ساخت چند پل تاریخی رخ داد. باوجود انجام پژوهش های بسیار در ارتباط با آثار معماری اصفهان، این موضوع در بررسی پل های تاریخی آن چنان که باید، موردتوجه قرار نگرفته است؛ از این روی در پژوهش پیشِ رو تلاش شده پل های «شهرستان/جی»، «الله وردی خان/سی وسه پل»، «خواجو/شاهی» و «جوبی/سعادت آباد» که کارکرد غیرارتباطی مهمی نیز داشته اند، از منظر دیگری بررسی شوند. یافته های تحقیق با مطالعات اسنادی گردآوری شده اند و برای تجزیه و تحلیل آن ها از رهیافت تاریخی بهره گرفته شده است. نتایج پژوهش نشان می دهند که باوجود قرارداشتن الگویی در معماری منظر ایرانی با نام «چشمه عمارت» و در شبه قاره، با نام «جال مَحَل»، نخستین بار است که در ایران از پل با وجه تشریفاتی استفاده می شود. روابط سیاسی و فرهنگی گسترده ایران با شبه قاره در دوره صفوی، باعث شد که این شیوه به معماری ایرانی نیز ورود کند. در پل شهرستان که ساختار کهن تری دارد، در دوره صفوی عمارتی با طرح «هشت بهشت» بر ابتدای آن افزوده شد. در ساخت پل های الله وردی خان، خواجو و جوبی این نشیمن (ها) از قبل پیش بینی شده بودند؛ در مقایسه نمونه های ایرانی با کوشک های واقع در آب شبه قاره، ضمن بیان این برگیری در شیوه ساخت و پرداخت چشم انداز، کارکردهای تقریباً برابری نیز یافتند. شاهان در هنگامه جشن آبریزان با دستگاه حکومتی در آن ها استقرار می یافتند و گاه با پذیرفتن سفرا و مهمانان خارجی و بزرگان کشوری و لشکری به نظاره مراسم آب پاسی، آتش بازی و قایق سواری در دریاچه ای می نشستند که گاه با تخته بند کردن پل خواجو شکل می گرفت. تعدیل هوا با انباشت آب و تغذیه سفره های آب زیرسطحی بهره ها ی دیگری بود که با ساخت این چشمه عمارت ها، حاصل می شد.
۱۱.

جغرافیای تاریخی شهر نراق(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نراق جغرافیای تاریخی راه های ارتباطی ساختار فضایی شهر تاریخی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۸
شهرهای تاریخی به عنوان بازتابی از تعامل نیروهای طبیعی و انسانی در دوره های گوناگون، همواره بستری برای مطالعه ساختارهای کالبدی و تحولات فضایی به شمار می آیند. با این نگاه، شهر تاریخی نراق با توجه به موقعیت جغرافیایی خاص در مسیر راه های ارتباطی کاشان به غرب ایران و برخورداری از منابع طبیعی و عناصر کالبدی ، تاکنون مورد بررسی قرار نگرفته است . موضوع اصلی این پژوهش، بررسی و تحلیل نقش عوامل جغرافیایی طبیعی و انسانی در شکل گیری ساختار فضایی و تحولات کالبدی شهر نراق در بستر تاریخ است که تاکنون به صورت جامع و نظام مند بدان پرداخته نشده است. ضرورت پژوهش از آن روست که شناخت این عوامل، نه تنها در فهم روند توسعه شهر مؤثر بوده، بلکه در تدوین سیاست های حفاظتی و برنامه ریزی معاصر نیز کاربردهای اساسی خواهد داشت. این پژوهش با رویکرد توصیفی -تاریخی و برمبنای روش گردآوری داده های اسنادی و میدانی صورت گرفته است. در مرحله نخست، منابع مکتوب تاریخی شامل: متون جغرافیایی، سفرنامه ها، وقف نامه ها و اسناد محلی تحلیل شده و سپس داده های حاصل از پیمایش میدانی و مشاهده ساختار کالبدی شهر با اطلاعات متون تطبیق یافته است. نتایج پژوهش نشان می دهد که استقرار نراق در مسیر شاهراه های ارتباطی و بهره مندی از منابع آبی، به همراه شرایط توپوگرافی خاص منطقه، در دوره های تاریخی صفویه و قاجار نقش محوری در رونق اقتصادی و شکل گیری الگوی فضایی خطی شهر ایفا کرده است؛ هم چنین، انقطاع این مسیر ارتباطی و تغییرات اقتصادی در دوره معاصر منجر به اُفت کارکردهای شهری و گسست فضایی میان هسته تاریخی و توسعه های جدید شهری شده است. پژوهش بر لزوم تدوین راهبردهای حفاظتی و بازآفرینی فضایی مبتنی بر احیای ارتباط میان عناصر تاریخی و ساختار معاصر شهر تأکید می کند.
۱۲.

مطالعۀ تطبیقی ساختار معماری آرامگاه های با گنبد مضرسی دورۀ ایلخانی-تیموری (نمونۀ موردی: آرامگاه های دوگنبدان کوخرد بستک هرمزگان، میرمحمد خارگ و بابامنیر نورآباد فارس)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بناهای آرامگاهی گنبد مضرس عصر ایلخانی - تیموری سبک معماری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۳۲
بناهای آرامگاهی با گنبد مضرسی از شاخصه های معماری مذهبی مناطق جنوبی ایران از دوره ایلخانی تا صفوی است. فرم اصلی گنبد مضرس، مخروطی است که چیدمان اجزای مکعبی آن با اشکال هندسی متفاوت و متنوع، حالت دندانه و یا پله ای دارند. پژوهش هایی که تاکنون انجام شده بیشتر توصیفی و کلی نگرانه است؛ از این رو،مهم ترین هدف پژوهش حاضر مطالعه تفاوت ها و مشابهت های معمارانه چهار آرامگاه در مناطق جنوبی ایران از عصر ایلخانی-تیموری و تأثیرپذیری شان از سبک های گوناگون معماری دوره های یاد شده با عنوان سبک حکومتی (شامل حوزه مرکزی حاکمیت ایلخانان) و محلی (شامل: ویژگی های معماری و هنری خاص مناطق جنوبی ایران است. پژوهش حاضر بر آن است تا به این پرسش پاسخ دهد که، چه رابطه شکلی و تزئینات معناداری در بناهای آرامگاهی با گنبد مضرس مردم نهاد/بومی و سازه های حکومتی وجود دارد؟ نتیجه پژوهش حاکی است که آرایه های معماری به کار رفته در آرامگاه «میرمحمد حنفی»، به ویژه طاق نماهای بلند و عمیق در گنبدخانه و استفاده از آجر در تارک نار خیاره دار گنبد آن از تأثیرات سبک حکومتی است. ساده تر بودن فرم آرامگاه و کاربرد مصالح محلی، ساخت تارک نار مخروطی در بناهای بابامنیر و دوگنبدان و بنا نهادن گنبدهای مضرسی متقارن در آرامگاه های مطالعه شده، متأثر از معماری بومی مناطق مذکور است. در برخی از آرامگاه های مطالعه شده، نوعی هم زیستی بین سبک معماری بومی و حکومتی نیز دیده می شود. رویکرد نظری پژوهش حاضر مطالعات تاریخ فرهنگی با ابزار گردآوری اطلاعات به شیوه میدانی و اسنادی (مطالعات کتابخانه ای) و به روش توصیفی-تحلیلی است.
۱۳.

آنالیز پتروگرافی سفالینه های دورۀ ایلخانی دره شام در حاشیۀ رود ارس(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: پتروگرافی سفالینه های ایلخانی دره شام جلفا شمال غرب ایران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۱۱
در سال 1398، به منظور شناسایی و مطالعه محوطه های دوره ایلخانی در حاشیه رود ارس، در محدوده استان های آذربایجان شرقی و آذربایجان غربی، یک فصل بررسی و شناسایی با تمرکز بر منطقه دره شام در شهرستان جلفا انجام شد. نتایج این بررسی به شناسایی و ثبت 53 سایت باستانی منجر شد که شامل: محوطه، روستا، پل، کاروانسرا، گورستان و کلیسا از دوران پیش ازتاریخ تا دوران اسلامی بود. در این میان، 35 محوطه متعلق به دوره ایلخانی بود که محوطه هایی مانند گورستان ننه مریم و محوطه کلیسای چوپان از اهمیت ویژه ای برخوردارند. در این محوطه ها تعداد بسیاری سفالینه های ساده و لعاب دار از سده های میانه اسلامی کشف شد. شناخت اجزای سازنده این سفال ها، بررسی تفاوت های ترکیبی میان نمونه ها، تعیین درصد هریک از اجزا، تخمین دمای پخت سفال براساس کانی های موجود و درنهایت، بررسی منشأ اولیه آن ها به لحاظ باستان شناسی (محل تولید) و شناخت ساختار اجتماعی منطقه از اهمیت زیادی برخوردار است. شناخت اجزای سازنده سفال ها می تواند اطلاعات مفیدی درباره منشأ جغرافیایی و مصرف کنندگان آن ها ارائه دهد. بر این اساس، مطالعات پتروگرافی روی 12 قطعه سفال از دو محوطه گورستان ننه مریم و کلیسای چوپان انجام گرفت. نتایج نشان داد که تمامی نمونه های سفال، تولید محلی بوده و از این رو، ازنظر ساختار شناسی شباهت های بسیاری به یک دیگر دارند. براساس آنالیزهای انجام گرفته، ترکیب همه سفال های مطالعه شده مربوط به منطقه جلفا است. باتوجه به رسوبات رودخانه ارس و رودخانه های فصلی و محلی، بیشتر سفال های بررسی شده دارای ترکیب رسوبی و کربناته هستند و تحت تأثیر آبرفت های منطقه قرار گرفته اند؛ هم چنین، پتروفابریک نمونه های مطالعه شده نشان می دهد که این سفال ها ازنظر ترکیب و منشأ تقریباً یکسان و مشابه هستند.
۱۴.

بازشناسی راه های باستانی جنوب استان تهران به قم در قرون متأخر اسلامی (با تکیه بر متون تاریخی و شواهد باستان شناسی)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: شبکه راه تهران قم قرون متأخر اسلامی شواهد باستان شناسی متون تاریخی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۵
بی شک محدوده جنوب استان تهران که در طول زمان و به ویژه قرون متأخر اسلامی به استناد منابع تاریخی در اقلیم چهارم تشکیل می شده است؛ همواره از نقطه نظر موقعیت جغرافیایی و سیاسی برای حکومت های این دوران نیز از اهمیت بالایی برخوردار بود. یکی از دلایل پر اهمیت بودن این منطقه، قرارگیری آن بر سر سه مسیر مهم ارتباطی بود که تهران را به شهر قم متصل می نمود. پژوهش فوق با اهدافی چون بازشناسی و مستندسازی و هم چنین شناختِ شکل گیری و کارکرد تأسیسات وابسته در راه های باستانی واقع در جنوب استان تهران به قم انجام پذیرفته که در این بین دو پرسش نیز مطرح است؛ 1) مهم ترین راه های ارتباطی واقع در پهنه جنوبی استان تهران به سمت قم کدام مسیرهای ارتباطی هستند؟ و 2) شبکه راه های موردمطالعه عموماً از کدام الگو یا الگوهایی تبعیت می کرده است؟ بر این اساس و با تکیه بر منابع مکتوب تاریخی و مطالعات میدانی باستان شناسی می توان این فرضیات را پیشنهاد داد؛ سه مسیر مهم ارتباطی در منطقه موردمطالعه، از ابعاد منظرین راه (منظر اقامتی-رفاهی، هدایتی-حرکتی امنیتی) که به صورت یک مجموعه منسجم بودند، تبعیت می کردند. مسیرهایی که جدا از آن که کارکردهای «تجارتی و تأثیرات اقتصادی» بر جوامع ساکن در همجواری خود داشتند؛ تأثیرات بسیاری نیز بر «روابط فرهنگی و اجتماعی» این جوامع می گذاشتند. پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی و گردآوری اطلاعات به صورت مطالعات اسنادی و تاریخی و بررسی های باستان شناسی انجام شده است. نتایج پژوهش حاضر بیانگر آن است که سه شبکه ارتباطی مهم: 1) دروازه عبدالعظیم ری-کنارگرد-دیرگچین-قم، 2) علی آباد-حوض سلطان-قم (متروکه)، و 3) علی آباد-منظریه-قم، در منطقه جنوب استان تهران به سوی قم به ترتیب زمانی واقع بود.
۱۵.

واکاوی و گونه شناسی مفهوم هویت در آثار فرهنگی-تاریخی با نگاهی به اسناد یونسکو و ایکوموس(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: هویت آثار فرهنگی - تاریخی یونسکو ایکوموس اسناد بین المللی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۹
«هویت» ازجمله مفاهیمی است که دارای گستره معنایی وسیعی در علوم انسانی است. موضوع هویت در سال های اخیر در تقابل با جهانی سازی اهمیت بیشتری یافت؛ از این رو هویت آثار فرهنگی-تاریخی با مفاهیم مختلف موضوع بسیاری از اسناد بین المللی ازجمله سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی سازمان ملل متحد یونسکو و شورای بین المللی ابنیه و محوطه ها ایکوموس بوده است. این که در اسناد بین المللی مرتبط با میراث فرهنگی مانند یونسکو و ایکوموس مفهوم هویت چگونه موردتوجه بوده است، پرسشی است که این پژوهش به آن می پردازد. برهمین اساس در پژوهش حاضر ویژگی های و ابعاد مفهوم هویت در این اسناد مطالعه شد و مفاهیم مرتبط با آن استخراج و تحلیل شدند. به این منظور هویت در اسناد مذکور از چارچوب علوم اجتماعی موضوع مطالعه شد. مطالعات مربوط به علوم اجتماعی به روش تفسیری انجام شد و برای مطالعه اسناد بین المللی از روش تحلیل محتوا استفاده شد. در تحلیل محتوا پس از مطالعه دقیق متون جملات کلیدی و کدها استخراج شد و در سه مقوله اصلی و 10 زیرمقوله طبقه بندی شد؛ مقوله های اصلی شامل: هویت، ویژگی های هویت و ابعاد هویت است. ازطریق تحلیل نتایج به دست آمده، الگویی برای مطالعه هویت یک اثر فرهنگی-تاریخی را تبیین شد. براساس این الگو گونه های اثر یکی از هفت نوع گونه های هویتی است که شامل سه نوع گونه های تک بُعدی، سه نوع گونه دوبُعدی و یک نوع گونه سه بُعدی است. این الگو در شناخت ابعاد و وجوه هویتی اثر کمک کننده است. اهمیت این الگو در همه جانبه بودن شناختی است که در ارتباط با اثر به دست می آید؛ زیرا همه جانبه بودن شناخت اثر باعث می شود در برای مواجه با آن مناسب ترین شیوه در پیش گرفته شود.

آرشیو

آرشیو شماره‌ها:
۳۲