فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۱۲٬۸۲۶ مورد.
حوزههای تخصصی:
در دوره قاجاریه، حجم گسترده ای از نیروی کار ایرانی با عبور قانونی و غیرقانونی از مرزها، وارد مناطقی از جنوب قفقاز می شدند. این مهاجران افرادی به لحاظ سیاسی ناآگاهی بودند که با وجود اشتغال به طاقت فرساترین کارها، در پایین ترین سطح زندگی می کردند اما در طی سال ها زندگی در محیط قفقاز، تجربه های متفاوتی نسبت به زندگی گذشته خود در وطن، پشت سر گذاشتند که منجر به آگاهی جدیدی در آنان شد. با توجه به این مهم، مقاله حاضر با رویکرد «تاریخ از پایین» و الهام گیری از الگوی روش شناسی «ادوارد پالمر تامپسون» به این سؤال پاسخ می دهد که کارگران در اعتصابات سال های 1900 تا انقلاب 190۵م، در قفقاز چه جایگاهی داشتند و آنان به عنوان نیروهایی عمدتاً به لحاظ سیاسی ناآگاه چگونه به این جایگاه رسیدند؟ یافته های پژوهش نشان می دهد کنش گری کارگران مهاجر ایرانی در تحولات سال های 1900 تا انقلاب 190۵م در قفقاز تحت تأثیر تجربه زیسته آنان شکل گرفت.؛ بدین صورت که این افراد طی سال ها کار و زندگی در محیط های کارگری و عدم برخورداری از کمترین امکانات (مسکن، بهداشت، تغذیه و غیره) به عنوان طبقه کارگر، تجربه های مشترکی پشت سر گذاشتند که این تجربه های مشترک دردها، کینه ها، نفرت ها و غیره، در آنان به وجود آورد و باعث شد تا با حضور در گروه های سیاسی، در اعتصابات شرکت کنند و درنتیجه کارگران ایرانی توانستند در کنار دیگر کارگران تا حدودی مهر منافع طبقاتی خود را بر تحولات قفقاز بکوبند.
کنش های سیاسی میرزا ملکم خان؛ با تأکید بر دوره حضور او در استانبول (مبتنی بر اسناد تازه یاب)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ نامه ایران بعد از اسلام سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۳
125 - 151
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به دنبال پاسخ به این پرسش است که مواجهه دولت های قاجاریه و عثمانی با میرزا ملکم خان چگونه بود و ملکم خان در ربط با دولتین مزبور، چه نوع کنش هایی نشان داده است؟ رویکرد پژوهشی در این نوشتار مبتنی بر توصیف فربه در قالب بررسی تاریخی و با استفاده از منابع آرشیوی (مبتنی بر اسناد تازه یاب) است. نتایج این پژوهش نشان می دهد میرزا ملکم خان در دوره حضور در عثمانی که به شکل تبعید بوده، زندگی پرفرازونشیبی داشته است. بااین حال در همین دوره به خاطر استعداد و قابلیت هایی که از خود نشان می دهد، همواره در مرکز توجه کارگزاران ایران و عثمانی بوده است. دولت های قاجاریه و عثمانی رویکردهای متفاوتِ مبتنی بر منافع سیاسی و ملی خود نسبت به میرزاملکم خان داشتند و زمانی که با سیاست های اصلاح گرایانه او مواجه می شدند، او را طرد می کردند. اما در پی بهره برداری از قابلیت های او در مناسبات سیاسی و مذاکرات دیلپماتیک بودند. ملکم که رویکرد اصلاح گرانه خود را در استانبول نیز حفظ کرده بود، در آنجا هم موردحمایت کارگزاران اصلاح گری همچون میرزا حسین خان مشیرالدوله قرار گرفت. در دوره حضور در لندن نیز تلاش می کرد تا با اشاره به تجربه اصلاحات در عثمانی، کارگزاران ایران را تشویق به انجام اصلاحات کند.
پویندگی اجتماعی شیعیان بغداد و عوامل مؤثر بر آن (329 ه .ق - 448 ه .ق)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تجربه تحرک اجتماعی جامعه شیعه در بغداد سده های چهارم و پنجم هجری نشانگر جابه جایی هایی در پایگاه اجتماعی است که علاوه بر دلایل جامعه شناختی می تواند ناشی از موقعیت های دیگر آنان نیز باشد. ترسیم چگونگی تحرک اجتماعی در جامعه شیعه بغداد این دو سده و نیز تغییرات ناشی از آن از مأموریت های مقاله حاضر است. این پژوهش با رویکرد توصیفی و تحلیل کیفی با فرض اینکه جامعه شیعه بغداد با حضور دانشمندان در مراکز فرهنگی و حضور وزرا و نقبا در دستگاه خلافت تحرک اجتماعی نسبتاً خوبی داشتند، باتوجه به گزارش های تاریخی مواردی مانند تغییرات شغلی، ارتباطات اجتماعی، منزلت و احترام اجتماعی، ارزش و اهمیت پایگاه اجتماعی محول و... را به عنوان عوامل تحرک اجتماعی و دستیابی به مناصب دولتی و حکومتی جهت ارتقای شغلی، پیوستن به جامعه علما و افزایش درآمد و ثروت و... را به عنوان روش های تحرک اجتماعی مورد بررسی قرار داد. مجاری تحرک اجتماعی ضمن آن مورد بررسی قرار گرفت. دستاوردهای پژوهش نشان می دهد که در این دوره تحرک اجتماعی به دو دلیل در میان علما بیشترین بسامد را داشت، 1:جامعه آماری بیشتر علما، 2:به سبب کسب علم و دانش از اعتبار و منزلت اجتماعی بیشتری برخوردار بودند و تحرک صعودی داشتند. وزرا و نقبا در جایگاه بعدی قرار می گیرند که همه به واسطه کسب مقام دولتی و افزایش درآمد تحرک صعودی داشتند. تحرک نزولی نیز در میان طبقه پایین جامعه و چند تن از وزرا به واسطه بحران های اقتصادی و شغلی و همچنین درگیری های مذهبی و خصومت و دشمنی مشاهده شد. تحرک افقی نیز در میان علما بیشترین بسامد را داشت.
ازخوانی زمینه های برقراری رابطه اوزون حسن آق قویونلو با ونیز و فراز و فرود آن بر اساس منابع ترجمه نشده ایتالیایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رابطه اوزون حسن با ونیز و اتحاد دوجانبه علیه توسعه طلبی گسترده عثمانی از عوامل جهت دهنده سیاست خارجی ایران به شمار می آید. از دست رفتن بیزانس به عنوان یکی از پایگاه های مسیحیت، اذهان عمومی را در ایتالیا علیه عثمانی برانگیخت و دست اندازی ترک ها به مستملکات ونیز در دریای سیاه و مدیترانه سبب شد ونیزیان دست یاری به سوی اوزون حسن دراز کنند که در حال مجادله باعثمانی بود. اما زمینه و فرازوفرود این ارتباط چگونه بود. چرا باوجود عزم جدی طرفین نتیجه ای عاید ونیزیان و ایرانیان نشد. تاکنون پژوهش های چندی بر اساس سفرنامه های ونیزیان و تألیفات نویسندگان ترک انجام شده است اما فقدان پژوهش بر پایه منابعی که منظرگاه ونیزیان را به تصویر بکشد محسوس است. پژوهش پیش رو قصد دارد بر پایه منابع ترجمه نشده ایتالیایی به ویژه اسناد بایگانی دولت ونیز، گزارش های کنسولی و کتب متأخر قرن نوزدهم به بازخوانی این رابطه بپردازد و دانسته های گذشته را راستی آزمایی کند. بررسی مأموریت های محوله به سفیران نشان دهنده عزم جدی دو طرف در اتحاد دوجانبه است. ونیزیان قصد داشتند با رساندن تسلیحات به اوزون حسن و گشودن جبهه ای در غرب، ترک ها را زمین گیر کنند اما عمده این مهمات به دست ایرانیان نرسید. عوامل دیگری چون بعد مسافت، اشتباهات تاکتیکی اوزون حسن درنبرد اتلق بئلی(اوتلُق بِلی) و شورش فرزندش در ناکامی اتحاد مؤثر بود. اگرچه اتحاد دوجانبه به فرجام خوش نینجامید اما به گشودن دریچه ای جدید در روابط خارجی ایران تا انتهای حکومت صفویه منجر شد.
زن غربی از منظر سیاحان و سفرای عثمانی و ایرانیِ اواخر قرن 18 و اوایل قرن 19(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ نامه ایران بعد از اسلام سال ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۲
117 - 140
حوزههای تخصصی:
درک ماهیت مدرنیته و تحلیل پیشرفت های کشورهای اروپایی در قرون اخیر، یکی از دلایل اصلی ایجاد ارتباطات سیاسی و فرهنگی میان جهان شرق و اسلام، به ویژه ایران و عثمانی با غرب بود. سیاحان و سفرای سیاسی نقش محوری در این تعاملات داشتند و از هر دو منطقه، به اروپا سفر کردند. این مطالعه با هدف بررسی تطبیقی نگرش سیاحان و سفرای ایرانی و عثمانی به زنان غربی در اواخر قرن ۱۸ و اوایل قرن ۱۹ میلادی و تحلیل تأثیر این نگرش بر روابط فرهنگی و سیاسی شرق و غرب تدوین شده است. این پژوهش به این پرسش پاسخ می دهد که با وجود نزدیکی های فرهنگی و جغرافیایی ایران و عثمانی، چرا واکنش این دو کشور به تحولات اجتماعی غرب، به ویژه در حوزه زنان، متفاوت بوده است؟ یافته های تحقیق نشان می دهد که اگرچه هر دو گروه با تحولات عمیق اجتماعی در جوامع غربی مواجه شدند، اما واکنش ها و برداشت های آن ها تفاوت های قابل توجهی داشت. در عثمانی، این مواجهه اغلب با برنامه ریزی و مشارکت فعال همراه بود، درحالی که در ایران، بیشتر جنبه ای انفعالی ناشی از تحولات سیاسی و نظامی بود. تصورات سیاحان و سفرا درباره زنان غربی تحت تأثیر عوامل مختلفی از ارزش های فرهنگی- اجتماعی، تحولات سیاسی و نظامی و سطح تعاملات بین فرهنگی شکل گرفته است. این تصورات نه تنها بر روابط سیاسی و فرهنگی بین شرق و غرب تأثیرگذار بوده، بلکه در شکل گیری و تحولات جنبش های اجتماعی و سیاسی زنان در ایران و عثمانی نیز نقش محوری ایفا کرده اند.
تأثیر نظام اقتصاد جهانی بر تولید و تجارت ابریشم ایران: 1940-1920(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ نامه ایران بعد از اسلام سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۳
153 - 178
حوزههای تخصصی:
ابریشم ازجمله محصولات کشاورزی است که نقش مهمی در صنعت نساجی دارد. گسترش نظام اقتصاد جهانی و روابط بازرگانی ایران با اروپا در سده های هفدهم و هجدهم، نقش برجسته ای در صادرات و اقتصاد کشاورزی ایران ایفا کرد؛ اما در سده نوزدهم تولید آن با افت وخیز هایی همراه بود که عمدتاً در بیرون از نظام اقتصادی ایران به آن تحمیل شده بود. این پژوهش به بررسی تأثیر متقابل مسائل بین المللی و سیاست های داخلی دولت مدرن بر فرازوفرود تولید و تجارت ابریشم ایران، در فاصله میان دو جنگ جهانی می پردازد. این اثر تلاش دارد تا با روش تحقیق تاریخی و با استفاده از رویکرد توصیفی تحلیلی به این پرسش اصلی پاسخ دهد که نظام اقتصاد جهانی چه تأثیری بر تولید و تجارت ابریشم ایران داشت و برنامه های دولت در این خصوص تا چه اندازه موفقیت آمیز بود؟ یافته های پژوهش نشان می دهد که جنگ جهانی اول، بحران اقتصاد جهانی 1929 و روابط بازرگانی ایران و شوروی نقش مهمی در جهت گیری فعالیت نوغان داران و فرازوفرود تولید و صادرات ابریشم داشت. در مقابل، دولت ایران با ایجاد و توسعه اداره نوغان، صنعتی سازی جایگزین واردات، برپایی شرکت سهامی نوغان و توسعه آموزش حرفه ای کوشید تا بر این موانع غلبه کند. با برپایی صنایع ابریشم بافی همراه با محدودیت واردات پارچه های ابریشمی، بر مقدار تولید پارچه داخلی افزوده شد. بااین حال، هرچند کوشش های دولت به طور موقت، تغییراتی نسبی در جهت گیری تولید پدید آورد، اما به دلیل عدم کشش تقاضای خارجی پس از بحران اقتصادی 1929 و بحران های شتابان بین المللی، این تغییرات ناپایدار بود و درنتیجه موفقیت چندانی حاصل نشد.
پژوهشی در سکه های عصر ایلخانی موزه های بانک سپه، ملی، مراغه و زنجان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعات تاریخی از منابع گوناگون ممکن است صورت گیرد که سکه های ضرب شده توسط حکومت ها یکی از مهم ترین آن ها به شمار می روند. سکه ها نه تنها وسیله ای برای مبادله اقتصادی، بلکه حامل اطلاعات سیاسی، مذهبی، اقتصادی، هنری و زبانی نیز هستند. سکه ها در تاریخ نگاری دوره ایلخانان ارزش مطالعاتی بسیاری دارند زیرا سکه های این دوره حاوی اطلاعات ارزشمندی از روابط آنان به ویژه با قاآن مستقر در مغولستان و چین و بعضی ایالات نیمه مستقل تابع آنان نظیر ارمنستان، فارس، کرمان، وضعیت اقتصادی، دین و مذهب، زبان، آداب نام گذاری، جایگاه زنان و برخی دیگر از اصول کشورداری هستند که در جای خود می توانند خلأهای کتاب های تاریخ نگاری در این زمینه را جبران نمایند. سؤال اصلی این پژوهش این است که از سکه های ایلخانی چه اطلاعات تاریخ نگارانه ای می توان استخراج کرد؟ پژوهش حاضر به روش توصیفی-تبیینی ضمن بهره گیری از منابع کتابخانه ای و مقاله ها، با تکیه بر سکه های موجود در موزه ها، موضوع را بررسی کرده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که مغولان با هدف حفظ انسجام سیاسی و هم افزایی با مردمان قلمروهای فتح شده، از نمادهای اسلامی بر سکه ها استفاده کردند تا از بروز مشکلات سیاسی ناشی از تغییر شعائر جلوگیری کنند. علاوه بر این، مطالعه سکه های موزه های ذکرشده برخی از باورهای پیشین در خصوص نوع روابط هرکدام از ایلخانان با قاآنان، برگشت اولجایتو از مذهب شیعه، فلسفه وجودی زبان چینی و تعدادی دیگر از این باورها را به چالش کشیده و نکات تازه ای را مطرح کرده است.
بررسی تاریخی تعامل خواتین مغول و متصوفه در عصر ایلخانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ نامه ایران بعد از اسلام سال ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۲
141 - 161
حوزههای تخصصی:
یکی از ملاک های مهم در ارزیابی فرهنگ و تمدن عصر ایلخانی، توجه و یا عدم توجه به زنان و جایگاه آنان در عرصه های مختلف اجتماعی است. مناسبات خواتین با مشایخ تصوف از مهم ترین مؤلفه هایی است که جریان اسلام گرایی را در جماعت های تحت حاکمیت ایلخانان، مانند مسیحیت و بودایی، به شکل فزاینده ای گسترش داد. خاتون های مغول به عنوان یکی از عناصر تأثیرگذار در حکومت ایلخانان، سهم مهمی را در حمایت مالی و معنوی از تصوف و مشایخ صوفیه برعهده گرفتند. این مقاله به شیوه توصیفی- تحلیلی با هدف واکاوی مناسبات خواتین مغول با مشایخ صوفیه، به دنبال پاسخی مستدل به این پرسش است که خاتون های عصر ایلخانی چه راهبردی با متصوفه زمانه خویش داشتند. مسائل مختلفی در بررسی مناسبات خواتین مغول در قبال متصوفه قابل تأمل است. جایگاه آزادانه خواتین در امور گوناگون جامعه با وجود آزادی مذهبی و تساهل ایلخانان در تعامل با جماعت های اسلامی و غیراسلامی از عواملی بود که روند مناسبات خواتین با شیوخ متصوفه را تسریع می کرد. سنت های نهفته نیرومندی در جامعه ایرانی وجود داشت که بر عملکرد خاتون های مغول در تعاملات با متصوفه تأثیرگذار بود. مؤلفه هایی چون اهدای تحف و تبرک جستن از متصوفه، حمایت متقابل معنوی مشایخ از خواتین و... ازجمله اقداماتی بود که در بررسی تعامل خواتین مغول در قبال متصوفه در پژوهش حاضر موردبررسی قرار می گیرد.
تحلیل تقابل فرهنگی و سیاسی مخترعه با مطرفیه در زیدیان یمن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مذهب زیدیه از زمان تاسیس تا کنون جریان های فکری سیاسی متعددی را شامل شده است. تعاملات و تقابلات این جریان ها، به ویژه میان «مخترعه» و «مطرفیه»، نقشی تعیین کننده در تحولات فکری و تاریخی زیدیه یمن ایفا نموده است. «مطرفیه» جریانی کلامی سیاسی در زیدیه یمن در قرون پنجم و ششم هجری است که به دیدگاه های عقل گرایانه افراطی و برخی آراء مخالف اصول زیدی شهرت دارد ودر برابر، «مخترعه» عنوانی بود که به علمای زیدی مدافع سنت و مخالف با انحرافات فکری اطلاق می شد. هدف این پژوهش بررسی روش ها و اقدامات رهبران زیدیه یمن در مقابله با جریان مطرفیه است و قصد دارد به این پرسش اصلی پاسخ دهد که: روش ها و برخورد امامان زیدیه یمن در مقابله با جریان مطرفیه چه بود و این تقابل چه آثار و پیامدهایی بر این جریان گذاشت؟ یافت پاسخ این پرسش بر اساس روش تاریخ، متکی بر منابع کتابخانه ای و اسنادی است و با بهره گیری از منابع کهن کلامی و تاریخی زیدیه و نیز پژوهش های معاصر گردآوری شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که دو قرن تلاش مطرفیه برای ترویج اندیشه های خود در یمن، با اقدامات قاطع امامان زیدیه مواجه شد و سرانجام، بزرگان مخترعه با به کارگیری روش های گوناگون فرهنگی و سیاسی، موفق به سرکوب و نابودی این جریان انحرافی شدند. این تقابل، نمایانگر پویایی و تحول فکری زیدیان یمن و تعهد آنان به اصول و آموزه های این مذهب است.
جایگاه و نقش خاندان نصیری اردوبادی در دیوانسالاری عصر صفوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های تاریخی ایران و اسلام بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۶
185 - 213
حوزههای تخصصی:
دیوان سالاران در گستره تاریخ ایران همواره در تثبیت، ماندگاری و پیوستگی حکومت ها سهم چشمگیری داشتند. آنان پس از هر جابجایی در قدرت سیاسی خواه ناخواه برای از سر گرفتن چرخه امور اداری و دیوانی دوباره به درگاه فراخوانده و به خدمت گرفته می شدند. بیشتر این دیوان سالاران آموزه ها و تجربه های کاری خود را به فرزندان آموخته و این شغل را در نسل های پسین خاندان تداوم می بخشیدند. ازجمله خاندان نصیری طوسی اردوبادی بیش از دو سده در تشکیلات دیوانی صفویان به خدمت پرداختند. پژوهش کیفی پیش رو بر آن است با روش توصیفی - تحلیلی و با بررسی موردی آن خاندان و بر پایه نسخه های خطی و منابع دست اول برخی مسائل را در این رابطه تبیین نماید. نخست آنکه، اردوبادی ها در این دوره دارای چه جایگاه های دیوانی بوده و الگوهای حاکم بر شیوه های دستیابی آنان به آن مناصب دیوانی چه بود. دیگر آنکه سهم اردوبادی ها در تکوین ادبیات دیوانی آن عصر چه بوده است. یافته ها نشان داد که آنان توانستند در نظام سلسله مراتبی عصر صفوی هم با «استحقاق» و شایستگی های فردی و هم با وابستگی به شبکه خاندانی خود به این مناصب دست یازند. همچنین این خاندان با پیوستگی، انتقال و تداوم سنتهای دیوانی آموخته ها و تجربه های دیوانی خود را به نسل پس از خود انتقال و به گواه منابع و نسخه های خطی نقش و سهم چشمگیری در تکوین ادبیات دیوانی آن روزگار داشته و میراث گرانسنگ و ماندگاری از خود برجای نهد.
بررسی فعالیت های اقتصادی تجارتخانه کوزه کنانی و چالش های آن در مشهد دوره پهلوی: از صادرات تا تولید صنعتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ نامه ایران بعد از اسلام سال ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۲
163 - 189
حوزههای تخصصی:
حاج کاظم کوزه کنانی (متوفی 131۶ش.) یکی از تجار ثروتمند و تأثیرگذار مشهد در دوره پهلوی اول بود. او پس از انقلاب 1917م. روسیه و تسلط بلشویک ها، از بخارا به مشهد مهاجرت کرد و توانست در سال های بحران اقتصادی ایران برخلاف بسیاری از تجار که ورشکست شدند، تجارتخانه پررونقی در مشهد تأسیس کند و شعبات متعددی از آن را در داخل و خارج از ایران با مرکزیت مشهد دایر نماید. تجارتخانه کوزه کنانی در ردیف تجارتخانه های درجه اول خراسان در اوایل دوره پهلوی بود. پژوهش حاضر درصدد است به این سؤالات پاسخ دهد که تجارتخانه کوزه کنانی در چه زمینه هایی فعالیت می کرد؟ کوزه کنانی چه راهکارهایی برای رونق اقتصادی تجارتخانه اش اندیشید؟ و مهم ترین چالش های تجارتخانه اش چه بود؟ تحقیق حاضر تلاش دارد با تکیه بر اسناد و نشریات به شیوه توصیفی-تحلیلی، وضعیت تجارتخانه کوزه کنانی را طی دو دهه بررسی کند. این پژوهش نشان داد کوزه کنانی در مشهد فعالیت های تجاری اش را توسعه داد و پس از مسافرت به اروپا و مطالعه، علاوه بر صادرات و واردات، به جنبه های تولیدی، کسب امتیازات انحصاری و وارد کردن کارخانه های جدید توجه کرد. او برای عملی کردن اهدافش به دنبال دریافت امتیاز انحصاری کارخانه روغن کشی، نخ ریسی، متقال بافی، کبریت سازی و سدسازی و حتی واردات گوسفند قره گل برای تولید پوست رفت و توانست کارخانه های پنبه پاک کنی، سیگارسازی، شکلات سازی، تعمیر اتومبیل و ریسمان بافی دایر کند. فعالیت های او در زمینه های مختلف با قوانین پیچیده اداری، سوء استفاده ها و اعمال نفوذ مأموران دولتی همراه شد که موانعی برای پیشرفت فعالیتش ایجاد کردند. با وجود این، تجارتخانه کوزه کنانی در زمینه تولید شکلات، سیگار و پوست قره گل از پیشگامان اقتصادی بود ولی با مرگ وی، پسرانش به جای تولید، بیشتر به صادرات روی آوردند.
بسترها و کارکردهای وقف در خراسان و ماوراءالنهرِ دوره سامانیان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
وقف، به عنوان یکی از مهم ترین نهادهای اجتماعی در دوره سامانیان، بر ساختارهای اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، آموزشی و اعتقادی خراسان و ماوراءالنهر تأثیرات عمیقی داشته است. گروه های اجتماعی، متأثر از انگیزه های مختلف، با بهره گیری از وقف در عرصه های گوناگون منشأ خدمات متنوعی شدند. موقوفات علاوه بر حمایت از نهادهای علمی و مذهبی، در تقویت بنیان های اقتصادی و اجتماعی نیز نقش آفرین بودند. وقف با تأمین مالی خدمات رفاهی، ایجاد فرصت های شغلی و توزیع ثروت، به بهبود معیشت عمومی و کاهش نابرابری اجتماعی کمک می کرد. همچنین در ساخت و نگه داری رباط ها و کاروان سراها، دفاع از مرزها و امنیت راه ها نقش بسزایی داشته و موجب رونق تجارت شده است. بررسی این ابعاد نشان می دهد وقف نه تنها ابزاری برای توسعه علمی و فرهنگی، بلکه عاملی مؤثر در انسجام اجتماعی نیز بوده است. مسئله این پژوهش، بسترها و کارکردهای وقف در خراسان و ماوراءالنهر است. پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی-تحلیلی و تکیه بر منابع تاریخی، جغرافیایی، ادبی و زندگی نامه ای، نقش وقف را در توسعه مساجد، مدارس، خانقاه ها، رباط ها، کاروان سراها و زیرساخت های شهری بررسی می کند. فرضیه این پژوهش این است که بسترهای اجتماعی و فرهنگی خراسان و ماوراءالنهر، با نیازهای علمی و اقتصادی جامعه پیوند خورده و شرایطی را فراهم کرده که گروه های اجتماعی از طریق وقف، به ارائه خدمات اجتماعی، علمی، آموزشی و اقتصادی بپردازند. این فرایند بنیان های اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و زیرساخت های شهری را تقویت کرده است.
بررسی حقوق و جایگاه زنان در ازدواج و طلاق دوران اشکانیان: تحلیل تاریخی-فمینیستی ساختارهای پدرسالارانه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های تاریخی ایران و اسلام بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۶
238 - 267
حوزههای تخصصی:
دوران اشکانیان (۲47 ق.م تا 224 م) یکی از طولانی ترین حکومت های تاریخ ایران بوده که در آن، نظام خانوادگی و جایگاه زنان تحت تأثیر ساختارهای پدرسالارانه، قوانین حقوقی و تعاملات فرهنگی با تمدن های دیگر شکل گرفت. این پژوهش با بهره گیری از نظریه فمینیسم تاریخی متعلق به لیندا آلکاف و الیزابت پاتر، به بررسی فرهنگ ازدواج و مبانی حقوقی طلاق زنان در این دوره پرداخته و به این پرسش کلیدی پاسخ می دهد: چگونه ساختارهای مردسالارانه و تعامل با تمدن های هلنی و رومی، حقوق و عاملیت زنان اشکانی را تحت تأثیر قرار داد؟ یافته ها نشان می دهد که نظام خانواده اشکانی مبتنی بر اقتدار مطلق مردان بود و زنان اغلب به عنوان ابزاری در مبادلات سیاسی و اقتصادی نقش داشتند. الگوهای ازدواجی مانند «خویدوده» (ازدواج درون خویشاوندی) و چندهمسری در میان اشراف برای حفظ منافع طبقاتی رواج داشت، درحالی که قوانین طلاق یک سویه و به نفع مردان تنظیم شده بود. بااین حال، شواهدی از مقاومت های زنان در برابر این ساختارها، ازجمله تلاش برای ازدواج مستقل یا جدایی از همسران، نشان دهنده عاملیت آنان در مواجهه با محدودیت های حقوقی است. این پژوهش تأکید دارد که علیرغم سلطه هنجارهای مردسالارانه، ردپای مقاومت زنان اشکانی را می توان در تاریخ مشاهده کرد.
دلایل و زمینه های تأثیرگذار بر اخبار سیف بن عمر تمیمی در مطالعات شرق شناسان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های تاریخی ایران و اسلام بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۶
128 - 155
حوزههای تخصصی:
روایت های تاریخی منسوب به سیف بن عمر تمیمی، به ویژه آن دسته که به صدر اسلام مربوط است، در مطالعات شرق شناسی مدرن با داوری های متنوعی مواجه شده که از طرد کامل تا استفاده مشروط و بازسازی گفتمانی نوسان دارند. مقاله حاضر با رویکرد تحلیلی و تطبیقی، تلاش کرده است دلایل و زمینه های اثرگذار بر روایت های سیف و ارزیابی مستشرقان را در پنج محور اصلی بررسی کند: بستر مکانی و زمانی روایت پردازی سیف، عوامل اجتماعی و فرهنگی، زمینه های دینی و فرقه ای و جریان های اثرگذار، نهاد خلافت و ساختار سیاسی و در نهایت فرآیند تاریخ نگاری اسلامی و منابع تأثیرگذار. ارزیابی های شرق شناسان با بهره گیری از ابزارهای تحلیل ساختاری، تطبیقی و زمینه محور، روایت های سیف را نه داده هایی خنثی بلکه محصول بازتولید تاریخی ایدئولوژیک تلقی کرده اند. ارزیابی نهایی مقاله با ارائه یک مدل پنج مرحله ای، روایت های سیف را در پنج سطح اسنادی، محتوایی، ایدئولوژیک، تطبیقی و سیاسی بازخوانی می کند. تحلیل تطبیقی دیدگاه پژوهشگرانی چون ولهاوزن، ناث، دونر، کرون، مادلونگ و دیگران نشان می دهد که اعتبار این منابع جز با تحلیل چندلایه در بستر تاریخی و ساختار قدرت ممکن نیست. نتیجه پژوهش بیانگر آن است که ارزیابی روایت های سیف باید با نگاهی انتقادی، زمینه محور و منصفانه صورت گیرد و در بستر تاریخی و ساختار گفتمانی خود تحلیل شود.
علل و پیامدهای تعصبات مذهبی حنفی (سمکی) و شافعی (صدقی) در سیستان دوره صفاریان از اسارت عمرو لیث تا سقوط حکومت آنان (393-287 هجری)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های تاریخی ایران و اسلام بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۶
214 - 237
حوزههای تخصصی:
سیستان پس از فرمانروایی یعقوب و عمرو لیث (حک: 287-247 ه.ق)، عرصه رواج و گسترش تعصبات مذهبی ازجمله فرقه های حنفی و شافعی بود که گاه از آن ها به نام های سمکی و صدقی نیز یادشده است. تعصباتی که ریشه در باورهای قومی و قبیله ای اعراب مسلمانی داشت که به سیستان مهاجرت کرده بودند. هرچند یعقوب و برادرش عمرو لیث توانستند تا حد زیادی از گسترش آن جلوگیری کنند، اما پس از اسارت عمرو لیث، در زمان جانشینانش، این امر شدت گرفت و تا سقوط حکومت صفاریان به عنوان یک پدیده غالب سیاسی و اجتماعی درآمد. به همین منظور در این پژوهش که با روش تاریخی و با رویکرد توصیفی- تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای صورت گرفته، سعی گردید تا تعصبات مذهبی حنفی (سمکی) و شافعی (صدقی) موردبررسی قرارگرفته و آثار و پیامدهای آن در سیستان در دوره حکومت صفاریان بررسی و تحلیل شود. بی ثباتی سیاسی، ضعف و ناکارآمدی حکام، رقابت های سیاسی، نابرابری های اجتماعی، نقش علما و رهبران دینی در گسترش اختلافات مذهبی بین عوام و جهل و نادانی حاکم بر فضای جامعه، از مهم ترین علل سیاسی و اجتماعی تعصبات و منازعات این دو فرقه مذهبی در سیستان به شمار می آید که منجر به تضعیف قدرت سیاسی، تشدید ناامنی و آشوب، گسترش حملات خارجی، سقوط حکومت صفاری، گسترش عداوت و دشمنی بین عامه مردم، از بین رفتن وحدت و انسجام اجتماعی، تشدید جنگ و خونریزی، تخریب و نابودی زیرساخت های اقتصادی و درنهایت گسترش فقر و فلاکت مردم سیستان گردید.
کارکردهای اقتصادی خلعت و خلعت بخشی در عصر قاجار (براساس گزارش سیاحان خارجی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ نامه ایران بعد از اسلام سال ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۲
55 - 83
حوزههای تخصصی:
در عصر قاجار همواره در مناسبت های مختلف انواع تقدیمی ها، اعم از خلعت و پیشکش بین شاه و مقام های پایین دست و در مواقعی سفرای دول خارجی ردوبدل می شد. یکی از مهم ترین تقدیمی هایی که در این دوره به عنوان عطیه ای ملوکانه از طرف شاه به زیردستانش اعطا می شد و در کانون توجه سیاحان خارجی قرار گرفته است، خلعت شاهی بود. خلعت نوعی جامه یا تن پوش بود که به فراخور مقام، منصب و موقعیت افراد به ویژه کارگزاران حکومتی از طرف شاه در زمان هایی خاص به ویژه در عید نوروز به آن ها اعطا می شد. خلعت بخشی و اعطای خلعت شاهی با آیین ها و ملزوماتی همراه بود و جایگاه افراد خلعت گیرنده و اهمیت خدمات آن ها به شاهان قاجار در تعیین نوع آن سهم به سزایی داشت. در این پژوهش به دنبال پاسخ گویی به این پرسش هستیم که براساس فهم و گزارش سیاحان خارجی، خلعت بخشی شاه و خلعت پوشی در عصر قاجار چگونه بود و کارکردهای اقتصادی، پیامدها و عوامل مؤثر در آن، چه بودند؟ یافته های پژوهش حاکی از آن است که ارسال خلعت از طرف شاه تا رسیدن به فرد موردمرحمت با تشریفات خاصی انجام می شد که این امر ازنظر اقتصادی یکی از کانال های درآمدزایی دربار محسوب می شد و با توجه به سازوکاری که برای اعطای خلعت در پیش گرفته می شد هزینه های مربوط به آن برای دربار کاهش می یافت. از طرفی خلعت اعطایی به شخص موردمرحمت، آثار زیان باری همچون فشار مالی بر رعایای تحت سلطه آن ها را به همراه داشت.
ارزیابی یک نظریه: بورژوازی کمپرادور در ایران معاصر (با تأکید بر خانواده رشیدیان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های تاریخی ایران و اسلام بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۶
156 - 184
حوزههای تخصصی:
قشربندی اجتماعی یکی از موضوعات مهم در حوزه جامعه شناسی تاریخی بشمار می رود چراکه ساختار قشربندی و نوع طبقات اجتماعی در هر جامعه ای نه تنها می تواند در حوزه واکاوی تاریخ اجتماعی یک کشور، بلکه در زمینه بررسی بخشی از تاریخ سیاسی، فرهنگی و اقتصادی آن نیز به نوعی اثرگذار باشد. هدف این مقاله، شناخت و ارزیابی یکی از اقشار اجتماعی تاریخ سده اخیر ایران یعنی بورژوازی کمپرادور یا همان طبقه سرمایه دار وابسته با تمرکز بر عملکرد یکی از خاندان های متنفّذ دوره پهلوی و منتسب به این قشر به نام رشیدیان است، چنان که بر محور این سوال تدوین گردید که:آیا رشیدیان ها را می توان بعنوان یک نمونه از وجود قشر بورژوازی کمپرادور در ایرانِ معاصر دانست؟ بر این مبنا، ما با روش پژوهش کتابخانه ای بر اساس گردآوری داده ها از منابع و اسناد تاریخی، و شیوه پژوهش تحلیلی با تاکید بر واکاوی ویژگی های قشر بورژوازی کمپرادور و تطابق آن با خصایص خانواده رشیدیان سعی کردیم به سوال مزبور پاسخ دهیم. یافته ها دالِّ بر این است که رشیدیان ها تقریباً همه مشخصات طبقه سرمایه دار وابسته در حوزه های سیاسی، فرهنگی و اقتصادی را داشتند چنان که همکاری وارتباط تنگاتنگ با دولت خارجی و مقابله با نیروهای ملّی گرا از یک سو و رویکرد محافظه کارانه و ارتجاعی در حوزه سیاست داخلی از سوی دیگر، بعلاوه وابستگی فرهنگی، نوکیسگی، لمپن مآبی و مشی فکری کاملا منفعت طلبانه، همچنین در حوزه اقتصادی نیز رانت خواری و انحصارطلبی از یک طرف و ایفای نقش پُررنگ در بازار واسطه گری، دلّالی و کارچاق کنی از طرف دیگر، همگی حکایت از ماهیّت بورژوازی کمپرادور رشیدیان ها داشت.
مطالعه تطبیقی فناوری های آب کشی ( انباط المیاه )در کتاب الحیل فی الحروب ابن منکلی و کتاب الجامع بین العلم والعمل النافع فی صناعه الحیل جزری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های تاریخی ایران و اسلام بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۶
85 - 127
حوزههای تخصصی:
گرچه برخی از اندیشه های موجود در آثار مکانیکی و مهندسی ریشه در شرق دور و هند و ایران باستان داشت، اما فناوری و مکانیک در جهان اسلام بیشترین جان مایه خود را از یونان باستان می گرفت. با توجه به اهمیت و کارایی دستگاه های آبکشی، ترجمه آثار یونانی مؤثرترین مسیر برای دست یابی به چنین تجهیزاتی بود. با حمایت دستگاه های حاکم در اقصا نقاط جهان اسلام، صنعتگرانی که غالباً سواد آکادمیک نداشتند به ساخت و بکار گیری دستگاه ها پرداختند. همراه با گسترش و اوج گیری علم و فناوری در دوره طلایی اسلام، دانشمندان بزرگی همچون بنوموسی و جزری و اسفزاری و راصد دمشقی و ... اقدام به ارتقاء دستگاه های یونانی-رومی و ابداع تجهیزات باقدرت و کارایی بیشتر و با عملکرد اتومات و خودکار نمودند. برای فهم میزان تأثیرپذیری این دانشمندان از دانش فنی پیشینیان بهترین مسیر مقایسه تجهیزات آن ها با تجهیزات کتاب های یونانی ترجمه شده به عربی است. کتاب الحیل فی الحروب می تواند نمونه ای از ترجمه ی کتاب های فناوری یونانی باشد که در بخش یازدهم آن به ساخت و استفاده از تعدادی دستگاه آبکشی پرداخته شده است. در این نوشتار قصد داریم با مقایسه دستگاه های آبکشی نسخه الحیل فی الحروب ترجمه ابن منکلی (778 قمری/1376 میلادی) با دستگاه های آبکشی کتاب الجامع بین العلم والعمل النافع فى صناعه الحیل جزری، ضمن بررسی دستگاه های کتاب الحیل فی الحروب ، تأثیر متون فناورانه ی یونانی با آثار علم الحیل تمدن اسلامی را بررسی نمائیم.
ظهور و تکوین گفتمان تکنوکراسی در حکومت محمدرضا شاه پهلوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ نامه ایران بعد از اسلام سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۳
101 - 124
حوزههای تخصصی:
نخستین رویارویی جدی ایرانیان با دستاوردهای صنعتی غرب در خلال جنگ های ایران و روسیه اتفاق افتاد و از همان زمان، تلاش برای درک زمینه های فکری رسیدن به این دستاوردها در ایران آغاز شد. اما این تلاش منجر به آشنایی ایرانیان با مفهوم تکنوکراسی نشد. تکنوکراسی که در قرن نوزدهم مطرح و در قرن بیستم به یک گفتمان غالب میان جامعه شناسان غربی مبدل شد، از لزوم واگذاری اختیارات مدیریتی به متخصصان فنی سخن می گفت. این در حالی بود که در ایران نه تنها بستر فکری لازم برای تفویض اختیارات به چنین نیروهایی وجود نداشت، بلکه در تلاش برای صنعتی کردن کشور، نقش دولت رو ز به روز پررنگ تر می شد. بااین همه، منابع تاریخی نشان از آن دارند که این گفتمان در حکومت محمدرضاشاه به واسطه فعالیت فار غ التحصیلان رشته های فنی در غرب، به ایران راه یافت و سپس در دو مقطع زمانی (اوایل دهه 1330 و اوایل دهه 13۴0) موردپذیرش قرار گرفت. این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی درصدد پاسخ گویی به چگونگی مطرح شدن و چرایی پذیرش این گفتمان در این دو مقطع است. با تکیه بر اسناد و منابع کتابخانه ای این نتیجه به دست آمد که در مقطع اول، تکنوکرات ها به واسطه فعالیت های حزبی و سیاسی، به دولت مصدق راه یافتند. در مقابل دولت با پذیرش تفکرات مدیریتی آن ها، درصدد مقابله با تحریم های نفتی برآمد. در مقطع دوم نیروهای تکنوکرات بار دیگر از طریق فعالیت های حزبی و این بار با حمایت نیروهای خارجی (امریکا) موفق به کسب سمت های مدیریتی شدند. در مقابل نهاد سلطنت از حضور آن ها برای خروج از رکود اقتصادی و حفظ بقای سلطنت بهره برد.
تحلیل عملکرد شرکت تهال در اجرای برنامه های آبیاری دشت قزوین در دوره پهلوی (13۵2-13۴2)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ نامه ایران بعد از اسلام سال ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۲
85 - 116
حوزههای تخصصی:
مسئله آب و آب رسانی با توجه به شرایط جغرافیایی فلات ایران از آغاز سکونت در این سرزمین، همواره مورد توجه بوده است و با نقش بشر در یافتن منابع آبی و نحوه به کارگیری آن برای آب رسانی و آبیاری درهم تنیده است. شرایط اقلیمی و موقعیت منطقه قزوین در این فلات، نمونه مناسبی برای مطالعه درخصوص رویکرد و تکاپوی ایرانیان برای حل بهره برداری بهینه از عنصر حیاتی آب است. زلزله خسارت بار شهریور 13۴1 دشت قزوین که موجب تخریب بسیاری از سازه های قدیمی فعال در منطقه شد، اجرای برنامه عمران این دشت را مورد توجه قرار داد و شرکتی به نام «تهال» مسئول اجرای طرح آب رسانی در قزوین شد. در این پژوهش با رویکرد توصیفی-تحلیلی و برمبنای داده های اسناد و منابع، اقدامات شرکت تهال در زمینه آبیاری دشت قزوین بررسی می شود. به این جهت تلاش شده است به این پرسش پاسخ داده شود که شرکت تهال چه طرح هایی را برای آبیاری دشت قزوین و افزایش سطح زیر کشت به اجرا درآورد و آثار و نتایج اجرای این طرح ها چه بود؟ یافته های پژوهش نشان می دهد شرکت تهال توانست با گذر از آبیاری سنتی به آبیاری مدرن و استفاده از ابزار و وسایل پیشرفته، سطح برداشت آب های زیرزمینی را افزایش داده و آب های سطحی را در مسیر مناسبی هدایت کند که در نتیجه آن، سطح تولیدات کشاورزی افزایش یافت و منابع آبی بیشتری در اختیار کشاورزان قرار گرفت اما در بلندمدت اقدامات این شرکت، برای اقلیم خشک قزوین مناسب نبود زیرا از یک طرف باعث کاهش سطح آب های زیرزمینی شد و از طرف دیگر افزایش سطح برداشت آب، کشاورزی سنتی را به سمت کشاورزی تجاری سوق داد که عوارض و پیامدهای آن در بلندمدت برای منابع آب و زندگی کشاورزان دشت قزوین ثمر بخش نبود.