فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۲۱ تا ۴۴۰ مورد از کل ۱۹٬۵۵۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی گرانه باورهای مذهبی در رابطه عمر ازدواج و حمایت اجتماعی با ان سجام خود در مادران دارای کودک معلول ج سمی حرکتی انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش، شامل تمامی مادران دارای کودک معلول جسمی حرکتی در تیرماه 1401 بود که از بین آنها 200 نفر به عنوان نمونه پژوهش به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، فرم کوتاه پرسشنامه انسجام آنتونووسکی ) 1993 (، مقیاس حمایت اجتماعی ادراک شده زیمت، دالم، زیمت و فارلی ) 1988 (، مقیاس باورهای مذهبی خدایاری فرد، فقیهی، غباری بناب، شکوهی یکتا و به پژوه ) 1388 ( و اطلاعات جمعیت شناختی عمر ازدواج بود. نتایج: نتایج آزمون همبستگی پیرسون نشان داد که مؤلفه های حمایت اجتماعی با انسجام خود رابطه معنا داری دارند p-value>0/05( (؛ ولیکن رابطه عمر ازدواج با انسجام خود مادران کودکان معلول معنا دار نبود ) 05 / p-value<0 (؛ نتایج آزمون معادلات ساختاری نشان داد، باورهای مذهبی در رابطه حمایت اجتماعی با انسجام خود نقش میانجی گرانه دارد p-value>0/01( (؛ ولیکن باورهای مذهبی در رابطه عمر ازدواج با انسجام خود نقش میانجی گرانه ندارد ) 05 / .)p-value<0 نتیجه گیری: با استفاده از نتایج پژوهش حاضر اینگونه نتیجه گیری می شود که استفاده از رویکردهای درمانی همچون معنویت درما نی، باور های مذه بی مادران را تقو یت و به بود بخش یده و در نها یت ان سجام خود آ نان ن یز به بود می یا بد.
اعتباریابی و بررسی تغییرناپذیری جنسیتی مقیاس رضایت از زندگی ریورساید(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندازه گیری تربیتی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۹
147 - 174
حوزههای تخصصی:
در طی بیش از سه دهه، مقیاس رضایت از زندگی (SWLS; Diener et al., 1985) مورد استفاده قرار گرفته است. اما در این مدت تغییراتی در تفسیر رضایت از زندگی ایجاد شده است. هدف از پژوهش حاضر بررسی ویژگی های روان سنجی مقیاس رضایت از زندگی ریورساید (RLSS) در میان دانشجویان بود. در یک طرح اعتباریابی، 210 نفر از دانشجویان مؤسسات غیردولتی شهر مشهد، به صورت در دسترس انتخاب شدند و مقیاس رضایت از زندگی ریورساید (RLSS; Margolis et al., 1985)، مقیاس رضایت از زندگی (SWLS; Diener et al., 1985)، فرم کوتاه مقیاس بهزیستی روان شناختی (Reif, 1989) و مقیاس فشار روانی کسلر (Kessler et al., 2002) را تکمیل کردند. روایی محتوایی، تغییرناپذیری جنسیتی تأییدی، همگرا و واگرا و همچنین همسانی درونی و پایایی مورد بررسی قرار گرفت. شاخص CVR برای کل مقیاس برابر با 87/0 و شاخص CVI برابر با 97/0 به دست آمد. آلفای کرونباخ نیز 88/0 و ضریب دو نیمه کردن اسپیرمن براون برابر با 88/0 بود. روایی عاملی تأییدی در کل نمونه، زنان و مردان، مطلوب بود. ساختار عاملی مقیاس بر حسب جنسیت تغییرناپذیر بود. روایی همگرا و واگرا نیز مطلوب بود (01/0>P). تفاوت سنی معنادار بود و افراد جوان تر رضایت از زندگی بیشتری داشتند. اما بر اساس جنسیت، تاهل، تحصیلات و اشتغال تفاوت معناداری به دست نیامد. به نظر می رسد مقیاس رضایت از زندگی ریورساید (RLSS) از روایی و پایایی مطلوبی در دانشجویان برخوردار بوده و مقیاس مناسبی برای مطالعات آتی است.
Phenomenology of the Challenges of Education in the E-learning Ecosystem and the Competencies Required for Effective Participation in this System(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The present research aims to explore phenomenologically the challenges of education in the ecosystem of electronic learning and the competencies required for effective participation in it. For this purpose, a qualitative approach was employed, utilizing phenomenological methods to identify and represent the phenomenon under investigation. Data were collected through purposeful sampling and semi-structured in-depth interviews with sixteen active teachers and principals in the new ecosystem and were analyzed based on the Colaizzi model. The tenth interview achieved theoretical saturation of the data; however, to ensure the validity of the findings, interviews continued until the sixteenth participant." The analysis of data obtained from the interviews led to identifying two categories (challenges and competencies) and ten main themes. The challenges of the new ecosystem include the lack of traditional communication, the neglect of the topic of education, the prevalence of academic dishonesty, the invasion of privacy, the lack of seriousness regarding the ecosystem, and the emergence of false confidence. The competencies required for the new ecosystem include operational, cognitive, collaborative, and self-directed competencies. In conclusion, it can be stated that education in the new ecosystem faces numerous challenges and requires a form of transformation in educational design. Therefore, improving its quality necessitates a shift in perspective from the authorities and moving away from these views that take education as temporary, part-time, or of secondary importance.
چالش های زبانی- فلسفی در نام گذاری حوزه مطالعاتی مدیریت
حوزههای تخصصی:
نام یک علم، تنها یک برچسب شناسایی نیست، بلکه یک عمل گفتمانی پیچیده و یک بیانیه هستی شناختی است که هویت، مشروعیت، دامنه شمول، و جایگاه آن را در منظومه معرفت بشری صورتبندی می کند. این جستار با رویکردی واکاوانه و با بهره گیری از چارچوب هایی از فلسفه تحلیلی زبان، به کندوکاو در چالش های زبانیِ بنیادین در نام گذاری حوزه «مدیریت» می پردازد. هدف آن است تا نشان داده شود چگونه انتخاب به ظاهر ساده و عاری از بار فلسفی عنوانی چون "Management"، یا " Administration"، خود محصول هزارتوی پیچیده از جبر تاریخ، عمل گرایی تکنوکراتیک، کشمکش های معرفت شناختی، و بازی های قدرت است. مقاله حاضر استدلال می کند که این نام گذاری، فارغ از هرگونه قضاوت ارزشی، نه یک اتفاق ساده، بلکه عاملی فعال و شکل دهنده در تعیین مرزها، ماهیت ظاهرا بینارشته ای، و بحران مشروعیت دائمی این رشته بوده است. این مقاله با بررسی فرضیه های رقیب، واکاوی ذهنیت بازیگران کلیدی، و طرح نام های آلترناتیو به مثابه اندیشه آزمایی، در پی تبیین این گزاره است که "چگونه «نامیدن»، خود شکلی از «فهمیدن» و «ساختن» واقعیت یک حوزه دانش است".
شناسایی و اولویت بندی الزامات اولیه و اساسی هوشمندسازی مدارس (مطالعه موردی: استان خوزستان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش شناسایی و اولویت بندی الزامات اولیه و اساسی هوشمندسازی مدارس است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی، از نظر جمع آوری داده ها آمیخته (کیفی-کمی) و از نظر ماهیت توصیفی و از نوع اکتشافی است و از نظر روش کمی از نوع کاربردی می باشد. راهبرد مورد استفاده در بخش کیفی، تکنیک دلفی است. جامعه آماری بخش کیفی و کمی 19 نفر از خبرگان آموزش و پرورش استان خوزستان بودند که به صورت غیراحتمالی و به روش نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شدند. ابتدا با مصاحبه های نیمه ساختاریافته و متون موجود، تمام عوامل و عناصر مرتبط با هوشمندسازی مدارس احصاء شد. همچنین، برای رتبه بندی بخش کمی از روش (AHP) جهت تعیین و رتبه بندی عوامل اصلی و فرعی بهره گرفته شد. روایی ابزار به وسیله متخصصان و پایایی آن با محاسبه نرخ ناسازگاری تأیید شد. نتایج بخش کیفی نشان داد که عوامل مدیریتی، توانمندسازی معلمان، یاددهی و یادگیری، مشارکت، سخت افزاری، نرم افزاری، عامل اقتصادی و عامل فرهنگی الزامات اولیه و اساسی هوشمندسازی مدارس به شمار می روند. همچنین عامل مدیریتی با ارزش 152/0 در رتبه اول، توانمندسازی معلمان با ارزش 141/0 در رتبه دوم، سخت افزار با ارزش 136/0 در رتبه سوم، یاددهی و یادگیری با ارزش 0.128 در رتبه چهارم، نرم افزار با ارزش 121/0 در رتبه پنجم، مشارکت با ارزش 115/0 در رتبه ششم، عامل اقتصادی با ارزش 104/0 در رتبه هفتم و نهایتاً عامل فرهنگی با ارزش 096/0 با کمترین تأثیر در رتبه هشتم قرار دارد. با توجه به یافته ها می توان نتیجه گیری نمود که توجه به الزامات شناسایی شده نقش مهیم در هوشمندسازی مدارس استان خوزستان دارند و طبق اولویت باید مورد توجه باشند.
اثربخشی روش تدریس بایبی بر انگیزش تحصیلی و سرزندگی تحصیلی دانش آموزان پایه ششم ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی روش تدریس بایبی بر انگیزش تحصیلی و سرزندگی تحصیلی دانش آموزان پایه ششم ابتدایی بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و گروه کنترل بود. براین اساس از میان دانش آموزان دختر مقطع ابتدایی پایه ششم شهر فولادشهر در سال تحصیلی 1401-1400 با روش نمونه گیری در دسترس و لحاظ ملاک های ورود و خروج از پژوهش 30 دانش آموز انتخاب و در دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه 15نفر) و جایگزین شدند. گروه آزمایش در معرض پنج جلسه آموزش روش تدریس بایبی بر اساس محتوای آموزشی مهدی زاده و همکاران (1396) قرار گرفتند و گروه گواه هیچگونه آموزشی دریافت نکرد. جهت جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه های سرزندگی تحصیلی دهقانی زاده و حسین چاری (1391) و انگیزش تحصیلی هارتر(1980) استفاده شد. داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار SPSS-25 و روش آماری کواریانس چندمتغیری تحلیل شدند. نتایج تحلیل کواریانس چندمتغیری نشان داد که روش تدریس بایبی سبب بهبود انگیزش تحصیلی و سرزندگی تحصیلی در دانش آموزان شده است (001/0(P<. با توجه به اینکه آموزش راهبردهای مبتنی بر روش تدریس بایبی در سازه ها و رفتارهای تحصیلی دانش آموزان موثر بوده است، پیشنهاد می شود که روان شناسان مدرسه و بعضاً معلمین از این راهبرد برای بهبود فعالیت های یادگیری و تحصیلی در دانش آموزان استفاده نمایند.
بررسی کاربرد هوش مصنوعی در تربیت معلم: یک مرور نظام مند
حوزههای تخصصی:
مقدمه: ظهور هوش مصنوعی به عنوان نیرویی تحول آفرین، پارادایم های سنتی آموزش را دگرگون ساخته و به ویژه نظام های تربیت معلم را با فرصت ها و چالش های نوین روبه رو کرده است. هدف پژوهش حاضر بررسی تطبیقی کاربرد هوش مصنوعی در ارتقای روش ها و محتوای آموزشی دوره های تربیت معلم است. روش: این پژوهش با رویکرد مرور نظام مند و مبتنی بر دستورالعمل PRISMA انجام شد. پایگاه های اطلاعاتی ScienceDirect، Springer، IEEE و SID برای جست وجوی مقالات منتشرشده بین سال های ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۵ مورد استفاده قرار گرفتند. پس از اعمال معیارهای ورود و خروج، ۲۷ مقاله مرتبط انتخاب و تحلیل شدند. یافته ها: تحلیل مطالعات منتخب نشان داد که کاربرد هوش مصنوعی در تربیت معلم در پنج محور اصلی قابل طبقه بندی است: ۱) توسعه سواد هوش مصنوعی و صلاحیت های دیجیتال معلمان، ۲) شخصی سازی یادگیری و بازخورد هوشمند، ۳) استفاده از هوش مصنوعی مولد در تولید محتوا و طراحی تدریس، ۴) ارزیابی عملکرد و شایستگی های تدریس با رویکرد داده محور، و ۵) چالش های اخلاقی و زیرساختی. نتایج تطبیقی نشان داد نظام های آموزشی پیشرو بر شایستگی های انتقادی و اخلاقی تمرکز دارند، در حالی که در کشورهایی مانند ایران توجه بیشتری به ابعاد فناورانه و زیرساختی معطوف است. نتیجه گیری: یافته ها بیانگر ظرفیت بالای هوش مصنوعی در بازآفرینی فرآیند تربیت معلم از طریق آموزش انطباقی، محتوای غنی و ارزیابی های دقیق است. با این حال، تحقق این ظرفیت نیازمند سرمایه گذاری در توسعه سواد هوش مصنوعی، تدوین چارچوب های اخلاقی و ایجاد زیست بوم آموزشی یکپارچه است. این پژوهش بر لزوم گذار از رویکرد ابزاری به رویکردی پداگوژیک و یکپارچه در سیاست گذاری های تربیت معلم تأکید دارد.
تأثیر طراحی آموزشی مبتنی بر بازی وارسازی بر خودپنداره تحصیلی دانش آموزان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر در تلاش است تا با یک طراحی آموزشی مناسب، تأثیر بازی وارسازی را بر خودپنداره تحصیلی در دانش آموزان پایه چهارم ابتدایی بررسی کند. این پژوهش به شیوه شبه آزمایش و با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل صورت گرفت. جامعه آماری در این پژوهش دانش آموزان دختر پایه چهارم ابتدایی شهرستان ساری در سال 1402-1403 بودکه بر اساس نمونه گیری در دسترس،63 نفر از آن ها به عنوان نمونه انتخاب و د ر دو گروه آزمایش( 31 نفر) و کنترل( 32 نفر) به طور تصادفی قرار گرفتند و طراحی فرآیند یادگیری و آموزش در پلت فرم اجوچال برای گروه آزمایش اجراء شد. ابزار پژوهش، پرسش نامه خودپنداره تحصیلی یسن چن (2004) بر اساس پژوهش های معتبر است که روایی صوری و محتوایی آن، مورد تأیید گزارش شده است. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از روش های آمار توصیفی (محاسبه میانگین و انحراف استاندارد) و روش های آمار استنباطی، استفاده از آزمون های تحلیل کوواریانس یک متغیره و تحلیل کواریانس چند متغیره در سطح معناداری 05/0=α، انجام شده است. یافته های پژوهش نشان داد که تفاوت نمرات بین پس آزمون در دو گروه آزمایش و کنترل، معنادار است و طراحی آموزشی مبتنی بر بازی وارسازی بر خودپنداره تحصیلی دانش آموزان تأثیر مثبت دارد.
Impacts of Interventionist and Interactionist Dynamic Assessment Models on EFL Learners’ Willingness to Communicate(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۱۳, Issue ۵۳, Summer۲۰۲۵
35-50
حوزههای تخصصی:
In recent years, the importance of willingness to communicate (WTC) in second language acquisition has gained considerable attention, as it is a crucial factor influencing learners' language use and overall communicative competence. Understanding how various instructional methods can enhance WTC is vital for improving EFL education. This study investigated the comparative impacts of interventionist and interactionist dynamic assessment models on the WTC among 75 Iranian intermediate EFL learners. Participants were divided into two experimental groups (EG1 and EG2) and one control group (CG), with a total of 16 treatment sessions delivered over a semester. Both experimental groups received dynamic assessment interventions, with EG1 utilizing the interventionist model and EG2 employing the interactionist model. The results revealed that both EGs significantly outperformed the CG in enhancing WTC; however, no statistically significant differences were found between the two experimental groups. This study contributes to the understanding of how different dynamic assessment approaches can effectively foster learners' WTC in English. The findings suggest that educators can adopt either dynamic assessment model to improve WTC among EFL learners, emphasizing the need for ongoing research into optimal assessment strategies in language education.
اثربخشی الگوی تدریس پنج مرحله ای «بایبی» بر عملکرد تحصیلی دانش آموزان در درس فارسی پایه دهم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر با هدف بررسی اثربخشی الگوی تدریس پنج مرحله ای بایبی بر عملکرد تحصیلی دانش آموزان در درس فارسی پایه دهم انجام شده است. پژوهش حاضر یک پژوهش از نوع شبه آزمایشی و طرح آن به صورت پیش آزمون - پس آزمون با گروه گواه می باشد. جامعه آماری پژوهش، شامل کلیه دانش آموزان پایه دهم در م دارس شهرس تان شوط است و نمونه به صورت در دسترس انتخاب گردید. یک کلاس به عنوان گروه آزمایش (20 نفر) و یک کلاس به عنوان گروه گواه (20 نفر) در نظر گرفته شدند. برای سنجش عملکرد تحصیلی دانش آموزان در درس فارسی، از آزم ون پیشرفت تحصیلی این درس در پایه دهم استفاده گردیده است. یافته های پژوهش حاضر نشان داد بین گروه آزمایش (تدریس به روش بایبی) و گروه کنترل (تدریس به شیوه مستقیم سنتی) در مهارت های زبانی، ادبی و درک مطلب تفاوت معنی دار وجود دارد. نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که الگوی تدریس پنج مرحله ای بایبی نسبت به روش تدریس به شیوه مستقیم سنتی برای تدریس فارسی دهم مؤثرترمی باشد.
اثربخشی توان بخشی شناختی مبتنی بر نرم افزار کاپتان لاگ بر بهبود حافظه دیداری-فضایی دانش آموزان با اختلال خواندن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: اختلال خواندن یکی از انواع اختلال های یادگیری خاص است که می تواند با نارسایی در کارکردهای اجرایی بویژه حافظه دیداری-فضایی همراه باشد. بنابراین، پژوهش حاضر با هدف ارزیابی اثربخشی توان بخشی شناختی مبتنی بر نرم افزار کاپتان لاگ بر بهبود حافظه دیداری-ف ضایی دا نش آموزان با ا ختلال خوا ندن انجام شد. روش: پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری را تمامی دانش آموزان پایه دوم تا پنجم با اختلال خواندن شهر تهران تشکیل می دادند که از بین آنها نمونه ای به حجم 30 نفر با استفاده از روش نمونه گیری دردسترس شناسایی و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایشی و گواه جایدهی شدند. برای جمع آوری داده ها از نرم افزار سنجش حافظه دیداری-فضایی استفاده شد. گروه آزمایشی برنامه توان بخشی شناختی کاپیتان لاگ را در 15 جلسه 40 دقیقه ای به صورت هفته ایی 2 بار دریا فت کرد ا ما گروه گواه آموزش م عمول خود را در مدر سه ادا مه داد. یافته ها: تجزیه وتحلیل داده ها نشان داد، برنامه توان بخشی شناختی کاپیتان لاگ تأثیر معناداری در بهبود حافظه دیداری-فضایی گروه آزمایشی داشت ) 05 / .)P>0 نتیجه گیری: بنابراین، می توان نتیجه گیری کرد توان بخشی شناختی مبتنی بر نرم افزار کاپتان لا گ می تواند روش مداخله ای مناسبی در بهبود حافظه دیداری-فضایی این دانش آموزان باشد.
اثربخشی آموزش مهارت های مثبت نگری بر فراهیجان های مثبت و منفی و سازگاری هیجانی، اجتماعی و آموزشی در دانش آموزان دختر ابتدایی مضطرب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
185 - 196
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: اضطراب نقش موثری در افت ویژگی های هیجانی و روانشناختی دارد. بنابراین، هدف این مطالعه تعیین اثربخشی آموزش مهارت های مثبت نگری بر فراهیجان های مثبت و منفی و سازگاری هیجانی، اجتماعی و آموزشی در دانش آموزان دختر ابتدایی مضطرب بود. روش پژوهش: این مطالعه از نظر هدف، کاربردی و از نظر اجرا، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه پژوهش دانش آموزان دختر ابتدایی مضطرب پایه ششم مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر ارومیه در فصل بهار سال 1402 بودند. نمونه مطالعه، 40 کودک بود که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه جایگزین شدند. گروه آزمایش 10 جلسه 90 دقیقه ای با مهارت های مثبت نگری آموزش دید و گروه کنترل هیچ آموزشی دریافت نکرد. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس فراهیجان های مثبت و منفی (میتمانسگروبر و همکاران، 2009)، سیاهه سازگاری (سینگ و سینها، 1993) و سیاهه اضطراب (بک و همکاران، 1988) بودند. داده های پژوهش با روش تحلیل کوواریانس چندمتغیری تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها حاکی از آن بود که بین گروه های آزمایش و کنترل از نظر فراهیجان های مثبت و منفی و سازگاری هیجانی، اجتماعی و آموزشی تفاوت معناداری وجود داشت. به عبارت دیگر، آموزش مهارت های مثبت نگری باعث افزایش فراهیجان های مثبت، کاهش فراهیجان های منفی و بهبود سازگاری هیجانی، اجتماعی و آموزشی در دانش آموزان دختر ابتدایی مضطرب شد (001/0P<). نتیجه گیری: با توجه به نتایج این مطالعه، برنامه ریزی برای استفاده از آموزش مهارت های مثبت نگری جهت افزایش فراهیجان های مثبت، کاهش فراهیجان های منفی و بهبود سازگاری هیجانی، اجتماعی و آموزشی در دانش آموزان دختر ابتدایی مضطرب می تواند مفید و موثر باشد.
Self-Praise Themes among Male and Female English and Iraqi Celebrities: A Discourse-Based Study(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۱۳, Issue ۵۴, Autumn ۲۰۲۵
125 - 137
حوزههای تخصصی:
This study examines the employment of self-praise in online celebrity culture, particularly the self-presentation strategies adopted by male and female English and Iraqi celebrities on social media. Drawing on the theoretical frameworks of self-presentation, politeness theory, and self-praise, the study examines how male and female celebrities employ self-praise to negotiate their public images, engage with audiences, and enhance their market value. By examining posts on Instagram, Twitter, and Weibo, this study identifies prevalent self-praise strategies, such as explicit self-praise, adapted self-praise, and implicit self-praise, and draws attention to the affordances of platforms like hashtags, character limits, and multimodal content that influence these strategies. Further, this study investigates the degree to which cultural norms, primarily of individualism and collectivism, inform male and female celebrities' practice and perception of self-praise in different cultural settings. The findings suggest that as a global platform for celebrity branding and social validation, self-praise is grounded in the cultural expectations and affordances of given platforms. This study adds to the knowledge of self-presentation in the digital era and offers insights into the intersection of self-praise, gender, celebrity culture, and social media.
واکاوی دیدگاه نوجوانان از معنای زندگی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های کیفی در علوم تربیتی سال اول بهار ۱۴۰۴ شماره ۲
128 - 167
حوزههای تخصصی:
یافتن معنا در زندگی از مهمترین نیازهایی است که برای همه انسان ها و در هر سطحی می تواند مطرح باشد. اما، ظهور و بروز آن در مرحله نوجوانی، اهمیت آن را در این دوره دو چندان می کند. نسل جوان سرمایه های عظیم هر کشوری محسوب می شوند و زمانی می توانند نقش خویش را در توسعه و پیشرفت کشور بهتر ایفا کنند که در رویارویی با بحران های زندگی و واقعیت های جامعه آمادگی لازم را دارا باشند. لذا، آگاهی از نگرش های آنان به منظور اتخاذ تصمیمات و راهکارهای مناسب و هم تجهیز آنان به مهارت های لازم در مواجهه با بحران های جهان معاصر از جمله بحران معنا امری ضروری است. هدف این پژوهش بررسی دیدگاه دانش آموزان نوجوان از معنای زندگی می باشد. با توجه به این هدف، با مصاحبه با نوجوانان، دیدگاه آنها در ارتباط با مؤلفه های معنای زندگی مورد واکاوی قرار گرفت. این پژوهش در پارادایم کیفی انجام گرفته است. بدین صورت که ابتدا با 35 نفر از دانش آموزان سال یازدهم و دوازدهم دوره متوسطه، مصاحبه نیمه ساختار یافته انجام شد و داده ها، با روش پدیدارشناسی ون منن مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. با استخراج درون مایه ها و مقایسه آنها، 22 مقوله فرعی و 10 مقوله اصلی استخراج شد که در نهایت در زیر 4 تم اصلی تحت عنوان «معنای زندگی در ارتباط باخود» معنای زندگی در ارتباط با دیگران «معنای زندگی در ارتباط با خدا» و «معنای زندگی در ارتباط با طبیعت» قرار گرفتند. نتایج پژوهش نشان داد از میان این چهار حیطه، نوجوانان معنای زندگی را بیشتر در «ارتباط با خود» سپس «ارتباط با دیگران» تفسیر می کنند و «ارتباط با خدا و طبیعت» نسبت به دو حیطه دیگر برای آنها اهمیت کمتری دارد.
ویژگی های روان سنجی ابزار طرح سنجش اولیه کودکان برای ورود به دبستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندازه گیری تربیتی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۹
121 - 146
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف تبیین ویژگی های روان سنجی مقیاس سنجش اولیه کودکان بدو ورود به دبستان صورت پذیرفته است. جامعه آماری پژوهش نو آموزان بدو ورود به دبستان در سطح شهر شیراز می باشد. در راستای انجام این تحقیق 200 دانش آموز اول دبستانی دختر و پسر از چهار ناحیه شیراز که سنجش بدو ورود به دبستان را طی نموده اند به صورت تصادفی(خوشه ای) انتخاب و در دو مرحله به فاصله زمانی سه ماه با آزمون هوشی وکسلر ارزیابی گردیده اند. ابزار گرداوری اطلاعات آزمون هوش وکسلر برای کودکان (WISC-R)و مقیاس سنجش اولیه کودکان بوده است. روش تحقیق پیمایشی و مطالعه شاخص های مختلف اعتبار و روایی است. ضریب همبستگی پیرسون برای مطالعه روایی همگرا ، واگرا و بازآزمایی، آزمون همبستگی پیرسون برای مطالعه قدرت تفکیک ابزارهای سنجش اولیه ، تحلیل افتراقی برای بررسی قدرت تمیز ابزارهای سنج ش اولی ه از شی وه های تحلیل اطلاعات این پژوهش است که با نرم افزار spss نسخه 23 انجام گردیده است. نتایج تحقیق حاکی از رابطه به شدت قوی و معنادار بین ابزار سنجش و آزمون هوشی وکسلر ( 98/0 r=) می باشد، همچنین تحلیل نتایج نشان داد این ابزار از اعتبار کافی، قدرت روایی همگرا و واگرای لازم و قدرت روایی تفکیکی بالایی نیز برخوردار است، که نشان از کفایت بالای ابزار سنجش در غربالگری میزان آمادگی تحصیلی کودکان بدو ورود به دبستان دارد.
Hope and Emotion Regulation as Predictors of Perceived Discrimination in Individuals with Physical Disabilities(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Psychological Research in Individuals with Exceptional Needs (PRIEN), Vol. ۳ No. ۱ (۲۰۲۵) : Serial Number ۹
43-51
حوزههای تخصصی:
This study aimed to examine the predictive role of hope and emotion regulation in perceived discrimination among adults with physical disabilities. The study employed a correlational descriptive design with a sample of 390 adults with physical disabilities, selected based on the Morgan and Krejcie table. Participants completed validated measures assessing perceived discrimination, hope, and emotion regulation, including the Perceived Discrimination Scale, the Adult Hope Scale, and the Emotion Regulation Questionnaire. Data analysis was conducted using Pearson correlation to examine associations between variables and multiple linear regression to determine the predictive effect of hope and emotion regulation on perceived discrimination. Statistical analyses were performed using SPSS-27, with significance set at p < 0.01. The results indicated a significant negative correlation between hope and perceived discrimination (r = -0.45, p < 0.01) and between cognitive reappraisal and perceived discrimination (r = -0.38, p < 0.01), while expressive suppression was positively correlated with perceived discrimination (r = 0.41, p < 0.01). The regression model was statistically significant (F(2, 387) = 53.04, p < 0.01) with an R² value of 0.27, indicating that hope and emotion regulation explained 27% of the variance in perceived discrimination. Hope (B = -0.39, p < 0.01) and cognitive reappraisal (B = -0.28, p < 0.01) negatively predicted perceived discrimination, whereas expressive suppression (B = 0.31, p < 0.01) was a positive predictor. The findings suggest that hope and adaptive emotion regulation strategies, particularly cognitive reappraisal, serve as protective factors against perceived discrimination, whereas expressive suppression exacerbates discriminatory perceptions. These results highlight the importance of psychological interventions aimed at fostering hope and teaching adaptive emotion regulation strategies to mitigate the impact of discrimination in individuals with physical disabilities.
بررسی اثربخشی برنامه توان بخشی شناختی مبتنی بر توجه، بر تمیز شنیداری و سرعت پردازش اطلاعات کودکان با اختلال یادگیری از نوع نارساخوانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی افراد استثنایی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۷
31 - 66
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر باهدف تعیین اثربخشی برنامه توان بخشی شناختی مبتنی بر توجه، بر تمیز شنیداری و سرعت پردازش اطلاعات کودکان با اختلال یادگیری از نوع نارساخوانی در شهرستان سمنان انجام شد. این مطالعه از نوع تحقیقات نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون همراه با گروه کنترل اجرا شد. جامعه آماری این تحقیق شامل کلیه دانش آموزان نارساخوان شهرستان سمنان برای سال تحصیلی 1402-1401 بود که از بین آن ها به روش نمونه گیری در دسترس 24 نفر انتخاب شد و به صورت تصادفی در 2 گروه 12 نفره آزمایش و کنترل قرار گرفتند. آزمون های تمیز شنیداری (1958) و سرعت پردازش (زاهلن – وربیندونگز، 1978؛ نئوبائر و نور، 1998) به عنوان پیش آزمون توسط هر دو گروه انجام شده سپس گروه آزمایش ده جلسه آموزش برای تقویت توجه و تمرکز را دریافت نمودند و گروه کنترل برنامه عادی روزانه خود را گذراند. سپس از هر دو گروه پس آزمون به عمل آمد و داده های پژوهش با استفاده از روش های آمار توصیفی (شاخص های گرایش مرکزی و پراکندگی) و استنباطی (تحلیل کوواریانس) مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که آموزش برنامه توان بخشی مبتنی بر توجه، بر بهبود سرعت پردازش اطلاعات و تمیز شنیداری دانش آموزان نارساخوان تأثیر مثبت و معناداری داشتند (005/0P<). به کارگیری برنامه توان بخشی به عنوان یک آموزش مؤثر می تواند بر بهبود خواندن و سرعت پردازش اطلاعات اعم از دیداری و شنیداری برای موفقیت و پیشرفت در زمینه های مختلف تحصیلی مانند خواندن، نوشتن، هجی کردن و محاسبات ریاضی کمک کند.
شناسایی گونه های معلم کارآفرینی بر اساس کنش های کارآفرینانه معلمان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
همه گیری کوید 19 و افزایش بکارگیری فناوری هایی آموزش، افزایش تقاضا برای بهبود نتایج دانش آموزان و رسیدگی به چالش های پیچیده آموزش، توجه به کارآفرینی در آموزش را افزایش داده است. معلم کارآفرین در زمینه ها و شرایط مختلف نقش های و فعالیت های منحصر به فردی دارد که آتها متمایز می کند. به منظور شناسایی گونه های معلم کارآفرینی، مروری سیستماتیک بر روی 28 پژوهش براساس معیارهای چون روش و هدف پژوهش با جست وجو در پایگاه های علمی وب آو ساینس و گوگل اسکالر انجام و نتایج به شیوه کدگذاری سه مرحله ای تحلیل محتوا کدگذاری باز (شواهد معنادار)، محوری (مفاهیم) و انتخابی (مقوله ها) تحلیل شد. یافته های پژوهش 5 گونه متمایز از معلم کارآفرینی را تحت عنوان معلم کارآفرین کلاس درس، معلم کارآفرین مشاور ، معلم کارآفرین توسعه دهنده یرنامه درسی، معلم کارآفرین آنلاین و معلم کارآفرین اجتماعی- آموزشی مطرح می کند. هر کدام از گونه های معلم کارآفرینی برحسب ویژگی ها و فعالیت های چون تعریف از معلم کارآفرینی، نوع نوآوری، کشف مسئله و توسعه راه حل های نوآورانه، جذب سرمایه و تامین منابع، همکاری و شبکه سازی، مقیاس پذیری و انتشار نوآوری، مدیریت ریسک، رهبری پروژه های نوآورانه آموزشی تحلیل شد. یافته های نشان می دهد که گونه های معلم کارآفرینی با این که نقش ها و اقدامات مشابه ای دارند اما ویژگی های منحصر به فردی نیز دارند. این گونه شناسی براساس اهداف و نقش های منحصر به فردی که معلم کارآفرین برای توسعه و مقیاس پذیری نوآوری های خود می پذیرند، انجام شده است.
اثربخشی آموزش سواد اطلاعاتی اینترنتی بر یادگیری خودراهبر، تفکر سطح بالا و مهارت های حل مسئله دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات بین رشته ای در آموزش سال ۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
19 - 38
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: سواد اطلاعاتی اینترنتی نقش مهمی در افزایش خودکفایی دانش آموزان در دسترسی به منابع معتبر علمی دارد و آنها را برای یادگیری مادام العمر آماده می کند؛ بنابراین هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی آموزش سواد اطلاعاتی اینترنتی بر مهارت های حل مسئله، تفکر سطح بالا و یادگیری خودراهبر دانش آموزان ابتدایی بوده است. روش: روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه مورد مطالعه این پژوهش شامل تمامی دانش آموزان دختر پایه سوم ناحیه ۲ شهر یزد در سال تحصیلی 1401-1400 بودند. بدین منظور 30 دانش آموز دختر پایه سوم ابتدایی ناحیه ۲ یزد با بهره گیری از روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند و در دو گروه آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) قرار گرفتند. ابزار پژوهش برای گردآوری داده ها پرسش نامه های یادگیری خودراهبر فیشر، کینگ و تاج (2001)؛ تفکر سطح بالای عبدی و دیگران (1393) و مهارت حل مسئله هپنر و پترسن (1982) بود. آموزش سواد اطلاعاتی اینترنتی، طی 8 جلسه 60 دقیقه ای برای گروه آزمایش اجرا گردید. یافته ها: نتایج بررسی فرضیه ها از طریق تحلیل کوواریانس چند متغیره (سطح معناداری 05/0) نشان داد که آموزش سواد اطلاعاتی اینترنتی بر مهارت های حل مسئله، تفکر سطح بالا و یادگیری خودراهبر دانش آموزان دختر پایه سوم ابتدایی تأثیر دارد و آن را بهبود می بخشد. نتیجه گیری: بنابراین معلمان و مسئولان آموزشی می توانند با آموزش سواد اطلاعاتی اینترنتی به دانش آموزان، به بهبود عملکرد تحصیلی و موفقیت تحصیلی آنان کمک نمایند.
ارزشیابی اجرای آزمایشی بسته تربیت و یادگیری کتاب درسی کار و فناوری پایه ششم ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف و زمینه:یکی از مسئولیت های سیاست گذاران، ارزشیابی برنامه درسی است. این پژوهش، به منظور ارزشیابی اجرای آزمایشی بسته تربیّت و یادگیری کتاب کار و فنّاوری پایه ششم، انجام شد.روش ها: روش انجام پژوهش، آمیخته(کمّی و کیفی) بود. برای این منظور، اطّلاعات و داده ها با ابزارهای مشاهده کلاس واقعی، مصاحبه، پرسش نامه و گروه کانونی از 46 معلّم، 92 دانش آموز، 46 مدیر، 94 نفر از اولیا و 44 موقعیت کلاس درس از هفت استان به دست آمد. ابزارهای پژوهش مشتمل بر اهداف، انطباق با توانایی های جسمی و شناختی دانش آموزان، قابلیّت اجرای روش های یاددهی_ یادگیری پیش بینی شده، قابلیت اجرای روش های ارزش یابی پیش بینی شده، کیفیّت اجزای بسته تربیّت و یادگیری، توانمندی ها و نیازهای آموزشی معلّمان و میزان اثرگذاری بسته آموزش معلّم از طریق گروه کانونی نهایی شد.یافته ها:نتایج پژوهش نشان داد که در بخش اهداف، دانش آموزان به 9 هدف(ابراز دریافت حسی، افزایش قدرت ایده پردازی و تخیّل، ساخت پروژه متناسب با توانمندی دانش آموز، رعایت الزامات انجام پروژه ها، رفتار همدلانه و مشارکتی، رفتار مسئولانه در فعّالیت های یادگیری، کسب مهارت های پایه یادگیری رشته های موضوعی، شناخت مفاهیم مقدماتی فناوری و سواد دیجیتال و بهره گیری درست از فناوری ها، ارائه محصول اجرای مهارت) به نقطه معیار 70 درصدی دست یافته و در 3 هدف دیگر به این نقطه دست نیافته اند. از منظر انطباق با توانایی های جسمی و شناختی، نتایج نشان داد که بسته یادگیری در موارد واژگان تخصصی و فنی، پیچیدگی فعّالیت و سطح مفاهیم و وابستگی به جنسیّت دارای اشکال است. ازنظر قابلیّت اجرای روش های یاددهی_ یادگیری، موارد فقدان یا نقص در طراحی آموزشی از سوی معلّمان مشاهده شد. ازنظر قابلیت اجرای روش های ارزشیابی، ابزارهایی مانند سیاهه مشاهده رفتار، خودسنجی، همسال سنجی و گزارش کار، کم ترین استفاده را در بین معلّمان داشت. ازنظر کیفیّت اجزای بسته، وضعیت تصاویر کتاب از منظر معلّمان و دانش آموزان، خوب ارزیابی شد. ازنظر شکل ظاهری کتاب، مشکلاتی در زمینه اندازه قلم، جلد کتاب، حجم کتاب، طراحی درون متن و نوشتار درون متنی وجود داشت. ازنظر توانمندی ها و نیازهای آموزشی معلّمان، پیشنهادهایی مانند فراهم سازی ابزار و وسایل و تجهیزات، زمان بندی و مدیریت زمان اجرا و بازنگری محتوایی ارائه شد. نتیجه گیری: ارزشیابی این برنامه، بیانگر وجود اشکالاتی در طراحی بود. نتایج این پژوهش می تواند، در بهبود کیفیّت برنامه درسی کار و فنّاوری و نیز طراحی دوره های آموزشی برای معلّمان ابتدایی مفید باشد.