ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۰۱ تا ۴۲۰ مورد از کل ۲۰٬۳۲۵ مورد.
۴۰۱.

ساخت و اعتباریابی ابزار ارزیابی رفتار کاری نوآورانه معلمان تربیت بدنی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۲۳
هدف از این مطالعه، ساخت و اعتباریابی مقیاس ارزیابی رفتار کاری نوآورانه معلمان تربیت بدنی بود. روش ها : نخست با بررسی پیشینه رفتار کاری نوآورانه، پرسشنامه ای مقدماتی حاوی 33 سؤال تهیه شد و در اختیار 9 نفر از خبرگان قرار گرفت. برای بررسی روایی، سازگاری درونی و تکرارپذیری پرسشنامه از نسبت روایی محتوایی، شاخص روایی محتوایی، ضریب آلفای کرونباخ و تحلیل عاملی تأییدی استفاده شد. همچنین در جریان بررسی و تحلیل گویه ها، 9 گویه از پرسشنامه مقدماتی دارای (75/0>CVR) بودند که از لیست سؤالات حذف گردید؛ و شاخص روایی محتوا پرسشنامه نهایی (88/0S-CVI/Ave=) حاصل گردید. سپس یک مطالعه بر روی 155 معلم تربیت بدنی انجام شد؛ تا بازخورد آنان در مورد وضوح، درک و قابلیت اطمینان پرسشنامه دریافت شود. تحلیل عاملی اکتشافی 21 گویه را در سه عامل (ایده پردازی، ترویج و ارتقای ایده، پیاده سازی و اجرای ایده) مبتنی بر مدل جانسن (2000) و هلمن و همکاران (2012) شناسایی کرد؛ که 73/61 درصد از کل واریانس توسط این مدل تأیید شد. تحلیل عامل تأییدی برای بررسی روایی سازه پرسشنامه رفتار کاری نوآورانه معلمان تربیت بدنی انجام شد؛ و نتایج نشان داد که شاخص های برازش در دامنه قابل قبول قرار دارند؛ و شاخص RMSEA نیز کمتر 05/0 بود؛ بنابراین روایی سازه مورد تأیید است. همچنین یافته ها نشان دهنده همسانی درونی بالا (938/0=آلفای کرونباخ) و همبستگی مثبت معنادار بین تمام ابعاد سه گانه پرسشنامه بود. پرسشنامه حاضر می تواند به عنوان ابزاری مناسب برای سنجش رفتار کاری نوآورانه معلمان تربیت بدنی مورد استفاده قرار گیرد؛ و حتی می توان از آن، جهت ارزیابی و گزینش معلمان نوآور تربیت-بدنی استفاده کرد.
۴۰۲.

مدل تبیینی هیجانات تحصیلی دانشجویان دوره های آموزش الکترونیکی (در دوران کرونا) مطالعه موردی: دانشجویان دانشگاه پیام نور استان خوزستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۳۴
هدف پژوهش حاضر، ارائه الگوی تبیین کننده از هیجانات تحصیلی دانشجویان دوره های آموزش الکترونیکی (دوران کرونا) بود. بدین منظور از رویکرد کیفی و روش داده بنیاد از نوع سیستماتیک اشتراس و کوربین استفاده شد. جامعه آماری، دانشجویان دانشگاه پیام نور استان خوزستان و مشارکت کنندگان 43 نفر بودند که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و در دسترس انتخاب شدند. ابزار و روش جمع آوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساختاریافته بود. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از روش کدگذاری باز، محوری و منتخب و برای تأمین روایی و پایایی از معیارهای گوبا و لینکلن استفاده شد. یافته ها نشان دهنده 52 کد محوری و 23 کد منتخب بود که در قالب یک الگوی تبیینی از هیجانات تحصیلی دانشجویان سازماندهی شدند. بدین شرح که مقولات محوری شامل بازنمایی هیجانات تحصیلی مثبت و منفی دانشجویان در موقعیت های مختلف یاددهی– یادگیری (نسبت به دوره، در فرایند کلاس، در زمان آزمون ها، در تعاملات با مدرس و در تعاملات با همتایان) بود. به علاوه هفت عامل علی (مسائل دوره، مسائل فناوری سامانه آموزشی، مسائل اقتصادی، مسائل سلامت جسمی، مسائل اجتماعی، مسائل یادگیرنده و مسائل استاد) و چهار راهبرد (خودتنظیمی، دریافت حمایت اجتماعی از مدرسان و همتایان، حفظ سلامت جسمی، مذهبی) و دو عامل زمینه ای محیطی (وضعیت زیر ساخت های فناوری اینترنت در کشور و در محل سکونت دانشجو و تورم اقتصادی کشور) و دو عامل مداخله گر (استفاده از شبکه های اجتماعی و فضای منزل برای آموزش و یادگیری) و سه پیامد (تحصیلی شناختی، فکری و روانی) شناسایی شد. در نتیجه یافته ها نشان داد، الگوی هیجانات تحصیلی دانشجویان دوره های آموزش الکترونیکی یک الگوی تعاملی و چند عاملی است.
۴۰۳.

اثربخشی بازی سازی رایانه ای بر انگیزه و خودکارآمدی ریاضی دانش آموزان ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۳۲
هدف این پژوهش بررسی اثربخشی بازی سازی رایانه ای بر انگیزه و خودکارآمدی ریاضی دانش آموزان ابتدایی بود. روش پژوهش حاضر شبه تجربی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود و جامعه آماری آن را تمامی دانش آموزان دختر پایه ششم ابتدایی شهرستان فنوج در سال تحصیلی 1404-1403 تشکیل دادند که از بین آن ها تعداد 30 نفر به روش نمونه گیری در دسترس به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) جای دهی شدند. پس از انجام پیش آزمون، بازی سازی رایانه ای طی 12 جلسه 60 دقیقه ای (یک بار در هفته) برای گروه آزمایش اجرا شد. همه شرکت کنندکان قبل و پس از آموزش براساس انگیزه یادگیری ریاضی نعمتی و نوری (1388) و پرسشنامه خودکارآمدی ریاضی لیو و کویرالا (2009) مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده ها با استفاده از آمار توصیفی و روش تحلیل کوواریانس تک متغیری در نرم افزار SPSS-27 تحلیل شدند. نتایج نشان داد که تفاوت معنی داری بین دو گروه آزمایش و کنترل در مرحله پس آزمون در ارتقا انگیزه ریاضی و خودکارآمدی ریاضی وجود داشت (001/0p<) و آزمودنی های گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل در مرحله پس آزمون از انگیزه ریاضی و خودکارآمدی ریاضی بالاتری در مقایسه با گروه کنترل برخوردار بودند. براساس نتایج پژوهش حاضر، بازی سازی رایانه ای تاثیر مثبتی بر انگیزه و خودکارآمدی ریاضی دانش آموزان دارد و می توان از این شیوه آموزشی برای بهبود انگیزه و خودکارآمدی ریاضی استفاده کرد.
۴۰۴.

اثربخشی آموزش چندرسانه ای الکترونیکی بر عملکرد، دقت و سرعت دیکته نویسی در دانش آموزان پایه اول(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۳۷
خواندن و نوشتن از مهارت های پایه و بسیار مهم در همه نظام های آموزشی است. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش نوشتن به شیوه ی چندرسانه ای الکترونیکی در دیکته دانش آموزان پایه ی اول ابتدایی انجام گرفت. روش پژوهش نیمه آزمایشی در قالب طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه آزمایش و کنترل بود. از میان دانش آموزان پایه ی اول شهرستان سربیشه، استان خراسان جنوبی با روش نمونه گیری در دسترس دو مدرسه انتخاب شدند و به صورت تصادفی 32 نفر(16 نفر گروه آزمایش و 16 نفر گروه کنترل) در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. در ابتدا از هر دو گروه پیش آزمون گرفته شد و بعد از اجرای محتوای چندرسانه ای در گروه آزمایش، پس آزمون برای هر دو گروه گرفته شد. داده ها با آزمون تحلیل واریانس چند متغیری تحلیل شد. نتایج نشان داد که بین نمره های عملکرد دیکته، و نمره های دقت دیکته تفاوت معنی داری بین گروه آزمایش و کنترل وجود داشت اما بین نمره های سرعت دیکته بین گروه آزمایش و کنترل تفاوت معنی داری وجود نداشت.  بنابراین، می توان نتیجه گرفت که آموزش نوشتن به شیوه ی چندرسانه ای الکترونیکی در مقایسه با تدریس متداول، تأثیر مثبت بر عملکرد و دقت دیکته ی دانش آموزان پایه اول ابتدایی داشته است. از این رو، به متولیان آموزش و پرورش توصیه می شود که در طراحی و تدوین برنامه درسی و اجرای آن این شیوه را مورد توجه و استفاده قرار دهند.
۴۰۵.

تحلیل تجارب و نگرش اعضای هیأت علمی نسبت به تغییرات آموزشی (مطالعه موردی: دانشگاه شیراز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۴۶
هدف : تغییرات آموزشی در دانشگاه ها از اصول بنیادین ارتقاء کیفیت یادگیری و پیشرفت حرفه ای اعضای هیأت علمی به شمار می آید.از این رو هدف این پژوهش، تحلیل تجربیات اعضای هیأت علمی دانشگاه شیراز و ارزیابی نظرات آنان نسبت به این تغییرات می باشد.   ر وش شناسی: این پژوهش با طرح ترکیبی مدل موازی همزمان انجام شد. بخش کمی، از نوع توصیفی پیمایشی و جامعه آماری پژوهش، شامل تمامی اعضای هیأت علمی دانشگاه شیراز(924 نفر) بود که با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای 162  نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش؛ مقیاس واکنش های دریافت کنندگان تغییر بود که پس از محاسبه روایی و پایایی بین گروه نمونه توزیع و  داده ها با آزمون تی تک نمونه ای با استفاده از نرم افزار spss21 تحلیل گردید. روش شناسی پژوهش در بخش کیفی، از نوع پدیدارشناسی توصیفی بود. از میان اعضای هیأت علمی دانشگاه تعداد 11 نفر به روش نمونه گیری بارز و تا رسیدن به اشباع نظری داده ها انتخاب شدند. روش گرداوری داده ﻣﺼﺎﺣﺒﻪﻫﺎی ﻧﯿﻤﻪﺳﺎﺧﺘﺎرﯾﺎﻓﺘﻪ بود و ﺗﺠﺰﯾﻪ و ﺗﺤﻠﯿﻞ با رویکرد تحلیل مضمون اﻧﺠﺎم ﺷﺪ.  یافته ها: نتایج بخش کمی نشان داد: 1- نگرش شناختی اعضای هیأت علمی دانشگاه شیراز به تغییرات آموزشی از میانگین معیاربالاتر بوده و مثبت است. 2- نگرش عاطفی و رفتاری اعضای هیأت علمی دانشگاه شیراز به تغییرات آموزشی از میانگین معیار پایین تر بوده و منفی است. بنابراین در بعد عاطفی و رفتاری اعضای هیأت علمی دانشگاه شیراز رویکرد منفی به تغییرات آموزشی دارند. یافته های بخش کیفی، 19 مضمون پایه و 3 مضمون سازمان دهنده  را که نشان دهنده نگرش های شناختی، عاطفی و رفتاری اعضای هیأت علمی بود آشکار ساخت. نتیجه گیری و پیشنهادها: یافته ها نشان دادند که اعضای هیأت علمی دانشگاه شیراز نگرش مثبت شناختی، اما نگرش منفی عاطفی و رفتاری نسبت به تغییرات آموزشی دارند. برای بهبود این وضعیت، توصیه می شود انگیزه و درگیری عاطفی اعضای هیأت علمی تقویت، ساختار و فرهنگ سازمانی بهبود و شاخص های ارزیابی عملکرد همسو با تغییرات آموزشی بازنگری شود. نوآوری و اصالت :  نوآوری پژوهش در ادغام داده های کیفی و کمی و بررسی یکپارچه ی ابعاد شناختی، عاطفی و رفتاری نگرش اعضای هیأت علمی نسبت به تغییرات آموزشی است.
۴۰۶.

حواله های مالی و آموزش در خانوارهای روستایی: یک مرور نظام مند (2025-2000)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۴۳
هدف: حواله های مالی یکی از مهم ترین جریان های اقتصادی مؤثر بر رفاه خانوارها و توسعه انسانی در مناطق روستایی به شمار می روند و می توانند مسیر آموزش و سرمایه گذاری آموزشی خانواده ها را دگرگون کنند. در همین راستا، این مقاله با هدف تحلیل نظام مند و یکپارچه ی آثار حواله های مالی در برنامه ریزی آموزشی خانوارهای روستایی، شواهد تجربی منتشرشده در بازه ی زمانی ۲۰۰۰ تا آوریل ۲۰۲۵ را بررسی می کند. روش شناسی: این پژوهش مبتنی بر مرور نظام مند است. جست وجوی جامع در پایگاه های داده ی معتبر شامل Scopus ، Web of Science، Google Scholar  و ScienceDirect انجام شد و ۴۱ مطالعه ی واجد شرایط برای تحلیل نهایی انتخاب گردید. فرایند غربال گری، استخراج داده ها و ارزیابی کیفیت مطالعات با استفاده از دستورالعمل PRISMA صورت گرفت. یافته ها: یافته ها نشان می دهد که حواله ها در بیشتر کشورها اثر مثبت و معناداری بر برنامه ریزی آموزشی دارند، اما شدت و جهت این اثرات بسته به تفاوت های نهادی، اقتصادی و فرهنگی متفاوت است. در کشورهایی با نظام مالی و آموزشی کارآمد، حواله ها منجر به افزایش سرمایه گذاری در آموزش و بهبود کیفیت تحصیل می شوند، در حالی که در جوامع با ساختار نهادی ضعیف یا الگوهای مردسالارانه، تخصیص منابع غالباً به مصارف غیرآموزشی سوق یافته و اثر توسعه ای حواله ها کاهش می یابد. علاوه بر این، اثر حواله ها در سطوح تحصیلی مختلف یکنواخت نیست؛ در مقاطع ابتدایی، تأثیر آن بیشتر از مسیر توانمندسازی مالی خانواده ها مشاهده می شود، اما در سطوح متوسطه و عالی، عواملی مانند افزایش هزینه ی فرصت تحصیل، اشتغال زودهنگام یا تمایل به مهاجرت، بخشی از اثر مثبت حواله ها را خنثی می کند. نتیجه گیری و پیشنهادها:   این پژوهش تأکید می کند که حواله ها، در صورت وجود سیاست های حمایتی و نهادهای آموزشی کارآمد، می توانند به عنوان ابزاری مؤثر در ارتقای سرمایه انسانی، کاهش نابرابری آموزشی و تسهیل توسعه پایدار در مناطق روستایی عمل کنند. نوآوری و اصالت:  این مقاله با رویکردی نظام مند و آینده نگر، تلاش دارد تا شواهد تجربی موجود درباره تأثیر حواله های مالی بر  برنامه ریزی آموزشی در مناطق روستایی را یکپارچه کند و نقش مؤثر سیاست ها و نهادها را در افزایش اثرگذاری این جریان مالی بر توسعه انسانی خانوارهای روستایی روشن سازد.
۴۰۷.

اعتبارسنجی مدل چهاربعدی قدرت برای برنامه ریزی استقلال دانشگاهی: یک مطالعه موردی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۳۵
هدف: تحلیل دقیق سازوکارهای حکمرانی در آموزش عالی، مستلزم فراتر رفتن از نگاه های تک ساحتی و توجه به ابعاد چندگانه و اغلب پنهان قدرت است. در این راستا، پژوهش حاضر با هدف اصلی شناسایی، پیکربندی و اعتبارسنجی تجربی یک مدل چهاربعدی از قدرت (شامل ابعاد ساختاری، شبکه ای، گفتمانی و عاملیت) در میدان دانشگاهی ایران، با تمرکز بر مطالعه موردی دانشگاه کردستان، انجام پذیرفته است. روش شناسی: این پژوهش با رویکرد آمیخته (ترکیبی همزمان) انجام شد. داده های کمی از طریق پرسشنامه ای محقق ساخته (پایایی ۰.۹۴) با مشارکت ۱۶۳ نفر از کنشگران دانشگاهی (نمونه گیری هدفمند و در دسترس) گردآوری و با تحلیل عاملی اکتشافی و آزمون های استنباطی تحلیل شد. یافته های کیفی حاصل از پرسش های باز نیز به روش تحلیل تماتیک واکاوی گردید. یافته ها: یافته های حاصل از تحلیل عاملی اکتشافی، منجر به شناسایی چهار سازه اصلی قدرت (ساختاری، شبکه ای، گفتمانی و عاملیت) گردید که در مجموع، ۷۰.۵۵ درصد از واریانس کل متغیرها را تبیین می کنند. در میان این ابعاد، دو سازه ساختاری (با سهم ۴۰.۷۵٪) و شبکه ای (با سهم ۱۴.۲۵٪) به عنوان مسلط ترین ابعاد قدرت در میدان دانشگاهی ادراک شده اند. افزون بر این، نتایج تحلیل واریانس  نشان داد که ادراک اعضای هیئت علمی از تأثیر این دو بعد، به نحوی معنادار، قوی تر از دانشجویان است. نتیجه گیری و پیشنهادها :  نتایج نشان می دهد که در پی انسداد بوروکراتیک و ضعف عاملیت در دانشگاه، کنشگران به شبکه های روابط غیررسمی روی آورده اند. برای برون رفت از این دوگانگی، شفاف سازی فرآیندهای تصمیم گیری و تمرکززدایی عملی از ساختار اداری ضرورت دارد. نوآوری و اصالت :  نوآوری اصلی این پژوهش، در اثبات تجربی تمایز مفهومی و عملکردی قدرت شبکه ای از قدرت ساختاری، در بافت سازمانی ایران نهفته است. این یافته تبیین می کند که شبکه های غیررسمی نه امتداد ساختار رسمی، بلکه سازوکاری جبرانی در مواجهه با تصلب و ناکارآمدی بوروکراتیک هستند.
۴۰۸.

واکاوی ادراک معلمان دوره ابتدایی درباره مداخله والدین در فعالیت های آموزشی: پژوهش کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۲۷
پیشینه و اهداف: مشارکت والدین در فعالیت های آموزشی امروزه یکی از نیازهای آموزشی تعلیم و تربیت است. اما گاهی این مشارکت به صورت مداخله و دخالت درکار معلم خود را نشان می دهد. هدف از این پژوهش واکاوی ادراک معلمان دوره ابتدایی درباره مداخله والدین در فعالیت های آموزشی است. روش ها : روش این پژوهش کیفی و از نوع پدیدارشناسی می باشد. مشارکت کنندگان پژوهش20 نفر از معلمان ابتدایی شهر سبزوار در سال 1403 می باشند. روش نمونه گیری هدفمند بود. داده ها با استفاده از مصاحبه نیمه ساختار یافته جمع آوری شد و تا مرحله اشباع نظری اطلاعات ادامه یافت. یافته ها: یافته ها با استفاده از دو مرحله کدگذاری استراوس وکوربین تحلیل شد. نتایج در قالب 5 کد محوری طبقه بندی شد. یافته های پژوهش بیانگر انواع مداخلات رایج والدین، مداخلات ضروری والدین، تعیین قواعد و حد و مرز برای مداخلات والدین و راهکارهای مدیریت مداخله والدین و آسیب های مداخلات است. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که از دیدگاه معلمان، مداخله والدین در قالب چارچوب و تا جایی که حوزه تخصصی کار معلمان را تهدید نکند پذیرفتنی است. پیشنهاد می شود برای موثرتر کردن مداخلات والدین و بهبود روابط معلمان و اولیاء جلسات توجیهی برگزار شود و انتظارات هر یک از اعضا مشخص گردد. دخالت والدین در فرآیند آموزشی یکی از عوامل کلیدی در موفقیت تحصیلی دانش آموزان است. اما این دخالت، در برخی موارد، می تواند تأثیرات منفی بر عملکرد آموزشی و روانی دانش آموزان و همچنین بر کیفیت آموزش معلمان داشته باشد. بررسی این تأثیرات منفی در جهت شناخت و رفع نقاط ضعف احتمالی در نظام آموزشی ضروری است.
۴۰۹.

کاربست رویکرد تصمیم گیری چندملاکی دیمتل در شناسایی و رتبه بندی روابط علّی و معلولی ملاک های ارزشیابی عملکرد مربیان در محیط یادگیری الکترونیکی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۳۹
هدف: درک ناکافی از پویایی های علّی و شبکه ای میان ملاک های ارزیابی، به ویژه در حوزه عملکرد معلمان در بستر یادگیری الکترونیکی، چالشی بنیادی و مانعی جدی در دستیابی به ارزیابی های روا، عادلانه، دقیق و توسعه ای است. پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تحلیل روابط علّی میان ملاک های ارزیابی عملکرد معلمان در محیط های یادگیری الکترونیکی و همچنین زمینه سازی برای ارتقای دقت ارزیابی و توسعه چارچوب تصمیم گیری مبتنی بر روابط میان ملاک ها انجام شد. روش پژوهش: این پژوهش با طرح روش های آمیخته (کیفی و کمّی) اجرا گردید. در بخش کیفی، با بهره گیری از روش نظریه داده ها، مصاحبه های نیمه ساختاریافته با کارشناسان آکادمی برنامه نویسی یاسان انجام شد. تحلیل داده ها در سطح نظم دهی مفهومی به شناسایی ۱۱۶ نشانگر و دسته بندی آنها در قالب ۱۹ ملاک و ۵ عامل منجر گردید. در بخش کمّی، مبتنی بر روش همبستگی ، داده های پرسشنامه مقایسات زوجی از پنج کارشناس با روش چندملاکی دیمتل تحلیل شد تا روابط میان ملاک ها بررسی گردد. یافته ها: تحلیل دیمتل نشان می دهد ملاک های «دیدگاه متعهدانه به آموزش»، «اشتیاق به تدریس-یادگیری» و «کشف و ارتقای قابلیت های یادگیرندگان» تأثیرگذارترین و ملاک های «روش تدریس»، «مدیریت کلاس» و «تعامل» بیشترین تأثیرپذیری و بالاترین سطح تعامل با سایر ملاک ها را داشتند. نتیجه گیری: تمرکز بر ملاک های تأثیرگذار و دارای تعامل بالا با سایر عوامل، امکان طراحی نظام های ارزیابی دقیق، پویا و مؤثر عملکرد معلمان در یادگیری الکترونیکی را فراهم می کند. این رویکرد، مبنایی ساختاریافته برای تصمیم گیری به موقع و مبتنی بر شواهد در اختیار مدیران آموزشی قرار می دهد.
۴۱۰.

ویژگی های روانسنجی پرسشنامه صدا بیزاری (ابزاری جدید برای سنجش میسوفونیا)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۱۰۷
پژوهش حاضر با هدف آزمون روانسنجی پرسشنامه صدا بیزاری در بین گروهی از نوجوانان ایرانی انجام شد. روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانش آموزان سنین 12 تا 18 ساله شهر ارومیه در سال 1403 بود که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس 380 نفر انتخاب شدند. پس از ترجمه و اخذ نظرات کارشناسان خبره و آزمودنی ها، روایی صوری مقیاس تأیید شد. برای انجام تحلیل های آماری از نرم افزار AMOS و SPSS استفاده شد. نتایج تحلیل عاملی تأییدی نشان داد که در نمونه نوجوانان ایرانی ساختار تک عاملی مقیاس با داده ها برازش مطلوبی داشت. نتایج مربوط به همبستگی بین این مقیاس با مقیاس حساسیت به صدای واینشتاین به طور تجربی از روایی همگرا نسخه تجدیدنظر شده مقیاس میسوفونیا حمایت کرد. مقادیر ضرایب همسانی درونی نسخه تجدیدنظر شده مقیاس 93/0 به دست آمد. در مجموع، نتایج مطالعه حاضر نشان داد که پرسشنامه صدا بیزاری برای سنجش میسوفونیا در نوجوانان ایرانی ابزاری روا و پایا است. این ابزار می تواند جهت اندازه گیری صدا بیزاری در بخش های پژوهشی و درمانی مورد استفاده قرار گیرد.
۴۱۱.

شاخصه های روان سنجی پرسشنامه «سنجش اصیل» در فرایند یاددهی -یادگیری مطالعه موردی اعضای هیئت علمی دانشگاه کردستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۵۶
هدف: هدف از اجرای این پژوهش، بررسی میزان بهره گیری اعضای هیئت علمی از شاخصه های سنجش اصیل در فرایند یاددهی یادگیری بود. روش پژوهش: این مطالعه با رویکرد کمی و راهبرد پیمایشی انجام گرفت. جامعه آماری شامل تمامی اعضای هیئت علمی دانشگاه کردستان بود که با استفاده از فرمول کوکران، ۱۹۴ نفر به صورت تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه ای محقق ساخته بر پایه چارچوب هشت گانه ویگینز بود. روایی صوری و محتوایی پرسشنامه با نظر متخصصان تأیید شد و پایایی آن با آلفای کرونباخ و تحلیل عاملی تأییدی ارزیابی گردید. یافته ها: نتایج مدل نشان داد که پرسشنامه سنجش اصیل با هشت عامل اصلی از اعتبار بالایی برخوردار است. ارزیابی مدل اندازه گیری با شاخص هایی مانند آلفای کرونباخ، پایایی ترکیبی و روایی همگرا و واگرا، بیانگر مطلوبیت و تناسب چارچوب بود. تحلیل مدل ساختاری بر اساس شاخص های Z نیز نشان داد که این چارچوب از ساختاری قوی و پایدار برخوردار است. افزون بر این، بین میزان بهره گیری از سنجش اصیل و متغیرهایی مانند دانشکده و مرتبه علمی تفاوت معنی داری مشاهده شد؛ به گونه ای که استادان باتجربه بیشتر بر خودارزیابی و تکالیف فکورانه و استادیاران بر الگودهی تمرکز داشتند. همچنین اعضای هیئت علمی دانشکده های مهندسی و علوم پایه بیشترین و اعضای هیئت علمی دانشکده زبان و ادبیات کمترین بهره گیری از سنجش اصیل را داشتند. نتیجه گیری: این پژوهش با اعتبارسنجی ابزار سنجش و شناسایی الگوهای ارزیابی، به غنای ادبیات علمی در حوزه ارزشیابی آموزشی کمک کرده و می تواند در بهبود برنامه های توانمندسازی و سیاست گذاری های آموزشی مورد استفاده قرار گیرد.
۴۱۲.

تجربۀ زیسته استادان و دانشجو معلمان دانشگاه فرهنگیان از اجرای طرح تدریس در سال آخر دانشجویی (1+3)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۰ تعداد دانلود : ۲۳۶
پیشینه و اهداف: در چارچوب مدیریت منابع انسانی آموزش وپرورش و به منظور جبران کمبود آموزگار مدارس ابتدایی، طرح "1+3" در دانشگاه فرهنگیان تصویب شد که براساس آن، دانشجومعلمان پس از گذراندن سه سال نخست تحصیل در مقطع کارشناسی، در سال چهارم هم زمان با ادامه تحصیل، به عنوان آموزگار در مدارس فعالیت می کنند. پژوهش حاضر با هدف بررسی تجارب دانشجومعلمان و استادان آنها انجام گرفت. روش ها : روش پژوهش، کیفی و از نوع پدیدارشناسی بود. جامعه پژوهش تمامی دانشجومعلمان ورودی 1398 رشته آموزش ابتدایی دانشگاه فرهنگیان خراسان جنوبی و استادان در سال تحصیلی 1401-1402 بودند که به شیوه نمونه گیری هدفمند شامل 7 نفر از استادان و 10 نفر از دانشجومعلمان انتخاب شدند. برای تجزیه و تحلیل داده های جمع آوری شده از روش کلایزی (2002) و از نرم افزار مکس کیودا-11 استفاده شد. یافته ها: یافته های حاصل در قالب سه مضمون کلی چالش ها، فرصت ها و راهکارها تقسیم بندی شد. چالش ها در چهار مضمون تحصیلی، فردی، شغلی و سازمانی، فرصت ها در دو مضمون فردی و شغلی و راهکارها در سه مضمون فرعی سازمانی، فردی و تحصیلی قرار گرفتند. به نظر می رسد علی رغم تمامی مزایا و فواید غیر قابل انکاری که اجرای طرح مذکور به دنبال داشت، چالش ها و محدودیت های آن، بیشتر از فرصت های آن بود. نتیجه گیری: بنابر یافته های پژوهش پیشنهاد می شود سیاست گذاران دانشگاه فرهنگیان نسبت به بررسی آسیب شناسانه و کارشناسی دقیق تر ابعاد این طرح اهتمام ورزیده و در این مهم، استفاده از دیدگاه و تجارب استادان و به ویژه دانشجومعلمان مذکور در این مسیر، مهم و ضروری است.
۴۱۳.

واکاوی چالش های موجود و پیش روی دانشجومعلمان رشته آموزش دانش آموزان با نیازهای ویژه؛ مطالعه پدیدارشناسانه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۱۵۷
پیشینه و اهداف: برنامه درسی نقش مهمی در بهبود شرایط آموزشی موجود و دستیابی به وضعیت مطلوب دارد. بنابراین، هدف پژوهش حاضر تحلیل پدیدارشناسانه چالش های موجود و پیش روی دانشجومعلمان رشته آموزش دانش آموزان با نیازهای ویژه بود. روش ها : این پژوهش با استفاده از رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی انجام شد. جامعه پژوهش حاضر شامل دانشجومعلمان رشته آموزش دانش آموزان با نیازهای ویژه می شد که 84 نفر بودند. نمونه پژوهش با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از مصاحبه کیفی نیمه ساختاریافته استفاده شد و داده ها بعد از مصاحبه با 13 نفر به اشباع رسید. جهت تحلیل داده ها از روش کلایزی استفاده شد. یافته ها: تحلیل داده ها منجر به شناسایی ده مقوله اصلی اصلاح نگرش ها، توسعه دانش محتوایی و تخصصی، آشنایی با سرآمدان علمی و پژوهشی، تجهیزات آموزشی، کاربینی و کارورزی، کنترل هیجانات و عواطف، آشنایی با ابزارهای آموزشی، تعامل با خانواده ها، توجه به تفاوت های فردی و تعامل بین رشته ای شد. علاوه بر این، بیست و یک زیرمقوله برای این مقوله های اصلی استخراج شد که نقش تعیین کننده ای در کیفیت آموزش دارند. نتیجه گیری: شرایطی که امکان دستیابی به حداکثر شایستگی های لازم برای دانشجومعلمان رشته آموزش دانش آموزان با نیازهای ویژه را فراهم کند، از اولویت های برنامه درسی این رشته است. پیشنهادهای برگرفته از این مطالعه بر اهمیت بازنگری برنامه درسی و توجه به چالش های موجود به منظور غنی سازی برنامه درسی رشته آموزش دانش آموزان با نیازهای ویژه تاکید ویژه ای دارد.
۴۱۴.

ویژگی های محتوای برنامه درسی هنر در دوره اول متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۳۰
پژوهش حاضر با هدف شناسایی ویژگی های محتوای برنامه درسی هنر، برای دوره اول متوسطه، با روش ترکیبی (کیفی- کمّی) انجام شد. داده های مورد نیاز بخش کیفی از طریق مصاحبه با متخصصان حوزه هنر و برنامه درسی به دست آمد که با روش هدفمند انتخاب شدند و با معیار اشباع نظری با 27 نفر مصاحبه انجام شد. جامعه بخش کمّی 504 نفر از دبیران هنر شهر اصفهان بودند که با استفاده از جدول مورگان، 218 از آنها به صورت تصادفی انتخاب شدند. داده های پژوهش از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته و پرسشنامه به دست آمدند. برای روایی مصاحبه و پرسشنامه، از روایی محتوا استفاده شد و پایایی پرسشنامه با روش آلفای کرونباخ برابر با 91/0 به دست آمد. یافته های مصاحبه با روش اشتراوس و کوربین بررسی شد. بر اساس نتایج به دست آمده، متخصصان حوزه پژوهش و دبیران هنر، هر دو دسته، بر ویژگی های «مخاطب محوری اثر هنری» که ارتباطی نزدیک با ماهیت هنر دارد، «نواندیشی زیباشناختی» با نقش تأثیرگذاری آن در جوانب مختلف زندگی و «تلفیق هنر با علوم و فناوری» به عنوانی روشی نوین در جهان امروز تأکید کردند که وجه اشتراک نظر این دو دسته، برقراری ارتباط بین هنر با سایر علوم و فناوری های جدید است که در سراسر دنیا به عنوان روشی نوین استفاده می شود و نشان دهنده تأکید هر دو گروه بر رویکرد میان رشته ای در محتواست که پیوند هنر با سایر دروس را به عنوان راهبردی نوآورانه و جهانی در بهبود یادگیری و خلاقیت تبیین می کند.  
۴۱۵.

ترسیم چشم انداز تربیت صلح - محور در دوره دبستان به مدد گفت وگو (دیالوگ)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۹ تعداد دانلود : ۳۰۱
در مواجهه با مسائل خشونت بار دنیای کنونی که آرامش حیات بشری را به انقیاد کشیده، آموزش صلح به کودکان و تربیت صلح - محور امری حیاتی و ضروری است. از این منظر، «کودکی»، طلایی ترین فرصت دوران رشد برای آموزش صلح است. این پژوهش، با هدف بررسی مبانی فلسفی- تربیتی صلح آموزی به کودکان از طریق دیالوگ (گفت وگو) انجام گرفته است. به این منظور و با بهره گیری از تحلیل محتوای تأملی، تلاش شده تا انگاره هایی از تعلیم و تربیت صلح -محور با هدف کنش مندی کودکان از طریق دیالوگ بازشناسی شوند. مهم ترین یافته های این پژوهش عبارت اند از: دستیابی به صلح، نیازمند دیالوگ است. برای چنین هدفی، کودکان از ظرفیتی مناسب برای آموزش صلح برخوردارند. در واقع، آموزش و آگاهی بر اساس دیالوگ در دوره کودکی، بزرگ ترین گام در جهت ساختن دنیایی بهتر و مبتنی بر صلح و دوری از نفرت و دشمنی در میان افراد اجتماع است. از این رو، خانواده و مدرسه در حکم مهم ترین ارکان تعلیم و تربیت می توانند زمینه آموزشی مناسبی را برای برقراری صلح در کودکان فراهم کنند. همچنین گام برداشتن در جهت آموزش مهارت های نرم با هدف بازتنظیم و بازسازی نقش دیالوگ در روابط میان معلم و دانش آموزان، متربیان با یکدیگر، والدین و مربیان و برنامه درسی زمینه ساز دستیابی به صلح و تفاهم است.
۴۱۶.

تعیین تفاوت اثربخشی آموزش مهارت های اجتماعی و آموزش مهارت های تفکر بر نشاط اجتماعی در دانش آموزان پسر دوره اول متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۳۲
هدف: ﭘﮋوﻫﺶ ﺣﺎﺿﺮ با هدف مقایسه اﺛﺮﺑﺨﺸﯽ آﻣﻮزش ﻣﻬﺎرت ﻫﺎی اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ و آﻣﻮزش ﻣﻬﺎرتﻫﺎی ﺗﻔﮑﺮ ﺑﺮ نشاط اجتماعی داﻧﺶ آﻣﻮزان ﭘﺴﺮ ﻣﺘﻮﺳﻄﻪ اول شهر ﻫﺸﺘﺮود اﻧﺠﺎم ﺷﺪ. روش پژوهش: روش ﭘﮋوﻫﺶ از ﻧﻮع نیمه آزمایشی ﺑﺎ ﻃﺮح پیش آزمون-پس آزمون ﺑﺎ ﮔﺮوه ﮐﻨﺘﺮل بود. ﺟﺎﻣﻌﻪ آﻣﺎری ﭘﮋوﻫﺶ ﺷﺎﻣﻞ ﮐﻠﯿﻪ دانش آموزان ﻣﻘﻄﻊ ﻣﺘﻮﺳﻄﻪ اول ﺷﻬﺮﺳﺘﺎن ﻫﺸﺘﺮود در ﺳﺎل ﺗﺤﺼﯿﻠﯽ 1403-1402 بودند ﮐﻪ آﻣﺎرﺷﺎن ﻃﺒﻖ اﻋﻼم آموزش و پرورش ﺷﻬﺮﺳﺘﺎن ﻫﺸﺘﺮود 1786 ﻧﻔﺮ بودند. از جامعه حاضر تعداد 60 دانش آموز در 3 گروه 20 نفره به شیوه تصادفی خوشه ای انتخاب شدند و به صورت تصادفی در سه گروه قرار گرفتند. گروه اول یک دوره آموزش مهارت های اجتماعی را در 8 جلسه دریافت کرد و گروه دوم 8 جلسه آموزش مهارت های تفکر را طی کرد و گروه سوم (کنترل) نیز هم زمان به برنامه های عادی کلاسی خود ادامه داد. برای جمع آوری داده ها از پرسش نامه نشاط اجتماعی تمیزی فر و عزیزی مهر استفاده شد و همچنین ﺑﺮای ﺗﺤﻠﯿﻞ داده ها از نرم افزار SPSS و روش ﺗﺤﻠﯿﻞ ﮐﻮوارﯾﺎﻧﺲ تک متغیره (آنکوا) و آزمون تعقیبی بونفرونی اﺳﺘﻔﺎده ﺷﺪه است یافته ها: نتایج آزمون تحلیل کوواریانس (24/957=p≤ 0/001 ،F) و بونفرونی (0/653=p) نشان داد که آموزش مهارت های اجتماعی و آموزش مهارت های تفکر در افزایش نشاط اجتماعی تفاوت معناداری با هم نداشته و هر دو آموزش مؤثر و اثربخش بودند. نتیجه گیری: بنابراین می توان نتیجه گرفت باوجود اثربخش بودن هر دو روش آموزشی، اما آموزش مهارت های تفکر در افزایش نشاط اجتماعی دانش آموزان اثربخش تر و قوی تر بود. پیشنهاد می شود در مدارس از این دو آموزش برای افزایش نشاط اجتماعی استفاده شود.
۴۱۷.

بازخوانی گفتمان های موجود در حوزه توسعه حرفه ای معلمان؛ از حرفه ای گرایی تا حرفه ای گری(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۱۰۴
هدف این مقاله بازنمایی و بازاندیشی در گفتمان رایج توسعه حرفه ای معلمان است و پیامدهای مرتبط با برنامه و عمل توسعه حرفه ای معلم را از منظر حرفه ای گرایی و حرفه ای گری مورد توجه قرار می دهد. بازده و نتایج برنامه های توسعه حرفه ای در میدان عمل یکی از چالش های نظام برنامه ریزی توسعه حرفه ای کارکنان است که فارغ از روند و مراحل اجرا، می بایست به عنوان برونداد در میدان واقعی عمل از طریق مشاهده رفتار حرفه ای کارکنان مورد مطالعه و بررسی قرار گیرد. روش پژوهش در این مقاله کیفی با رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی و برآمده از روایت های محیطی است. جامعه آماری آموزگاران شاغل به تدریس در دوره ابتدایی هستند. نمونه ها براساسِ نمونه گیری هدفمند از چند مدرسه با سطوح مختلف انتخاب شدند. تعداد نمونه ها براساسِ اصل اشباع نظری تعیین شد. روش جمع آوری داده ها، مشاهده مشارکتی و روش تحلیل اطلاعات، تحلیل گفتمان انتقادی است. پس از تجزیه و تحلیل روایت های محیطی، رفتار معلمان در قبال برنامه های توسعه حرفه ای در پیوستاری از درجات حرفه ای گرایی تا حرفه ای گری تنظیم و در چهار گفتمان عمده مقاومت، سازش، پذیرش و کنش ساماندهی شد. روایت ها حاکی از آن است که گفتمان مقاومت و سازش در مواجهه با الزامات توسعه حرفه ای معلمان گفتمانی اثربخش به شمار نمی رود لیکن در گفتمان های پذیرش و کنش می توان نوعی توسعه حرفه ای را در رفتار معلمان ادراک نمود که ناشی از تلفیق توسعه نگرشی با توسعه عملکردی می باشد.
۴۱۸.

اثربخشی آموزش چشم انداز زمان بر یادگیری خودنظم جویی بلندمدت و کاهش اضطراب دانش آموزان دوره دوم ابتدایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۹۹
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش چشم انداز زمان بر یادگیری خودنظم جویی بلندمدت و کاهش اضطراب دانش آموزان دوره دوم ابتدایی شهر سوسنگرد انجام شد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و در زمره طرح های نیمه آزمایشی با پیش آزمون –پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان پسر دوره دوم ابتدایی شهر سوسنگرد بود که از بین آن ها30 نفر بر اساس روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب و بصورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. ابزار اندازه گیری پژوهش حاضر سیاهه خودنظم جویی نوجوانان دیاس و همکاران (2014) و مقیاس اضطراب کودکان اسپنس (1997) بود. آموزش بسته چشم انداز زمان بر اساس نظریه بویرد و زیمباردو (1999) در 8 جلسه 60 دقیقه ای برای گروه آزمایش اجرا شد. تحلیل داده ها با استفاده از کواریانس یک متغیره و چند متغیره صورت گرفت. نتایج پژوهش نشان داد آموزش چشم انداز زمان باعث افزایش خودنظم جویی بلندمدت و کاهش اضطراب دانش آموزان دوره دوم ابتدایی می شود. بنابراین آموزش چشم انداز زمان می تواند روش مناسبی برای متعادل سازی زمان (تعادل زمانی)، افزایش خودنظم جویی و به دنبال آن کاهش اضطراب دانش آموزان باشد.
۴۱۹.

چگونه توانستم روابط بین فردی را در دانش آموزان پایه چهارم بهبود بخشم؟

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۲۴
مقدمه و هدف: روابط بین فردی یکی از مؤلفه های کلیدی رشد اجتماعی و هیجانی دانش آموزان است که نقش مهمی در سازگاری تحصیلی و اجتماعی آن ها ایفا می کند. تقویت این روابط از طریق آموزش مهارت های ارتباطی در مدرسه، زمینه ساز تعامل مؤثر، کاهش تعارض و افزایش احساس تعلق در میان دانش آموزان می گردد. پژوهش حاضر،با هدف بهبود روابط بین فردی دانش آموزان دختر پایه چهارم دبستان، در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۴ انجام شد. روش شناسی پژوهش: پژوهش با روش ترکیبی کمی و کیفی و با راهبرد اقدام پژوهی انجام شد؛ درعین حال، اساس کار بر روش کیفی استوار بود. ابزارهای پژوهش شامل مصاحبه با معلمان، والدین، دانش آموزان و مشاور، مشاهده مستقیم روابط بین فردی و مطالعه متون علمی و پرسشنامه روابط بین فردی منجمی زاده (۱۳۹۱) بوده که با کمک والدین توسط دانش آموزان تکمیل شد. پس از تحلیل داده ها، ۱۴ دانش آموز با ضعف در مهارت های بین فردی، در ۷ جلسه ۴۵ دقیقه ای بصورت گروهی در زمینه مهارت های ارتباطی و روابط بین فردی آموزش دیدند. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که آموزش مهارت های بین فردی منجر به بهبود تعاملات اجتماعی، افزایش همدلی و مسئولیت پذیری، کاهش تعارضات میان دانش آموزان و ارتقای مشارکت آنان در فعالیت های گروهی شده است.تحلیل کیفی مصاحبه ها و مشاهده ها نیز این بهبود را تأیید کرد. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش می تواند تعاملات اجتماعی دانش آموزان را بهبود بخشد و چالش های ارتباطی والدین، معلمان و مربیان را کاهش دهد. ارائه الگوهای رفتاری مثبت و فرصت های عملی تمرین مهارت های بین فردی توسط مربیان نیز می تواند به رشد اجتماعی، افزایش همدلی و تقویت فرهنگ گفت وگوی سازنده در مدرسه بینجامد.
۴۲۰.

رابطه هوش سازمانی با بهسازی منابع انسانی و نقش میانجی بالندگی سازمانی در بین معلمان ابتدایی شهرستان کوهچنار

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۲۵
مقدمه و هدف: هدف اصلی این پژوهش رابطه هوش سازمانی با بهسازی منابع انسانی و نقش میانجی بالندگی سازمانی در بین معلمان ابتدایی شهرستان کوهچنار بود. روش شناسی پژوهش: پژوهش حاضر، از لحاظ هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری معلمان ابتدایی شهرستان کوهچنار در سال تحصیلی 1404-1403 به تعداد 418 نفر بود. برای تعیین حجم نمونه، از جدول کرجسی و مورگان استفاده و تعداد 220 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شد. روش نمونه گیری در این پژوهش، تصادفی خوشه ای بود. جهت گردآوری اطلاعات از پرسشنامه هوش سازمانی کارل البرخت (2003)، پرسشنامه بالندگی سازمانی اسپایدز (2007) و پرسشنامه بهسازی منابع انسانی ولبا و جانسن (2010) استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش معادلات ساختاری با استفاده از نرمافزارهای SPSS27 و PLS3 استفاده شد. یافته ها: یافته های این پژوهش نشان داد که بین هوش سازمانی و بهسازی منابع انسانی با نقش میانجی بالندگی سازمانی در بین معلمان ابتدایی شهرستان کوهچنار رابطه مثبت و معناداری وجود دارد (05/0>P). از سوی دیگر مشخص گردید که بین هوش سازمانی با بهسازی منابع انسانی معلمان ابتدایی شهرستان کوهچنار رابطه مثبت و معناداری وجود دارد (05/0>P). دیگر نتایج نشان داد که بین هوش سازمانی با بالندگی سازمانی در بین معلمان ابتدایی شهرستان کوهچنار رابطه مثبت و معناداری وجود دارد (05/0>P). در نهایت نتایج نشان داد که بین بالندگی سازمانی با بهسازی منابع انسانی معلمان ابتدایی شهرستان کوهچنار رابطه مثبت و معناداری وجود دارد (05/0>P). نتیجه گیری: هوش سازمانی نقش تعیین کننده ای در بهسازی منابع انسانی معلمان ابتدایی شهرستان کوهچنار دارد و این رابطه از طریق بالندگی سازمانی تقویت می شود. به بیان دیگر، هرچه سطح هوش سازمانی در مدارس بالاتر باشد، امکان ایجاد محیطی بالنده تر فراهم شده و در نتیجه فرآیند بهسازی منابع انسانی نیز به شکل مؤثرتری تحقق می یابد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان