فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۴۱ تا ۴۶۰ مورد از کل ۱۹٬۵۵۰ مورد.
منبع:
رهبری آموزشی کاربردی سال ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
130 - 152
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: با توجه به پیشرفت دانش بشری و پیشرفت های علمی، جوامع نیازمند آموزش و رویکردهای متناسب با زندگی هستند. هدف پژوهش حاضر، توصیف تجارب معلمان از چالش ها و فرصت های تحقق رویکرد یادگیری زمینه محور در درس علوم دوره ابتدایی است. روش ها در این پژوهش، روش کیفی از نوع پدیدارشناسی استفاده شد. به منظور احصای تجارب، 14 نفر از معلمان که تجربه تدریس و فعالیت با رویکرد یادگیری زمینه محور را داشتند، با روش نمونه گیری هدفمند و تا رسیدن به اشباع نظری انتخاب شدند. داده ها با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته گردآوری و به روش ون منن تحلیل شد. یافته ها: چالش های اجرای رویکرد یادگیری زمینه محور در قالب 7 مضمون اصلی و 22 مضمون فرعی و فرصت های اجرای رویکرد در قالب 5 مضمون اصلی و 13 مضمون فرعی تلخیص شدند. یافته ها نشان داد ضعف حرفه ای معلمان، نگرش غیر حرفه ای معلمان، مدرسه، عوامل مدیریتی، دانش آموز، والدین و کتاب های درسی چالش های اجرای رویکرد و رشد حرفه ای معلمان، رشد مهارت های شناختی، رشد مهارت های عاطفی، بهبود مهارت های بین فردی و رشد مهارت های خودمدیریتی دانش آموزان از فرصت های اجرای رویکرد یادگیری زمینه محور می باشد. نتیجه گیری: براساس نتایج پژوهش می توان گفت چالش ها و مشکلات زیادی در مقام اجرا وجود دارد، و نیز آگاهی اکثر معلمان از این رویکرد به شکل نظری است و در عمل ادراک درستی از نحوه اجرای آن ندارند. بنابراین لازم است در خصوص آموزش معلمان در این زمینه تلاش بیشتری صورت گیرد.
تدوین مدل ساختاری تجربه غرقگی بر اساس هوش معنوی و سبک شناختی با میانجی گری کنترل شناختی و جهت گیری هدف در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات آموزشی و آموزشگاهی دوره ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۴۲)
187 - 203
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف تجربه غرقگی، که با غوطه ور شدن عمیق و درگیری کامل در یک کار مشخص می شود، به دلیل تأثیرات روانی مثبت آن بسیار شناخته شده است. هدف پژوهش حاضر، شناخت رابطه بین تجربه غرقگی باهوش معنوی و سبک شناختی با نقش میانجی کنترل شناختی و جهت گیری هدف بود. روش ها : روش پژوهش توصیفی - همبستگی به روش مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش، شامل کلیه دانشجویان کارشناسی دانشگاه فرهنگیان گیلان در سال تحصیلی 1402-1401 بودند. تعداد 450 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه تجربه غرقگی جکسون و مارشال (1996)، پرسشنامه کنترل شناختی گبریز (2018)، پرسشنامه جهت گیری هدف الیوت و مک گریگور (2001)، پرسشنامه هوش معنوی خدایاری فرد (1397) و پرسشنامه سبک یادگیری کلب (1985) بود. برای تحلیل داده ها از تحلیل معادلات ساختاری استفاده شد. یافته ها: یافته ها بیانگر برازش مطلوب مدل پژوهش بود. تجزیه و تحلیل داد ها نشان داد که هوش معنوی و سبک شناختی اثر مستقیم بر غرقگی دارند (01/0>P). هوش معنوی و سبک شناختی به واسطه کنترل شناختی و جهت گیری هدف اثر غیرمستقیم بر غرقگی دارند (01/0>P).. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که کنترل شناختی و جهت گیری هدف باتوجه به نقش هوش معنوی و سبک شناختی می توانند تبیین کننده تجربه غرقگی باشند.
بررسی مولفه های تاثیرگذار بر کیفیت یادگیری دانش آموزان در درس تفکر و پژوهش پایه ششم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی مولفه های تاثیرگذار بر کیفیت یادگیری درس تفکر و پژوهش پایه ششم ابتدایی می باشد. روش پژوهش توصیفی و از نوع پیمایشی می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموزان پایه ششم ابتدایی منطقه 18 شهر تهران در سال 1402-1401 می باشد. برای تعیین نمونه از روش نمونه گیری خوشه ای استفاده شد؛ به این صورت که در ابتدا از بین مدارس ابتدایی پسرانه ی منطقه، یک مدرسه از مدارس پسرانه (شهید خرم نژاد) انتخاب و سپس دانش آموزان همه کلاس های پایه ششم به تعداد 116 نفر به به عنوان نمونه انتخاب شدند.ابزار جمع آوری اطلاعات در این پژوهش، پرسشنامه محقق ساخته بود. جهت تعیین روایی صوری و محتوایی پرسشنامه، نظر شش معلم باسابقه پایه ششم در خصوص پرسشنامه پرسیده شد و به تایید ایشان رسید. همچنین جهت تعیین پایایی ابزار پژوهش از روش آلفای کرونباخ استفاده گردیده است که گزارش آن در جدول شماره (1) آمده است. جهت تحلیل داده ها از آمار توصیفی (میانگین، انحراف معیار، حداقل و حداکثر) و آمار استنباطی (آزمون t تک نمونه ای و t مستقل) استفاده شده است نتایج آزمون تی تک نمونه ای برای بررسی مولفه های تاثیرگذار کیفیت یادگیری دانش آموزان از کتاب تفکر و پژوهش پایه ششم نشان داد که مولفه های دانش تخصصی و تدریس معلم، اطلاعات ورودی دانش آموز، دیدگاه دانش آموز، نیازسنجی، کاربردی بودن محتوای کتاب، فضای آموزشی، ارزشیابی، تفاوت های فردی و جنسیتی در سطح آلفای 01/0 تفاوت معنی داری بین میانگین این متغیرها با حدوسط 3 وجود دارد (01/0P=).
تحلیل محتوای کتاب های ریاضی پایه های چهارم، پنجم و ششم ابتدایی بر اساس شاخص های خلاقیت گیلفورد
حوزههای تخصصی:
خلاقیت یکی از عوامل مهم در توسعه دانش ریاضی دانش آموزان و مهارت های حل مسئله آنان است. پرورش خلاقیت به ویژه در دوره ابتدایی که پایه ای برای مقاطع تحصیلی بالاتر است اهمیت دارد. یکی از عوامل تسهیل کننده در پرورش خلاقیت دانش آموزان دوره ابتدایی، کتاب های درسی ریاضی هستند. پژوهش حاضر به روش تحلیل محتوا انجام گرفته است و هدف آن بررسی و تحلیل مسائل موجود در تمرین ها، کار در کلاس ها و فعالیت های کتاب های ریاضی پایه های چهارم، پنجم و ششم ابتدایی با توجه به شاخص های خلاقیت گیلفورد است. بررسی مسائل موجود در تمرین ها، کار در کلاس ها و فعالیت ها نشان داد که بیشترین مسائل مطرح شده در این قسمت ها در هرکدام از کتاب ها در حیطه تفکر همگرا بودند و پس از آن حیطه تفکر شناختی قرار داشت. همچنین در همه این کتاب ها کمترین مسائل طرح شده در حیطه تفکر ارزشیاب بود و به حیطه تفکر واگرا هم توجه اندکی صورت گرفته بود. بنابراین کتاب های ریاضی چهارم، پنجم و ششم ابتدایی نمی توانند نقش چندانی در پرورش خلاقیت ایفا کند. پیشنهاد می شود در این کتاب ها به مسائلی که باعث تقویت خلاقیت دانش آموزان می شود توجه بیشتری مبذول گردد.
اثربخشی آموزش حل مسئله بر نگرش نسبت به مدرسه و انگیزه پیشرفت دانش آموزان
منبع:
آموزش خلاق و اثربخش دوره اول تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
99 - 81
حوزههای تخصصی:
یکی از روشهای بهبود تصمیم گیری و مقابله با شرایط دشوار، آموزش حل مساله است که می تواند بر دیدگاه و نگرش و همچنین نحوه برخورد فرد با شرایط موثر باشد. هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر آموزش حل مسئله بر نگرش نسبت به مدرسه و انگیزه پیشرفت دانش آموزان پسر پایه پنجم مقطع ابتدایی شهر زاهدان بود. پژوهش حاضر به صورت نیمه تجربی(شبه آزمایشی) با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل انجام گردید. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانش آموزان پسر پایه پنجم مقطع ابتدایی شهر زاهدان بودند. بر اساس روش پژوهش تعداد 20 دانش آموز در گروه کنترل و 20 دانش آموز در گروه آزمایش بصورت تصادفی ساده به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند.جلسات آموزش حل مساله در طی 8 جلسه 2 ساعته برای افراد گروه آزمایش انجام شد و گروه کنترل مداخله ای دریافت نکردند. ابزار گردآوری داده ها شامل پروتکل آموزشی حل مساله و پرسشنامه های استاندارد نگرش به مدرسه و انگیزه پیشرفت تحصیلی بود که روایی صوری و محتوایی آنها به تایید صاحبنظران رسید و پایایی ابزارهای پژوهش بر اساس آزمون آلفای کرونباخ به ترتیب برابر با 80/0 و 83/0 محاسبه شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS نسخه 23 و تحلیل کوواریانس استفاده شد. نتایج پژوهش حاکی از آن بود که آموزش حل مساله بر نگرش نسبت به مدرسه و انگیزه پیشرفت دانش اموزان پسر پایه پنجم مقطع ابتدایی شهر زاهدان تاثیر مثبت و معناداری دارد. نتایج پژوهش حاکی از آن بود که آموزش حل مساله بر نگرش نسبت به مدرسه و انگیزه پیشرفت دانش اموزان پسر پایه پنجم مقطع ابتدایی شهر زاهدان تاثیر مثبت و معناداری دارد. نتایج پژوهش حاکی از آن بود که آموزش حل مساله بر نگرش نسبت به مدرسه و انگیزه پیشرفت دانش اموزان پسر پایه پنجم مقطع ابتدایی شهر زاهدان تاثیر مثبت و معناداری دارد.
بررسی نقاط قوت و ضعف مدارس سمپاد از دیدگاه فارغ التحصیلان: مطالعه داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نوآوری های آموزشی سال ۲۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۹۴
167 - 183
حوزههای تخصصی:
توجه به پرورش استعدادهای درخشان در هر جامعه ای به رشد و پیشرفت آن جامعه کمک می کند. در ایران، مدارس سمپاد با هدف توجه به این قشر از افراد بنا شده است. این پژوهش با هدف بررسی نقاط قوت و ضعف مدارس سمپاد از دیدگاه فارغ التحصیلان آن مدارس انجام شد. محیط پژوهش دربرگیرنده تمامی فارغ التحصیلان مدارس سمپاد در سال ۱۴۰۱ بود. روش تحقیق، کیفی و راهبرد آن داده بنیاد بود. با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و تا رسیدن به اشباع نظری درنهایت تعداد بیست نفر انتخاب شدند. اطلاعات ازطریق مصاحبه نیمه ساختاریافته گردآوری و با استفاده از سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی تجزیه وتحلیل شدند. درنهایت ۶۱۸ گزاره، ۷۰ مفهوم، ۱۱ مقوله فرعی و ۳ مقوله اصلی استخراج شد. مقوله های اصلی شامل: «محیط بالنده»، «محیط پرتنش روانی تحصیلی» و «ناهماهنگی های سازمانی» بود. مقوله اصلی «محیط بالنده» شامل مقوله های فرعی «سمپاد به مثابه یک خانواده»، «پرورش همه جانبه»، «پرورش روحیه امیدواری»، «انگیزش و پشتکار» و «اعتباریابی ازطریق مدارس سمپاد»، مقوله اصلی «محیط پرتنش روانی تحصیلی» شامل مقوله های فرعی «فشار مضاعف» و «توقع سازی سمپاد» و مقوله اصلی «ناهماهنگی های سازمانی» شامل مقوله های فرعی «عدم هماهنگی مدارس سمپاد از یکدیگر»، «سیستم گزینشی و ورودی ناکارآمد» و «شهریه بالا» بود. نتایج نشان داد ورود به مدارس سمپاد برای دانش آموزان و خانواده آن ها محیطی بالنده است و امتیاز ویژه ای به شمار می رود، اما این مدارس به بسیاری از جنبه های مهم روان شناختی، از قبیل استرس تحصیلی و سلامت روان دانش آموزان، کمتر توجه می کند.
تحلیل محتوای کتاب درسی ریاضی پایه نهم بر اساس استانداردهای محتوایی و فرایندی و زمینه مداربودن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نوآوری های آموزشی سال ۲۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۹۵
105 - 127
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، تحلیل محتوای کتاب ریاضی پایه نهم، بر اساس تکالیف ارائه شده در آن، بود. این تحقیق از نوع توصیفی پیمایشی است که برای انجام آن، از روش تحلیل محتوای کمّی استفاده شد. در این مطالعه، تکالیف کتاب ریاضی پایه نهم، چاپ سال ۱۴۰۱-۱۴۰۲، بر اساس سه محور استانداردهای محتوایی، استانداردهای فرایندی و زمینه مداربودن بررسی شد. نتایج تحلیل بر اساس دو محور استانداردهای محتوایی و فرایندی، نشان داد که در تکالیف ارائه شده در این کتاب، به همه استانداردهای محتوایی و فرایندی توجه شده است؛ البته میزان پرداختن به هریک از استانداردها در مقایسه با هم متفاوت بود. در بین استانداردهای محتوایی، بیشتر از همه به اعداد و عملیات و پس از آن، به ترتیب به جبر، هندسه، اندازه گیری و آمار و احتمال، و در بین استانداردهای فرایندی نیز بیشتر از همه، به استاندارد ارتباط و اتصال و پس از آن، به ترتیب به استدلال و اثبات، بازنمایی ها، گفتمان و حل مسئله توجه شده بود. تحلیل تکالیف بر اساس زمینه مداربودن یا نبودن مشخص کرد که حدود ۱۱ درصد از تکالیف، به زندگی واقعی مرتبط بوده که از این مقدار، حل مسائل عملی درصد بیشتری را به نسبت مسائل موقعیت عملی به خود اختصاص داده بود. پیشنهاد این تحقیق، پرداختن متوازن به استانداردهای محتوایی و فرایندی و افزایش تعداد تکالیف زمینه مدار است.
سیمیوطیقا الحقول الدلالیة و علاماتها في شعر شاكر العاشور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
إنّ إصلاح الأسالیب التعلیمیه وتحسین مستوى التعلیم والتعلّم، من القضایا التی طالما شغلت حیزّاً کبیراً لدى المهتمّین والمنظّرین فی مجال التعلیم؛ بحیث نشهد العدید من الدراسات الواسعه النطاق والبعیده المدى الّتی تمّ القیام بها على مدى المائه عام الماضیه، إلى جانب ما نلحظه من الاختبارات التجریبیه الّتی أدّت إلى ظهور نظریات مختلفه. وبصوره عامّه، قد عکف علماء التربیه والعلوم التربویه على تصمیم واقتراح استراتیجیات وحلول متعدده للحدّ من النقص الذی یعتری الأسالیب التقلیدیه فی التدریس؛ منها تبنّی أسلوب التعلیم الاستکشافی؛ من هذا المنطلق، تطمح هذه الدراسه إلى دراسه تأثیر الأسلوب الاستکشافی فی خلق الرغبه والاهتمام لدى طلاب فرع اللغه العربیه فی جامعه تأهیل المعلّمین (فرهنکیان)، مجمّع شهید بهشتی الجامعی، بندر عباس (دفعه عام 1400ش) فی تعلّمهم لماده "الصرف"، ویسعى البحث فی نهایه المطاف أن یقدّم حلولاً تطبیقیه لتعزیز رغبه الطلاب واندافعهم نحو التعلّم. ونظراً لملاحظه عدم اهتمام الطلاب بالنسبه إلى ماده "الصرف"، فقد تم اختیار البحث العملی کأسلوب لحل هذه المشکله. وقد اشتمل المجتمع الإحصائی فی الدراسه على کافّه طلاب دفعه عام 1400ش. أمّا أدوات جمع البیانات فقد اشتملت على الاستبیانات والمقابلات والمشاهدات المباشره. فی بادئ ذی بدء ومن خلال استخدام تقنیات المشاهده المباشره والمقابله، تم تحدید "اللامبالاه" کمشکله شائعه بین الطلاب فی هذا المجّمع الجامعی. ولذلک، وبعد ملاحظه قلّه اهتمام الطلاب وتفاعلهم الضیئل مع المحتوى المقرر، تمّ تنفیذ برنامج یتضمن استخدام التعلم الاستکشافی. وأظهرت البیانات التی تم جمعها من خلال استبیانات الرضا ومشاهده الفصول الدراسیه بأنّ توظیف أسلوب التعلّم الاستکشافی أدّى إلى تعزیز من مستوى رغبه الطلاب واهتمامهم بالمشارکه فی ماده النحو، کما زاد نشاطهم العلمی فی الصفّ.
بررسی پدیدارشناسانه تجارب معلمان از تأثیر ارزشیابی کیفی- توصیفی بر بهزیستی روانی دانش آموزان ابتدایی
منبع:
آموزش پژوهی دوره ۱۱ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۴۳)
24 - 34
حوزههای تخصصی:
در رویکرد ارزشیابی توصیفی، فرایند سنجش فراتر از نمرات عددی می رود و بر پایش مستمر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان با مشارکت فعال آن ها و والدین تمرکز دارد. این شیوه به معلم امکان می دهد تا با استفاده از ابزارهای متنوع، نقاط قوت و ضعف دانش آموز را شناسایی و برنامه ریزی آموزشی مناسبی برای بهبود یادگیری او ارائه کند. پژوهش حاضر با هدف تبیین پدیدارشناسانه تجارب زیسته معلمان ابتدایی شهرستان اردل از تأثیرات اجرای ارزشیابی کیفی–توصیفی بر بهزیستی روان دانش آموزان انجام شده است. این مطالعه با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی صورت گرفته است. داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با ۱۲ معلم ابتدایی که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده بودند، جمع آوری شد. پس از رسیدن به اشباع داده ها، تحلیل آن ها با بهره گیری از رویکرد سه مرحله ای ون منن انجام گرفت. تحلیل عمیق تجارب معلمان منجر به استخراج سه مضمون اصلی و نه زیرمضمون شد. یافته ها حاکی از آن است که اجرای این نوع ارزشیابی، اثرات مثبت و منفی متعددی بر بهزیستی روان دانش آموزان داشته است که این تأثیرات بر درک و برداشت معلمان از آن اثرگذار بوده است. نتایج نشان می دهد که اجرای صحیح ارزشیابی کیفی–توصیفی می تواند به بهبود بهزیستی روان دانش آموزان کمک کند؛ اما چالش هایی مانند نبود آموزش کافی برای معلمان و مقاومت والدین، اثربخشی آن را محدود کرده است. نتایج این پژوهش می تواند در بازنگری سیاست های آموزشی و طراحی دوره های توانمندسازی معلمان مورد استفاده قرار گیرد.
تأثیر روش های قصه گویی و بازی بر کاهش اختلال دیکته نویسی دانش آموزان پایه دوم دبستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش شناسایی تاثیر روش های قصه گویی و بازی برکاهش اختلال دیکته نویسی دانش آموزان دختر پایه دوم ابتدایی بود.پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دختر دارای اختلال دیکته نویسی در پایه دوم ابتدایی شهر مرودشت (70 نفر) بود.از این میان تعداد 30 نفر با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب و در گروه های آزمایشی و کنترل به طور تصادفی گماشته شدند.برای جمع آوری داده ها ازآزمون تحلیل دیکته نویسی، آزمون هوش استنفورد – بینه، مصاحبه بالینی و مشاهده دفتر دیکته استفاده شد.گروه های آزمایشی برنامه مداخله ای شامل هشت جلسه آموزشی 60 دقیقه ای را دریافت کردند.گروه کنترل هیچ مداخله ای را دریافت نکردند.داده های بدست آمده با استفاده ازآزمون کوواریانس تک متغیره تجزیه وتحلیل شد.یافته ها نشان داد بعد از کنترل اثرات پیش آزمون، تفاوت آماری معناداری بین میانگین نمرات سه گروه آزمایش وکنترل، در نمره کل متغیر اختلال دیکته نویسی(99/ 24 =F و 000/0Sig = ) وجود دارد وآموزش با روش های قصه گویی و بازی در بهبود اختلال دیکته نویسی دانش آموزان پایه دوم ابتدایی موثر است.معلمان می توانند برای بهبود عملکرد دانش آموزان در دیکته نویسی از بسته تدوین شده استفاده کنند.
On the Effect of Text-based Concept Maps vs. Image-based Concept Maps on Developing Iranian Intermediate EFL Learners’ Reading Comprehension
حوزههای تخصصی:
The study aims to investigate the influence of image-based and text-based concept maps on the reading comprehension abilities of Iranian Intermediate EFL learners. A total of 90 learners participated in the study, consisting of 55 females and 35 males, all between the ages of 18 and 32. Participants were selected from intact classes at three English language schools in Sabzevar, Iran. This research was organized as a quasi-experimental study, in which the participants were segmented into two experimental groups and one control group. The intervention lasted for five weeks, with two sessions each week, each session running for one hour and thirty minutes. The outcomes from the assessments were analyzed using an independent sample t-test and ANOVA test, revealing that the image-based concept map instructional approach improved learners' reading comprehension. In terms of cognitive understanding and creativity, students who utilized image-based concept mapping outperformed their peers in the text-based mapping group. Additionally, the findings indicated that the image-based concept map teaching strategy could assist students in obtaining a more profound understanding of reading materials. Teachers might consider integrating visual mapping techniques to encourage deeper comprehension and facilitate more meaningful learning experiences, which could ultimately lead to better academic performance in language learning contexts.
تأثیر گرافیک برداری بر یادداری و انگیزش تحصیلی درس ریاضی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فناوری های آموزشی در یادگیری دوره ۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲۷
61 - 88
حوزههای تخصصی:
درس ریاضی از دروس مهم و تا حدی چالش انگیز برای دانش آموزان محسوب می شود که امروزه از روش های چندرسانه ای مختلف ازجمله گرافیک برداری در آموزش آن می توان بهره برد. هدف این پژوهش، تعیین اثر گرافیک برداری بر یادداری و انگیزش تحصیلی دانش آموزان در درس ریاضی بود. روش پژوهش از نوع شبه آزمایشی است. جامعه آماری، دانش آموزان دختر پایه پنجم ابتدایی بخش قهاوند در سال تحصیلی 1400-1399 به تعداد 188 نفر بودند که نمونه ای به حجم 30 نفر (15 نفر گروه آزمایش و 15 نفر گروه کنترل) با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. گروه آزمایش طی 8 جلسه از طریق نرم افزار ایلستریتور تحت آموزش قرار گرفت و گروه کنترل آموزش معمول را دریافت کرد. داده ها با استفاده از پرسش نامه های انگیزش تحصیلی هارتر (1981) و یادداری (محقق ساخته) در درس ریاضی بود. بر اساس نتایج آموزش گرافیک برداری بر یادداری و انگیزش تحصیلی درس ریاضی دانش آموزان تأثیر مثبت و معناداری داشت. نتایج نشان داد آموزش توسط گرافیک برداری در مقایسه با تدریس به روش معمول در میزان یادداری و انگیزش تحصیلی دانش آموزان در درس ریاضی، تأثیر بیشتری دارد. با توجه به جذابیت روش های چندرسانه ای مانند گرافیک برداری برای فراگیران، پیشنهاد می شود معلمان از گرافیک برداری در تدریس ریاضی استفاده کنند.
از تقابل تا ترکیب؛ تحلیل روایت دانشجویان از آموزش حضوری و مجازی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گسترش روزافزون استفاده از اینترنت و رسانه های اجتماعی، نظام آموزشی را دستخوش تحولات بنیادین کرده و مباحث گسترده ای را پیرامون مزایا، معایب و تأثیرات این فناوری ها بر فرایند یادگیری در آموزش عالی، پدید آورده است. پژوهش حاضر باهدف بررسی تقابل میان آموزش حضوری و مجازی و امکان تلفیق این دو شیوه، از بیان تعریفی آموزش حضوری، مجازی و ترکیب این دو، نظریه همگرایی رسانه ها و نظریه کنشگر_ شبکه، بهره گرفته است. این مطالعه با استفاده از روش تحلیل روایت، دیدگاه ها و تجربیات دانشجویان را به عنوان ذینفعان اصلی و کاربران این دو شیوه آموزشی مورد بررسی قرار داده است. نمونه این پژوهش شامل ۱۸ نفر از دانشجویان دانشگاه فرهنگیان شهر سنندج بود که به روش هدفمند و ملاک محور انتخاب شدند. نتایج به دست آمده از مصاحبه نیمه ساخت یافته با تحلیل شش مرحله ای براون و کلارک، پنج مضمون اصلی را آشکار کرد: «رقابت بر سر میدان آموزش»، «غیرانسانی شدن آموزش»، «ارتقای کیفیت بخشی آموزشی»، «شیوع کرونا و گسترش آموزش مجازی» و «ترکیبی شدن آموزش». این یافته ها نشان داد روایت دانشجویان که متأثر از تجربه آن ها در استفاده از رسانه های اجتماعی در یادگیری و آموزش است، متفاوت و گاها متناقض است. آنها بر این باورند که بین دو سبک آموزشی حضوری و مجازی در دانشگاه تقابل و رقابت وجود دارد و شیوع کرونا، به طور قابل توجهی به تقویت جایگاه آموزش مجازی کمک کرده است. در این راستا، برخی از مصاحبه شوندگان با بیان این که روند روزافزون آموزش مجازی و استفاده از رسانه های مجازی، جنبه های انسانی آموزش را تضعیف کرده و این امر آموزش را با چالش مواجه نموده است. لذا، غالب مصاحبه شوندگان با تاکید بر ترکیب و استفاده از هر دو سبک آموزشی، راه حل عبور از چالش ها و مشکلات هردو روش را در آموزشی ترکیبی و چندرسانه ای می دانند.
کاوش و اعتباریابی چارچوب برنامه درسی ادبیات تطبیقی مبتنی بر مهارت های تفکر نقادانه برای دانشجویان کارشناسی رشته زبان و ادبیات عربی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه مهارت های تفکر سطح بالا به ویژه مهارت های تفکر انتقادی در آموزش عالی از اهمیت ویژه ای برخوردار است؛ زیرا یکی از ملزومات اساسی دانشجو جهت ورود به بازار کار و جامعه قدرت تفکر اوست تا بواسطه آن بتواند به حل مسائل و مشکلات بپردازد. واحد درسی ادبیات تطبیقی از دروس مهم دانشجویان مقطع کارشناسی رشته زبان و ادبیات عربی به شمار می رود و اهمیت فراگیری آن در مقاطع تحصیلات تکمیلی دو چندان می شود. بنابراین، با توجه به اهمیت مهارت های تفکر انتقادی در واحدهای درسی از قبیل؛ ادبیات تطبیقی که بستر مناسب برای گفت و گو، نقد به شمار می رود، طراحی چارچوبی مطلوبی برای برنامه درسی ادبیات تطبیقی بسیار مهم و ضروری است. روش پژوهش حاضر روش آمیخته یعنی طرح اکتشافی متوالی (کیفی-کمی) است؛ پژوهش حاضر سعی نموده است نظریات مختلف مرتبط با مهارت های تفکر نقادانه را به عنوان یکی از متغیرهای مهم پژوهش، مورد مطالعه قرار داده، و بر اساس آن و با تصمیم نهایی متخصصان حوزه برنامه درسی رشته عربی، علوم تربیتی و روان شناسی به طراحی چارچوب برنامه درسی ادبیات تطبیقی مبتنی بر مهارت های تفکر نقادانه بر اساس عناصر اصلی برنامه درسی (اهداف، محتوا، راهبردهای یاددهی-یادگیری، اسالیب ارزشیابی) بپردازد. علاوه بر آن جهت اعتباربخشی، چارچوب طراحی شده در اختیار متخصصان قرار گرفت و چارچوب پیشنهادی به عنوان چارچوب مطلوب پیشنهاد شد. در نتیجه اهداف با 10 ویژگی، محتوا 18 ویژگی، راهبردهای یاددهی-یادگیری 10 ویژگی، و ارزشیابی 9 ویژگی مورد تأیید متخصصان قرار گرفت.
واکاوی جنبه های کاهشی و افزایشی استفاده چت بات های هوش مصنوعی و کاربرد چندگانه آن ها در آموزش عالی با رویکرد پساپدیدارشناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه ریزی آموزشی دوره ۱۴ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۷
211 - 236
حوزههای تخصصی:
هدف: امروزه هوش مصنوعی نقش مهمی در آموزش عالی ایفا می کند. هدف این پژوهش بررسی تجارب دانشجویان در استفاده از چت بات های هوش مصنوعی است و تلاش می کند تا درک بهتری از نحوه شکل گیری این تجارب و تاثیرات آن بر فرایند یادگیری و تعاملات آموزشی ارائه دهد. روش شناسی: طرح پژوهش کیفی از نوع پساپدیدارشناسی و روش نمونه گیری هدفمند از نوع معیار بود. پس از مصاحبه با 15 دانشجو، مصاحبه با اشیاء و مشاهدات پژوهشگران، داده ها بر اساس مفاهیم پساپدیدارشناسی (وساطت فناورانه، کاربرد های چندگانه فناوری و روابط چهارگانه) و با استفاده از روش تحلیل مضمون و نرم افزار MAXQDA2020 تحلیل شد. یافته ها: از منظر ساختارهای افزایشی، چت بات های هوش مصنوعی سبب صرفه جویی در زمان، بهبود کیفیت نوشته ها، کاهش هزینه ها، دریافت پاسخ های فوری و بازخورد سریع شده اند. در مقابل ساختارهای کاهشی شامل ارجاع به منابع غیرواقعی، گنجاندن مطالب نادرست در متون و انجام نادرست مقالات، تضعیف اصالت نوشته ها، کاهش مسئولیت پذیری، کم شدن تعاملات انسانی، تنبلی و افت تفکر انتقادی بود. همچنین بر اساس یافته ها، روابط مختلفی نظیر غیریت و تجسد بین دانشجویان و چت بات های هوش مصنوعی شکل می گیرد. نتیجه گیری و پیشنهادها: چت بات ها جنبه های افزایشی مفیدی برای آموزش عالی به ارمغان آورده اند. با این حال، اساتید و دانشجویان باید به جنبه های منفی و محدودیت های آن توجه کنند تا بتوانند به شیوه ای مؤثرتر از این فناوری در فرآیند آموزش و یادگیری بهره برداری کنند. نوآوری و اصالت: برای نخستین بار تجربه زیسته دانشجویان از چت بات های هوش مصنوعی با استفاده از رویکرد پساپدیدارشناسی تحلیل می شود و هم زمان دلالت های این تجربه بر مؤلفه های برنامه ریزی آموزشی نیز استخراج می گردد.
شناسایی اهداف و محتوای برنامه درسی تربیت اخلاقی دوره دوم متوسطه بر اساس اندیشه های خواجه نصیرالدین طوسی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر با هدف شناخت اهداف و محتوای برنامه درسی تربیت اخلاقی برای دانش آموزان مقطع متوسطه دوره دوم براساس اندیشه های امام خواجه نصیرالدین طوسی انجام شد. تحقیق به لحاظ هدف کاربردی و به لحاظ روش انجام کار کیفی از نوع تحلیل محتوا است. جامعه آماری تحقیق کتاب های ترجمه شده خواجه نصیرالدین طوسی و مقالات که در این زمینه دربازه زمانی 1395-1402 به چاپ رسیده است بود. حجم نمونه تا اشباع مفهومی ادامه داشت و روایی داده ها از طریق سه سویه سازی داده ها و پایائی از ضریب توافق 74/0 به دست آمد و ابزار تحقیق فیش برداری بود. یافته های تحقیق نشان داد اهداف تأدیبی، اهداف تفهیمی، اهداف آموزشی (تعلیمی) مهم ترین اهداف تعلیم و تربیت اخلاقی از نظرخواجه نصیرالدین طوسی است. محتوای درسی مبتنی بر نظر خواجه نصیرالدین طوسی شامل شناخت و آموزش فضائل (مکارم اخلاق)، شناسایی عیوب (از بین بردن رذائل) و تدبیر اولاد است. درنتیجه می توان گفت استفاده از این برنامه درسی در بهبود محیط های آموزشی و ارتقای ارزش های اخلاقی دانش آموزان نقش دارد.
مرور نظام مند عوامل مؤثر بر اضطراب ریاضی دانش آموزان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر شناسایی عوامل مؤثر بر اضطراب ریاضی دانش آموزان بود. روش پژوهش از لحاظ هدف توسعه ای و از لحاظ روش، کیفی از نوع روش مرور سیستماتیک بود. محیط پژوهش شامل کلیه مقالات منتشر شده در طی سال های 2023-2012 برای مقالات خارجی و 1401-1390 برای مقالات منتشر شده ایرانی بود و تعداد 35 مقاله پس از طی غربالگری بر اساس عنوان، چکیده و محتوا، انتخاب گردید. یافته ها نشان داد که این عوامل شامل 33 مؤلفه و به 3 دسته کلی تقسیم بندی شده اند؛ 1- عوامل شخصیتی (تأثیر توجه به تفاوت های فردی و علاقه دانش آموزان، عوامل مرتبط با خانواده، عوامل ژنتیکی جغرافیایی، جنسیت)، 2- عوامل آموزشی (مداخلات آموزشی و درمانی، ادراک جو کلاس، حمایت معلم ادراک شده، تأثیر آموزش مبتنی بر واقعیت افزوده، تأثیر آموزش یادگیری مغز محور، نوع ارزشیابی کمی و کیفی، آموزش در سایه، یادگیری مشارکتی، عوامل مرتبط با معلم، سبک تدریس، نگرش معلم)، 3- عوامل شناختی (توجه به کاربرد ریاضیات در زندگی، باورهای تحصیلی ریاضی و سرسختی تحصیلی، خودتنظیمی، انگیزه درونی و خودکارآمدی ریاضی، سواد دیجیتال، روش آموزشی طرح مسئله، حافظه کنشگر و خود پنداشت، باورهای فراشناختی، نظم جویی شناختی هیجان و توانایی حل مسئله، رویکردهای مطالعاتی، حرمت خود، سبک های یادگیری، خودکارآمدی، تاب آوری، درک ضعیف و مهارت های تحلیلی دانش آموزان، مسائل روانشناختی، فرایندهای الکتروفیزیولوژیکی مغزی، حافظه کاری).
شناسایی چالش های آموزشی نسل آلفااز نگاه معلمان دوره ابتدایی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف شناسایی چالش های آموزشی نسل آلفا که ازنظر هدف کاربردی و از نظر روش گرد آوری داده ها، کیفی با روش داده بنیاد بوده است.جامعه آماری پژوهش معلمین مدارس ابتدایی شهرکرج بوده که نمونه آماری با استفاده از روش گلوله برفی تا رسیدن به حد کفایت(15 نفر ) انتخاب شده است. ابزار پژوهش شامل مصاحبه نیمه ساختار یافته از نمونه آماری بوده که پس از انجام مصاحبه ها وآماده سازی در سه مرحله (کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کد گذاری انتخابی ) کدگذاری شده است. نتایج پژوهش نشان داداین نسل آلفا با سه چالش اصلی روبه رو می باشد که به ترتیب عبارتند از، آموزشی ، شخصیتی و اجتماعی که هر کدام در بردارنده بخش هایی از ویژگی ها و ابعادی وجودی این نسل است. لذا توصیه می شود معلمین و نظام آموزشی و همچنین والدین با شناسایی و مطالعه ویژگی ها و چالش های این نسل، به آنها کمک کرده تا بتوانند از ظرفیت های بالقوه خود استفاده نموده و به جایگاه والای علمی انسانی دست یابند.
بررسی فراوانی انواع مختلف سبک های یادگیری در دانشجویان رشته ی پزشکی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف : داﻧﺸﺠﻮیﺎن رﺷﺘﻪ ﭘﺰﺷکی ﺑﺎ ﺣﺠﻢ زیﺎد و ﮔﺴﺘﺮده ﻣﻄﺎﻟﺐ ﻋﻠﻤی روﺑﺮو ﻫﺴﺘﻨﺪ که اتخاذ روشی صحیح و پیشرفته برای آموزش بهتر و مؤثرتر آنها شایان توجه است. هدف از انجام این مطالعه بررسی فراوانی انواع مختلف سبک های یادگیری در دانشجویان رشته ی پزشکی دانشگاه علوم پزشکی همدان بود. مواد و روش ها: در این مطالعه مقطعی 385 نفر از دانشجویان پزشکی در دانشگاه علوم پزشکی همدان در سال 1400-1401 علاوه بر مشخصات دموگرافیک، تحصیلی پرسشنامه ی سبک یادگیری کلب Kollb را تکمیل نمودند. یافته ها: بیشترین فراوانی سبک یادگیری مربوط به سبک همگرا (1/55%) و کمترین مربوط به سبک تطبیق یابنده (4/9%) بود. سبک واگرا و جذب کننده در دانشجویان دختر و سبک تطبیق یابنده و همگرا در دانشجویان پسر بیشتر بود. بین سبک های یادگیری با سن و جنس و مقطع تحصیلی دانشجویان رابطه معناداری مشاهده شد (P<0.05). سبک یادگیری با وضعیت تحصیلی دانشجویان ارتباط معناداری نشان داد هم چنین بین مقطع تحصیلی دانشجویان و همخوانی سبک یادگیری دانشجویان با سبک تدریس اساتید رابطه معناداری مشاهده شد. حدود یک سوم دانشجویان آگاهی کم و یا خیلی کمی از سبک های یادگیری داشتند و نیمی از دانشجویان بیان داشتند که سبک تدریس اساتید با سبک یادگیری آن ها همخوانی کم یا خیلی کم دارد. نتیجه گیری: میزان آگاهی دانشجویان در مورد سبک های یادگیری پایین و هم خوانی تطابق سبک تدریس اساتید با سبک یادگیری دانشجویان اندک هست
Predicting the level of empathy based on the amount of reading fiction books (novels) and emotional intelligence with the mediation of mindfulness
حوزههای تخصصی:
This study examined the predictive role of fiction reading and emotional intelligence (EI) on empathy, with mindfulness as a mediator. A sample of 300 participants (60% female; *M* age = 20.3 years) completed validated scales: Fiction Reading Frequency (1–5), Wong and Law’s EI Scale (30–150), Five Facet Mindfulness Questionnaire (15–90), and the Jefferson Empathy Scale (20–100). Path analysis was conducted using PROCESS Macro (Model 4) with 5,000 bootstrap samples. Both fiction reading (β = .32, *p* < .001) and EI (β = .42, *p* < .001) directly predicted empathy. Mindfulness partially mediated these relationships: - Fiction reading → Mindfulness → Empathy: β indirect = .10, 95% CI [.04, .16] - EI → Mindfulness → Empathy: β indirect = .17, 95% CI [.10, .25] The full model explained 58% of empathy variance (*R*² = .58). Significant correlations emerged between all variables (*r* = .32–.67, *p* < .01). Fiction reading and EI enhance empathy both directly and indirectly *via* mindfulness. This underscores mindfulness as a mechanism for translating cognitive-emotional skills into empathic capacities. Recommendations include integrating fiction-based modules into empathy training programs.