مقالات
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف : هدف از این پژوهش مقایسه روش های آموزشی، مهارت های تدریس و توسعه حرفه ای دانشجویان نظام های تربیت معلم در دوره های تخصصی در چهار کشور، یعنی فلاند، ژاپن، آلمان و ایران است. روش : در این پژوهش، چالش ها و راهکارهای موجود در هر کدام از کشورها در زمینه های روش های آموزشی، مهارت های تدریس و توسعه ای حرفه ای دانشجویان با استفاده از منابع معتبر شناسایی شده است. یافته ها : نتایج پژوهش نشان داد که در هر کدام از کشورها، روش های آموزشی و مهارت های تدریس متفاوتی وجود دارند. در کشور فلاند، برنامه های تربیت معلم بر اساس رویکرد مشارکتی و تعاونی طراحی شده اند و این کشور در زمینه توسعه ای حرفه ای بسیار پیشرفته عمل می کند. در کشور ژاپن، توجه بیشتری به ارتقای مهارت های تدریس دانشجویان شده است. در کشور آلمان، توجه بیشتری به توسعه حرفه ای معلمان و توانمند سازی آن ها برای ارائه آموزش با کیفیت وجود دارد. در ایران، با تأکید بر تجربه های عملی، توسعه مهارت های تدریس و آموزش های مداوم، به معلمان کمک می کند تا به بهترین نحو ممکن وظایف خود را انجام دهند. بحث : با توجه به نتایج پژوهش، برای نظام تربیت معلم در ایران، راهکارهایی ارائه شده است. این راهکارها شامل توجه به توسعه حرفه ای معلمان، ارتقای مهارت های تدریس، استفاده از فناوری های آموزشی، توسعه مهارت های تحلیل داده دانشجویان، توسعه رویکردهای نوین در آموزش و هماهنگی بیشتر بین معلمان و سایر سازمان های مرتبط می باشد. با اجرای این راهکارها می توان بهبود کیفیت آموزش و پرورش در ایران را تسهیل کرد.
بودجه ریزی مدرسه محور و مدیریت مدرسه محور: بررسی تجارب نظام های آموزشی موفق
حوزههای تخصصی:
هدف از این مقاله بررسی تجارب نظام های آموزشی موفق در فرایند بودجه ریزی مدرسه محور و دلالت های آن برای نظام آموزش و پرورش ایران می باشد. این پژوهش با استفاده از رویکرد تطبیقی و بهره گیری از منابع و اسناد در راستای عملکرد و نحوه تفویض اختیار به مدارس در زمینه بودجه ریزی صورت پذیرفته است. یافته ها نشان می دهد که واگذاری اختیار بودجه ریزی به مدارس از ارکان اساسی پیاده سازی مدرسه محوری به شمار رفته و از جمله توانایی هایی که مدارس باید در فرایند مدیریت مدرسه محور داشته باشند، بودجه بندی توسط خود مدرسه است. بررسی حاضر همچنین نشان داد که عوامل متعددی از قبیل عاملان بودجه ریزی مدرسه محور( مدیران، معلمان، نمایندگان دانش آموزان و شورای محلی) که از آنها به عنوان شرایط نرم افزاری در بودجه ریزی مدرسه محور نام برده می شود، و عوامل سخت افزاری نظیر منابع مکتوب و دیجیتالی، روشهای مدیریتی، قوانین، داده های اطلاعاتی، منابع و محیط آموزشی در فرایند بودجه ریزی مدرسه محور نقش دارند. مطالعات انجام شده در سطح کشور هم نشان می دهد که مدارس کشور فاقد امکانات لازم برای مدرسه محوری بوده و مهارت مدیران و معلمان نیز که از عاملان مهم در مدرسه محوری هستند در این زمینه ناکافی می باشد. از اینرو باید با اتخاذ راه کارهایی از قبیل تخصیص منابع به مدارس و ناحیه های آموزشی، آموزش مدیران و اعضای انجمن ها یا شوراهای محلی مدارس و نیز آموزش برنامه ریزان و بودجه ریزان در راستای بهبود این امر حرکت نمود.
اثربخشی مدل های مدیریت مدارس موفق: یک مطالعه تطبیقی
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف : اهمیت مدیران و نقش خطیری که برای ارتقای کیفیت و اثربخشی مدارس ایفا میکنند، برکسی پوشیده نیست. اگر مدیران و رهبران آموزشی دارای دانش و مهارتهای کافی در بهسازی و توسعه جامعه باشند، بدون تردید، نظام آموزشی نیز از کارایی و اعتبار بالایی برخوردار خواهد بود، لذا این پژوهش در صدد است تا ﺑ ﺎ مطالعه ﻣﻘﺎﻻت و ادﺑﯿﺎت ﻣﺮﺗﺒﻂ و استفاده از داده های موجود، در پروژه بین المللی مدیریت موفق مدارس (PPSSI)، ویژگی ها، فرآیندها و مدل های موفقیت مدیران را مورد بررسی قرار دهد. روش ها : روش مورد استفاده در پژوهش حاضر، روش تطبیقی )الگوی جورج بردی( است. جامعه آماری شامل کلیه مقالات منتشر شده در پایگاه رسمی پروژه PPSSI در دانشگاه ناتینگهام انگلستان بود که در این پژوهش، 24 مقاله مرتبط با ویژگی های مدیران مدارس موفق که در سه کشور انگلستان، استرالیا و ایالات متحده انجام شده بود به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و با روش تحلیل محتوای کیفی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها : یافته های پژوهش نشان داد که کشورهای مورد مطالعه تشابهاتی در خصوصیات و رفتار مدیران مدارس موفق دارند از جمله: استفاده از الگوی رهبری توزیعی، مشارکتی و الگوی مبتنی بر آموزش، برنامه ریزی در جهت ارتقای کیفیت تدریس معلمان، غنی سازی برنامه درسی، مهارت ایجاد روابط قوی، شجاعت و آمادگی برای روبه رو شدن با چالش، صداقت، احترام به کارکنان، خوشبینی، تعهد و مهربانی. تفاوت های قابل مشاهده تأثیر گذار بر موفقیت مدیران مدارس موفق در کشورهای منتخب نیز شامل اهداف ملی و سیاست های خاص کشورها در آموزش و پرورش، ساختار و سیستم های بودجه، تفاوت های سیاسی و فرهنگی، میزان تمرکز زدایی آموزشی، فشارهای نظارتی خارج از مدرسه و رویکردهای آماده سازی مدیران بود. بحث و نتیجه گیری : نتایج بررسی مقالات داد که هیچ یک از الگوهای رهبری در مطالعات PPSSI به تنهایی غالب نیست ولی در بین الگوهای استخراج شده، تشابهاتی در خصوصیات و رفتار مدیران مدارس موفق که موجب اثربخشی و کارایی مدارس تحت مدیریت آن ها می باشد، وجود دارد. نتایج پژوهش نشان داد که موفقیت مدارس تا حد زیادی به رهبری مؤثر، مهارت های ارتباطی و رویکرد مشارکتی مدیران وابسته است. توجه به این ویژگی ها در انتخاب و آموزش مدیران می تواند به ارتقای کیفیت آموزش و بهبود عملکرد مدارس کشور کمک کند.
چالش ها و راهکارهای آموزش زبان عربی در ایران و مالزی: تحلیل تطبیقی مبتنی بر مکتب آمریکایی
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف : هدف این مطالعه تحلیل چالش ها و راهکارهای یادگیری و تدریس زبان عربی در ایران و مالزی و بررسی مقایسه ای تجربه های هر دو کشور است. این پژوهش به دنبال شناسایی عوامل مؤثر بر مهارت های زبانی، انگیزه یادگیری و نقش محیط و منابع آموزشی است و قصد دارد نقاط قوت و ضعف هر سیستم را روشن کرده و راهکارهای عملی را برای بهبود آموزش ارائه دهد. روش ها : این مطالعه از نوع مروری – تحلیلی است و جامعه مورد مطالعه شامل تمامی مقالات علمی منتشرشده در حوزه آموزش زبان عربی در ایران و مالزی در سال های اخیر (۲۰۲۰ تا ۲۰۲۵) است. معیار انتخاب منابع، مرتبط بودن مقاله با محورهای پژوهش شامل ویژگی های ساختاری و زبانی، انگیزه و توانمندی انسانی، و شرایط محیطی و منابع آموزشی بوده است. یافته ها به صورت کیفی تحلیل و در سه محور اصلی دسته بندی شده اند و سپس با استفاده از روش تطبیقی، شباهت ها و تفاوت های سیستم های آموزشی دو کشور بررسی شده است. یافته ها : نتایج نشان داد که یادگیری عربی در مالزی به دلیل پیچیدگی های زبانی و فرهنگی با فشار شناختی همراه است و در ایران تمرکز بر قواعد و روش های سنتی مانع تسلط کاربردی می شود. هر دو کشور با محدودیت منابع و فرصت های عملی مواجه اند امّا فعالیت های جانبی و منابع چندرسانه ای می توانند یادگیری کاربردی را بهبود بخشند. نتیجه گیری : موفقیت در یادگیری زبان عربی نیازمند توجه هم زمان به ساختارهای زبانی، تقویت انگیزه و توانمندی معلمان و فراهم سازی محیط و منابع مناسب است. ایران می تواند از تجربه مالزی در ایجاد محیط های عملی و بهره گیری از منابع چندرسانه ای استفاده کند و مالزی نیز از پشتوانه علمی ایران بهره مند شود. این تبادل تجربه مسیر ارتقای آموزش عربی را در هر دو کشور هموار می سازد.
بررسی کاربرد هوش مصنوعی در تربیت معلم: یک مرور نظام مند
حوزههای تخصصی:
مقدمه: ظهور هوش مصنوعی به عنوان نیرویی تحول آفرین، پارادایم های سنتی آموزش را دگرگون ساخته و به ویژه نظام های تربیت معلم را با فرصت ها و چالش های نوین روبه رو کرده است. هدف پژوهش حاضر بررسی تطبیقی کاربرد هوش مصنوعی در ارتقای روش ها و محتوای آموزشی دوره های تربیت معلم است. روش: این پژوهش با رویکرد مرور نظام مند و مبتنی بر دستورالعمل PRISMA انجام شد. پایگاه های اطلاعاتی ScienceDirect، Springer، IEEE و SID برای جست وجوی مقالات منتشرشده بین سال های ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۵ مورد استفاده قرار گرفتند. پس از اعمال معیارهای ورود و خروج، ۲۷ مقاله مرتبط انتخاب و تحلیل شدند. یافته ها: تحلیل مطالعات منتخب نشان داد که کاربرد هوش مصنوعی در تربیت معلم در پنج محور اصلی قابل طبقه بندی است: ۱) توسعه سواد هوش مصنوعی و صلاحیت های دیجیتال معلمان، ۲) شخصی سازی یادگیری و بازخورد هوشمند، ۳) استفاده از هوش مصنوعی مولد در تولید محتوا و طراحی تدریس، ۴) ارزیابی عملکرد و شایستگی های تدریس با رویکرد داده محور، و ۵) چالش های اخلاقی و زیرساختی. نتایج تطبیقی نشان داد نظام های آموزشی پیشرو بر شایستگی های انتقادی و اخلاقی تمرکز دارند، در حالی که در کشورهایی مانند ایران توجه بیشتری به ابعاد فناورانه و زیرساختی معطوف است. نتیجه گیری: یافته ها بیانگر ظرفیت بالای هوش مصنوعی در بازآفرینی فرآیند تربیت معلم از طریق آموزش انطباقی، محتوای غنی و ارزیابی های دقیق است. با این حال، تحقق این ظرفیت نیازمند سرمایه گذاری در توسعه سواد هوش مصنوعی، تدوین چارچوب های اخلاقی و ایجاد زیست بوم آموزشی یکپارچه است. این پژوهش بر لزوم گذار از رویکرد ابزاری به رویکردی پداگوژیک و یکپارچه در سیاست گذاری های تربیت معلم تأکید دارد.
بررسی تطبیقی روش های آموزش معلم تربیت بدنی در ایران با کشورهای ژاپن، کانادا و مالزی
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف : هر نظام آموزشی که در محیطی خلاق، دانش محور، مهارت آموز، تحول گرا و مشارکتی گام برمی دارد، مستلزم حضور معلمی متخصص و متعهد است. اجماع بین المللی همه جانبه ای وجود دارد، مبنی بر این که کیفیت یک نظام آموزشی نمی تواند از کیفیت معلم آن فراتر رود. لذا نیاز به معلم با کیفیت، توجه دولت ها را به آموزش آنان معطوف کرده است. بنابراین پژوهش حاضر با هدف، بررسی تطبیقی روش های آموزش معلم تربیت بدنی در ایران با کشورهای ژاپن، کانادا و مالزی انجام شده است. روش ها : روش پژوهش حاضر کیفی – کاربردی و از نوع تطبیقی بود که در آن از روش "جرج بردی" در قالب 4 مرحله توصیف، تفسیر، همجواری و مقایسه استفاده شد. ابزار جمع آوری اطلاعات این پژوهش از نوع کتابخانه ای بوده و از طریق بررسی 12 مقاله پژوهشی و مروری از مجلات داخلی و خارجی و همچنین 4 کتاب مرتبط با پژوهش حاضر، مطالب گردآوری شدند. یافته ها : بر اساس یافته های به دست آمده، در کشورهای ژاپن ، کانادا و مالزی ، مسئول آماده سازی معلم تازه کار تربیت بدنی ، دانشگاه ها، مراکز آموزشی و نهادهای اجتماعی و خصوصی هستند در حالی که در ایران این مسئولیت در انحصار دانشگاه فرهنگیان است . کسب گواهی صلاحیت تدریس در کشورهای مذکور به جز ایران الزامی است . دانشجو معلمان ایرانی ، با شروع تحصیل به استخدام دولت در می آیند در حالی که در دیگر کشورهای مورد مقایسه ، چنین نیست . وضعیت دستمزد در کشورهای مذکور از سایر کارمندان مناسب تر است ، در حالی که در ایران، شرایط مناسبی ندارد . نتیجه گیری : تدوین مسیرهای متفاوت آموزش معلم ، توجه بیشتر به مهارت های تدریس در شرایط واقعی و ارزیابی ها، ارتقای تسهیلات سخت افزاری و نرم افزاری نو معلمان، ترمیم وضعیت اقتصادی و معیشتی آنان و انتفاع از ویژگی ِ استخدام دائم معلمان و همچنین آموزش دانشجو معلمان جهت کسب مهارت معلمی در شرایط واقعی مدرسه و بر اساس نیازهای به روز مدارس در درس تربیت بدنی تکمیل و پایان یابد و در پایان دوره تحصیلی آزمون صلاحیت تدریس در نظر گرفته شود.