فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۶۱ تا ۴۸۰ مورد از کل ۱۹٬۵۵۰ مورد.
منبع:
رهبری آموزشی کاربردی سال ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
40 - 63
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: ارشادگری پژوهشیِ دانشجویان دکتری برای موفقیت علمی و حرفه ای این پژوهشگران تازه کار ضرورت دارد. هدف پژوهش حاضر شناسایی شایستگی های استاد راهنما برای ارشادگری پژوهشیِ دانشجویان دکتری بود. روش شناسی پژوهش: پژوهش حاضر از لحاظ هدف، کاربردی و با رویکرد کیفی انجام شده است. داده ها با انجام مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 20 عضو هیأت علمی و 20 دانشجوی دکتری که به صورت هدفمند انتخاب شدند، گردآوری و اشباع نظری حاصل شد. جهت تحلیل داده ها نیز از روش تحلیل مضمون استفاده شد. یافته ها: از تحلیل داده های کیفی پژوهش در نهایت 44 کد اولیه بدست آمد و کدهای بدست آمده در 7 مقوله طبقه بندی گردید که عبارتند از: شایستگی های تخصصی، شایستگی های فنّی، الگوهای رفتاری، اخلاق علمی، الگوهای نگرشی، ویژگی های شخصی، شایستگی های حرفه ای. بحث و نتیجه گیری: با توجه به یافته های این پژوهش، ارشادگری پژوهشیِ دانشجوی دکتری توسط استاد راهنما مستلزم برخورداری وی از 7 دسته شایستگی شامل شایستگی های تخصصی، شایستگی های فنّی، الگوهای رفتاری، اخلاق علمی، الگوهای نگرشی، ویژگی های شخصی، شایستگی های حرفه ای می باشد. یافته های این پژوهش می تواند در ارزیابی شایستگی های استاد راهنما برای ایفای نقش به عنوان ارشادکننده پژوهشی و طراحی برنامه ها و دوره های آموزشی با هدف تقویت شایستگی های موردنیاز اساتید راهنما برای ارشادگری پژوهشیِ دانشجویان دکتری مورد استفاده قرار گیرد.
طراحی الگوی نظام آموزشی مبتنی بر راهبری استعداد کودکان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهبری آموزشی کاربردی سال ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
64 - 81
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: ارائه خدمات آموزشی باکیفیت و طراحی برنامه های ویژه برای کشف علایق و استعدادهای دانش آموزان، به بهبود دستاوردهای تحصیلی و رشد فردی آن ها کمک می کند. مهدهای کودک با اجرای سیستم مدیریت اثربخش می توانند زمینه راهبری استعداد کودکان را فراهم کنند. هدف مطالعه حاضر طراحی الگوی نظام آموزشی مبتنی بر راهبری استعداد کودکان است. روش شناسی پژوهش: این پژوهش، از لحاظ هدف، کاربردی و از منظر گردآوری داده ها، از نوع کیفی است. جامعه آماری متشکل از خبرگان و اساتید دانشگاهی دارای تخصص در زمینه آموزش کودکان، مدیریت استعداد، رشد کودکان بودند. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه نیمه ساختاریافته بود که جهت سنجش روایی آن از ارزیابی قضاوت خبرگان استفاده شد و برای محاسبه پایایی، از میان مصاحبه های انجام گرفته چند مصاحبه به عنوان نمونه انتخاب و هر کدام از آن ها در یک فاصله زمانی کوتاه و مشخص دو بار کدگذاری شدند و میزان توافق بین این کدگذاری ها مبنای محاسبه پایایی قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد که الگوی نظام آموزشی مبتنی بر راهبری استعداد کودکان شامل 6 بعد فلسفی و اهداف آموزشی، محتوایی و برنامه ریزی درسی، انسانی و نیروی انسانی، مالی و منابع، فناوری و نوآوری، ارزیابی و کیفیت سنجی و هفده مولفه فلسفه آموزشی، اهداف آموزشی، اهداف برنامه درسی، محتوای برنامه درسی، راهبردهای یاددهی – یادگیری، آموزش و حمایت از معلمان، ویژگی های معلمان، ویژگی های مدیر مهد کودک، بودجه ریزی هدفمند، تامین منابع آموزشی، سرمایه گذاری در فناوری و نوآوری، ابزارهای استعدادیابی و تحلیل داده ها، آموزش معلمان در فناوری، ارزیابی چندبُعدی، ارزیابی تکوینی (فرآیندمحور)، ارزیابی مشارکتی، ابزارهای ارزیابی متنوع بود.
تصحیح و توضیح ابیاتی از لیلی و مجنون نظامی گنجه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جمال الدین ابومحمّد الیاس بن یوسف مشهور به نظامی گنجه ای، شاعر و داستان سرای ایرانی در سده ششم هجری، مقتدای داستان سرایی در ادبیات فارسی است. نظامی، منظومه لیلی و مجنون را در بحر هزج مسدس به نام شروانشاه اخستان بن منوچهر سروده است. به رغمِ کوشش هایی که تا امروز در شرح و تصحیح منظومه لیلی و مجنون نظامی گنجه ای صورت گرفته است، برخی ابیات این منظومه همچنان نیازمند شرح و توضیح و بازبینی نسخه های کهن و تصحیح مجدد است. تصحیحاتی که پس از پژوهش برتلس در آکادمی اتحاد جماهیر شوروی و شرح و تصحیح وحیددستگردی صورت گرفته، عمدتاً حاصل تحقیق ایشان را مجدداً منتشر کرده اند مثل اینکه برخی مصحِّحان، ضبط عین نسخه های آنان را تکرار کرده اند یا در برخی موارد با اعتماد به خوانش ایشان تلاش کرده اند قرائت و خوانش دور و ناراست آنان را شرح و توجیه کنند. در این مقاله شانزده مورد از ضبط ها یا توضیحات اشتباه یا ناقص یا سهو و قصور مصحِّحان و شارحان لیلی و مجنون را بررسی کرده ایم. تعابیر و واژگان قلم کشیدن، به جای مزد، کشت/ گشت؛ محیط بخش، شیره بهشتی، عروس آزاد، آزاده سرشت، زادخاک، حرام و محرم، شباهنگ زدن، بهانه، هنجار، خورشید یکم، افتادن و افتاده، حریف از چوب تراشیدن، نمونه، سرگشاده، شب چارشنبهی و پاره کار در شرح یا چاپ های لیلی و مجنون به درستی ضبط نشده اند یا توضیحات متن های چاپی وافی به مقصود نیست، این موارد را تصحیح یا شرح و توضیح کرده ایم و در هرمورد پیشنهاد تازه عرضه کرده ایم. علاوه براین، باتوجه به فرهنگ و آداب و رسوم عامه و هنرهای بلاغی در تصحیح و توضیح برخی ابیات لیلی و مجنون کوشیده ایم.
اثربخشی برنامه آموزش مبتنی بر رفتار جامعه پسند بر سازگاری اجتماعی معلمان
منبع:
تجارب معلمی و مطالعات کارورزی دوره ۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳
34 - 51
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: سازگاری، دستیابی به درک مناسب از رفتارها، اندیشه ها و احساسات خود و دیگران و کنارآمدن با انتظارات جامعه و مشکلات را فراهم می سازد. این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی برنامه آموزشی مبتنی بر رفتار جامعه پسند بر سازگاری اجتماعی معلمان انجام گرفت. روش ها : طرح پژوهش نیمه-آزمایشی و از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل معلمان شاغل در مدارس شهر سنندج بود که 32 نفر از آنان به صورت هدفمند انتخاب شدند و در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. گروه آزمایش در برنامه آموزشی مبتنی بر رفتار جامعه پسند در 10 جلسه یک و نیم ساعته شرکت کردند. هر دو گروه پرسشنامه سازگاری اجتماعی بل را قبل و بعد از مداخله تکمیل کردند. داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS-22 در دو سطح توصیفی (میانگین و انحراف معیار) و استنباطی (تحلیل کواریانس) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.یافته ها: نتایج نشان داد که میانگین نمرات سازگاری اجتماعی معلمان پس از مداخله در پس آزمون در گروه آزمایش (06/4±43/16) نسبت به گروه کنترل (50/3±37/11) افزایش یافته است و این افزایش از لحاظ آماری معنادار است (01/0P<). نتیجه گیری: یافته ها حاکی از آن است که برنامه آموزشی مبتنی بر رفتار جامعه پسند می تواند به عنوان مداخله مناسبی در جهت افزایش و ارتقاء سازگاری اجتماعی معلمان مدنظر قرار گیرد.
شناسایی ابعاد و مولفه های مدیریت تنوع فرهنگی در مدارس به منظور ارائه الگوی مناسب(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
آموزش و پرورش متعالی دوره ۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۷)
33 - 48
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: در سال های اخیر، هم زمان با افزایش پدیده های مهاجرت و جهانی شدن، مدیریت تنوع فرهنگی در محیط های آموزشی به یکی از چالش ها و اولویت های اصلی نظام های آموزشی تبدیل شده است. این امر به ویژه در راستای تحقق اهداف عدالت آموزشی و ایجاد محیط های یادگیری فراگیر، از جایگاه ویژه ای برخوردار است. مدارس به عنوان نهادهای اجتماعی کلیدی، نقش محوری در پذیرش، بازتابش و مدیریت تنوع فرهنگی ایفا می کنند تا بتوانند به نیازهای آموزشی و اجتماعی دانش آموزان از پیشینه های مختلف پاسخ دهند. روش شناسی پژوهش: پژوهش حاضر با هدف شناسایی ابعاد و مولفه های مدیریت تنوع فرهنگی در مدارس و ارائه الگویی مناسب، با استفاده از روش گراندد تئوری انجام شد. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 11 مدیر مدرسه دارای تجربه در محیط های آموزشی چندفرهنگی جمع آوری شدند. مشارکت کنندگان به صورت هدفمند و با استفاده از نمونه گیری نظری انتخاب شدند و فرآیند نمونه گیری تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. داده ها با استفاده از نرم افزار MAXQDA و روش کدگذاری نظری (شامل کدگذاری باز، محوری و انتخابی) تحلیل شدند. یافته ها: مدیریت تنوع فرهنگی در مدارس شامل پنج بعد اصلی است: مشارکت خانواده ها، سیاست های چندفرهنگی، محتواها و روش های آموزشی، ایجاد محیط های فراگیر و کاهش تعارضات فرهنگی. بحث و نتیجه گیری: مشارکت خانواده ها در فرآیند یادگیری، طراحی سیاست های چندفرهنگی که تنوع قومی و مذهبی را در برنامه های درسی بگنجانند، و استفاده از روش های آموزشی متنوع، از جمله عوامل کلیدی در ایجاد محیط های آموزشی فراگیر و عادلانه شناسایی شدند. همچنین، ایجاد فضای صمیمی و احترام به تفاوت های فرهنگی، به تقویت همدلی و مهارت های ارتباطی دانش آموزان کمک می کند.
واکاوی مؤلفه های برنامه درسی ریاضی دانش آموزان با آسیب بینایی مبتنی بر رویکرد دانش آموز محور: سنتز پژوهی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: با توجه به رویکرد دانش آموز محوری در برنامه درسی ریاضی دانش آموزان با آسیب بینایی باید برای فرد فرد دانش آموزان اهداف خاص و منحصر به فردی تدوین تا نیازهای ویژه هر یک از آنها برطرف شود. هدف پژوهش حاضر شناسایی ویژگی مؤلفه های برنامه درسی ریاضی دانش آموزان با آسیب بینایی با رویکرد دانش آموز محور بود. روش: این پژوهش با رویکرد کیفی از نوع سنتزپژوهی انجام شد. منابع مورد مطالعه، شامل پژوهش های علمی معتبر در این زمینه بود که با توجه به جستجوی منظم در پایگاه های اطلاعاتی براساس معیارهای ورودی تعداد 1896 پژوهش علمی شناسایی و در نهایت براساس معیارهای خروجی 23 مقاله جهت تحلیل نهایی انتخاب شد. برای گزارش و ثبت اطلاعات پژوهش های اولیه از سیاهه ی طراحی شده توسط پژوهشگر استفاده شد. با توجه به الگوی شش مرحله ای سنتزپژوهی روبرتس اطلاعات به دست آمده کدگذاری و مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. یافته ها: ویژگی های مؤلفه های برنامه درسی ریاضی دانش آموزان با آسیب بینایی با رویکرد دانش آموز محور براساس عناصر دهگانه ا کر ارائه شد. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که برنامه درسی ریاضی با رویکرد دانش آموز محور برنامه ای مرتبط با نیازها، علایق و توانایی های دانش آموزان با آسیب بینایی است که به تجربیات قبلی مرتبط با زندگی واقعی آنها توجه می کند. در این برنامه درسی؛ مشارکت در یادگیری، داشتن مهارت های لازم معلم در آموزش ویژه برای یادگیری ریاضی و برجسته سازی لمسی دارای اهمیت است.
اثربخشی آموزش دو نیمکره مغز بر مهارت تمرکز، سازگاری اجتماعی و مهارت های ارتباطی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: در بسیاری از فرایندها، هر دو نیمکره راست و چپ مغز نقش دارند. توجه به توانمندی های هر دو نیمکره مغز می تواند، موجب رویکردی مغزمحور شود. این پژوهش، با هدف تعیین اثربخشی آموزش دو نیمکره مغز بر مهارت تمرکز، سازگاری اجتماعی و مهارت های ارتباطی دانش آموزان پایه ششم ابتدایی انجام گرفته است.روش :روش انجام این تحقیق، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون، همراه با گروه آزمایش و کنترل بود. جامعه آماری عبارت است از؛ دانش آموزان پایه ششم ابتدایی شهرستان مهریز، در سال تحصیلی 1403-1402 که با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای، از دو مدرسه 20 دانش آموز، انتخاب شدند و در دو گروه آزمایش(10 نفر) و کنترل(10 نفر) قرار گرفتند. ابتدا از هر دو گروه پیش آزمون گرفته شد؛ سپس گروه آزمایش دوره آموزشی «استفاده از دو نیمکره مغز» را دریافت کردند(8 جلسه 70 دقیقه ای؛ هر هفته دو جلسه). پس از اتمام دوره آموزشی برای گروه آزمایش، از هر دو گروه پس آزمون به عمل آمد. ابزار گردآوری داده ها نیز پرسشنامه مهارت ارتباطی بارتون(1990)، سازگاری اجتماعی دخانچی(1377) و مهارت تمرکز سواری و اورک(1394) بود. در نهایت داده های جمع آوری شده از هر دو گروه با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 24 و (تحلیل کواریانس و پیش فرض های آن) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: تحلیل کواریانس چندمتغیری(مانکوا) نشان داد، آموزش دو نیمکره مغز بر مهارت تمرکز، سازگاری اجتماعی و مهارت های ارتباطی دانش آموزان پایه ششم ابتدایی شهرستان مهریز، تأثیر مثبت و معناداری داشته است(05/0>p). نتیجه گیری: بنابراین اقداماتی که منجر به فعالیت دو نیمکره مغز می شود، می تواند بر موفقیت دانش آموزان تأثیرگذار باشد، در نتیجه پیشنهاد می شود، معلمان دوره ابتدایی، فرایند آموزش مباحث مختلف را به گونه ای اجرا نمایند که هر دو نیمکره مغز در دانش آموزان فعال شود.
شناسایی راهبردهای مؤثر آموزش ماهیت علم به معلمان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تعلیم و تربیت دوره ۴۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۶۱
۱۲۰-۹۹
حوزههای تخصصی:
درک صحیح از ماهیت علم، به عنوان یکی از مؤلفه های اساسی سواد علمی، بیش از یکصد سال است که مورد توجه آموزشگران علوم قرار دارد. ایجاد چنین درکی از ماهیت علم در دانش آموزان مستلزم آماده سازی و توسعه حرفه ای معلمان و دانشجو -معلمان در تمامی سطوح (ابتدایی و متوسطه) است. در چنین شرایطی، شناسایی مهم ترین راهبردهای آموزش مؤثر ماهیت علم به معلمان (شامل رویکردها، ابزارها و بافتارهای آموزشی) به منزله یک ضرورت مطرح می شود. در پژوهش حاضر، به منظور شناسایی این راهبردها، از روش کیفی فراترکیب مقالات منتشر شده در مجلات معتبر آموزش علوم استفاده شده و 58 مقاله، در زمینه آموزش ماهیت علم به معلمان و دانشجو -معلمان، مورد تحلیل محتوا قرار گرفته است. نتایج این پژوهش نشان دادند که در اغلب مقاله ها، از مهم ترین ابزارهای آموزش ماهیت علم (شامل کاوشگری، تاریخ علم، مباحثه و مسائل بحث برانگیز علمی-اجتماعی) با رویکرد صریح تأملی در بافتار علوم به منزله راهبردهای مؤثر آموزش ماهیت علم به معلمان بهره گیری شده است. جزئیات و ملاحظات بهره گیری از این راهبردهای مؤثر آموزشی نیز مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. از یافته های این پژوهش می توان برای توسعه حرفه ای معلمان و دانشجو -معلمان بهره گیری کرد.
شناسایی پیشایندهای مدرسه زندگی با رویکرد فراترکیب(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: مدرسه زندگی به عنوان یک سازمان یادگیرنده، محل رشد استعدادها و توانمندی های همه ی عناصر انسانی است. پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر تحقق مدرسه زندگی در دوره ابتدایی تحت عنوان پیشایندهای مدرسه زندگی با روش فراترکیب انجام شد. روش ها: این پژوهش کیفی، از نظر هدف کاربردی و دارای رویکرد فراترکیب می باشد. برای گردآوری داده ها پژوهش های پیشین در زمینه مدرسه زندگی بین سال های 2021 -2000 جستجو شد. 136 مقاله در حوزه مدرسه زندگی مورد ارزیابی قرار گرفت و در نهایت 48 مقاله انتخاب و با تحلیل محتوای آن ها ابعاد و کدهای مربوط استخراج شد. برای کنترل کیفیت مفاهیم استخراج شده از مقایسه نظر پژوهشگر با دو خبره استفاده شد و برای ارزیابی میزان توافق بین دو متخصص از شاخص کاپا استفاده شد. مقدار شاخص با استفاده از نرم افزار SPSS عدد 644/0 محاسبه گردید. یافته ها: یافته های پژوهش در 3 مقوله، 10 مفهوم و 106 کد شناسایی و دسته بندی شد که سه مقوله اصلی عبارتند از کیفیت منابع انسانی، عوامل درون سازمانی و معماری مدرسه. در نهایت پس از طی گام های پژوهش الگویی از پیشایندهای مدرسه زندگی ارائه شد. نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر و الگوی ارائه شده در این پژوهش می تواند نقشه راه مناسبی در راستای ایجاد بستر مناسب برای استقرار اثربخش مدرسه زندگی باشد.
پیش بینی نشانه های اضطراب فراگیر بر اساس راهبردهای حل مسئله، انعطاف پذیری روان شناختی، متغیر میانجی مکانیزم های دفاعی در دانشجویان با صفات طیف اوتیسم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
45 - 58
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اضطراب فراگیر در دانشجویان با صفات طیف اوتسیم بالا صورت گرفت. به صورت کلی، این پژوهش در پی تببین اضطراب فراگیر در دانشجویان با صفات طیف اوتیسم بر اساس راهبردهای حل مسئله، انعطاف پذیری روان شناختی و مکانیزم های دفاعی بود. در این پژوهش مکانیزم های دفاعی به عنوان متغیر میانجی در نظر گرفته شد. روش پژوهش: روش پژوهش حاضر همبستگی در قالب مدل یابی معادلات ساختاری بود. در این پژوهش 448 نفر به شرکت کردند و به مقیاس اوتیسم بهر، اضطراب فراگیر، پرسشنامه راهبردهای حل مسئله، پرسشنامه انعطاف پذیری شناختی و مکانیزم های دفاعی پاسخ دادند. یافته ها: نتایج این پژوهش نشان داد که اضطراب فراگیر به صورت مستقیم از طریق راهبردهای سازنده و غیرسازنده حل مسئله، انعطاف پذیری روان شناختی و مکانیسم های رشدنایافته و رشدیافته ی دفاعی تبیین می شود. در این زمینه مشخص شد که راهبردهای حل مسئله ناسازنده و مکانیسم های دفاعی رشدنایافته اثر بیشتر بر اضطراب فراگیر دارد. همچنین، مشخص شد که حل مسئله غیرسازنده و انعطاف پذیری روان شناختی از طریق مکانیسم های رشدنایافته می تواند اضطراب فراگیر را تبیین کند. لیکن، سایر مکانیسم های دفاعی بین سایر متغیرهای برون زاد و درون زاد نقش واسطه گری نداشتند. نتیجه گیری: این یافته ها نشان از اثرگذاری مولفه های شناختی بر اضطراب فراگیر در دانشجویان با صفات اوتیسم دارد.
نگاشت-نهاد آموزش عالی با رویکرد بین المللی شدن در نظام علم و فناوری ایران (وضعیت موجود)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه ریزی آموزشی دوره ۱۴ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۷
113 - 145
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف طراحی مدل و نقشه راه و نگاشت-نهاد آموزش عالی با رویکرد بین المللی شدن در نظام علم و فناوری ایران در وضعیت موجود انجام شده است. روش شناسی: پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر چگونگی به دست آوری اطلاعات از نوع مطالعه موردی است. مشارکت کنندگان شامل 15 نفر از صاحب نظران و استادان و پژوهشگران حوزه آموزش عالی می باشند که به روش هدفمند نمونه گیری و سپس به صورت نیمه ساختاریافته مصاحبه شده اند. داده ها به کمک نرم افزار MAXQDA v2020 کدگذاری شده است. یافته ها: یافته ها نشان داد که مهم ترین نهادهای تأثیرگذار بر بین المللی سازی آموزش عالی 5 دسته یعنی نهادهای سیاست گذار کلان ، نهادهای واسطه پیاده سازی سیاست ها، نهادهای اجرایی ، نهادهای سیاست گذار اجرایی و نهادهای سیاست گذار می باشند. همچنین مهم ترین کارکردهای این نهادها در جهت بین المللی سازی آموزش عالی شامل کارکردهای سیاست گذاری، تنظیم گری، تسهیل گری، ارائه دهنده خدمات می باشد. نتیجه گیری و پیشنهادها: پژوهش نشان داد که نظام آموزش عالی ایران دارای ظرفیت های بالقوه قابل توجهی برای بین المللی شدن است؛ اما این ظرفیت ها به دلیل پراکندگی وظایف، نبود هماهنگی نهادی، ضعف در تنظیم گری و کم توجهی به نقش کلیدی دانشگاه ها و ساختارهای علمی بین المللی به فعلیت نرسیده اند. همچنین مشخص شد که اقدامات صورت گرفته عمدتاً نمادین، محدود به امضای تفاهم نامه و برگزاری کنفرانس بوده و با الزامات یک دانشگاه بین المللی فاصله دارد. طراحی نگاشت نهادی می تواند به عنوان ابزاری استراتژیک برای شناخت بازیگران، تعیین نقش آن ها، رفع موازی کاری و ایجاد هماهنگی نهادی عمل کند و مسیر سیاست گذاری هدفمند و اثربخش را هموار سازد. نوآوری و اصالت: این مقاله با رویکردی نو تلاش دارد مهمترین نهادهای تاثیرگذار بر بین المللی سازی آموزش عالی ایران در وضعیت موجود را شناسایی و آنها را دسته بندی نماید.
تحقق عدالت آموزشی از طریق یادگیری ترکیبی: مرور تحلیلی فرصت ها، چالش ها و راهکارها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه ریزی آموزشی دوره ۱۴ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۷
237 - 260
حوزههای تخصصی:
هدف: با گسترش فناوری های آموزشی، یادگیری ترکیبی به عنوان یکی از رویکردهای نوین در آموزش و به عنوان ابزاری برای تحقق عدالت آموزشی در سطوح ملی و جهانی، ظرفیت هایی را برای بهبود کیفیت و دسترسی به فرصت های برابر یادگیری فراهم نموده است. در همین راستا پژوهش حاضر با هدف بررسی فرصت ها، چالش ها و راهکارهای یادگیری ترکیبی به منظور نیل به عدالت آموزشی انجام شده است.
ر وش شناسی: پژوهش حاضر به روش مروری از نوع روایتی - تحلیلی انجام شده است. داده ها از طریق جستجوی نظام مند کلیدواژه های مرتبط در پایگاه های علمی داخلی و خارجی گردآوری شد. پس از بررسی بیش از پنجاه منبع، بیست و چهار منبع کلیدی بر اساس معیارهایی چون تازگی، اعتبار علمی و ارتباط مستقیم با موضوع انتخاب شد. یافته ها بر اساس سه پرسش اصلی پژوهش (فرصت ها، چالش ها و راهکارها) دسته بندی و تحلیل شدند و جمع بندی آن ها چارچوبی منسجم برای تبیین نقش یادگیری ترکیبی در تحقق عدالت آموزشی ارائه می دهد
یافته ها: این مطالعه نشان داد که یادگیری ترکیبی از طریق افزایش کیفیت، انعطاف پذیری، دسترسی گسترده به منابع، و امکان شخصی سازی آموزش، ظرفیت قابل توجهی برای ارتقای عدالت آموزشی دارد؛ اما چالش هایی نظیر نابرابری زیرساخت ها، شکاف دیجیتال، و کمبود مهارت های فناورانه در میان معلمان و دانش آموزان، اجرای مؤثر آن را با محدودیت هایی مواجه می سازد.
نتیجه گیری و پیشنهادها: در این راستا، نتایج پژوهش نشان می دهد که راهکارهایی همچون توسعه زیرساخت های فناورانه، توانمندسازی معلمان و خانواده ها از طریق آموزش و حمایت فناورانه و تربیتی، توجه به تفاوت های فردی، فرهنگی و جغرافیایی و طراحی انعطاف پذیر آموزشی با امکان شخصی سازی فرایند یادگیری مؤلفه های کلیدی برای تحقق عدالت آموزشی در بستر یادگیری ترکیبی هستند. پیشنهاد می شود که مطالعات آینده به بررسی تأثیر هر یک از راهکارها بر عدالت آموزشی تمرکز کنند.
نوآوری و اصالت: این پژوهش با تحلیل فرصت ها، چالش ها و راهبردهای یادگیری ترکیبی، در راستای تحقق عدالت آموزشی به درک جامع تری از آن کمک می کند و سهم جدیدی در ادبیات در حال تکامل در مورد این شیوه آموزشی متحول کننده دارد.
Effect of Using First Language by Iranian EFL Learners in Task Preparation on their Speaking Accuracy, Fluency, and Complexity(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۱۳, Issue ۵۲, Spring ۲۰۲۵
55 - 69
حوزههای تخصصی:
The current inquiry aimed at examining the effect of first language by Iranian learners as Foreign Language (EFL) in task preparation on their speaking accuracy, fluency and complexity. For this purpose, 40 Iranian EFL learners with intermediate level were selected based on a placement test, and divided into two equal groups. Then, the speaking fluency, accuracy, and complexity test was administered as the pretest. The treatment lasted for five sessions of 60 minutes. In these sessions, the learners did oral opinion tasks. In the first group, participants were supposed to spend 10 minutes to cooperate with a partner to read a proposed problem, discuss their solutions, and jot down by in a planning sheet. Within 10 minutes, they prepared for the task using only their L1 (Persian) for improving both speaking and writing skills. Following that, the participants were separated in various rooms, and were given two minutes to plan the task in English prior to doing the task. In contrast, the second group completed the planning sheet and prepared the task in English as their second/foreign language. The instruction lasted five sessions. At the final session, the speaking fluency, accuracy, and complexity posttest was conducted. The effects of the task planning conditions were analyzed and compared during and after the task performance. The data were analyzed via ANCOVA. The findings indicated that using L1 by Iranian EFL learners in task preparation significantly affected speaking accuracy, fluency and complexity. Finally, the pedagogical and theoretical implications of the study are provided.
A Qualitative Account of Iraqi EFL Teachers' Perspectives of English as a Medium of Instruction at Secondary Schools(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۱۳, Issue ۵۳, Summer۲۰۲۵
87 - 101
حوزههای تخصصی:
Internationalization and globalization have gained popularity during the past 20 years in a variety of educational settings. English-Medium Instruction (EMI) has been one of the primary strategies for addressing these developments. Iraqi secondary schools appear to be falling behind in the face of these worldwide trends. Secondary schools are using Arabic as their practically universal language of teaching. Still, only a few numbers of studies have investigated the possible use of EMI and instructors' perspectives regarding its usage. This study adopted a mixed-methods approach to examine the current state of EMI in the Iraqi setting, providing more insight into the rising application of EMI. To learn more about the attitudes of 150 teachers concerning EMI, pertinent questionnaires and semi-structured interviews were used to gather the required data. The quantitative results demonstrated that educators' opinions of EMI were overwhelmingly favorable. Most instructors supported both bilingual education and EMI, despite being aware of the detrimental effects of EMI on common official languages and the opposition to its implementation. The participants' views about and preferences for EMI were significantly influenced by their educational background, English ability, and their academic degree. The qualitative analysis's findings showed that although EMI classes provided participants with many benefits, they also faced significant difficulties, the primary reason of which was their poor English ability. The findings also indicated that most of participants blamed administrators for the difficulties in the EMI courses..
تحلیل ساختاری تفسیری هویت حرفه ای اعضای هیات علمی در پساکرونا با تأکید بر تدریس: یک مطالعه آمیخته(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تحلیل ساختاری تفسیری هویت حرفه ای اعضای هیئت علمی در زمان پساکرونا با تأکید بر تدریس صورت گرفت. این پژوهش با ماهیت عمل گرایی و رویکرد آمیخته از نوع اکتشافی متوالی انجام شد و داده های پژوهش طی دو مرحله (کیفی، کمّی) جمع آوری گردید. در بخش کیفی، نمونه گیری با استفاده از رویکرد هدفمند از نوع روش صاحب نظران کلیدی و معیار «اشباع نظری» با 21 نفر از اعضای هیئت علمی و خبرگان دانشگاهی مصاحبه بدون ساختار انجام گرفت. تحلیل مصاحبه ها با استفاده از روش تحلیل مضمون صورت گرفت. در بخش کمّی به منظور جمع آوری داده ها پرسش نامه تدوین شده در اختیار گروه کانونی متشکل از 10 نفر از اعضای هیئت علمی قرار داده شد. برای تعیین ارتباط بین نشانگرها و دستیابی به الگوی ساختاری - تفسیری آن از روش مدل سازی ساختاری تفسیری استفاده شد. یافته ها حاکی از آن بود که نشانگرهای هویت حرفه ای اعضای هیئت علمی در زمان پساکرونا با تأکید بر تدریس شامل اخلاق حرفه ای، رغبت و تمایل به یادگیری بیشتر، تغییر در باورها و نگرش نسبت به تدریس، به روز بودن، همراهی با فراگیران، حرفه ای گرایی مشارکتی، تغییر و تحول در شیوه های تدریس، حمایت عاطفی و علمی از سایر مدرسان در تدریس آنلاین، خودراهبری در یادگیری، سواد رسانه ای، شبکه سازی و همکاری، حضور فعال در رسانه های جمعی و بهره گیری از آن ها، روابط مربی گری، بهبود روابط اجتماعی، خودباوری و انعطاف پذیری بود. نتایج نشان داد استادان با پذیرش تغییرات و بهره گیری از فرصت های جدید می توانند هویت حرفه ای خود را در مسیر رشد و تطابق با شرایط جهانی تقویت نمایند. در نهایت، ایجاد فضای دوستانه و ارتباطات مثبت بین اعضای هیئت علمی منجر به فضایی خواهد شد که دانشجویان و اعضای هیئت علمی با همدیگر ارتباطات مثبت و احساس تعلق نسبت به محیط دانشگاه داشته باشند.
اثربخشی آموزش خودراهبری یادگیری بر موفقیت تحصیلی، اشتیاق تحصیلی و فرسودگی تحصیلی دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
132 - 145
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: ارتقاء، پیشرفت تحصیلی دانش آموزان همواره یکی از مهم ترین مباحث آموزشی و نگرانی های اصلی روانشناسان پژوهشی است که از جمله عوامل موثر بر پیشرفت تحصیلی موفقیت تحصیلی، اشتیاق تحصیلی، فرسودگی تحصیلی می باشد. لذا هدف پژوهش حاضر بررسی اثر بخشی آموزش خودراهبری یادگیری بر موفقیت تحصیلی، اشتیاق تحصیلی و فرسودگی تحصیلی دانش آموزان دختر متوسطه دوم بود. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل و دوره پیگیری بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه مدارس شهر اصفهان در سال 1403 بود که به روش نمونه گیری هدفمند، 30 نفر انتخاب و در دو گروه آزمایش و کنترل، هر گروه 15 نفر جایدهی شدند. گروه آزمایش تحت آموزش 16 جلسه 90 دقیقه ای آموزش خود راهبری یادگیری جعفری، نادی و منشئی(1400) قرار گرفتند. ابزار پژوهش پرسشنامه موفقیت تحصیلی ولز(2010)، مقیاس اشتیاق تحصیلی فردریکز و همکاران(2004) و پرسشنامه فرسودگی تحصیلی سالملا – آرو و همکاران(2009) بودند. یافته ها: یافته ها نشان داد آموزش خودراهبری یادگیری بر موفقیت تحصیلی، اشتیاق تحصیلی و فرسودگی تحصیلی دختران نوجوان اثر بخش بود(01/0>p) و این اثر بخشی در دوره پیگیری 2 ماهه نیز تداوم داشت. نتیجه گیری: طبق یافته های پژوهش، آموزش خودراهبری یادگیری در مدارس توسط مشاوران و معلمان و نیز قرار دادن اصول و فرآیندهای و شیوه به کارگیری آن در کتب اصول و شیوه های یادگیری مهم و ضروری است.
تدوین پروتکل مدیریت کلاس مجازی برای دوره اول دبستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
205 - 229
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از این پژوهش، طراحی و اعتبارسنجی پروتکل مدیریت کلاس مجازی جامع برای دانش آموزان دوره اول دبستان در ایران است. با توجه به اهمیت روزافزون آموزش مجازی، به ویژه پس از همه گیری کووید-19، این مطالعه به دنبال ارائه دستورالعمل هایی ساختاریافته است که کیفیت، دسترسی و اثربخشی را در محیط های یادگیری آنلاین تضمین کند. روش: در این پژوهش، ابتدا با استفاده از روش تحلیل مضمون، پروتکل های مدیریت کلاس مجازی در سطح جهان، قوانین و اسناد بالادستی نظام جمهوری اسلامی مرتبط با آموزش و پرورش، قوانین مرتبط با شرایط اضطراری و ویژگی ها و امکانات سکوهای رایج برگزاری کلاس مجازی در ایران و جهان بررسی شد. سپس، با استفاده از روش دلفی، نظرات کارشناسان جمع آوری و محتوای پروتکل اعتبارسنجی شد. یافته ها: نتایج نشان داد که اجماع نظر قابل قبولی در بین شرکت کنندگان در مورد مؤلفه ها و شاخص های کلیدی پروتکل وجود دارد. پروتکل نهایی شامل مجموعه ای از دستورالعمل ها و راهنمایی ها برای مدیریت کلاس های مجازی دوره اول دبستان است که بر اساس چهار مؤلفه اصلی (آماده سازی و برنامه ریزی، مدیریت تعاملات، ارزیابی و بازخورد، ملاحظات فنی و پشتیبانی) تدوین شده است. نتیجه گیری: اجرای موفق این پروتکل می تواند با هدف بهبود تجربه آموزشی برای فراگیران در سن پایین و حمایت از پیشرفت تحصیلی آن ها در یک بستر مجازی، عمل کند. این یافته ها به عنوان منبعی برای مدیران آموزشی، معلمان و سیاست گذاران برای افزایش کارایی آموزش مجازی و کاهش چالش های بالقوه ای که دانش آموزان در محیط های یادگیری آنلاین با آن مواجه هستند، عمل خواهد کرد. پیشنهاد می شود که در پژوهش های آتی، اثربخشی پروتکل در شرایط واقعی کلاس درس بررسی شده و بازخوردهای معلمان و دانش آموزان در طراحی نسخه های بعدی پروتکل مد نظر قرار گیرد. همچنین، پیشنهاد می شود که این پروتکل برای سایر مقاطع تحصیلی نیز بومی سازی و اعتبارسنجی شود. علاوه بر این، پژوهش های آتی می توانند به بررسی عوامل مؤثر بر پذیرش و اجرای پروتکل توسط معلمان و مدیران مدارس بپردازند.
پیشایندها و پسایندهای برنامه ریزی درسی مشارکتی در مدارس: شناسایی و اولویت بندی با رویکرد دلفی فازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهبری آموزشی کاربردی سال ۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
1 - 14
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف : هدف پژوهش حاضر شناسایی و اولویت بندی پیشایندها و پسایندهای برنامه ریزی درسی مشارکتی در مدارس ارومیه با استفاده از روش دلفی فازی صورت پذیرفت. روش شناسی پژوهش : پژوهش حاضر به صورت آمیخته و با استفاده از روش ترکیبی کیفی وکمی بود. پژوهش حاضر کاربردی و با استفاده از روش اکتشافی متوالی صورت گرفت. جامعه آماری تحقیق حاضر مدارس متوسطه شهرستان ارومیه می باشند که از این میان 20 نفر به عنوان نمونه و با استفاه از روش نمونه گیری هدفمند براساس اشباع نظری انتخاب شده بودند. در مرحله کیفی برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. در بخش کمی نیز از پرسشنامه دلفی برای گرد آوری اطلاعات استفاده شد که پایایی و روایی ابزارها با استفاده از آزمون مجدد و روایی محتوا تایید شد. در ادامه با استفاده از روش دلفی فازی پیشایندها و پسایندهای برنامه ریزی درسی مشارکتی در مدارس اولویت بندی گردید. یافته ها : نتایج بدست آمده نشان داده است که از میان پسایندهای برنامه ریزی درسی مشارکتی در مدارس، توسعه مهارت های کار تیمی، انگیزه بیشتر، انگیزه به یادگیری مداوم، تعامل اجتماعی، شناسایی استعدادها، پشتیبانی اجتماعی، تسریع یادگیری، تنوع دیدگاه ها مهم ترین عوامل هستند. همچنین از میان پیشایندهای برنامه ریزی درسی مشارکتی، مشارکت جمعی، توجه به شاگردمحوری، تصمیم گیری مشارکتی، تطابق برنامه درسی با زندگی واقعی، توجه به عمکلرد مبتنی بر اهداف، اهمیت بیشتر به فرایندهای یادگیری، توجه به تفاوت های فردی، اعتماد به نفس دانش اموزان، نیز مهم ترین پیامدهای این سبک برنامه ریزی درسی در مدارس متوسطه شهرستان ارومیه می باشند. بحث و نتیجه گیری: بر اساس الگوی برنامه ریزی درسی مشارکتی، مشارکت دانش آموزان در فعالیت های مدرسه فقط به امور اداری محدود نمی شود، بلکه اجازه مشارکت در سیاست گذاری، تصمیم گیری و قانون گذاری را نیز دارند.
تدوین مدل بی صداقتی تحصیلی بر اساس هیجان های پیشرفت با میانجی گری درگیری تحصیلی خانواده در دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
10 - 20
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از مطالعه حاضر بررسی تدوین مدل بی صداقتی تحصیلی بر اساس هیجان های پیشرفت با میانجی گری درگیری تحصیلی خانواده دانش آموزان بود. روش پژوهش: طرح پژوهش حاضر از نوع توصیفی همبستگی است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانش آموزان دختر متوسطه دوم شهر سمنان در سال 1403-1402 بود که با استفاده از نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای تعداد 260 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه های بی صداقتی تحصیلی (مک کابی و تروینییو، 1999)، هیجانات پیشرفت (پکران و همکاران، 2005) و درگیری تحصیلی خانواده (فن و ویلیامز، 2010) بودند. داده ها با استفاده از روش آماری مدل یابی معادلات ساختاری و نرم افزارهای SPSS و AMOS تحلیل شد. یافته ها: ارزیابی مدل فرضی پژوهش با استفاده از شاخص های برازندگی نشان داد که مدل فرضی، با مدل اندازه گیری برازش دارد (91/0=CFI، 96/0= NFI،07/0=(RMSEA. نتایج پژوهش نشان داد که هیجان-های پیشرفت به طور مستقیم بر بی صداقتی تحصیلی در سطح 05/0P< تاثیر معناداری دارد؛ همچنین، هیجان های پیشرفت به طور غیرمستقیم از طریق درگیری تحصیلی خانواده نیز بر بی صداقتی تحصیلی موثر است. نتیجه گیری: با توجه به نتایج این پژوهش، جهت بهبود بی صداقتی تحصیلی، مداخله در هیجان های پیشرفت و درگیری تحصیلی خانواده در دانش آموزان می تواند دارای اهمیت باشد.
واکاوی ادراکات و تجارب زیسته معلمان از عوامل موثر بردروغگویی دربین دانش آموزان دروه ابتدایی (یک مطالعه کیفی پدیدارشناسی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
21 - 33
حوزههای تخصصی:
زمینه وهدف: هدف از انجام این پژوهش بررسی تجارب معلمان در زمینه عوامل مؤثر بر دروغگویی در بین دانش آموزان دوره ابتدایی بود. روش پژوهش:ازآنجایی که پژوهشگر قصد داشت تجربه زیسته معلمان در زمینه عوامل مؤثر بر درغگویی در بین دانش آموزان ابتدایی را پیدا کند؛ لذا راهبرد پدیدارشناسی انتخاب شد. میدان تحقیق و جامعه موردمطالعه معلمان مدارس شهر میناب بودند. روش نمونه گیری در این پژوهش به شیوه هدفمند و ملاکی انجام شد. از بین معلمان مدارس شهر میناب درمجموع از 14 نفر برای مشارکت دعوت به عمل آمد که 6 نفر آنان معلمان مرد و 8 نفر زن بودند. اصل اشباع نظری برای اتمام نمونه گیری مورداستفاده قرار گرفت. تجارب مشارکت کنندگان در دو الگو ترسیم گردید. یافته ها: یافته های حاصل از مصاحبه با مشارکت کنندگان شامل دو مقوله تبیینی 1- عوامل موثر بر دروغگویی2- راهکارهای لازم برای کاهش دروغگویی درکودکان بود. نتیجه گیری: ارائه راهکارهای لازم جهت کاهش دروغگویی در کودکان از سوی مشارکت کنندگان ارائه گردید.