برنامه درسی و آموزش یادگیرنده محور (چشم انداز برنامه درسی و آموزش)
برنامه درسی و آموزش یادگیرنده محور سال 4 بهار 1404 شماره 1 (مقاله علمی وزارت علوم)
مقالات
حوزههای تخصصی:
پژوهش با هدف بررسی امکان سنجی کاربست هوش مصنوعی در آموزش ابتدایی ایران انجام شد. رویکرد این پژوهش کیفی و به روش پدیدارشناسی توصیفی است. ده نفر از اساتید علوم تربیتی، خبرگان و کارشناسان حوزه آموزش و متخصص در زمینه هوش مصنوعی به روش هدفمند (نمونه گیری فرد ماهر) و تا رسیدن به اشباع نظری داده ها انتخاب شدند و تحت مصاحبه نیمه ساختاریافته قرار گرفتند. یافته ها نشان دهنده پنج مقوله اصلی و 24 مقوله فرعی بود. مقوله فراهم سازی ظرفیت ها و زیرساخت ها شامل شش مقوله فرعی توسعه فلسفه، فرهنگ و اهداف زیربنایی، ایجاد قوانین و مقررات، فراهم ساختن زیرساخت های سخت افزاری و نرم افزاری، آموزش معلمان و دانش آموزان، رفع کمبود معلم و ارزیابی بهتر عملکرد نظام آموزشی بود. مقوله فرصت های آموزشی شامل هشت مقوله فرعی افزایش توان معلمان، تقویت یادگیری دانش آموزان، هماهنگ شدن با تغییرات فرهنگی مدرن، افزایش دقت در ارزشیابی، کمک به دانش آموزان با نیازهای ویژه، گرفتن بازخورد و اصلاح به موقع، یادگیری شخصی سازی شده و کمک به والدین در راستای آموزش فرزندانشان بود. مقوله موانع شامل سه مؤلفه فرعی مقاومت، هزینه ها و پشتیبانی خانواده ها بود. مقوله چالش ها شامل سه مؤلفه فرعی تهدیدات سایبری، نادیده گرفتن توان نیروی انسانی و بی عدالتی آموزشی بود. مقوله چشم اندازهای روشن نیز شامل چهار مؤلفه فرعی علم کاربردی، افزایش اشتغال، رشد اقتصادی و پیشرفت صنعت بود. نتایج نشان داد که کاربست هوش مصنوعی در آموزش ابتدایی ایران نیازمند اجرایی کردن برخی زیرساخت ها و ظرفیت ها بوده و علی رغم مزایایی که دارد می تواند با موانع و چالش هایی همراه باشد که توجه به آن ها در رشد چشم اندازهای آتی کشور ضروری است.
اثربخشی روش تدریس بایبی بر انگیزش تحصیلی و سرزندگی تحصیلی دانش آموزان پایه ششم ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی روش تدریس بایبی بر انگیزش تحصیلی و سرزندگی تحصیلی دانش آموزان پایه ششم ابتدایی بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و گروه کنترل بود. براین اساس از میان دانش آموزان دختر مقطع ابتدایی پایه ششم شهر فولادشهر در سال تحصیلی 1401-1400 با روش نمونه گیری در دسترس و لحاظ ملاک های ورود و خروج از پژوهش 30 دانش آموز انتخاب و در دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه 15نفر) و جایگزین شدند. گروه آزمایش در معرض پنج جلسه آموزش روش تدریس بایبی بر اساس محتوای آموزشی مهدی زاده و همکاران (1396) قرار گرفتند و گروه گواه هیچگونه آموزشی دریافت نکرد. جهت جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه های سرزندگی تحصیلی دهقانی زاده و حسین چاری (1391) و انگیزش تحصیلی هارتر(1980) استفاده شد. داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار SPSS-25 و روش آماری کواریانس چندمتغیری تحلیل شدند. نتایج تحلیل کواریانس چندمتغیری نشان داد که روش تدریس بایبی سبب بهبود انگیزش تحصیلی و سرزندگی تحصیلی در دانش آموزان شده است (001/0(P<. با توجه به اینکه آموزش راهبردهای مبتنی بر روش تدریس بایبی در سازه ها و رفتارهای تحصیلی دانش آموزان موثر بوده است، پیشنهاد می شود که روان شناسان مدرسه و بعضاً معلمین از این راهبرد برای بهبود فعالیت های یادگیری و تحصیلی در دانش آموزان استفاده نمایند.
شایستگی های مورد نیاز معلمان ریاضی کارآمد: از دیدگاه دانشجو-معلمان رشته آموزش ریاضی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به اهمیت یادگیری درس ریاضی و توسعه تفکر ریاضیاتی در دانش آموزان دوره متوسطه، نقش معلم ریاضی به عنوان یک عامل کلیدی در این فرآیند غیرقابل انکار است. هدف این تحقیق، شناسایی شایستگی های عمومی، تخصصی و حرفه ای مورد نیاز معلمان ریاضی کارآمد دوره متوسطه از دیدگاه دانشجو-معلمان رشته آموزش ریاضی است. این پژوهش به شیوه پژوهش کیفی، به روش پدیدارشناسی با جامعه پژوهشی دانشجو-معلمان سال آخر رشته آموزش ریاضی دانشگاه فرهنگیان شهر تبریز در سال تحصیلی 1403-1402 است. نمونه ها به صورت هدفمند انتخاب گردیدند و حجم آن با توجه به ماهیت پژوهش کیفی تا اشباع داده ها (31 نفر) ادامه یافت. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختارمند گرد آوری گردید و با استفاده از روش پیشنهادی اسمیت (1995) تجزیه و تحلیل شد. برای ارزیابی اعتبار داده های پژوهش، از روش های برقراری ارتباط مناسب و جلب اعتماد، بازبینی مداوم داده ها، بررسی کفایت داده ها، مرور مضامین با مشارکت کنندگان و بررسی همکار استفاده گردید. چهار مضمون اصلی شامل تخصص ها و مهارت های علمی، مهارت های تدریس و یادگیری، توانمندی های اجتماعی و ارتباطی، و ویژگی های رفتاری و شخصیتی استخراج شد. مضامین فرعی این پژوهش نشان دهنده اهمیت تسلط به دانش تخصصی و به روز، آشنایی با فناوری های نوین آموزشی، شناخت بدفهمی های دانش آموزان و روش های رفع آن ها، مهارت های ارتباطی قوی، توجه به تفاوت های فردی، و ایجاد فضای حمایتی و انگیزشی در تدریس است. معلمان ریاضی برای ارائه آموزش مؤثر باید ترکیبی از مهارت های علمی، ارتباطی، و شخصیتی را داشته باشند و با بهره گیری از روش های نوین و توسعه حرفه ای مداوم، فرآیند یادگیری درس ریاضی را بهبود ببخشند.
اثربخشی آموزش به روش نقشه مفهومی بر تفکر تحلیلی و خودتنظیمی دانش آموزان پسر دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و اهداف: مطالعه حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش به روش نقشه مفهومی بر تفکر تحلیلی و خودتنظیمی دانش آموزان پسر ابتدایی در شهر تبریز انجام یافته است. روش ها: پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش را تمامی دانش آموزان پسر پایه ششم ابتدایی در حال تحصیل سال 1403-1402 تبریز تشکیل دادند. از جامعه مذکور 40 نفر به عنوان نمونه آماری به صورت در دسترس انتخاب و بطور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند و گروه آزمایش برنامه آموزش به روش نقشه مفهومی را در 8 جلسه دریافت نمودند. ابزار پژوهش پرسشنامه تفکر خلاق پیتر هانی، پرسشنامه خود تنظیمی بوفارد(1995) بودند. با استفاده از آزمون کوواریانس ، اثر بخشی آموزش به روش نقشه مفهومی بررسی شد. یافته ها: نشان داد که برنامه آموزش به روش نقشه مفهومی بر تفکر تحلیلی و خود تنظیمی دانش آموزان تاثیر مثبتِ معنی داری دارد. نتیجه گیری: با لحاظ یافته های این پژوهش و پشتوانه ی نظری وتجربی این حوزه توصیه می شود از این روش درنظام آموزشی استفاده شود.
شناسایی فرصت های فضای مجازی در محیط های یادگیری از منظر دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و اهداف: مطالعه حاضر با هدف تعیین اثربخشی فن آموزشی نقشه مفهومی بر تفکر تحلیلی، خودنظم دهی وعملکرد تحصیلی دانش آموزان پسر ابتدایی شهر تبریز انجام یافته است. روش ها: جامعه آماری پژوهش حاضر دانش آموزان دختر و پسر پایه های دهم و یازدهم مقطع متوسطه دوم نواحی ۳ و۴ شهر تبریز به تعداد 15358 نفر بودند. در این پژوهش نمونه آماری 374 نفر از دانش آموزان با روش نمونه گیری تصادفی با استفاده از فرمول کوکران محاسبه شده است. ابزار گرداوری داده ها در این پژوهش پرسشنامه محقق ساخته دارای 26 گویه در مقیاس پنج درجه ای لیکرت بود که روایی سازه آن بر اساس تحلیل عاملی اکتشافی به تایید رسید و پایایی پرسشنامه بر اساس ضریب آلفای کرونباخ 94/0 به دست آمد. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که فرصت های فضای مجازی در محیط های یادگیری برای دانش آموزان شامل بهبود فرایند یاددهی-یادگیری، تقویت پایه های اعتقادی،شناخت محدودیت ها و کمک به جامعه پذیری و سازگاری می شود. نتیجه گیری: می توان چنین نتیجه گرفت که فضای مجازی فرصت های بی شماری را در محیط یادگیری برای دانش اموزان فراهم می سازد
رابطه خودکارآمدی و اعتیاد به اینترنت با اهمال کاری تحصیلی نوجوانان به واسطه خودتنظیمی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر تعیین رابطه خودکارآمدی و اعتیاد به اینترنت با اهمال کاری تحصیلی نوجوانان به واسطه خودتنظیمی بود.جامعه پژوهش دانش آموزان دختر دوره دوم مقطع متوسطه شهر تبریز بود که از میان آنها200 نفر به روش خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش پرسشنامه اهمال کاری تحصیلی سواری (1390)، خودکارآمدی موریس (2001)، پرسشنامه اعتیاد به شبکه های اجتماعی مجازی صادق زاده و همکاران (1397) و خودتنظیمی بوفارد و همکاران (1995) بودند. داده ها از روش مدل یابی معادلات ساختاری و از طریق نرم افزار 24 AMOSو 25SPSS تحلیل شدند.نتایج نشان داد بین خودکارآمدی و اهمال کاری تحصیلی رابطه منفی و معنی دار و بین اعتیاد به اینترنت با اهمال کاری تحصیلی رابطه مثبت و معنی دار وجود دارد. بین خودکارآمدی و اهمال کاری تحصیلی به واسطه خودتنظیمی رابطه غیر مستقیم وجود دارد. بین اعتیاد به اینترنت و اهمال کاری تحصیلی به واسطه خودتنظیمی رابطه غیر مستقیم وجود دارد.یافته های این پژوهش می تواند درطرح ریزی برنامه های آموزشی مورد استفاده قرار گیرد تا دانش آموزان کمتر در معرض آسیب های حاصل از اهمال کاری قرارگیرند.