روان شناسی افراد استثنایی
روان شناسی افراد استثنایی سال 15 بهار 1404 شماره 57 (مقاله علمی وزارت علوم)
مقالات
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی ویژگی های روانسنجی پرسشنامه تجربه خانواده اوتیسم در خانواده های دارای فرزند اوتیسم در استان یزد انجام شد. روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی- هنجاریایی بود. جامعه اماری حاضر را تمامی خانواده های دارای فرزند اوتیسم در سال 1403 تشکیل دادند که از این افراد، 385 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. در این پژوهش از پرسشنامه های تجربه خانواده اوتیسم، شدت علایم اوتیسم و حمایت اجتماعی استفاده شد. روایی مقیاس با استفاده روش روایی محتوایی (محاسبه CVI و CVR) و همچنین تحلیل عامل تاییدی با نرم افزار AMOS محرز گردید. علاوه برآن، روش همسانی درونی نشان داد بین تجربه خانواده اوتیسم با شدت علائم اوتیسم و حمایت اجتماعی رتبطه مثبت و معنی داری وجود دارد. برای بررسی پایایی پرسشنامه از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد که یافته ها نشان داد ضریب آلفای کرونباخ خرده مقیاس تجربه والدین اوتیسم 929/0، برای خرده مقیاس زندگی خانوادگی 916/0، خرده مقیاس توسعه کودک و روابط اجتماعی، 94/0 و برای علایم کودک، 897/0 و برای کل مقیاس تجربه خانواده اوتیسم 952/0 به دست آمد. نتایج نشان داد که پرسشنامه تجربه خانوده اوتیسم از پایایی و روایی مناسبی برخوردار است؛ بنابراین می توان از این مقیاس جهت ارزیابی تجربه خانواده اوتیسم استفاده کرد.
بررسی اثربخشی برنامه توان بخشی شناختی مبتنی بر توجه، بر تمیز شنیداری و سرعت پردازش اطلاعات کودکان با اختلال یادگیری از نوع نارساخوانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر باهدف تعیین اثربخشی برنامه توان بخشی شناختی مبتنی بر توجه، بر تمیز شنیداری و سرعت پردازش اطلاعات کودکان با اختلال یادگیری از نوع نارساخوانی در شهرستان سمنان انجام شد. این مطالعه از نوع تحقیقات نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون همراه با گروه کنترل اجرا شد. جامعه آماری این تحقیق شامل کلیه دانش آموزان نارساخوان شهرستان سمنان برای سال تحصیلی 1402-1401 بود که از بین آن ها به روش نمونه گیری در دسترس 24 نفر انتخاب شد و به صورت تصادفی در 2 گروه 12 نفره آزمایش و کنترل قرار گرفتند. آزمون های تمیز شنیداری (1958) و سرعت پردازش (زاهلن – وربیندونگز، 1978؛ نئوبائر و نور، 1998) به عنوان پیش آزمون توسط هر دو گروه انجام شده سپس گروه آزمایش ده جلسه آموزش برای تقویت توجه و تمرکز را دریافت نمودند و گروه کنترل برنامه عادی روزانه خود را گذراند. سپس از هر دو گروه پس آزمون به عمل آمد و داده های پژوهش با استفاده از روش های آمار توصیفی (شاخص های گرایش مرکزی و پراکندگی) و استنباطی (تحلیل کوواریانس) مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که آموزش برنامه توان بخشی مبتنی بر توجه، بر بهبود سرعت پردازش اطلاعات و تمیز شنیداری دانش آموزان نارساخوان تأثیر مثبت و معناداری داشتند (005/0P<). به کارگیری برنامه توان بخشی به عنوان یک آموزش مؤثر می تواند بر بهبود خواندن و سرعت پردازش اطلاعات اعم از دیداری و شنیداری برای موفقیت و پیشرفت در زمینه های مختلف تحصیلی مانند خواندن، نوشتن، هجی کردن و محاسبات ریاضی کمک کند.
اثربخشی آموزش تاب آوری هیجانی- شناختی بر استرس والدگری، تنظیم هیجان و تاب آوری والدین کودکان پسر با کم توان ذهنی خفیف(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با تولد یک کودک با کم توانی ذهنی، کارکردهای روان شناختی والدین به مخاطره می افتد؛ بنابراین استفاده از مداخله های رویکردمحور، کوتاه مدت و مقرون به صرفه در بهبود شرایط خاص روان شناختی این والدینضروری است. در همین راستا، پژوهش حاضر باهدف اثربخشی آموزش تاب آوری هیجانی- شناختی بر استرس والدگری، تنظیم هیجان و تاب آوری والدین کودکان کم توان ذهنی خفیف انجام شد. جامعه آماری را والدین دارای فرزند پسر با کم توانی ذهنی خفیف 8 تا 12 ساله مشغول به تحصیل در مدرسه کودکان استثنایی مرجوی (2) شهرستان کرج تشکیل دادند. نمونه پژوهش 30 نفر از والدین بودند که به صورت در دسترس و بر اساس ملاک های مطالعه انتخاب و به صورت تصادفی در گروه های آزمایش و گواه جای دهی شدند. ابزار پژوهش شامل: پرسشنامه استرس والدگری (آبیدین، 1995)، مقیاس دشواری هایی در تنظیم هیجان (گراتز و روئمر، 2004) و مقیاس تاب آوری (کانر و دیویدسون،2003)، بود. آموزش تاب آوری هیجانی-شناختی اسمیت و آسکف (2016) به مدت 6 جلسه 50 تا 60 دقیقه ای و یک بار در هفته به صورت گروهی در گروه آزمایش ارائه شد. داده ها با روش کواریانس تک و چندمتغیری تحلیل شد. یافته ها نشان داد که برنامه آموزشی به طور معنی داری برکاهش مؤلفه های استرس والدگری، افزایش تنظیم هیجان و تاب آوری والدین کودکان با کم توان ذهنی تأثیر داشت (P<0/ 05)؛ بنابراین به نظر می رسد آموزش حاضر در قالب یک برنامه رویکرد محور، کوتاه مدت و تعامل گرا، توانست با تلفیق راهبردهای شناختی- رفتاری و آموزش آرام سازی، ذهن آگاهی و سایر فنون، انعطاف پذیری شناختی- هیجانی والدین را در تعامل با کودکان خود ارتقاء بخشد.
اثربخشی آموزش مهارت های ارتباطی بر سازگاری اجتماعی و کیفیت زندگی مادران دارای فرزند مبتلا به اختلال طیف اوتیسم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اختلال اوتیسم به علّت مشکلاتی که در رشد مهارت های ارتباطی، عاطفی، تعاملی، کلامی و شناختی افراد مبتلا ایجاد می کند، تقریباً تمام اعضای خانواده، به ویژه مادران را درگیر مسائل ناشی از این اختلال می کند. پژوهش حاضر باهدف بررسی اثربخشی آموزش مهارت های ارتباطی بر سازگاری اجتماعی و کیفیت زندگی مادران دارای فرزند اوتیسم انجام گرفت. روش پژوهش آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه ی آماری پژوهش شامل تمامی مادران دارای فرزند اوتیسم در سال 1403 شهر اردبیل بود که از میان آن ها برحسب ملاک های ورود به پژوهش و به روش نمونه گیری هدفمند 30 نفر انتخاب و به صورت تصادفی در گروه آزمایش (15 نفر) و گروه کنترل (15 نفر) جایگزین شدند. گروه آزمایش 8 جلسه ی 75 دقیقه ای برنامه ی آموزش مهارت های ارتباطی مک کی و همکاران (2009) را دریافت کردند و گروه کنترل به روال عادی خود ادامه دادند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه ی سازگاری اجتماعی بل (۱۹۶۱) و پرسشنامه ی کیفیت زندگی اسکوینتگتون و همکاران (2004) استفاده شد. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیره مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان داد که بین میانگین سازگاری اجتماعی (001/0>P، 40/57F=، 688/0 η p 2 =) و کیفیت زندگی (001/0>P، 58/89F=، 775/0 η p 2 =) مادران گروه آزمایش و گروه کنترل در پس آزمون تفاوت معناداری وجود دارد. بدین صورت که بعد از اجرای برنامه ی آموزش مهارت های ارتباطی، میانگین نمرات سازگاری اجتماعی و کیفیت زندگی مادران در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل به طور معناداری افزایش یافته است؛ بنابراین، مادران دارای فرزند اوتیسم به کمک مهارت های ارتباطی می توانند سازگاری خود را بهبود بخشند و کیفیت زندگی در آنان افزایش می یابد.
اثربخشی غنی سازی ادراکی بر حافظه فعال و عملکرد ریاضی دانش آموزان با ناتوانی یادگیری خاص در ریاضی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی غنی سازی ادراکی بر حافظه فعال و عملکرد ریاضی دانش آموزان با ناتوانی یادگیری خاص در ریاضی بود. روش این پژوهش شبه آزمایشی پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری کلیه دانش آموزان با ناتوانی یادگیری خاص در ریاضی پایه های چهارم تا ششم ابتدایی شهر اصفهان بودند که از بین آنها 28 نفر از طریق نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه 14 نفر) جایگماری شدند. برای جمع آوری داده ها از مقیاس هوش وکسلر کودکان ویرایش چهارم، آزمون ریاضی کی مت و آزمون حافظه فعال N-back استفاده شد و گروه آزمایش طی 10 جلسه 45-60 دقیقه ای (2 بار در هفته) تحت مداخله غنی سازی ادراکی قرار گرفت. داده های حاصل از پژوهش با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس تک متغیری و چندمتغیری تجزیه و تحلیل شد. نتایج حاکی از اثربخشی غنی سازی ادراکی بر بهبود حافظه فعال (001/0>p) و عملکرد ریاضی (001/0>p) آزمودنی های گروه آزمایش بود. نتایج پژوهش نشان داد که غنی سازی ادراکی می تواند بر بهبود حافظه فعال و عملکرد ریاضی دانش آموزان با ناتوانی یادگیری خاص در ریاضی موثر باشد.
تدوین و اثربخشی درمان مبتنی بر تکثیر انبوه عصبی بر شاخص های تحولی و علائم کودکان با اختلال طیف اوتیسم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تدوین مدل درمانی مبتنی بر رشد عصب محور جهت درمان حداکثری اختلالات عصب-تحولی ضروری به نظر می رسد. این پژوهش با هدف تدوین و بررسی اثربخشی روش نوآورانه ی درمان مبتنی بر تکثیر انبوه عصبی بر شاخص های تحولی و علائم اوتیسم کودکان طیف اوتیسم انجام شده است. روش پژوهش از نوع کیفی و کمی است. در بخش پژوهش کیفی از روش تحلیل محتوای کیفی از نوع استقرایی و سپس روش دلفی برای طراحی مبانی نظری و طرح عملیاتی درمان استفاده شد. پس از آن با استفاده از روش آزمایشی با طرح پیش آزمون -پس آزمون با گروه کنترل، تعداد 30 آزمودنی ۳ تا ۵ سال دارای اختلال طیف اُتیسم از طریق روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه 15 نفری آزمایش و کنترل جای دهی شدند. مداخله به میزان 36 جلسه، طی 3 ماه و در قالب جلسات 45 دقیقه ای اجرا شد. ابزار سنجش آزمون گارس 3 و ASQ II بود. داده ها با روش مانکووا تحلیل شد. یافته ها حاکی از نتایج مثبت در حیطه ی حل مسئله؛ حرکات درشت؛ برقراری ارتباط و علائم اتیستیک (0.01>P) بود، اما این تغییرات در متغیرهای حرکات ظریف و رفتارهای شخصی- اجتماعی؛ دیده نشد. این چنین استنباط می شود که روش درمان مبتنی بر تکثیر انبوه عصبی موجب رشد و گسترش کارکردهای رشد محور و پایه ای (کلان) می شود، اما تأثیر مستقیم آن در بازه ی زمانی 3 ماهه بر کارکردهای خرد که غالباً نیازمند آموختن از محیط هستند قابل مشاهده نیست.
تدوین برنامه توان بخشی شناختی یافتن سریع کلمه و اثربخشی آن بر پردازش شنیداری کودکان با اختلال های عصب تحولی: مطالعه موردی کودکان با نارساخوانی و اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از بارزترین ویژگی های کودکان با نارساخوانی و اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی، مشکل در پردازش شنیداری است و عدم ارائه مداخله به موقع برای این کودکان عواقب جبران ناپذیری را به همراه دارد. هدف از این پژوهش تدوین برنامه توان بخشی شناختی یافتن سریع کلمه و اثربخشی آن بر پردازش شنیداری کودکان با نارساخوانی و اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان دوره ابتدایی 7 تا 9 ساله شهر تهران با تشخیص نارساخوانی و اختلال نقص توجه / بیش فعالی که در سال نیمسال دوم تحصیلی 1401 مشغول به تحصیل بودند که 30 نفر داوطلب واجد شرایط به شیوه تصادفی در دوگروه آزمایش (15 نفر) و گواه (15 نفر) گمارش شدند. گروه آزمایش در 10 جلسه 45 دقیقه ای برنامه توان بخشی شناختی یافتن سریع کلمه را دریافت کرد. ابزارهای پژوهش شامل نسخه چهارم آزمون هوش وکسلر، آزمون خواندن و نارساخوانی مرادی و همکاران (1395)، پرسشنامه کانرز-فرم والدین (1998) و سیاهه مشکلات شنیداری فیشر (1976) بود. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس چند متغیره تحلیل شد. یافته ها نشان داد که برنامه توان بخشی شناختی یافتن سریع کلمه مؤثر بوده و موجب بهبود پردازش شنیداری کودکان با نارساخوانی و اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی در گروه آزمایش شده است. با توجه به این یافته ها برنامه توان بخشی شناختی یافتن سریع کلمه به عنوان یک مداخله مؤثر به متخصصان پیشنهاد می شود.
اثربخشی آموزش هم زمان انواع کارکردهای اجرایی (گرم و سرد؛ متمرکز بر آموزش هم زمان والد و کودک) بر بهبود همدلی کودکان با اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به منظور بررسی اثربخشی آموزش هم زمان انواع کارکردهای اجرایی (گرم و سرد؛ متمرکز بر آموزش هم زمان والد و کودک) بر بهبود همدلی کودکان با اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی انجام شد. طرح پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون، پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش تمامی کودکان 9 تا 12 ساله با اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی شهر رشت بودند که در شش ماهه اول سال 1400 به مراکز درمانی- آموزشی مراجعه کردند. نمونه پژوهش شامل 26 مادر و کودک با نارسایی توجه/ بیش فعالی از جامعه آماری ذکرشده بود که با روش در دسترس انتخاب و به تصادف در گروه های آزمایش و گواه جای دهی شدند. کودکان گروه آزمایش و مادران آن ها هرکدام برنامه مداخله ای موردنظر را طی 10 جلسه دریافت کردند. ابزار مورداستفاده شامل پرسشنامه جمعیت شناختی، مقیاس درجه بندی کانرز و پرسشنامه همدلی بود. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کواریانس تحلیل شدند. یافته ها نشان داد آموزش هم زمان انواع کارکردهای اجرایی (گرم و سرد؛ متمرکز بر آموزش هم زمان والد و کودک) بر بهبود نمره کل همدلی (01/0 >P)، خرده مقیاس های همدلی انگیزه اجتماعی (01/0 >P)، همدلی شناختی (05/0 >P)، همدلی عاطفی جهت گیری دوستان (01/0 >P)، همدلی مؤثر جهت گیری خانواده (05/0 >P) در کودکان با اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی اثر معناداری داشت. نتایج نشان می دهند مداخلات چندوجهی که کارکردهای اجرایی کودکان با اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی را هدف قرار می دهد می تواند رویکردی امیدوارکننده برای بهبود همدلی این کودکان باشد.
سازه های روان شناسی مثبت محور در حوزه نارسایی های یادگیری ویژه: مطالعه مروری نظامند(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نارسایی های یادگیری ویژه شامل اختلالی عصب-تحولی است که در سال های اخیر از منظر روان شناسی مثبت موردتوجه قرار گرفته است. هدف از پژوهش حاضر ترسیم نقشه مفهومی سازه های روان شناسی مثبت محور در حوزه نارسایی های یادگیری ویژه بود. طرح پژوهش از نوع مطالعه مروری نظام مند بود. از طریق الگوی پریسما یافته های پژوهشی مرتبط با متغیرهای سازه های روان شناسی مثبت محور در حوزه نارسایی های یادگیری ویژه موردبررسی قرار گرفت. در این راستا، با استفاده از کلیدواژه های تخصصی سازه های روان شناسی مثبت و نارسایی های یادگیری ویژه (شامل اختلال خواندن، اختلال نوشتن، اختلال ریاضی)، به جستجو در پایگاه های اطلاعاتی ازجمله Pubmed, Eric, Scopus, Sid, Irandoc,Noormags Ebsco,Science Direct,ProQuest, Springer پرداخته شد و مقالات و اطلاعات مرتبط با عنوان پژوهش حاضر، مورد واکاوی قرار گرفت. یافته های پژوهش حاضر نشان داد که سازه های روان شناسی مثبت شامل متغیرهای بهزیستی روانی، تاب آوری، خوش بینی، سلامت روان، کیفیت زندگی، شادکامی، امید، رضایت از زندگی، سپاسگزاری و معنویت تأثیرگذارترین کلمات کلیدی در شبکه هم رخدادی هستند و پژوهش های روان شناسی مثبت محور بر سازه های ذکرشده تأکید دارند. شواهد پژوهشی بیانگر این است که تقویت و بهبود سازه های روان شناسی مثبت می تواند برای دانش آموزان با نارسایی های یادگیری ویژه بسیار مفید واقع شود. این مطالعه نشان دهنده ی اهمیت سازه های روان شناسی مثبت در حوزه ی اختلالات یادگیری ویژه بود، لذا برای دستیابی به نتایج مطلوب در حوزه نارسایی های یادگیری ویژه ادغام فعالیت های شواهدمحور و پژوهشی با فعالیت های بالینی و مداخله ای پیشنهاد می گردد.