ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۱۶۱ تا ۱٬۱۸۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
۱۱۶۱.

تحلیل پیوستار زمانی-مکانی داستان کوتاه زیارت اثر جلال آل احمد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۸۸
«پیوستار زمانی-مکانی» یکی از شاخصه های بسیار مهم برای سنجش عینیت و واقع گرایی یک اثر داستانی است. با توجه به اهمیت این موضوع، مقاله حاضر بر آن است تا ضمن بررسی داستان کوتاه زیارت، اثر جلال آل احمد ابهامات موجود در داستان را به کمک وقایع تاریخی، نشانه های زمانی-مکانی و متغیرهای اجتماعی مورداشاره در بستر داستان، از منظر پیوستار زمانی-مکانی برطرف سازد. در این جستار که با تکیه بر منابع کتابخانه ای و سندکاوی و به شیوه توصیفی-تحلیلی نگاشته شده، ضمن پرداختن به مبانی نظری موضوع و نگاهی گذرا به خط فکری نویسنده، داستان به لحاظ حس زیارتی مکان، مبدأ و مقصد سفر، طول مسیر حرکت، زمان سفر و ناهمخوانی زمانی و مکانی مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد که داستان مذکور علیرغم نشانه های زمانی-مکانی ، ابهاماتی را به لحاظ پیوستار زمانی-مکانی داراست و ناهمخوانی های زمانی و مکانی نیز در آن مشهود است که با ویژگی های یک اثر رئالیستی، که واقع گرایی از مشخصه های بارز آن است، مطابقت ندارد.
۱۱۶۲.

بررسی و تحلیل استعاره مفهومی «خرد» در شاهنامه فردوسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۱۰۹
خرد و واژه های مشتق از آن، واژه ای کلیدی و پرکاربرد در شاهنامه فردوسی است. موضوع این نوشتار بررسی و تحلیل بازنمودهای زبانی عینی و ملموس از مفهوم مجرد و انتزاعی خرد در شاهنامه است. این گفتار در تحلیل استعاره مفهومی با حوزه مقصد «خرد» در شاهنامه فردوسی، کوشش خواهد کرد با استفاده از شیوه استقرای تام و به روش توصیفی تحلیلی به این پرسش ها پاسخ دهد: 1. در شاهنامه فردوسی حوزه مقصد خرد در قالب کدام نوع استعاره مفهومی، عینی شده است؟ 2. در شاهنامه فردوسی برای عینی و ملموس شدن مفهوم خرد از چه واژگانی استفاده شده است؟ دستاورد پژوهش نشان می دهد که مفهوم انتزاعی «خرد» در شاهنامه در قالب استعاره های مفهومی هستی شناختی و جهت مند، ملموس شده است. در شاهنامه عینی کردن مفهوم «خرد» با منطق شعر حماسی و جهان ممکن حماسه منطبق است و شاعر، خرد را اشیایی شاهانه همچون «تاج» و «تخت» یا پهلوانی نظیر «کمان»، «رایت» و «تبر» انگاشته است.
۱۱۶۳.

بازنمایی مفاهیم «زیست سیاست» و «حکومتمندی» فوکو در نمایشنامه کپنهاگ اثر مایکل فرین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۸۷
مایکل فرین ( 1933.م) نمایشنامه نویس بریتانیایی است که در دوره زمامداری تاچر (1979-1990) در انگلستان آثاری با مضامین سیاسی- اجتماعی از خود به جای گذاشت. آثار این نویسنده تحت تأثیر ایدئولوژی حاکم و معضلات سیاسی در دوره تاچر و مفهوم نئولیبرالیسم بودند. نمایشنامه کپنهاگ یکی از مهم ترین آثار وی، در بستری از تحولات جنگ جهانی دوم و همچنین جنگ سرد در قرن بیستم و ظهور فیزیک کوانتوم شکل می گیرد و با ارائه تعریف جدیدی از مفاهیم نظارت و کنترل، به روابط پیچیده تری از قدرت و دانش، به مفاهیم فوکویی می پردازد. هدف از این پژوهش، بررسی و تحلیل مفاهیمی مانند حکومت مندی و زیست سیاست است که مفاهیمی اصلی در مطالعه شرایط اجتماعی دوران حکومت تاچر محسوب می شوند. این مفاهیم توسط فوکو به نقد و بررسی کشیده شده اند و در اندیشه مدرن جایگاه گفتمانی مهمی می یابند. در همین راستا، بررسی مفاهیم زیست سیاست و حکومت مندی در نمایشنامه کپنهاگ نشان می دهند که چگونه فرین، دوران تاچر را با مفاهیم فوکویی بازخوانی کرده و شکل گیری این مفاهیم را در دوره تاریخی تاچر تحلیل کرده است. همچنین تأثیر و نقش دانش در شکل گیری مفاهیم فوکویی، چه در نمایشنامه کپنهاگ و چه در دوره تاچر، قابل بررسی می شود و این چشم انداز را ایجاد می کند که بتوان با کاربست این مفاهیم در یک متن ادبی، دریچه ای برای آشکار ساختن حقایق اجتماعی و سیاسی زمانه تألیف آن اثر، یافت
۱۱۶۴.

تبیین پیوند و شیوه تعامل کلام و عرفان در آثار علاءالدّوله سمنانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۹۴۴ تعداد دانلود : ۲۷۱۴۱
زمینه : از ویژگی های مهم متون ادب عرفانی پیوند آنها با کلام است که می تواند نشان دهنده اهمیّت مباحث کلامی از نظرگاه عارفان باشد. این پژوهش می کوشد ضمن بررسی و تبیین پیوند و شیوه تعامل کلام و عرفان و بازتاب مباحث کلامی در آثار علاءالدّوله سمنانی، اثبات کند که علم کلام در راستای رسیدن سالک به غایت و هدف، کمال مقدّمی و پیشینی شایسته ای به شمار می آید. روش : با توجه به این ویژگی ها در این مقاله  به روش توصیفی تحلیلی، نحوه پیوند کلام و عرفان در آثار علاءالدوله سمنانی بررسی و تبیین می شود. یافته ها : سالک با کاربرد ابزارکلام می کوشد به تدریج معارف خود را ارتقاء دهد تا از حیطه معرفت کلامی بیرون آید و به معرفت شهودی دست یابد. بررسی شیوه تعامل کلام و عرفان در آثار علاءالدّوله نشان می دهد که کلام به سه صورت در مباحث عرفانی تأثیرگذار است: 1 طرح مباحث نوین(طرح مسأله)؛ 2 شرح و تبیین مسأله و تدارک زیرساخت های لازم؛ 3 تغییر زبان و وسعت دایره واژگانی. از سوی دیگر عرفان نیز در چهار بخش بر کلام اثر می گذارد: 1 طرح مباحث نوین(طرح مسأله)؛ 2 نقد آموزه های کلامی؛ 3 تبیین ابهامات و تکمیل آموزه های کلامی؛ 4 شرح و تعمیق تأمّلات کلامی در مسائل مختلف.
۱۱۶۵.

نثرپژوهی جوامع الحکایات عوفی در پرتوی روایت شناسی فرهنگی هوگان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۷۴
هدف : کتاب جوامع الحکایات و لوامع الروایات اثر سدیدالدین محمد عوفی، یکی از مهم ترین متون نثر فارسی در سده هفتم هجری است که مجموعه ای گسترده از حکایات اخلاقی، اجتماعی، تاریخی و عرفانی را در بر دارد. این پژوهش با هدف شناسایی و تحلیل الگوهای تکرارشونده احساسی و روایی در این حکایات و بررسی کارکرد فرهنگی آن ها در بازنمایی ارزش های جامعه ایرانی اسلامی آن دوره انجام شده است. به طور خاص، این مطالعه به دنبال پاسخ به این پرسش است که چگونه ساختارهای احساسی، نقاط عطف روایی و ژانرهای فرهنگی در این حکایات، بازتاب دهنده نظام ارزشی و فرهنگی جامعه ایرانی در سده هفتم هجری هستند. روش پژوهش : این پژوهش از روش کیفی با رویکرد تحلیل محتوای متون روایی بهره گرفته است. نمونه گیری به صورت هدفمند انجام شده و از میان حکایات کتاب جوامع الحکایات، 2100 حکایت برای تحلیل انتخاب شده اند. ابزار اصلی تحلیل، نظریه روایت شناسی فرهنگی پاتریک کولم هوگان است که بر شناسایی طرح های احساسی، نقاط عطف روایی و ژانرهای فرهنگی در متون روایی تمرکز دارد. داده ها با استفاده از کدگذاری باز و محوری تحلیل شده و الگوهای تکرارشونده استخراج گردیده اند. یافته ها : یافته های پژوهش نشان می دهد که در میان 2100 حکایت مورد بررسی، طرح احساسی «خشم و انتقام» با 28 درصد، «وفاداری و فداکاری» با 21 درصد و «ترس و تهدید» با 17 درصد، بیشترین بسامد را به خود اختصاص داده اند. این طرح های احساسی، بازتاب دهنده تنش ها و ارزش های محوری در جامعه ایرانی اسلامی آن دوره هستند. از نظر ساختار روایی، 47 درصد حکایات دارای یک نقطه عطف اصلی، 27 درصد دارای دو نقطه عطف و 12 درصد دارای ساختار چندمرحله ای هستند که نشان دهنده تنوع در پیچیدگی روایی حکایات است. همچنین، از منظر ژانری، ساختار حکمت آموزی با 39 درصد، طنز اجتماعی با 24 درصد و عرفانی با 17 درصد، ژانرهای غالب در این مجموعه هستند که هر یک به نحوی به انتقال مفاهیم فرهنگی و ارزشی می پردازند. نتیجه گیری :   نتایج این پژوهش بیانگر آن است که جوامع الحکایات و لوامع الروایات، فراتر از یک مجموعه حکایات سرگرم کننده، به عنوان یک متن روایی فرهنگی عمل می کند که از طریق بازنمایی احساسات بنیادین مانند خشم، وفاداری و ترس و با بهره گیری از ساختارهای تحول محور روایی، درونی ترین لایه های ارزش مدار فرهنگ ایرانی را در قالبی داستانی صورت بندی کرده است. این اثر، با تأکید بر ژانرهای حکمت آموز و طنز اجتماعی، نقش مهمی در آموزش اخلاقی و اجتماعی و همچنین نقد فرهنگی در جامعه آن روزگار ایفا کرده است .
۱۱۶۶.

پردازش تطبیقی ربیعیات در سروده های صفی الدّین حلّی و منوچهری دامغانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۶۷
فصل بهار، یکی از موضوعات اصلی در حوزه وصف است که از دیرباز در ادبیّات، به شیوه هایی خلاّقانه، ظهور و بروز یافته است. صفی الدّین حلّی، شاعر ادبیّات عربی و منوچهری دامغانی، شاعر ادب فارسی در توصیف بهار، چکامه هایی ارزنده و زیبا سروده اند. آن ها ضمن آشنایی با علوم موسیقی، با بهره گیری از توانایی ستودنی خود در مشاهده طبیعت باطراوت و دنیای شگفت انگیز پیرامون شان توانسته اند مظاهر بهار را زیباتر از آنچه در واقعیّت است، به تصویر آورند. پژوهش حاضر کوشیده است تا به شیوه کتابخانه ای به تبیین جایگاه ادبی دو شاعر شهیر بپردازد و بارزترین مضامین توصیف بهار در اشعار آنان را با رویکرد تحلیلی- تطبیقی، مطابق مکتب ادبیّات تطبیقی فرانسه مورد بررسی قرار دهد. نتایج پژوهش نشان می دهد که شاعران، با بهره گیری از هنر و توانمندی شگفت خود در توصیف دگرگونی های بهار، تصاویری نو و بدیع آفریده اند. مفاهیمی چون رستاخیز طبیعت، ابرهای گهربار، آسمان نیلگون، رودهای خروشان، آوای پرندگان، جوانه ها و شکوفه های رنگین، گل های رنگا رنگ، نسیم خوشبو، فضای عطرآگین بوستان، در اشعار شاعران، بیشترین بسامد را دارد. به نظر می رسد منوچهری، حتّی در مدایح خود، وصف بهار را از یاد نمی برد، امّا در شعر حلّی، مدح ممدوح، گاه در میان توصیف بهار، جلوه ای پُررنگ تر دارد.
۱۱۶۷.

جهان بینی ریزوماتیک دلوز در هم نوایی شبانه ارکستر چوب ها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۱۰۳
ژیل دلوز، فیلسوف برجسته پساساختارگرای قرن بیستم، با طرح مفاهیمی نوین، الگوهای سنتی تفکر غربی را به چالش کشید. نظام «ریزومی» او، به مثابه بدیلی برای ساختارهای سلسله مراتبی، زمینه خوانشی چندصدایی و غیرمتمرکز از متون را فراهم می کند. این پژوهش با هدف تحلیل و تبیین مؤلفه های خوانش دلوزی در رمان هم نوایی شبانه ارکستر چوب ها اثر رضا قاسمی، سه شاخص کلیدی «صیرورت»، «قلمروزدایی و بازقلمروگذاری» و «اقتدارزدایی» را به عنوان چهارچوب نظری برگزیده است. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر مطالعات کتابخانه ای است که از رهگذر تطبیق مفاهیم دلوزی با ساختار روایی، شخصیت پردازی و ژرف ساخت اثر، امکان بازخوانی آن در چهارچوب ادبیات پست مدرن را می سنجد. یافته ها نشان می دهد که رمان قاسمی با گریز از الگوهای خطی، تقلیل مرکزیت راوی و خلق فضاهای بینابینی، به شکلی منسجم مؤلفه های فلسفه دلوز را بازتاب می دهد. فرایند «صیرورت» در دگردیسی شخصیت ها، «قلمروزدایی» در گسست از هویت های ثابت و «اقتدارزدایی» در فروپاشی روایت های کلان، به مثابه وجوه بارز این تطبیق پذیری شناسایی شدند. این مطالعه بر آن است که هم نوایی شبانه ارکستر چوب ها ، با عبور از منطق دوگانه انگارانه، نمونه برجسته ای از ادبیات ریزوماتیک است که خوانش چندلایه پست مدرنیستی را ممکن می سازد. نتایج پژوهش، علاوه بر آشکارسازی ظرفیت های نظریه دلوز در نقد ادبی، جایگاه این رمان را به عنوان متنی پیشرو در حوزه ادبیات معاصر فارسی تثبیت می کند.
۱۱۶۸.

تلمیعات حدیثی در مناقب نبوی و علوی دیوان ابن حسام خوسفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۷۸
بیشتر اشعار محمد بن حُسام خوسفی، شاعر شیعه مذهب قرن نهم، در مناقب و مدایح اهل بیت(ع) است. دیوان او دربردارنده مجموعه ای از احادیث مهم مذهب شیعه است. او با تسلطی که بر احادیث و روایات داشته است، در اشعار خود به مقتضای سخن، احادیثی از اهل بیت (ع) را نقل کرده تا جایی که می توان دیوان او را حدیث نامه نامید. صنعت دو زبانگی که در بدیع آن را تلمیع نامیده اند آن است که شعر در دو زبان یا گاه بیشتر، سروده شده باشد. پژوهش حاضر کوشیده است با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی، به این سؤالات پاسخ دهد که تلمیعات دیوان ابن حسام از چه نوعی است و مترتّب بر چه مضامینی می باشد و شاعر با چه هدفی از آن بهره برده است؟ از این رو به بررسی تلمیعات حدیثی دیوان ابن حسام و کارکرد درون متنی آن می پردازد. در دیوان او از همه انواع تلمیع، سروده خود شاعر یا قرآنی، حدیثی، مَثلی نمونه هایی بسیار یافت می شود. بررسی انجام شده نشان می دهد که بیشترین تلمیع به کار رفته در دیوان ابن حسام از نوع تلمیعات قرآنی و حدیثی است. شیعه بودن ابن حسام و اعتقاد راستین او به ولایت مولا علی(ع) باعث شده تا احادیثی که به مقام والای آن حضرت و مسئله جانشینی ایشان اشاره دارد، دست مایه بسیاری از تلمیعات دیوان او باشد. تلمیعات حدیثی او حول پنج محور معنایی آمده است: 1-اوصاف پیامبر(ص) و مقام والای ایشان 2-اوصاف حضرت علی(ع) 3-مسئله جانشینی پیامبر(ص) 4-احادیث پیامبر(ص) 5-احادیث حضرت علی(ع). ابن-حسام هر کجا احساس کرده است آوردن اصل حدیث تأثیر بیشتری بر مخاطب دارد از صنعت تلمیع استفاده کرده -است.
۱۱۶۹.

التفات روایی در مجالس سبعه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۶۲
متون ادبی، تجلّی نگاه ها و نگرش های خاص خالق آن در بیان های ویژه است. یکی از شگردهای ادبی کردن کلام، التفات است که این صنعت بر اساس آرای جاناتان کالر (و نه بر اساس آرای سنّتی ادبیات فارسی) سطوحی به خود می گیرد که آن را به زمان حال گفتمانی پیوند می دهد. در این پژوهش به روش توصیفی - تحلیلی و با تکیه بر مطالعات کتابخانه ای به بررسی و تحلیل مجالس سبعه از مولوی بر اساس صنعت التفات پرداخته شده است. داده های پژوهش حاکی از آن است: التفات، کلید درک بخش مهمی از قدرت تأثیرگذاری کلام مولوی در مجالس سبعه است که در خدمت شرح و تبیین نظام فکری مولوی قرار گرفته است. با توجّه به بُعد وعظی و تعلیمی مجالس سبعه، سطح اول التفات برجستگی بیشتری دارد که از طریق آن، شنونده را از حالت انفعال خارج و در فضای معنوی و دراماتیک سهیم می کند. سطح دوم و سوم، جهان بینی وحدت وجودی مولوی را نشان می دهد که تمام مخلوقات در آن، دارای شعور هستند و حق حیات دارند. در سطح چهارم، بیقراری و شوریدگی مولوی و در سطح پنجم، نفس و خودآگاهی بیشتر تجلی پیدا کرده است.
۱۱۷۰.

تحلیل حرکت های روایی منظومه دِوَلرانی و خضرخان اثر امیرخسرو دهلوی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۵۵
ابوالحسن امیرخسرو دهلوی شاعر و عارف نامدار پارسی زبان هندوستان در سال 651 ق. در هند زاده شد و به سال 725 ق. در دهلی درگذشت. اهمیت امیرخسرو در ادبیات فارسی بیشتر بدان سبب است که وی نخستین پیرو خمسه سرایی نظامی گنجوی است و به بهترین نحو از عهده این پیروی برآمده است. گرچه موضوع داستان های خمسه امیرخسرو نیز به تقلید از نظامی انتخاب شده است، اما در میان مثنوی های وی «دول رانی و خضرخان» موضوعی خاص دارد و حکایت عشقی واقعی و تاریخی است که از نظر ساختار و محتوا با دیگر داستان های وی متفاوت است. ساختار بیان یک کلیت است ؛ یعنی اجزای آن دارای هماهنگی و هم بستگی ِ درونی هستند. در تحلیل نهایی ، عناصر یک ساختار، دیگر زندگی و تکامل مستقلی ندارند؛ آن ها چون درون ساخت یا نظام قرار گرفته اند، کارکردهای تازه ای می یابند که این کارکردها تابع قواعد و قوانینی هستند که الگوی ساختاری اثر را نیز تعیین می کنند. ما در این نوشته در پی آن بودیم تا با آموزه های تحلیل ساختار و محتوا به بررسی این منظومه بپردازیم. نتیجه اینکه پایان این قصه، با خویشکاری های پایانی پراپ تفاوت زیادی را نشان می دهد؛ نوع روایت امیرخسرو دهلوی خاتمه قابل تأملی دارد که برخلاف روایت های مورد بررسی پراپ داستان با ازدواج، پایان خوش و دریافت پاداش به پایان نمی رسد. پایان داستان نه تنها مرگ جسمانی، بلکه مرگ آرمان عشق، اخلاق و انسانیت در برابر قدرت است و این نقطه بزرگ تفارق قصه با زندگی واقعی است.
۱۱۷۱.

تحلیل «فرودستی استعمارزده» درنثرهای نمایشی برگزیده بر اساس نظریه گایاتری اسپیواک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۴۴
زمینه / هدف: گایاتری اسپیواک مفهوم فرودستی را در مطالعات پسااستعماری به معنای «فرودست استعمارزده» به کار گرفت؛ او معتقد بود نظریات منتقدانی چون فوکو و دریدا هم نمی تواند مانع شنیدن صدای واقعی فرودستان شود. از این رو صدای فرودست یا مصادره می شود یا به سکوت واداشته می شود. روش/ رویکرد: این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی و با تکیه بر نظریه فرودستی گایاتری اسپیواک، به بازخوانی سه نمایشنامه «موسیو ژوردان»، «ستارگان فریب خورده» و «جعفرخان از فرنگ برگشته» می پردازد. این آثار با بهره گیری از عناصر فرهنگ عامه چون زبان عامیانه، طنز، مناسک آیینی و باورهای خرافی، بازتاب دهنده وضعیت فرودستانی اند که صدای آنان در گفتمان مسلط خاموش یا تحریف می شود. در این نمایشنامه ها، زنان و طبقات فرودست نه به مثابه سوژه ای مستقل، بلکه به عنوان ابژه قدرت بازنمایی می شوند؛ با این حال از خلال کنش های نمادین، زبان کنایه ای و مقاومت های فرهنگی، عاملیتی پنهان و غیرمستقیم بروز می یابد. یافته ها / نتایج: نتایج تحلیل نشان می دهد که فرهنگ عامه در این متون نقش میانجی میان سلطه و مقاومت را ایفا می کند: از یک سو سازوکارهای سلطه گفتمانی را بازتولید می کنند و فرودستان را در موقعیت سکوت تحمیلی قرار می دهد و از سوی دیگر امکان نوعی مقاومت نمادین و دفاع فرهنگی از پایین را فراهم می سازد. بدین سان نمایشنامه های مورد بحث، ضمن نقد سلطه استعماری و مردسالارانه، ظرفیت فرهنگ عامه را برای بازنمایی صداهای به حاشیه رانده و مقاومت های خرد برجسته می کنند.
۱۱۷۲.

قالب معناشناختی-بدنیِ اضافه اقترانی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۳۸
هدف اصلی این مقاله، تحلیل معنایی و ساختاری اضافه اقترانی در زبان فارسی از منظر نظریه قالب های معناشناختی- بدنی است؛ نظریه ای که بدن را به عنوان منشأ اصلیِ ساخت مندی مفاهیم زبانی در نظر می گیرد. در این رویکرد، بدن نه تنها در مفهوم سازی، بلکه در مقوله بندی دستوری نیز نقش دارد و به ویژه در بازنمایی رابطه های معنایی در گروه اسمی مؤثر است. در میان انواع اضافه در زبان فارسی، اضافه اقترانی به دلیل پیچیدگی معنایی، اختلاف دیدگاه در کتب دستور زبان، و ظرفیت بالای مجازپردازی، شایسته تأملی نوین از منظر بدن مندی است. با بهره گیری از روش توصیفی و تحلیل محتوای استدلالی- قیاسی، این مقاله می کوشد تعریف روشن تری از این نوع اضافه ارائه دهد و تمایز آن را با دیگر انواع اضافه مشخص کند. در پرتو این رویکرد، داده های پژوهش حاکی از آن اند که ساختار اضافه اقترانی متکی بر پیوندهای تصویریِ ریشه دار در تجربه های زیسته و بازنمودهای حسی- حرکتیِ بدن مند است؛ به گونه ای که هسته، تجسم یک قالب مفهومی تثبیت شده بر پایه شناخت بدنی است و مضاف الیه، با کارکردی کنشگرانه، نقش گسترشگر مفهومی و فعال کننده فضای تصویری را ایفا می کند. این تحلیل، کارآمدیِ رویکرد قالب های بدنی را در تبیین رفتار نحوی- معنایی این نوع اضافه تأیید می کند و نشان می دهد که روابط اقترانی، برخاسته از سازمان دهی های بدن مند، در تعامل با لایه های فرهنگی و زیباشناختیِ زبان، قابلیت تولید معانی چندلایه، انعطاف پذیر و موقعیت محور را دارند. ازاین منظر، اضافه اقترانی را می توان به مثابه یک خرده نظام معناشناختیِ پویا و میان ذهنی در زبان فارسی بازشناسی کرد.
۱۱۷۳.

La Sémiotique du Silence: Lecture articulée du Masnavi de Rûmî (Peirce et Greimas)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۴۱
Contrairement à l’idée répandue qui réduit le silence à une absence ou à un simple vide, il importe d’envisager celui-ci comme unélément constitutif du langage et du discours. Dans le Masnavi de Jalâl od-Din Rûmî, figure majeure du soufisme et de la littérature persane, le silence apparaît non pas comme une négation de la parole, mais comme une composante essentielle de la production du sens. L’objectif de cette recherche est d’analyser les fonctions sémiotiques du silence dans le Masnavi et de montrer son rôle fondamental dans la dynamique discursive et spirituelle de l’œuvre. La présente étude relève de la recherche théorique et descriptive, fondée sur une analyse textuelle et sémiotique. Elle mobilise la grille conceptuelle de la sémiotique peircienne, articulée avec la sémiotique discursive, pour examiner le fonctionnement du silence dans le discours mystique de Rûmî. L’approche repose principalement sur l’étude des passages du Masnavi où le silence est explicitement évoqué ou se manifeste implicitement à travers la rétention de l’énonciation, les interruptions narratives ou les injonctions au mutisme. Les résultats montrent que le silence, loin d’être neutre, constitue un signe pluriel et dynamique. Il assume différentes valeurs sémiotiques (icône, indice, symbole) et s’articule aux autres signes matériels et discursifs pour former une chaîne interprétative continue. Sur le plan plus spécifique, il apparaît comme une présence signifiante, à la fois linguistique et spirituelle.
۱۱۷۴.

همزه در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۳ تعداد دانلود : ۱۵۴
همزه تحت تأثیر جایگاه واجی، سیاق و سرعت گفتار تظاهر آوایی مختلف دارد و در مقایسه با همخوان های دهانی بیشتر در معرض حذف و کاهش قرار می گیرد. از نظر آوایی، همزه یک انفجاری بی واک چاکنایی است و در توصیف واجی آن فقط مشخصه چاکنای منقبض تمایزدهنده است. هدف این مقاله توصیف و تبیین یکپارچه ای از واج گونه های همزه در چارچوب نظریه بهینگی است. برای این منظور، با استفاده از یک واژگان، همزه در 5 جایگاه ساختاری شامل اول کلمه، بین دو واکه، پایانه هجا، ابتدای تکواژ غیرفارسی و فارسی در کلمات مرکب، و در گونه های رسمی و غیرتأکیدی، رسمی و تأکیدی، و غیررسمی بررسی شده است. عامل اصلی فرایندهای واجیِ همزه محدودیت «داشتن محل تولید دهانی» است که از رهگذر فرایندهای حذف، کاهش و جایگزینی در تلفظ کلمات تظاهر آوایی پیدا می کند. سرانجام دستور تلفظ همزه برای گونه رسمی تأکیدی و غیرتأکیدی و گونه غیررسمی به صورت رتبه بندی محدودیت ها و در چارچوب رویکردهای دستورهای چندگانه و دستورهای مرتب پاره ای به دست داده شده است. در دستور گونه رسمی تأکیدی و غیرتأکیدی که به تلفظ همزه وفاداری بیشتری دارد، محدودیت «داشتن محل تولید دهانی» دارای  پایین ترین اولویت در رتبه بندی و در دستور گونه غیررسمی که به تلفظ همزه وفادار نیست، محدودیت «داشتن محل تولید دهانی» دارای  بالا ترین اولویت در رتبه بندی محدودیت هاست.
۱۱۷۵.

نگاهی به رده شناسی تکیه کلمه بر پایه فراگیری و پردازش زبان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۱۲۲
تکیه کلمه را می توان از دید الگوریتم های پردازش و فراگیری زبان بررسی کرد، الگوریتم هایی که زبان را به عنوان توالی پیوسته ای از سیگنال صوتی تحلیل می کنند، نه براساس مجموعه ای از کلمات و تکواژهای ازپیش برچسب خورده. این دیدگاه، با در نظر گرفتن ویژگی ها و محدودیت های شناختی نوزادان، ابعاد جدیدی را از پیچیدگی مواجهه با پدیده های زبانی آشکار می سازد. در این مقاله، تکیه کلمه را براساس الگوریتم های واقع گرایانه فراگیری نوزادان از گفتار پیوسته بررسی کرده و به چالش هایی می پردازیم که در رویکردهای سنتی، که تکیه را براساس صورت های واژگانی و برچسب های صرفی و نحوی توصیف می کنند، مطرح نمی شوند. ابتدا به معرفی مدل شناختی پپرکمپ و دوپو برای فراگیری و پردازش تکیه و تمایزات واجی پرداخته و مفروضات آن را در زمینه رده شناسی تکیه مرور می کنیم. سپس، تفاوت های مشاهده پذیری و دسترسی الگوریتم های یادگیری تکیه را در زبان های مختلف با تکیه های پیش بینی پذیر از لحاظ واجی بررسی می کنیم. در این راستا، تفاوت مهم میان پیش بینی پذیر بودن تکیه از لحاظ واجی و صرفی بحث خواهد شد. در ادامه، چالش های خاص زبان فارسی را مورد توجه قرار داده و سؤالات مهمی را برمی شماریم که تکیه این زبان برای الگوریتم های فراگیری تکیه مطرح می سازد. در نهایت، پیشنهادهایی برای پژوهش های آتی ارائه می دهیم، پیشنهادهایی که بر همکاری میان رشته ای، جمع آوری داده های واقع گرایانه مقیاس گسترده، و استفاده از مدل های یادگیری ماشین خودنظارتی تأکید دارند.
۱۱۷۶.

Modernist Echoes: The Role of Tradition, Language, and Myth in Eliot, Shamlou, and Sepehri(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۶ تعداد دانلود : ۱۳۱
This article attempts to explore the influence of T. S. Eliot’s modernist poetics on the works of Iranian poets, Ahmad Shamlou and Sohrab Sepehri. It examines how these Iranian poets engaged with the concepts of “tradition,” “language,” and “myth” in their writings, drawing upon Eliot’s critical perspectives. The article begins with an overview of T. S. Eliot’s significance as an Anglo-American figure of twentieth century literature, and how his modernist themes and techniques resonated with Iranian poets navigating their own cultural transformations. It then reviews relevant secondary sources that provide critical frameworks for understanding the relationships between Eliot, Shamlou, Sepehri, and the broader modernist poetic tradition. The core discussion analyzes how Shamlou and Sepehri, inspired by Eliot’s innovative spirit, may have sought to redefine their engagement with Persian classical poetry. They utilized new approaches to language and expression to challenge established forms, especially through using defamiliarization and mythical method, while still drawing upon their rich literary heritage. By tracing these intertextual and cross-cultural connections, the article aims to contribute to a deeper understanding of the transnational circulation of modernist poetic ideals, especially Eliot’s preoccupations, and how they were reinterpreted and reinvigorated within the Iranian literary context. In fact, this comparative analysis sheds light on the complexities of cultural exchange and the evolution of modern poetry across geographic boundaries.
۱۱۷۷.

بررسی اشتراکات و ارتباط رباعیات برخی مجموعه ها و رباعی نامه های کهن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۷ تعداد دانلود : ۱۲۳
گردآورندگان برخی از سفینه های شعری، علاوه بر دیوان شاعران، از سفینه ها و مجموعه های دیگر نیز به منزله منبع استفاده می کرده اند. با بررسی تطبیقی محتویات این منابع می توان اشتراکاتی را یافت که حاکی از این مسئله است. در پژوهش حاضر با بررسی رباعیات عطار نیشابوری در مونس الاحرار و مختارنامه و فصولی که این رباعیات در آن آمده، نشان داده شده است که احتمالاً جاجرمی در تدوین کتاب خود، مختارنامه را پیش چشم داشته و از آن به منزله منبع استفاده کرده است. همچنین، با بررسی شکل فصل بندی و رباعیات مشترک رباعی نامه مجموعه شماره 2051 کتابخانه ایاصوفیا و نزههالمجالس، نشان داده شده است که احتمالاً گردآورنده مجموعه ایاصوفیا در فصل بندی مجموعه رباعیات خود از نزههالمجالس الگوبرداری کرده و در انتخاب و نقل رباعیات، از گزیده جمال خلیل شروانی در کنار منابعی دیگر، بهره برده است. سفینه کهن رباعیات و مجموعه شماره 487 کتابخانه لالااسماعیل دیگر منابعی هستند که رباعیات مشترک آنها در این مقاله بررسی شده است. با بررسی رباعیات فخرالدّین مبارکشاه و چند رباعی مشترک دیگر در این دو منبع نشان داده شده که عبدالکریم بن اصیل جاربردی که یکی از کاتبان مجموعه لالااسماعیل بوده است و گردآورنده سفینه کهن رباعیات، احتمالاً در گزینش برخی رباعیات از منبعی مشترک استفاده کرده اند.
۱۱۷۸.

تأملی در اشعار تعلیمی عطار نیشابوری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۸ تعداد دانلود : ۱۳۲
ادبیات تعلیمی به آثاری اطلاق می شود که با رویکرد ادبی به بیان موضوعات فلسفی، مذهبی، اخلاقی و اجتماعی می پردازد و هدف آن، آموزش و تربیت است. ادبیات تعلیمی، هنرمندانه و با استفاده از زبان ادبی، افراد جامعه را به کسب فضائل اخلاقی، علم دوستی، خداجویی و خوبی ها دعوت کرده و از جهالت و پستی ها دور می سازد. از این رو، هدف این پژوهش بررسی اشعار تعلیمی عطار نیشابوری می باشد، در این پژوهش با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی، آن بخشی از اشعاری عطار که جنبه تعلیمی دارند مورد مطالعه قرارگرفت. یافته های اسنادی نشان می دهد، عطار از آن جمله شاعران و بزرگان زبان و ادب فارسی است که در اشعار و آثار خود به مسائل تربیتی توجه داشته است و می توان اندیشه های تربیتی او را در موارد مختلف، از جمله: خداجویی، جوانمردی، صبر و بردباری، پرهیزگاری و پارسایی، پرهیز از ظلم و بیدادگری، داشتن اخلاق نیکو، کسب علم و دانش، استفاده از اندوخته های علمی، دوری از جهل و نادانی، و... از لابلای اشعارش دریافت نموده و از آن ها برای آموزش و تربیت افراد جامعه استفاده کرد؛ زیرا رسیدن به کمال انسانیت و بندگی و قرب الهی از اهداف تربیتی عطار می باشد.
۱۱۷۹.

دگردیسی، مجازات، و بدن گروتسک: خوانشی نمادین از «شلغم میوه بهشته»(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۹۵
در باورهای عامیانه، بدشکلی بدن (گروتسک) به عنوان بازنمایی انحراف از هنجارهای اجتماعی، همواره در تقابل با مفهوم خیر ظاهر می شود. براین اساس هرگونه پندار، گفتار، و کردار پلید به صورت نقصان عضوی تجسد می یابد؛ ولی در ادبیات کلاسیک، بدن گروتسک تنها نمود کهن الگوی شر نیست؛ بلکه لایه های پیچیده ای از مفاهیم نفرین، پوچی، طرد شدگی، و بحران هویت را در بر می گیرد و بستری برای نقد ساختارهای اخلاقی و نظام های سرکوبگر فراهم می آورد. در این مقاله با تحلیل رمان شلغم میوه بهشته از علی محمد افغانی، تلاش می شود به روش توصیفی- تحلیلی و در پرتو نظریه های باختین، و لکان، مفاهیم بدن گروتسک با توجه با نمادهای مرتبط تبیین شود. مقاله نشان می دهد که چگونه شکست نظم نمادین - زبان و فرهنگ- در بازنمایی تجارب عمیق و غیرقابل بیان، به ظهور بدن هایی گروتسک و واژگونی مرزهای بین حیات و مرگ، انسان و غیرانسان منجر می شود. همچنین، با نقد مفاهیم کارناوال و مرحله آینه ای لکان، تعامل پیچیده میان سه مرتبه امر نمادین، امر خیالی و امر واقع تحلیل شده و تأثیر آن بر شکل گیری هویت و تجربیات تروماتیک فرد و جامعه موردبحث قرار گرفته است. بدن گروتسک در این رمان نمادی از آگاهی غیرمجاز و همچنین شکنندگی و ضعف انسان دربرابر حقیقت است.
۱۱۸۰.

مرگ در پایان بندی لیلی و مجنون نظامی و گوژپشت نتردام ویکتور هوگو با تکیه بر رمانتیسم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۱۲۱
تراژدی و مرگ متعالی از مؤلفه های رمانتیسم است که در قالب راهی برای رسیدن به وصال، رهایی یا جاودانگی معنوی، به شکلی تراژیک اما باشکوه، در پایان بندی های عاشقانه و دراماتیک آثار رمانتیک، به تصویر کشیده می شود. مقاله حاضر به بررسی تطبیقی مفهوم «مرگ» در دو اثر برجسته ادبی، یعنی «لیلی و مجنون» و «گوژپشت نتردام»، با تمرکز بر اصول رمانتیسم می پردازد. «مرگ» در این دو اثر به مثابه نمادی از عشق متعالی، فداکاری و اعتراض در برابر ناملایمات زندگی، بازنمایی شده است. در «لیلی و مجنون»، مرگ لیلی در بستر بیماری و سپس مرگ مجنون بر مزار معشوق، اوج رمانتیسم عاشقانه را به نمایش می گذارد؛ که در آن عشق زمینی، در نهایت به شکل وصالی ابدی و متعالی تحقق می یابد. جایی که عشق این جهانی با مرگ دو دلداده، به پیوندی سرمدی بدل می شود. از سوی دیگر، در «گوژپشت نتردام»، مرگ اسمرالدا به دست نظام فاسد و پیوند اسکلتی کازیمودو با او در سرداب، در بستر رمانتیسم، تراژدی رمانتیک را با نقدی تند بر جامعه و سرنوشت ناعادلانه پیوند می زند. این مطالعه، با تحلیل تطبیقی این دو اثر، نشان می دهد که چگونه رمانتیسم از مرگ در قالب ابزاری برای تعمیق احساسات، ستایش عشقی بی سرانجام، نمایش تقابل میان آرمان های عاشقانه و نقد واقعیت های تلخ اجتماعی بهره می جوید. یافته ها، حاکی از آن است که هرچند هر دو اثر ریشه در فرهنگ ها و زمینه های تاریخی و اجتماعی متفاوت دارند، اما در به کارگیری مرگ به عنوان عنصری تراژیک، همسویی چشمگیری با اصول رمانتیسم دارند و پایان بندی آنها، پیوند دلدادگان را در مرگ به نمادی از جاودانگی عشق تبدیل می کند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان