فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷٬۹۰۱ تا ۷٬۹۲۰ مورد از کل ۳۰٬۷۰۳ مورد.
منبع:
پیکره دوره نهم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۲۰
46 - 53
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: در هنر جدید فضا و زمان از عناصر مهم مورد توجه هنرمندان این عرصه است. یکی از این هنرمندان «رومن اوپالکا» است که از این عناصر در آثار خود استفاده کرده است. در این میان مسئله این پژوهش، نخست طبقه بندی انواع هنر چندرسانه ای و سپس چگونگی بازنمایی دیداری و شنیداریِ فضا و زمان در آثار چندرسانه ایِ رومن اوپالکا است. هدف: هدف این پژوهش، شناسایی مفهوم فضا و زمان در آثار چندرسانه ای رومن اوپالکا به عنوان مورد مطالعه و تبیین تأثیر کیفیات بصری آثار چند رسانه ای این هنرمند است. روش پژوهش: پژوهش حاضر به روش توصیفی تحلیلی صورت گرفته و گردآوری اطلاعات به شیوه کتابخانه ای است. یافته ها: اوپالکا با فعال کردن حوزه نشانه های نمایه ای چه به صورت دیداری و چه به صورت شنیداری، سعی در تقویت ارتباط هنر با جهان به شیوه ای شبه علمی دارد و آثار را از حوزه صرفاً توهمی بیرون می راند. اوپالکا با معطوف کردن توجه مخاطب و هنر به وجود و آگاهی، بر آن است تا حس بی اعتباری زمان را با ایجاد خوانش های چند وجهی فراهم کند. خوانش زمان در آثار اوپالکا به صورت خطی و غیر خطی است. همچنین فضا و زمان در آثار اوپالکا سیال و پویا و دارای مفاهیمی استعاری نظیر مفهوم مرگ و میرایی است.
بررسی تاثیر طبیعت بر طراحی مجتمع های مسکونی در شهرستان شیراز
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر نگرش کمی به موضوع مسکن، رویکرد سودگرایانه نسبت به زمین، عدم توجه به معنا و کیفیت فضایی و غفلت از تاثیر گذاری محیط بر روان آدمی منجر به نادیده گرفتن بسیاری از نیازهای اساسی انسان از جمله ارتباط او با طبیعت شده است. این درحالی است که باور داریم انسان جزئی از طبیعت است و تدوام و پویایی زندگی او در گرو ارتباط نزدیکش با طبیعت می باشد. از سوی دیگر با نگاهی اجمالی به معماری گذشته شاهد ارتباط قوی میان طبیعت و معماری در اقلیم ها و نقاط مختلف جهان می باشیم که این ارتباط از طریق راهکارهای خلاقانه ای صورت پذیرفته که هم اکنون نیز نیاز به مطالعه و شناخت دارد. این ارتباط متوازن میان طبیعت و معماری در گذشته نه تنها حافظ محیط زیست بوده بلکه باعث کاهش خطرات و بلایای طبیعی بر زندگی انسان بوده است از این رو در این پژوهش بر آن شده ایم که با در نظر گرفتن چند فاکتور طبیعت اعم از گل ، آب، درختچه های سبز و چمن، به بررسی تاثیر کلی طبیعت بر طراحی مجتمع های مسکونی بپردازیم برای پرداختن به این بحث از پرسشنامه محقق ساخته 18 سوالی و توزیع آن بین 100 نفر از ساکنین مجتمع های مسکونی شهر شیراز و تحلیل داده های بدست آمده در نرم افزار spss بهره گرفته ایم. نتایج بدست آمده ناشی از تحلیل T تک متغیره و آزمون آنوا و توکی حاکی از آن است که طبیعت آب و گل بیشتر از طبیعت درختچه سبز و چمن تاثیر بهتر و بسزا تری در طراحی مجتمع های مسکونی شهر شیراز داشته اند.
تحلیل «نقاشی به منزله تصویر» براساس شرح دلوز از انواع تصویر و شروط ظهور آنها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال هفدهم شهریور ۱۳۹۹ شماره ۸۷
61 - 72
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: درباره چیستی انواع تصویر و شروط همبسته ظهورِ سنخ های مختلف آنها نزد دلوز است. هدف پژوهش: مقاله مشتمل بر دو مؤلفه یعنی روشن کردن انواع تصویر، شرایط ظهور آنها با تأکید بر زمان و نیز تعیین نوع تصویر یک اثر نقاشی با توجه به شرایط ظهور آن است. فرض مقاله این است که تعیین شرایط ظهور تصاویر به تشخیص نوع آن کمک می کند. برای روشن شدن سنخ تصویر، شرایط ظهور آن تصویر مطالعه می شود. برای سهولت رسیدن به اهداف تحقیق، یک اثر نقاشی از هنرمند معاصر ایران مورد واکاوی گرفته است. روش پژوهش: تحلیل محتوای کیفی است. نتیجه گیری: از نظر دلوز، دو سنخ تصویر یعنی تصویر-حرکت و تصویر-زمان وجود دارد. تصویر-حرکت مشتمل بر تصویر-ادارک، تصویر-عمل و تصویر-حال است. تصویر-زمان هم متشکل از تصویر-خاطره، تصویر-رؤیا و نیز تصویر-اندیشه و تصویر-بلور است. سنخ اول تصویر با محوریتِ حرکت، با کنترل، منعکس و جذب کردنِ اثرگذاری چیزها، وابسته به کنش خاصی است. در دوره مدرن تصویر-زمان مبتنی بر تکوین زمان ناب است. تصویر-زمان، سنخی از تصویر با ترکیبی از تصاویر برای نمونه مجازی و واقعی است. این تصویر با محوریت زمان بر بنیانِ روابط اصیل نیروها و تأثر آنها، بر مبنای فعلِ خودانگیخته و آزادنمودار از بطن ناامکان شکل گرفته است. همبسته با این فعل، یعنی بیرون کشیدنِ نمودار به منزله امری اثرگذار و تعیّن بخش، تصویری با گسست از انواع بازنمایی ظهور می کند. براساس مسیر پژوهش، بررسی شرایط ظهور یک اثر نقاشی به منزله تصویر، مانند «بدون عنوان» وابستگی به رنگ-نیرو، رنگ-مکان و فضا، رنگ-نور و زمان را نشان می دهد. این شرایط حاکی از پیوندِ تصویر واقعی انسان های اطراف هنرمند و تصویر مجازی معراج برای تأکید بر وضعیت انسان معاصر است. تصویر نهایی به منزله تصویر-زمان امکان اندیشیدن به معنای تازه ای از مفهوم انسان را فراهم می کند.
واکاوی تعارض ذی نفعان در نواحی تاریخی شهری مورد پژوهی طرح حریم حفاظتی محله سنگلج تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات معماری ایران بهار و تابستان ۱۳۹۹ شماره ۱۷
197-218
حوزههای تخصصی:
نواحی شهری تاریخی تبلور کالبدی ارزش ها، سنت ها و ایدئولوژی ساکنان و بیانگر تاریخ اجتماعات، تکامل جامعه و هویت فرهنگی آن هستند. این نواحی به مثابه بخشی از شالوده شهر از یک سو عرصه فعالیت، سکونت و کسب و کار گستره وسیعی از ذی نفعان با منافع و تقاضاهای مختلف و بعضاً متضاد و از سوی دیگر، عرصه اعمال ضوابط حفاظت از میراث فرهنگی هستند که محدودیت هایی را برای ذی نفعان ایجاد می کند و زمینه ساز بروز تعارض منافع خواهد بود. بنابراین وجود تعارض ذی نفعان در چنین نواحی اجتناب ناپذیر خواهد بود و مدیریت تعارض آن به مثابه بخشی از مأموریت های برنامه ریزان شهری ضرورت می یابد. با توجه به اینکه شناخت ذی نفعان موجود در نواحی شهری تاریخی و تحلیل الگوی تعارض آن ها بستر لازم برای مدیریت تعارض ذی نفعان را فراهم می سازد، نوشتار حاضر در پی آن است با انتخاب طرح حریم حفاظتی محله سنگلج به عنوان نمونه مطالعاتی، به شناخت ذی نفعان دخیل در این طرح، سنجش موضع آن ها به طرح و در نهایت تبیین الگوی ساختار تعارضات پیش روی آن بپردازد. این مقاله در چهارچوب پارادایم پژوهش کیفی تدوین و داده های موردنیاز آن با استفاده از روش نمونه گیری گلوله برفی و انجام مصاحبه های عمیق گردآوری و در چهارچوب نظریه زمینه ای در نر م افزار Nvivo10 کدگذاری و تحلیل شده است. بر پایه یافته های پژوهش، ذی نفعان درگیر در طرح حریم حفاظتی محله سنگلج در دو دسته «عمومی و خصوصی» و موضع آن ها نسبت به طرح نیز در چهار گروه «قدرت گرایانه، تقابل گرایانه، تعاملی و بی طرفانه» قابل دسته بندی است. موضع تقابل گرایانه ذی نفعان شامل «تعارض ارزشی»، «تعارض منافع اقتصادی» و «تعارض رویه ای» است که در دو دسته کلان «تعارض منافع عمومی و خصوصی» و «تعارض سازمانی» دسته بندی شده است. ماهیت اقتدارگرایانه نظام برنامه ریزی حفاظت، مشارکت گریزی و غیرواقع بینانه بودن طرح های حفاظتی، عدم یکپارچگی برنامه ریزی شهری و برنامه ریزی حفاظت و فقدان مکانیسم های جبران خسارت مالکان، از مهم ترین عوامل بروز تعارض در این طرح به شمار می روند.
واکاوی نظریات پیرامون ضوابط شهری و انطباق پذیری با شهر معاصر ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش شهرسازی دوره ۴ تابستان ۱۳۹۹ شماره ۲
1 - 17
حوزههای تخصصی:
بیان مسأله: ضوابط ابزاری متمایز برای ایجاد نظم شهری می باشد لیکن در شهر معاصر ایرانی عملاً جایگاه ضوابط شهری نسبت به طرح ریزی شهری تا حد زیادی مغفول واقع شده و شهر معاصر ایرانی تحت تأثیر آن با چالش های اساسی چون ساختارشکنی شهرهای مختلط سنتی و بحران هویت و.. روبرو شده است. هدف: شناخت بنیان های نظری حاکم بر رویکردهای مختلف ضوابط شهری و بررسی امکان کاربرد آنها در شهر معاصر ایرانی، هدف اصلی این تحقیق می باشد. روش:این تحقیق به کمک توصیف، تطبیق و تحلیل اطلاعات و داده های گردآوری شده اسنادی و کتابخانه ای انجام شد. تبیین مفاهیم «مکان و مکان سازی»، مقایسه رویکردهای مختلف از منظر نگرش به نحوه تعیین«فرم و عملکرد» به عنوان مؤلفه های مشترک «مکان» و «چارچوب ضوابط شهری» در بعد زمان را فراهم ساخت. یافته ها: نظریه برنامه ریزی جامع با هدف ایجاد نظم در شهرهای سنتی، مبنای ضوابط شهری را «عملکرد» قرار می دهد لیکن ناکارایی آن، منجر به ایجاد تکنیک های منطقه بندی انعطاف پذیر و از دهه60 میلادی با مطرح شدن نظریه پیچیدگی و طرح دو رویکرد ضوابط «رابطه» و «هنجار» مبنا، نظریه نوشهرسازی با رویکرد ضوابط «فرم» مبنا و نظریه تکاملی با رویکردی «ترکیبی»، مورد انتقادات بنیادی قرار گرفت. نتیجه گیری: با توجه به فقدان رویکردی یکپارچه به شهر معاصر ایرانی به ویژه به عرصه های عمومی آن، اولویت دادن «فرم» بر «عملکرد» در رویکرد ضوابط فرم مبنا به عنوان یک رویکرد کل نگر، زمینه گرا و مشارکت جویانه، ضمن ارائه ضوابط عملکردی انعطاف پذیر، آن را به ابزار «مکان سازی» و تحقق توسعه پایدار شهری تبدیل کرده است. به عبارتی ضوابط فرم مبنا به دنبال خلق «مکان ها» است تا ساختمان ها. تأکید بر «فرم» بستر شکل گیری «عرف مبتنی بر هنجارهای واجد ارزش شهر ایرانی» را به عنوان پشتیبان ضوابط شهری هموار می سازد.
تحلیل نشانه های مضمونی و تصویری در رباعیات خیام و نگاره های حسین بهزاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جلوه هنر سال دوازدهم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۳ (پیاپی ۲۸)
25 - 38
حوزههای تخصصی:
روند پیوسته تحولات نگارگری، بیش از آن که در زمینه سبک و اسلوب مکاتب تصویری سده های متمادی ایران اسلامی باشد، همواره، در ارتباط با ادبیات و بهره مندی از مبانی زیبایی شناسی و مضامین شعری آن قابل ملاحظه بوده است؛ هم چون آثار حسین بهزاد که در موانست و هم سخنی با رباعیات خیام آفریده شده اند. لیکن، آنچه در این پیوند تاریخی، سابقه نداشته و سبب تمایز آثار بهزاد از سایر نگاره ها شده، قرابت موضوعی شان با اندیشه های فلسفی خیام است. اندیشه های پرسشگرانه ای که اگرچه اغلب با رویکردی خاص پیرامون جهان و انسان هستند، با این حال، نگارگر آن ها را چنان مصور کرده که گویی این آثار ضمن بیان احوال درونی اش، ترجمان مستقیم اشعار خیام نیز هستند. بر این اساس، پژوهش حاضر به شیوه توصیفی- تحلیلی و با استناد به منابع معتبر کتابخانه ای- الکترونیکی برآن است تا به شناختی جامع و درکی ژرف از نحوه بازنمود مضامین و معانی این رباعیات در آثار بهزاد دست یابد. چنان که واکاوی نشانه های مضمونی و جوانب تاثیرگذاری شان بر نگاره ها در قالب نشانه های تصویری سبب نقد صحیح تر و خوانش جذاب تر هر دو متن شعری و دیداری خواهد شد. در این راستا، یافته های پژوهش گواه آنند که بهزاد، نه تنها از نشانه های نمادینی هم چون کوزه، کوزه گر، کارگاه کوزه گری، خاک و پیر راوی بهره برده است، بلکه از اصول و قواعد بصری رایج در نگارگری هم تبعیت کرده و با اجتناب از فضای خالی، کاربرد خطوط شکسته تند و تیره در قلم گیری و تضادهای رنگی یا مفهومی در پیش زمینه و پس زمینه، توانسته مضامین شعری خیام را صورتی بصری دهد و نگاه مخاطب را تحت تاثیر قرار دهد.
بازتعریف مسکن میکرو(خرد) و بررسی بازارهای نو مسکن و بیان اهمیت بکار گیری این نوع مسکن مقرون به صرفه برای کلانشهر های ایران
حوزههای تخصصی:
گرانی مسکن مسئله ای جهانی بوده و در اکثر شهرهای بزرگ دنیا تهیه مسکن با توجه به شرایط اقتصادی خانوارها سخت و پر هزینه است. ایران نیز از این امر مستثنا نبوده و تهیه مسکن چه به شیوه خرید و چه به شیوه اجاره در کلانشهرهای ایران و به خصوص پایتخت برای خانوارها بسیار پر هزینه است. در بسیاری از کشورها گرانی مسکن از یک سو و افزایش خانواده های کم جمعیت یا افرادی که به تنهایی زندگی می کنند از سویی دیگر، سازندگان و توسعه دهندگان را به سمت ساخت و سازهای کوچک سوق داده است. این ساخت و سازهای کوچک اصطلاحاً میکرو آپارتمان یا آپارتمانهای خرد نامیده می شوند که با استفاده بهینه از فضا و بهره وری مناسب و همینطور کاهش سطح اشغال، گزینه ای مناسب جهت اسکان خانواده های کم درآمد و کم جمعیت شهری هستند. روش مورد استفاده در این تحقیق روش تحلیلی- توصیفی است. هدف از نگارش این مقاله معرفی میکرو آپارتمانها و ارائه پیشنهاد بکارگیری این نوع مسکن مقرون به صرفه در کلانشهرهای ایران با توجه به شرایط کنونی جامعه می باشد. نتایج این تحقیق نشان می دهد با توجه به ویژگیهای میکرو آپارتمانها و همینطور تغییر سبک زندگی در کلانشهرهای ایران و به وجود آمدن بازارهای نو مسکن، بکارگیری این نوع آپارتمانها برای خانواده های کم جمعیت و کم درآمد می تواند راهکاری مفید برای تسهیل تهیه مسکن باشد و ایران نیز مانند سایر کشورهای جهان از این راه حل یاری جوید.
نقش معنایی و عملکردی مصالح هوشمند در شکل دهی به بدنه های شهری مدرن در عصر ارتباطات(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گفتمان طراحی شهری دوره اول بهار ۱۳۹۹ شماره ۲
145-155
حوزههای تخصصی:
مصالح هوشمند شکل دهنده پوسته ها با فعالیت ویژه خود بر اصالت دهندگی به فضا و نمایش هویت یک جامعه تأثیرگذار می باشند و مانند هر تکنولوژی و عنصری آثار و پیامدهای خود را داشته و می توان گفت که بر اساس جذابیت های بصری و فلسفه عصر ارتباطات و بصری سازی فرهنگ جوامع بنیان نهاده شده اند. تحقیق حاضر به دنبال آن است که تأثیرات مصالح و پوسته های هوشمند را از جنبه روانی و ناهنجاری های فکری و فرهنگی بازشناسی کرده و به استفاده منطقی از آن از سوی طراحان متناسب با فرهنگ و ساختار فکری جامعه ایرانی کمک نماید. این پژوهش دارای ابعاد اثباتی-محتوایی و هنجاری-محتوایی بوده و از حیث روش شناسی، روش توصیفی و تحلیلی همراه با راهبرد کیفی را شامل می شود. اخذ اطلاعات مبتنی بر مطالعات کتابخانه ای و اسنادی صورت پذیرفته است. آثار و پیامدهای کالبدی و محتوایی مصالح هوشمند شکل دهنده سطوح بر مبنای فرهنگ بصری در وجه ادراکی: حقیقت و واقعیت، زمان و مکان، تجربه و واقعه، برابری و عدالت، دانش و اطلاع را در یک جامعه مورد خدشه قرار داده و قاطعیت را با سماجت، سخاوت را با اسراف، بردباری را با بی تفاوتی، پایبندی را با سعه صدر و زیبایی را با تظاهر یکسان انگاشته و فرهنگ سازی می نمایند و در وجه حسی: یکسان انگاری، دوری و فاصله از جهان هستی، خدشه به سایر حواس، خدشه به پیام و معنای فرستنده پیام، جدایی، انزوا، دل بستگی ظاهری، محدود کردن سلیقه، غیرانسانی بودن معماری و شهرسازی از نتایج حاصل از بهره گیری روزافزون آن می باشد.
استفاده از بهینه سازی توپولوژی جهت دستیابی به فرم در طراحی معماری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اهداف : یکی از راه حل هایی که در دهه اخیر جهت برقراری ارتباطی مؤثر میان معماری و مهندسی سازه پیشنهاد شده است، طراحی هم زمان سازه و معماری بوسیله بهینه سازی توپولوژی است. بهینه سازی توپولوژی یکی از انواع بهینه سازی سازه ای است که به دلیل تأثیر مستقیم بر فرم در حوزه معماری ظهور نموده است. هدف از این پژوهش آشنایی طراحان با پتانسیل های این روش و بکارگیری آن در طراحی معماری است. روش ها: ابتدا به تشریح مفاهیم نظری بهینه سازی توپولوژی و مدلسازی عددی اجزای محدود پرداخته، سپس کاربردهای استفاده از بهینه سازی توپولوژی در معماری با ذکر مصادیق متنوع مورد بررسی قرار گرفته و فرایند بکارگیری این روش در طراحی معماری با استفاده از الگوریتم های معرفی شده و نرم افزارهای موجود توضیح داده شده است. یافته ها: در طراحی با استفاده از بهینه سازی توپولوژی عموما تاثیر تصمیمات آغازین بر فرم های حاصله از ابتدا مشخص نیست، به همین جهت تهیه دیاگرام های فرم شناسی برای حالات مختلف باعث می شود که طراح بتواند از تسلط بیشتری برفرم های حاصل از روش بهینه سازی توپولوژی برخوردار باشد. تهیه و استفاده از جداول فرم شناسی، که نشان دهنده تاثیر نوع و محل شرایط تکیه گاهی و دیگر عوامل موثر بر طراحی پل های با دهانه های متوسط و بلند با شرایط مشابه هستند، راه حلی جهت شفاف تر نمودن فرآیند طراحی معماری با استفاده از بهینه سازی توپولوژی فراهم خواهد آورد. نتیجه گیری: در این تحقیق چهارچوبی مشخص از روند فرم یابی برای معماران ، اطلاعات مورد نیاز جهت بهره گیری از بهینه سازی توپولوژی در طراحی و چگونگی طراحی یک پل عابرپیاده شهری با استفاده از این روش توضیح داده شده است.
تطبیق مفاهیم و مضامین، طراحی و ترکیب بندی قالی تصویری سنگشکو صفوی و قالی قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نگره زمستان ۱۳۹۹ شماره ۵۶
53 - 69
حوزههای تخصصی:
دوره صفوی اوج هنر قالی در ایران است و قالی های تصویری ازجمله طرح هایی هستند که مورد توجه طراحان و بافندگان قالی در این دوره قرار گرفتند. قالی سنگشکو از نمونه قالی هایی است که در دوره صفوی بافته شده و دربردارنده تصاویری از داستان های ادبی با مضامین عاشقانه، حماسی و اسطوره ای است. حضور این نقشمایه ها در قالی ها ریشه در آیین و باورهای تمدن های قدیم ایران داشته است. زیبایی طرح و نقش قالی سنگشکو منبع الهام و تأثیر طراحان و بافندگان ایرانی و غیر ایرانی بخصوص در قرن 19م شد. حضور مضامین ادبی و اسطوره ای همچون مجالس بزم (دیدار لیلی و مجنون و آبتنی کردن شیرین)، رزم(صحنه های شکار) و همچنین نقشمایه های اساطیری شامل گرفت و گیر، سیمرغ و اژدها و ... در طراحی دو قالیِ صفوی و قاجار، دلیل بررسی و تحلیل پژوهش حاضر است. هدف از این پژوهش تحلیل مفاهیم نقوش و شناسایی شباهت ها و تفاوت های این دو قالی از نظر موضوع و مضمون، در کنار تحلیل ساختاری شامل ترکیب بندی، طرح و رنگ است. حال این سؤال مطرح می شود که 1- قالی سنگشکو در عصر صفوی به لحاظ مضمونی و مفهومی چه تأثیراتی بر قالی دورهٔ قاجار داشته است؟ 2-چه تفاوت هایی در طراحی نقوش، ترکیب بندی و رنگ آمیزی و تزیینات بین دو قالی وجود دارد؟ 3- معنا و مفاهیم نقشمایه های مشترک مورد استفاده در طراحی این دوقالی چیست؟ روش تحقیق توصیفی- تحلیلی با رویکرد تطبیقی بوده و گردآوری مطالب به شیوهٔ کتابخانه ای و میدانی صورت پذیرفته است از نتایج این تحقیق چنین برمی آید قالی دورهٔ قاجار از نظر مضامین از قالی صفوی الهام گرفته اما در نوع ترکیب بندی و طرح، تغییراتی را ایجاد کرده و در شیوه های رنگ پردازی و تزئینات سبکی را اجرا نموده که در دورهٔ قاجار رایج بوده است. برخی از نقشمایه های اساطیری به کار رفته در قالی سنگشکو در این دوره بارمعانی اسلامی و عرفانی به خود می گیرد نظیر نقشمایهٔ سیمرغ که در این دوره نماد وحدت و ذات باری تعالی است. این تأثیرات در قالی دورهٔ قاجار هم دیده می شود.
آشنایی کلی با مبانی رنگ سازی در هنرهای سنتی ایران (با تأکید بر نسخه های قرون 4 تا 6 هجری)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات هنر اسلامی سال شانزدهم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۴۰
91 - 106
حوزههای تخصصی:
رنگ ها دارای ویژگی های بصری، معنایی و عرفانی خاصی هستند که این ویژگی های منحصربه فرد، آن ها را در زمره ی مهمترین ابزارهای خلق آثار هنری قرار داده است .معانی پنهان و درونی رنگ ها در رنگ سازی سنتی تاکنون مغلق و سربسته باقی مانده است. در شیوه های ساخت رنگ سازی سنتی ایران، عناصر کاربردی، جایگاه و هویت ویژه ای دارند. این پژوهش پلی برای شناخت صحیح رنگ سازی سنتی و اشاره به ارتباط علوم در سنت اسلامی دارد. بازشناسی چگونگی کاربست رنگ در هنر و ماهیت آن مسئله ای قابل تأمل است. آشنایی با مبانی کلی رنگ سازی سنتی ایران اسلامی در جهت ساخت، پیش برد و احیاء مجدد رنگ سازی پیچیده ی در هنر سنتی ایران حائز اهمیت است. این پژوهش به روش توصیفی و تحلیلی و با تکیه بر داده های منابع کتابخانه ای انجام شده است. یافته های پژوهش حاکی از این است که شیوه ی ساخت صحیح رنگ در هنر سنتی ایران بر اساس دستورات پیشین و ارتباط آن با علوم دیگر بوده است. دستیابی به چگونگی ارتباط شیوه های ساخت عناصر چهارگانه، طبایع چهارگانه و کیفیات مزاج هر عنصر در ترکیب با عنصر دیگر، نتیجه مهم حاصل از این پژوهش در رنگ سازی سنتی ایران اسلامی است. امتزاج و ساخت همه رنگ ها در گذشته بر مبنای شیوه های ساخت چهارگانه عناصر (حرارتی، خیساندنی، فشردنی، پودرشدنی)، طبایع چهارگانه عناصر (آتش، هوا،آب، خاک) و مزاج عناصر(گرمی،سردی، تری، خشکی ) بوده است. کیفیت کاربست این رنگ ها و ماهیت آن را می توان در نسخ مصور در قرون 4 تا 6 هجری مشاهده کرد. اهداف پژوهش: 1.آشنایی با مبانی کلی رنگ سازی سنتی ایران. 2.شناخت رنگ های اصلی در چرخه رنگ سازی در هنر سنتی ایران. سؤالات پژوهش: 1. مبانی کلی رنگ سازی سنتی در هنر ایران چیست؟ 2.رنگ های اصلی در چرخه رنگ سازی ایران کدامند و اساس ترکیب این رنگ ها چگونه است؟
بررسی نظام نشانه ای وانمودگی از نظر بودریار و تطبیق آن بر گستره عکاسی پسامدرن با تاکید بر آثار شری لواین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ژان بودریار فرهنگ پسامدرن را چیزی نمی داند جز سیطره وانموده ها و آفرینش فضای فراواقعی. به تعبیر بودریار تصاویر دیگر واقعیت را نمایندگی نمی کنند، بلکه خود تبدیل به واقعیت می شوند و واقعیت وانموده پدید می آورند؛ امروزه تصاویر واقعی تر از واقعی جلوه می کنند. وی یکی از متفکرانی است که در اندیشه های خود به خوبی این وضعیت دوگانه میان واقعیت و وانموده را مورد پرسش قرار می دهد و سعی در تبیین وضعیت تازه ای دارد؛ وضعیتی که در آن دو مولفه ایماژ (تصویر) و بازی نشانه ها حیات اجتماعی بشر را تحت کنترل دارند. به موازات اندیشه های بودریار، عکاسان پسامدرن سعی دارند وضعیت مذکور را به واسطه آثار خود نمایش دهند. از جمله این هنرمندان شری لواین است که بر سرشت بازتولید پذیری رسانه عکاسی تاکید می کند و بر آن است که همه چیز قبلا دیده شده است. از آنجایی که مفاهیم وانمایی و فراواقعیت به شالوده بیشتر پژوهش ها درخصوص بودریار و امر بصری تبدیل شده است، پژوهش حاضر تلاش دارد که ضمن بررسی چرایی نظر بودریار در مورد بی اعتباری هنر معاصر، آن را با شاخه عکاسی پسامدرن تطبیق دهد و به روش توصیفی و تحلیلی به این پرسش پاسخ دهد که این هنرمندان چگونه از هویت تصویر به مثابه وانموده بهره گرفته اند. دستاوردهای حاصل از تطبیق نمونه حاضر و اندیشه های بودریار نشان داد که لواین با ارائه تصاویر فراواقعی، در پی بازتولید کنایه آمیز وانموده ها برآمده است.
بررسی تطبیقی داستان نگاره مجنون در میان ددان خمسه طهماسبی با نگاره پارچه مضبوط در موزه بوستون به شماره ثبت 1928.2، بر اساس نظریه بینامتنیت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات هنر اسلامی سال پانزدهم تابستان ۱۳۹۸ شماره ۳۴
29 - 46
حوزههای تخصصی:
داستان لیلی و مجنون از مشهورترین آثار ادبی است که مورد توجه جمیع هنرها قرار گرفته و آثار آنان را غنا بخشیده است. از میان این هنرمندان نگارگران به خاطر همبستگی ادبیات با نگارگری، روند ساختن نسخه های مصور که همانا انتقال اندیشه سخنور بود رونق یافت. در میان ادبیات شاهنامه و خمسه از جایگاه ویژه ای برخوردار است. با توجه به اعمال نفوذ نقاشان عهد صفوی در کارگاه های سلطنتی و تاثیر هنر نگارگری بر سایر رشته های هنری از جمله پارچه بافی، می توان تاثیرات ادبیات را در نقوش این بافته ها نیز یافت. هدف اصلی این مقاله شناسایی و خوانش نقاط اشتراک ادبیات با نگاره و نقوش این داستان بر روی پارچه دوره صفوی و شناسایی ارتباط نگارگر با طراحان پارچه این دوره است. از یافته های این مقاله چنین مشخص می گردد که مضامین ادبیات غنایی در نقش پارچه و نگاره ها تبلور می یابد، چرا که این داستان ها مشترکات فرهنگی بوده اند و با تطبیق محتوایی شعر نظامی در نگارگری و بافندگی در این دوره نگارگران طراح پارچه نیز بوده اند.
بررسی نشانه های مشترک تصویری در عکاسی انقلاب اسلامی بر اساس الگوی پیرس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
انقلاب اسلامی ضمن باقی گذاشتن تأثیرات بسیار زیاد بر شیوه زندگی مردم، مسیر هنر و به خصوص عکاسی ایران را تغییر داد. آثار عکاسی درخور توجه بسیاری از سال های منتهی به انقلاب 57 در دسترس هستند که با بررسی نشانه های تصویری موجود در آنها، می توان به اطلاعات مهمی در رابطه با طرز پوشش و آرایش مردم، وضعیت کوچه و خیابان و طرز برخورد و رفتار افراد در موقعیت های متفاوت از جمله بحران های اجتماعی، دست یافت. اینکه آیا بین نشانه های تصویری موجود در عکس ها اشتراکاتی وجود دارند یا خیر و آیا این اشتراکات معانی خاصی را به ذهن منتقل کرده و اگر می کنند چه معانی؟ و آیا می توان این نشانه ها را بر اساس نظریات نشانه شناسی پیرس بررسی کرد؟ جزء سؤالات اساسی این پژوهش هستند. در این پژوهش که به روش توصیفی تحلیلی و با جمع آوری اطلاعات با استفاده از منابع کتابخانه ای و پایگاه های اطلاعاتی انجام شده، ضمن بررسی اجمالی نشانه شناسی، در منابع مکتوب، به شکل اختصاصی به نظریات پیرس پرداخته شده است. برای انجام این پژوهش، 120 عکس بر اساس موضوع پژوهش، از 6 عکاس ایرانی انتخاب شد و نشانه های تصویری موجود در این عکس ها که از کتاب های عکس و پایگاه های اطلاعاتی معتبر جمع آوری شده بودند، بر اساس تقسیم بندی نشانه های پیرس، مورد بررسی قرار گرفتند. یافته های پژوهش نشان می دهند عکس های بر جای مانده، اشتراکات تصویری زیادی با هم داشته، بر اساس الگوی نشانه شناسی پیرس قابل تقسیم بندی هستند، تمام نشانه های موجود در عکس ها وجهی نمادین داشته و آگاهانه توسط عکاسان و به قصد تأثیرگذاری بیشتر، استفاده شده اند.
فهم فضاهای خاکستری: جایگاه قدرت در فرایند مناسبات سکونتگاه های غیررسمی (مورد مطالعه: شهرک رضویه تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه، فضای خاکستری شهری به یکی از پدیده های رایج کلانشهرها و به ویژه تهران تبدیل و منجر به ظهور مجموعه ای از نهادها، هویت ها، روابط قدرت، شیوه ها و گفتمان ها در این فضاها شده است. هدف اصلی این پژوهش، بررسی و شناسایی ساختارهای موجود، جایگاه قدرت و سیاست در سطوح برنامه ریزی شهری این فضاها است. در راستای این هدف، پژوهش حاضر، در پی پاسخ به دو سوال اصلی است، ابعاد شکل دهنده ی تجربه زندگی در فضاهای خاکستری چیست؟ وآیا ساکنان این فضاها می توانند در برنامه ریزی و تصمیم گیری این محیط نقش داشته باشند؟ بنابراین، با اتکا بر روش تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف و بر پایه مصاحبه ی ساخت نیافته، به تفسیر توصیف های ساکنان شهرک رضویه پرداخته شده است. یافته های پژوهش حاکی از این است که شش مقوله ی "سایه اندازی مناسبات قدرت، سایه ی سرمایه ی محیطی، سایه ی تعارض منافع، حاشیه ی سیاست گفتمان، حاشیه ی حق شهری و حاشیه ی شهروندی نابرابر"، مقولاتی هستند که توسط آن ها می توان تجربه ی ساکنان این فضاها را توصیف و در چارچوب مدل پارادایمی، مفهوم یابی فضای خاکستری شهری و فرایند مشروعیت بخشی، آن را تعریف نمود. همچنین، اهمیت بُعد اقتصادی- سیاسی تغییرات و جایگاه قدرت در کنار سایر ابعاد اجتماعی- فضایی این فضاها، طیفی از شهروندی نابرابر در مناطق کلانشهری با ضریب قطبش بالا را نمایان می سازد.
بررسی تحلیلی تأثیر مضامین و نقش مایه های فلزکاری ساسانی بر فلزکاری آل بویه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نگره تابستان ۱۳۹۸ شماره ۵۰
18 - 37
حوزههای تخصصی:
تحولات به وجودآمده بعد از فتح ساسانیان توسط اعراب مسلمان و دگرگونی های مذهبی پدیدار گشته در ایران بر هنرها، صنایع و فنون سده های اولیه اسلامی تأثیراتی چشمگیر بر جای گذاشت. از جمله این هنرها، هنر فلزکاری است که در دوره های مختلف اسلامی و بخصوص دوره آل بویه آشکارتر است. مهمترین پرسش های پژوهش حاضر این است که شاخصه های بصری مشترک در فلزکاری ساسانی و آل بویه چیست؟ مهم ترین مضامین انتقال یافته از فلزکاری ساسانی به آل بویه کدامند؟ و اصلی ترین دلایل در انتقال مضامین و نقوش ظروف فلزکاری ساسانی به آل بویه چیست؟ این پژوهش با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی و تطبیقی به مقایسه آثار فلزی در دوره ساسانی و آل بویه پرداخته است و جمع آوری اطلاعات و منابع به صورت کتابخانه ای و نمونه های آثار موزه ای موجود است و سعی شده است تا با ارائه تطبیقی تصاویر برخی از آثار فلزکاری به تجلی و بازتاب نقوش و مضامین مشترک، سبک و روش هنر فلزکاری ساسانی در آل بویه نشان داده شود و در ادامه نیز دلایل این تداوم و نفوذ زمینه های تأثیرپذیری آن از هنر ساسانی مورد تحلیل قرار گرفته است. در جمع بندی مقاله فوق مشخص شد که در آثار فلزی دوره آل بویه و نقوشی که جزء نمادهای ایرانی هستند و پیش از این به عنوان نقوش ساسانی به کار می رفته اند، نقوش و موضوعات اصلی در فلزکاری آل بویه به شمار می روند. مهمترین شاخصه های بصری مشترک در فلزکاری ساسانی و آل بویه شامل تقارن و تقابل (وجود قرینگی)، رعایت تناسب، نقوش محصور در قاب، ویژگی های فرمی، تکرار و نقوش انتزاعی است. همچنین از پرکاربردترین نقوش می توان به نقوش حیوانی (عقاب، طاووس، خروس، بز، اسب) و موضوعاتی چون جنگ و شکار، سمبلیک (نمادین)، بزمی و درباری اشاره نمود.
مدیریت بحران و نقش آن در توسعه شهری پایدار
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش سعی بر آن شد تا با آشنایی در خصوص مدیریت بحران و میزان آسیب پذیری شهر در برخورد با حوادث غیرمترقبه مواردی اعلام و با توجه به افزایش دانش بشر در خصوص شهر و شهرسازی و رشد روزافزون تقاضای سکونت افراد در مناطق شهری، لازم است برنامه ای مناسب جهت مقابله در هنگام مخاطرات طبیعی محتمل انجام گیرد؛ که سالانه هزینه های بسیار زیاد جانی و مالی را به بار می آورد و در باب مفهوم توسعه پایدار با تأکید بر توسعه و چشم اندازهای شهری مطالبی ارائه گردد. هدف این تحقیق معرفی راه های دستیابی به اهداف توسعه پایدار است. بحث توسعه پایدار بر این فرض است که جوامع نیاز به مدیریت سه نوع سرمایه (اقتصادی، اجتماعی و طبیعی) دارند که ممکن است ناپایدار باشند. توسعه پایدار یک اصل سازمان دهنده برای زندگی انسان است. این فرض یک آینده مطلوب را برای جوامع بشری بدون تضعیف پایداری سیستم های طبیعی و محیط زیست فراهم می کند.
آزمون رابطه فشردگی سیستم فعالیت اقتصادی و تاب آوری مناطق شهری، موردپژوهی: شهرستان های استان کرمان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی توسعه شهری و منطقه ای سال چهارم بهار ۱۳۹۸ شماره ۸
111 - 144
حوزههای تخصصی:
سیستم های اجتماعی و بوم شناختی از جمله سیستم های احتمالاتی هستند که به دلیل غیرقابل پیش بینی بودن رفتار آنها، پیچیدگی و دشواری رویارویی با نامعلومی ها دوچندان می شود. مطالعات بسیاری بر اهمیت تاب آوری سیستم های اقتصادی در برابر بحران های انسانی و طبیعی تأکید دارند. در حالی که ارتباط میان فشردگی اقتصادی سیستم و تاب آوری در این مطالعات، به صورت مثبت تحلیل شده است، این پژوهش با مطالعه تحولات فضایی در بحران زلزله بم، نشان داده است که در مقطع 1375، فشردگی اقتصادی با شاخص های عملکرد اقتصادی همبسته بوده است. به طوری که هرچه روابط متقابل فعالیت های اقتصادی در واحد فضایی تنگاتنگ بوده باشد، تمایل به افزایش تاب آوری اقتصادی منطقه بیشتر بوده است اما در شرایط سال های پس از زلزله، که سیستم دچار تغییر شده، این رابطه به صورت منفی و معکوس عمل کرده است. به بیانی دیگر، با افزایش فشردگی اقتصادی، کارایی اقتصادی کمتر شده است. بدین ترتیب، برای افزایش تاب آوری سیستم های اقتصادی مناطق شهری که قدرت پذیرش تغییر و تبدیل آن به فرصت توسعه تعریف شده است، تخصصی شدن و تمرکز فعالیتی کافی نیست بلکه در شرایط تنوع اقتصادی، با افزایش قدرت تغییرپذیری سیستم برای احیا، زمینه برای مواجهه با بحران های غیرمترقبه فراهم می آید. در این زمینه، توجه به میزان مرتبط بودن فعالیت های اقتصادی نیز در خودسازماندهی مناطق اهمیت دارد.
مطالعه تطبیقی مضامین کتیبه ها در آثار چوبی وابسته به معماری در حرم مطهر امام رضا (ع)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مرمت و معماری ایران سال نهم زمستان ۱۳۹۸ شماره ۲۰
۱۱۳-۹۱
حوزههای تخصصی:
مرقد منور امام هشتم (ع)، محل ارادت خیل بسیاری از هنرمندان؛ از جمله نجاران و نقاران بوده است. آثار چوبی پنجره، دَر، منبر و بخشی از ضریح در این مکان، از دوره ایلخانی تا معاصر محفوظ هستند. هنوز بر گذرگاه ها، تعدادی از دَرها نصب بوده و تعدادی دیگر، در موزه مرکزی آستان قدس نگهداری می شوند. هدف مقاله، بررسی تطبیقی مضمون و ساختار بصری آثار چوبی کتیبه دار مجموعه، به ویژه مضمون و محتوای آثار است. بنابراین، سؤالی که مطرح شده این است که محتوای کتیبه های چوبی چگونه دسته بندی می شود و ویژگی های بصری آثار چوبی کتیبه دار حرم چه هستند؟ نوع تحقیق، بنیادی بوده و روش آن، توصیفی، تحلیلی و تطبیقی است. اطلاعات، بر مبنای داده های کتابخانه ای و به ویژه مطالعات میدانی استوار هستند و جامعه آماری به دلیل محدود بودن آثار، تمام شماری شده است. یافته ها نشان داده در مجموع، سی و چهار اثر کتیبه دار چوبی موجود هستند. کتیبه ها، بر بخش های مختلف آثار به خطوط رقاع، ثلث جلی و خفی، کوفی بنایی و نستعلیق، کتابت شده اند. محتوای کتیبه ها در هفت قالب؛ کتیبه های تاریخی، واقفان و سازندگان، قرآنی، مدح و نعت، اسمای متبرکه الهی و نام های امامان، شهادتین و روایات، مورد تحلیل قرار گرفته است. غنای هنری و محتوایی این آثار، سیر تکوین قابلی از هنر منبت و معرق را در تاریخ هنرهای سنتی ایرانی اسلامی عیان ساخته است.
Who Uses Urban Parks? A Study of User Characteristics and Activity Patterns of Ramna Park, Dhaka(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
A growing body of research shows positive association between parks and physical activity, but very few studies have investigated the characteristics of users and how the activities vary according to different user groups. The purpose of this study was to investigate the socio-demographic profile of the users, their activities and motivation of visiting the park. Total 400 users of Ramna Park were surveyed in face to face interview in different time periods. The participants were asked to provide information about their socio-economic profile, frequency and purpose of visit, mobility and activity patterns in the park and level of satisfaction about different facilities. At a random selection of the sample, we found larger proportion of male visitors than female visitors with a majority in the age group 40-60 years. The park has a large catchment area which extends beyond the range of walking distance and the frequency of visiting the park was found closely associated with the proximity of the users. Besides, no significant association was found between the proximity and duration of staying in the park. An overwhelming majority of the visitors come to the park for health purpose mainly for walking, jogging and physical exercise. The findings suggest that the purpose of visiting the park significantly varies according to the gender and age group of the respondents. The visitors were also asked about their satisfaction level and problems they usually faced based on their individual perception. Most of them raised their concerns for poor toilet facility and waste management.