مطالب مرتبط با کلیدواژه

حکمه الاشراق


۱.

علم خدا در اندیشه سهروردی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: سهروردی علم خدا عنایت خدا صرف الوجود حکمه الاشراق

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات مکتب های فلسفی فلسفه اشراق
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات فلاسفه اسلامی
  3. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی کلام خداشناسی صفات و اسماء خدا
تعداد بازدید : ۳۰۹۹ تعداد دانلود : ۱۳۳۲
علم خدا یکی از مباحث کلیدی در فلسفه اسلامی محسوب می شود و آرای متنوعی را فلاسفه و اهل نظر در این خصوص مطرح کرده اند. یکی از این آرای کثیر، نظر شیخ اشراق در این زمینه است. او از یک سو واجب تعالی را عین نور و ظهور بی نهایت معرفی می کند و علم را همان ظهور می داند و از سوی دیگر حقیقت واجب تعالی را «صرف الوجود» و «کل الوجود» و «غنی مطلق» و «بی نهایت» و «معطی همه اشیا و واجد حقایق آنها» می داند. بنابراین می توان گفت که او نیز مطابق نظام فلسفی خویش به علم مطلق و پیشین واجب تعالی معتقد بوده و بر مبنای مکتب فلسفی خویش به اثبات آن نیز همت گماشته است. پس اشکالی تحت عنوان نفی علم پیشین و تفصیلی خداوند به اشیا، متوجه او و نظام فلسفی اش نمی شود. مضاف بر آن، شیخ اشراق علم خدا را به وجودهای عینی همه اشیا اعم از مجردات و مادیات علم حضوری مبتنی بر قهر و تسلط اشراقی می داند و هیچ موجود و ذره ای را از این علم و بصر خداوند، پنهان و مستور نمی داند. بنابراین همه موجودات ممکن پس از ایجاد نیز مشمول علم حضوری و بصر فراگیر حق تعالی هستند. تشریح نظر شیخ اشراق در ساحتهای فوق و گزارش اشکالات متاخرین بر نظر او و نقد آن اشکالات بر پایه نظام فلسفی حکمه الاشراق، وظیفه ای است که این مقاله عهده دار انجامش است.
۲.

فلسفه اشراق سهروردی و غزالی

نویسنده: مترجم:

کلیدواژه‌ها: سهروردی غزالی مشکاه الانوار حکمه الاشراق نور

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۴۲
در این مقاله نشان می دهم که اندیشه شهاب الدین سهروردی (درگذشته ۵۸۷ق)، بنیان گذار جریان فکری موسوم به «اشراقی» در فلسفه اسلامی-ایرانی، به نحو قابل توجهی تحت تأثیرات افکار ابوحامد غزالی (درگذشته ۵۰۵ق) قرار دارد؛ کسی که هم به دلیل نقدهای مستمرش بر فلسفه مشاء اسلامی و هم به دلیل استفاده گزینشی از آن، شناخته شده است. بخش نخست این مقاله نشان می دهد که بنیان های عقلانی هستی شناسی نور در نظام فکری سهروردی، در بسیاری از جنبه های مهم، از رساله «مشکاه الانوار» غزالی اخذ شده است. بخش دوم مدعی است که نحوه مواجهه سهروردی با یکی از مسائل سرنوشت ساز کلامی، یعنی مسئله علم خداوند به جزئیات نیز می تواند به عنوان تأثیرپذیری و تعامل با اندیشه های غزالی تفسیر شود. در پایان، با توصیفی کلی از هر دو اندیشمند به نتیجه گیری می پردازم.