فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۸۱ تا ۵۰۰ مورد از کل ۱۱٬۱۸۳ مورد.
حوزههای تخصصی:
Previous studies have focused mostly on the syntactic features of the linking particle (Ezafe) in simple noun phrases with little attention paid to its semantic representations and functions specifically within the context of deverbal noun phrases. The present study aims to analyze semantic functions of the linking particle as it appears between a deverbal noun and its various modifiers, and compare them with their corresponding elements in sentences in a Distributed Morphology framework (DM) in Hawrami. This study shows this ancient linker's trace in most Kurdish dialects exhibits agentive semantic functions in addition to expressing possession and modification. Furthermore, the subject of unaccusative verbs at the sentential level is realized as the patient/possessor or as the theme/possessor of their corresponding deverbal noun phrases. However, the subject of unergative verbs assumes the agentive/possessor role in their corresponding noun phrases. Moreover, the object of transitive and ditransitive verbs is represented as a patient or theme, and also as a possessed entity before the subject is realized as the possessor in the corresponding deverbal noun phrases. Results indicate that the representation of both sentences and their corresponding deverbal noun phrases within DM framework provides stronger support for a syntactic movement account of deverbal noun phrases, their semantic functions, and properties in Hawrami.
Ideological Reconfigurations and National Identity in Post-2003 Iraqi Presidential Rhetoric: A Critical Discourse Analysis(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۱۲, Issue ۴۸, Spring ۲۰۲۴
149-159
حوزههای تخصصی:
The focus of this paper is to determine the extent to which changes in the ideological frameworks took place after 2003 when the removal of Saddam Hussein's Ba'athist dictatorship set up a democratic system for Iraq. Using the frameworks of Critical Discourse Analysis, more specifically Fairclough's three-dimensional model and van Dijk's socio-cognitive approach, this study conducts a critical investigation into the reframing of national identity, ideological structures, and religious themes in presidential discourse. This article provides an overview of the major ways in which the Iraqi presidents have used language in an attempt to redefine national unity, balance references to Islam, and build legitimacy in light of continuing political transitions. The most important findings provide substantial shifts away from the authoritarian themes and toward inclusiveness, with each administration changing its speech to adjust to the increasingly complex sociopolitical situation. The purpose of this analysis is to identify the role that discourse plays for state-building as a process and to develop a model of political communication after a conflict. The most important findings provide substantial shifts away from the authoritarian themes and toward inclusiveness, with each administration changing its speech to adjust to the increasingly complex sociopolitical situation. The purpose of this analysis is to identify the role that discourse plays for state-building as a process and to develop a model of political communication after a conflict.
ارتباط میان هیجانات، هوش هیجانی-حسی و نمره نوشتاری: مقایسه دانشجویان ایرانی و عراقی رشته زبان انگلیسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات زبان و ترجمه سال ۵۷ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
1 - 36
حوزههای تخصصی:
با معرفی هوش هیجانی-حسی و نقش آن در آموزش و یادگیری در سال های اخیر، مطالعه تأثیر حواس و هیجانات بر یادگیری مهارت های زبانی اهمّیّت یافته است. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش هوش هیجانی-حسی و هیجانات در مهارت نوشتاری و مقایسه آن بین زبان آموزان ایرانی و عراقی انجام شده است. ازاین رو از 301 دانشجوی ایرانی و عراقی رشته زبان انگلیسی خواسته شد تا دو پرسشنامه «هوش هیجانی-حسی» و «هیجانات در حین نوشتن» را پر کنند. نتایج نشان داد نمره نوشتاری زبان آموزان با هیجانات مثبت آن ها رابطه معنادار مثبت و با هیجانات منفی آن ها رابطه معنادار منفی دارد. همچنین بین برخی از هیجانات تجربه شده زبان آموزان ایرانی و عراقی مانند خستگی، لذّت، امید و آسودگی تفاوت معناداری مشاهده شد و در برخی از هیجانات ازجمله اضطراب، لذّت و غرور از نظر عوامل انسانی و غیرانسانی به وجود آورنده هیجانات تفاوت معناداری وجود داشت. افزون بر این، یافته ها نشان داد هوش هیجانی-حسی به طور مثبت و معناداری نمرات مهارت نوشتاری زبان آموزان ایرانی و عراقی را پیش بینی می کند. درنهایت، نتایج موردبحث قرار گرفت و کاربردهای آن در زمینه آموزش زبان ارائه شد.
تئوری بازی ها و نگرش واقع گرایانه دیکنز: تحریف حقایق اجتماعی و سازمانی و شخصیت های فرعی رمان دوریت کوچک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات زبان و ترجمه سال ۵۷ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
1 - 27
حوزههای تخصصی:
رمان دوریت کوچک (۱۸۵۷) اثر چارلز دیکنز نگرش واقع گرایانه جالبی به اسرار اجتماعی و سازمانی دارد. با این پیش فرض که توجّه سبک واقع گرا به جزئیات، فراتر از دنیای داستان است، نظریّه تحقیق حاضر این است که در رمان دوریت کوچک، دیکنز اسرار اجتماعی و سازمانی را به سان سیستم های بازی ناعادلانه ای به تصویر کشیده که تحت کنترل طبقه حاکم و ثروتمند هستند. روش تحقیق این پژوهش برگرفته از نظریّه های بازی با اطّلاعات ناقص است و هدف آن، یافتن سیستم بازی غیرمنصفانه اجتماعی که بر روابط افراد و طبقات داستان دوریت کوچک حاکم است. نتیجه این پژوهش نشان می دهد که هنر داستان سرایی واقع گرایانه دیکنز محدود به روایت دقیق جزئیات و آشکار ساختن حقایق زمانه خود در دوره ویکتوریا نیست، بلکه انعکاسی از سیستم پیچیده اطّلاعاتی جامعه دوران وی است که حکایت از درگیری میان طبقه حاکم با قربانیان شان برای پنهان کردن حقایق دارد.
بررسی منتخب ابیاتی از چهار برگردان فارسی چهار غزلواره شکسپیر از منظر چهار راهکار ترجمه ای جیمز هولمز (۱۹۸۸)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات زبان و ترجمه سال ۵۷ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
63 - 92
حوزههای تخصصی:
این مقاله، منتخب ابیاتی از چهار برگردان فارسی چهار غزلواره شکسپیر را از منظر چهار راهکار ترجمه ای هولمز بررسی تطبیقی می کند تا نشان بدهد کدام راهکارهای ترجمه ای وجه غالب دارند و مترجمان کدام راهکارها را اتخاذ کرده اند. از نظر هولمز، شعر ترجمه شده، نوعی «فرا-شعر» و مترجم نیز فرا-شاعری است که می کوشد عینیت کلامی را در قالبی کم و بیش مشابه شعر اصلی، بازآفرینی کند. روش این این مقاله، کیفی-تحلیلی و مطابق با نقشه راه مطالعات ترجمه است. از چهارگونه فراشعر یعنی محاکاتی، قیاسی، انداموار و انحرافی، دو راهکار اول، «شکل-وابسته» و دو راهکار دوم، «محتوا-وابسته»اند. نتایج بررسی نشان می دهند برگردان طبیب زاده «فرا-شعری» است که نه به نثر است و نه به نظم؛ برگردان تفضلی، شکل-وابسته؛ برگردان مقدم، مبتنی بر راهکار انحراف است؛ و ابجدیان نیز راه میانه را اختیار کرده است. در مجموع، طبیب زاده با انتخاب راهکار «قیاسی»، ترجمه هایی به مثابه فراشعر از غزلواره های شکسپیر در زبان فارسی پدید آورده است.
ملاحظاتی در باب ارتقای کیفیت فرهنگ های یک زبانه زبان آموز انگلیسی و فارسی: رویکردی پیکره بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و زبان شناسی دوره ۱۹ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۰
277-306
حوزههای تخصصی:
هدف مقاله پیش رو این بود تا از منظر مبانی نقد فرهنگ که از سوی مالکیل (۱۹۹۳) مطرح شد و نیز با اتخاذ رویکردی پیکره بنیاد، پنج فرهنگ یک زبانه زبان آموزِ انگلیسی و فارسی معتبر یعنی فرهنگ انگلیسی معاصر لانگمن (LDOCE)، فرهنگ پیشرفته زبان آموز آکسفورد (OALD)، فرهنگ پیشرفته زبان آموز کمبریج (CALD)، فرهنگ همایندهای آکسفورد (OCD) و فرهنگ زبان آموز پیشرفته فارسی (عاصی، ۱۳۹۸) را از نظر شیوه عرضه اطلاعات (معیار سوم مالکیل) مورد واکاوی قرار دهد. برای این منظور، مدخل هایی به همراه زیرمدخل هایشان از فرهنگ های انگلیسی فوق به عنوان نمونه مطرح و سپس بر مبنای داده های موجود در پیکره انگلیسی امریکایی معاصر (COCA) به بوته نقد گذاشته شدند. سپس ضمن برشمردن ایراداتی در هشت دسته، به علت بروز آنها اشاره شد. نهایتاً ضمن طرح پیشنهاداتی برای ارتقای کیفیت این فرهنگ ها، نقش زبان شناسی پیکره ای و شیوه بهره مندی از آن در ارتقای فرهنگ های یک زبانه زبان آموز انگلیسی و فارسی و متعاقباً کاهش خطاهای فرهنگ نویسی مطرح شد.
الگوهای ریتمیک بین زبانی در گویشوران دوزبانه فارسی-انگلیسی: کاربردهایی برای شناسایی گوینده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۵۳
9 - 34
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی الگوهای ریتمیک در گفتار دوزبانه های فارسی-انگلیسی پرداخته و معیارهای مبتنی بر زمان را در گروهی از دوزبانه های دیرآموز مرد مورد مطالعه قرار داده است. تفاوت های بین زبانی، ثبات فردی و پتانسیل شناسایی گوینده با استفاده از چندین معیار ریتمیک شامل سنجه های همخوانی و واکه ای، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان دهنده تفاوت های معنادار میان فارسی (زبان اول) و انگلیسی (زبان دوم) بود؛ در حالی که معیارهای همخوانی ثبات بیشتری را نشان دادند. همبستگی های بین زبانی برای معیارهای همخوانی قوی تر از معیارهای واکه ای بود که بیانگر ثبات فردی بیشتر در زمان بندی همخوان هاست. شناسایی گوینده از طریق تحلیل تشخیصی خطی با معیارهای همخوانی بالاترین دقت را نشان داد و عملکرد بهتری در زبان اول نسبت به زبان دوم داشت. این یافته ها نشان می دهد که اگرچه گویندگان دوزبانه الگوهای ریتمیک زبان اول خود را با نیازهای زبان دوم تطبیق می دهند، برخی ویژگی های فردی خود، به ویژه در زمان بندی همخوان ها، را حفظ می کنند. این نتایج می تواند در زمینه تولید گفتار دوزبانه ها و شناسایی گوینده مورد توجه قرار گیرد.
همبسته های آکوستیکی تکیه و تمایز دستوری افعال همسان گویش مشهدی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به افعال همسان گویش مشهدی که در ساخت های متفاوت دستوری به کار می روند پرداخته است. این افعال به دو بخش دوهجایی و بیش از دوهجایی تقسیم شد. نقش همبسته های آکوستیکی تکیه و تأثیر آن بر تمایز دستوری افعال همسان گویش مشهدی با پارامترهای صوتی مهمِ نوای گفتار یعنی فرکانس پایه، شدت و دیرش بررسی گردید. در این بررسی ۹۶۰ فعل تولید و با نرم افزار تحلیل گفتار پرات بررسی شد. این افعال در هشت زمان دستوری حال استمراری و آینده، ماضی ساده و ماضی نقلی، ماضی استمراری و ماضی نقلی مستمر، ماضی بعید و ماضی ابعد است. افعال دوهجایی همسان زمان دورتر، با دیرش و زیروبمی بیشتری تولید می شود و افعال زمان نزدیک تر دیرش و زیروبمی کمتری دارد. افعال چندهجایی همسان، جایگاه تکیه متغیر دارند. این جایگاه برحسب دور و نزدیک بودن به دو دسته تقسیم شدند. گویشور مشهدی برای القای مفهوم زمان دورتر در افعال دوهجایی نیازمند دو عامل دیرش و فرکانس پایه است و در افعال بیش از دوهجایی نیازمند جابه جایی جایگاه تکیه. افزایش فرکانس پایه و دیرش فقط در افعال زمان دورتر دوهجایی است. در افعال بیش از دوهجایی به دلیل تغییر در جایگاه تکیه افزایش همبسته های اکوستیکی تکیه رخ نداد.
Global Citizenship Education (GCE): A Study on the Philosophical Foundations and Educational Norms of the Iranian National and Educational Documents with respect to the Promotion of the GCE Goals in Formal English Language Education(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
As a controversial subject, globalization has affected various aspects of our lives. Today, the intertwined world is run through complicated relationships and the education of competent human capitals has gained more significance than before. Recently, there has been a movement, known as Global Citizenship Education (GCE), toward a pervasive orientation to education in which issues such as Quality Education are the critical goals. The main aim of this study was to explore the extent to which The Iranian National Curriculum, The Doctrine of General Formal Education System and The Fundamental Reform Document of Education promote the GCE goals in formal English language education. Using a multi-concept model based on the GCE goals, the documents were the subject of scrutiny through document analysis. A survey questionnaire and a semi-structured interview were also utilized. Among 198 participants, 12 individuals accepted to be interviewed. The results of the document analysis and the questionnaire approved the documents’ theoretical promotion of the GCE goals. However, they were criticized for being idealistic and incoherent in the interviews and literature review. Also, their appropriate implementation, practical efficiency and convincing educational achievement were disapproved. The study emphasizes global-oriented approaches in the country’s formal education.
بررسی زایایی الگوهای سازنده اسم مرکب در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی زایایی الگوهای سازنده اسم مرکب در زبان فارسی با تکیه بر چارچوب نظری زایایی پلاگ (2003) می پردازد. بدین منظور نگارندگان از پیکره ای برگرفته از پایگاه دادگان زبان فارسی، 1300 اسم مرکب استخراج کردند. روش تحقیق پژوهش حاضر توصیفی تحلیلی بوده و روش گردآوری داده ها پیکره بنیاد است. نگارندگان پس از بررسی و تحلیل داده های جمع آوری شده از پیکره پژوهش، این گونه نتیجه گرفتند که تنها روش کمی سنجش زایایی فرایندهای واژه سازی که پلاگ (2003) معرفی کرده، شمارش بروندادهای یک فرایند واژه سازی است. همچنین، زایاترین الگوی اسم مرکب ساز در میان الگوهای سازنده اسم مرکب در زبان فارسی، الگوی (اسم + اسم) است. به علاوه، روش های مختلف سنجش میزان زایایی الگوهای سازنده اسم مرکب، نتایج متفاوتی را از میزان زایایی این الگوها ارائه می دهد. تحلیل داده های استخراج شده از پیکره پژوهش نشان می دهد که در میان الگوهای سازنده اسم مرکب در زبان فارسی، الگوی (اسم + اسم) بیشترین زایایی را دارد و الگوهای (ضمیر + اسم، ضمیر + ستاک فعلی (حال)، اسم + فعل امر و عدد + عدد) با بسامد نوع 1 واژه، غیرزایاترین الگوی سازنده اسم مرکب بوده و از کم ترین میزان زایایی برخوردارند.
تحلیل نشانه شناختی زبان بدن دانشجو معلمان دانشگاه فرهنگیان در ضمن ارائه کلاسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش می کوشد تا چگونگی زبان بدن دانشجومعلمان دانشگاه فرهنگان را در ضمن ارائه کلاسی تحلیل نموده و نوع گفتمان های رایج در زبان بدن آنها را تفسیر نماید. برای نیل به این هدف از رویکرد کیفی از نوع تلفیقی از روشهای مشاهده مشارکتی و پدیدارشناسی استفاده شده است. شرکت کنندگان پژوهش را استادان و دانشجویان دانشگاه فرهنگیان در سال تحصیلی 403 - 1402 تشکیل میدادند. نمونه پژوهش از طریق نمونه گیری هدفمند از نوع موارد مطلوب انتخاب شد و با توجه به اشباع نظری 10 نفر استاد و 18 نفر دانشجومعلم انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها از طریق مشاهده مشارکتی و مصاحبه نیمه-ساختاریافته بوده است که پس از مشخص شدن اهداف تحقیق، ارائه دانشجومعلمان مشاهده و ضبط و مکتوب شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل ساختاری - تفسیری استفاده شده است و جزئیات یافته ها مورد تفسیر قرار گرفت. نتایج نشان داد دانشجومعلمان در ارائه کلاسی خود نشانه های زبان بدن را به منظور دوازده نوع گفتمان از جمله گفتمان تکمیل کردن مطالب، گفتمان اقناع سازی، قاطعیت و عدم قاطعیت ارائه دهنده، تاکید بر مطالب کلامی، حفظ و برقراری آرامش، توانمندی و تسلط ارائه دهنده، اعتماد و کم اعتمادی ارائه دهنده، تایید و مخالفت، کنترل و هشدار به دانشجویان، مشارکت دانشجویان در کلاس درس، تعادل و رعایت عدالت و تعامل با دانشجویان استفاده می نمایند. در نهایت می توان گفت با بهره گیری مطلوب و اصولی از مهارت های غیرکلامی میتوان ارتباط موفق تری با دانشجویان داشت و از سوءتفاهم ها و آغاز هرگونه تعارضی جلوگیری کرد.
کشش جبرانی در ترکی آذربایجانی در چارچوب تسلسل گرایی هماهنگ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کشش جبرانی فرایندی دوبخشی است که در بخش اول آن عنصری حذف و در بخش دوم عنصر دیگری کشیده می شود. ارائه تحلیل یکپارچه از دو بخش این فرایند برای نظریه های واج شناسی مهم است. این پژوهش فرایند کشش جبرانی را در زبان ترکی آذربایجانی گویش اردبیلی در چارچوب تسلسل گرایی هماهنگ که یکی از رویکردهای نظریه بهینگی است توصیف و تبیین می کند. معرفی و رتبه بندی محدودیت های دخیل در آن و ارزیابی کفایت رویکرد مذکور در تبیین این فرایند، از اهداف دیگر این پژوهش است. روش این پژوهش توصیفی- تحلیلی است و داده های مورد نیاز به روش میدانی و از طریق مصاحبه با30 گویشور گردآوری و با استفاده از آزمون خی2 تحلیل می شوند. بر اساس یافته های پژوهش، بین فراوانی مشاهده شده و موردانتظار در رابطه با کشش و عدم کشش واکه بعد از حذف همخوان غلت، تفاوت معنادار وجود دارد. داده های تحقیق در چارچوب تسلسل گرایی هماهنگ در قالب تعامل محدودیت ها و ترسیم تابلوی بهینگی بررسی شد. تحلیل داده ها نشان داد که در این گویش، همخوان های غلت/j/ و/w/ از جایگاه پایانه و آغازه هجا بعد از واکه های/ø, y, o/ حذف می شوند، با این تفاوت که حذف از جایگاه پایانه هجا بر خلاف آغازه، منجر به کشش واکه پیشین می شود. فعال بودن محدودیت glideCOND باعث حذف همخوان های غلت و فعال بودن محدودیت WBP باعث وقوع کشش جبرانی می شود. رتبه بندی محدودیت های دخیل در این فرایند به شکل زیر است:
WBP, *FLOAT >> MAX[µ] , glideCOND >> MAX, *μ/C >> DEP-L[µ], *SHARE
Bridging Cultural Divides: A Comparative Analysis of AVR and Conventional Approaches in EFL Teacher Professional Development(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Highlighting the inseparable link between language, culture, and technology in English as a foreign language education, this qualitative exploratory study examined the impact of cultural and multicultural awareness on Iranian EFL teachers’ professional development within augmented virtual reality (AVR)-based and conventional teacher education programs. Thus, 28 EFL teachers participated in semi-structured interviews and reflective inquiries following eight-week training courses. Data analysis was done manually via qualitative thematic analysis and by MAXQDA according to Guskey’s (2002) professional development model. Consequently, seven themes for the conventional group (maintaining a culturally responsive environment, enhanced teachers’ behavior, curriculum improvement, creative ideas, enhanced skills, efficient communication, and preparing students for effective communication) and five themes for the AVR group (experiencing authentic material and environment, accessibility features, less interactivity in the classroom, teachers’ passion and confidence improvement, and less cultural boundaries) were extracted. The study highlighted the crucial role of cultural and multicultural immersion and adaptive teaching strategies in creating culturally responsive environments. This approach equipped EFL instructors to address diverse student needs and foster inclusive learning spaces effectively. Moreover, the AVR technology deepened cultural immersion and supported modern teaching approaches, enhancing educators' ability to engage with diverse cultural classrooms. Despite the observed improvements in trainees’ passion and confidence, a need for reconsidering technological aspects in contemporary teacher education was identified. Ultimately, the findings offered pedagogical implications for EFL teacher education and teacher trainers to equip teachers with the necessary skills to address cultural and multicultural challenges in EFL teaching and stimulate their professional growth.
A Cross-Cultural Scrutiny of Rhetorical, Pragmatic, and Semantic Strategies in Political Discourse: Comparative Manipulation Strategies in English and Arabic Contexts(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۱۲, Issue ۴۸, Spring ۲۰۲۴
117-129
حوزههای تخصصی:
This study provides a comparative analysis of the rhetorical, pragmatic, and semantic strategies used by English-speaking and Arabic-speaking politicians to manipulate their audiences. By examining political speeches from both linguistic contexts, the research reveals distinct cultural patterns in manipulation. English-speaking politicians often employ direct, fact-based appeals (logos), while Arabic-speaking politicians rely more on emotional and collective identity appeals (pathos). These strategies reflect the cultural and linguistic norms of each group. Additionally, the study highlights the evolving impact of digital media on political communication, showing how manipulative strategies have adapted to new technological platforms. The findings have important implications for political communication strategists, media professionals, and educators. They underscore the need for culturally nuanced communication strategies in cross-cultural political discourse, offer insights for enhancing public media literacy to combat manipulation, and provide a framework for further research into the role of digital platforms in shaping political rhetoric. Additionally, the study highlights the evolving impact of digital media on political communication, showing how manipulative strategies have adapted to new technological platforms. The findings have important implications for political communication strategists, media professionals, and educators. They underscore the need for culturally nuanced communication strategies in cross-cultural political discourse, offer insights for enhancing public media literacy to combat manipulation, and provide a framework for further research into the role of digital platforms in shaping political rhetoric.
تحلیل مقابله ای مراسم کردی سورانی «مهر زدن» و «نام گذاری» مرتبط با تولد بین دو جنسیت در چارچوب نظریه آمیختگی مفهومی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر مطالعه مقایسه ای است درباره آیین های مرتبط با تولد و نام گذاری در فرهنگ کردستان شهرستان سنندج که با گویش سورانی صحبت می کنند. این پژوهش با توجه به عامل جنسیت، به تحلیل منتخبی از این آیین ها در چارچوب نظریه آمیختگی مفهومی پرداخته است. بر این اساس، با شیوه مصاحبه عمیق در دسترس از یک سخنگوی زن میان سال تحصیل کرده کردزبان ، آیین های مختلف مربوط به حوزه مفهومی تولد نوزاد جمع آوری شده و سپس جهت کسب اطلاعات بیشتر، با روش «مصاحبه هدفمند گروهی»، تعداد پنج نفر از سخنگویان زن و مرد بی سواد بین 50 تا 70 سال که زبان مادری آن ها کردی سورانی بوده و مکالمات روزمره خود را به این زبان انجام می دهند، مورد مصاحبه قرار گرفته و روایت آن ها از آیین مورد نظر ضبط شده است. تحلیل آیین های مستخرج از متن مصاحبه ها نشان دهنده آن است که فرهنگ کردی سورانی سنندج جهت خلق معناهای همسو با قالب فرهنگی جنسیتی یا از دروندادهای متفاوت جهت خلق معنا بهره می برد و یا در مواردی جالب توجه تر، با گزینش نگاشت های متفاوت از یک یا چند درونداد واحد، فضای آمیخته مفهومی تازه ای را در تطابق با قالب فرهنگی جنسیتی شامل «زن خوب= زیبا، صبور، همسر» در برابر «مرد خوب= قوی، کوشا، نان آور» شکل می دهد. بر این اساس، قالب های جنسیتی عامل مؤثر در فرایند معناسازی آیین های تولد و زایش فرهنگ کردی سورانی سنندج قلمداد می شوند.
کاربردی شدگی و دستوری شدگی گفتمان نمای «یعنی» در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر، مطالعه ای درزمانی و داده بنیاد است که با هدفِ بررسی انواع معانی کاربردشناختیِ گفتمان نمای «یعنی» در سطح دستور معترضه (موقعیت گفتمان) و سیرِ تحول این معانی در گذر زمان (از سده چهارم تا چهاردهم ه. ق.) انجام شده است. مبنای انجام این پژوهش، دیدگاه تراگوت و داشر (2002) درباره طیفِ ذهنی شدگیِ «معنای غیرذهنی> ذهنی> بیناذهنی» است. برای گردآوری داده ها، پس از انتخاب دو اثر ادبی از هریک از سده های نام برده، همه موارد وقوعِ «یعنی» از این متون به صورت دستی استخراج شد تا داده های به دست آمده، در چارچوب موردنظر تحلیل و بررسی شود. داده های پژوهش نشان می دهد که گفتمان نمای «یعنی» در سطح دستور معترضه، معانی کاربردشناختیِ جدیدی همچون معانی متنی، ذهنی و بیناذهنی کسب می کند و از معنای گزاره ایِ خود فاصله می گیرد. این موضوع دال بر این است که این گفتمان نما پس از کاربردی شدگی و انتقال به سطح دستور معترضه، از رهگذر دستوری شدن، معانی جدیدی می یابد و هرچه بیشتر از معنای گزاره ایِ اولیه خود فاصله می گیرد و دستوری و دستوری تر می شود. به علاوه، کسب معانی جدید ترتیب خاصی دارد؛ به این صورت که ابتدا معانی متنی سپس معانی ذهنی و درنهایت، معانی بیناذهنی پدید می آیند.
The Effect of Feedback Scope Through Digital Modality (Synchronous vs. Asynchronous) on Complexity, Accuracy and Fluency of Iranian EFL Learners’ Written Productions(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This study investigated the effectiveness of two different scopes of corrective feedback on enhancing the complexity, accuracy, and fluency of L2 written productions among 150 intermediate EFL learners participating in intact online courses. The corrective feedback scope includes highly focused and comprehensive feedback delivered via digital platforms in synchronous and asynchronous formats. Participants were divided into five groups: synchronous highly focused feedback, synchronous comprehensive feedback, asynchronous highly focused feedback, asynchronous comprehensive feedback, and a control group receiving corrective feedback via traditional methods, characterized by the indiscriminate identification and marking of all errors. Results across the feedback groups regarding their impact on complexity, accuracy, and fluency in EFL learners' written productions indicated a significant effect on accuracy, while complexity and fluency showed no significant differences based on feedback scope and delivery modality. The results of this study have several important implications for educators, material developers, and policymakers in the field of language education. For teachers, adopting synchronous feedback strategies could significantly enhance the accuracy and complexity of students' written work.
A Comparison of the Impact of Simplified and Authentic Literary Texts on High School Learners’ Reading(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The usefulness of using literature in language teaching has always been acknowledged by language teaching researchers who have studied the said issue from different aspects and in various contexts. The present investigation tries to discover if the use of authentic and simplified literary texts could improve learners’ reading achievement, and then check if the impacts of these two types of texts on the learners’ reading were significantly different. Employing a quasi-experimental design, the researchers included ninety high school students in the data collection process. These students were taught in three groups including two experimental and one control, comparing the two types of literary texts with the usual course materials. Using pre-tests and post-tests scores, the learners' performance was compared, then t-test and ANOVA were employed to analyze the significance of the differences found between the means. It appeared that the use of literary texts could assist high school learners improve their performance in reading compared to the use of usual course materials. The findings further confirmed that the use of simplified literary texts could improve the learners’ reading better than the authentic literary texts. The findings are specifically important in teaching reading, which serve as the basic skill for building the required knowledge in EFL contexts. Literature-based language teaching seems to enjoy the power to change and improve language teaching programs through presenting on-demand and productive teaching materials and add to learners’ life awareness besides the language knowledge.
نقش پلنیوم گیجگاهی در پردازش مشخصه های شخص و شمار در افراد دوزبانه: شواهدی از fMRI(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۵۱
285 - 318
حوزههای تخصصی:
پلنیوم گیجگاهی یک ناحیه مغزی است که درون شیار سیلوین و بخش خلفی قشر شنوایی (شکنج هشل) قرار گرفته و به سبب همپوشانی اش با ناحیه ورنیکه، به عنوان کانون کارکردی شبکه زبان قلمداد می شود. پژوهش های بسیاری اهمیت ویژه پلنیوم گیجگاهی چپ را در انواع فرایندهای شنیداری و زبان -ویژه نشان داده اند. شواهد دیگری نیز بر دخالت پلنیوم گیجگاهی راست در توجه شنیداری و تکالیف محرک محور دلالت دارد. با وجود حجم گسترده بررسی های انجام شده درباره نقش پلنیوم گیجگاهی، هنوز میزان دخالت این ناحیه مغزی در دوزبانگی در هاله ای از ابهام قرار دارد. افزون براین، نگارندگان علاقمندند تا نقش پلنیوم گیجگاهی را در مطابقه شخص-شمار در دوزبانه ها پیگیری کنند. به این منظور، تعداد 36 نفر دوزبانه ترکی-فارسی (21 زن) که زبان دوم شان را به صورت رسمی در سن 7 سالگی آموخته بودند، انتخاب شدند. برمبنای شاخص تسلط دوزبانه، هیچ تفاوتی بین سطوح بالای بسندگی شرکت کنندگان در زبان اول (ترکی) و دوم (فارسی) وجود نداشت. شرکت کنندگان یک آزمون شنیداری قضاوت دستوری بودگی با الگوی زبان گردانی جایگزین را به هنگام گرفتن تصاویر اف.ام.آر.آی اجرا کردند. یافته های پژوهش نشان داد که در طول اجرای یک آزمون دوزبانه، دخالت پلنیوم گیجگاهی چپ در مقایسه با پلنیوم گیجگاهی راست در مطابقه شخص-شمار بیشتر بود. همچنین، بدون در نظرگرفتن نوع زبان مورد پردازش، آزمایش فعلی نشان داد که در ناحیه پلنیوم گیجگاهی، جمله های دارای مشخصه شمار فعالیت بیشتری را در مقایسه با جمله های دارای مشخصه شخص ایجاد کردند که دال بر پردازش متمایز زیرساختی عبارات ارجاعی و ضمیرها در این ناحیه مغزی است.
ارزیابی کاربرد استعاری اسامی حیوانات در زبان ترکی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علم زبان سال ۱۱ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۹
45 - 76
حوزههای تخصصی:
بر اساس دیدگاه شناختی لیکاف و جانسون، استعاره مفهومی یکی از مجاری اصلی درک انسان از مفاهیم عالم هستی است. هدف از پژوهش حاضر، بررسی تأثیر اسامی حیوانات بر گفتار گویشوران زبان ترکی و ارزیابی معانی ضمنی این واژه ها بوده است. گویشوران زبان ترکی با تشبیه انسان و رفتارهای او، نیز رویدادهای پیرامونی به حیوانات، آنها را در معانی استعاری به کار می برند. در پژوهش حاضر که به صورت میدانی و انجام مصاحبه با 30 گویشور زبان ترکی گویش شهر زنجان انجام گرفت، تعداد 93 واژه گردآوری شده که 22 واژه و معانی استعاری آنها بین کاربران زبان ترکی مشترک بوده است. ابتدا، معانی ضمنی هرکدام از این 22 واژه که دیدگاه فرهنگی گویشوران زبان ترکی را نشان می دهند، استخراج و در جدولی مقابل هرکدام از اسامی حیوانات نوشته شده است. سپس، برای هر واژه با ذکر اشعار یا امثال و حکم از کتاب ها و منابع معتبر زبان ترکی توضیحاتی ارائه گردیده است. همچنین، موضوع جنسیت، فراوانی و درصد این واژه ها بررسی شده است. یافته های پژوهش بیانگر آن است که نام های این حیوانات بر گفتار گویشوران زبان ترکی تأثیر می گذارد به طوری که متناسب با موقعیت های مختلف بافتی، از این نام ها به صورت استعاری بهره می گیرند و در گفتار از آنها استفاده می کنند.