فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۲۱ تا ۵۴۰ مورد از کل ۱۰٬۲۵۴ مورد.
حوزههای تخصصی:
Rested in analogical theories of learning and syntactic configuration in discourse, this study attempted to explore the efficiency of rule-based, exemplar-based, and analogy-based corrective feedback in the writings of Iranian EFL learners regarding the third- person singular’ s. To this aim, three intact classes, each containing 25 students, were assigned to analogy-based, rule-based and exemplar-based groups at random in which the teacher accentuated the learners’ errors by different feedback types. Post-tests (immediate and delayed) were used to test the learners’ acquisition of the target grammar under question and the efficacy of corrective feedback varying in mode. The results of the study indicated significant delayed gains for analogy-based corrective feedback. No evident gain was found for exemplar-based or rule-based types. Descriptive statistics demonstrate diverse patterns over progressive testing times, where, unlike the other two corrective feedback types, the analogy-based group displayed the worst performance on the immediate post-test but nonetheless exhibited advances and progress on the delayed post-test.
تجزیه وتحلیل الگوریتم های خطی سازی ساختار های اشراف چندگانه: در جستجوی یک تعمیم نظری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علم زبان سال ۱۰ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۱۸
111 - 152
حوزههای تخصصی:
ادغام موازی در ساخت همپایگی، منجر به اشتقاق ساختاری می شود که دربرگیرنده رابطه متقارن دوسویه است. در رابطه متقارن مذکور، یک عنصر اشراف چندگانه می شود و در بین دو بند همپایه به اشتراک گذاشته می شود. در این حالت، عنصر مشترک֯ دو گره مادر خواهد داشت و طبیعتاً خطی سازیِ ساختارهای مشتق از ادغام موازی که دارای اشراف چندگانه هستند با مشکل مواجه خواهد شد. هدف از این پژوهش واکاوی و کالبدشکافی الگوریتم هایی بود که تاکنون در ادبیات مربوطه جهت مرتفع شدن چالش خطی سازی ساختارهای اشراف چندگانه مطرح گردیده اند. به طور مشخص، در این پژوهش محتوای الگوریتم های ارائه شده در خصوص خطی سازی ساختار اشراف چندگانه به صورت کیفی و با بهره گیری از ابزارهای گراف و (نظریه) مجموعه تحلیل شد. رویکردهای تجربی و محاسباتی کمّی موجود در رابطه با موجودیت این نوع از ساختار نشان داد که ساختار اشراف چندگانه پیش از اینکه مشخصاً محصول ادغام موازی باشد، برایند طبیعی عملکرد ادغام در فضای کاری است. در ادامه تحلیل، جهت پرتوافکنی بر عملکرد و ماهیت ادغام در فضای کاری، مبحث ترتیب گذاری بر ادغام مجموعه ای مطرح شد تا از این منظر بخشی از خطی سازی، در نحو محض رقم بخورد.
نقش رنگ واژه ها در ساخت جاینام های ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نام های جغرافیایی از بخش های قدیمی هر زبان هستند. جای نام شناسی علم بررسی نام مکان های جغرافیایی است و هدفش بررسی نام های جغرافیایی به قصد دست یابی به ریشه، معنا و ساختار آن ها است. در نام های جغرافیایی ایران رنگ واژه هایی هم چون سفید (آق)، سرخ، سبز، کبود، زرد (زرین)، سیاه (قره) و مانند آن پربسامد هستند. چگونه ممکن است درخت سیاه باشد و چشمه زرد و خاک سفید؟ پرسش این تحقیق آن است که رنگ واژه ها در ساخت جای نام های ایران چه نقشی دارند؟ پیکره نام هایی که در این تحقیق بررسی شده اند، اغلب از در گاه ملی آمار ایران و در مواردی اندک از منابع دیگر به دست آمده اند. نتیجه بررسی نشان می دهد که یکی از ویژگی های پرتکرار در ساخت جای نام ها استفاده از رنگ واژه ها است. رنگ خاک، یا بستر زمین، رنگ گیاهان و گل ها و نیز جلوه های مختلف آن ها از دور (همانند رنگ تیره یا سبز دریا از دور) رنگ فلزات و کانی ها و مواردی از این قبیل باعث شده که مردم هر جامعه ای برای بار اول از ویژگی ظاهری هر مکان برای اشاره به آن استفاده کنند. روش به کار رفته در این تحقیق قیاسی است؛ به این صورت که جای نام استان های مختلف با زبان ها و گویش های مختلف، باهم مقایسه می شوند.
بحثی در صحت و سقم انتساب منظومۀ خسرونامه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
منظومه عاشقانه خسرونامه یا گل و هرمز یکی از مثنوی های معروف منتسب به عطار است که برخلاف دیگر مثنوی های جعلی منسوب به وی، به خاطر نظم و انسجام شعری و اشتمال بر پاره ای ویژگی های زبانی و تبحر سراینده، عده ای را بر آن داشته است تا این منظومه را از آنِ عطار بدانند و آن را در ردیف چهار منظومه اصلی و مسلّم وی، یعنی منطق الطیر، اسرارنامه، الهی نامه و مصیبت نامه بنشانند. درمقابل، عده ای دیگر نیز با بیان ادلّه ای این انتساب را رد کرده اند. این مقاله به مطالعه سبک شناختی خسرونامه ازحیث ساختار، زبان و محتوا می پردازد. نتایج پژوهش نشان می دهد انتساب این منظومه به عطار نادرست است؛ زیرا بین خسرونامه و آثار مسلّم عطار، هم ازحیث شکل و ساختار، هم ازنظر کاربردهای زبانی در دو سطح واژگانی و نحوی و هم ازجنبه محتوا و درونمایه، اختلاف و تفاوت های عمده ای وجود دارد. از طرف دیگر با مطالعه نسخه شناختی و برون متنی این منظومه و کشف برخی حقایق تاریخی، رد انتساب آن به عطار تقویت می شود.
Revisiting Perceptions and Their Alignment with Practices among Iranian EFL Teachers in the Implementation of Communicative Language Teaching
حوزههای تخصصی:
Developing a learner’s ability to communicate in a second language is the goal of communicative language teaching (CLT). Many EFL teachers now accept and employ CLT as a teaching method. Although teachers’ views have a significant influence on how they practice CLT, there haven’t been many studies about teachers’ attitudes about CLT in a specific context, such as Iran. This was revealed through a study of related literature. The current study sought to examine how EFL teachers felt about CLT. The first aim of the present study is to ascertain how EFL teachers feel about CLT. Examining the fundamental causes of instructors’ attitudes is the second goal. Thirdly, determining whether there is a disconnect between instructors' perceptions about CLT and their classroom behavior. The researchers employed a mixed-methods strategy in this study. The study included 30 EFL instructors. Three phases made up the research design: firstly, a questionnaire for gathering quantitative data was used, then interviews and observations were used for gathering qualitative data. The findings of this study showed that, in general, EFL teachers had positive attitudes about the CLT’s tenets and exhibited CLT’s traits in their teaching. There was not much of a discrepancy between the teachers’ perceptions about CLT and their actual classroom actions. This study offers valuable insights that can inform curriculum development, teacher training, and policy decisions, ultimately enhancing the quality of English language education in Iran and similar contexts around the world.
گفتمانِ موکبانگ-کوکبانگ در جریان خلق تا هم آفرینی ارزشِ برندهای خوراکِ ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گفتمان موکبانک، گونه ای از همگرایی برخط است که نمایانگر آماده سازی خوراک (کوکبانگ) یا خوردن خوراک (موکبانگ) به وسیله تأثیرگذار در جلوی دید کاربران است. این جریان به عنوان ابزاری برای ترویج غذاهای کره ای و بخشی حیاتی از هالیوا یا موج کره ای شناخته شده که در ایران و در جریان تعاملی غیرمستقیم و با واسطه تأثیرگذار با کاربران شبکه اجتماعی به شکل ویژه ای بازبافت سازی شده است. بی گمان، واکاوی ابعاد نهفته معناپردازِ موکبانگ در ایران، به کشف و شناسایی لایه های گفتمانی پنهان جریان هالیوا در پیوند با ارزش برندهای خوراک ایرانی منجر می شود که در این پژوهش برآنیم با رویکردی تفسیری و با ماهیتی چندروشی به آن بپردازیم. پیکره مورد بررسی، مشتمل بر موکبانگ هایی است که به روش هدفمند و با در نظر گرفتن ویژگی های معناپرداز رمزگان خوراک در گفتمان موکبانگ-کوکبانگ انتخاب شده اند. یافته های پژوهش با تحلیل پیکره پژوهش به روش تلفیقی نشان داد که رمزگان فرهنگی خوراک در گفتمان موکبانگ-کوکبانگ ایرانی، شکل ویژه ای در بازنمایی ارزش برندهای خوراک- در زمینه نوع خوراک، شیوه خوردن و آماده سازی خوراک- دارد: در پیوند با نوع خوراک، گفتمان تعاملی موکبانگ بومی ایرانی، خوردن برخی از خوراکی های غیربومی، همچون اختاپوس، هشت پا و کالاماری، را شامل می شود. در جریان بیناکنش مکتوب دنبال کننده ها، برخی با تضعیف سازه های فرهنگی بومی و تقویت عناصر موج جهانی هالیوا، افراد را به سوی پذیرش این جریان در میان کاربران ایرانی ترغیب کرده و برخی با ارجاع به مفهوم سنت از پذیرش آن پرهیز کرده اند. در گفتمان موکبانگ، شیوه خوردن اغلب با صدای تقویت شده به تحریک حسی کاربران پرداخته که با تکیه بر چالش های پرخوری و تندخوری- به صورت تک نفره یا دونفره- انجام می شود. گفتمان کوکبانگ ایرانی، به بازنمایی روش آماده سازی خوراک های روش های گوناگونی همچون آماده سازی خوراک های ملل به ویژه آسیای شرقی با ارجاع به منشأ آن، روش پختن فست فودهای مدرن همسو با جریان های جهانی مک دونالدسازی، بازبافت سازی خوراک های ایرانی سنتی با تکیه بر روایت های تاریخی و موارد مشابه می پردازد.
ارزیابی مقایسه ای انواع تمرین ها در کتاب های انگلیسی دانشگاهی ایران در برابر همتاهای بین المللی آن ها با تمرکز بر گفتمان ارتباطی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های زبانشناختی در زبانهای خارجی دوره ۱۳ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱
129 - 144
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر با رویکرد انتقادی شناختی و باهدف آگاهی رسانی و تکیه بر چهارچوب های نظری سعی دارد به وجود یک خلأ بزرگ و مورد غفلت واقع شده در حوزه آموزش زبان انگلیسی با اهداف دانشگاهی بپردازد که همان نبود رویکرد ارتباطی یا به طور دقیق تر نبود تمرینات ارتباطی در این کتاب ها است. ازاین رو این پژوهش به بررسی و مقایسه انواع تمرین ها در سه کتاب انگلیسی با اهداف دانشگاهی ایرانی و سه همتای بین المللی آن ها پرداخته است. همچنین نظرات اساتید ایرانی از طریق انجام مصاحبه مورد بررسی قرار گرفته است. یافته های تحقیق نشان داد که در اکثر کتاب های درسی انگلیسی با اهداف دانشگاهی ایرانی تمرینهای ارتباطی وجود ندارد. از سوی دیگر در کتاب های همتای بین المللی تمرینهای ارتباطی به وفور و تنوع بالا دیده می شود. علاوه بر این نتایج ضمنی مطالعه نشان داد که کتاب های بین المللی حاوی تمرین های ارتباطی در حوزه مهارت های شناختی فرازبانی نیز بودند. تمامی مصاحبه شوندگان از نظر شناختی با یافته های حاصل از بخش اول این مطالعه موافق بودند. همچنین آن ها به موانع طراحی تمرینات ارتباطی و ارائه راهکار های مناسب اشاره کردند. پیشنهاد این مقاله این است که طراحی تمرین هایی در کتابها که ارتباط را بر می انگیزد می تواند در زمینه بهبود قدرت ارتباط دانشجویان در انگلیسی با اهداف ویژه بسیار راهگشا باشد. امید است این نتایج به عنوان یک ابزار شناختی باعث افزایش آگاهی در نویسندگان کتاب ها، اساتید و دانشجویان در شاخه انگلیسی با اهداف دانشگاهی شود.
بررسی همبستگی معنایی بین عنوان و پیش نمونه در درس های فارسی اول تا ششم دبستان: رویکرد زبان شناسی شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
معنا و ماهیت آن نیز مسأله اصلی زبانشناسی شناختی است که حاصل تجربه حسی است و از حواس پنجگانه بینایی، گویایی، بساوایی، چشایی و بویایی به دست می آید. در واقع، نظریه شناخت حسی قلب زبانشناسی شناختی است. در معنی شناسی شناختی نیز بر خلاف معنی شناسی منطقی، به ساخت مفهومی یا شناختی توجه می گردد که از طریق تجربه از جهان دریافت می شود. یکی از نظریه های مربوط به این حوزه نیز نظریه پیش نمونگی است که بر اساس پیش نمونه های مشترک قرار دارد که در مقابل نظریه مشخصه های معنایی قرار دارد که بر مبنای دو ارزش {+} یا {-} استوار است. هدف این پژوهش کشف پیش نمونه های مشترک عنوان درس های فارسی اول تا ششم دبستان بر اساس معیارهای پیش نمونگی مثل استنباط، انطباق، شاخصیت، بسامد و ترتیب است. روش پژوهش کیفی کمی، نوع آن توصیفی تحلیلی و رویکرد آن زبانشناختی است. حجم نمونه نیز تمام عناوین کتاب های فارسی اول تا ششم بوده است. داده ها نیز بر اساس طیف لیکرت درجه بندی شده و درصد همبستگی معنایی میان عناوین و پیام ها یا پیش نمونه ها به ترتیب شامل درجات متوسط 32%، کم 31%، زیاد 22%، خیلی کم 12% و خیلی زیاد 3% بوده که به طور کلی، این همبستگی متوسط رو به پایین است. از یافته های فوق می توان اینگونه استنباط کرد عناوین در بیان پیام درس صراحت معنایی زیادی ندارد. این دشواری می تواند منجر به عدم درک متن شود و مشکلاتی در آموزش و یادگیری پدید آورد.
تحلیل گفتمان زیست محیطی در آثار علی اشرف درویشیان: مطالعۀ موردی مجموعه داستان های آبشوران و همراه آهنگ های بابام(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زبانشناسی زیست محیطی از دانش های بینارشته ای معاصر است که به مطالعه و بررسی ارتباط بین زبان و محیط زیست می پردازد. پیوند میان زبان و محیط زیست بر پایه نحوه برخورد انسان ها با جهان طبیعت است که متأثر از دیدگاه ها، مفاهیم و جهان بینی ها است و تمام این ها در زبان شکل می گیرد. در همین راستا در پژوهش حاضر با استفاده از شیوه پژوهش توصیفی – تحلیلی به مطالعه تأثیرپذیری علی اشرف درویشیان (1320-1396ه.ش) از زبان شناسی زیست محیطی و نحوه انعکاس آن در آثار منتخب او (آبشوران و همراه آهنگ های بابام) می پردازیم. درویشیان در خانواده ای کم برخوردار و در حاشیه شهر کرمانشاه – آبشوران- متولد شد. به همین خاطر او از کودکی شاهد فقر گسترده ای بود که گریبانگیر خانواده شده بود. لذا طبیعت و محیط پیرامونی او به نحو خشنی اوضاع را برای این قشر از مردم سخت تر کرده بود. این ارتباط دو سویه طبیعت و زندگی طبقه فرودست به نحو بارزی درویشیان را تحت تأثیر قرار داده بود که در این پژوهش در قالب دسته بندی هایی شامل «برجسته سازی»، «هویت»، «محوسازی»، «قالب ها و قالب سازی» و «واقع بودگی» نشان داده شده است. تفسیر موارد ذکر شده نشان از آن دارد که زیست بوم، نقش بسیار زیادی در شکل گیری واقعیت و طرز تلقی آن، نامگذاری ها، ایدئولوژی و سلطه آن بر مردم فرودست دارد. این داستان ها بازنمایی واقع گرایانه از زندگی افرادی بود که نقش طبیعت را در ارتباط با زندگی و روح و روان خود به خوبی درک کرده بودند.
Celebrating Mistakes: The Alignment of Assessment for Learning (AfL) and Motivational Strategy (MotS) in a Constrained Context(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Applied Research on English Language, V. ۱۲ , N. ۴ , ۲۰۲۳
71 - 102
حوزههای تخصصی:
In education, the terms “assessment” and “motivation” seem paradoxical. However, a closer examination of the two terms leads to the understanding that the two terms can conceptually be aligned. Assessment for Learning (AfL) and teachers’ Motivational Strategy (MotS) can be synergized using AfL pedagogical principles that purportedly foster students’ motivation. The dearth of studies juxtaposing both constructs prompted us to examine the AfL practices of seven higher-education teachers in Indonesia, with the aim of providing empirical data on the convergence between AfL and MotS. Set against the backdrop of a low-motivation context, namely the emergency remote learning and teaching English as a Foreign Language (EFL) writing, the teachers were interviewed regarding their AfL practices, and the data was examined using principally deductive qualitative analysis. The results showed that the greatest alignment occurred in the “maintain” stage of MotS, where teachers provided a supportive classroom environment where mistakes are a natural part of learning and involved students in self and peer assessment. On the other hand, the constrained context resulted in divergent conceptions in the teachers of what they perceived as motivating for the students. This implies the need for EFL writing teachers to integrate AfL and various stages of motivational strategies to lead to more engagement and help students improve their writing achievement.
ضرباهنگ روایت در قصّه های عامیانه کوتاه ایرانی انجوی شیرازی از دیدگاه نشانه- معناشناسی گفتمانی در روایت های کلاسیک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش که با روش توصیفی- تحلیلی و آماری انجام شده است و رویکرد آن از دیدگاه نشانه- معناشناسی گفتمانی در روایت های کلاسیک است؛ کوشش شده است که مسأله پیروی یا عدم پیروی الگوی فرایند کنشی سوژه ها برای تصاحب، بازتصاحب یا حفظ ابژه از یک الگوی خاص، در روایت 201 قصّه عامیانه کوتاه ایرانی- گردآوری شده به کوشش انجوی شیرازی در مجموعه چهار جلدی عروسک و سنگ صبور، دختر نارنج و ترنج، گل با صنوبر چه کرد و گل بومادران- واکاوی شود. یافته ها نشان داد که زندگی روایی 661 سوژه حاضر در این قصّه ها همانند یک ضرباهنگ تکرار شوند که دچار گسست و نوسان ضرباهنگ می شود و در آخر دوباره یک ضرباهنگ تکرارشونده پیدا می کنند، از یک الگوی مادر با متغیرهای گوناگون پیروی می کنند که دگرگونی متغیرهای آن، 19 گونه خرده ضرباهنگ را در این قصّه ها ایجاد کرده است که در این پژوهش بر پایه اعداد یک تا نوزده نام گذاری شده اند.
Effects of Explicit Vocabulary Instruction on Improving L2 Learners' Writing Skill and Their Short and Long-term Retention(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۱۱, Issue ۴۶, Autumn ۲۰۲۳
135 - 150
حوزههای تخصصی:
The primary objective of this study was to evaluate the impact of explicit instruction aimed at improving vocabulary on the writing proficiency and long-term retention of new vocabulary among second language (L2) learners. The achievement was accomplished through the administration of a fill-in-the-blank assessment, which included 30 individual words and 6 lexical phrases, to a group of 30 EFL students at an upper-intermediate level. Subsequently, these students engaged in a reading exercise centered around the topic of 'Bull Fighting' and subsequently crafted a paper titled 'A Cruel Sport'. The results demonstrated a notable enhancement in the quantity of terms actively utilized in their writing following the focused vocabulary teaching. The statistical analysis revealed that the participants were capable of retaining the newly-acquired language even after a considerable amount of time had elapsed since the lesson. This study presents comprehensive information on these findings and provides suggestions for L2 teachers, asserting that although comprehending a word does not inherently result in its active utilization, learners possess the capacity to enhance their active vocabulary and accurately employ recently acquired words. Explicit training in vocabulary is advantageous for converting recognition vocabulary into productive language during immediate writing tasks and enhancing retention. Nevertheless, consistent and regular practice in utilizing recently learned vocabulary is necessary for it to become effective in long-term written expression.
بررسی مطابقه جنس دستوری در گویش ابیانه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علم زبان سال ۱۰ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۱۸
245 - 278
حوزههای تخصصی:
جنس دستوری یکی از مقوله های دستوری اسم ب ه ش مار م ی آی د ک ه در بسیاری از زبان های ایرانی نو مشاهده می شود، گرچه نح وه متجل ی ش دن آن در این زب ان ه ا متفاوت است. از آنجاکه جنس دستوری ابیانه ای (از مجموعه گویش های مرکزی ایران) ارتباط منسجمی با صورتِ واژه ها ندارد و نشانگرهای صوری مشخصی (به جز برخی اسم های مختوم به واکه) برای جنس مذکر و مؤنث موجود نیست، براین اساس برای تعیین وضعیت جنس در این گویش، طبق چارچوب نظری ارائه شده توسط کوربِت، از مطابقه به عنوان مهمترین معیار تشخیص جنس استفاده شده است. مقاله حاضر با ارائه شواهد و نمونه هایی از گویش ابیانه ای که به روش میدانی و از طریق مصاحبه با چهار گویشور ابیانه ای گردآوری شده، به دنبال آن است که گستره مطابقه جنس دستوری را مشخص سازد. این بررسی نشانگر آن بوده است که مطابقه در دو سطح گروه اسمی و بند رخ می دهد. جنس دستوریِ اسم به عنوان هسته گروه اسمی، صورت صرفی برخی از اصلی ترین وابسته های خود، مانند عددِ «یک»، صفت بیانی، صفت اشاره، مسندِ مختوم به واکه /ɑ-/، عدد ترتیبی، نشانه معرفه، صفت تفضیلی و حتی کمی نمایِ «بیشتر» را تعیین می کند و از طرفی، در سطحِ بند نیز بر ویژگی مطابقه فعل با فاعل (صورت سوم شخص مفردِ ماضی) و مفعول (فقط در ساخت های ماضی) تأثیر می گذارد. همچنین، چون تمایز دو جنس مذکر و مؤنث فقط در شمار مفرد دیده می شود و در شمار جمع این تمایز منتفی است، مطابقه در ابیانه ای را باید از نوع همگرا محسوب کرد.
تعیین درجه رسایی واج های زبان فارسی براساس یک مطالعه آکوستیکی و مقایسه آن با مدل پارکر (2008)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رسایی و جنبه های مختلف آن علاوه بر تأثیر بر ساختار هجا در مواردی می تواند به عنوان محرکِ وقوع برای برخی فرایندهای واجی و واژ- واجی زبان ایفای نقش کند. مبنای تحلیل رسایی بنیاد این فرایندها در این است که ابتدا درجه رساییِ واج های زبان به صورت سلسله مراتبی مشخص شود. برای این منظور، ابتدا با توجه به بنیان های نظری ارائه شده پیرامون رسایی، جدول سلسله مراتب رسایی واج های زبان فارسی به صورت یک فرضیه مطرح شد. سپس براساس روش تحقیق پارکر(2008) همه 23 همخوان زبان فارسی در جایگاه آغازه و در جایگاه پایانه هجای CVC در بافت های یکسان به کار رفت. 6 واکه زبان فارسی نیز در بین دو همخوان مشترک قرار گرفت. همه داده ها، در قالب جملات حامل توسط 10 گویشور تک زبانه فارسی زبان سه بار خوانده و ضبط شد و توسط نرم افزار پرت تقطیع و اندازه گیری شد. تمامی واج های هدف از نظر چهار پارامتر شدت، دیرش، بسامد پایه و سازه اول (با توجه به طبقات آوایی مختلف) اندازه گیری شدند. تحلیل آماری داده های زبان فارسی و مقایسه آن با نتایج پارکر(2008) نشان داد که رسایی واج های زبان فارسی با مدل وی منطبق است. بدین معنی که شدت مهمترین همبسته فیزیکی رسایی است و براساس آن مدل سلسله مراتب رسایی زبان فارسی ارائه شد. به دلیل محدودیت فضا در این مقاله صرفاً نتایج آماری مربوط به متغیر شدت ارائه می شود.
Modeling the Relationship between Revised L2 Motivational Self System, L2 Emotions, Motivated Learning Behavior, and L2 Proficiency(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
L2 Motivational Self System (Dörnyei, 2005, 2009) holds a remarkable potency in explaining the long-term routes to L2 acquisition. Meanwhile, due to the prevalence of dynamic systems perspective, the theory has been awaited to account for the affective and cognitive aspects of L2 learning. The present study attempted to test an integrated model to examine the correlations between components of the revised L2MSS, L2 emotions of Enjoyment and Boredom, Intended Learning Effort, Vigilant and Eager L2 Use, and L2 Proficiency utilizing structural equation modeling. The data was obtained from 350 TOEFL test takers in ETS official centers in Iran. The results demonstrated the strongest prediction of Intended Learning Effort by Ought L2 Self/Own, coming next to the Ideal L2 Self/Own and Ideal L2 Self/Other. Ideal L2 Self/Own and L2 Learning Experience were positive predictors of L2 Enjoyment, whereas Ought L2 Self/Other and L2 Learning Experience had a positive and negative impact on L2 Boredom, respectively; L2 Enjoyment predicted Intended Learning Effort and Eager L2 Use positively, whereas L2 Intended Learning Effort Vigilant L2 Use were predicted negatively and positively by Boredom, respectively. Moreover, Eager L2 Use and Intended Learning Effort were positive predictors of L2 Proficiency; however, Vigilant L2 Use was conversely related to L2 Proficiency. Overall, the findings illustrate the superiority of a promotion orientation to L2 learning and the equal importance of quality and quantity of the Motivated Learning Behavior, which has significant pedagogical implications in terms of motivational and self-regulatory learning strategies in designing and managing L2 classroom tasks.
مقایسه واژه های آموزشی مجموعه های شیراز و پرفا با تمرکز بر بسامد واژگانی: پژوهشی پیکره بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علم زبان سال ۱۰ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۱۸
180 - 153
حوزههای تخصصی:
امروزه تلاش های پرثمری را در حوزه آموزش زبان فارسی شاهدیم؛ باوجوداین، به علت فقدان مطالعات وافی و کافی و نیز پژوهش های بنیادین در این زمینه، هنوز کاستی هایی به چشم می خورد. واژه گزینی و آموزش علمی واژه یکی از همین حوزه هاست که با ابهاماتی، چون اصول گزینش واژه های آموزشی زبان فارسی، سطح بندی واژه ها و نحوه آموزش آنها مواجه است. در آموزش واژه های زبان دوم/ خارجی، بسامد واژگانی و کاربردی بودن واژه ها دو اصل مهم تلقی می شوند. پژوهش حاضر با هدف بررسی واژه گزینی دو مجموعه آموزشی شیراز و پرفا و مقایسه بسامد واژه های آموزشی آنها انجام گرفته و از این رو، بسامد واژگانی این دو مجموعه با یکدیگر مقایسه شده است. واژه های هر مجموعه به روش کتابخانه ای از واژه نامه انتهای کتاب ها جمع آوری شده است. سپس، میزان بسامد واژه های این دو مجموعه با فهرست واژه های چند پژوهش دیگر مقایسه شد. تحلیل داده ها در این پژوهش با استفاده از نرم افزار مایکروسافت اکسل و روش های جدول محوری و فرمول نویسی انجام شده است. نتایج پژوهش نشان می دهند که در مجموع، 864 واژه، یعنی بیش از 30 درصد از واژه های این دو مجموعه مشترک هستند. همچنین، 15/47 درصد از واژه های مجموعه شیراز و 75/38 درصد از واژه های مجموعه پرفا حداقل در یک فهرست آمده اند. در نهایت، می توان چنین برداشت کرد که مجموعه شیراز با اشتراک حدود 50 درصد از واژگان آموزشی خود با حداقل یکی از فهرست های بسامدی انتخابی، وضعیت بهتری از جهت بسامد واژگانی نسبت به مجموعه پرفا دارد.
Development and Validation of a Scenario-Based Teacher Language Assessment Literacy Test
منبع:
International Journal of Language Testing, Volume ۱۳, Issue ۱, Winter and Spring ۲۰۲۳
67 - 103
حوزههای تخصصی:
Language testing and assessment has grown in popularity and gained significance in the last few decades, and there is a rising need for assessment literate stakeholders in the field of language education. As teachers play a major role in assessing students, there is a need to make sure they have the right level of assessment knowledge and skills to accomplish their duties as assessors. The present study sought to develop and validate an assessment literacy test. To this end, a thirty-five scenario-based Language Assessment Literacy Test (LALT) was developed based on the seven standards covered by the Standards for Teacher Competence in Educational Assessment of Students (1990). Construct validity of the test was investigated by collecting data from 168 Iranian EFL teachers. To investigate the validity of the measure, tests of reliability, item difficulty, and item discrimination were carried out. The test was then subjected to EFA (Exploratory Factor Analysis whose results showed a seven-factor solution for the test items. The implications of the study for EFL teachers, language testers, teacher trainers, and curriculum developers are discussed.
Reliability and Validity of Self-Assessments among Iranian EFL University Students
منبع:
International Journal of Language Testing, Volume ۱۳, Issue ۱, Winter and Spring ۲۰۲۳
225 - 235
حوزههای تخصصی:
Modern teaching practices emphasize learner autonomy and learner-centered approaches to language learning. Such teaching methods require corresponding assessment approaches. Self-assessment is viewed as an assessment mode which matches modern learner-centered teaching methodologies. However, the validity and reliability of self-assessments are not yet conclusively established. This study aimed to provide validity and reliability evidence for self-assessments among Iranian EFL university learners. The Common European Framework of Reference (CEFR) Self-Assessment Grid was translated into Persian and was given to a sample of Iranian undergraduate students of English. A C-Test battery containing four passages was used as a criterion for concurrent validation. Self-assessments of university EFL learners were examined for internal consistency and test-retest reliability. Findings showed that while self-assessments are highly reliable they lack validity as evidenced with low correlations between components of self-assessment grid and the C-Test. The implications of the study for the application of self-assessments in foreign language education are discussed.
The Impression of Formative Assessment in the Immediate Improvement of EFL Learning: Investigation of Pre-service Teachers’ Percipience in English for Teachers Course
منبع:
International Journal of Language Testing, Volume ۱۳, Issue ۱, Winter and Spring ۲۰۲۳
236 - 259
حوزههای تخصصی:
Abstract Formative assessment has been often encouraged recently as a pivot component in the methodology of evaluation but the student's view of how this affects the improvement of language learning in some countries is disregarded in a way. Therefore, the following study investigates the experiences of students (pre-service teachers) in formative assessment and the tools used for its implementation. Teaching and evaluation are based on learning outcomes and students' approach to the activities that students are liable to convey in the course of English for teachers in the Department of Education. The study analyzed students' perceptions and their approach to formative assessment utilization. The Formative Assessment appears as a dignified way to raise the quality of learning, and as a result, the students achieve their goal to pass the exam successfully and get high grades. To acquaint their perspectives, 85 students as study respondents took part in the research in which both quantitative and qualitative methods were used. The quantitative research data from the questionnaire were analyzed through the SPSS platform, while the qualitative research data extracted from the focus group are presented through descriptive analysis, in the form of quotations. The findings of the questionnaires evinced the students' views on formative assessment and further, data from focus group discussions validated the reasonableness of what the students perceived in the questionnaire. Implications recommended that in addition to the tiresome work of continuously preparing during the teaching, EFL teachers are able to meet the individual needs of the students depending on the differences they have among themselves.
زایایی صرفی پسوندهای اشتقاقی غیرفعلی فارسی: شواهدی از "پیکره وابستگی"(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال پانزدهم بهار ۱۴۰۲ شماره ۴۶
111 - 147
حوزههای تخصصی:
زایایی صرفی، موضوعی بنیادی در واژه سازی اشتقاقی است که در سنجش و تحلیل، ابعاد پیچیده خود را به نمایش می گذارد. توجه به تفاوتِ بین سنجش زایایی گذشته، میزانِ استفاده کاربران و زایایی کنونی، موضوع در خور توجهی است. در بیشتر سنجش های زایایی صرفی، شمارش ساده واژه های موجود (بالفعل) در فرهنگ های لغت و پیکره هایِ زبانی، انجام می شود. در صورتی که سنجش زایایی با تعیین بسامدِ واژه های دیگری همچون واژه های ممکن (بالقوه)، نوواژه ها و تک بسامدی ها نیز سر و کار دارد. زایایی، هر چند با شمارش این بسامدها، مرتبط است اما شمارشِ صِرف با مفهوم زایایی صَرفی، برابر نیست. در این مقاله، گروه بندیِ نوینی از همه سنجش های کمّی زایایی صرفی، بر مبنای مفاهیم آمار و احتمالات ارائه گردید که در چهار مدل کلی؛ تعیین نسبت، تعیین بسامد، تعیین نوواژه ها و تعیین تک بسامدی ها (برآورد احتمال)، گنجانده شد. سپس زایایی صرفی50 پسونداشتقاقی غیر فعلی زبان فارسی بر اساس «پیکره وابستگی» ارزیابی شده و رتبه بندی پسوندها در پیوستار احتمالی زایایی، تحلیل شد. این پیکره دارای469643 واژه است. یافته ها نشان می دهد، در این پیکره مطابق با چارچوبِ سنجشِ زایایی جهانی (Bauer, 2004) و (Baayen, 2009)، سه پسوند«-ی» و «- َن و -اِ »، با مقادیر (1. 0)، (1. 0) و (47. 0)، بالاترین احتمال زایایی را دارند. 25 پسوند دارای پایین ترین احتمال (001. 0) زایایی اند. 22 پسوند دیگر با احتمالی بین (01. 0) و (007. 0)، در میانه پیوستار قرار گرفتند. استفاده از زایایی جهانی به دلیل محاسبه سهم ِ عددی مجموعِ تک بسامدی های پیکره در تغییرِ احتمالِ زایایی، دارای پایایی اند. بدیهی است یافته های این پژوهش فقط در «پیکره وابستگی» دارای روایی است. برای تحلیل دقیق تر پیوستار احتمالی زایایی پسوندها، به بررسی های مبتنی بر پیکره های بزرگ تر نیازمندیم.