فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۶۱ تا ۴۸۰ مورد از کل ۱۰٬۲۵۴ مورد.
حوزههای تخصصی:
اضطراب زبان یکی از موضوعات مهمی است که یادگیرندگان هنگام یادگیری یک زبان خارجی ممکن است سطوح مختلفی از آن را تجربه کنند. در بین مهارت های مختلف زبان، مهارت نوشتن با توجه به اهمیت آن می تواند اضطراب بیشتری ایجاد کنند و بر عملکرد زبان آموزان تأثیر زیادی داشته باشد. بنابراین این پژوهش نقش واسطه ای سیستم خودهای انگیزشی زبان در رابطه بین باورهای معرفت شناختی و اضطراب نوشتن زبان دوم را در دانش آموزان متوسطه دوم مورد بررسی قرار داد. روش تحقیق از نوع هم بستگی با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش را تمام دانش آموزان دوره متوسطه دوم تشکیل دادند که تعداد 203 دانش آموز به روش نمونه گیری غیرتصادفی در دسترس انتخاب شدند و به پرسش نامه های سیستم خودهای انگیزشی زبان پاپی (2010)، اضطراب نوشتن زبان دوم چنگ (2004) و فرم کوتاه باورهای معرفت شناختی شومر (1999) پاسخ دادند. نتایج نشان داد که باورهای معرفت شناختی بر اضطراب نوشتن زبان دوم و سیستم خودهای انگیزشی زبان بر اضطراب نوشتن زبان دوم اثر مستقیم دارند. همچنین، باورهای معرفت شناختی از راه سیستم خودهای انگیزشی زبان بر اضطراب نوشتن زبان دوم اثر غیرمستقیم دارند. مدل پژوهش نیز تأیید شد و نتیجه نشان داد مدل های اندازه گیری متغیرها از برازش خوبی دارند و 45 درصد واریانس اضطراب نوشتن زبان توسط متغیرهای پزوهش تبیین می شوند. براساس یافته های این پژوهش می توان نتیجه گرفت که بین متغیرهای باورهای معرفت شناختی، سیستم خودهای انگیزشی زبان و اضطراب نوشتن زبان دوم به صورت مستقیم و غیرمستقیم رابطه علّی وجود دارد و نقش واسطه ای سیستم خودهای انگیزشی زبان در رابطه بین باورهای معرفت شناختی و اضطراب نوشتن زبان دوم تأیید شد.
نگرشی نو به شمارواژه های مرکب در زبان فارسی: رویکرد صرف ساخت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارهای زبانی دوره ۱۵ بهمن و اسفند ۱۴۰۳ شماره ۶ (پیاپی ۸۴)
337 - 371
حوزههای تخصصی:
یکی از مقوله های زبانی که در باورهای اعتقادی و اجتماعی جامعه ریشه دارد، عدد است. ترکیب در زبان فارسی زایاترین فرایند واژه سازی است. در زبان فارسی نیز با استفاده از اعداد ترکیب های فراوانی ساخته می شود که شمارواژه نامیده می شوند. این مقاله از منظر انگاره صرف ساخت به تحلیل الگوهای واژه سازی [عدد X] در زبان فارسی می پردازد و تنوعات معنایی، عمومی ترین طرح واره ساختی ناظر بر عملکرد این الگوی واژه سازی و نیز ساختار سلسله مراتبی آن ها را در واژگان گویشوران فارسی بررسی می کند. روش پژوهش توصیفی تحلیلی و تعداد داده ها بالقوه بی نهایت است (از آنجا که اعداد بی نهایت اند، ساخت هایی که با عدد ساخته می شوند نیز بالقوه بی نهایت هستند). داده های این پژوهش از پایگاه داده های زبان فارسی، شبکه هستان شناسی فارس نت، پیکره بی جن خان، فرهنگ زانسو، فرهنگ سخن، پیکره وب و وبگاه ویکی پدیای فارسی گردآوری شده اند. یافته های پژوهش گویای آن است که یک طرح واره ساختی عمومی و چندین زیرطرح واره فرعی، ناظر بر ساخت ترکیبات «عدد» هستند و مفهوم «ویژگی متمایزکننده هستار مرتبط با معنای عدد و X» انتزاعی ترین هم بستگی صورت و معنای قابل برداشت از این الگوست. این مطلب بیانگر آن است که الگوی [عدد X] از اساس ساختی با کارکرد چندگانه است. به سخن دیگر، چندمعنایی که در این جا با آن روبه رو هستیم نه در سطح واژه های عینی، بلکه در سطح ساخت ها و طرح واره های انتزاعی قابل تبیین است. همچنین، نتایج نشان داد معنای اجزای ساخت و رابطه آن ها، دانش دانش نامه ای، بافت و همچنین استعاره و مجاز مفهومی، نقش بسزایی در تعیین معنای شمارواژه های صفتی مرکب دارند.
La traduction dans le roman: le cas de Mille Soleils splendides de Khaled Hosseini(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This article attempts to shed light on translation in the multilingual novel, an operation carried out by the author himself. For this purpose, we have chosen Thousand Splendid Suns by Khaled Hosseini translated into French by Mille Soleils splendids. Persian-speaking just like his characters, the author adopts English as his writing language but feeds it with Persian idioms that he glosses in different ways during his story. The writer incorporation modes of the original language into novel's vehicular language as well as the translation strategies adopted for the transfer of meaning, are the subject of our research. Plurilingualism study in the novel genre, these facts and effects, constitute the theoretical framework on which the textual strategies analysis of translation in the novel is carried out. The translation processes which take care of the language referents strangeness and original culture's such as borrowing and transfer being the processes most used by Hosseini , his glossary practice which reassures an almost perfect understanding for the universal reader the peculiarity of writer-translator pen's
ساختار و کارکرد پرسش در گفتمان بازجویی (مطالعۀ موردی شهرستان دورود)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات زبان و گویش های غرب ایران سال ۱۲ بهار ۱۴۰۳ شماره ۴۴
95 - 115
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر تلاشی برای واکاوی ابعاد مختلف ساختاری، معنایی و کاربردشناختی «پرسش» در گفتمان محکمه است. سؤال های اساسی که دراین خصوص می توان مطرح کرد، عبارت اند از: بازجو از چه صورت های پرسشی در گفتمان استفاده می کند؟ چه معیارهای کاربردشناختی انتخاب یک صورت پرسشی را بر دیگری برتری می دهند؟ داده های پژوهش پیشِ رو برگرفته از جلسه های دادرسی و بازپرسی از شاهد در شعبه های کیفری و حقوقی دادگاه و دادسرای شهرستان دورود است. برای تحلیل داده ها از تلفیق رویکرد های کمّی و کیفی استفاده نموده ایم. در بُعد کمّی، انواع صورت های پرسشی را محاسبه کرده ایم؛ در بُعد کیفی نیز انواع راهبردهای کاربردشناختی در نظر گرفته شده است و دراین باره به طور عمده از آراء و روش شناسی وودبری (1984) و گیبنز (2003) بهره برده ایم. یافته ها نشان می دهد که بازجو (اعم از دادیار، بازپرس و قاضی) از گونه های مختلف پرسش ها همانند اطلاعی گسترده و محدود، اخباری، تأییدی، بله/خیر، بله/خیر منفی و انتخابی در تعامل خود با مخاطب استفاده می کند. هریک از پرسش ها می توانند به طور مشخص اشخاص و هویت آن ها را موردپرسش قرار دهند و به این اعتبار در دسته راهبردهای شخص هدف جای بگیرند یا آنکه گفته ها و گزاره های مطرح شده را به چالش کشند و در این صورت ایده هدف نامیده شوند. نتایج بررسی داده ها بیانگر آن است که طیف گسترده ای از راهبردهای کاربردشناختی مانند بازساخت، تکرار، تقابل، پیش انگاره، تحریف وجهیت در گفتمان محکمه استفاده می شوند.
The Effect of Interactionist vs. Interventionist Dynamic Assessment on Writing Accuracy of Young vs. Adult IELTS Candidates
حوزههای تخصصی:
The present study explored the effects of interactionist Dynamic Assessment (DA) and age on the writing accuracy of IELTS candidates. This research investigated the existence of an interactional effect between the age of learners and the type of treatment they received. First, 140 IELTS candidates were split into two age groups, adult and young. Each group was divided into two equal smaller groups, randomly assigned to two types of DA. All four groups took a writing pre-test. After a nine-session treatment of interactionist DA in study groups and interventionist DA in control groups, all groups took a writing post-test. The data collected during the post-test were analyzed by two-way ANOVA and compared with the pre-test data. The findings showed that implementation of interactionist DA significantly improved the learners’ writing accuracy while the learners’ age had no significant effect on their writing accuracy. With respect to the study findings, EFL teachers could use interactionist DA to enhance the accuracy of learners' writing skills by providing more opportunities for the learners to interact.
The Comparative Effect of Illustration-Interaction-Induction (III) and Present-Practice-Produce (PPP) Approaches on the Frequency of Use of Discourse Markers Among Iranian EFL Learners in State High Schools
منبع:
Research in English Education Volume ۹, Issue ۲ (۲۰۲۴)
73 - 88
حوزههای تخصصی:
Discourse markers (DMs) play a significant role in both written and spoken language since they function as coherent devices, offering cues and guidance for the understanding of the reader or listener. The frequency of DMs in a language may have a substantial influence on an individual’s competency and overall English abilities. With an increased frequency of using these markers, individuals enhance their ability to form cohesive and logical sentences, hence improving their proficiency as speakers or writers.The goal of this study is to compare how the illustration-interaction-induction (III) and present-practice-produce (PPP) approaches affect the frequency of DMs in the expository writing of Iranian high school students. The study involved a sample of 30 intermediate Iranian EFL learners enrolled in state high schools in the city of Kelachay, Guilan, Iran. The research was conducted across three settings, namely pre-test, treatment, and post-test. Participants were asked to write an expository paragraph as part of the pre-test. During the treatment phase, after the instruction of the DMs using the PPP approach, the participants were asked to write a second expository paragraph. Following the implementation of the III approach as the second intervention phase in the study, the subsequent post-test was conducted, wherein participants were asked to compose one additional paragraph. The three sets of paragraphs were compiled into three learner corpora and analyzed to determine the frequency of DMs. The log-likelihood and effect size calculators demonstrated the superiority of the III approach in terms of the frequency of DMs used in the expository paragraphs of Iranian EFL learners in state high schools. The findings provided robust support for the efficacy of the III approach in the context of teaching DMs.
Exploring Teachers’ Attitudes and Beliefs: The Case of In-Service EFL Teachers’ Professional Development at Farhangian University(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Considering the EFL context, many teachers experience difficulty in incorporating what is learned in their pedagogical practices. This study attempted to discover the perception of in-service EFL teachers with various age groups, teaching experiences, and genders on the efficiency of the program in developing teachers’ content, pedagogical content, and pedagogical knowledge. The participants were selected from two groups of teachers who passed specific courses at Farhangian University and those who graduated from other universities which offered BA programs in TEFL. To this end, a questionnaire was constructed based on an extensive examination of the stated objectives of the current curriculum and was pilot-tested with 40 EFL teachers in both groups. As many as 160 high school teachers in Farhangian groups and 135 teachers in Non-Farhangian completed the revised questionnaire. A semi-structured interview consisting of ten open-ended questions was conducted with 20 of the participants in Farhangian and 20 teachers in Non-Farhangian groups. Based on MANOVA analysis, the effect of gender in Farhangian groups was statistically significant. The result of MANCOVA specified that there was no statistically significant mean difference between the two groups regarding the efficacy of the program in content knowledge (CK), pedagogical content knowledge (PCK), and pedagogical knowledge (PK).
EFL Teachers’ Perceptions of Pluralistic Teacher Effectiveness: Iranian Teachers in Focus(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۱۲, Issue ۴۹, Summer ۲۰۲۴
11 - 22
حوزههای تخصصی:
Seeking to promote multicultural and multi-linguistic interaction and peaceful co-existence, pluralistic education is a democratic construct that encompasses diversity in language, culture, mindset, understanding, socio-cultural orientation, and communicative styles. Moreover, teacher effectiveness is a crucial factor in English as a Foreign Language (EFL) teaching/learning. Combining the two concerns, this study aimed at exploring EFL teachers’ perceptions of pluralistic teacher effectiveness. It benefited from a basic interpretive design. A group of 30 Iranian male and female EFL instructors participated in the present study, selected through convenient sampling from State and Azad universities in Iran. A one-on-one semi-structured interview was used to collect data. The data were analyzed using thematic analysis. Data analysis revealed the following perceptions of pluralistic teacher effectiveness among EFL teachers : Building Verbal Relations with all Students, Identifying Learning Styles of all Students, Mastery over Content in Different Fields, Teaching through Different Teaching Methods or Strategies, Showing Care and Support to all Students, Teaching Reflectively, Being Accountable, Generating a Friendly Class Environment, Using Technology, Having Motivational Skills, Using Diverse Assessment Methods, and Enacting Classroom Fairness. The findings have some implications for EFL teachers, teacher educators, and teacher education curriculum planners.
Enhancing Language Pragmatics Instruction through Artificial Intelligence: A Mixed-Methods Study(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۱۲, Issue ۴۹, Summer ۲۰۲۴
151-161
حوزههای تخصصی:
The purpose of this research was to evaluate whether or not Artificial Intelligence (AI) tools are effective in improving language pragmatics training for university students in Iraq who have an intermediate level of English proficiency. The research made use of a mixed-methods approach, which combines qualitative and quantitative data in order to investigate how artificial intelligence affects the acquisition of pragmatic competence (RQ1), learner perceptions (RQ2), and the effectiveness of AI in comparison to traditional methods (RQ3). The results of the study indicated that the intervention including the AI tool resulted in a statistically significant improvement in pragmatic competence scores when compared to the conventional method of instruction. Learners who were part of the experimental group also reported having favorable impressions of the effectiveness of the artificial intelligence tool. They highlighted the program's emphasis on practical application, as well as its interactive features and individualized feedback. This research makes a contribution to the field of language instruction by demonstrating the potential of artificial intelligence to develop a more interactive and individualized learning experience for pragmatics, which will ultimately lead to improved communication skills among students.
The Effect of Synchronous and Asynchronous Computer-Mediated Communication on Reading Comprehension and Reading Self-efficacy of Iranian EFL Learners(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
The Journal of English Language Pedagogy and Practice, Vol.۱۷, No.۳۴, Spring & Summer ۲۰۲۴
198 - 223
حوزههای تخصصی:
The current study aimed to investigate the effect of synchronous and asynchronous computer-mediated communication (CMC) on Iranian EFL learners’ reading comprehension and self-efficacy. To this end, 56 elementary EFL learners were assigned to one of the two experimental groups. Those trained in online video and audio instruction were assigned to the synchronous CMC group (N=27), while the participants who were taught through offline and recorded instruction were assigned to the asynchronous CMC group (N=29). Before and after the treatment, a questionnaire on reading self-efficacy and reading comprehension tests were administered. Independent samples t-test and Mann-Whitney U test were used to compare the reading comprehension and self-efficacy scores of the students in the two groups. Meanwhile, paired samples t-test and Wilcoxon test were used to do a within-group comparison of the pretest and the posttest scores. The findings showed that although both synchronous and asynchronous CMC significantly affected the reading comprehension and the self-efficacy of EFL learners, the synchronous instruction was more effective because the means of the synchronous group in the reading comprehension and self-efficacy posttests were higher than the means in the asynchronous group. This study has important implications for EFL teachers, EFL students, and syllabus designers.
بررسی تطبیقی گرایش های طبیعت گرایانه در آثار صادق چوبک و جک لاندن از دیدگاه نقش گرایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۵۲
11 - 38
حوزههای تخصصی:
مکتب طبیعت گرایی مدعی است که هنر و ادبیات باید جنبه علمی داشته باشند و تلاش می کند روش تجربی و جبر علمی را در ادبیات رواج دهد. در ایران، صادق چوبک یکی از نویسندگانی است که گرایش های طبیعت گرایانه مشهودی در آثار خود بروز می دهد. مشابه چنین تصوری، در ادبیات آمریکا برای جک لاندن وجود دارد. بااین حال، ادعای تعلق لاندن در ادبیات آمریکا و چوبک در ادبیات معاصر ایران به مکتب طبیعت گرایی موردبحث پژوهشگران ادبی بوده است. پژوهش حاضر بر آن است با بهره گیری از برخی اصول دستور نقش گرای نظام مند هلیدی، تحلیلی از داستان های «مردی در قفس» و «افروختن آتش» داشته باشد تا براین اساس میزان تعلق دو نویسنده به گرایش های طبیعت گرایانه را مورد سنجش قرار دهد. در مرحله نخست، فراوانی رخداد متغیرهای مقوله فرایندهای فرانقش اندیشگانی و مقوله های وجه نمایی و زمان داری فرانقش بینافردی تعیین شدند. سپس، براساس ساختار بند و اصول دستور نقش گرای نظام مند، تحلیلی آماری از میزان فراوانی مؤلفه های موردنظر ارائه شده و با استناد به متن دو داستان تبیینی کیفی از میزان گرایش های طبیعت گرایانه دو نویسنده ارائه شده است. یافته های پژوهش در پیوند با مؤلفه فرآیندهای فرانقش اندیشگانی نمایانگر آن است که سه فرایند مادی، رابطه ای و رفتاری در هر دو اثر بالاترین فراوانی را دارند که این خود تأییدکننده بازنمایی ویژگی های طبیعت گرایی در این آثار است. همچنین، فراوانی پایین فرایندهای کلامی و وجودی در هر دو اثر نشان از نگاه واقع گرا و طبیعت گرایانه نویسندگان دارد. افزون براین، مقایسه داده های به دست آمده از بررسی وجوه بندهای دو داستان نیز نشان می دهد که وجه خبری با اختلاف چشمگیری نسبت به دیگر وجه ها در بالاترین جایگاه قرار دارد که این ویژگی، قابل تعمیم به بیشتر آثار روایی است. گفتنی است که فراوانی رخداد دیگر وجه ها ناچیز بوده و نتیجه گیری بر مبنای آن ها پشتوانه محکمی نخواهد داشت. اگرچه به نظر می رسد فراوانی کم وجه هایی همچون شرطی و آرزویی در دو اثر را می توان ناشی از نگاه خالی از ناامیدی نویسندگان دانست. یافته های مربوط به مقوله زمان داری نیز نشان داد که در هر دو داستان زمان گذشته بالاترین میزان رخداد زمان دستوری را دارا است که با توجه به ماهیت روایی داستان های کوتاه، تأییدکننده این حقیقت است که نویسنده روایت گر وقایع طبیعی در زمان گذشته است. افزون براین، به نظر می رسد بتوان درصد پایین فراوانی کاربرد زمان آینده در دو داستان را نشانه ای از نامیدی به عنوان نماد بارزی از ویژگی های مکتب طبیعت گرایی دانست.
تحلیل زبان عرفانی عبهرالعاشقین در مبحث عشق بر اساس الگوی گفتمان پویا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از ویژگی های عرفان روزبهان از عارفان سده ششم، توجه ویژه به موضوع عشق و شرح مراحل آن است. شرح این مراحل موجب ایجاد زبان خاص عرفانی در عبهرالعاشقین شده است. عبهرالعاشقین که به طور ویژه به موضوع عشق می پردازد، حاصل تجربه های عرفانی روزبهان است و از صیرورت مدام سالک حکایت می کند. تجربه این «شدن های» پیوسته وقتی در بستر زبان جاری می شود، ویژگی های خاصی به خود می گیرد. تحلیل زبان عرفانی ویژه او در مراحل مختلف صیرورت سالک در مراتب عشق با استفاده از الگوی گفتمان پویا میسر می شود. این الگو نشان می دهد زبان عرفانی عبهرالعاشقین ایستا نیست و بنیاد آن بر تحول است. هدف این پژوهش روشن کردن مسیر پویایی تجربه عرفانی سالک در طریقت عشق و در بستر زبان است. بر این اساس، این پژوهش به بررسی«هویت» و مسیر «شدن» سالک خواهد پرداخت. با استفاده از مربع معناشناسی بخشی از روند صیرورت در کلام را می توان بررسی کرد. این مطالعه آشکار می کند که هویت سالک، عبارت از عارفی است که به مقام فنای صفاتی رسیده است، اما خشنودی به عشق انسانی و توقف در آن حجاب راه اوست. غایت سیر سالک دیدار تجلی جمال الهی در سیمای معشوق انسانی و رسیدن به فنای ذات و توحید است. فعل مؤثر «خواستن» به هنگام گزینش میان دو راهِ توقف یا پویایی نمود می یابد. فعل مؤثر «بایستن» در تقدیر حق تعالی در قرار دادن امتحان عشق تجلی می یابد. اما رسیدن سالک به فاعل «توانشی» و منزل مشاهده و وصل به فضل و جذبه الهی میسر است نه اراده سالک.
بررسی تأثیر آموزش های معکوس، رو در رو و ترکیبی بر توانایی تلفظ زبان آموزان درون گرا و برون گرای زبان انگلیسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در زمینه یادگیری زبان انگلیسی، تلفظ به عنوان یکی از مهارت های اساسی شناخته می شود که تأثیر زیادی بر ارتقاء توانایی ارتباطی و اثربخشی در مکالمات دارد. با توجه به اهمیت این مهارت، تحقیق حاضر به بررسی اثربخشی سه روش آموزشی مختلف بر توانایی تلفظ زبان آموزان درون گرا و برون گرا در سطح متوسط می پردازد. در این راستا، 60 زبان آموز انگلیسی از شهر اصفهان انتخاب شدند. این نمونه سپس به صورت تصادفی به سه گروه تقسیم شد: گروه رو در رو، گروه معکوس، و گروه ترکیبی. هر گروه شامل 20 نفر بود. پس از توزیع پرسشنامه شخصیت آیزنک، زبان آموزان به دو دسته درون گرا و برون گرا تقسیم شدند. سپس، یک پیش آزمون تلفظ به هر گروه داده شد. در مرحله بعدی، زبان آموزان گروه معکوس سه روز قبل از شروع کلاس تلفظ، فیلمهای آموزشی را از طریق کلاسهای اسکای روم دریافت کردند و سپس در کلاس آنلاین فراگیران به انجام فعالیت ها و تمرین های مختلف در رابطه با محتوا پرداختند. گروه رو در رو به صورت حضوری آموزش دیدند و گروه ترکیبی، شرکت کنندگان هم در کلاس آنلاین اسکای روم شرکت کردندو هم در جلسات حضوری،. پس از اتمام دوره آموزشی، یک پس آزمون تلفظ بر روی سه گروه انجام شد. سپس، با استفاده از تحلیل واریانس دو متغیره و تحلیل واریانس یک طرفه، داده ها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان دادند که سه روش آموزشی به طور مثبتی توانایی تلفظ زبان آموزان برون گرا را بهبود می بخشند، با این حال، گروه ترکیبی پیشرفت بیشتری نسبت به سایر گروه ها داشتند.
Evidence for the Linguistic Proximity Model in the Learning of English Present Perfect Tense by Speakers of L1 Kirundi and L2 French(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Studies that have employed the Linguistic Proximity Model to account for crosslinguistic influence in third language learning so far have used child simultaneous bilinguals as participants in their research designs. This study investigated adult sequential Kirundi-French bilinguals to uncover factors driving cross-linguistic influence in learning L3 English present perfect tense using the same Linguistic Proximity Model as a theoretical framework. To achieve that goal, ninety participants including thirty L1 Kirundi, thirty L1 French, and thirty L1 Kirundi-L2 French learners of English were recruited. Those participants were selected using a stratified random sampling technique that took into account their linguistic backgrounds and their scores on the proficiency measure. Data were elicited using a background questionnaire, a quick placement test, a grammaticality judgment task, and a translation task. Descriptive statistics, independent-samples Kruskal-Wallis tests, analysis of variance, and multiple comparisons served in the data analysis. The results showed that simultaneous facilitative and non-facilitative cross-linguistic influence from French and Kirundi were operational at both lower and advanced stages of L3 development, with lower-proficiency learners experiencing negative influence from L1 Kirundi during production. These findings further support the Linguistic Proximity Model as an underlying theory for cross-linguistic influence in third-language learning. They can also serve as a guide in planning pedagogical activities for third language learners at differing stages of the target language development.
To Cleave or Not to Cleave: Distributional Frequencies of Cleft Structures in Research Articles, Textbooks, and PhD Dissertations(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Applied Research on English Language, V. ۱۳ , N. ۱ , ۲۰۲۴
111 - 136
حوزههای تخصصی:
Although researchers have analyzed the formal, syntactic, and functional behavior of cleft sentences in the English language across various genres, their distributional frequencies have received very little attention in academic research genres. Therefore, drawing on a 20,389,297-word corpus including 1,521 research articles (RAs), 116 PhD dissertations, and 48 textbooks, in applied linguistics, this study followed Biber et al.’s (1999) and Collins’ (2002) models to identify and analyze four major types of cleft structures in our corpus. Using a corpus-based research design, we drew on concordances to extract the target cleft structures. The computer program AntConc was used to identify instances of cleft sentences, and the statistical significance of the findings was evaluated through separate chi-square tests. The results of frequency analysis showed varying degrees of these grammatical structures across the three research genres, with textbooks including the highest number of clefts, followed by dissertations, and RAs. The results promise pedagogical implications for non-native English student writers to familiarize themselves with conventions in academic research genre writing for publication purposes. The findings suggest that academic research genre writing affects the frequency and use of these complex grammatical structures.
تحلیلی برون اسکلتی از فرافکن های طبقه نما و کمیت نمای زبان فارسی با تأکید بر ساخت بخشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
وجود فرافکن های طبقه نما و کمیت نما در گروه حرف تعریف و یا در ساخت بخشی از دهه (1980) میلادی بعد از قائل شدن ویژگی های جمله ای برای گروه حرف تعریف، مورد توجه دستوریان زایشی قرار گرفته است. با این حال، همچنان فرافکن تلقی کردن یا نکردن آن ها در زبان های زیادی از جمله زبان فارسی بحث برانگیز است. در این راستا، پژوهش حاضر به بررسی فرافکن های طبقه نما و کمیت نما در زبان فارسی با تأکید بر ساخت بخشی بر پایه انگاره برون اسکلتی بورر (2005) پرداخته است. مساله بنیادی این انگاره قائل شدن بورر (2005) به فقدان هر گونه اطلاعات نحوی هم چون مقوله های دستوری در واژگان است. نتایج تحلیل برون اسکلتی فرافکن طبقه نمای زبان فارسی نشان داد که داده های پژوهش حاضر وجود این فرافکن را در زبان فارسی تائید می کنند و همچنین، ارزش گذارهای ارزش باز این طبقه (DIV) در زبان فارسی هسته مشخصه انتزاعی و طبقه نماها هستند. از طرفی، نتایج پژوهش حضور فرافکن کمیت نما و ارزش گذاری ارزش باز این فرافکن (#) توسط اعداد، کمیت نماها و صفت های اشاره ای را در گروه حرف تعریف و ساخت بخشی زبان فارسی تائید کرد.
تحقیق در واژه های دیریابِ نسخه ای مشکول از السّامی فی الاسامی (مورّخ 537 ه .ق.) با تأکید بر واژه های سیستانی آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه فرهنگستان دوره ۲۳ فروردین و اردیبهشت ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۸۹) ویژه نامه زبان ها و گویش های ایرانی
92 - 131
حوزههای تخصصی:
یکی از فرهنگ های کهنِ عربی به فارسی که در پژوهش های لغویِ زبان فارسی اهمّیت بسیاری دارد السّامی فی الاسامی نوشته ابوالفضل احمد بن محمّد المیدانی (وفات: ۵18 ه .ق.) است. از این متن نسخه های کهنِ بسیاری برجای مانده است که کهن ترینِ آن ها مورّخ ۵37 هجری قمری است و در موزه آسیایی آکادمی علوم اتّحاد جماهیر شوروی (سابق) نگهداری می شود. ویژگی مهمِ این نسخه حرکت داشتنِ واژه های فارسیِ آن است؛ بنابراین به یاریِ آن می توان از تلفّظ های رایج آن زمان آگاه شد که البتّه برخی از آن ها ویژه محل تولّد یا زندگی کاتب بوده است. اهمّیت دیگر نسخه وجود برخی برابرهای سیستانی است که کاتب برای واژه های عربی برگزیده است. این واژه ها در نسخه های دیگرِ متن به کار نرفته اند و تنها در متون سیستانی به ویژه مهذّب الاسماء یافت می شوند. همچنین به سیستانی بودنِ بعضی از آن ها در کتاب الصّیدنه تصریح شده است. بنابراین می توان گفت برخی واژه های دیگرِ نسخه که در منابع دیگر یافته نشده است، به احتمال بسیار از منطقه سیستان است. این احتمال زمانی قوی تر گشت که تعدادی از این واژه ها در فرهنگ های سیستانی معاصر نیز به نظر رسید. با توجه به اینکه متون سیستانیِ نسبتاً اندکی از گذشته برجای مانده است وجود چنین نسخه هایی و تحقیق در آن ها اهمّیتی بسیار می یابد. همچنین این نسخه، به دلیلِ کهن، درست، کامل و مشکول بودن ضمن اینکه در تصحیح اثر، نسخه اساس واقع می شود، بهره مندی از آن نیازمند احتیاط است؛ به ویژه در مواردی که برابرهایی متفاوت با برابرهای دیگر نسخه ها دارد.
تأثیر مهریشت بر دو سرود مانوی پارتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در برخی از سرودهای مانوی، ایزدانی چون پدر بزرگی، مهریزد و نریسه یزد، با سبکی حماسی و استفاده از برخی آرایه های ادبی،غالباً صفت های هنری، ستوده شده اند. از میان آنها، سرودهای ستایشی فرستاده سوم (نریسف یزد) که به زبان پارتی سروده شده، فرستاده سوم شبیه به میترا توصیف شده و برخی صفت هایی که به او نسبت داده شده صفت های مهری است که در مهریشت و منابع پهلوی دیده می شود. از بین سرودهای ستایشی نریسف یزد که در مجموعه دست نوشته های مانوی کتابخانه موزه برلین نگهداری می شود دو سرود با شناسه M 67 و M 77، بیش از بقیه دارای اشاراتی است که از باورهای رایج در جامعه پارتی و جامعه زرتشتی ساسانی آن دوره تأثیر گرفته است. این گفتار، نخست به نقش میترا و نریوسنگ، در شکل گیری شخصیت نریسف یزد می پردازد، سپس دو سرود پارتی از نظر تأثیراتی که اوستا، مهریشت و منابع پهلوی بر آنها گذاشته مورد نقد و بررسی قرار می گیرند.
تحلیل فرایند شکل گیری معنا از طریق نظام های گفتمانی نشانه معناشناختی در داستان زال و رودابه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نشانه معناشناسی گفتمانی علمی است که به مطالعه فرآیندی زبان می پردازد. این علم نشانه را به عنوان مبدأ و معنا را مقصد کار خود در نظر می گیرد. نشانه معناشناسی گفتمان را به عنوان حوزه کاری خود برمی گزیند. ازآنجایی که ادبیات از نمونه های گفتمان های پویاست، نشانه معناشناسی گفتمانی با بررسی عناصر دخیل در این گفتمان ها و روابط بین این عناصر، به کشف فضاهای معنایی مخفی می پردازد. پژوهش حاضر در پی بررسی فرآیند تولید معنا و نظام های گفتمانی مؤثر در این فرآیند در عناصر داستانی زال و رودابه شاهنامه فردوسی بر اساس رویکرد نشانه معناشناسی گفتمانی است. در بررسی این روایت مشخص شد که سوژه کنشی به جهت کسب ارزش و رفع نقصان خواهان داشتن فرزند است؛ اما رفع این نقصان باعث اولین تنش و چالش در سیر روایت می شود. سوژه با طرد نوزاد سپیدموی که مغایر با هنجارهای اجتماعی است، سعی در رفع چالش دارد، اما طرد فرزند چالش های بیشتری را پیش روی کنشگر اصلی و حتی دیگر کنشگران روایی قرار می دهد. در واقع، طرد فرزند در این روایت امکان اضمحلال معنا را فراهم می سازد. دراین بین، آنچه جریان معناسازی را تداوم می بخشد تبدیل شدن سوژه کنشی به سوژه شوشی و تغییر فضای روایت به فضایی حسی-ادراکی است. در واقع، حکیم فردوسی با استفاده از راهکارهای عاطفی و بهره بردن از نظام های معنایی از قبیل کنش، شوش، بوش، تخیل و اسطوره جریان معناسازی را تداوم می بخشد.
تحلیل کیفی آموزش زبان در بستر اینترنت از منظر زبانشناسی کاربردی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان شناسی و گویش های خراسان سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳۶
73 - 108
حوزههای تخصصی:
آموزش حضوری در دوران کرونا تعطیل شد و آموزش آنلاین به یک جنبه مهم آموزش تبدیل شد. به منظور استفاده کامل از این جنبه مهم و آمادگی برای سایر موارد اضطراری، بررسی ابعاد آن به طور دقیق ضروری است. در این راستا، این مطالعه نظرات و پیشنهاد های مدرسان زبان انگلیسی را درباره آموزش آنلاین در طول شیوع کووید-19 موردبررسی قرار داده است. این مطالعه از روش کیفی استفاده کرده و نتایج با استفاده از نرم افزار مکس کیودا (2020) تجزیه وتحلیل شده اند. تحلیل محتوا در سه مرحله انجام شده است. داده ها با کدگذاری کاهش یافته، با طبقه بندی ساختار یافته و با بحث تفسیر شده اند. نتایج نشان می دهد یادگیری آنلاین باعث حفظ و تقویت کیفیت یادگیری و تدریس می شود. فراگیران مسئولیت -پذیرتر، مستقل تر و فعال تر می شوند. سواد رسانه ای و سواد دیجیتال بهبود می یابد. منابع، زمان و هزینه ها مدیریت می شوند. علیرغم مزایای آن، معایبی نیز دارد که موجب کاهش یادگیری می شود. دسترسی ناکافی به اینترنت و فقدان سواد رسانه ای برخی از این نقاط ضعف هستند که مدرسان و فراگیران را از استفاده کامل از آموزش آنلاین بازمی دارند. نظارت و ارزیابی پیشرفت فراگیران نیز برای مدرسان دشوار است. درنتیجه استفاده نادرست از اینترنت ممکن است فراگیران و مدرسان دچار آسیب های جسمی، روحی و روانی شوند. به نظر می رسد علت اصلی مشکلات عدم آمادگی برای استفاده گسترده از این شکل از آموزش است و برنامه ریزی دقیق و حساب شده در سطح کلان می تواند مشکل را حل کند.