مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۵٬۵۸۱ تا ۳۵٬۶۰۰ مورد از کل ۵۵۲٬۹۱۹ مورد.
منبع:
آموزش و مدیریت کارآفرینی دوره ۳ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
64 - 45
حوزههای تخصصی:
امروزه، مدیریت دانش و خودکارآمدی کارآفرینانه نقشی حیاتی در موفقیت سازمان های کارآفرین ایفا می کنند. مدیریت دانش به عنوان فرآیندی استراتژیک برای شناسایی، خلق، ذخیره سازی و به اشتراک گذاری دانش، در افزایش اثربخشی و سودآوری سازمان ها نقش مهمی ایفا می کند. همچنین، خودکارآمدی کارآفرینانه، باور فرد به توانایی های خود در راه اندازی و مدیریت موفق یک کسب وکار نوپا، از جمله عوامل کلیدی موفقیت کارآفرینان است. در این میان، رهبری کارآفرینانه می تواند بر ارتباط بین مدیریت دانش و خودکارآمدی کارآفرینی تأثیرگذار باشد. از این رو پژوهش حاضر به بررسی رابطه مدیریت دانش و خودکارآمدی کارآفرینی با نقش میانجی رهبری کارآفرینانه پرداخته است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی است که با روش توصیفی - همبستگی از نوع مدل سازی معادلات ساختاری انجام شده است. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی مدیران و کارمندان ارشد شهرک صنعتی سیرجان بود که تعداد 384 نفر از آنان با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب گردیدند. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته ای بود که داده های گردآوری شده آن با استفاده از نرم افزارهای SPSS26 و Amos24 مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. نتایج این پژوهش نشان می دهد که مدیریت دانش تأثیر مثبت و معناداری بر خودکارآمدی کارآفرینی دارد. همچنین، رهبری کارآفرینانه نقش تسهیل کننده ای در این رابطه ایفا می کند. بر اساس نتایج، پیشنهاد می شود شرکت های صنعتی از سیستم های مدیریت دانش بهره مند شده و از رهبران کارآفرین جهت تقویت خودکارآمدی کارآفرینی کارکنان استفاده نمایند.
Compatible bedfellows: Enriching grammar pedagogical tasks with cognitive linguistics to teach present simple vs. progressive(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
While many English language learning textbooks provide exercises on the difference between present simple and present progressive tenses, they often lack meticulous explanations regarding their meaning and contextual usage. Having been inspired by cognitive linguistic studies on English present tense and the theory of Cognitive Grammar, an empirical study was devised to incorporate the elements of cognitive linguistics analysis of English present progressive tense into EFL grammar teaching material. This quasi-experimental study included 53 adult EFL learners being homogenized in terms of their English proficiency based on their scores on Quick Oxford Placement Test, and randomly assigned to three groups. The course of instruction lasted for three weeks during which the groups met 6 times. The cognitive group (N = 18) received cognitive linguistic explanations followed by examples indicating inherited epistemic contingency in English present progressive tense (including, current ongoingness, historical present progressive, future present progressive, temporary validity, duration, iteration, repetition, and modality) and structural construal indicated by present simple. The task-based group (N = 16) received conscious-raising tasks lacking cognitive linguistic explanations. The control group (N = 19) did not receive any explicit instruction. Pretest and posttest scores were used to measure the effectiveness of the types of instruction. The results of paired samples t-test and one-way ANOVA revealed that the cognitive group outperformed the task-based group and the control group showing a higher level of construing usage context of present simple and present progressive tense.
تدوین معیارهای ارزیابی عملکرد فرهنگی-اجتماعی دانشگاه ها: پژوهشی مبتنی بر فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد اجتماعی فرهنگی سال ۱۳ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۵۴
1445 - 1480
حوزههای تخصصی:
پرورش و تعالی شخصیت دانشجویان و تربیت آنان به عنوان نسل آینده جامعه ای که باید به صورت فعالانه در آن حضور یافته و تعامل داشه باشند همواره مورد توجه بوده است و ابعاد مربوط به آن، به نوعی خود را در ساحت فرهنگی و اجتماعی و تربیتی این نهاد مرجع در جامعه نشان می دهد. لذا شناسایی معیارهای ارزیابی عملکرد دانشگاه ها در این حوزه اهمیت دارد و هدف از اجرای پژوهش حاضر، شناسایی ابعاد، مؤلفه ها و معیارهای ارزیابی عملکرد فرهنگی و اجتماعی دانشگاه های ایران می باشد. در پژوهش حاضر که با بهره گیری از روش اسنادی و فراترکیب به جمع آوری اطلاعات پژوهش پرداخته است، جهت تجزیه و تحلیل آن نیز از روش هفت مرحله ای فراترکیب سندلوسکی و باروسو استفاده نموده است. برای ارزیابی کیفی ت فراترکیب نیز از ابزار گلین(2006) استفاده شده است. در مجموع، مبتنی بر راهبرد جستجوی منابع، 52 منبع از 571 منبع برای فراترکیب نهایی مناسب بود که از بین این منابع، 8بعد، 31 مولفه و 64 معیار شناسایی گردید و مورد تایید خبرگان این حوزه نیز قرار گرفت. یافته های پژوهش حاضر نشان داد که ابعادِ کارویژه های مهم، تعاملات و ارتباطات، برنامه ها، گروه های دانشگاهی، نظام مدیریتی، زیرساخت ها و امکانات ، فعالیت های ویژه اساتید و کارکنان و در نهایت، تولیدات محتوایی ، بر ارزیابی عملکرد فرهنگی و اجتماعی دانشگاه موثر است. نتایج پژوهش حاضر این قابلیت را دارد تا در راستای ارزیابی عملکرد و رتبه بندی فرهنگی و اجتماعی دانشگاه های ایران در وزارت علوم، تحقیقات و فناوری مورد استفاده قرار گیرد.
نقش مالکیت اربابی در زیست مزارع ایرانی در دوره های قاجار و پهلوی با نگاه ویژه به مزرعه قاضی بالا در قم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
معیشت ایرانیان در طول تاریخ با کشاورزی و مزرعه داری گره خورده بود و زمین داران بزرگ و اربابان از طبقه نجبا و طبقات بالای اجتماعی محسوب می شدند. منابع، اسناد تاریخی و باستان شناختی وجود دارند که آثار مرتبط به میراث کشاورزی در پهنه فرهنگی ایران را نشان می دهند. تعدادی از آن ها مربوط به مزارعی هستند که از قرون اولیه اسلامی تا دوره پهلوی شکل گرفتند و قرن ها مورد بهره برداری اقتصادی و معیشتی قرار داشتند. آن ها دارای 4 نوع نظام مالکیتی وقفی، اربابی، دولتی و شاهی بودند و سپس تعدادی از آن ها در دوره قاجار و پهلوی تحت مالکیت اربابی قرارگرفتند. این نوع از مالکیت در مواجهه با تحولات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی ایران در این دوران و پس از آن موجب ایجاد تغییرات کالبدی و کارکردی در مزارع تاریخی شده و هویت و اصالت آن ها را دچار چالش کرده است.مسئله اصلی مقاله نیاز به شناخت عمیق تر درباره ارتباط بین مالکیت اربابی و زیستِ مزارع ایرانی در دوره قاجار و پهلوی است. این منظور با معرفی عوامل تأثیرگذار برآن از طریق رهیافت تفسیری و راهبرد تفسیری تاریخی انجام خواهد شد.
اثربخشی روش تدریس مبتنی بر نقشه مفهومی بر باورهای ضمنی هوش و حل مسأله دانش آموزان زاهدان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی آموزش و پرورش دوره ۱۰ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۲
222 - 230
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف اصلی این مطالعه بررسی اثربخشی روش تدریس مبتنی بر نقشه مفهومی بر باورهای ضمنی هوش و مهارت های حل مسأله در میان دانش آموزان دبیرستانی زاهدان بود. این تحقیق به دنبال تعیین این بود که آیا استفاده از نقشه های مفهومی می تواند به طور معناداری توانایی های شناختی و تحلیلی دانش آموزان را بهبود بخشد یا خیر.
روش شناسی: این مطالعه از یک طرح کارآزمایی تصادفی کنترل شده استفاده کرد که شامل 30 دانش آموز دبیرستانی از زاهدان بود که به صورت تصادفی به گروه تجربی (n=15) و گروه کنترل (n=15) تخصیص داده شدند. گروه تجربی آموزش با استفاده از نقشه های مفهومی دریافت کرد، در حالی که گروه کنترل به روش های تدریس سنتی ادامه داد. داده ها با استفاده از پرسشنامه باورهای ضمنی هوش (IBI) و پرسشنامه مهارت های حل مسأله (PSS) جمع آوری شد. این مطالعه به مدت پنج ماه ادامه داشت و داده ها با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر و آزمون های تعقیبی بنفرونی با نرم افزار SPSS-27 تحلیل شدند.
یافته ها: آمار توصیفی نشان داد که گروه تجربی افزایش قابل توجهی در باورهای ضمنی هوش و مهارت های حل مسأله از پیش آزمون به پس آزمون داشتند، با بهبود میانگین نمرات از 3.45 به 4.12 و از 3.68 به 4.33 به ترتیب. در مقابل، گروه کنترل تغییرات ناچیزی نشان داد. تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر تفاوت های معناداری بین گروه ها و در طول زمان نشان داد (p < 0.05) و آزمون های تعقیبی بنفرونی تایید کرد که این بهبودها در گروه تجربی معنادار بودند.
بحث و نتیجه گیری: یافته ها نشان می دهند که روش تدریس مبتنی بر نقشه مفهومی در بهبود باورهای ضمنی هوش و مهارت های حل مسأله در میان دانش آموزان دبیرستانی مؤثر است. این روش آموزشی نه تنها به درک عمیق تر مفاهیم کمک می کند بلکه تفکر انتقادی و مهارت های تحلیلی را نیز تقویت می کند. این مطالعه به مزایای بالقوه استفاده از نقشه های مفهومی در برنامه های آموزشی به منظور توسعه شناختی اشاره دارد.
بررسی رابطه بین طرح واره های ناسازگار اولیه والدین با هویت جنسیتی و اختلالات رفتاری دختران نوجوان شهر مشهد با نقش واسطه ای حمایت اجتماعی ادراک شده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر تعیین نقش میانجی حمایت اجتماعی ادراک شده در رابطه ی طرح واره ناسازگار اولیه والدین با هویت جنسیتی و اختلالات رفتاری نوجوانان دختر بود. طرح پژوهش حاضر از نوع توصیفی-همبستگی و جامعه آماری پژوهش، کلیه دانش آموزان دختر مقطع متوسطه دوم ناحیه 4 شهر مشهد و والدین آن ها که در سال تحصیلی 99-98 مشغول به تحصیل بودند. جامعه این پژوهش شامل 369 نفر از دانش آموزان و والدین آن ها بودند که به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه ی طرح واره های ناسازگار اولیه یانگ (2003)، پرسشنامه هویت جنسیتی بم (1974)، پرسشنامه اختلالات رفتاری آیشنباخ و سکولار (2001) و پرسشنامه حمایت اجتماعی ادراک شده چندبعدی زیمت و همکاران (1988) بودند. داده های پژوهش با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر، تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد بین طرح واره ناسازگار اولیه والدین با هویت جنسیتی نوجوانان دختر در سطح P˂0.05 رابطه معنادار و معکوس حاصل شده است. همچنین بین طرح واره ناسازگار اولیه والدین با اختلالات رفتاری نوجوانان دختر در سطح P˂0.05 رابطه معنادار و مستقیم حاصل شد. علاوه بر آن نتایج نشان داد حمایت اجتماعی ادراک شده در رابطه طرح واره های ناسازگار اولیه والدین با هویت جنسیتی و رابطه طرح واره های ناسازگار اولیه والدین با اختلالات رفتاری نوجوانان دختر دارای نقش میانجی بود.
واکاوی فقهی و حقوقی کتابت نکاح(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات زن و خانواده دوره ۱۲ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۳۳)
80 - 107
حوزههای تخصصی:
در عصر حاضر به دلیل گسترش سواد و رواج کتابت در بین مردم، تمایل به ابراز اراده به صورت کتبی و یا انشاء کتبی بیشتر شده است. در این میان انعقاد عقد نکاح به صورت کتبی نیز ممکن است موردتوجه واقع شود؛ به این صورت که زوج و زوجه اراده خویش را بر نکاح، به صورت کتبی اعلام نمایند و یا نکاح با ایجاب و قبول کتبی واقع شود؛ بنابراین در پژوهش حاضر که به روش توصیفی_تحلیلی از نوع تحلیل محتواست، این سوال مطرح می شود که نکاح کتبی در بین نظر فقهای اسلامی و قانون ایران چگونه است؟ با توجه به نظر مشهور فقهای شیعه و سنی، ایجاب و قبول باید لفظی باشد، لذا با اثبات عدم حجیت اجماع به عنوان مهم ترین دلیل مخالفان نکاح کتبی، همراه با اثبات حجیت کتابت و صراحت و شفافیت آن همچون لفظ و با استناد به عمومات لزوم وفای به عقد و عهد، اطلاقات در برخی آیات نکاح و حجیت کتابت در آیه 282 سوره بقره، صحت و مشروعیت عقد کتبی را تقویت نمودیم؛ بنابراین با توجه به فقدان دلیل معتبر بر لزوم وجود لفظ و اعتبار طریقی نه موضوعی لفظ در نظر فقها، بر اساس ادله مشروعیت نکاح کتبی، می توان قائل به پذیرش نکاح با نوشته شد.
استقرار نظام کسب دانش ضمنی در سازمان های پروژه محور بر اساس معماری سازمانی توگف: یک مرور نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: این مطالعه به دنبال بررسی چگونگی استقرار نظام کسب دانش ضمنی در سازمان های پروژه محور بر اساس معماری سازمانی توگف است.
روش پژوهش: به دلیل تعداد اندک پژوهش های چگونگی پیاده سازی معماری سازمانی در چارچوب توگف به منظور کسب دانش ضمنی در سازمان های پروژه محور و همچنین عدم تصویری جامع از این پژوهش ها و روش های به کار گرفته شده، لازم بود در جهت تصمیم آگاهانه و جمع بندی در راستای اهداف مطالعه، نتایج آن ها به صورت جامع مورد بررسی قرار گیرند که مطابق با پروتکل کیچنهام و چارترز، 12 مقاله جهت مرور یافته ها انتخاب شد.
یافته ها: شواهد نشان داد، جهت کسب دانش ضمنی، چارچوب های «معماری سازمانی توگف» به عنوان ابزاری برای مدیریت دانش سازمانی بوده و آن را مدلی ضروری برای انتقال دانش آشکار و ضمنی دانسته اند. آنان در رابطه با مفیدترین اجزای توگف نشان دادند که چرخه «روش توسعه معماری» مفیدترین روش است و می تواند فعالیت های مدیریت دانش را در بر گیرد؛ هر چند حفظ و استفاده از دانش به طور مستقیم مورد توجه قرار نگرفته است و هیچکدام تمام گام های این چرخه را به صورت بالفعل پیاده سازی نکرده اند.
نتیجه گیری: بنابر مرور، چارچوب معماری سازمانی توگف در سطح جهانی برجسته تر است و برای پیاده سازی مدیریت اّشکال دانش و درس آموخته های پروژه ها در نظر گرفته شده، اما با توجه شکاف های پژوهشی موجود، توأم سازی دانش ضمنی و آشکار در فرایندهای سازمانی و چگونگی ذخیره به منظور بازیابی آن به طور مستقیم مورد توجه قرار نگرفته و به صورت بالقوه بوده و پیاده سازی نشده است. از طرف دیگر، در پژوهش ها سایر ذینفعان دانشی در نظر گرفته نشده و اساس دانش ضمنی پروژه ها دچار نقصان شده است.
ارائه مدل توسعه یافته جانشین پروری مبتنی بر شایستگی در سازمان های آموزش محور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی آموزش و پرورش دوره ۱۰ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۲
339 - 351
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش ارائه مدل توسعه یافته جانشین پروری مبتنی بر شایستگی در سازمان های آموزش محور می باشد. این تحقیق از نظر هدف کاربردی – توسعه ای، ازلحاظ گردآوری اطلاعات توصیفی و با شیوه پیمایشی- مقطعی می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل کارکنان ستادی و اداری پنج دانشگاه سراسری و آزاد به تعداد 8000 نفر می باشد، که با استفاده از فرمول کوکران تعداد 366 نفر از آنان با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها ی پژوهش، از پرسشنامه استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده با استفاده از نرم افزارهای آماری SPSS وAMOS صورت گرفت. این پژوهش دارای 7 مولفه (شایستگی ها و توانایی های کلیدی, تعیین خط مشی جانشین بروری, بسترسازی ارزشی, حمایت و پشتیبانی سازمانی, برنامه ریزی استراتژیک در حوزه جانشین پروری, شناسایی استعدادها و تشکیل خزانه استعدادها, آموزش و بهسازی استعدادها) می باشد. نتایج نشان داد که مدل پژوهش از برازش مناسبی برخوردار می باشد و به عبارتی شاخص های کلی این مورد را تأیید می کنند که داده ها به خوبی از الگوها حمایت می کنند.
بررسی نقش حوزه و روحانیت در دفاع مقدس
منبع:
شاهد اندیشه دوره ۵ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۹)
171 - 194
حوزههای تخصصی:
حوزه های علمیه شیعه همواره در طول تاریخ در برابر حاکمیت طاغوت و ظلم ایستاده است؛ به طوری که در تمام انقلاب های مردمی و قیام ها، غالباً یک یا چند عالم شیعه، در رأس یا جزئی از ارکان اصلی قیام بوده است. با توجه به تأثیر حوزه های علمیه و روحانیت در بسیاری از جریان های اجتماعی و سیاسی ایران، این پژوهش به دنبال آن است که ضمن مروری بر اقدامات حوزه های علمی در قبل از انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی، زوایای گوناگون نقش حوزه و روحانیت را در هشت سال دفاع مقدس بررسی کند. روش گردآوری داده ها در این پژوهش به صورت کتابخانه ای و تفسیر داده های جمع آوری شده به روش توصیفی تحلیلی است. نتایج پژوهش نشان داد که به طور اعم، نقش حوزه های علمیه و علماء و بزرگان دین غالباً در سه محور صدور فتوا، حضور در میدان جنگ و پشتیبانی مالی بوده که برحسب نوع خطری که از جانب استعمار متوجه مسلمانان می شد، با توجه به نقاط قوت و ضعف مسلمانان و نیز با درک شرایط زمانی، اقدام مناسب را انجام می دادند و به طور اخص، در دوران در دفاع مقدس، از طریق رهبری در جنگ، تشکیل بسیج همگانی، کمک به ایجاد و تقویت روح ایثار و شجاعت، تقویت روح ایمان، مشروعیت دادن به جنگ و تشویق مردم به حضور در دفاع مقدس به ایفای نقش پرداختند.
نقش زلزله در پراکنش محوطه های استقراری عصر مفرغ و آهن در شرق زاگرس مرکزی - ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمین لرزه های باستانی همواره تهدیدی بالقوه برای سکونتگاه های نه چندان مقاوم در مناطق لرزه خیز محسوب شده اند؛ طبق نتایج مطالعات باستان شناسی یکی از الگوهای رفتاری بشر در مقابل این پدیده غیرقابل پیش بینی، تغییر دائمی محل سکونت خود بوده است. نظر به واقع شدن بخش عمده فلات ایران در یکی از پهنه های لرزه خیز کره زمین موجب می شود تا تحقیق و بررسی راجع به تأثیر این رخداد های طبیعی بر شیوه زیست انسان خصوصاً در دوران پیش ازتاریخ مورد مطالعه بیشتر قرار گیرد. در این راستا و با هدف میزان تأثیر این پدیده طبیعی در زاگرس مرکزی و به منظور آگاهی از نحوه واکنش انسان ها به این پدیده پرداخته شده است؛ پرسش اصلی در این پژوهش حول این محور است که، اساساً زمین لرزه های کهن در بافتارهای باستان شناسی چگونه و براساس چه شواهدی قابل شناسایی است ؟ و تأثیرات این پدیده مخرب بر تغییر الگوهای زیستی مردم در دوران پس از رخداد چگونه بوده است؟ برای گردآوری اطلاعات در این زمینه به یافته های مستند باستان شناسی حاصله از دو کاوش گودین تپه، کنگاور و تپه باباکمال تویسرکان از دوران مفرغ و تا پایان عصر آهن III پ.م. استناد شده است. در ادامه برمبنای شواهد ناشی از شدت تخریب ناشی از زمین لرزه سعی شده است تا نسبت به بازسازی مقیاس شدت زمین لرزه ها براساس مقیاس مرکالی اقدام گردد و در نتیجه نهایی مشخص گردید که وقوع زمین لرزه های مخرب با شدت بیش از 6 درجه در مقیاس ریشتر در منطقه مورد بررسی خصوصاً در عصر مفرغ و آهن بی ارتباط با تأثیر تغییرات اقلیمی ناشی از شدت ذوب یخچال ها و تغییر شرایط هیدرولوژی کره زمین نبوده است، ولی نهایتاً پس از دوره مفرغ متأخر عملا حوداث ناشی از این رخداد موجب فروپاشی نسبی بسیاری از استقرارها تا دوره آهن III گردیده است و عملاً در این برهه زمانی میزان جمعیت منطقه به حداقل ممکن کاهش یافته بود.
شناسایی نحوه اثرگذاری ابعاد بیوفیلیکی شهر رامسر بر ادراک کیفیت زندگی شهروندان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات محیطی هفت حصار سال ۱۳ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۴۹
95-112
حوزههای تخصصی:
با توجه به رشد بحرانهای محیط زیستی در دو دهه گذشته در سکونتگاههای انسانی بهطورکلی و در شهرها بهطور خاص، اندیشمندان و پژوهشگران حوزههای علوم محیطی در پی رویکردها و راهکارهایی بودهاند که موجب ارتقاء زیست پذیری در شهرها شود. یکی از فراگیرترین این رویکردها، که در راستای رسیدن به ابعاد محیط زیستی توسعه پایدار شهری ارائهشده، برگشت انسان به طبیعت یا بیوفیلیک بوده است. بااینوجود، پژوهش منسجم و جامعی در راستای چگونگی اثرگذاری این مفهوم بر زیست پذیری و کیفیت زندگی شهری صورت نپذیرفته است. در همین راستا، این پژوهش با هدف شناسایی نحوه اثرگذاری ابعاد بیوفیلیک بر ادراک افراد در شهرها از کیفیت زندگی خود انجام شد. بدین منظور، پس از مرور دو مفهوم بیوفیلیک در شهرها و همچنین کیفیت زندگی شهری، مدل مفهومی پژوهش تبیین شد و با استفاده از پیمایش پرسشنامهای در شهر رامسر در شمال ایران، موردبررسی قرار گرفت. نمونه مورد مطالعه شامل 384 نفر از شهروندان رامسر بر اساس فرمول کوکران بوده است. دادههای بهدستآمده با استفاده از روش مدلسازی معادلات ساختاری در نرمافزار Smartpls2 مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که سه عامل "کالبد"، "سازمانهای طبیعت محور" و "نگرشها و آگاهیهای طبیعت محور" بهعنوان معنادارترین عوامل طبیعت محور در اثرگذاری بر کیفیت زندگی شهروندان رامسر طی سازوکار ویژهای مؤثر واقعشدهاند. از بین بردن تناسبات و عناصر طبیعی در سالهای اخیر توسط ساختوسازهای بیبرنامه و ناهماهنگی موجود بین کالبد و عناصر طبیعی در این شهر ازنظر شهروندان بهعنوان اصلیترین دلیل کاهش کیفیت زندگی در این شهر شناختهشده است. با توجه به ذهنیت شهروندان، فراگیر شدن نگرشها و آگاهیهای بیوفیلیکی موجب خواهد شد تا اولویتهای حکمروایی در شهرها تغییر پیدا کرده و توجه به طبیعت افزایش پیدا کند. همچنین، وجود نگرشهای و آگاهیهای بیوفیلیک در بین شهروندان موجب خواهد شد تا آنها به سلامت خود توجه کنند و در مجموع در این فرایند بهطور تدریجی سطح کیفیت زندگی شهروندان نیز تحت تأثیر قرار خواهد گرفت.
واکاوی روابط هندسی پلان مقرنس های آجری دارای تخت در مساجد تاریخی مناطق مرکزی ایران به منظور بازیابی بخش های مفقود مقرنس مسجد جامع ساوه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقرنس ایوان جنوبی مسجد جامع ساوه، در اوایل دهه 70 شمسی، با 8 قطار بازسازی شد. چند قطار باقی مانده از این مقرنس در تصاویر تاریخی، حاکی از آن است که قطارهای بازسازی شده، با ارتفاعی متفاوت از گذشته اجرا شده اند. با توجه به این که هیچ سند تاریخی از چگونگی فرم اولیه این مقرنس وجود ندارد و با درنظر گرفتنِ این که تاکنون پژوهشی به این مقرنس نپرداخته است، شناسایی تعداد قطار و فرم اولیه آن ضرورت دارد. پژوهش هایی که تاکنون به بازیابی بخش های مفقود مقرنس پرداخته اند، تنها، مقرنس های منتسب به دوره سلجوقی، ایلخانی را که فاقد عنصر تخت هستند، مورد بررسی قرار داده اند. هدف اصلی این پژوهش، آن است که به فرم اولیه پلان مقرنس نیم کار ایوان جنوبی مسجد جامع ساوه نزدیک شود و تأثیر هم نشینی عناصر پلان در مقرنس های نمونه را بر بازیابی بخش های مفقود مقرنس نیم کار ایوان جنوبی مسجد جامع ساوه ارزیابی کند. داده اندوزی در بخشی از پژوهش با مطالعات کتابخانه ای و برداشت پلان ها به صورت میدانی از طریق فتوگرامتری برد کوتاه انجام می شود. روش تحلیل در پژوهش پیش رو، کمّی است و تحلیل داده با بهره گیری از هندسه عملیِ نظری و هندسه مسطحه صورت می گیرد. با توجه به ارتفاع دو قطار باقی مانده و نوع قوس نیم کار، مقرنس مذکور، 5 قطاره تشخیص داده شد. گونه شناسی عناصر پرکننده پلان مقرنس های نمونه در قطار ماقبل آخر، هم نشینی های پرتکرار عناصر پلان ها و حدودی که مقرنس کاران برای اضلاع منحنی عناصر به کار می برند، به حصول چهار پلان برای این مقرنس منتهی شد. این تشخیص براساس مقرنس های نمونه صورت گرفت که در نهایت، روشی را برای بررسی های وسیع تر پیشنهاد می کند.
بررسی وضعیت امید اجتماعی در میان شهروندان بزرگسال شهر تهران(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
رفاه اجتماعی سال ۲۴ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۹۵
9-42
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پیشینه پژوهشی امید اجتماعی بیشتر به مفهوم پردازی و فلسفه آن پرداخته است. در حوزه سنجش این مفهوم پژوهشهای کمی انجام شده است. ازاین رو این مطالعه با هدف بررسی وضعیت امید اجتماعی در بین بزرگ سالان شهر تهران مرتبط با آن موضوع انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر مقطعی است که با حجم نمونه 522 نفری از جامعه آماری بزرگ سالان (بالای 18 سال سن) ساکن شهر تهران در سال 1401 انجام شد. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته روا و پایاشده امید اجتماعی با سه مؤلفه امیدواری به آینده جامعه، امیدواری به آینده اجتماعی خود و احساس تعلق به جامعه استفاده شد. تجزیه وتحلیل داده ها با آزمونهای آماری توصیفی و تحلیلی مانند تی تست مستقل، آنالیز واریانس یک طرفه، همبستگی و رگرسیون خطی چندمتغیره، توسط نرم افزار SPSS نسخه 24 انجام شد. سطح معناداری در این مطالعه کمتر از 0.05 در نظر گرفته شد. یافته ها: میانگین وضعیت امید اجتماعی در میان شهروندان بزرگ سال شهر تهران در سطح متوسط رو به پایین قرار دارد. کمترین میانگین امید اجتماعی مشارکت کنندگان، در بعد امیدواری به آینده جامعه به دست آمد. همچنین نتایج رگرسیون خطی چندگانه عوامل مؤثر بر امید اجتماعی نشان داد مشارکت کنندگانی که تعداد افراد خانواده بیشتری داشتند، فعالیت داوطلبانه انجام می دادند و از زندگی رضایت بیشتری داشتند، میزان امید اجتماعی بالاتری نیز داشتند. در کل مدل رگرسیونی 20 درصد از تغییرات واریانس امید اجتماعی را تبیین کرده است. بحث: با توجه به اینکه مشارکت در فعالیتهای اجتماعی در افزایش امید اجتماعی نقش مهمی دارد، پیشنهاد می شود سیاست گذاران برای افزایش میزان امید اجتماعی شهروندان، زمینه انسجام و مشارکت آنان در فعالیتهای متنوع و داوطلبانه را فراهم آورند.
مزایا و چالش های استانداردهای اعتباربخشی یکسان برای همه انواع بیمارستان ها: یک مطالعه کیفی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: اعتباربخشی بیمارستان ها در سطح جهان با دو رویکرد متفاوت انجام می شود: استفاده از استانداردهای اختصاصی برای انواع بیمارستان ها و در مقابل استفاده از استانداردهای یکسان برای همه انواع بیمارستان ها (مانند آن چه که در ایران و بسیاری دیگر از کشورها در جریان است). این پژوهش با هدف بررسی مزایا و چالش های استفاده از استانداردهای یکسان برای همه انواع بیمارستان ها از دیدگاه کارشناسان اعتباربخشی انجام شد. روش ها: این مطالعه کیفی توصیفی با مشارکت 30 نفر از کارکنان بیمارستان های هدف، ارزیابان کشوری اعتباربخشی و کارشناسان اداره نظارت و اعتباربخشی وزارت بهداشت انجام شد. مصاحبه ها به صورت نیمه ساختاریافته و طی جلسات فردی انجام شد. داده ها با استفاده از رویکرد تحلیل محتوا و نرم افزار Max-QDA تحلیل شد. یافته ها: مزایای استانداردهای یکسان در قالب سه مضمون («رقابتی»، «کارکردی» و «مالی») و چالش ها در قالب سه مضمون («ماهیت بیمارستان»، «فرآیند اعتباربخشی» و «مالی») طبقه بندی شدند. انگیزه رقابت با سایر بیمارستان ها و عدم توجه کافی به شرایط تک تخصصی هر بیمارستان به ترتیب در حوزه مزایا و چالش ها بیشترین فراوانی را در قالب زیرمضمون ها داشتند. مضمون "مالی" در مزایا و چالش ها مشترک بود(با زیرمضمون های متفاوت). نتیجه گیری: با توجه به نتایج پژوهش، وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی به عنوان متولی اعتباربخشی بیمارستان ها، برای بهینه سازی هر چه بیشتر اعتباربخشی، علاوه بر استانداردهای موجود، می تواند به سمت توسعه و افزودن استانداردهای تک تخصصی با توجه به نوع بیمارستان ها حرکت کند تا علاوه بر حفظ مزایای موجود، چالش های اعتباربخشی کاهش پیدا کند
بررسی تأثیر عوامل فیزیکی، محیطی و اقتصادی بر قیمت املاک تجاری: مطالعه موردی منطقه ثامن مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اقتصاد شهری سال ۹ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱
35 - 54
حوزههای تخصصی:
قیمت املاک تجاری برای صاحبان املاک، سرمایه گذاران بخش مسکن و بانک ها دارای اهمیت ویژه است و ممکن است بیانگر بازده سرمایه گذاری های آن ها باشد. از طرف دیگر، افزایش قیمت املاک آثار رفاهی، اقتصادی و اجتماعی زیادی نیز به دنبال دارد و از این نظر نیز همواره مورد توجه سیاست گذاران و برنامه ریزان بوده است؛ اما بررسی قیمت املاک تجاری موضوعی پیچیده است؛ زیرا املاک کالاهایی چندوجهی هستند و متغیرهای متعدد محیطی، فیزیکی و اقتصادی بر قیمت آن ها تأثیر می گذارند. این مقاله با کنار هم قرار دادن یک مدل هدانیک از متغیرهای محیطی و فیزیکی تأثیرگذار و یک سری از متغیرهای اقتصادی، تلاش می کند بررسی جامعی از عوامل تأثیرگذار بر قیمت املاک تجاری انجام دهد. برای این منظور، منطقه ثامن شهر مشهد به عنوان مورد مطالعه انتخاب شد که به دلیل ویژگی های ساختاری، مذهبی و فرهنگی، بعضاً اختلاف قیمتی جالب توجه نسبت به سایر مناطق مشهد دارد و در داخل این منطقه نیز اختلاف کیفی و قیمتی زیادی بین املاک تجاری وجود دارد. در این راستا، یک نمونه تصادفی از 161 ملک تجاری در منطقه ثامن مشهد انتخاب شدند و با استفاده از مدل رگرسیون حداقل مربعات معمولی (OLS)، تأثیر هر یک از عوامل مختلف محیطی و فیزیکی و اقتصادی بر قیمت این املاک در سال 1402 بررسی شد. نتایج به دست آمده نشان می دهد میزان اجاره ملک، نوع سند، فاصله تا حرم مطهر، فاصله تا پارکینگ عمومی و طبقه استقرار ملک در مراکز خرید از مهم ترین متغیرهای تأثیرگذار بر قیمت املاک تجاری هستند.
سنجش مکانی گستره های فقر شهری (مورد مطالعه: شهر ورامین)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اقتصاد شهری سال ۹ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱
55 - 70
حوزههای تخصصی:
امروزه شهرهای کشورهای در حال توسعه به شکلی غم انگیز مکان تمرکز فقر شده اند و کانون فضایی این تمرکز عمدتاً در حاشیه شهرها است. کمبود شدید خدمات و فضاهای شهری، نبود دسترسی های مناسب برای تأمین نیازهای وابسته، ضعف اقتصادی ساکنان و عدم توانایی در پاسخ گفتن به نیازهایی به غیر از گذران زندگی روزمره، موجب انباشت نیازها به ویژه نیازهای فراغتی و محرومیت از امکانات مربوط به آن ها در شهر ورامین شده است. بر همین مبنا، هدف پژوهش حاضر سنجش توزیع مکانی پهنه های فقر به منظور شناخت فضایی ابعاد فقر به منظور مدیریت و سامان دهی بهتر آن ها است. روش پژوهش حاضر تحلیلی -کمی و از نوع کاربردی است. از مدل تحلیل عاملی در محیط GIS برای پهنه بندی فضایی فقر شهری در ورامین استفاده شده است. نتایج پژوهش بیانگر آن است که از مجموع 1366 بلوک شهر ورامین، تعداد 46 بلوک معادل 4/3 درصد بسیار ثروتمند، 264 بلوک معادل 3/19 درصد ثروتمند، 466 بلوک معادل1/34 درصد متوسط، 394 بلوک معادل 8/28 درصد فقیر و 196 بلوک معادل 3/14 درصد بسیار فقیر شناخته شده اند. افزون بر این، تبلور مکانی فقر بر بافت های فرسوده، نابه سامان، ناکارآمد و بافت های حاشیه ای و غیررسمی منطبق است و بنابراین، بیشترین مراتب فقر شهری در شهر ورامین در محله هایی مانند خیرآباد، عمروآباد، کهنه گل، سکینه بانو، کارخانه قند، کاشانی، شهرک گل تپه، محدوده مرکزی یا کاظم آباد اخوان شامل خیابان شهید فکوری، خیابان شهید چمران، میدان روغن کشی، خیابان نامجو و سیلو هستند.
پویایی فقر در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
درک چگونگی توزیع فقر در جامعه، چه به صورت مزمن و چه به صورت گذرا، نقش بسزایی در طراحی و اجرای سیاست های موثر مبارزه با فقر دارد. این مقاله با استفاده از هفت داده پنل موجود که از دهه ۷۰ تا کنون را پوشش می دهد فقر مزمن و روند آن را با دو روش «مولفه ها» و «شکاف فقر معادل توزیع یکسان» برای ایران تخمین می زند. به طور کلی نتایج روش مولفه ها سهم فقر مزمن کمتری را نسبت به روش دوم که این سهم را به صورت میانگین ۸۸ درصد اعلام می کند، نشان می دهد. در طی زمان روند فقر مزمن همگام با روندهای اقتصاد کلان بوده است به طوری که از پنل دهه ۷۰ تا پنل ابتدایی دهه ۹۰ رو به کاهش و پس از یک دوره ثبات پس از شروع تحریم ها از سال ۹۷ شدیداً رو به افزایش گذاشته است. روش «شکاف فقر معادل توزیع یکسان» قابلیت تفکیک فقر مزمن، به دو مولفه میانگین شکاف فقر و نابرابری بین فقرا را دارد. تفکیک فقر مزمن بر این مبنا نشان می دهد که افزایش و کاهش فقر اغلب ناشی از افزایش یا کاهش میانگین شکاف فقر است و هزینه نابرابری بین فردی نقش خاصی در این روندها ندارد، هرچند به طور میانگین همواره سهم بیشتری از فقر مزمن را تشکیل می دهد.
مقایسه توانمندی های شخصیت و خودسرکوبگری در زنان متقاضی طلاق و زنان غیر متقاضی
حوزههای تخصصی:
مقدمه: با توجه به آثار و پیامدهای منفی طلاق در سطوح فردی و اجتماعی به ویژه برای زنان، نیاز به اقدامات پیشگیرانه برای کاهش این آسیب ها مشهود است. هدف: هدف از پژوهش حاضر مقایسه توانمندی های شخصیت و خودسرکوبگری در زنان متقاضی طلاق و زنان غیرمتقاضی بود. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع علی- مقایسه ای و جامعه آماری تمام زنان مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر قم در سال 1401 بودند که از میان آنها با استفاده از نرم افزار G*Power تعداد 30 نفر زنان متقاضی طلاق و تعداد 30 نفر از زنان غیرمتقاضی با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار پژوهش، پرسشنامه توانمندی ها و ارزش ها در عمل پترسون و سلیگمن (2003) و مقیاس خودسرکوبگری جک (1991) بود. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس چند متغیری برای با استفاده از نرم افزار SPSS26 استفاده گردید. یافته ها: نتایج نشان داد بین توانمندی های شخصیت و خودسرکوبگری در زنان متقاضی طلاق و زنان غیرمتقاضی تفاوت وجود دارد (01/0>P) و زنان متقاضی طلاق نمره بالاتری در خودسرکوبگری و نمره پایین تری در توانمندی های شخصیت کسب کردند. نتیجه گیری: نتایج نشان داد بین توانمندی های شخصیت و خودسرکوبگری در زنان متقاضی طلاق و زنان غیرمتقاضی تفاوت وجود دارد. پیشنهاد می شود به منظور افزایش توانمندی های شخصیتی، تمرکز بر توانمندی های فردی مانند امید، خوش بینی، خلاقیت و نشاط در آموزش زوجین و جلسات زوج درمانی مورد توجه قرار گیرد.
تاثیر ریسک کشوری بر شکنندگی مالی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات و سیاست های اقتصادی دوره ۲۰ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱
141 - 170
حوزههای تخصصی:
بحران های مالی به سرعت می توانند بخش واقعی اقتصاد را تحت تأثیر قرار داده و منجر به آسیب به بخش اقتصادی شوند. ادبیات موجود نقش اساسی آسیب پذیری یک کشور را در کاهش ثبات بخش مالی نشان می دهد. با این حال، تأثیر ریسک کشوری بر شکنندگی مالی تا حد زیادی مورد مطالعه قرار نگرفته است. در این پژوهش با استفاده از روش خودرگرسیون برداری برای داده های پانل، تأثیر ریسک بر شکنندگی مالی در بازه زمانی 2021-2000 برای کشورهای منتخب خاورمیانه و شمال آفریقا بررسی شده است. نتایج نشان دهنده تأثیر منفی رشد اقتصادی، ساختار اقتصادی و آزادی اقتصادی و تأثیر مثبت نرخ تورم و نرخ بهره واقعی و همچنین ریسک کشوری بر شکنندگی مالی در دوره های مورد بررسی است. ریسک کشوری سبب ایجاد نااطمینانی، کاهش امنیت محیط سیاسی، اقتصادی و مالی و در نتیجه کاهش سرمایه گذاری می شود که نتیجهٔ آن کاهش رشد اقتصادی و افزایش شکنندگی مالی است. یافته های این مطالعه مفاهیم ارزشمندی دارد؛ به این معنا که ثبات بخش مالی به تغییرات عوامل ریسک کشوری حساس است و سیاست گذاران برای افزایش ثبات مالی باید با کاهش ریسک کشوری، محیط های باثبات تری از لحاظ سیاسی، اقتصادی و مالی فراهم کنند.









