نقد نظریه شناخت گرایی و ناشناخت گرایی براساس یافته های علوم شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه اخلاق سال ۱۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۶۶
۱۱۸-۹۷
حوزههای تخصصی:
شناخت گرایی و ناشناخت گرایی از نظریه های اصلی در حوزه فرااخلاق هستند. شناخت گرایان احکام اخلاقی را به عنوان باورهایی دارای وضعیت صدق و کذب تلقی می کنند، در حالی که ناشناخت گرایان بر این باورند که احکام اخلاقی فاقد چنین ویژگی هایی بوده و در نتیجه، نمی توان آنها را باور دانست. این مقاله با رویکردی توصیفی-تحلیلی به بررسی رویکردهای مختلف در روان شناسی اخلاق، از جمله عقل گرایی و شهودگرایی، و چالش هایی که یافته های علوم شناختی در مقابل تفکیک های سنتی این حوزه ایجاد کرده اند، می پردازد. استدلال اصلی این پژوهش آن است که تعارض میان شناخت گرایی و ناشناخت گرایی بر پایه دیدگاهی نادرست از ذهن شکل گرفته است. این دیدگاه، قضاوت اخلاقی را حاصل فرآیندی مجزا میان عقل و احساس می داند و از درک کامل ارتباط میان جنبه های باورگونه و عاطفی قضاوت اخلاقی باز می ماند. با بررسی قضاوت های اخلاقی به عنوان نتیجه تعاملات پیچیده میان مکانیسم های شناختی و عاطفی، می توان به درکی جامع تر از این فرآیند رسید. در نهایت، این پژوهش یافته های علوم شناختی را به عنوان ملاحظاتی جدی برای تحقیقات جدید در پیش فرض های روانشناختی مباحث فرااخلاق معرفی می کند.







