مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۱۶۱ تا ۲٬۱۸۰ مورد از کل ۵۴۶٬۷۶۴ مورد.
منبع:
Iranian Journal of Finance, Volume ۹, Issue ۳, Summer ۲۰۲۵
95 - 134
حوزههای تخصصی:
This study aims to demonstrate the performance of algorithmic trading strategies compared to traditional trading methods in artificial financial markets. This research uses a hybrid model based on agent-based modeling and machine learning methods to simulate agents' behavior in an artificial financial market. This model includes two categories, traditional agents and intelligent agents. Traditional agents are divided into three groups: liquidity providers, liquidity consumers, and noise traders. Intelligent agents are trained using deep learning techniques and recurrent neural networks. Based on the developed algorithms, the agent-based model simulates both categories of traditional and trained agents in an artificial financial market. Sensitivity analysis tests were used to test the validity and reliability of the model, and the values of the fat-tailed distribution of returns, volatility clustering, autocorrelation of returns, long memory in order flow, concave price impact, and extreme price events are calculated in the model and compared with the standardized values. Historical data was used to predict stock prices, and model simulations were used to generate trading signals and update the limited order book. The results of executing the model show the ability of intelligent agents to trade in artificial financial markets compared to traditional agents.
دعوای جایگزین در دادرسی مدنی ایران، آمریکا و فرانسه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های حقوق تطبیقی سال ۲۹ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴
88 - 118
حوزههای تخصصی:
دعوای جایگزین نمایانگر تبلور حرکت نظام های حقوقی از صورت گرایی محض به واقع گرایی قضایی است. این نهاد که طی یک سده کنونی به هسته حقوق تطبیقی دادرسی راه یافته، به طور عمده بر چند رکن استوار است: تأمین کارآمدی و دسترسی به عدالت، منع تکثیر غیرضروری دعاوی و کاهش هزینه های اجتماعی و اقتصادی رسیدگی به دعاوی. این پژوهش با رویکردی انتقادی و تحلیلی به معرفی و واکاوی دعوای جایگزین در حقوق ایران می پردازد و در همین راستا وضعیت این مفهوم را در حقوق آمریکا و فرانسه نیز بررسی تطبیقی می کند. در نظام حقوقی ایران، علی رغم وجود شواهد پراکنده اعم از اشاره ها و نمونه های محدود و معدود در رویه قضایی، رد پای رسمی و ساختارمند دعوای جایگزین به وضوح مشهود نیست. ساختار مواد قانونی و برداشت محافظه کارانه رویه قضایی در عمل مانعی بر سر راه پذیرش کامل این نهاد ایجاد کرده است. این امر باعث شده تا خواهان ها در مواردی که مبانی ادعا یا خواسته شان محل تردید است، نتوانند به سهولتِ متناسب با مقتضیات دادرسی، خواسته جایگزین را با ضریب کارآمدی مناسب مطرح سازند. در مقابل، دگرگونی های پرشتاب و بنیادین در حقوق آمریکا، به ویژه پس از تصویب آیین دادرسی مدنی فدرال 1938، به پذیرش و تعمیق دعوای جایگزین کمک کرده است؛ به نحوی که اسباب و جهات مختلف طرح دعوا، فارغ از انسجام و حتی با وجود ناسازگاری منطقی ادعاها در یک دادخواست قابل طرح هستند. همچنین، نظام حقوقی فرانسه نیز با پذیرش این نهاد و ایجاد چهارچوب و سازوکار آمره ای از طریق رویه قضایی، گام هایی اساسی برای به رسمیت شناختن خواسته و دعوای جایگزین برداشته است.
الگوی انسداد سازمانی ادراک شده با روش فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
انسداد سازمانی ادراک شده، پدیده ای منفی است که می تواند سازمان ها را با مشکلات بسیار مواجه سازد و بقاء و ماندگاری آنها را با خطراتی جدی روبرو سازد. از این رو، لازم است عوامل موثر بر پیدایش این پدیده به صورتی دقیق و علمی شناسایی و مطالعه شوند. با توجه به این ضرورت و همچنین به دلیل فقدان چارچوبی منسجم در ارتباط با پیشایندها و پیامدهای این پدیده، مطالعه حاضر با هدف مدل سازی پیشایندها و پیامدهای انسداد سازمانی ادراک شده اجرا گردید. این مطالعه، از لحاظ هدف کاربردی و از نظر ماهیت داده ها، کیفی است و با روش فراترکیب انجام شده است. جامعه آماری را مطالعات پیشین تشکیل می دهند که عنوان، چکیده و محتوای آنها مورد ارزیابی قرار گرفت و در نهایت 29 منبع جهت استفاده در پژوهش (به عنوان نمونه) انتخاب شد. داده های گرداوری شده نیز با استفاده از تحلیل مضمون تحلیل شد. در بخش یافته ها، پیشایندهای انسداد سازمانی ادراک شده در قالب 2 بعد، 7 مولفه و 38 شاخص و پیامدهای آن نیز در قالب در 2 بعد، 4 مولفه و 28 شاخص دسته بندی گردید. نتایج می تواند بینش و آگاهی مدیران نسبت به عوامل موثر بر انسداد سازمانی ادراک شده را افزایش داده و آنان را در هنگام برنامه ریزی و اجرای اقدامات لازم حمایت کند.
تحلیل توصیفی ضرب المثل ها و باورهای عامیانه مراغیان الموت: مطالعه ای فرهنگی بر اساس رویکرد فربه گیرتز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ و ادبیات عامه سال ۱۳ مهر و آبان ۱۴۰۴ شماره ۶۴
102 - 138
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی ضرب المثل ها و باورهای عامیانه مراغیان الموت از منظر معناشناسی فرهنگی و با استفاده از رویکرد توصیف فربه گیرتز پرداخته است. هدف اصلی این پژوهش تحلیل معانی اجتماعی و نمادین این عناصر فرهنگی و نقش آن ها در بازنمایی هویت قومی و تنظیم روابط اجتماعی بوده است. یافته ها نشان داد که ضرب المثل های مراغیان نه تنها ابزارهای زبانی، بلکه ساختارهای معناداری هستند که ارزش های فرهنگی، هنجارهای اجتماعی و روابط قدرت را تقویت می کنند. برخی از این ضرب المثل ها بر اهمیت ازدواج درون گروهی، استقلال اقتصادی و هم بستگی اجتماعی تأکید داشته و به عنوان سازوکارهایی برای انتقال دانش بین نسلی عمل می کنند. از سوی دیگر، باورهای عامیانه این جامعه عمدتاً بر تجربه زیسته و تعاملات با محیط طبیعی استوار بوده و درک مردم از پدیده های طبیعی و اجتماعی را بازتاب می دهند. نتایج نشان داد که این عناصر فرهنگی در مواجهه با تغییرات اجتماعی و مدرنیزاسیون به عنوان ابزاری برای حفظ هویت قومی و مقاومت فرهنگی عمل می کنند. پژوهش حاضر اهمیت ثبت و تحلیل این عناصر فرهنگی را برای درک بهتر فرایندهای هویت سازی و پایداری فرهنگی در جوامع محلی برجسته می کند.
ارزیابی استعاره های مفهومی زنان در اصطلاحات عامیانه فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ و ادبیات عامه سال ۱۳ مهر و آبان ۱۴۰۴ شماره ۶۴
182 - 217
حوزههای تخصصی:
استعاره مفهومی مبحثی نوین در زبان شناسی شناختی است که از زمان معرفی آن از سوی لیکاف و جانسون (1980) تاکنون پژوهشگران فراوانی را به خود جذب کرده است. استعاره های مفهومی ناظر بر جوانب مختلف زندگی انسان هستند و بر فرهنگ و عملکرد افراد تأثیر می گذارند. اصطلاحات عامیانه هر زبانی بخشی پرکاربرد و غنی در ادبیات عامه گویشوران آن زبان و مبنعی غنی از استعاره های مفهومی است. پژوهش حاضر با هدف بررسی استعاره های مفهومی زنان نهفته در اصطلاحات عامیانه فارسی و انواع آن ها انجام شد. بدین منظور، برای گردآوری اصطلاحات عامیانه ای که توصیف گر زنان هستند از پنج فرهنگ اصطلاحات استفاده شد. پژوهش حاضر از نوع کیفی و به شیوه هدفمند است. اصطلاحات مورد نظر به روش فیش برداری کتابخانه ای و با مطالعه تک تک مدخل های موجود در این منابع به همراه معنی آن ها استخراج و در کنار نام منبع و شماره صفحه و مثال آن اصطلاح، در صورت وجود، به صورت الفبایی فهرست شد. با حذف اصطلاحات تکراری با معانی یکسان، درنهایت، تعداد 910 اصطلاح به دست آمد. برای تعیین انواع استعاره های مفهومی از دسته بندی لیکاف و جانسون (1980, 1989) و کووچش (2010) استفاده شد. استعاره مفهومی هر اصطلاح با درنظر گرفتن معنی آن مشخص و در کل 24 استعاره مفهومی پایه شناسایی شد. حوزه های مبدأ به دست آمده از این استعاره ها عبارت اند از روابط خانوادگی، اجتماعی و شغلی، وضعیت (اخلاقی جسمی ذهنی)، شیء (شیء کالا ابزار)، قومیت، گیاه، خوراکی، حیوان، موجود ماورای طبیعی، رنگ، مظهر طبیعت، آسیب و بیماری، کنش، شخصیت معروف (مذهبی تاریخی داستانی)، ساختمان، بی دفاع، رویداد تفریحی و ابزار بازی، آتش، پارچه، مکان (بیرون داخل)، شیطان و اعضای بدن. براساس نقش شناختی این استعاره ها، چهار نوع هستی شناختی، ساختی، جهتی و تصویری مشاهده شد. همچنین، اصطلاحاتی بودند که هم زمان دو استعاره مفهومی را به خود اختصاص می دادند و هم پوشانی داشتند که عبارت اند از: استعاره تصویری هستی شناختی، استعاره ساختی هستی شناختی و استعاره جهتی هستی شناختی. این پژوهش به شناخت استعاره های مفهومی مرتبط با زنان و حوزه های پرکاربرد برای توصیف آنان یاری خواهد رساند.
بررسی کهن الگوی آب در داستان های عامیانه لرستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ و ادبیات عامه سال ۱۳ آذر و دی ۱۴۰۴ شماره ۶۵
1 - 37
حوزههای تخصصی:
آب به سبب ویژگی هایی چون جان بخشی، پاک کنندگی و مینوی بودن، داشتن پیوند تنگاتنگ با زمین، آبادی، زندگی و تمدن در بیشتر تمدن های کهن جنبه ای مینوی و اسطوره ای یافته است. از آنجا که در بسیاری از داستان های کهن و عامیانه ایرانی نیز اسطوره آب نمودی آشکار دارد، جستار پیش رو در پی یافتن پاسخ این پرسش است که بن مایه های اسطوره آب و بازتاب کهن الگوهای آن تا چه میزان و با چه بازنمودهایی در داستان های عامه لرستان یافت می شود. برای یافتن پاسخ، نمودهای اسطوره ای آب در داستان های عامیانه لرستان با شیوه توصیفی تحلیلی و بر پایه سه منبع و چهره اصلی در زمینه بررسی کهن الگویی بن مایه های اسطوره ای (کمبل، هینلز و خدیش و داودی مقدم) بررسی و گزارش شد. نتایج پژوهش گویای آن است که در 33 داستان از 183 داستانِ بررسی شده، اسطوره آب در نمودهایی چون روزی رسانی، یاری رسانی، دلدادگی، قربانی کردن دختر، دارآب و گذر از آب بازنمایی شده است. همچنین روشن شد که «پیوند زن و آب» آشکارتر از دیگر بن مایه هاست که این نشانی از ارزش زندگی بخشی آب و زن در زندگی و فرهنگ مردم لرستان و یادآور ایزدبانوی آب ها، آناهیتا و امشاسپندان مادینه نگاهبان آب در اسطوره های کهن ایرانی است.
بررسی محتوای شعری و ساختار موسیقیایی در ترانه های شادی قوم بختیاری ( دُوالالی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ و ادبیات عامه سال ۱۳ آذر و دی ۱۴۰۴ شماره ۶۵
106 - 145
حوزههای تخصصی:
دُوالالی ترانه های شادی قوم بختیاری اند که زنان و دختران در آیین های ازدواج آن ها را می خوانند؛ ترانه هایی برای ابراز احساسات جمعی که باورها و ارزش های فرهنگی و اجتماعی این مردمان را بازتاب می دهند. ساختار موسیقایی دوالالی بر مبنای تکرار، تک خوانی و همسرایی است. آن ها زبانی ساده و صمیمی داشته و نقش مایه هایی از آداب، رسوم، عقاید و باورها را در خود دارند. پژوهش حاضر بر آن است تا این ترانه ها را از منظر محتوای شعری، مضمون و ساختار موسیقیایی بررسی کند و نقش آن ها را در زندگی روزمره این قوم مورد واکاوی قرار دهد. روش این تحقیق کتابخانه ای و میدانی است. یافته ها حاکی از عمق ارتباط دوالالی ها با آیین ازدواج قوم بختیاری و همچنین بازتاب زیباشناسی زندگی روزمره آنان است؛ ضمن آن که زنان را به عنوان راویانی قدرتمند در قوم بختیاری قلمداد می کند. در دوالالی ها ارزش هایی چون اصل و نسب، اصالت، شغل، ثروت، اخلاق مداری، پند و اندرز و هرآن چه مایه مباهات یک قوم است، نهفته است.
آمایش سیاسی فضا به مثابه استراتژی توسعل محلی با تأکید بر تجربه کشور سوئد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آمایش سیاسی فضا دوره ۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۲۷)
65 - 92
حوزههای تخصصی:
هزاره سوم میلادی، هزاره شهرنشینی است و روند گسترش آن طی زمان این انتظار را برآورده می کند، که کره زمین به جهان شهری بزرگ مبدل می شود. در این گذار، جایگاه برنامه ریزی شهری قوت بیشتری می یابد. برنامه ریزی که ماهیتاً سیاسی است. تصمیمات متخصصان شهری، درمورد تخصیص منابع برای زیرساخت ها و ذینفعان خاص، پیامدهای سیاسی دارد و اغلب به حفظ یا تغییر قدرت منجر می شود. اغلب این تصمیمات تحت تأثیر عوامل متنوعی ازجمله اقتصادی اجتماعی، سیاسی و فرهنگی به شکل گیری و تغییر مکان های شهری منجر می شود. این پژوهش با هدف بررسی آمایش سیاسی فضا در سوئد با تأکید بر کمون ها انجام گرفته و از روش توصیفی تحلیلی و براساس داده های کتابخانه ای و اسنادی انجام استفاده شده است و نمونه موفقی از مدیریت شهری و آمایش سیاسی فضا را برای شهرها معرفی و توصیف کرد. خط مشی قانونی در کشورهایی ازجمله سوئد به عنوان نمونه موفق از اجرایی شدن آمایش سیاسی فضا به شکل گیری صحیحِ آزادی های بی شمار ازجمله عقیده و حقوق شهروندی براساس قانون اساسی در قالب تشکیل کمون ها و قانون دولت پارلمانی به نام ریکسداگ منجر شده است. نتایج حاکی از آن است که در این کشور حکمرانی شهری، به شکلی واقعی با نگاهی از پایین به بالا و مشارکت جویانه میان بازیگران اصلی و ذینفعان مناطق برقرار شده است. قدرت برنامه ریزی برای ساخت آنچه باید ایجاد شود، با مشارکت پویای سیاستمداران، برنامه ریزان و بازیگران عمومی و خصوصی و شهرداری ها ایجاد شده است .
شناسایی و اولویت بندی معیارها و شاخص های موثردرفرایند تحقق پذیری پروژه های بازآفرینی شهری در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گفتمان طراحی شهری دوره ۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
13 - 28
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله : تاکنون مدیران و دولتمردان در چارچوب رویکرد بازآفرینی شهری تلاش های بسیاری کرده اند، اما این تلاش ها نتوانسته اند مشکلات بافت های ناکارآمد را حل کنند. علت اصلی این ناکامی، نبود چارچوب و مدل مناسب برای ارزیابی تحقق پذیری این پروژه ها، به ویژه در فرآیند تهیه طرح ها بوده است. تاکنون، ارزیابی ها عمدتاً به تحقق پذیری محصول برنامه ها پرداخته اند و نه فرآیند تهیه آن ها.
اهداف : این پژوهش به دنبال شناسایی و اولویت بندی معیارها و شاخص های مؤثر در فرآیند تهیه طرح های بازآفرینی شهری است.
روش ها : ابتدا، با استفاده از مطالعات اسنادی، چارچوب نظری تدوین شد. سپس با استفاده از روش تحلیلی تطبیقی و مرور دیدگاه های مشابه، معیارها و شاخص های اولیه مشخص شدند. برای بومی سازی و تطبیق با زمینه ایران، مصاحبه هایی با صاحب نظران انجام شد و نهایتاً اهمیت معیارها و شاخص ها از طریق پرسشنامه ای توسط بازیگران اصلی پروژه های بازآفرینی شهری در ایران تعیین و اولویت بندی شد.
یافته ها : پژوهش نشان داد که از میان ۱۴ معیار شناسایی شده، معیارهای صلاحیت کارفرما، مدیریت پروژه، قدرت اقتصادی و مالی، مشارکت عمومی و تعامل دستگاه ها بیشترین اهمیت را دارند. در مقابل، معیار تعامل قانونی و پشتیبانی علمی کمترین اهمیت را دارند.
نتیجه گیری : معیارهای مرتبط با ساختار قدرت (تمرکز) بیشترین اهمیت و معیارهای مرتبط با ساختار ارتباطی (عدم تمرکز) کمترین اهمیت را داشته اند.
نقش سامانه های عامل محور در بهبود کارایی ابزارهای هوش مصنوعی در معماری داخلی با تاکید بر مفهوم ساختمان سالم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقش جهان سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
17 - 36
حوزههای تخصصی:
اهداف: توسعه ابزارهای هوش مصنوعی در معماری داخلی، فرصت ها و تهدیدهای ویژه ای را به همراه داشته است. هدف اول این پژوهش نشان دادن ضعف ها و کاستی های کاربرد حرفه ای ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی در معماری داخلی است. هدف دوم، معرفی و تبیین نقش سامانه های عامل محور در بهبود کارایی ابزارهای هوش مصنوعی در معماری داخلی است.
روش ها: روش تحقیق توصیفی-تحلیلی، به عنوان مبنای اصلی استدلال در پژوهش است. در بخش توصیفی، داده ها از طریق منابع موجود با هدف بررسی تأثیر هوش مصنوعی بر فرآیند طراحی داخلی، جمع آوری شده اند. سپس پرسشنامه ای برای گردآوری نظر طراحان برای درک و ارزیابی تأثیر هوش مصنوعی بر معماری داخلی و نقش طراحان تولید شده، و در نهایت با استفاده از نرم افزار SPSS تحلیل آماری شده است.
یافته ها: بیش از 80 درصد معماران داخلی مورد پرسش با ابزارهای هوش مصنوعی آشنا بودند و اغلب Midjourney را ابزار مهمی می دانستند که زمان را کاهش و کارایی را افزایش داده است. مهمترین چالش شناسایی شده به حوزه ساختمان سالم و زیرمتغیرهای کیفیت هوای داخلی، مصالح و مواد سازگار با محیط زیست و راحتی و ارگونومی فضاها مربوط می شود.
نتیجه گیری: دستاوردهای کیفی پژوهش نشان می دهد که سامانه های عامل محور، نقشی کلیدی در بهبود کارایی ابزارهای هوش مصنوعی در فرآیند معماری داخلی بر عهده دارند. این مهم، در حوزه ساختمان سالم از اهمیت بالاتری برخوردار است زیرا با مدلی کلنگر در تعامل میان شیمی ساختمان، مصالح دوستدار محیط زیست، و سلامت ساکنان ارایه می دهد.
آسیب شناسی نگارش دانشگاهی؛ مطالعه موردی بررسی شیوه نامه های نشریات علمی - پژوهشی حوزه زبان و ادبیات فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های ادبی سال ۲۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۸۷
87 - 107
حوزههای تخصصی:
نگارش علمی یکی از انواع نگارش است که برای تولید محتوای علمی، ثبت اندیشه ها و آموزش دانش به مخاطبان خاص مورد استفاده قرار می گیرد. یکی از انواع این شیوه از نگارش ، مقاله است که برای چاپ آنها در نشریات علمی پژوهشی، شیوه نامه های خاص وجود دارد. غالب شیوه نامه ها، کاستیهای نگارشی، ساختاری، محتوایی و روش شناختی دارد. هدف اصلی این پژوهش، که به شیوه توصیفی تحلیلی انجام شده، آسیب شناسی شیوه نامه های نشریات علمی پژوهشی حوزه زبان و ادبیات فارسی و ارائه یک شیوه نامه مطلوب است. با بررسی ده شیوه نامه منتخب و انطباقشان با شیوه نامه مطلوب، که بر آمده از منابع علمی است، این نتیجه به دست آمد که غالب شیوه نامه ها در بخشهای مختلف صوری، ساختاری ، محتوایی، نگارشی و روش شناختی ابهام و کاستی دارد. شیوه نامه معیار ارائه شده در این پژوهش، می تواند الگوی مناسبی برای اصلاح شیوه نامه های نشریات حوزه زبان و ادبیات فارسی باشد.
نگاه ناحیه ای به توسعه تعاون و پایداری امنیت غذایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اقتصاد کشاورزی دوره ۱۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۷۳)
77 - 97
حوزههای تخصصی:
رابطه امنیت غذایی و تعاون با رویکرد ناحیه ای راهبردی جدید در توسعه پایدار امنیت غذایی است و روستا کانون تأمین امنیت غذایی و کشاورزی به عنوان فعالیت غالب در چارچوب تعاونی، تأثیر فراوانی بر مدیریت شرایط تولید با تأکید بر محیط دارد. لذا باید دید در تأمین امنیت غذایی، کشاورزان روستایی که ارتباط مستقیم با منابع محیطی تولید دارند از نگاه نهادی در چه جایگاهی از توسعه ناحیه ای قرار دارند تا ضمن مدیریت شرایط موجود دورنگاهی از آینده تأمین منابع امنیت غذایی داشت. هدف این تحقیق بررسی ارتباط تعاونی و توسعه پایدار امنیت غذایی در بستری به نام ناحیه بین دو گروه روستاییان فعال در تعاونی و کارشناسان 9 استان تهران، اصفهان، خوزستان، اردبیل، مازندران، کردستان، فارس، سیستان و بلوچستان و خراسان شمالی است. روش این تحقیق آمیخته با تأکید بر مطالعه های میدانی است و بیش از 300 تعاونگر فعال در این تحلیل شرکت داشته اند. در این بررسی در آغاز با استناد به تحقیقات پیشین و آمار موضوع تعاونی و امنیت غذایی به بحث گذاشته شد و در ادامه با طراحی پرسش ها و فن روش دلفی شاخص ها استخراج و متغیرهای آن برای اولویت بندی در طیف لیکرت قرار گرفت. در نهایت به منظور تعیین ارتباط بین متغیرها برای برنامه ریزی از آزمون ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد. نتیجه این تحلیل استخراج 25 شاخص مرتبط با امنیت غذایی، مطالعه های ناحیه ای و تعاونی بود که شاخص های نیروی تولید، کاربری اراضی، مدیریت، اعتبارات و تعاونی زنان روستایی بیشترین درصد را داشت. اصلاح نظام توزیع، به روز رسانی قانون ها، سرمایه گذاری و ساماندهی مشارکت مردمی در بخش تعاون از جمله پیشنهادهای موکد راهبردی بود که بر مبنای شرایط محیطی استانهای مورد بررسی عنوان شد.
پیش بینی خسارت با استفاده از تکنیک های رگرسیون عمیق متوالی در روش های یادگیری عمیق(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه بیمه دوره ۱۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۴
281 - 294
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: یکی از چالش های مهم شرکت های بیمه تعیین نرخ بهینه بیمه نامه های اموال مانند خودرو و آتش سوزی است. اگر شرکت بیمه بتواند امکان وقوع خسارت را در یک بیمه نامه تشخیص دهد، تصمیمات مؤثر و بهتری در تعیین نرخ بیمه ، میزان تخفیف اختصاص یافته به بیمه نامه یا تصمیم گیری درباره تمدید آن بیمه نامه خواهد داشت. شرکت های بیمه و خبرگان رشته صدور و خسارت ، به دنبال روش های جدیدی برای ارزیابی ریسک مشتریان و بیمه نامه ها از طریق پیش بینی وقوع خسارات احتمالی در این رشته هستند. روش های سنتی مانند مدل های خطی عمومی (GLMs) غالباً در شناسایی الگوهای پیچیده در داده های بیمه ناکام اند. یادگیری عمیق با توانایی شناسایی روابط غیرخطی و الگوهای پیچیده می تواند این محدودیت ها را رفع کند. در این مقاله روشی برای بهبود عملکرد یادگیری عمیق با استفاده از تکنیک های رگرسیون عمیق ترتیبی ارائه شده است. رویکرد پیشنهادی ترکیبی از یادگیری عمیق و مدل های ترتیبی است. از شبکه های حافظه طولانی کوتاه مدت (LSTM) برای مدل سازی داده های سری زمانی استفاده می شود. روش شناسی: در این مقاله از داده های 7 سال اخیر صدور و خسارت بیمه آتش سوزی شرکت بیمه البرز برای بررسی و پیش بینی خسارت در این رشته استفاده شده است. در این مقاله با تمرکز بر پیش پردازش داده ها و استخراج ویژگی های برتر برای ارائه بهترین نتیجه و پس از اعمال روش های مختلف استخراج ویژگی، در نهایت از مجموع 40 ویژگی، 20 ویژگی انتخاب و سپس با استفاده یادگیری عمیق آموزش داده شد. رویکرد پیشنهادی، ترکیبی از یادگیری عمیق و مدل های ترتیبی با استفاده از شبکه های حافظه طولانی کوتاه مدت (LSTM) برای مدل سازی داده های سری زمانی استفاده می کند. یافته ها : در این مقاله با بررسی روش های مختلف یادگیری ماشینی روی داده های صدور و خسارت شرکت بیمه ، این نتیجه به دست آمد که مدل رگرسیون عمیق ترتیبی نسبت به روش های سنتی عملکرد بهتری دارد. بهبود دقت پیش بینی، قابلیت اطمینان بالاتر و تأکید بر اهمیت ویژگی های زمانی از نتایج اصلی اند. نتیجه گیری: بهینه سازی فرایندهای ارزیابی ریسک و خسارت از طریق مدل های یادگیری عمیق می تواند به ارائه نرخ های حق بیمه دقیق تر و کاهش ضررهای ناشی از پرداخت های نامناسب منجر شود. همچنین، استفاده از این مدل ها می تواند به شرکت های بیمه کمک کند تا استراتژی های مدیریت ریسک بهتری اتخاذ کنند و فرایندهای کشف تقلب را بهبود بخشند. این موضوع به ویژه در بیمه های آتش سوزی، که خسارت های مالی سنگینی به همراه دارند، از اهمیت بالایی برخوردار است.
تأثیر نااطمینانی سیاست های اقتصادی داخلی و جهانی بر بازدهی شاخص بازار سهام ایران: رهیافت NARDL(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های اقتصادی ایران سال ۳۰ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۰۳
217 - 270
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی اثرات نامتقارن نااطمینانی سیاست های اقتصادی داخلی (DEPU) و جهانی (GEPU) بر بازدهی شاخص بازار سهام ایران انجام شده است. بدین منظور از مدل خودرگرسیون با وقفه های توزیعی غیرخطی (NARDL) بهره گرفته شده که امکان تحلیل پویا و تفکیک واکنش بازار به شوک های مثبت و منفی در افق های زمانی مختلف را فراهم می کند. نوآوری اصلی این پژوهش در تحلیل هم زمان نااطمینانی سیاست های اقتصادی با منشأ داخلی و جهانی، در چارچوبی غیرخطی و بررسی واکنش نامتقارن بازار سهام نسبت به این نااطمینانی ها نهفته است. داده های مورد استفاده به صورت فصلی و طی دوره ۱۳۷۶ تا ۱۴۰۳ گردآوری شده اند. علاوه بر شاخص های نااطمینانی، متغیرهای کنترلی شامل نرخ ارز، قیمت جهانی نفت، شاخص قیمت مصرف کننده، حجم نقدینگی، تولید ناخالص داخلی حقیقی بدون نفت و نقدشوندگی بازار سهام نیز در مدل لحاظ شده اند. پیش از برآورد مدل، ویژگی های آماری داده ها شامل وابستگی غیرخطی، ایستایی، وجود رابطه بلندمدت و تقارن واکنش ها بررسی شد تا از صحت به کارگیری مدل NARDL و اعتبار نتایج اطمینان حاصل شود. نتایج نشان می دهد که شوک های مثبت و منفی نااطمینانی سیاست های اقتصادی داخلی به ترتیب اثرات مثبت و منفی معناداری بر بازدهی شاخص بازار سهام در کوتاه مدت و بلندمدت دارند. همچنین، شوک های نااطمینانی سیاست های اقتصادی جهانی نیز در کوتاه مدت با وقفه زمانی تأثیرگذار بوده اند به طوری که شوک مثبت تأثیر مثبت و شوک منفی تأثیر منفی بر بازده شاخص بازار سهام داشته است. اما در بلندمدت، تنها شوک مثبت نااطمینانی سیاست های اقتصادی جهانی تأثیر مثبت معناداری بر بازدهی شاخص بازار سهام داشته است. همچنین، متغیرهای کنترلی نیز اثرات معناداری بر بازده شاخص بازار سهام داشته اند.
وفاداری سیاسی در حاکمیت های توتالیتر (تجربه شوروی، چین و آلمان نازی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی تاریخی سال ۱۶ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
133-164
حوزههای تخصصی:
هدف مقاله تلاش برای ارائه تبیینی جامعه شناختی از منابع، شیوه تضمین و پیامدهای وفاداری در حاکمیت های توتالیتر قرن بیستم (شوروی، چین و آلمان نازی) است. در مورد وفاداری به رویکرد فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی پرداخته شده و استدلال های مربوط به هر کدام به شکل خلاصه طرح گردیده و چهارچوب نظری مورد استفاده تلفیقی از ترکیب رویکردهای مذکور بوده است. روش مطالعه تطبیقی-تاریخی بوده و با استفاده از مقایسه موردهای خاص صورت گرفته است. نمونه ها به شکل هدف مند از بین نظام های توتالیتر قرن بیستم انتخاب گردیده اند، گردآوری داده ها از منابع دست دوم صورت گرفته و پس از روایت تاریخی مبتنی بر شاخصه های وفاداری در هر مورد، جدول مقایسه موردها ارائه شده و مورد تحلیل قرار گرفته است. اعتبار داده ها از طریق مراجعه به متون مختلف مربوط به هر مورد تامین شده است. یافته ها نشان می دهد حاکمیت های توتالیتر تلاش کرده اند به شکل مشابه از زمینه های فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی برای تأمین، تضمین و بهره برداری از وفاداری استفاده کنند و استفاده از این زمینه ها وجه اشتراک تمامی توتالیترها بوده است. لیکن این حاکمیت ها به شکل هوشمندانه ای به شیوه موقعیتی از فرمول های متفاوت در جوامع مختلف استفاده کرده اند. تفسیر هوشمندانه شرایط و استفاده عقلانی از شرایط مختلف هر جامعه برای کسب، تضمین و بهره برداری از وفاداری در نمونه های مورد مطالعه مشاهده می شود که در مقاله به تفصیل با استفاده از نمونه های تاریخی مورد اشاره واقع شده اند.
بررسی دعاوی سال های ازدست رفته در حقوق انگلیس و امکان سنجی آن در حقوق ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های حقوق تطبیقی سال ۲۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
1 - 28
حوزههای تخصصی:
دعوای «سال های از دست رفته» یکی از دعاوی ناشی از صدمات بدنی است که در اثر بی احتیاطی عامل زیان مطرح می گردد. برای طرح این دعوا، علاوه بر شرایط عمومی دعوای مسئولیت مدنی ناشی از بی احتیاطی، لازم است امید به زندگی زیان دیده بر اثر صدمه بدنی کاهش یافته باشد. این دعاوی معمولاً در خصوص صدمات بدنی شدید مطرح می شوند و زیان دیده در پی جبران درآمدی است که در سال های از دست رفته زندگی خود می توانست کسب کند. دادگاه های انگلیس برای تعیین غرامت از دست رفتن درآمد، عواملی مانند سن زیان دیده، عمر کاری مورد انتظار، سن بازنشستگی، وضعیت سلامتی و امید به زندگی پیش از صدمه بدنی را در نظر گرفته و پس از کسر هزینه های شخصی زندگی زیان دیده در سال های از دست رفته، حکم مقتضی را صادر می نمایند. این پژوهش در پی بررسی امکان طرح چنین دعاوی در حقوق ایران است. اگرچه طرح این دعاوی در دادگاه های ایران رایج نیست، اما یافته های این پژوهش نشان می دهد که با استناد به قواعد عمومی جبران خسارت و مسئولیت مدنی، شرایط جبران این نوع خسارت تحت عنوان «منافع ممکن الحصول» قابل طرح است. هرچند، تبصره ۲ ماده ۱۴ قانون آیین دادرسی کیفری ممکن است در مواردی که دیه پرداخت می شود، موانعی برای جبران این نوع خسارت ایجاد کند. بنابراین، به دلیل خلاء قانون گذاری صریح در زمینه دعاوی سال های از دست رفته، تدوین مقررات خاص درباره منافع ممکن الحصول سال های از دست رفته برای نیل به اصل جبران کامل خسارت های بدنی ضروری به نظر می رسد .
قراردادپذیری حقوق معنوی مؤلف در ایران و اتحادیه اروپا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های حقوق تطبیقی سال ۲۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
147 - 186
حوزههای تخصصی:
آفرینه های فکری مخلوق اندیشه، ذوق و قریحه انسانی هستند. پدیدآورندگان با آفرینش آثار ادبی و هنری شخصیت، تمایلات و احساسات خود را در آن منعکس می نمایند و بدین ترتیب هر اثر بخشی از شخصیت آن ها خواهد بود. به سبب همین نزدیکی میان حقوق معنوی با شخصیت آفرینندگان اثر است که از خصیصه ی «سلب ناپذیری» به عنوان یکی از اساسی ترین اوصاف این حقوق یاد می شود که نه تنها انتقال حقوق مزبور را ناممکن می سازد، بلکه هر اقدامی که سبب خروج همیشگی و دائمی حقوق معنوی از دامنه ی حقوق پدیدآورندگان شود را نیز نفی می نماید. با این حال، لزوم توجه به ابعاد اقتصادی حقوق معنوی و نیز تحقق اراده ی آزاد پدیدآورنده در تعیین سرنوشت اثر در آیینه تمایزات آن از حقوق شخصیت و همچنین قابلیت اسقاط این حقوق تحت شرایط و تدابیر مشخص، توافق پذیری حقوق مذکور را به طرق و شیوه های گوناگون ممکن می گرداند؛ تصویری که ممکن است در نگاه تابعان نظام حقوق نوشته از جمله نظام حقوقی ایران و اتحادیه اروپا ناممکن و مذموم قلمداد شود. پژوهش حاضر با رویکرد تحلیلی - توصیفی به این نتیجه دست می یابد که با وجود پذیرش اصل سلب ناپذیری در دو نظام حقوقی مذکور، به سبب وجود توجیهات اقتصادی و ملاحظات فنی و عملی در قراردادهای بهره برداری از حقوق مؤلف، توافقات راجع به حقوق معنوی امری دور از ذهن نبوده و تحت شرایط مشخص و با اهداف گوناگون امکان پذیر است و در این راستا از ظرفیت های قانونی نیز امکان بهره گیری وجود خواهد داشت.
اثر شرایط ثبات سیاسی و حکمرانی بر دو بخش رسمی و غیر رسمی اقتصاد ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بی ثباتی های اقتصادی و اجتماعی، کاهش کیفیت مدیریت سیاسی، موجب افزایش هزینه های مبادلاتی، ریسک سرمایه گذاری و کاهش انگیزه برای فعالیت های مولد اقتصادی می شود. در این پژوهش، با استفاده از مدل های اقتصاد سنجی PCA و ARDL و آمار های اقتصادی 1370 الی 1401، سعی شده اثر ریسک و بی ثباتی و مدیریت سیاسی به همراه دیگر عوامل مؤثر بر بخش های رسمی و غیررسمی اقتصاد ایران مورد بررسی قرار گیرد. با توجه به نتایج پژوهش، در برآورد تابع رشد اقتصادی، می توان گفت که اثر حقوق مالکیت و مدیریت سیاسی، مثبت و اثر بی ثباتی اقتصادی و تحریم های اقتصادی بر رشد اقتصادی ایران، منفی بوده است. ضریب اثرگذاری مدیریت سیاسی، نسبتاً بزرگ بوده و افزایش یک واحدی در آن، رشد اقتصادی را 0033/3 درصد افزایش می دهد. همچنین، با افزایش یک واحدی بی ثباتی اقتصادی، 1935/0 درصد رشد اقتصادی کاهش می یابد. درخصوص عوامل مؤثر بر اقتصاد زیرزمینی، افزایش در متغیرهای: ریسک و بی ثباتی، نرخ بیکاری، حجم دولت، درآمدهای مالیاتی و تحریم ها، موجب بزرگ تر شدن حجم اقتصاد زیرزمینی می شوند و در مقابل، بهبود شاخص مدیریت سیاسی، فعالیت های غیررسمی در اقتصاد ایران را کمتر می کند. در این میان، شاخص ریسک و بی ثباتی با ضریب 99/3، نشان دهنده اثرگذاری نسبتاً بالا بر حجم اقتصاد زیرزمینی ایران است. بنابراین، اثرگذاری بالای مدیریت سیاسی و بی ثباتی، تعیین کننده ترین عامل بخش رسمی و غیررسمی اقتصاد شناخته شده اند. لذا پیشنهاد می شود که با بهره گیری از سیاست های مناسب اقتصادی و حکمرانی که موجب بهبود مدیریت سیاسی و کاهش ریسک در بازارها و همچنین ثبات در جامعه می شوند، فعالیت های غیررسمی را به حداقل رساند.
تأثیر درگیری و بی ثباتی سیاسی بر رشد اقتصادی در کشورهای منتخب: رویکرد مدل های پانل بیزین مارکوف سویچینگ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطابق با اقتصاد سیاسی، رابطه تنگاتنگ و در عین حال پیچیده ای مابین سیاست و هدایت گروه های اقتصادی وجود دارد. از این حیث بی ثباتی سیاسی، می تواند منجر به بی ثباتی اقتصادی شود و حرکت طبیعی اقتصاد را دچار اختلال کند و رشد اقتصادی کشور که مهم ترین شاخص عملکرد اقتصادی می باشد را کُند نماید. بر این اساس، هدف اصلی تحقیق حاضر، مدل سازی تأثیر درگیری و بی ثباتی سیاسی بر رشد اقتصادی در کشورهای منتخب در حال توسعه و توسعه یافته (ایران، عراق، عربستان سعودی، روسیه، آمریکا، هند، چین و کانادا)، با استفاده از رویکرد پانل مارکوف سویچینگ طی سال های 1990 تا 2020 می باشد. بر اساس نتایج، شاخص درگیری و بی ثباتی اقتصادی در رژیم رکود، به ترتیب، 0.1719- و 0.1212- درصد و در رژیم رونق، به ترتیب، 0.1581- و 0.1115- درصد بر رشد اقتصادی اثر دارند؛ لازم به ذکر است متغیرهای مذکور در هر دو رژیم تأثیر معناداری داشته، اما این متغیرها در شرایط رونق نسبت به رکود، اثر ضعیف تری بر رشد اقتصادی دارند. متغیرهای درآمد نفتی، رشد جمعیت، سرمایه گذاری مستقیم خارجی، امید به زندگی، مصرف دولتی، تجارت و شاخص کیفیت حکمرانی، اثرات مثبت و معناداری بر رشد اقتصادی در هر دو رژیم دارند. رژیم غالب در تحقیق حاضر، رژیم رونق اقتصادی بوده است.
بررسی عوامل مؤثر بر شاخص قیمت سهام درایران: رویکرد یادگیری ماشین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مطالعه، عوامل کلان اقتصادی مؤثر بر شاخص قیمت سهام ایران در طی سال های 1990 الی 2020 بررسی می شود. در این راستا از سه متد یادگیری ماشین جنگل تصادفی، رگرسیون خطی منظم و اطلاعات متقابل، استفاده شده است. این مدل ها به مدل های انتخاب ویژگی معروف اند. مضافاً از رویکرد جوینتنس نیز برای مطالعه ارتباط میان متغیرهای توضیحی با یکدیگر استفاده شده است. نتایج دو مدل جنگل تصادفی و رگرسیون خطی منظم، یکدیگر را تأیید کردند و نشان دادند که از میان متغیرهای مورد مطالعه، متغیرهای نرخ ارز، توسعه مالی، تورم، رشد، بازبودن تجاری و نااطمینانی جهانی، از اهمیت ویژه ای برخوردارند. همچنین نااطمینانی، تأثیر منفی و سایر متغیرهای اثرگذار، تأثیر مثبت بر شاخص قیمت سهام ایران داشته است. در این مطالعه، از روش اطلاعات متقابل برای بررسی تأثیرگذاری این متغیرها در دهه های مختلف استفاده شد. نتایج نشان داد که در سه دهه مورد بررسی، متغیرهای نرخ ارز، توسعه مالی و بیکاری، بسیار مهم و تأثیرگذار بوده اند؛ درحالی که سایر متغیرها همچون نرخ بهره، ممکن است در دو دهه مهم بوده باشد، ولی در یکی از دهه ها، تأثیر به مراتب کمتری را داشته، و یا فقط در یک دهه خاص مهم بوده است. این یافته ها بر اهمیت ثبات کلان مالی در تقویت توسعه بازار سهام ایران تأکید دارند. مدیریت کارآمد نرخ ارز، تعمیق بازارهای مالی و کاهش نرخ بیکاری به عنوان اولویت های اصلی سیاست گذاری مطرح می شوند. علاوه بر این، نقش بی ثبات کننده عدم اطمینان جهانی ضرورت تقویت سازوکارهای تاب آوری را برای کاهش آسیب پذیری بازار سهام در برابر شوک های خارجی و ریسک های سیستمیک برجسته می سازد.









