فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۶۱ تا ۴۸۰ مورد از کل ۹۲۷ مورد.
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۶ تابستان ۱۳۹۳ شماره ۲
209 - 228
حوزههای تخصصی:
این مقاله دعوتی است برای پذیرفتن و وارد کردن حس ها به قلمرو پژوهش های مردم نگارانه هنر. تلاش کرده ام تا بعد زیبایی شناختی دست بافته های زنان اجتماع لومه دره، از تیره های طایفه ترکمه در شمال غرب ایران را در جهان حسی جامعه تولیدکننده قرار دهم و به سوی درک آن حرکت کنم. کار میدانی ام در میان لومه دره با تمرکز بر دست بافته ها صورت گرفت. تجربه مردم نگارانه نشان داد که نمی توان تصاویر بافته شده بر این آثار را بر اساس یک دیدگاه کلان و تقلیل گرای متأثر از منابع مکتوب ادبی و اسطوره شناختی ایرانی تحلیل کرد، بلکه باید تلاش کرد تا درکی نزدیک به جامعه تولیدکننده به دست آورد و تصاویر را در داخل این تجربه واقعی از زیست با جامعه قرار داد. طرح های ترنجی در ایران در میان بسیاری از جوامع محلی و قومی رایج است، اما پژوهشگران هنر در ایران همه آن ها را دارای یک معنا یا یک بعد زیبایی شناختی می دانند. بررسی حاضر از برخی طرح های ترنجی در میان لومه دره نشان می دهد که محوریت آب در نقش مایه های بزرگ و مرکزی متن دست بافته ها از ارزش های جمعی و فلسفه بومی از تجربه هنرهای تجسمی سرچشمه می گیرد.
شناسایی و سنجش مؤلفه های فرهنگ رفتار شهروندی سازمانی در محیط کارِ کارکنان زن ادارات آموزش و پرورش(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۶ تابستان ۱۳۹۳ شماره ۲
229 - 247
حوزههای تخصصی:
رفتار شهروندی سازمانی، رفتار ارزشمند و مفیدی است که افراد به صورت داوطلبانه از خود بروز می دهند. بنابراین، در دنیای پُر چالش کنونی، سازمان ها به منظور رقابت در صحنه جهانی، در تلاش اند کارکنانی را به کار گیرند که فراتر از نقش تعیین شده در شغلشان عمل کنند. در واقع، هدف از پژوهش حاضر، شناسایی و سنجش مؤلفه های رفتار شهروندی سازمانی در محیط کار میان کارکنان زن ادارات آموزش و پرورش استان مازندران است. جامعه آماری پژوهش نیز، 105 نفر از کارکنان آموزش و پرورش استان مازندران اند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های استاندارد استفاده شده و تجزیه و تحلیل داده ها به وسیله نرم افزارهای spss و لیزرل انجام شده است. نتایج آزمون باینومینال نشان داده است که رفتار شهروندی سازمانی و همه ابعاد بررسی شده یعنی: نوع دوستی، وظیفه شناسی، جوانمردی، تواضع، و عفت اجتماعی در وضعیت مطلوبی قرار داشته و یافته های مدل معادلات ساختاری نیز بیانگر تأیید کلیت مدل و ارتباط معنا دار مؤلفه ها با رفتار شهروندی سازمانی بود.
بررسی تطبیقی تصویر زن در ادب فارسی و نگاره های ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اسلام و از نگاه ادیبان و عارفان مسلمان است که منبع الهام هنرمندان نگارگر قرار گرفته است. سیمای زن در نگاره ها مبین توجه نگارگر به حقیقت زیبایی معنوی او و مبتنی بر توصیفات ادبی و عرفانی از اوست. این تصویر زیبا، گذشته از وجه ظاهری، کنایتی از معنای عرفانی این توصیفات نیز است؛ چنان که ترسیم چشم زیبا مصور مقام نظاره حق، و لب زیبا نشان دهندة مقام حکایت دل و بیان سِرّ درون، با تمسک به گفت وگو یا تبسم است.
این مقاله با بررسی اشعار فارسی و مصادیقی از آثار نگارگری اصیل ایران، زمینه مطالعه در چگونگی انطباق معیارهای زیبایی شناسانة نگارگران با تعاریف ادبی و عرفانی از وجود زن را فراهم می آورد و نشان می دهد که نگارگران چگونه درصدد بیان تصویریِِ خصایص مطلوب در وجود زنان بر مبنای تفکر اسلامی جاری در ادبیات ایران بوده اند.
سنت نوشتاری زنان: مطالعه موردیِ دو نسل از نویسندگان زن ایرانی (سیمین دانشور و زویا پیرزاد)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۶ بهار ۱۳۹۳ شماره ۱
45 - 60
حوزههای تخصصی:
این مقاله، که برگرفته از یک پروژه پژوهشی است، نقطه عزیمت مطالعه خود را مبانی نقد ادبی زن محور آنگلو امریکایی یا به عبارتی دیگر «نقد وضعی زنان» قرار داده است. مقاله درصدد است این پرسش را پاسخ گوید که بر مبنای طبقه بندی منتقد امریکایی، الین شوالتر، در ایران سنت نوشتاری زنان چگونه می تواند تفسیر شود؟ در این زمینه، رمان های دو نویسنده زن ایرانی (سیمین دانشور و زویا پیرزاد) را از دو نسل می کاویم. در این راه، از روش نقد ادبی تفسیری، به لحاظ هماهنگی با اصول نظری این پژوهش، یاری جسته ایم. از همه مقدمات و لوازم تا بدان جا رسیدیم که سنت نوشتاری زنانه، بر اساس آن تعریفی که الین شوالتر از آن داشته، در ایران نیز با نوسان های خاص خویش، پس از گذر از دوران تقلید، رهسپار عبور از سنت فمنیستی به سمت نوشتاری مؤنث است. مدعای این تفسیر، رمان چراغ ها را من خاموش می کنم از زویا پیرزاد است، اگرچه آن نیز، خود، به مثابه سمبلی از سنت نوشتاری مؤنث، بینامتن، و چه بسا سرآغازی است برای نسل های بعد و نویسندگان دیگر تا در ارتباط متقابل با این متون، خلاقیت ها و سبک های نوینی را در سنت نوشتاری زنانه در ایران بشارت دهند.
لالایی ها: دغدغه های زنانه، بازنمایی اجتماعی لالایی های استان بوشهر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۶ تابستان ۱۳۹۳ شماره ۲
265 - 281
حوزههای تخصصی:
ادبیات فارسی افزون بر زیبایی، فصاحت، و بلاغت، منبع مهم اطلاعاتی ای برای درک سیر تحول فرهنگی و ساختارهای اجتماعی است. ادبیات شفاهی شاخه ای از ادبیات است که کارکردهای مهمی در حوزه اجتماعی و فرهنگی دارد. لالایی ها نیز در واقع بخش مهمی از همین ادبیات شفاهی اند. مطالعه اجتماعی لالایی ها از چند جهت اهمیت دارد؛ از یک سو وسیله ای برای شناسایی فرهنگ و شناخت متقابل فرهنگ های دیگر محسوب می شود و از سویی دیگر موجب شناخت موضوع «مادری کردن» می شود. در این میان مادری کردن علاوه بر اینکه یک مسئله روان شناسانه است، رویکردی جامعه شناسانه را نیز دربر می گیرد و در چرخه تغییرات اجتماعی قرار دارد و مملو از نمودهای فرهنگی و اجتماعی است. برای بررسی نظری این موضوع نظریه کنش متقابل نمادین و همچنین نظریه ننسی چودرو در حوزه مادری کردن استفاده شد. سپس با استفاده از رویکرد کیفی، با شیوه بازنمایی اجتماعی متن لالایی های استان بوشهر بررسی شدند. نتایج بازنمایی این لالایی ها نشان دهنده این واقعیت بودند که علاوه بر حس مادرانه در لالایی ها، این اشعار منعکس کننده فرهنگ بومی و اوضاع اجتماعی و فرهنگی هم هستند. این سروده های زنان همچنین مملو از انگاره های اجتماعی بوده است که درباره زنان در جامعه و فرهنگ بومی وجود داشته و اصولاً درک زنان از موقعیتشان در این لالایی ها منعکس شده است.
<br clear="all" />
دسترسی زنان به فضاهای شهری (مطالعه موردی: زنان شهر ایلام)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۶ زمستان ۱۳۹۳ شماره ۴
461 - 470
حوزههای تخصصی:
گسترش شهرها در دوران معاصر، همراه با پیچیدگی های خاص خود از یک سو و طرح موضوع فضاها یا قلمروهای عمومی، امکان و کیفیت حضور و بهره برداری از این فضاهای شهری از سوی دیگر، سبب شد تا موضوع زنان و شهر در ادبیات جامعه شناسی شهری وارد شود. این پژوهش سعی در واکاوی تجربه و درک زنان از حضور در و دسترسی به فضاهای شهری طراحی شده در شهر ایلام دارد. بدین منظور و با استفاده از روش کیفی با 15 زن ایلامی مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته انجام و دیدگاه زنان در خصوص دسترسی به فضاهای شهری بررسی شده است. نتایج نشان می دهد که بدن زنانه یکی از عوامل مهم ایجاد محدودیت است. ترس از تعرض و تجاوز، زنان را از فضاهای شهری دور نگه می دارد. طراحیِ محیطیِ شهر که برای زنان دارای فرزند و زنان خانه دار و همین طور فیزیولوژی خاص زنان جایی در نظر نگرفته است، در دسترسی نداشتن زنان به این فضاها نقش مهمی دارد. از طرف دیگر، باید به مؤلفه های فرهنگی و اجتماعی حاکم بر شهر اشاره کرد که حضور زنان را به شرایطی منوط می داند که این شرایط برساخته اجتماع است و عموماً فضاها را به تملک مردان درمی آورد یا به نوعی زنان را برای حضور در فضاها به همسران و کودکان خود وابسته می کند.
نگاه مشترک ابن عربی و مولوی (درباره ی منزلت حقیقی زن در خلقت)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از نگاه عارفان همه ی موجودات در عالم هستی مظاهر اسماء الهی اند؛ بنابراین زن نیز ظرف وجودی اسمی از اسماء و صفات خداوند می باشد؛ عرفا نیز زن را مظهر اسم جمال، خالق و اسم ربّ می دانند؛ به ویژه ابن عربی درباره ی زنان، از آن جهت که آینه ی جمال حق هستند نظری خاص دارد؛ وی پس از بیان حدیث نبوی: «حُبَبَّ الیَّ من دُنیاکم ثَلاث: النِساء وَ الطَیّب و جُعلت قُرَّه عینی فی الصلاه»، استدلال می کند که تأویل این سخن به نوعی بیانگر منزلت حقیقی زن بوده وحُبّ زنان را کمال عارفان وحُبّ الهی می شناسد. دراین مقاله سعی بر آن است که منزلت حقیقی زن از دیدگاه عرفان اسلامی و ادبیات عرفانی را تبیین و روشن نماید؛ ابن عربی بیش تر از هرکس به شأن معنوی زن پرداخته است؛ این مقاله مطالبی از ابن عربی و شواهدی از «مثنوی» در باب منزلت زن را تحلیل می کند؛ سعی نگارنده این است که یکی از پیوندهای فکری مولانا با ابن عربی را در این خصوص به صورت توصیفی- تطبیقی روشن نماید.
سنجش نگرش زنان شهر یزد درباره ی آپارتمان نشینی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آپارتمان نشینی مانند بسیاری از دیگر مظاهر شهرنشینی، بیش از آنکه از دل جامعه ی ما جوشیده باشد از غرب اقتباس شده است. گسترش روزافزون این پدیده می تواند پیامد های مثبت و منفی زیادی به همراه داشته باشد. در جامعه ی ما چون زنان معمولاً کمتر از مردان شاغلند و بیشتر در محیط خانه و آپارتمان هستند، بنابراین تجربه ی زندگی در این محیط ها باعث شکل گیری نگرش خاصی نسبت به آپارتمان نشینی در ذهن آنها می گردد. از آنجا که نگرش ها می توانند روی رفتار، سلامت روانی و ذهنی افراد، روابط اجتماعی، استحکام خانواده و دیگر ابعاد زندگی تأثیرگذار باشند، بنابراین با توجه به این تأثیرات بررسی نگرش نسبت به آپارتمان نشینی دارای اهمیت است. روش این تحقیق پیمایشی است؛ داده ها با ابزار پرسشنامه و با استفاده از شیوه نمونه گیری دومرحله ای که درمرحله اول خوشه ای ودرمرحله دوم درداخل خوشه های انتخابی به روش سیتماتیک زنان انتخاب و مورد مصاحبه قرار گرفتند از ۳۸۴ نفر از زنان متأهل شهر یزد گردآوری شده است. یافته های تحقیق بیانگر آنست که میانگین نگرش زنان شهریزد نسبت به آپارتمان نشینی، از حد متوسط پایین تر است. وزنان آپارتمان نشین در مقایسه با زنان ویلایی نشین، نگرش مثبت تری نسبت به آپارتمان نشینی دارند. همچنین، زنان غیر بومی در مقایسه با زنان بومی، نگرش مثبت تری نسبت به آپارتمان نشینی دارند.واین تفاوت ها ازنظر آماری معنادار است. و زنان شاغل نیز در مقایسه با زنان غیر شاغل نگرش مثبت تری نسبت به آپارتمان نشینی دارند اما این تفاوت ازنظر آماری معنادارنیست. از سویی دیگر، بین متغیرهای سن و بعد خانوار و نگرش نسبت به آپارتمان نشینی رابطه معکوس و معناداری وجود دارد. در حالیکه بین پایگاه اقتصادی- اجتماعی و نگرش نسبت به آپارتمان نشینی رابطه معناداری وجود ندارد.
درآمدی بر شناخت زنان ایران در عصر اشکانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۶ تابستان ۱۳۹۳ شماره ۲
249 - 264
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به مطالعه نقش و جایگاه زن در دوره اشکانی می پردازد. منابع تاریخی بسیار گذرا به زنان این دوره پرداخته و اطلاعاتی سطحی و گاه بدور از واقعیت ارائه کرده اند. این منابع صرفاً چند تن از زنان درباری، محدودیت های اجتماعی زنان، برخی ازدواج های سیاسی، و موضوع ازدواج با محارم را بر ما هویدا ساخته اند. در این نوشتار، برای دستیابی به وضعیت زن در این دوره آثار مکشوفه از سراسر امپراتوری اشکانی اعم از قلمرو غربی (هترا، آشور، سلوکیه، نیپور، بابل، دورا اروپوس، پالمیر، و...)، قلمرو شرقی (کوه خواجه)، و مناطقی چون الیمایس و نواحی مرکزی ایران بررسی شد. در این دوره، برخلاف دوره هخامنشی، بیشتر به شمایل نگاری زن پرداخته شده؛ به گونه ای که نقش زن بر روی سکه، گچبری، نقاشی دیواری، نقش برجسته، و اشیا به تصویر درآمده یا شمایل زن در قالب مجسمه، پیکرک، و... ساخته شده است. مطالعه و بررسی آثار باستان شناختی یادشده نشان می دهد که زنان در دوره اشکانی در عرصه های مختلف مذهبی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، و هنری حضور داشته اند.
نقش توتم در نفی ازدواج با محارم در ایران باستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۶ بهار ۱۳۹۳ شماره ۱
73 - 94
حوزههای تخصصی:
ازدواج با محارم یکی از مباحثی است که در میان آداب و رسوم اجتماعی ایران باستان، و به ویژه آیین زردشتی، مورد بررسی بسیاری از پژوهشگران این حوزه قرار گرفته است. بحث بر سر رواج این آیین در میان ایرانیان و عدم روایی آن، تحقیقات و بررسی های چشمگیری را در پی داشته است. آنچه در این میان مغفول مانده و به نظر می رسد کمتر مورد توجه قرار گرفته باشد، باورها و آداب و رسوم دینی و مناسک مذهبی ایرانیان باستان و باورها و اعتقادات آنان نسبت به آیین ابتدایی توتم پرستی است که نشانه های باورمندی به آن هم در متون زردشتی و هم در شاهنامه ی فردوسی دیده می شود. این آیین، که در میان غالب جوامع ابتدایی به چشم می خورد، بنا بر نظر صاحب نظران، توجیهی برای منع ازدواج با محارم و شیوع ازدواج با بیگانگان در جامعه است. در این پژوهش کوشیدیم تا:الف) نظریه های پژوهشگران در زمینه ازدواج با محارم در ایران زردشتی بررسی شود؛ ب) با توجه به نشانه هایی که در متون زردشتی و شاهنامه ی فردوسی دیده می شود، توتم پرستی و باور ایرانیان باستان به این آیین کهن نشان داده شود؛ج) با توجه به نظریه های صاحب نظرانی چون فروید، دورکهیم، و استروس، با پذیرش باورهای توتمی، منع ازدواج با محارم و شیوع برون همسری در ایران باستان توجیه شود.
بررسی رابطة جامعه پذیری و مشارکت سیاسی زنان(مقاله علمی وزارت علوم)
در این نوشتار کوشش می شود تا تأثیر جامعه پذیری بر مشارکت سیاسی زنان در سطوح بالای تصمیم گیری در ایران پس از انقلاب، با رویکردی توصیفی تحلیلی، بررسی شود. به این منظور، با بهره گیری از روش تحلیل ثانویه و با مراجعه به داده ها و آمارهای موجود در وزارت خانه ها و مجلس شورای اسلامی، در گام نخست به بررسی میزان مشارکت سیاسی زنان در ساختار قوه مقننه و مجریه و قضائیه پرداخته شده و سپس نسبت بین مشارکت سیاسی زنان و جامعه پذیری بررسی شده است. به نظر می رسد که مشارکت سیاسی زنان در ساختار قدرت در جمهوری اسلامی ایران اندک است. در پاسخ به این سؤال، که چرا زنان در ساختار قدرت جمهوری اسلامی حضور اندکی دارند، نتایج پژوهش نشان می دهدکه زنان، بر اثر جامعه پذیری متفاوت و کلیشه های جنسیتی که در فرایند جامعه پذیری از طریق نهادهایی مثل خانواده، رسانه ها، مدارس، نهاد های آموزشی به آن ها القا می شود، سیاست را حیطه ای مردانه تلقی می کنند و تمایلی به مشارکت سیاسی، مخصوصاً حضور در عرصه قدرت، ندارند. به این ترتیب، تمایل نداشتن زنان به حضور در عرصه قدرت، بیش از آن که ناشی از ساختار های حاکم بر جامعه باشد، نشئت گرفته از جامعه پذیری متفاوت دختران و زنان ارزیابی می شود. اما شرط اول، برای افزایش مشارکت و حضور زنان در عرصه قدرت، زدودن و جلوگیری از بازتولید کلیشه ها و هویت های جنسیتی برخاسته از فرهنگ جامعه در فرایند جامعه پذیری است.
پوشش زنان و دلالت های معنایی آن (مطالعه موردی: زنان جوان شهر کرمانشاه)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، واکاوی ژرف نگرانه دلالت ها و معانی پوشش زنانه در یک فضای اجتماعی/ فرهنگی خاص است. فضا این پژوهش شهر کرمانشاه است که تنوع قومی/ مذهبی و قشربندی اجتماعی پیچیده ای دارد. این پژوهش، در بخش رویکرد نظری، کوشیده است با کمک مجموعه ای از مفاهیم نظریِ بیان شده مرتبط با این موضوع از سوی برخی جامعه شناسان (گیدنز، زیمل، گافمن)، گونه ای صورت بندی مفهومی/ نظری از موضوع پوشش و بدن ارائه دهد. با اینکه این مفاهیم متعلق به سنت های نظری متفاوتند بنابراین درآمیختن آنها بدون دشواری و تناقض نیست؛ در نقش مجموعه سازه های نظریِ روشنگر می توانند در کنار هم بر جنبه های مختلف پدیده موضوع پژوهش پرتو افکنند. روش پژوهش به کاررفته، کیفی نظریه پردازی داده محور یا همان نظریه مبنایی است که در آن از فن مصاحبه عمیق فردی برای گردآوری داده ها استفاده شده است. نمونه پژوهش براساس تلفیقی از دو شیوه نمونه گیری هدفمند (با معیار حداکثر تنوع) و نظری (با معیار اشباع نظری) انتخاب شده است. براساس نتایج پژوهش پوشش از دیدگاه زنان مختلف، دلالت و معنای یکسان ندارد. درمجموع داده های تولیدشده در قالب 138 مفهوم، 31 موضوع عمده، 7 موضوع محوری (که مبنای خط سیر ما را در پژوهش است) و یک هسته مرکزی کدگذاری شده اند. موضوع های عمده عبارتند از: پوشش رفتاری فراتر از حجاب، پوشش میانجی هویت یابی و تمایزبخشی، پوشش به مثابه مدیریت بدن و نماد بازاندیشی، پوشش در نقش بخشی از فرآیند زیبایی شناختی بدن، پوشش در کشاکش الزام های ساختاری و انتخاب های فردی و پوشش در نقش حفاظ امنیتی. موضوع نهایی پژوهش نیز پروبلماتیک شدن پوشش است که موضوع های دیگر حول آن شکل گرفته اند و بیانگر دلالت های متفاوت پوشش از دیدگاه زنان نمونه پژوهش، در نقش کنشگران زمینه پژوهش هستند.
مطالعه ی رابطه ی میزان و نوع استفاده از شبکه های ماهواره ای فارسی زبان با میزان پای بندی دینی در بین مادران و دختران شهرستان گلپایگان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر، رابطه ی میزان و نوع استفاده از شبکه های ماهواره ای فارسی زبان با میزان پای بندی دینی در بین مادران و دختران شهرستان گلپایگان را با استفاده از مفروضات نظریه ی کاشت و مدل دینداری گلاگ- استارک بررسی می کند. روش تحقیق پیمایشی با نمونه ای 380 نفره از مادران (190 نفر) و دختران (190 نفر) به روش نمونه گیری تصادفی ساده انجام شد. نتایج تحقیق حاضر نشان می دهد در خصوص میزان پای بندی دینی و ابعاد آن (مناسکی، اعتقادی و پیامدی) بین مادران و دختران تفاوت معناداری وجود دارد، به نحوی که مادران دیندارترند. همچنین بین میزان استفاده از شبکه های ماهواره ای و پای بندی دینی و ابعاد پیامدی (44 / 0-)، مناسکی (376 / 0-) و اعتقادی (310 / 0-) رابطه ی معنادار و معکوسی وجود دارد و شدت رابطه ی معکوس در بین دختران بیشتر است. همچنین رابطه ی بین نوع استفاده از شبکه ها با میزان پای بندی دینی نشان داد افرادی که میزان پای بندی دینی بیشتری دارند، بیشتر برنامه های علمی و اطلاعات علمی را تماشا می کنند و در نهایت نتایج آزمون رگرسیون چند متغیره نشان داد که میزان و نوع استفاده از شبکه های ماهواره ای در مجموع 25 درصد از تغییرات میزان پای بندی دینی را در بین مادران و دختران تبیین می کند. به این ترتیب می توان گفت، یکی از متغیرهایی تبیین کننده در تغییر رفتار دینی، میزان استفاده از شبکه های ماهواره ای است.
تصویر زن در قصه های عامیانه فرهنگ بختیاری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۵ تابستان ۱۳۹۲ شماره ۲
239 - 260
حوزههای تخصصی:
قصه ها منابع مهمی هستند که در بسیاری از فرهنگ ها به وسیله زنان نقل می شوند و در آ نها از وضع یت زنان طبقه فرادست و فرودست جامعه سخن می رود؛ بنابراین، بررسی آن ها می تواند نقش مهم ی در شناخت زو ایای مختلف زندگی زنان داشته باشد. هدف از این نوشتار، بررسی وضعیت زن در فرهنگ بختیاری بر اساس سی قص ه مکتوب است. فرهنگ بختیاری، فرهنگی مردسالار است که به رغم نگرش مثبت به زنان، آنان را فرودست تر از مردان می داند. در این فرهنگ، زنان در عرص ههای اقتصادی و سیاسی حضوری کم رنگ دارند و نگاهی مردسالار بر این زمینه ها حاکم است؛ البته زنان در برابر این فرهنگ مردسالار سکوت نکرده ، بلکه بسیاری از کلیشه های جنسیتی موجود را، به خصوص در زمینه های اجتماعی، نپذیرفته و مردان را مجبور کرد هاند نظرشان را تغییر دهند. از جمله دغدغه های زن در این قصه ها، ازدواج و مبارزه با اندیش ههای مردسالارانه است . از زنان انتظار م ی رود مطابق خواسته های مردان ازدواج کنند؛ اما آن ها، در بسیاری از موارد، این نگرش ها را رد کرده و طبق معیاره ای خود ازدواج نمود هاند. حضور زنان در قصه ها، هم از جهت کیفی و هم از نظر کمی، بررسی شده است. فعالیت های سیاسی و اقتصادی زن، اندیشه های مردسالارانه، مبارزه با اند یشه های مردسالارانه، ازدواج، و صفت های زن شخصیت های اصلی و فرعی از موضو عهای مورد بررسی در این مقاله اند.
بازتاب روح زنانه در ادبیات نمایشی دفاع مقدس (با مطالعه پنج نمایشنامه نمونه)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۵ زمستان ۱۳۹۲ شماره ۴
467 - 486
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش، که به روش توصیفی تحلیلی انجام شده است، با بهره گیری از رویکردی اسطوره ای روان شناختی، با بررسی شخصیتِ قهرمانان زنِ پنج نمایشنامه نمونه، به این مسئله اساسی خواهیم پرداخت که تصویر زنان در ادبیات نمایشی دفاع مقدس تا چه میزان با مبانیِ ارزشی دفاع مقدس هم خوانی دارد و در این آثار در ترسیم چهره زنی راستین، که درگیر جنگی ناخواسته است، تا چه حد مسیری هم پای ارزش های فرهنگ دفاع مقدس پیموده شده است؟در این مقاله، از ویژگی های «کهن الگوی زن طبیعی»، که برگرفته از دیدگاه های کارل گوستاو یونگ است، بهره گرفته ایم؛ کهن الگویی که در بررسی های ادبی و هنری کشورمان کمتر بدان توجه شده است.در بخش نخستِ مقاله، به بررسی ویژگی های روان شناسانه و اسطوره شناسانه کهن الگوی زن طبیعی پرداخته و تأثیرات فرهنگی و سایر عوامل را بر آن بررسی کرده ایم. در بخش های دیگر، ضمن برشمردن خصایص زن طبیعی، به تطبیق این ویژگی ها با تصویر زن در نمایشنامه های نمونه دفاع مقدس پرداخته ایم.در نتیجه مقاله آمده است که در ادبیات نمایشی دفاع مقدس نبودِ خلاقیت، سرزِندگی، و شادی و نشاط در زندگی قهرمانانِ زن به امری معمول تبدیل شده است. شناخت هرچه بهتر کهن الگوی زن طبیعی می تواند زمینه ای را فراهم آورد که با حفظ ارزش ها بتوان آثاری آفرید که زن با طبیعت راستین خود به تصویر درآید.هدف از این پژوهش، ارزشگذاریِ «ادبیات نمایشی دفاع مقدس» از طریق دیدگاه های یونگ نیست، بلکه این مطالعه به دنبال آن است تا نشان دهد که خواه پژوهش براساس نظریات یونگ باشد و خواه هر روان شناس و فیلسوف دیگر، چگونه می تواند به شناخت بیشتر از شخصیت زن در این آثار بینجامد؛ شناختی که می تواند ما را از هرگونه بی راهه، که با مبانی ارزشی منافات دارد، دور کند و در ترسیم چهره ای راستین از زنان غیور کشورمان یاری مان دهد.
رابطه زبان و جنسیت در رمان معاصر فارسی: بررسی شش رمان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۵ زمستان ۱۳۹۲ شماره ۴
543 - 556
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی تفاوت های نوشتاری زنان و مردان در رمان های معاصر ایران می پردازد. هدف از این تحقیق، بررسی این مسئله است که آیا عامل جنسیت به بروز تفاوت های نوشتاری در حوزه واژگان و نحو منجر می شود یا خیر؟ در این پژوهش، سه رمان چراغ ها را من خاموش می کنم ، کولی کنار آتش ، و بازی آخر بانو از نویسندگان زن و سه رمان کافه پیانو ، سمفونی مردگان ،و ثریا در اغما از نویسندگان مرد تحلیل و بررسی می شود. رمان های مطالعه شده با مشخصه های زبانی در حوزه واژگان بررسی شده اند و معیار این بررسی دیدگاه های رابین لیکاف (1975) درباره الگوی گفتار زنانه در گفتمان است. بر اساس دیدگاه لیکاف، زنان با مردان به هنگان سخن گفتن یا نوشتن در استفاده از این موارد متفاوت اند: استفاده دقیق از رنگ واژه ها، فرم های مؤدبانه، قیدهای تشدیدکننده، صفات تهی، گفتار غیرمستقیم، پرهیز از رکاکت و دشواژه ها، و تأکید بر تشدیدکننده ها. تحلیل آماریِ هر یک از مشخصه ها نشان داد عملکرد زنان نویسنده فارسی زبان در زمینه استفاده از رنگ واژه ها، تردیدنماها، دشواژه ها، تشدید کننده ها، و تنوع صفات با دیدگاه های لیکاف سازگاری دارد و آن را تأیید می کند.
تحلیل جامعه شناختی تأثیرات مدرن شدن بر خانواده ایرانی و ضرورت تدوین الگوی ایرانی اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۵ بهار ۱۳۹۲ شماره ۱
63 - 84
حوزههای تخصصی:
نهادهای اجتماعی جامعه ایران در سیر تحولات ناشی از مدرنیته به طور کامل، یک سان و هم زمان دچار تغییر نشدند. در این میان، سطوح خرد، میانه و کلان در ساختار خانواده به گونه ای ناهماهنگ نسبت به تغییرات جامعه، متأثر گردید. از این رو، امروزه شاهد برهم کنشی ناسازگار بین برخی از اجزای مرتبط با خانواده سنتی با پاره ای از ارزش های برخاسته از مدرنیته می باشیم. هم چنین، به دلیل عدم سنخیت برخی از تحولات خانواده با تغییرات فعلی جامعه، این امر به منشأیی برای بروز آسیب ها و مسائل اجتماعی شده است. در چنین وضعیتی، نه می توان خانواده ها را به نظام هنجاری سنتی خانواده ترغیب کرد و نه می توان پذیرش نظام هنجاری مدرن را مطلوب دانست. آنچه در این مقاله در خلال طرح مناقشات نظری درباره وضعیت و چشم انداز خانواده پیشنهاد می شود، ضرورت شکل گیری الگویی از خانواده است که ضمن سازگاری با دو مؤلفه هویتی جامعه ایران؛ یعنی دین و فرهنگ ملّی، از توان جذب مؤلفه های جدید متناسب با تحولات اخیر نیز برخوردار باشد و بتواند با فراهم آوردن برخی قابلیت ها، از مسائل اجتماعی در خانواده، پیشگیری نماید.
بازنمایی رفاقت های مردانه و دوستی های زنانه در ژانر کمدی- رمانتیک سینمای ایران، تحلیل متن یازده فیلم کمدی- رمانتیک ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۵ پاییز ۱۳۹۲ شماره ۳
307 - 326
حوزههای تخصصی:
پرداختن به مناسبات عاشقانه زن و مرد به شکلی خنده آفرین سبب شده که غالب آثار کمدی سینمای ایران، چه قبل و چه بعد از انقلاب، در ژانر کمدی رمانتیک قرار گیرند. قهرمانان مرد و زن این فیلم ها معمولاً پیش از پیوند شان در پایان روایت، از راهنمایی و کمک های دوستانی از جنس خود بهره می گیرند. در چارچوب نظریه ژانر، درک چگونگی رابطه قهرمانان مرد و زن کمدی رمانتیک با دوستانشان و اینکه این بازنمایی حامی و تقویت کننده کدام ارزش ها و باورها برای مخاطبان است، هدف این پژوهش است. بدین منظور، یازده فیلم کمدی رمانتیک ایرانی، که در بازه 1369 تا 1390 در سالن های سینماها نمایش عمومی داشته اند، با بهره گیری از تقابل های دوجزئی، تحلیل متن شده است. نتایج پژوهش گواه آن است که تقابل رفاقت مردانه/ دوستی زنانه در کمدی رمانتیک ایرانی بیانگر درونمایه بیهودگی اتحاد زنان است و این درونمایه، دست اندرکار بازسازی اجتماعی ایدئولوژی مردسالاری است. همسر (1373) تنها روایت این پژوهش است که از این الگوی تقابلی پیروی نمی کند و در آن دوستی های زنانه به رسمیت شناخته می شوند و ستایش می گردند.
مطالعه کاشی نگاره هایی با نقوش زنان قاجاری در خانه های شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۵ زمستان ۱۳۹۲ شماره ۴
577 - 594
حوزههای تخصصی:
هنر دوره قاجار به لحاظ محتوا و ماده، موضوع، و نحوه اجرا ویژگی های متمایز و منحصر به فردی دارد. وفور نقش مایه های زنانه در محصولات هنری عصر قاجار، از جمله در کاشی نگاره ها، در فضاهای خصوصی و نیمه خصوصی کاخ ها، و خانه های اعیان و اشراف از ویژگی های شاخص آن است. زنان قاجاریِ نقش بسته بر این کاشی نگاره ها در تعامل هویتی با هویت زن فرنگی، چهره نوینی از زن ایرانی را به نمایش گذاشته اند. با این حال، در بررسی نقوش زنان در هنر دوره قاجار، شاهد هم حضوری هویت ایرانی، اسلامی و فرنگی این زنان هستیم که درک آن نیازمند شناخت مفهوم سر اسطوره ها و عملکرد هم زمان اسطوره های چندگانه در فضای معناشناختی فرهنگ و هنر آن دوره است. این مقاله به بررسی ویژگی های هویتی زن در این زمان و کنش ها و خصوصیات شخصیتی او، با مطالعه تحلیلی مجموعه ای بی بدیل از اسناد تصویری، یعنی تک فریم های زنان در کاشی های آراینده خانه های به جا مانده از دوره قاجار در شیراز، پرداخته است. هدف این پژوهش، معرفی و ارائه مستندهای نگارگری شده ای است که نظریه معاصر سراسطوره ها را تبیین می کند
دگردیسی عکاسی مد در جامعه ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۵ زمستان ۱۳۹۲ شماره ۴
507 - 528
حوزههای تخصصی:
روند جهانی عکاسی مد برای تبلیغ مد اسلامی، جریان نوظهور عکاسی مد مادستی [1] را برگزیده است؛ جریانی که زادگاهش در خارج از مرزهای کشورهای مسلمان بوده، اما برای آشتی میان مد و عکاسی با عقاید مذهبی در سرزمین های اسلامی اهمیت وافری یافته است.در این پژوهش، به بررسی آثار خلق شده در حوزه عکاسی مد پوشاک اسلامی در نشریات (چاپی و آنلاین) ایرانی و مقایسه آن ها با آثار تولید شده در جهان در حوزه عکاسی مد مادستی پرداخته شده است و سپس برای درک ویژگی ها و تمایزهای میان این دو، برمبنای پیشینه فرهنگی و مذهبی و تاریخی، از منابع مکتوب استفاده شده است.و در آخر، بررسی تصاویر مد اسلامی نشان می دهد که برمبنای تقابل دائمی تابوهای فرهنگی مذهبی و نیازهای روانی جامعه، نوع متفاوتی از عکاسی مد در ایران پدید آمده است. این دگردیسی عکاسی مد در ایران، حاصل محدودیت های تصویری زن از یک سو و ناشناخته ماندن عکاسی مد مادستی به منزله گرایش متناسب با فرهنگ جامعه مسلمان از سوی دیگر است.