فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۶۱ تا ۸۸۰ مورد از کل ۵۸٬۸۵۴ مورد.
منبع:
مطالعات مدیریت دولتی ایران دوره ۸ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴
45 - 71
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش با هدف تنقیح مفهومی و تعیین نسبت دقیق بین دو مفهوم کلیدی «پیشرفت» و «عدالت» به عنوان شعار محوری دهه چهارم انقلاب اسلامی ایران انجام شده است. از آنجایی که توسعه یافتگی و ترقی روز افزون جزو مهم ترین مسائل و آرمان های مصلحان اجتماعی و البته حکومت های گوناگون محسوب می شود و مبتنی بر این مفاهیم کلان، تجویزهای ریز و درشتی در سطح خط مشی های گوناگون ملّی رقم می خورد، ارائه چارچوبی منسجم از نسبت پیشرفت و عدالت ضروری به نظر می رسد. «نظام مفهومی پیشرفت عادلانه» از طریق بازخوانی اندیشه های آیت الله خامنه ای (به عنوان واضع عبارت «پیشرفت و عدالت») تلاش دارد ضمن ارائه روایت متلائم با اندیشه ایشان، زمینه همگرایی دیدگاه های متنوع و رفع چالش های نظری و اجرایی موجود در این حوزه باشد. روش شناسی: مطالعه حاضر با رویکردی اکتشافی و کیفی انجام شده است. روش اصلی پژوهش، «تحلیل مضمون» با مراحل 6 گانه براون و کلارک است. متون و سخنرانی های آیت الله خامنه ای در باب پیشرفت و عدالت از طریق تحلیل عمیق و تفصیلی این منابع و در قالب مضامین پایه، سازمان دهنده و فراگیر استخراج و در قالب یک شبکه معنایی منظم، ترکیب و ارائه شده اند. یافته های پژوهش: بر اساس تحلیل انجام شده، نسبت بین این دو مفهوم در قالب یک نظام مفهومی منسجم قابل بازطراحی است؛ هسته مرکزی «نظام مفهومی پیشرفت عادلانه» این است که: «هر نوع تلقی از رشد و پیشرفت، با خود تعریفی از درستی و عادلانه بودن را همراه دارد و در واقع هر پیشرفتی در باطن خود تعریفی از عدالت را اتخاذ کرده است.» این نظام در دو لایه ساختاریافته است: اول، لایه مبانی و جهت دهنده است که سه گانه «معنویت، عقلانیت و عدالت» (معادل چهارگانه «تفکر، علم، زندگی و معنویت») به عنوان اصول جهت دهنده و حاکم بر فرآیند پیشرفت عادلانه شناسایی شدند و دوم لایه غایات و اهداف هستند؛ سه هدف محوری «قوام دولت»، «قوام نسل» و «قوام مال» به عنوان غایات نهایی پیشرفت عادلانه تبیین گردید. نتیجه گیری: پژوهش حاضر نشان می دهد بر خلاف برخی قرائت ها و تلقی های ارائه شده، پیشرفت و عدالت دو مفهوم کاملاً جدا(مجزا) و متعارض با یکدیگر نیستند، بلکه در یک نظام کلان تر جایابی می شوند. در حقیقت، پیشرفت و عدالت در این تلقی، کاملاً منطبق و همپوشان هستند و «پیشرفت مردم پایه، عین عدالت اجتماعی» تعریف می شود. بنابراین، ابعاد، معیارها و اصول عدالت اجتماعی باید محور و سنگ بنای هر الگوی پیشرفتی قرار گیرند. این نظام، با تأکید همزمان بر مبانی معنوی-عقلانی و اهداف عینیِ قوام بخش، می تواند به عنوان نقشه راه نظری برای خروج از دعواهای مفهومی و تذبذب های خط مشی گذاری عمل کند. محورهایی چون «معیارها و سنجه های پیشرفت عادلانه»، «نسبت عینیت و ذهنیت در پیشرفت عادلانه» و همچنین «ابعاد و افرازهای پیشرفت عادلانه» می توانند به عنوان دستورکارهای پژوهشی بعدی و مهم مدنظر پژوهشگران علاقمند در این عرصه باشند.
سیاست های اعتباری زنجیره تامین: تعادل بین هزینه ها و ریسک ها در شرکت های کوچک و متوسط(SMEs)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه دانش حسابداری مدیریت توجه به زنجیره تأمین شرکت ها را امری ضروری تلقی می کند. زیرا بی توجهی سهوی و یا غیرسهوی به این مهم می تواند پیامدهای مورد انتظار شرکت ها از جمله سودآوری، سهم بازار بیشتر و ایجاد ثروت و آورده بیشتر برای سهامداران را تحت شعاع و حتی دچار چالش جدی نماید. هدف این پژوهش، شناسایی و رتبه بندی عوامل موثر بر سیاست های اعتباری در زنجیره تامین در شرکت ها می باشد. به منظور شناسایی عوامل پیش گفته، ضمن مرور مطالعات قبلی، با بهره گیری از روش کیفی تحلیل تم مصاحبه نیمه ساختاریافته در سال 1404 صورت گرفته است. خبرگان مورد مصاحبه، هفده نفر از اساتید دانشگاه ها، فعالان و خبرگان بازار سرمایه بودند. مرور و بررسی ادبیات، پژوهش های صورت گرفته و همچنین نتایج مصاحبه ها، نشان از هشت تم اصلی است که عوامل مؤثر بر سیاست های اعتباری در زنجیره تامین در شرکت ها را طبقه بندی می کند. پس از شناسایی عوامل کلیدی از شیوه دلفی فازی به منظور رتبه بندی و همچنین پیدا کردن درجه اهمیت عوامل پیش گفته استفاده گردیده است. نتایج نشان داد که به ترتیب عوامل هزینه تامین، هزینه ذخیره سازی، انبار و نگهداری، هزینه فرآوری و تولید، هزینه های بازاریابی و فروش، هزینه های پشتیبانی، هزینه های اجتماعی، هزینه های مالی و سرمایه، سایر هزینه ها، در سیاست های اعتباری در زنجیره تامین شرکت ها موثر هستند.
تأثیر مدل کسب و کار بانکی بر هموارسازی سود و پیشبینی جریانهای نقدی با تأکید بر کیفیت حسابرسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بورس اوراق بهادار سال ۱۸ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۷۱
1 - 26
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از این مقاله بررسی این موضوع است که آیا مدل کسب و کار بانکی بر هموارسازی سود تأثیر می گذارد یا خیر. علاوه بر این، پژوهش حاضر به نقش مشارکت حسابرسان در نظارت مستقل می پردازد. روش: هموارسازی سود با ذخایر زیان وام بر سود مدیریت نشده اندازه گیری و از خطاهای استاندارد اصلاح شده استفاده شده است. همچنین، نمونه شامل بانک های ایرانی است که از سال 1390 تا 1401 مشاهده شده اند. یافته ها: پژوهش حاضر نشان داد که علی رغم تأثیر مدل کسب و کار تنوع بخشی، مدل کسب و کار خرده فروشی و بازارگرا تأثیر معناداری بر هموارسازی سود ندارد. اما مدل کسب و کار خرده فروشی و تنوع بخشی بر قابلیت پیشبینی جریانهای نقدی تأثیر معناداری دارد. همچنین، تأکید بر کیفیت حسابرسی با هموارسازی بانک های بازارگرا ارتباط معناداری ندارد. نتیجه گیری: بر اساس نتایج پژوهش می توان بیان کرد که رویکرد زیان مورد انتظار برای تخمین زیان های اعتباری نمی تواند بجز اطلاعات اعداد حسابداری مدل کسب و کار تنوع بخشی، اطلاعات اعداد حسابداری مدل های کسب و کار دیگر را افزایش دهد. همچنین، مقاله حاضر با پرداختن به نقش مدل کسب و کار به عنوان یک کل در توضیح تمایل هموارسازی، نه محدود کردن مشاهده به ویژگی های جزئی از ترازنامه، به ادبیات هموارسازی سود کمک می کند.
طراحی الگوی حکمرانی شهری باز در شهرهای هوشمند با رویکرد فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های مدیریت عمومی سال ۱۸ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۶۹
31 - 64
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر، شهرهای هوشمند به عنوان رویکردی جامع برای توسعه پایدار شهری و حل مشکلات پیچیده شهری مورد توجه قرار گرفته اند. حکمرانی هوشمند و حکمرانی شهری باز دو مدل کلیدی برای بهره گیری از فناوری اطلاعات و ارتباطات در مدیریت شهری و ارتقای مشارکت شهروندان هستند. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش حکمرانی شهری باز در تحقق اهداف شهر هوشمند و ارائه مدلی در این زمینه، با روش فراترکیب انجام شده است. این پژوهش کاربردی و ماهیت آن اکتشافی است. جامعه آماری شامل مقالات منتشرشده در پایگاه های علمی خارجی (Scopus, Emerald, Web of Science) طی سال های ۲۰۱۴ تا ۲۰۲۴ بود که درنهایت ۴۱ پژوهش مرتبط انتخاب و با تحلیل محتوای آنها، ابعاد و کدهای الگوی موردنظر استخراج شدند بر اساس یافته ها، ۲۶ مؤلفه در هفت دسته (شفافیت و پاسخگویی، مشارکت فعال و فراگیر، عدالت اجتماعی و پایداری، نوآوری و تحول دیجیتال، امنیت و مدیریت ریسک، چشم انداز استراتژیک، کارآمدی) به عنوان ابعاد اصلی حکمرانی شهری باز شناسایی و برچسب گذاری شدند. نتایج نشان داد این مدل ابزاری کاربردی برای پایش عملکرد دستگاه ها، تدوین راهبردهای شفافیت، بهبود تعاملات شهروندی و ارتقای اشتراک گذاری داده ها است. بدین ترتیب، با ارائه این مدل یکپارچه، دولت ها قادر خواهند بود که ضمن اطمینان از روند رو به پیشرفت استقرار حکمرانی شهری باز، به ارزیابی عملکرد بخش های وابسته به خ ود اقدام کنند.
شناسایی نقش تخفیف در ایجاد ناهماهنگی شناختی (مورد مطالعه: صاحبان کسب وکار در صنعت مد و پوشاک)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات بازاریابی نوین سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۵۸)
161 - 182
حوزههای تخصصی:
تخفیف به عنوان یک ابزار کلیدی بازاریابی در صنعت مد و پوشاک می تواند علاوه بر ترغیب مشتریان به خرید، زمینه ساز شکل گیری ناهماهنگی شناختی در آنان شود. پژوهش حاضر با هدف شناسایی نقش تخفیف در ایجاد ناهماهنگی شناختی در مشتریان صنعت مد و پوشاک انجام شده است. در این پژوهش از روش نظریه داده بنیاد (رویکرد اشتراوس و کوربین) استفاده شد. به این منظور، سیزده مصاحبه نیمه ساختاریافته با مدیران، صاحبان فروشگاه ها و خبرگان حوزه مد و پوشاک به شیوه نمونه گیری هدفمند تا حصول اشباع نظری انجام شد. داده های حاصل از مصاحبه ها طی سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که تخفیف های گسترده و پیاپی می تواند به تردید مشتریان درباره ارزش واقعی کالا و در نتیجه ایجاد ناهماهنگی شناختی منجر شود. براساس نتایج، پنج مقوله اصلی شامل عوامل ایجادکننده ناهماهنگی شناختی، عوامل زمینه ای (بسترساز)، عوامل مداخله گر (تسهیل کننده یا بازدارنده)، واکنش های ناشی از ناهماهنگی (راهبردهای تطبیق) و پیامدهای ناهماهنگی شناختی شناسایی شدند. در نهایت، با ترکیب این مقوله ها مدلی مفهومی ارائه شد که سازوکار شکل گیری ناهماهنگی شناختی را در تجربه خرید تخفیفی و نحوه مدیریت آن تبیین می کند. نتایج پژوهش در بخش بحث و نتیجه گیری با یافته های پیشین مقایسه شده و پیشنهادهای عملی برای کسب وکارها برای کاهش اثرات منفی ناهماهنگی شناختی ارائه شد.
بررسی تأثیر جهت گیری زیست محیطی بر عملکرد پایدار با نقش میانجی مدیریت زنجیره تأمین سبز و نوآوری سبز و نقش تعدیل گری فشار نهادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله، بررسی تأثیر جهت گیری زیست محیطی بر عملکرد پایدار، به ویژه در مجتمع صنعتی سپاهان باتری، با تأکید بر نقش میانجی مدیریت زنجیره تأمین سبز و نوآوری سبز است. جامعه آماری بررسی شده، کارکنان مجتمع صنعتی سپاهان باتری با تعداد 1200 نفر و حجم نمونه 231 نفر و روش نمونه گیری، قضاوتی است؛ یعنی افرادی که بیشتر در زمینه زنجیره تأمین، نوآوری و تحقیق و توسعه اطلاع داشتند و مدیران بخش های مختلف انتخاب شدند. در پژوهش حاضر داده ها و اطلاعات از پرسش نامه های استاندارد جهت گیری زیست محیطی، عملکرد پایداری، شیوه های مدیریت زنجیره تأمین سبز و نوآوری سبز و فشار نهادی جمع آوری شده اند. پایایی پرسش نامه ها با استفاده از روش آلفای کرونباخ و روایی آن با روش محتوایی و KMO تأیید شد. نتایج نشان داد جهت گیری زیست محیطی، شیوه های مدیریت زنجیره تأمین سبز و نوآوری سبز بر عملکرد پایدار تأثیر معناداری دارد. همچنین شیوه های مدیریت زنجیره تأمین سبز و نوآوری سبز، تأثیر معناداری بر عملکرد پایدار دارد. جهت گیری زیست محیطی نیز تأثیر معناداری بر عملکرد پایدار با نقش میانجی شیوه های مدیریت زنجیره تأمین سبز و نوآوری سبز دارد. همچنین جهت گیری زیست محیطی، تأثیر معناداری بر شیوه های مدیریت زنجیره تأمین سبز و نوآوری سبز با نقش تعدیل گری فشار نهادی دارد.
ارزیابی عملکرد تأمین کنندگان در مواجهه با داده های ناقص رویکرد ترکیبی DEA فازی و OPA(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در بازار رقابتی، عملکرد تأمین کنندگان یکی از عوامل کلیدی موفقیت کسب وکار است؛ بنابراین ارزیابی، رتبه بندی و انتخاب تأمین کنندگان برای سازمان ها نه تنها عامل مهمی در کسب سود محسوب می شود، عامل مؤثری در کیفیت تولید محصول، ارائه خدمات و فعالیت های تجاری است. این انتخاب نیازمند به کارگیری روش های مناسب ارزیابی عملکرد است که یکی از روش های مناسب، تحلیل پوششی داده هاست. با توجه به اینکه تحلیل پوششی داده ها قضاوت انسانی را در نظر نمی گیرد، رویکرد اولویت ترتیبی با رفع این نقص، داده های دنیای واقعی و قضاوت انسانی را متعادل می کند. ترکیب این دو روش، رویکرد مفیدی برای انتخاب تأمین کننده است، مشکلات مربوط به چندین متخصص و ناقص بودن اطلاعات را حل می کند و همچنین تصمیم گیری با ریسک کمتر را به همراه دارد. در این پژوهش شاخص ها پس از استخراج، با استفاده از آزمون دوجمله ای و روش دلفی فازی در قالب 15 شاخص پالایش شدند. این شاخص ها شامل 8 شاخص ورودی، 7 شاخص خروجی، 4 شاخص کمی و 11 شاخص کیفی اند؛ سپس از طریق پرسش نامه، داده های مورد نیاز هر یک از شاخص ها درباره 45 تأمین کننده جمع آوری شد. به منظور رتبه بندی تأمین کنندگان ابتدا از روش تحلیل پوششی داده ها استفاده شد. طبق نتایج به دست آمده 30 تأمین کننده، واحدهای کارا شناسایی شدند. برای حل این مشکل از رویکرد اولویت ترتیبی استفاده شد. مدل ترکیبی، وزن هر یک از ورودی ها و خروجی ها را محاسبه و از مقادیر از دست رفته پشتیبانی کرد و پس از آن کارایی تأمین کنندگان به شکل دقیق تری محاسبه و اقدام به رتبه بندی تأمین کنندگان شد. نتایج نشان داد قدرت تمیز مدل پیشنهادی بسیار بالاتر از مدل سنتی تحلیل پوششی داده هاست.
شناسایی مؤلفه های کلیدی توانمندسازی منابع انسانی از دیدگاه امیرالمؤمنین حضرت علی (ع) براساس آموزه های نهج البلاغه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات دین، معنویت و مدیریت سال ۱۲ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۲۵
161 - 205
حوزههای تخصصی:
مقدمه و اهداف: توانمندسازی منابع انسانی از اصول کلیدی مدیریت نوین است که برای بهبود عملکرد و بهره وری سازمانی حیاتی است. در دنیای پیچیده امروز، سازمان ها به منابع انسانی توانمند و مؤثر نیاز دارند. بهره گیری از دیدگاه های دینی و فلسفی، به ویژه آموزه های اسلامی همچون نهج البلاغه، پایه ای مستحکم برای توسعه سازمانی فراهم می کند. امام علی (ع) با تأکید بر عدالت، صداقت و حکمت، رهنمودهایی برای رهبری و توانمندسازی انسانی ارائه کرده است که می تواند مسیر بهبود توانمندسازی منابع انسانی در سازمان های معاصر را هموار کند. این پژوهش به بررسی این آموزه ها و استخراج مؤلفه های کلیدی توانمندسازی منابع انسانی در سازمان های امروز، به ویژه در جوامع اسلامی می پردازد. روش شناسی پژوهش : این مطالعه کاربردی و توسعه ای با هدف شناسایی مؤلفه های توانمندسازی منابع انسانی از منظر امام علی (ع) در جامعه اسلامی انجام شده است. برای این منظور از تحلیل تماتیک به عنوان روشی کیفی استفاده شده است. این روش به تحلیل داده ها به صورت پویا و کشف الگوهای معنادار در داده های کیفی کمک می کند. تحلیل تماتیک با نرم افزار MAXQDA 2020 انجام شد و ساختارهای تماتیک براساس چهارچوب ارائه شده توسط عبدی جعفری و همکاران (۲۰۱۱) شکل گرفت. نتایج: تحلیل تماتیک جامع بر سخنرانی ها، نامه ها و گفتارهای امام علی (ع) در نهج البلاغه به استخراج ۲۰ گزاره کلیدی منجر شد که در ۳۳ موضوع بنیادی و ۸ موضوع سازمان دهنده طبقه بندی شدند. این تم ها شامل هویت، صلاحیت، خودمختاری، اثربخشی، مشارکت در قدرت، واگذاری مسئولیت، استقلال و ارتباط مبتنی بر اعتماد هستند. نتایج نشان می دهد که پیام های نهج البلاغه رهنمودهای رفتاری برای رهبری توانمندساز و توسعه کارکنان ارائه می دهند. برای مثال، نامه ها بر اعتماد به زیردستان، تفویض اختیار، ارزش گذاری به شفافیت و تخصیص وظایف براساس شایستگی تأکید دارند. این تم ها به عنوان ابعاد اصلی توانمندسازی عمل کرده و مدل مفهومی توانمندسازی منابع انسانی در سازمان های اسلامی را شکل می دهند. بحث و نتیجه گیری: هدف پژوهش علمی ارائه پاسخ های معتبر و قابل اتکا به سؤالات پژوهشی است. نتایج نشان می دهد آموزه های امام علی (ع) می تواند پایه ای قوی برای تقویت منابع انسانی در سازمان ها باشد. این مطالعه نخستین پژوهش در زمینه استخراج مؤلفه های توانمندسازی از منظر امام علی (ع) است که نقش وی به عنوان رهبر دینی و سیاسی در جامعه اسلامی را مدنظر دارد. مدل مفهومی ارائه شده شامل هویت سازی، صلاحیت، خودمختاری، اثربخشی، مشارکت در قدرت، واگذاری مسئولیت و ارتباط مبتنی بر اعتماد است که می تواند با ایجاد محیطی مبتنی بر احترام، صلاحیت، خودمختاری و اعتماد، عملکرد سازمانی را ارتقا دهد. به کارگیری این اصول رهبری اسلامی می تواند سهم قابل توجهی در موفقیت سازمان ها در جوامع اسلامی داشته باشد. کاربردهای عملی در توانمندسازی منابع انسانی: توانمندسازی منابع انسانی به افزایش انگیزش، رضایت شغلی و تعهد سازمانی منجر می شود. این امر با ایجاد خودمختاری، مسئولیت پذیری و مالکیت در کارکنان، بهره وری را افزایش می دهد. کارکنان توانمند، خلاقیت و نوآوری بیشتری نشان داده و به رشد سازمان کمک می کنند. همچنین، توانمندسازی ارتباط و همکاری را تقویت کرده و عملکرد تیمی را بهبود می بخشد. درنهایت، این روند باعث جذب و حفظ بهتر نیروی کار می شود. پیشنهادات برای تحقیقات آینده: تحقیقات آینده می تواند شامل این موارد باشد: ۱. مقایسه آموزه های امام علی (ع) با نظریه های نوین مدیریت منابع انسانی؛ ۲. بررسی تأثیر توانمندسازی بر فرهنگ سازمانی؛ ۳. مطالعه رابطه توانمندسازی و بهبود عملکرد سازمانی، و ۴. بررسی پیاده سازی مدل های رهبری مبتنی بر آموزه های امام علی (ع) در سازمان های معاصر. تشکر و قدردانی: نویسندگان مراتب قدردانی خود را از همکاری شرکت کنندگان، حمایت های فکری داوران ناشناس و ویراستار علمی و ادبی مجله مطالعات دینی، معنویت و مدیریت ابراز می کنند. تضاد منافع: این پژوهش فاقد تضاد منافع بوده و تمام مراحل آن با رعایت اصول اخلاقی و علمی و بدون وابستگی به نهادها یا منافع شخصی انجام شده است.
ارزشیابی عملکرد استادان راهنما و دانشجویان دکترای تخصصی دانشگاه علامه طباطبائی در فرآیند اجرا و نگارش رساله ها ی دکتری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های رهبری آموزشی سال ۹ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳۵
253 - 276
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش ارزشیابی عملکرد استادان راهنما و دانشجویان دکترای تخصصی دانشگاه علامه طباطبائی در فرآیند اجرا و نگارش رساله ها ی دکتری بود. روش پژوهش توصیفی بود. جامعه آماری دو گروه استادان دانشگاه علامه طباطبائی که در سال های تحصیلی(1402- 1399) حداقل راهنمای یک رساله دکتری بوده؛ وگروه دوم، دانشجویان دوره ی دکتری که از رساله خود در بازه زمانی دفاع کرده اند. همه افراد در دسترس دو گروه معرفی شده، به عنوان نمونه پژوهش بودند. برای ارزشیابی دانشجو از عملکرد استاد راهنما؛ از پرسشنامه تعهدات و وظایف استاد راهنما باچهارمولفه) توجه اثربخش، همدلی اثربخش، توانمندسازی اثربخش وحریم حرفه ای اثربخش(که روایی سازه آن با تحلیل عاملی و اعتبار آن به روش آلفای کرانباخ ۹۷/۰ برآورد تایید شده است. برای ارزشیابی استاد راهنما ازعملکرد دانشجویان دکتری، از پرسشنامه تعهدات و وظایف دانشجوبا چهارمولفه) مشارکت اثربخش، علاقه ی اثربخش، تعهد اثربخش و تعامل اثربخش(که روایی سازه آن با تحلیل عاملی و اعتبار آن به روش آلفای کرانباخ ۹۶/۰ برآورد تایید شده است، استفاده شد. 120 استاد و 120 دانشجوی دکترای تخصصی به این دو پرسشنامه پاسخ دادند. تحلیل داد ها با استفاده از آزمونt تک نمونه ای نشان داد که عملکرد استادان راهنما و دانشجویان دکترای تخصصی در کل قابل قبول( بالاتر از میانگین3) بوده است. مؤلفه های عملکردی توجه اثربخش، همدلی اثربخش و حریم حرفه ای اثربخش با 95 درصد اطمینان قابل قبول بود. اما مؤلفه توانمندسازی اثربخش به لحاظ آماری قابل قبول نبود. همه مؤلفه های عملکردی دانشجویان با 95 درصد اطمینان قابل قبول بود، ولی میانگین های کسب شده در مولفه ها، نشان می دهد این عملکردها از مطلوبیت برخوردار نبود.
نقش اقتصاد دیجیتالی در آموزش عالی بر قصد کارآفرینی بر مبنای نظریه رفتار برنامه ریزی شده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های رهبری آموزشی سال ۹ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳۵
277 - 301
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش تبیین تاثیر اقتصاد دیجیتالی در آموزش عالی بر قصد کارآفرینی بر مبنای نظریه رفتار برنامه ریزی شده است. این پژوهش از نظر هدف، یک تحقیق کاربردی به شمار می آید و از لحاظ نحوه گردآوری اطلاعات، توصیفی و از نوع علی است. جامعه آماری این تحقیق را 500 نفر از دانشجویان دانشگاه تهران تشکیل دادند که با استفاده از فرمول کوکران 209 نفر از آن ها به عنوان نمونه تعیین و از طریق روش نمونه گیری تصادفی برای مطالعه انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه استاندارد قصد کارآفرینانه لینان و چن (2009) و برای سنجش نگرش فردی و کنترل رفتاری درک شده از پرسشنامه (اوزارالی و رونبرگ،2016)و برای پشتیبانی های اقتصاد دیجیتال از مقیاس های توسعه داده شده در بررسی بن یوسف و همکاران (2020) استفاده شد. پایایی پرسشنامه با محسابه ضریب آلفا کرونباخ و پایایی ترکیبی مورد تایید قرار گرفت. روایی پرسشنامه با دو روش روایی صوری-محتوایی و روایی سازه تایید شد. یافته ها نشان دادند که نگرش فردی و کنترل رفتاری عوامل تعیین کننده ی اصلی قصد کارآفرینی هستند؛ به طوری که کنترل رفتاری درک شده تأثیر قوی تری نسبت به نگرش های فردی دارد. همچنین مدل ساختاری نشان داد که این دو عامل حدود 88 درصد از کل واریانس را تبیین می نمایند . بر اساس نتایج بدست آمده توصیه می شود که دانشگاه ها توجه و تمرکز بیشتری بر آموزش ها و تقویت مهارت های علمی و تجربی دانشجویان داشته باشند.
ارائه الگوی کیفیت حسابرسی مبتنی بر هوش مصنوعی در محیط حسابرسی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حسابداری دولتی سال ۱۱ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۲۲)
197 - 212
حوزههای تخصصی:
موضوع و هدف مقاله:امروزه هوش مصنوعی به عنوان یکی از فناوری های نوظهور، تأثیر بسزایی بر حرفه حسابرسی دارد و می تواند به بهبود کیفیت حسابرسی منجر شود. هدف این پژوهش، طراحی الگوی کیفیت حسابرسی مبتنی بر هوش مصنوعی در محیط حسابرسی ایران است. روش پژوهش: این مطالعه، با بهره گیری از روش تحقیق کیفی و رویکرد نظریه پردازی داده بنیاد، ابتدا عوامل مؤثر بر کیفیت حسابرسی شناسایی شده و سپس نقش فناوری های هوش مصنوعی در بهبود این عوامل مورد بررسی قرار گرفته است. داده های پژوهش از طریق مصاحبه های عمیق با خبرگان حوزه حسابرسی و فناوری اطلاعات گردآوری شده و با استفاده از کدگذاری باز، محوری و گزینشی تحلیل گردیده اند. یافته های پژوهش: بر اساس یافته های پژوهش، الگویی مفهومی ارائه شده که به حسابرسان و نهادهای نظارتی در ایران کمک می کند تا با بهره گیری از ظرفیت های هوش مصنوعی، کیفیت حسابرسی را بهبود بخشند، و ضمن شناخت فرصت ها و چالش های فراروی حرفه حسابرسی در محیط ایران و مؤلفه های مؤثر بر آن ضرروت استفاده از هوش مصنوعی را در جهت توسعه کیفیت گزارش حسابرسی های خود مورد توجه قرار دهند. نتیجه گیری، اصالت و افزوده آن به دانش: نتایج تحقیق نشان می دهد که استفاده از هوش مصنوعی در فرایندهای حسابرسی، از طریق افزایش دقت، کاهش ریسک تقلب، بهبود کشف ناهنجاری ها و تسریع تحلیل داده ها، تأثیر مثبتی بر کیفیت حسابرسی دارد. همچنین، چالش هایی مانند هزینه های پیاده سازی، مقاومت در برابر تغییر و نیاز به آموزش متخصصان، به عنوان موانع اصلی شناسایی شدند.
شناسایی عوامل مؤثر بر استراتژی تجاری نوآفرین های (استارت آپ ها) فناوری در بستر اقتصاد چرخه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت توسعه سبز سال ۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
31 - 46
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر موفقیت استراتژی تجاری نوآفرین های فناوری اطلاعات انجام گرفته است. شرکت هایی که سهم قابل توجهی در ایجاد نوآوری، اشتغال و توسعه اقتصاد چرخه ای ایران دارند. این تحقیق از نظر هدف اکتشافی و به لحاظ روش کیفی است. استراتژی تحقیق رویکرد استقرایی عمومی و تحلیل داده ها با روش تحلیل مضمون انجام شده است. جامعه آماری تحقیق شامل خبرگان، مدیران، اساتید حوزه طراحی راهبرد کسب وکار و فعالان صنعت فناوری اطلاعات در زیست بوم نوآوری ایران هستند. نمونه تحقیق شامل 15 نفر از خبرگان، مدیران و اساتید حوزه طراحی راهبرد و فناوری اطلاعات هستند که به روش هدفمند انتخاب شدند. از ابزار مصاحبه های نیمه ساختمند عمیق برای گردآوری داده ها استفاده شده است. تجزیه و تحلیل یافته های تحقیق منجر به شناسایی 51 مضمون و 4 بعد اصلی مربوط به موفقیت استراتژی نوآفرین های فناوری اطلاعات شده است. نتیجه اصلی تحقیق نشان می دهد 4 بعد اصلی در موفقیت استراتژی تجاری نوآفرین های فناوری اطلاعات در ایران نقش دارند که شامل: عوامل مربوط به استراتژی، عوامل مربوط به بازاریابی، عوامل سازمانی و محیطی هستند به طوری که بیشترین بعد مؤثر بر موفقیت استراتژی های تجاری نوآفرین های فناوری اطلاعات در ایران، عوامل مربوط به استراتژی است. بر اساس یافته ها، ابعاد استراتژی با بیشترین تکرار، مهمترین بعد مدل، مورد توجه افراد مصاحبه شده قرار گرفته است. چابکی استراتژی، جذب سرمایه و ارزش آفرینی مهم ترین مؤلفه های بعد استراتژی کسب وکار در این مدل هستند. ابعاد بازاریابی یکی دیگر از ابعاد مهم است. این بعد شامل مولفه های نیازسنجی، توسعه محصول، توسعه بازار، ارتباط با مشتری، دیجیتال مارکتینگ هستند. عوامل مرتبط با ابعاد سازمانی، بعد مورد توجه دیگری است که شاما مولفه های چابکی ساختار سازمانی، یکپارچگی ساختار سازمانی، تحقیق و توسعه، مصرف بهینه منابع، تخصیص و بهینه بودجه هستند. ابعاد محیطی آخرین بعد مورد تأکید است که شامل رصد بازار، محیط گرایی خرد و کلان، پایش محیطی، توجه به پیشرفت فناوری، رصد فناوری های جدید، تحلیل رقبای ملی هستند.
استفاده از هوش مصنوعی پیشرفته در هزینه یابی مبتنی بر فعالیت (ABC) برای مدیریت هزینه های پیشرفته
حوزههای تخصصی:
پیشرفت های اخیر در هوش مصنوعی (AI) توجه زیادی را در حرفه حسابداری مدیریتی به خود جلب کرده است. هوش مصنوعی با قابلیت ها و پیچیدگی های متحول کننده اش، فرصت های بی شماری را در کنار چالش های قابل توجهی در پذیرش خود ارائه می دهد.هزینه یابی بر مبنای فعالیت (ABC) در توانمندسازی سازمان ها برای به دست آوردن بینش های دقیق از ساختارهای هزینه، نقش اساسی داشته است. با این حال، چارچوب های ABC سنتی اغلب در مدیریت داده های پویا و حجیم شرکت های مدرن با چالش هایی روبرو هستند. ادغام هوش مصنوعی فرصتی را برای متحول کردن ABC با افزایش قابلیت انطباق، دقت و توانایی های پیش بینی کننده آن ارائه می دهد. این مقاله به بررسی پتانسیل هوش مصنوعی برای خودکارسازی پردازش داده ها، شناسایی محرک های هزینه و بهینه سازی تخصیص منابع، با پشتیبانی از تجزیه و تحلیل آنی و رویکردهای الگوریتمی پیشرفته می پردازد . این مطالعه نشان داد که ادغام هوش مصنوعی (AI) در سیستم های هزینه یابی بر مبنای فعالیت (ABC) نشان دهنده یک تغییر تحول آفرین در روش های حسابداری بهای تمام شده است که محدودیت های سیستم های ABC سنتی در زمینه مدیریت پیچیدگی و حجم بالای داده ها را برطرف می کند.
مدل ارزیابی مالی شرکت های بیمه در مدیریت ریسک خسارت های ادعا شده در شرایط عادی و بحرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات مالی دوره ۲۷ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴
1036 - 1058
حوزههای تخصصی:
هدف: شرکت های بیمه از جنبه بازرگانی، مانند سایر بخش های اقتصاد، برای حداکثرسازی سود خود فعالیت می کنند؛ اما شرکت های بیمه با دیگر شرکت ها و بنگاه های مالی تفاوت هایی دارند. به دلیل پوشش ریسک سایر بخش ها توسط این شرکت ها و درنتیجه، تمرکز ریسک در این بخش، عملکرد آن ها برای ماندگاری در فعالیت های اقتصادی آسیب پذیرتر می شود. بنابراین، حساسیت ارزیابی عملکرد این شرکت ها از منظر ریسک و مدیریت آن، در مقایسه با سایر بنگاه های اقتصادی و مالی دو چندان است. نسبت های سنتی توانگری مالی کفایت سرمایه را می سنجند؛ اما لزوماً تضمین کننده نقدینگی لحظه ای در زمان وقوع خسارت های فاجعه بار و دارای دم کلفت (Fat-tail) نیستند. هدف این پژوهش، توسعه مدلی برای ارزیابی تاب آوری شرکت های بیمه در مواجهه با ریسک خسارت های ادعا شده، تحت دو سناریو شرایط عادی و بحرانی، بدون پیش فرض های اولیه، روی توزیع خسارت های شرکت است.
روش: رویکرد این پژوهش توصیفی تحلیلی است. جامعه آماری پژوهش، تمامی شرکت های بیمه عمومی پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، در بازه زمانی ۱۳۹۳ تا ۱۴۰۳ است. نمونه آماری، براساس امکان دسترسی به داده ها و صورت های مالی فصلی شرکت ها انتخاب شد. داده های استفاده شده در این پژوهش، عبارت اند از: صورت های مالی ۳ ماهه شرکت های بیمه و اطلاعات داخلی شرکت های بیمه، شامل تعداد کل بیمه نامه های صادره، کل مبلغ حق بیمه های صادره و دریافتی، تعداد کل و مبلغ کل خسارت پرداختی با تواتر فصلی. برای حذف اثر تورم، مقادیر متغیرهای مربوط به مبالغ خسارت و همچنین دارایی ها با استفاده از شاخص قیمت مصرف کننده، حقیقی سازی و سپس با فیلتر تفاضل گیری لگاریتمی، روندزدایی شدند. در مرحله بعد، توزیع های آماری مناسب به داده ها برازش شد و درنهایت با تعریف و محاسبه سه شاخص وضعیت خطر شرکت بیمه، نسبت پوشش ریسک در شرایط عادی و نسبت پوشش ریسک در شرایط بحرانی، وضعیت شرکت ها بررسی شد.
یافته ها: نتایج تحلیل از برتری قدرت توضیح دهندگی شاخص های پیشنهادی، در مقایسه با نسبت توانگری ساده حکایت می کند. بر اساس یافته ها، حتی در شرایط دستیابی به نسبت توانگری استاندارد (سطح یک)، ناتوانی در مدیریت کیفیت دارایی های نقدشونده می تواند به ورشکستگی پنهان منجر شود.
نتیجه گیری: مدل پیشنهادی اثبات می کند که مدیریت ریسک نقدینگی باید به عنوان یک مکمل ضروری برای نسبت توانگری در نظر گرفته شود. به کارگیری این مدل به نهادهای ناظر اجازه می دهد تا پیش از وقوع ورشکستگی، هشدارهای اولیه را شناسایی کنند.
دلالت های حکمرانی در اندیشه و عمل مولی عبدالصمد همدانی؛ تحلیلی فقهی- عرفانی بر اساس منابع شیعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حکمرانی متعالی سال ۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۲۳
137 - 164
حوزههای تخصصی:
مولی عبدالصمد همدانی (متوفی، ۱۲۱۶ق / ۱۸۰۱م)، عارف، فقیه و متکلم شیعی قرن سیزدهم هجری، اندیشه هایی عمیق در حوزه حکمرانی ارائه کرده است که ریشه در تلفیق فقه، کلام و عرفان دارد. این مقاله با هدف بررسی دلالت های حکمرانی در اندیشه و عمل وی، بر اساس تحلیل اسنادی آثار او مانند بحرالمعارف و رسائل فقهی، به همراه منابع ثانویه فارسی، عربی و انگلیسی تدوین شده است. روش شناسی پژوهش بر پایه تحلیل محتوای کیفی با رویکرد تماتیک استوار است که شامل جمع آوری داده ها از منابع اولیه و ثانویه، شناسه گذاری تم ها و تحلیل دلالت های سیاسی اجتماعی می شود. یافته ها نشان می دهد اندیشه همدانی بر اصول ولایت عارفانه، عدالت فقهی و اخلاق حکمرانی تأکید می کند که می تواند الگویی برای حکومت اسلامی معاصر باشد. این پژوهش بر پایه شواهد تاریخی، دلالت های عملی حکمرانی را در عمل همدانی، مانند تعامل با قدرت های سیاسی و تربیت شاگردان، برجسته می کند.
شناسایی پیشران های موثر بر ماندگاری نیروی انسانی بخش های دولتی و غیر دولتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت و چشم انداز آموزش دوره ۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۲۵)
385 - 404
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش شناسایی پیشران های موثر بر ماندگاری نیروی انسانی بخش دولتی و غیر دولتی شهرستان سیرجان بود.این پژوهش از نظر هدف کاربردی- توسعه ای و از لحاظ روش تحقیق به صورت کیفی می باشد. ابزار جمع آوری داده ها، شامل دو بخش، بررسی و کنکاش ادبیات تحقیق در بخش کتابخانه ای و مصاحبه نیمه ساختاریافته در بخش میدانی بود. مشارکت کنندگان این پژوهش در بخش میدانی، مدیران منابع انسانی بخش های دولتی و خصوصی سیرجان بودند. انتخاب افراد به روش نمونه گیری انجام گردید. مصاحبه نیمه ساختاریافته با مشارکت کنندگان تا مرحله اشباع نظری ادامه یافت. فرآیند کدگذاری و تحلیل متنی مصاحبه ها در نرم افزار MAXQDA2020انجام گردید. یافته های پژوهش نشان داد که پیشران های موثر بر ماندگاری نیروی انسانی بخش دولتی و غیر دولتی شامل: تغییرات در بازار کار(رقابت شدید برای جذب استعدادها، ظهور نسل جدید نیروی کار، کار هیبریدی)، تغییرات در فناوری(اتوماسیون و هوش مصنوعی، نیاز به مهارت های جدید)، تغییرات در ارزش های کارکنان(معنا دار بودن کار، توسعه فردی، شایسته سالاری، تعادل بین کار و زندگی)، تغییرات در ساختار سازمانی(سازمان های مسطح، کار تیمی، انعطاف پذیری در نقش های شغلی)، تغییرات در انتظارات کارکنان(توسعه مهارت های نرم، مسئولیت اجتماعی، شفافیت و عدالت)، عوامل روانشناختی(سلامت روان، انگیزه و رضایت شغلی، احساس تعلق)، عوامل اقتصادی(حقوق و مزایا، امنیت شغلی)، فرهنگ سازمانی و محیط کار(رهبری اثربخش و مثبت، ارتباطات شفاف و باز، فرهنگ حمایت گر و مثبت، مدیریت تنوع، تعادل بین فرهنگ سازمانی و فرهنگ فردی، انصاف و برابری) می باشد.
A Sustainable eHealth Program to Enhance the Healthcare Sector(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This study aims to assess the efficiency of the eHealth program by conducting a comparative study between public and private healthcare settings in Bangladesh and Malaysia. A detailed literature review gathered from leading databases, articles, and case studies was conducted to achieve the study’s objective. After evaluating the literature and utilizing reducing methods the factors were organized and categorized into the four SWOT groups. The study exhibits that the government of Bangladesh has taken multiple approaches to efficient usage of their resources and providing primary healthcare services at grassroots levels. However, compared to a developing country like Malaysia it is far lag and struggling with multiple challenges like inadequate ICT infrastructure interoperability issues, low adoption of services, privacy and trust issues inadequate data security lack of policies and regulations, and insufficient funding along with multiple threats like resistance to change, cultural influence, and native environmental issues. Nonetheless, these challenges can be addressed through the development of adequate infrastructure, technology, financial support, and human resource capabilities. This will help to achieve the goal of universal health coverage and digital healthcare. This paper identified and explored numerous eHealth concerns and institutionalized favorable policy recommendations to establish an effective and successful eHealth system and boost the healthcare sectors of Bangladesh and similar emerging economies. Being the first to incorporate SWOT analysis and eHealthcare programs, the suggested approaches can have a significant positive impact on the implementation of an effective and sustainable eHealth system.
دارائی امن در شرایط نا اطمینانی: بررسی انتقال ریسک بین بیت کوین، طلا، دلار و صندوق های درآمد ثابت در ایران در حضور ریسک ژئوپلیتیک-رهیافتی از الگوی TVP-VAR(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد مدیریت مالی سال ۱۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۴۸)
49 - 74
حوزههای تخصصی:
بروز ریسک های متعدد در سطح داخلی و بین المللی موجب می شود که از سویی نیاز به سیاست گذاری جهت مقابله با این ریسک ها برای سیاستگذار و از سوی دیگر، تغییر در پورتفوی بهینه برای سرمایه گذار بیشتر احساس شود. به علاوه در طی این شرایط، یافتن دارایی امن اهمیت زیادی پیدا می کند. هدف از مطالعه حاضر یافتن دارایی های امن و بررسی انتقال ریسک میان دارایی ها در حضور ریسک ژئوپلیتیک است. از این رو، در این مطالعه انتقال ریسک بین دارایی های طلا، دلار، بیت کوین و شاخص کل در حضور ریسک ژئوپلیتیک در دوره زمانی ۲۰۲۱/۸/۲ لغایت ۲۰۲۳/۱۰/۲۱ و با استفاده از رهیافت TVP-VAR به منظور شناسایی دارایی امن پرداخته شده است. نتایج پژوهش نشان دهنده آن است که دارایی طلا به عنوان امن ترین دارایی پورتفوی بوده و توانسته است بر کل شبکه و دیگر دارایی های پورتفوی اثرگذار باشد.
بررسی و تطبیق قدرت تخمین مدل های یادگیری ماشین و مدل های آماری در پیش بینی جهت تغییرات اجزای سود و انتخاب مدل بهینه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات مالی دوره ۲۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
31 - 57
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از پیش بینی تغییرات سود، آگاهی دادن به سرمایه گذاران، تحلیلگران مالی، مدیران، مسئولان بازار سهام، اعتباردهندگان و سایر استفاده کنندگان، به منظور قضاوت کردن واحد تجاری، تصمیم گیری برای خرید یا فروش سهام و اعطا یاعدم اعطای وام و اعتبارات است. این پژوهش با هدف ارزیابی عملکرد و مقایسه دقت پیش بینی مدل های یادگیری ماشین و مدل های آماری، برای پیش بینی جهت تغییرات سه مؤلفه سود، از جمله سود (زیان) خالص، سود (زیان) ناخالص و سود (زیان) عملیاتی اجرا شده است.روش: در این پژوهش با استفاده از اطلاعات مالی ۱۳۹ شرکت تولیدی پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، در دوره زمانی ۱۵ ساله، طی سال های ۱۳۸۷ تا ۱۴۰۱ و با به کارگیری ۲۵ مدل یادگیری ماشین و ۱۰ مدل آماری، به بررسی مقایسه کارایی مدل های یادگیری ماشین و مدل های آماری برای پیش بینی جهت تغییرات اجزای سود از جمله سود (زیان) خالص، سود (زیان) ناخالص و سود (زیان) عملیاتی پرداخته شده است. در پژوهش حاضر از نرم افزار اکسل برای مرتب سازی داده ها، نرم افزار ایویوز برای استخراج آمار توصیفی و از نرم افزارهای داده کاوی اس پی اس اس مدلر و رپیدماینر برای مدل سازی پیش بینی جهت تغییرات سود استفاده شده است. ارزیابی عملکرد مدل های یادگیری ماشین، از طریق دو معیار دقت پیش بینی مدل (accuracy) و ناحیه زیر منحنی (AUC) و ارزیابی عملکرد مدل های آماری تنها با معیار دقت پیش بینی مدل انجام شده است. در نهایت، به منظور انتخاب مدلی که بهترین عملکرد را برای پیش بینی جهت تغییرات سود (زیان) خالص، سود (زیان) ناخالص و سود (زیان) عملیاتی دارد، از میان مدل های یادگیری ماشین، به انتخاب مدل بهینه با استفاده از منحنی راک پرداخته شده است.یافته ها: پس از محاسبه متوسط دقت پیش بینی مدل های یادگیری ماشین و مدل های آماری، مشخص شد که متوسط دقت پیش بینی مدل های یادگیری ماشین برای متغیرهای وابسته (درصد تغییرات سود (زیان) خالص، درصد تغییرات سود (زیان) ناخالص و درصد تغییرات سود (زیان) عملیاتی)، از ۸۳ درصد تا ۹۳ درصد و متوسط دقت پیش بینی مدل های آماری برای هر سه مؤلفه سود، از ۷۶ درصد تا ۸۳ درصد متغیر است. پس از احراز نرمال نبودن متوسط دقت مدل های یادگیری ماشین و مدل های آماری برای اجزای سود توسط آزمون کلموگروف اسمیرنف، از آزمون ناپارامتریک یومن ویتنی برای مقایسه دقت پیش بینی مدل های یادگیری ماشین و مدل های آماری برای پیش بینی جهت تغییرات اجزای سود استفاده شد.نتیجه گیری: نتایج آزمون فرضیه های پژوهش، بیانگر کارایی بالای مدل های یادگیری ماشین برای پیش بینی جهت تغییرات سود (زیان) خالص، سود (زیان) ناخالص و سود (زیان) عملیاتی نسبت به مدل های آماری است. نتایج منحنی راک نیز نشانگر آن است که مدل درخت تصمیم با دقت پیش بینی معادل ۱۰۰ درصد، برای پیش بینی جهت تغییرات سود (زیان) خالص و دقت پیش بینی معادل ۳۸/۹۹ درصد برای پیش بینی جهت تغییرات سود (زیان) ناخالص و مدل استنتاج قوانین با دقت پیش بینی معادل ۷۶/۸۶ درصد در پیش بینی جهت تغییرات سود (زیان) عملیاتی، بهترین عملکرد را داشتند و به عنوان مدل بهینه انتخاب شدند.
افشای اطلاعات بااهمیت پایداری و عملکرد شرکت: تعدیلگری استراتژی تجاری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بررسی های حسابداری و حسابرسی دوره ۳۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
63 - 94
حوزههای تخصصی:
هدف: کمبود منابع و استفاده بهینه از آن، چالش اصلی جهان در قرن حاضر است، این چالش توجه همگان را به سوی مفهوم پایداری و تأثیرهای آن و به طور کلی، مفهوم توسعه پایدار جلب کرده است. توسعه پایدار مستلزم آن است که شرکت ها راهبردهایی را پیاده سازی کنند که علاوه بر اهداف و عملکرد اقتصادی، سایر ابعاد توسعه پایدار، از جمله زیست محیطی و اجتماعی را نیز دربرگیرد. همچنین شرکت ها به عنوان یکی از ارکان اصلی جامعه، از تأثیرگذاران مهم روی روند توسعه پایدار هستند و بدون همکاری آن ها، هیچ اقدامی در مسیر پایداری به سرانجام نخواهد رسید. از آنجایی که انجام فعالیت های پایداری، مقدمه ای برای افشای اطلاعات پایداری، جهت بهره مند شدن شرکت ها از مزایای اجرا و افشای پایداری است، هدف پژوهش حاضر، بررسی افشای اطلاعات بااهمیت پایداری بر عملکرد شرکت با نقش تعدیلگری استراتژی تجاری است.
روش: پژوهش حاضر از منظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت و روش، در زمره پژوهش های توصیفی هم بستگی قرار دارد. اطلاعات و مبانی نظری با استفاده از روش کتابخانه ای و داده های مالی نیز با استفاده از روش اسنادکاوی از صورت های مالی حسابرسی شده و اطلاعات پایداری با روش تحلیل محتوا و عمل مپینگ از گزارش های هیئت مدیره (یا پایداری) شرکت ها جمع آوری شده است. جامعه آماری پژوهش، ۱۰۲ شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، طی سال های ۱۳۹۷ تا ۱۴۰۱ است.
یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که بین افشای اطلاعات بااهمیت پایداری و عملکرد شرکت، رابطه مثبت معناداری وجود دارد. همچنین، استراتژی تجاری، در رابطه بین افشای اطلاعات بااهمیت پایداری و عملکرد شرکت، نقش تعدیل کننده دارد و باعث تقویت این رابطه مثبت می شود.
نتیجه گیری: هدف مدیر افزایش ثروت سهام داران است، به این منظور برای حداکثر کردن سود تلاش می کند. در این راستا مدیر می تواند علاوه بر سرمایه گذاری های مالی سنتی، به نوع جدیدی از سرمایه گذاری که سرمایه گذاری در فعالیت های پایداری نامیده می شود، اقدام کند. به همین دلیل است که سرمایه گذاران با افق بلندمدت تر، شرکت هایی را ترجیح می دهند که از لحاظ محیطی، اجتماعی و حاکمیتی بهتر باشند. در حالی که سرمایه گذاران با افق کوتاه مدت، برعکس آن را ترجیح می دهند. نتایج به دست آمده نشان داد شرکت هایی که به میزان بیشتری به افشای اطلاعات بااهمیت پایداری اقدام کرده اند، عملکرد و ارزش بالاتری نسبت به شرکت هایی دارند که کمتر به افشای این گونه اطلاعات اقدام کرده اند. به عبارت دیگر، شرکت با افشای اطلاعات بااهمیت پایداری، باعث ایجاد و بهبود مزیت رقابتی و در نهایت باعث افزایش ارزش و عملکرد شرکتی می شود. همچنین با توجه به یافته ها، استراتژی تجاری در رابطه افشای اطلاعات بااهمیت پایداری و عملکرد شرکت، نقش تعدیلگری دارد. به عبارت دیگر، شرکت ها با انتخاب راهبرد تجاری مناسب و سازگار با عملیات خود، تلاش کرده اند تا رابطه بین افشای اطلاعات بااهمیت پایداری و عملکرد شرکت را تقویت کنند؛ بنابراین شرکت هایی که اهمیت بیشتری برای افشاهای پایداری قائل شده اند و افشای این اطلاعات را در اولویت قرار داده اند، از ارزش و عملکرد بالایی برخوردارند. از سوی دیگر، با توجه به استفاده از الگوی مایلز و اسنو و تقسیم بندی استراتژی تجاری به دو دسته تدافعی و تهاجمی، نتایج نشان داد شرکت هایی که استراتژی تجاری تهاجمی را اتخاذ کرده اند، نسبت به شرکت هایی که استراتژی تجاری تدافعی را در پیش گرفته اند، بیشتر به افشای اطلاعات بااهمیت پایداری اقدام می کنند. پیشنهاد می شود که سرمایه گذاران، به منظور ارزیابی عملکرد شرکت، علاوه بر توجه به افشاهای مالی، افشاهای غیرمالی (پایداری) را نیز مد نظر قرار دهند تا سرمایه گذاری بهینه انجام و از اتلاف منابع جلوگیری شود. پژوهش حاضر بینش های جدیدی را در باب تأثیر افشای اطلاعات بااهمیت پایداری بر عملکرد شرکت با نقش تعدیلگری استراتژی تجاری و اجرای آن در بازارهای نوظهور ارائه می دهد که به طور گسترده مورد مطالعه قرار نگرفته است.